منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
لینک دوستان
سرور مجازی ایران" >سرور مجازی ایران

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان گپ دوستانه و آدرس rahjooyan.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





آخرین مطالب
دیگر موارد

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:







آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 640
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 6
:: باردید دیروز : 11
:: بازدید هفته : 102
:: بازدید ماه : 72
:: بازدید سال : 11258
:: بازدید کلی : 407666
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 6 خرداد 1402

رویا حکاکیان، نویسنده، یهودی الاصل که در تلویزیون تروریستی اینترنشنال حضور ثابتی دارد در کنفرانسی در آمریکا پروژه عادی سازی تجزیه طلبی را کلید زده است.

البته اظهارات او موجب شد تا کاربران مختلف نسبت به این ماجرا واکنش نشان دهند. حکاکیان در این کنفرانس ادعا کرده بود که حقوق بشر از حفظ تمامیت ارضی ایران مهم‌تر است!

اما منظور حکاکیان از حقوق بشر چه بود؟ یکی از کاربران توییتری نوشته است که حقوق بشر برای افرادی چون حکاکیان تنها یک بنگاه درآمدزایی بوده است. این کاربر با انتشار اسنادی مدعی شده است که رویا حکاکیان در کنار افرادی چون مصی علی‌نژاد در غرب کاسب حقوق بشر راه انداخته‌اند. 

حکاکیان کیست و از کجا حقوق میگیرد؟

حکاکیان سال هاست که در مهاجرت کرده و در غرب به فعالیت رسانه ای و هنری می‌پردازد. حکاکیان گفته است که از سال ۲۰۰۴ وارد حوزه حقوق بشر شد. حکاکیان به همراه پیام اخوان و رامین احمدی، «مرکز اسناد حقوق بشر ایران» را تاسیس کردند.

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

به ترتیب از راست، رویا حکاکیان، پیام اخوان و رامین احمدی

 

حکاکیان مدعی است که هیچ گاه در استخدام هیچ نهاد حقوق بشری ایرانی ‌و یا غیر ایرانی نبوده است که پولی دریافت کند و تنها با بودجه آمریکا در سال ۲۰۰۵ مرکز اسناد را با دیگران بنیان گذاشت.

اما اسناد این مرکز نشان می‌دهد حکاکیان در سالهای بعد عضو هیئت امنا بوده است.

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

 

درحالی که حکاکیان مدعی بوده در هیچ نهاد حقوق بشری استخدام نبوده، این کاربر با انتشار سند نوشت حکاکیان غیر از عضویت در هیئت امنای مرکز اسناد حقوق بشر از اعضای هیان مدیره Refugees International (پناهندگان جهانی) بوده است.

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

طبق اسناد منتشر شده موسسه «مرکز اسناد حقوق بشر ایران» تنها با حمایت و بودجه آمریکا تاسیس نشده، بلکه بنیاد های بسیاری در سکوت رسانه ای و در خفا این سازمان را حمایت کردند.

بنیاد های همچون: آکیلیس بودمن، بنیاد اجتماعی شیکاگو، امور مالی نانسی پیک، بنیاد دایموندستون، امور خارجه و تجارت بین المللی کانادا دفتر حقوقی هیوز هوبارد و ربید، انستیتوی جیکوب بلاوستاین برای ارتقاء حقوق بشر، بنیاد جان دوتر، بنیاد خیریه مینوو، حقوق و دموکراسی (کانادا)، دفتر حقوقی رابینسون و کول، دفتر حقوقی اسکادن، آریس، اسلیت، میگر، و فلوم، وزارت امور خارجه آمریکا.

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

این کاربر با انتشار گزارش مالی مرکز اسناد حقوق بشر، به دلارهای مبادله شده برای فعالیت های ایران ستیز این سازمان نیز اشاره کرده و نوشت: کسب و کار بدی نیست به خصوص که با هر خونریزی در ایران مثل جنبش سبز(فتنه سبز) مبالغ آن افزایش چشم‌گیری پیدا میکند.

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

این کاربر در حساب کاربری دیگر خود ادامه اسناد را منتشر کرده و اینبار به درآمد زایی سازمان قبل از اغتشاشات ۸۸ پرداخته است.

او در ادامه رشته توئیت نوشت: جهت آشنایی با مرکز اسناد حقوق بشر خانم رویا حکاکیان نیم میلیون دلار برای بشر ایرانی قبل از جنبش سبز. منبع: اسناد عمومی منتشر شده در سایت IHRDC

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

جهت آشنایی با مرکز اسناد حقوق بشر خانم رویا حکاکیان و دوستان ۱.۴ میلیون دلار برای بشر ایرانی در سال ۲۰۱۴/۲۰۱۳ . منبع: اسناد عمومی منتشر شده در اینترنت برای عملکرد مالی سازمان‌های معاف از مالیات.

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

او در ادامه باقی فعالیت های مالی سازمان را افشا کرد و نوشت: آیا میدانستید ۱۰۴.۰۰۰ دلار از ۱.۴۰۰.۰۰۰ دلار مرکز اسناد حقوق بشر خانم رویا حکاکیان به گیسو نیا پرداخت میشد که هویت کاربران ناشناس را افشا کند! این مرکز با بودجه ابتدایی یک میلیون دلار از سوی وزارت خارجه آمریکا تاسیس شد. پس از آن نیز به این مرکز، سالانه بودجه نیم میلیون دلاری از سوی دولت آمریکا اختصاص داده شده است.

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

این کاربر همچنین ژرده از همکاری های شاهین صادق زاده و رویا حکاکیان برداشته و نوشت: آیا می‌دانستید شاهین صادق‌زاده میلانی مجانی به رویا حکاکیان گیسو نیای نایاکی کاوه شهروز مسیح علینژاد لیبرال دموکراسی و ... عشق می‌ورزد!؟

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

شاهین صادق زاده میلانی

اکنون با افشای این روابط و همکاری افراد به ظاهر کارشناس حقوق بشری و محیط زیستی با سرشبکه های ایجاد آشوب و اغتشاش، پرده دیگری از درآمدزایی این افراد با خون و امنیت مردم ایران برداشته شده است

. به همین منظور بسیاری از کاربران توئیتری، نسبت به این اسناد فاش شده واکنش نشان داده و متوجه شدند که به اسم فعالیت حقوق بشری، چه درآمدهای دلاری از خون مردم و ناامنی کشور کسب شده و چه کاسبی‌های پر رونقی به راه افتاده است.

بسیاری از این کاربران از عبارت «هر یه نفر کشته شه هزار دلار پشتشه» استفاده کرده و برخی نیز این پرسش را مطرح کردند: «این کدامیک از ده ها و صدها بنگاه بیزینس با خون مردمه؟»

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

 

یکی از مواردی که دولت‌های غربی از مقوله حقوق بشر استفاده ابزاری می‌کنند در تحریم است، اوباما در کتاب «سرزمین موعود» نوشته است:

«بعد از آنکه تلاش‌هایمان برای آغاز مذاکره با ایران رد شد و در شرایطی که این کشور وارد چرخه هرج‌ومرج و سرکوبگری بیشتر می‌شد ما راهبردمان را به‌سمت دومین گام راهبرد منع اشاعه‌ای خودمان تغییر دادیم؛ یعنی بسیج کردن جامعه بین‌المللی برای اعمال تحریم‌های اقتصادی سخت و چندجانبه‌ای که می‌تواند ایران را وادار به حضور در میز مذاکره کند.»

او در ادامه می‌نویسد: «تا آن موقع، شورای امنیت چندین قطعنامه علیه ایران تصویب کرده و از این کشور خواسته بود فعالیت‌های غنی‌سازی خودش را متوقف کند. شورای امنیت، اعمال تحریم‌هایی محدود علیه ایران را مجاز کرده و گروهی شامل ۵ عضو دائم شورا به‌علاوه آلمان را تشکیل داده بود تا با امید به بازگرداندن رژیم به پایبندی به معاهده منع اشاعه با مقام‌های ایران دیدار کنند.»

اوباما در ادامه اذعان کرده است که تحریم‌ها ضعیف‌تر از آن بوده‌اند که اثری داشته باشند: «مشکل اینجا بود که تحریم‌های موجود ضعیف‌تر از آن بودند که اثر چندانی داشته باشند، حتی متحدان آمریکا مانند آلمان، کماکان تجارت قابل‌قبولی با ایران داشتند و تقریباً همه از این کشور نفت می‌خریدند. دولت بوش مضاف بر تحریم‌های بین‌المللی تحریم‌های یکجانبه‌ای را وضع کرده بود، ولی این تحریم‌ها تا حد زیادی نمادین بودند چون شرکت‌های آمریکایی از سال ۱۹۹۵ از انجام مبادله با ایران منع شده بودند.»

آن‌طور که از مستندات در اندیشکده‌ها و مراکز تحقیقاتی و اظهارنظر مقام‌های کشورهای مختلف برمی‌آید از نگاه آمریکا این درک ایجاد شده است که دوگانه «تحریم ــ حقوق بشر» می‌تواند ابزاری مؤثر برای تغییر رفتار ایران در اختیار واشنگتن قرار دهد. معروف است که جان بولتون جنایتکار آمریکایی گفته است که باید اثر تحریم‌ها بر مردم ایران به حدی باشد که استخوان آن‌ها بشکند.

باند حکاکیان در آمریکا وظیفه دارد بهانه این تحریم‌ها را جور کند، گفته شده است که باند حقوق بشری شیرین عبادی نقش اساسی در جمع اوری اسناد دروغین به اسم حقوق بشر علیه مردم ایران دارند.


:: بازدید از این مطلب : 377
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 3 خرداد 1402

 

 

چگونه عاقبت به خير شويم و اصولاً عاقبت به خير شدن چيست؟

:: بازدید از این مطلب : 463
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 31 ارديبهشت 1402

عطاءالله مهاجرانی در روزنامه اعتماد نوشت: «بعد از انتخابات روز شنبه ۲۴ اردیبهشت، اردوغان گرچه نتوانست اکثریت آرا را کسب کند و در دور نخست پیروز شود، اما همه قراین نشان می‌دهد که در دور دوم انتخابات در هفتم خرداد، احتمال پیروزی او از رقیبش نه‌تنها کمتر نیست، بلکه بیشتر است... اردوغان چگونه با رویکردی سنجیده ترکیه را به جایگاهی با اهمیت در اقتصاد و سیاست جهان رسانیده است؟... جنگ روسیه و اوکراین موجب شد که اختلال در صادرات گندم پیش‌ آید. تحریم‌های روسیه از سوی آمریکا و غرب هم مزید علت شد. در این میان ترکیه، با استفاده از موقعیت جغرافیایی-سیاسی بسیار مناسب، همکاری با سازمان ملل و روسیه و اوکراین وارد صحنه شد تا ابتکار صادرات گندم روسیه و اوکراین را در دست بگیرد. سیاستی که به «ابتکار صادرات غلات از دریای سیاه» مشهور شد.
این رویکرد، یعنی استراتژی مبتنی بر صلح و کسب منافع حداکثری برای ترکیه، در بیست سال گذشته، چهره اقتصادی، صنعتی و کشاورزی و خدماتی و سیاسی ترکیه را به کلی دگرگون کرده است. در یک کلام اردوغان توانسته اقتصاد ترکیه را در دو دهه تقریبا سه برابر کند. استانبول را به یکی از پررونق‌ترین و زیباترین شهرهای جهان تبدیل کند. جذب سرمایه خارجی به ارقام مهم و تعیین‌کننده‌ای در اقتصاد ترکیه رسیده است. 
از سال ۱۹۷۳ تا ۲۰۰۲، مجموعه جذب سرمایه خارجی در ترکیه ۱۵ میلیارد دلار و از ۲۰۰۳ تاکنون، تقریبا بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار بوده است! این سرمایه در صنعت ساختمان، انرژی و خدمات، رسانه و... صرف شده است. تعداد شرکت‌ها با سرمایه خارجی در سال ۲۰۰۲، یعنی ابتدای دوره اردوغان ۵۶۰۰ شرکت بوده است، اکنون بیش از صد هزار شرکت با سرمایه خارجی در ترکیه فعالند که چندین هزار شرکت ایرانی هستند! 
شرکت‌های ایرانی و اخیرا شرکت‌هایی که در حوزه علوم و تکنولوژی جدید فعالیت می‌کنند، با تشویق و تدارک و برنامه‌ریزی به ترکیه جذب می‌شوند. واحدهای صنعتی بخش خصوصی در ایران، با سرمایه‌گذاری بخش خصوصی ترکیه، به رونق اقتصاد ترکیه کمک می‌کنند... دو دهه پیش یکی از مقامات که به ژاپن رفته بود، گفت ما می‌خواهیم ژاپن اسلامی بشویم! بسیار خوب نشدیم، ترکیه را دریابیم!»
هم‌زمان، روزنامه هم‌میهن هم به قلم صادق زیباکلام نوشت: «چنین امکانی وجود ندارد که ما هم شاهد انتخاباتی مثل ترکیه باشیم... واقعیت امر این است که ترکیه سال‌ها از نظر دموکراسی از ما در ایران جلوتر است. اساسا نفس اینکه یک نفر به اسم آقای رجب ‌طیب‌اردوغان که دو دوره رئیس‌‌جمهور بوده است و بیش از دو دهه است قدرت را در اختیار دارد، مجبور شود تن به رقابت سیاسی این‌چنینی دهد که 45 درصد رای‌دهندگان بیایند و به رقیب او رای دهند، این اساسا نشان ‌دهنده دموکراتیک بودن ترکیه در مقایسه با ایران است که در این کشور، ساختار قدرت می‌تواند به این شکل مورد چالش قرار بگیرد. صدالبته که ترکیه، نروژ و سوئیس و سوئد نیست، ترکیه حتی به پای هند و ژاپن هم نمی‌رسد، اما واقع مطلب این است که قدرت در ترکیه بعد از دو دهه می‌تواند مورد چالش قرار بگیرد. همین ‌قدر که یک عده می‌‌توانند پای صندوق بروند و به رقیب کسی رای دهند که دو دهه قدرت را در اختیار داشته، به نظر من این نشانه حداقلی از توسعه سیاسی به شمار می‌رود».
درباره سخنان مهاجرانی و زیباکلام باید یادآور شد که ژاپن یا ترکیه، امثال موسوی و خاتمی و ‌هاشمی و... را نداشتند که زیر میز انتخابات بزنند و در مقابل رای اکثریت (جمهوریت) بلوا بر پا کنند. ژاپن یا ترکیه، مثل مهاجرانی را نداشت که پس از چند ده سال حضور در مناصب حکومتی، به لندن بگریزد، اتاق فکر آشوب سبز در خارج کشور تشکیل دهد و برای بورسیه کردن فرزندش از سفارت عربستان درخواست پول کند. ژاپن یا ترکیه سیاست‌بازی با مختصات آقای مهاجرانی ندارند که در میان‌سالی بگوید «اگر در جوانی وارد سیاست شدم مربوط به شیر درازگوشی بود که در کودکی خوردم و دیگر به سیاست برنمی‌گردم»، اما تا دری به تخته خورد و آتش فتنه سبز توسط مزدوران انگلیس و آمریکا و اسرائیل شعله‌ور شد، به سیاست‌بازی مبتذل برگردد و با طرح اسب تروا، چنان کمدی سیاهی به یادگار بگذارد که در میان اپوزیسیون همسو به عنوان درازگوش تروا ضرب‌المثل شود!
درباره شرایط اقتصادی هم با وجود این‌که ترکیه تحریم نیست، اما سال گذشته حتی رکورد تورم ۱۰۸ درصدی را هم ثبت کرد و پول ترکیه در یک سال، ۴۰ درصد ارزش خود را از دست داد. بدهی ترکیه ۴۶۵ میلیارد دلاری است.
هم‌چنین باید به آقای زیباکلام یادآور شد که پس از کودتای ژوئیه ۲۰۱۶ در ترکیه، دولت اردوغان ۷۷ هزار نفر را بازداشت کرد. ۱۳ هزار و ۵۰۰ نفر محاکمه شدند. ۱۳۰ فرماندار و استاندار، ۲۷۴۵ قاضی و دادستان (توأم با ضبط دارایی و املاک)، ۱۷۵۵ رئیس‌ و معاون رئیس‌دانشگاه، ۳۶ هزار معلم و ۹۰۰۰ کارمند وزارت داخله اخراج شدند. بیش از ۱۰۰ هزار نفر کارشان را از دست دادند. دولت هم‌چنین، ۴۵ روزنامه، ۱۵ مجله، ۲۳ فرستنده رادیو، ۱۶ فرستنده تلویزیون و ۲۹ بنگاه نشریاتی را تعطیل کرد. گذرنامه ۵۰ هزار نفر باطل اعلام شد. اما در ایران برخی متهمان کودتای سبز نه‌تنها با اغماض روبه‌رو شدند، بلکه در دولت روحانی به وزارت و معاونت هم رسیدند.
گفتنی است در انتخابات اخیر ترکیه، اردوغان ۲۷ میلیون و ۸۸ هزار رای (۴۹.۵ درصد) و قلیچدار اوغلو ۲۴ میلیون و ۵۶۸ هزار رای (۴۴.۸۹ درصد آرا) را به خود اختصاص داده‌اند. اما با وجود این که فاصله رای دو رقیب، 2/5 میلیون نفر بیشتر نبود، طرفداران قلیچدار اوغلو مدعی تقلب و مرتکب آشوب نشدند؛ خیانتی که مدعیان اصلاح‌طلبی (حامیان موسوی و خاتمی)، با وجود فاصله بیش از ۱۱ میلیونی رای موسوی و احمدی‌نژاد در انتخابات ۱۳۸۸ ایران مرتکب شدند.

 
 
منبع:کیهان
 
 
 
 

:: بازدید از این مطلب : 383
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 28 ارديبهشت 1402

در پی گروگان‌گرفته شدن دو زن از استان کرمان توسط اشرار و انتقال آنان به شهرستان خاش و دستور مرجع قضایی به ماموران اداره کل اطلاعات استان، بلافاصله عملیات با همراهی و پشتیبانی پلیس شهرستان خاش به منظور رهایی گروگان ها انجام می شود.

به محض شروع عملیات، اشرار به صورت مسلحانه با ماموران درگیر شدند که در این درگیری سروان «یاسر عبدلی»، جانشین پلیس اطلاعات خاش و از افسران شجاع، متعهد و متخصص پلیس بر اثر اصابت گلوله اشرار به شهادت می رسد.

ماهیگیری جریان غرب‌گرا از انتخابات ترکیه/ سکوت حامیان شعار «زن،زندگی، آزادی» و سانسور رشادت مأمور فراجا
شهادت مامور فراجا در عملیات نجات دو گروگان زن از دست اشرار در خاش

 

نکته قابل تأمل اینجاست که رسانه های جریان غربگرا به هیچ عنوان به این حادثه اشاره نکرده و تیغ سانسور بر آن کشیدند. این در حالی است که این طیف خود را حامی حقوق زنان نیز می نامد!

سال گذشته و در جریان اغتشاشات، جریان غربگرا همصدا با دشمن، به نفرت پراکنی علیه حافظان امنیت پرداخته و آنان را تضییع کنندگان حقوق زنان جا زدند. این نفرت پراکنی و فضاسازی مسموم موجب شد که عده ای از اوباش و اشرار به خود جرأت داده و گلوی مأمور پلیس را پاره کردند و مأمور دیگر را آتش زده و طلبه بسیجی را نیز وسط خیابان شکنجه کردند.

حادثه اخیر گروگانگیری، سند دیگری بود مبنی بر رسوایی حامیان دروغین شعار «زن، زندگی، آزادی». همان طیفی که وقتی فعال سیاسی هم قبیله آنان، همسر دوم خود را با سلاح گرم به قتل رساند، در مقابل این عمل شنیع سکوت کرده و حتی پا را فراتر گذاشته و «قاتلِ یک زن» را به عنوان قهرمان معرفی کردند!

حادثه اخیر گروگانگیری یکبار دیگر ثابت کرد که حاکمیت در ایران و همچنین حافظان امنیت، حامیان اصلی شعار «زن، زندگی، آزادی» هستند و در بزنگاه ها، نه تنها به طور تمام و کمال از حقوق زنان دفاع کرده بلکه جان خود را نیز در طبق اخلاص می گذارند.

 

منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 369
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 28 ارديبهشت 1402

 

رهبر انقلاب: 

«اگر جریان تحریف شکست بخورد، جریان تحریم هم شکست خواهد خورد.»(10/5/99)

پوستر/ کار جریان تحریف، آدرس غلط دادن برای حل مشکل تحریم است

دقت نماییم به این گزارش:

به گزارش روزنامه لس‌آنجلس تایمز در تاریخ 28 مهر 1388 که از رایزنی یک مقام آمریکایی با «سران اپوزیسیون و نمایندگان سران جنبش سبز» منتشر کرد توجه کنید.
«جان‌هانا»، عضو ارشد موسسه واشنگتن در سیاست 
خاور نزدیک و مشاور امنیت ملی دیک چنی (معاون جرج بوش) به این روزنامه می‌گوید: «مطمئناً پیامی که من از گردهمایی اخیر فعالان اپوزیسیون ایران- که در میان آنها بعضی شخصیت‌های نزدیک به رهبری جنبش سبز حضور داشتند- شنیدم، این بود که تحریم باید اعمال شود و این تحریم باید هرچه شدیدتر باشد؛ تحریم ضعیف و یا تدریجی، فقط به رژیم این امکان را می‌دهد که با وضعیت جدید خودش را تطبیق دهد. آنها گفتند برای اینکه تحریم مؤثر باشد، باید به صورت شوک‌ وارد شود که فلج کند و نه به صورت واکسن... برخی از آنها نگرانند که رژیم بر اثر حمله نظامی فلج نشود و به جای آن، جنبش سبز سرکوب شود. با وجود این نگرانی، آنها پیشنهاد دادند بمباران همزمان تأسیسات هسته‌ای و مراکز سپاه پاسداران و بسیج- هر چند که تعدادی از مردم را هم نابود کند- موجبات جمع کردن بساط حکومت به دست مخالفان را تسریع خواهد کرد»!
 
چرا در بین بعضی روشنفکران ایرانی در طول این حدود 117 سال گذشته (از انقلاب مشروطه تاکنون) شعارهایی که خمیر مایع آن، فریب و اغواگری، تحریف واقعیت ها و دروغ غربی ها، را می خواهندبا شعار عزت، کرامت و شرافت ملت شریف ایران عوض نمایند.

:: بازدید از این مطلب : 278
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 19 ارديبهشت 1402

فردا عازم کربلایم نایب زیارت همه شمایم. قسمت همه شما عزیزان بشه اینشاالله.

 

اماکن زیارتی نجف را بشناسید
 

 

 

فضای حرم مطهر امام حسین(ع) 30 برابر می‌شود + تصاویر

 


:: بازدید از این مطلب : 416
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 17 ارديبهشت 1402

اول: آیا امکان رفراندوم در ایران به طور کلی وجود دارد؟ پاسخ حتماً بله است؛ اساساً قاعده‌ی رفراندوم در خود قانون اساسی به صورت معیّنی تعبیه شده و اگر چنین اقتضائی ایجاد شود می‌توان به آن رجوع کرد. ضمن آنکه در سابقه جمهوری اسلامی همه‌پرسی‌های بنیادی مانند رفراندوم درباره خود جمهوری اسلامی در 12 فروردین 58 و همه‌پرسی درباره قانون اساسی انجام شده است. پس جمهوری اسلامی از اصلِ همه‌پرسی نه تنها واهمه‌ای نداشته بلکه تنها انقلاب بزرگ تاریخ است که پس از پیروزی، حتی برای تعیین نوع حکومت، رفراندوم برگزار کرد.

دوم: امّا درباره رفراندوم بی‌قاعده و کاریکاتوری که بعضاً لق‌لقه‌ی زبان برخی سیاستمداران است چه؟

1- اینان علیرغم همه‌ی فریادهایشان تاکنون حتی یک بار نتوانسته‌اند به روند قانونی موجود در قانون اساسی اتّکا کنند؛ علت هم مشخص است: آنها اقلیتند اما ادای اکثریت را درمی‌آورند و از آنجا که صدایشان در بعضی رسانه‌ها بلندتر از صدای مردم معمولی است، تن صدایشان را با حقانیت خواست‌شان اشتباه می‌گیرند. اینها صدایشان بلند است اما اقبالشان در افکار عمومی کوتاه؛ لذا چون می‌دانند در اقلیتند، صدایشان را بلند و کلفت می‌کنند و نهایتاً هم این ادعا که چون به حرف من گوش نداده‌اند، پس دموکرات نیستند را سر دست می‌گیرند!

2- وقتی کار از قاعده خارج شد و هر کسی که خواست بتواند بگوید: یا درباره آنچه من می‌گویم رفراندوم بگذارید و یا دیکتاتورید، این پرسش‌ها پیش می‌آید:

اولاً: چه کسی به شما برخلاف قانون این حق را داده که برای همه تعیین تکلیف کنید؟

ثانیاً: در این فرآیند بی‌قاعده، فرض کنید عده‌ای امروز گفتند همه‌پرسی، و از قضا بعد از 6 ماه تدارک چنین اقدام دشوار و مهم و هزینه‌بری، رفراندوم هم برگزار شد. دقیقاً یک هفته بعد حالا عده‌ی دیگری هم بگویند اتفاقاً عکس آن موضوع را هم باید به همه‌پرسی بگذاریم چون معتقدیم نظر مردم عوض شده است! چه استدلالی دارید که انجام ندهید؟ در این صورت آیا کشور غیر از رفراندوم‌های خنده‌دار کار دیگری می‌تواند بکند؟ اصلاً خود همین کار انجام شدنی است؟

ثالثاً: اگر هر کس دلش خواست نسخه‌ی رفراندوم‌های پی‌درپی بپیچد، پس انتخاباتی که به طور متوسط هر ساله در کشور برگزار می‌شود چیست؟ آیا خود همین انتخابات، یک رفراندوم مستمر و باقاعده برای تعیین و تغییر شیوه‌های حکمرانی نیست؟ در همین 44 سال، مجالس و روسای جمهوری انتخاب شده‌اند که کم و بیش با یکدیگر بعضاً تا 180 درجه متفاوت اندیشیده و عمل کرده‌اند. مجلس ششم با مجلس هفتم، مجلس امروز با مجلس دور قبل، خاتمی با احمدی‌نژاد، احمدی‌نژاد با روحانی و رئیسی با روحانی به لحاظ اقدام و اندیشه چه شباهتی دارند؟ آیا هرکدام بر اساس پیامی که از انتخابات آن دور دریافت شد، شیوه و مسیر متفاوتی را اتخاذ نکردند؟ لذا اگر هر چیز محل اختلافی بخواهد با رفراندوم تعیین تکلیف شود، به معنای تعطیلی یا بلاموضوع کردن انتخابات نیست؟

سوّم: مسئله دیگر خلط میان رفراندوم با انقلاب و تغییر بنیادهای یک نظام سیاسی است؛ به صورت طبیعی هیچ نظم سیاسی بعد از استقرار، طبق قانون اساسی، اصول بنیادی خود را به همه‌پرسی نمی‌گذارد. این تغییر از ریشه، موضوعِ انقلاب است نه رفراندوم. برای مثال جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی نمی‌تواند مواردی را به رفراندوم بگذارد که به معنای نفی جمهوریت و یا رویکرد اسلامی و یا استقلال آن باشد. یعنی اگر کسی گفت رفراندوم بگذاریم و اگر مردم رأی دادند از این پس انتخابات برگزار نکنیم و یا رفراندومی برگزار کنیم که بر اساس آن نظام کشور دیگر نشانه‌های اسلامیت نداشته باشد، این هیچ نسبتی با رفراندوم ندارد.

چهارم: آنچه طی سالهای مختلف در تاریخ جمهوری اسلامی از سوی برخی آقایان به عنوان ضرورت رفراندوم گفته شده، در واقع اراده‌ی رفراندوم برای تقویت دموکراسی نیست؛ لبّ کلام آنها این است که ما اوّلاً صدای بلندتر و گردن کلفت‌تری داریم و ثانیاً حتی اگر در ظاهر ادعای دیگری داشته باشیم، اما می‌دانیم که پایگاه اجتماعی لازم برای آن مسائلی که مد نظر داریم وجود ندارد، لذا قصد دیکتاتوری خود را پشتِ نمایشِ تلاش برای رفراندوم پنهان می‌کنند.

برای اینها مسئله‌ی اصلی اعمال دیکتاتوری است؛ یک روز به واسطه‌ی اردوکشی خیابانی علیه صندوق‌های رأی و روز دیگر شوآف رفرانداوم.

جنگ شناختی در میدان صفین با برافراشتن پیراهن عثمان رفراندوم

انتخابات در نظام اسلامی یک فریضه قلمداد می‌شود و در سابقه پرافتخار جمهوری اسلامی شاهد بوده و هستیم که مردم با قصد قربت و به‌مثابه یک عبادت در آن مشارکت می‌کنند و البته همواره مشارکت حداکثری مردم در همه انتخابات صرف‌نظر از نتایج محتمل هر انتخاباتی مورد تأکید و توصیه و سفارش رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار داشته است.

کنار این کارنامه درخشان نظام و رهبری، در برهه‌هایی حساس از تاریخ انقلاب اسلامی شاهد بوده‌ایم که برخی سیاسیون و جریان‌های سیاسی سوابق و خاطرات تلخی را در عدم پای‌بندی به رأی مردم و نتایج حاصل از انتخابات در حافظه تاریخی ملت ایران باقی گذاشته‌اند.

مروری بر عملکرد این جریان‌های سیاسی در انتخابات ریاست‌جمهوری 1384 و 1388 که با بی‌تفاوتی از کنار رأی باورنکردنی نامزد رقیب خود گذشتند و حتی شرم‌آورانه برای مخدوش‌سازی رأی مردم متوسل به دسته‌بندی رأی مردم به رأی کیفی و  رأی غیرکیفی شدند و ترجیح رأی کیفی بر رأی غیرکیفی را به‌خلاف همه ادعاهای دموکراسی‌طلبانه خود تئوریزه کردند نشان می‌دهد، وقتی صرف تصدی و تصاحب قدرت ملاک باشد حاضرند مقدس‌ترین ارزش‌ها را پای منافع سیاسی و حزبی خود ذبح نمایند.

شوربختانه پس از حوادث تلخ پاییز 1401 شاهد هستیم سران این جریان و متملقان و چاپلوسان آنان به‌انحای گوناگون و برای موضوعات ریز و درشت مسئله برگزاری رفراندوم را مطرح و حتی موضوع رفراندوم را براندازی نرم جمهوری اسلامی از طریق همه‌پرسی برای تغییر قانون اساسی عنوان کردند که طبیعی بود مورد استقبال دشمنان انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) از جمله سیاستمداران جنایت‌کار غربی و رژیم صهیونیستی قرار بگیرد که گرفت و امپریالیسم رسانه‌ای تمام‌قد به دفاع از آن برخاست.

در روزهای اخیر هم شاهد بودیم رئیس دولتی که باید به‌خاطر ناکارآمدی و خیانتی که به‌دلیل ناکارآمدی در طول دوران تکیه بر قدرت داشت که منجر به ضربه زدن به اعتماد عمومی و ایجاد شکاف بین دولت و ملت شد، پاسخگو باشد، با توسعه دایره رفراندوم به موضوعات ریز و درشت در عرصه سیاست داخلی، سیاست خارجی و مقولات فرهنگی عرض‌اندام کرد و اگرچه اکثر مردم آن را یک پز انتخاباتی قلمداد کردند اما طبیعی بود که مورد حمایت دشمنان قرار بگیرد و دستمایه‌ای برای حمله و تهاجم به نظام مظلوم اسلامی در اختیار رسانه‌های بیگانه و مواجب‌بگیر سیاستمداران غربی و صهیونیستی قرار دهد که داد.

اکنون همه این جریاناتی که نه‌تنها کارنامه قابل‌قبولی در پای‌بندی به رأی و نظر مردم ندارند بلکه آنها را لشگر قابلمه به دست معرفی می‌کردند با بیانات اخیر مقام معظم رهبری در جمع رمضانی دانشجویان دانشگاه‌ها درباره رفراندوم که طراحی آنان برای درگیری‌سازی و مشغول‌سازی جمهوری اسلامی را بر هم زده است فریاد «وا رفراندوما» سر داده و پیراهن عثمان را بر سر نیزه کرده‌اند که "آی خلایق، بیایید و ببینید که جمهوری اسلامی به شعور مردم توهین کرده است".

حامیان این جریان در خارج از کشور (که گناهشان را بی‌شک باید به پای اربابان و صاحب‌کارانشان که از آنها بهره‌برداری سیاسی می‌کنند نوشت) با طرح موارد همه‌پرسی در کشورهای غربی مدعی شده‌اند که "آنها همه مسائلشان را به رفراندوم می‌گذارند، و شما چرا اصل اعتقاد به نظام را به رفراندوم نمی‌گذارید؟".

در پاسخ به اینان باید گفت ما همه حرف‌های شما را می‌پذیریم  به یک شرط و آن شرط این است که یک نمونه حتی یک نمونه کوچک نشان دهید که در کشورهای غربی خط‌قرمز بودن هولوکاست را به‌عنوان یک موضوعی که منجر به چالش‌های عمیق در روابط بین‌الملل و خصوصاً غرب آسیا شده است و خون‌های بسیاری از جوانان فلسطینی را به زمین ریخته است به رفراندوم گذاشته باشند یا حتی اجازه پیشنهاد آن نه به‌صورت رسمی بلکه حتی توسط یک رسانه را داده باشند.

این همه مرعوبیت نسبت به غرب و این همه بزک کردن غربی‌ها و فرو کوفتن ایران تا کنون چه دستاوردی برایتان داشته است که این مسیر را پرشتاب ادامه می‌دهید؟

واقعیت این است که برگزاری رفراندوم به‌عنوان یک راه‌کار برای تصمیم‌گیری درباره مسائل مهمی که اهمیت و ضرورت آن برای مراجعی که در قانون مشخص شده است، به اثبات رسیده باشد در قانون اساسی تعبیه و به‌رسمیت شناخته شده است لیکن جوازی برای توسعه این مسائل به مسائلی که مربوط به اصل «اسلامیت» و «جمهوریت» نظام است یا مسائلی که برای تصمیم‌سازی یا تصمیم‌گیری درباره آنها سازوکارهای قانونی و مشخصی در قانون اساسی طراحی شده است، وجود ندارد.

آنچه رهبر معظم انقلاب اسلامی به آن اشاره کرده‌اند این است که رفراندوم باید ضرورت داشته باشد و این‌طور نیست که در نقاط مختلف دنیا همه مسائلشان را به رفراندوم بگذارند، ضمن این‌که با تعدد و تکرر رفراندوم نمی‌توان همیشه جامعه را در حالت دوقطبی نگه داشت آن هم کشوری که با دشمنی‌های آشکار و غیر قابل انکار مواجه است و حلقوم‌هایی با فریادهای برآمده از حقد و کینه آرزوهای براندازی آن را فریاد می‌کنند.

از این مهم‌تر کشور نیاز به پیشرفت دارد و نمی‌توان با درگیرسازی کشور از طریق رفراندوم به مقولات غیرضروری که از اهمیت لازم برای موضوع رفراندوم قرار گرفتن برخوردار نیستند قطار پیشرفت کشور را متوقف کرد.

در پایان باید به کسانی که مدعی هستند این بیانات نشانه عبور نظام از مردم‌سالاری و توهین به مردم است گفت؛ اولاً شما دارید با دروغ‌پردازی و شبهه‌افکنی به شعور مردم توهین می‌کنید چرا که با تحریف سخن رهبری، مخالفت ایشان را که مربوط به توسعه موضوعات رفراندوم به مسائل گوناگون کشور است و طبعاً موضوعات کم‌اهمیت و غیراولویت‌دار کشور را در برمی‌گیرد که برای اتخاذ تصمیم درباره آنها سازوکارهای قانونی مشخصی وجود دارد آن را به مخالفت با اصل رفراندوم و قانونی بودن آن تعبیر و تفسیر می‌کنید.

ثانیا نظامی را متهم به عبور از مردم‌سالاری دینی می‌کنید که در طول عمر پربرکت چهل و چند ساله خود کارنامه پرافتخاری از مردم‌سالاری با برگزاری تقریباً یک انتخابات در هر سال دارد.

رهبری را متهم به این امر می‌کنید که پرچمدار دفاع از جمهوریت نظام است و مردم در منظومه فکری و سیره عملی ایشان همواره از جایگاه معتبر و ممتازی برخوردار بوده‌اند و همواره در همه انتخابات رأی و نظر آنان از سوی ایشان مورد احترام قرار گرفته و فرصت خدمت و بیش از آن حمایت از منتخبان مردم نیز از سوی ایشان در اختیارشان قرار گرفته است.

تجربه تاریخی نشان می‌دهد دشمنان از این هیاهوها که با هدف دوقطبی‌سازی بین مردم و نظام و رهبری صورت گرفته است طرفی نخواهند بست و همچون بیست و دوم بهمن تاریخی شاهد انتخاباتی پرشور و تاریخی در انتهای این سال با مشارکت حداکثری توصیه‌شده توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی خواهیم بود.

 

منبع: تسنیم


:: بازدید از این مطلب : 390
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 16 ارديبهشت 1402

اگر لیبرالیسم را دست پروده چندین قرن(دوره رنسانس)  فیلسوفان و روشنفکران و نظریه پردازن غربی بدانیم که شکی در آن نیست. دنیا شاهد تولد انسانهای شیطان صفتی از زایش لیبرالیم است که چهره شیطان راسفید می کنند.در آشکار و پنهان چنان در اغواگری انسانها در سطح کره خاکی استفاده می کنندکه شیطان نتوانسته بود اینچنین در وسعت وسیع  انسانها را اغفال استفاده نماید.

قسمت اول:

نماد بهره کشی جنسی از کودکان، او جاسوس موساد بود، چگونه سیاستمداران آمریکایی را به گروگان گرفته است؟

روز ۱۴ فوریه، طبق آن‌چه که در غرب روز ولنتاین(یا روز عشاق) خوانده می شود، رییس جمهور اسبق ایالات متحده، توئیتی کوتاه و مختصر نوشت که در ترکیب با تصویر به اشتراک گذاشته شده، بسیار رمانتیک از کار درآمد. بیل کلینتون در حالی که عکسی از خود و هیلاری کلینتون(وزیر خارجه دولت باراک اوباما و نامزد دمکرات‌ها در سال ۲۰۱۶) به اشتراک گذاشت، نوشت: ولنتاین من!

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟

بخش عمده‌ای از کاربرانی که به این ژست رمانتیک و «وفادارانه» بیل کلینتون نسبت به همسرش، زیر همین توئیت، واکنش نشان دادند، فضاحت اخلاقی بزرگ دوره ریاست جمهوری او، یعنی ماجرای ارتباطش با یکی از کارمندان کاخ سفید به نام «مونیکا لوینسکی» را به یادش آوردند. اما در این میان، شماری از کاربران هم به مساله ارتباط و دوستی عمیق او با «جفری اپستین» اشاره کردند که از هر لحاظ ماجرای بسیار مهم‌تری از پرونده مونیکا لوینسکی بود.

جفری اپستین، یهودی میلیاردر عیاش و فاسدی بود که جت های شخصی و جزایر اختصاصی اش در طول سالیان میزبان دوستان ذی‌نفوذ او در حوزه سیاست (از روسای جمهور، نخست وزیران، شاهان و شاهزادگان) بود.

جفری اپستین در فرهنگ عمومی آمریکا، نماد پیوند سرمایه با «فساد جنسی» بی‌حد و حصر و بی محدودیت بود. این یهودی مرموز، مرزهای فساد جنسی را در نوردیده بود و بیش از هر چیز به واسطه «پدوفیلیا»، سوء‌استفاده جنسی از دختران کم سن و سال و قاچاق برده جنسی شهرت داشت.

او رفیق صمیمی و محرم راز سیاستمدارانی چون بیل کلینتون و دونالد ترامپ بود تا ثابت کند که امپراتوری شیطان در کشیدن چهره‌های سیاسی ذینفوذ به منجلاب فساد سیاه جنسی، حزب و دسته و جریان نمی‌شناسد.

در ماه آگوست ۲۰۱۹، در حالی که اپستین منتظر محاکمه در سلولی در زندان نیویورک بود، خبر آمد که سلطان «سواستفاده جنسی از کودکان»، خودکشی کرده است. خودکشی او به عنوان «جعبه سیاه» بسیاری از سیاستمداران نظام سلطه، صدها سوال مهم را بی‌پاسخ گذاشت. بسیاری از اهالی رسانه و پژوهشگران، به شدت نسبت به مرگ اپستین، و این که اصولا او مرده یا در یک صحنه‌سازی از معرکه خارج شده، مشکوک هستند.

کتاب جدیدی از دیلان هوارد، روزنامه‌نگار تحقیقاتی و تیمی از همکاران او، بعد از چند سال کار مستمر روی شواهد و مدارک مربوط به اپستین و پرونده‌های قضایی او، بسیاری از جزییات مربوط به این چهره خبیث، خوفناک و رمزآلود را آشکار کرده است. عنوان کتاب «اپستین: مردگان زبان باز نمی کنند» است.

هوارد می گوید:

" اپستین در منطقه کارگری نیویورک رشد کرده بود، ولی خیلی زود به وال استریت(مرکز سرمایه و امور مالی در آمریکا) راه یافت. او از شغلی به شغلی می رفت و مناقشه برپا می کرد. "

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
دیلان هوارد

هوارد در جای دیگری می گوید:

" به نظر نمی رسد که اپستین کار مشخصی در زندگی داشته، ولی سرمایه او بالغ بر ۶۰۰ میلیون دلار بود! "

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
کتاب جنجالی دیلان هوارد که در ان مساله همکاری اپستین با موساد مورد بررسی قرار گرفته است

شماری از املاک به شدت گرانقیمت در فهرست دارایی‌های اپستین قرار دارد که شناخته‌شده‌ترین آن‌ها، چند ملک در داخل نیویورک سیتی، یک قصر در پالم بیچ نیویورک، یک جزیره شخصی در جزایر ویرجین آمریکا در دریای کارائیب، خانه‌ای مجلل در پاریس و یک مزرعه بزرگ در نیو مکزیکو بودند.

اما یک نکته کلیدی در گفته‌های هوارد درباره اپستین وجود دارد: 

" هر اتاقی، تاکید می کنم هر اتاقی، در هر ملکی از اپستین، مجهز به دوربین‌های متعدد بود. "

بر اساس شواهد و مدارک مستند پلیس، هر آن‌چه که در چاردیواری اتاق‌های متعلق به اپستین در هر گوشه دنیا روی دوربین ضبط می شد، به صورت تصویر چاپ می شد و ویدیوها هم روی دی وی دی ثبت می گردید.

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟

به گفته‌ی آری بن مناشه، اسراییلی متولد ایران، مامور ارشد امنیتی سابق در سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی که در دهه ۱۹۸۰، مشاور امنیتی نخست وزیر اسراییل بود، اپستین قطعا با موساد همکاری می کرد و روش کار او هم، همان روش کلاسیک «دام عسل» بود: جذب افراد سرشناس به تله جنسی و گرفتن فیلم از او و استفاده از این فیلم‌ها برای اخاذی یا وادار ساختن آن افراد معروف به کارهایی مشخص.

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
نام او در پرونده «ایران کنترا» یا همان ماجرای مک‌فارلین در دهه ۱۹۸۰ مطرح شد

به اعتقاد آری بن مناشه، عاملیت برای سرویس‌های جاسوسی اسراییل درباره دستیار، شریک و محرم اسرار سالیان اپستین، یعنی «ژیزلَن ماکسول» هم صدق می کند. ماکسول، زن یهودی‌تبار اهل بریتانیا، شریک و همکار جدایی‌ناپذیر اپستین در همه سال‌های سیاهکاری و تبهکاری او بود.

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
ژیزلن ماکسول
نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
ماکسول و اپستین

به نظر می رسد که حتی نقش ماکسول در پروژه‌های اپستین حتی کلیدی‌تر از خود او بود. او مسوول تامین دختران کم سن و سال برای شبکه فحشای اپستین، از شرق اروپا و مناطق دیگر دنیا بود. پدر ژیزلن ماکسول، یعنی رابرت ماکسوِل، یک غول رسانه‌ای و مطبوعاتی و نماینده پارلمان انگلستان، یک یهودی متعصب و کادر رسمی موساد در ایام جوانی بود. آری بن مناشه در کتاب دیلان هوارد، مدعی شده که او دستیار رابرت ماکسول بوده و مطلع بوده که روبر بود که دخترش و اپستین را به سرویس جاسوسی موساد متصل کرد.  

نکته بسیار قابل‌تامل این که، قبل از مرگ اسرارآمیز رابرت ماکسول در ۱۹۹۱، تقریبا کل سرمایه عظیم او به جفری اپستین انتقال یافت. برخی کارشناسان بر این باورند که افرادی چون رابرت و ژیزلن ماکسول و جفری اپستین، نوعی «معبر مالی» یا در واقع «قلک» برای سرویس‌ اطلاعاتی اسراییل هستند که از طریق آن‌ها هم جذب سرمایه و هم هزینه‌کردهای مشخص در جهت منافع کلان اسراییل و شبکه جهانی یهود صورت می گیرد.

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
رابرت ماکسول
نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
ژیزلن ماکسول و قاب عکس پدرش

شماری از خبرنگاران و کارشناسان امور امنیتی، معتقدند که اگر مرگ اپستین یک صحنه‌سازی نبوده و او واقعا مرده باشد، بسیار بعید است که به قتل رسیده باشد، بلکه به روش بسیار معممول و سابقه‌دار در موساد، عاملی که به دام افتاده، توسط یک عامل نفوذی با دستور و وسایل لازم برای خودکشی تامین می شود، تا با حذف خود، شبکه را ایمن نگه دارد.

جالب این‌جاست که سعید امامی(عامل اصلی پرونده قتل‌های زنجیره‌ای) و کاووس سیدامامی(عامل اصلی پرونده جاسوسی محیط زیستی)، هر دو به همین سبک، قبل از دادگاه خود را کشتند تا شبکه بیش از آن آسیب نبینید. حتی پیش از این دو، در همان اوایل انقلاب، یک مهره موساد که به دام تشکیلات اطلاعاتی انقلاب افتاده بود، به نام «گرجی لاوی‌پور» ، به صورتی بسیار حرفه‌ای و «تمیز» خود را کشت.

دست‌کم یک نقطه آشکار و عیان از پیوند عمیق اپستین با سرویس‌های اطلاعاتی و نظامی رژیم اسراییل وجود دارد. او که از دوستان و شرکای قدیمی «ایهود باراک»، نخست‌وزیر و وزیر جنگ اسبق رژیم صهیونیستی بود. 

در سال ۲۰۱۵، روزنامه اسراییلی هاآرتز گزارش داد که اپستین در یک شتاب‌دهنده(استارت‌آپ) اسراییلی به نام «کارباین» (Carbyne)سرمایه‌گذاری کرده که مربوط به سرویس امنیت داخلی رژیم صهیونیستی بوده است. این شرکت که در پیوند با بخش نظامی اسراییل است، و مالکیت آن با سیاستمدار و ژنرال نظامی معروف صهیونیست، ایهود باراک است. مدیرعامل شرکت، امیر الیحای، افسر سابق نیروی ویژه ارتش اسراییل، و دیگر مدیر ارشد شرکت، پینحاس بوخریس، زمانی مدیرکل وزارت جنگ اسراییل و فرمانده واحد سایبری ۸۲۰۰ بوده است.

ایهود باراک آن اندازه با اپستین نزدیک بود که در سفرهایش به آمریکا، معمولا در یکی از آپارتمان‌های اپستین در منهتن نیویورک اقامت می کرد.البته سوابق همکاری و سرمایه‌گذاری اپستین در بخش تحقیقات امنیتی و دفاعی رژیم اسراییل، قدیمی‌تر است. برای مثال در ۲۰۰۸، او به سرزمین‌های اشغالی سفر کرد با شماری از دانشمندان بخش نظامی اسراییل دیدار و از شماری از پایگاه‌های نظامی این رژیم بازدید کرد. در همین سفر، او این انتخاب را هم بررسی کرد که در سرزمین‌های اشغالی بماند و به آمریکا برنگردد تا بابت پرونده جنایات جنسی‌اش مورد تعقیب قرار نگیرد، اما، بنا بر دلایلی ناروشن، تصمیم به بازگشت به ایالات متحده گرفت.

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
ایهود باراک و اپستین، دوست و شرکای تجاری قدیمی

پرنس اندرو، پسر ملکه انگلستان و برادر ولیعهد این کشور، از دوستان و مشتریان پر و پا قرص شبکه جنایات جنسی اپستین-ماکسول بود.

اپستین-ماکسول تیمی از قاچاقچیان انسان را در اختیار داشتند که دخترانی در حدود ۱۲ سال را برای سرویس دادن به دوستان قدرتمند آنان در ملک شخصی‌اش موسوم به «جزیره عیاشی جمعی» (Orgy Island) واقع در جزیره خصوصی ۷۲ هکتاری او به نام «سنت جیمز کوچک» در مجموعه جزایر ویرجین ایالات متحده، انتقال می دادند.

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
ترامپ و اپستین

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
ترامپ و ژیزلن ماکسول
نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
دیدارهای چندباره بیل گیتس و اپستین علی‌رغم بدنام بودن اپستین

ژیزلن ماکسول در سال ۲۰۱۶، نزد خبرنگار و برنامه‌ساز معروف، ایرا روزن، اعتراف کرد که نوارهای ویدیویی از کلینتون‌ها و ترامپ در اختیار دارند. هیلاری کلینتون و ترامپ نامزدهای ریاست جمهوری در آن سال بودند. ماکسول به این تهیه‌کننده گفته بود که قصد ندارد درباره این فیلم‌ها حرف بزند، چرا که دوست دارد هیلاری کلینتون برنده شود. روزن می خواست با به دست آوردن فیلم‌های ترامپ، به او ضربه بزند. این بدان معنا بود که ویدیوهای مربوط به کلینتون‌ها آن قدر مفتضح بوده، که حتی اگر همزمان ویدیوهای هر دو طرف انتخابات منتشر می شد، به زعم ماسکول، هیلاری ضربه بیشتری می خورد و می باخت! [۳]

 

کلینتون‌ها و اپستین

یکی از دوستان معروف و پرنفوذ اپستین، «ویلیام جفرسون کلینتون» یا همان «بیل کلینتون»، چهل و دومین رییس جمهور ایالات متحده از حزب دموکرات است. طبق گزارش تحقیقاتی «مالیا زیمرمن»، در شبکه خبری فاکس نیوز (۱۳ می ۲۰۱۶)، بیل کلینتون با جت شخصی اپستین که به نام «لولیتا اکسپرس» شناخته می شود، دست کم ۲۶ بار به جزیره شخصی او سفر کرده است (Lolita در فرهنگ امریکایی به دختربچه‌های زیر سن قانونی گفته می‌شود که سوژه لذت جنسی قرار می‌گیرند). به نوشته خانم زیمرمن، کلینتون در دست کم ۵ مورد از این سفرها، حتی تیم امنیتی محافظ خود را هم اصطلاحا «پیچانده» است. یکی از فرم های پروازی که به مقصد جزیره «عیاشی» اپستین پر شده است و در گزارش فاکس نیوز آمده، به وضوح نام بیل کلینتون را هم جز سرنشینان پرواز نشان می دهد.

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
بیل کلینتون و جفری اپستین
 
نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
 
 
تیتر مقاله سال ۲۰۱۶ برندی زادروزنی، خبرنگار تحقیقاتی: «میلیاردر پدوفیل می تواند دونالد ترامپ و هیلاری کلینتون را با خود به زیر بکشد»

در اسناد ضبط شده از ملک شخصی اپستین توسط پلیس فدرال، دفترچه تلفنی یافت شد که در آن آدرس ها ایمیل مختلف و ۲۱ شماره تلفن از بیل کلینتون به ثبت رسیده بود.

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
راشا تودی: «نام بیل کلینتون، ۲۱ بار در دفترچه تلفن آزارگر جنسی پیدا شده است»
نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
 
نام بیل کلینتوندر فهرست مسافران جت اختصاصی اپستین

در سال ۲۰۱۰، «لارا سیلزبی»، مدیر سابق موسسه «نیولایف چیلدرن رفیوجی» (یک موسسه وابسته به کلیسا که در زلزله هاییتی قرار بود کار انتقال بخشی از کودکان یتیم شده در زلزله وحشتناک این کشور را به خانواده های مناسب در آمریکا انتقال دهند)، به واسطه نقش او در ربودن و قاچاق شماری از این کودکان از یتیم خانه‌ای در «پورتو پرنس» (مرکز هاییتی) به داخل آمریکا و فروختن آن‌ها به مشتریان ثروتمند، دستگیر شد.

اما نکته بسیار مهم این بود که این بار هم یک سیاستمدار پرنفوذ آشنا به پرونده سیلزبی ورود کرد و با استفاده از قدرت خود موجب شد که هم جرم این زن از «مشارکت در قاچاق انسان» به «نادیده گرفتن قانون در مسافرت به امریکا» تغییر یابد و میزان محکومیت او هم تنها سه روز بعد از ورود این سیاستمدار آمریکایی به هاییتی برای رایزنی با مقامات هاییتی، به طرز چشمگیر کاهش یافت. آن سیاستمدار که بود: بیل کلینتون!

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
 
«فوری: بنیاد کلینتون با متهم قاچاق کودکان، لارا سیلزبی، مرتبط است- سکوت رسانه‌ها»
نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
 
«نگاهی به حلقه قاچاق کودکان که به بنیاد کلینتون وابسته است»

به همان میزان، دونالد ترامپ هم رفیق چندین ساله و بسیار نزدیک اپستین بوده و کاملا در جریان «پدوفیل» بودن دوست خود قرار داشت و در چند نوبت به این گرایش اشاره کرده بود. البته تقریبا کسی در آمریکا تردیدی ندارد که فرد مفسد فی‌لارض و شهوت‌ران مریضی چون ترامپ، قطعا تجربیات مشترک زیادی با اپستین در پارتی‌های حیوانی او داشته است.

دیوید بویس، وکیلی که نمایندگی شماری از قربانیان شبکه سوء اسفتاده جنسی اپستین را بر عهده دارد، مدعی است علاوه بر ترامپ و کلینتون، افراد قدرتمند دیگری چون پرنس اندرو، پسر ملکه انگلستان، هم ویدیوهای زیادی در آرشیو اپستین داشته‌اند. به گفته بویس، بیشتر این فیلم‌ها در سیستم‌های دوربین مداربسته قصر اپستین در پالم بیچ نیویورک ضبط شده است.

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
 
جفری اپستین و شاهزاده اندرو
 
نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
 
عمارت اپستین در پالم بیچ نیویورک سیتی

 

گنداب فرهنگ فرانسوی/ کابوسی به نام «آزار جنسی محارم»

همزمان با آشکار شدن ابعاد جدیدی از پرونده‌ی اپستین و دوستان گردن‌کلفت او در ماجرای بهره‌کشی جنسی از کودکان، مساله‌ی دیگری که در هفته‌های اخیر، به عنوان شاخصی از انحطاط عجیب فرهنگ اومانیستی مدرن از منظر اخلاق، فضای رسانه‌ای بین‌المللی را تکان داد، بحث قانونی شدن «ازدواج محارم» در فرانسه بود. طبق برخی آمارهای جدید جامعه‌شناختی که از فرانسه(به عنوان گهواره تمدن اومانیستی و ضددینی مدرن از مبدا انقلاب فرانسه در ۱۷۸۷) منتشر می شود، وضعیت سوء استفاده جنسی از محارم(به ویژه کودکان) در این کشور به وضعیت قرمز رسیده است.

واقعیت این است که در فرانسه به نظر می رسید که جنبش زنان علیه آزار جنسی یا «Me Too» نتوانسته تکانه و آشوبی در فضای عمومی به پا کند. اما حالا این موج جدید علیه «رابطه جنسی با محارم خردسال و علیه سوء‌استفاده جنسی از کودکان»، فرانسه را از بالا تا پایین به تأمل اخلاقی و نگرانی واداشته. نکته اینجا است که در فرانسه این فرهنگ (برقراری رابطه جنسی با کودکان) از سوی الیت فرهنگی-روشنفکری جامعه (عموما مردانه) نه تنها حمایت که «نظریه‌پردازی» هم می شده است. چه بدون مفهوم و بدون چارچوب  تئوریک، نمی‌توان دست به عمل یازید. دهه ها است که «فراخ اندیشی»، گشوده بودن به روی فکرهای نو، تجارب نو و درنوردیدن همه تابوهای اجتماعی و سنتی از جمله مورد برقراری روابط جنسی با کودکان (البته به صورت داوطلبانه) از سوی چهره‌های شاخص فرهنگی و الیت روشنفکری فرانسه مورد تأکید قرار گرفته است. در واقع گنداب عفونت‌بار کنونی در فرانسه، محصول دهه‌ها سیطره جریان لائیک، ضداخلاق و ضد دین «روشنفکری فرانسوی» بر افکار عمومی این کشور است.

به عنوان یک نمونه، هشتاد تن از معروف‌ترین چهره‌های فرهنگی و روشنفکری این کشور در ۲۳ ماه مه ۱۹۷۷ نامه ی سرگشاده ای خطاب به پارلمان فرانسه منتشر کردند که در آن خواست جرم زدایی از روابط آزاد و خودخواسته بین بزرگسالان و کودکان طرح شده بود. در این نامه آمده بود:

"تبدیل پدوفیلیا (میل به آمیزش جنسی با کودکان) به یک تابو، مصادره ی تحمل ناپذیر هستی و معنای زیست انسانی است. حیف است که کودکان به سبب نقش هایی که جامعه برای آن‌ها تدوین و تببین کرده نتوانند از تجارب جنسی آزاد با بزرگسالان برخوردار شوند!! "

نام بعضی از مطرح ترین ستاره-فیلسوفان درج شده در زیر این نامه که در روزنامه لوموند منتشر شد، از این قرار است: میشل فوکو، ژان پل سارتر، ژاک دریدا، لویی آلتوسر، رولان بارت، سیمون دوبوار، ژیل دلوز، ژاک رانسیر و فرانسیس لیوتار...

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
 
متن نامه «روشنفکران» معروف فرانسوی در ۱۹۷۷ در اعتراض به قوانین قضایی فرانسه در جرم‌انگاری رابطه با کودکان

با کمال تاسف، این نام‌ها، سال‌هاست که در فضای آکادمیک علوم انسانی و نشریات مربوط به این حوزه در کشور ما، سلطنت می کنند و هر اباطیلی که از ذهن این‌ها تراوش کرده، به عنوان تازه‌ترین و مهم‌ترین نظریات، چونان «وحی منزل»، تدریس و تقدیس شده است.

آن‌چه که به عنوان محصول سیطره «اومانیسم»، تقابل با ادیان ابراهیمی و اخلاقیات ریشه‌دار تحت نام فرهنگ «لیبرتارین» در فرهنگ غربی به طور عام و در فرانسه به طور خاص، حاکم شده، به مرور همه محدوده‌ها ومرزهای اخلاقی را در نوردیده و اکنون به سنگر خانواده رسیده و به رواج بهره‌کشی جنسی از فرزندان دامن زده است!

سنگ بنای انحراف عمیقی که «زیگموند فروید»   و «آلفرد کینزی» به عنوان مبانی تئوریک «انقلاب جنسی» پایه گذاشتند، امروز ماهیت خود را بیش از بیش به نمایش می گذارد و به دنبال قانونی کردن هر نوع قبح‌شکنی و قبح‌زدایی در روابط انسانی است.

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟

نماد بهره‌کشی جنسی از کودکان، جاسوس موساد بود/ شبکه جهانی صهیونیسم چگونه سیاستمداران آمریکایی را گروگان گرفته است؟
 
زیگموند فروید(بالا) و آلفرد کینزی(پایین)، پدران «انقلاب جنسی»

شبکه جهانی صهیونیسم، در ماموریت جهانی خود برای به فساد و تباهی کشاندن عموم بشریت و زمینه‌سازی برای پیروزی شیطان، دیگر لعاب و لفاف تعارفات و رودربایستی‌ها را کنار گذاشته و به اخرین سنگرهای اخلاقی(که ضامن بقای تمدن بشری است) حمله برده است.

رهبر فرزانه انقلاب، حدودا ۴ سال قبل، در نخستین اجلاسیه‌ پنجمین دوره‌ مجلس خبرگان رهبری(۸ خرداد ۹۵) در بحث مسائل اخلاقی دنیای مدرن پیشگویی‌ای صورت دادند که امروز شاهد عینیت یافتن آن در دنیای غرب هستیم:

"یک عده‌ای خیال می‌کردند -در سالهای قبل- در غرب که آزادی زن‌ و مرد و ارتباط زن‌ و مرد هست، هوس‌ها کمتر است و انگیزه‌ها کمتر است؛ اینجایی که محدودیت هست، الاِنسانُ حَریصٌ عَلی ما مُنِع! حالا معلوم شد که نخیر بعکس است؛ آنجا که آزادی هست، آنجا که هیچ‌گونه حدومرزی برای ارتباط زن‌ومرد وجود ندارد، روزبه‌روز شهوات جنسی در آنها قوی‌تر، فعال‌تر، خشونت‌آمیزتر، مهاجم‌تر دارد بُروز و ظهور پیدا می‌کند. و در این حد هم متوقف نخواهد ماند؛ در آینده‌ای که ما نمی‌دانیم کِی خواهد بود، بحث به ازدواج محارم خواهد رسید! بحث به کارهای حساس‌تر خواهد رسید؛ یعنی دنیای فساد اخلاقی به این سمت دارد می‌رود؛ اینها بحث مسائل اخلاقی‌اش بود. "

قسمت دوم:

سلبریتی هایی که کودک می خورند. وقتی که جانی«کودک خوار» خیریه تاسیس می کند

فشای بخشی از ابعاد پرونده‌ی خوفناک، عظیم و فراگیر «جفری اپستین»، میلیاردر یهودی که لقب بزرگ‌ترین قاچاقچی کودکان با اهداف بردگی جنسی و قربانی آیینی را در آمریکا دارد، شاید بزرگ‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین رویداد اجتماعی در پیوند با عملکرد «دولت پنهان» و وابستگان آن در آمریکا و سایر نقاط دنیا بوده است.

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

جفری اپستین، کسی که اسنادی مبنی بر عضویت او در موساد نیز منتشر شد، کسی بود که راهبری یک شبکه‌ی بزرگ قاچاق کودکان از چین، اوکراین، لهستان و دیگر مناطق آلوده جهان(از منظر قاچاق انسان) را بر عهده داشت که کار آن فراهم کردن تفریحات شیطانی و جنایتکارانه برای «نخبگان» مشهور، پرقدرت و ذینفوذ در آمریکا و البته ثبت این جنایت‌ها روی عکس و فیلم برای به اطلاعت درآوردن این نخبگان و گرفتن خدمات از آنان بود(و هنوز هم هست!). اخیرا، فعالان اجتماعی، خبرنگاران تحقیقی و برخی سیاسیون به نسبت آزاده‌تر افشاگری‌هایی را درباره‌ی فهرست مسافران جزیره‌ی خصوصی اپستین(که در آن مراسم قربانی کودک و بهره‌کشی جنسی از آنان توسط نخبگان انجام می گرفت) انجام داده‌اند که به شدت تکان‌دهنده است. در این فهرست، از هنری کیسینجر و بیل کلینتون، تا آلن دجنرس، اپراه وینفری، از بیل گیتس تا خوانندگان، ورزشکاران و بازیگران بسیار مشهور هالیوود حضور داشته‌اند.

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

ما در مشرق، در چندین گزارش، تا حدی جفری اپستین، شریک او ژیزلن ماکسول و شبکه‌ی مخوف آنان را معرفی کرده‌ایم و قطعا گزارش‌های بیشتری هم در این زمینه در راه خواهد بود، اما در این‌جا، صرفا از باب این که مخاطبان بدانند وقتی از فهرست مسافران «اُرجی آیلند»، یعنی جزیره خصوصی اپستین به نام سنت جیمز کوچک حرف می زنیم، از چه موجوداتی سخن می گوییم، به عنوان مشت نمونه‌ی خروار یکی از آنان را معرفی می کنیم.

«رِین ویلسون»( Rainn Wilson)، کمدین، بازیگر، کارگردان، تهیه‌کننده و تاجر آمریکایی، یکی از کسانی بوده که در چند نوبت به جزیره‌ی خصوصی اپستین سفر کرده بود. این فرد، یکی از رسواترین سلبریتی‌های مرتبط با اپستین است، چرا که هیچ‌گاه ابایی از بیان منویات کثیف خود، حتی در شبکه‌های اجتماعی نداشته است.

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

در تصویر زیر، که بخشی از توئیت‌های قدیمی او جمع‌آوری شده، (با عرض معذرت از مخاطبان) او وقیحانه از لذت ارتباط جنسی با کودکان، شکنجه‌ی آنان، خوردن گوشت و خون آنان حرف می زند.

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

 

اما نکته‌ی دهشتناک‌تر این که این فرد که چنین آشکار، افکار شیطانی خود را در فضای مجازی داد می زد، نه تنها تحت تعقیب قضایی قرار نگرفته، که اقدام به تاسیس یک «خیریه»ی کودکان در کشور فقیر و مصیبت‌زده‌ی هاییتی به نام «Lidè Haiti,» کرده است. نام هاییتی، دست‌کم از زمان زلزله‌ی مرگبار این کشور(2010)، با ماجرای قاچاق کودکان گره خورده است. یکی از مشهورترین نام‌های مطروحه در پرونده‌ی قاچاق کودکان، نام «بنیاد کلینتون» در پرونده‌ی یک مددکار کودکان بی‌سرپرست هاییتی به نام «لارا سیلزبی» است که در واقع، یکی از رابطین و تامین‌کنندگان کودک برای محافل پرنفوذ در ایالات متحده بوده است.

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

باز نکته‌ی مهم‌تر این که این فرد روان‌پریشِ شیطان‌پرست، از دوستان نزدیک کلینتون‌هاست و توانست در تاسیس «خیریه» کذایی خود، که یکی از پوشش‌های معمول قاچاقچیان بین‌المللی کودک در مناطق بحران‌زده است، از حمایت کلینتون‌ها و چهره‌های معروفی چون «اپراه وینفری» بهره ببرد.

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویرویلسون، دوست صمیمی اپراه وینفری

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویرگزارش وبسایت بریت‌بارت درباره‌ی روابط اپراه وینفری با هاروی واینستاین و جفری اپستین

«سلبریتی‌»هایی که کودک می خورند!/ وقتی یک جانیِ «کودک‌خوار» خیریه کودکان تاسیس می کند+تصاویر

 

 


:: بازدید از این مطلب : 406
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 16 ارديبهشت 1402

سفر اخیر رئیس‌جمهور محترم کشورمان به سوریه، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های منطقه و جهان داشت. این سفر از ابعاد مختلف و متنوعی برخوردار بود. اما بی‌شک مهم‌ترین بخش این سفر، پیامی بود که به منطقه و جهان صادر شد و آن چیزی نبود جز «استمرار تحقیر آمریکا در منطقه غرب آسیا».
به همین دلیل بود که «ودانت پاتل» معاون سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا همزمان با این سفر در نشست خبری گفت:«باید بگویم که ایران و سوریه به تعمیق روابط خود ادامه می‌دهند که این نه تنها برای متحدان و شرکای ما و کشورهای منطقه، بلکه برای جهان به طور گسترده‌ای نگران‌کننده است.»
همزمان با اظهارنظر این مقام آمریکایی، «راز تزیمت» کارشناس صهیونیست در واکنش به سفر رئیس‌جمهور کشورمان به سوریه نوشت: «سفر رئیسی به سوریه بیش از هر چیز برای انعقاد ده‌ها قرارداد همکاری اقتصادی امضا شده بین ایران و سوریه؛ انجام شد. این یعنی فرصت‌های مهم اقتصادی به نفع مردم ایران و سوریه.»

آیا نباید یک مقایسه داشته باشیم با جریان های تاریخی صدر اسلام که کفار از چه راه هایی برای ضربه زدن به اسلام نوپای استفاده می کردند و چطور تمام احزاب و گروه ها را برای این کار دور جود جمع می کردند. موفقیت و پیروزی در این راه هزینه دارد. آنچه مایه دلگرمی است،خدا با ماست.


:: بازدید از این مطلب : 370
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 4 ارديبهشت 1402

درد آمریکایی‌ها چیست که این روزها به پاره کردن قراردادها و پیمان‌های بین المللی و نقض حقوق بین‌الملل و نهایتاً بی‌هویتی و بی حیثیتی روی آورده‌اند؟

درد آمریکایی‌ها چیست که دیگر چهره خود را پشت ویترین «جامعه جهانی» پنهان نمی کنند و این گونه عریان به صحنه آمده اند؟

درد آمریکایی‌ها چیست که اکنون به عنوان بزرگترین تهدید صلح و امنیت جهانی رخ نشان می دهند و می خواهند هزینه امنیت خود را از جیب همپیمانان خود در منطقه و جهان بپردازند؟

درد آمریکایی‌ها چیست که دیگر به فکر همگرایی در جی هشت، جی بیست و دیگر پیمان‌هایی که متضمن نظم نوین جهانی به قرائت اتاق فکرهای مستقر در واشنگتن بود، نیستند؟

هیئت حاکمه آمریکا این روزها  مرد مستی را می‌ماند که بطری مشروب در دست دارد و در خیابان‌های جهانی عربده می‌کشد، فحش می‌دهد ، حرف بی‌ربط می‌زند  و مزاحمت برای عابرین جهانی ایجاد می‌کند.

ترامپیسم یک پدیده در جهان سیاست و روابط بین الملل نیست، ترامپیسم یک تصویر عریان از چهره خبیث آمریکا بدون پرده‌پوشی است.

واقعیت این است که فوران چشمه تولید اندیشه سیاسی و فکری در غرب به ویژه آمریکا متوقف شده است. از ایده‌های لیبرالیسم جز فرآورده‌های فکری فاشیسم، چیزی بیرون نمی آید. آمریکایی‌ها به همان دردی مبتلا شده اند که آلمان‌ها در اوایل قرن بیستم دچار شدند و جهان را به آتش کشیدند.

زیر کاسه نقض پیمان‌های بین‌المللی و لات‌بازی سیاسی در عرصه حقوق بین الملل از سوی سردمداران کاخ سفید، نیم کاسه‌ای وجود دارد که نخبگان جهان را به این سو هدایت کرده است که اگر جلوی آن گرفته نشود فجایع دو جنگ جهانی اول و دوم به شکل دیگری تکرار خواهد شد.

آتش بیار تنور رویکرد فاشیستی آمریکا، صهیونیست‌ها و قارون‌های عرب هستند که در پخت و پز جنگ‌های آتی نقش اساسی بازی می کنند.

اما مشکل آمریکایی‌ها با ما چیست؟ مشکل آنها با جهان، تقسیم منابع و منافع جهانی است که در هر یک از پنچ قاره جهان حساب و کتاب خاص خود را دارد و شاید به ما ربط پیدا نکند.

مشکل آمریکایی‌ها با ملت ایران این است که ملت ما به رهبری امام خمینی (ره) فرش زیرپای قدرت آمریکا در کلیدی ترین و حساس‌ترین نقطه جهان یعنی غرب آسیا را کشیده است و آمریکایی‌ها معتقدند پمپاژ بیداری اسلامی و خودباوری در کشورهای جهان به ویژه جهان اسلام از تهران صورت می‌گیرد.

آنها معتقدند باید جلوی «روشنگری‌» و «بیدارسازی» و غلبه منطق اسلام و ایران در جهان را از طریق براندازی نظام اسلامی در تهران گرفت. آمریکایی ها معتقدند ایرانی‌ها با تکیه بر اسلام به عنوان نخ تسبیح شکل‌گیری قدرت جدید، منافع واشنگتن را در منطقه و جهان تهدید می‌کنند.

آمریکایی‌ها معتقدند درخشش نام پیامبر اعظم (ص) و پیام‌های قرآن و احکام حیات بخش اسلام، سکه «لیبرالیسم» و تفکر «دموکراسی لیبرال» را بی‌اعتبار کرده است.

ایران به کمک اسلام‌شناسان آگاه و خبره، مارکسیسم را به موزه تاریخ سپرد و استخوان‌های شکسته شده ‌آن را دفن کرد. اکنون به سراغ لیبرالیسم آمده‌اند و همین سرنوشت در انتظار ایدئولوژی دموکراسی لیبرال است که قرار بود در پایان تاریخ حرف آخر را بزند.
آمریکایی‌ها به اروپایی‌ها و دیگر شرکای خود می گویند با چشم باز سرعت تحولات سیاسی و تغییر معادلات قدرت در جهان را ببینید. به آنها می گویند شما قدرت امام خمینی (ره) و پس از آن رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت الله العظمی خامنه‌ای را دست کم گرفته‌اید، فرصت را دارید از دست می‌دهید، دیر بجنبید استخوان‌هایتان در زیر خروارها خاک خواهد پوسید.

آمریکایی‌ها می‌گویند همه دیکتاتورها در جهان و در رأس آن استکبار و استبداد جهانی در معرض خطر، فروپاشی و سقوط هستند. مردم جهان دنبال اندیشه پاک، حکومت پاکدستان و معنویت معطوف به وحی هستند. این قلم کالاها در هیچ یک از دکان های اندیشه‌های خودساز بشری به ویژه لیبرالیسم پیدا نمی‌شود.
آمریکایی‌ها دشمن شماره یک ملت ایران هستند، چرا که مردم ما با قدرت و اقتدار و عزت پشت اسلام و قرآن ایستاده ‌اند و حاضرند با شهادت هزینه‌های این ایستادگی را بپردازند.

تحلیل عمیق و بیدارساز و هوشمندانه رهبر معظم انقلاب در دیدار با فرهنگیان از فلسفه تداوم خصومت‌ورزی آمریکا علیه ملت ایران واقعاً شنیدنی است، باید ده‌ها بار آن را بازخوانی کرد تا به عمق شرارت و پستی دشمنان اسلام پی برد و از دل بستن به پیمان با آنها پرهیز کرد. ما امروز بر سر یک پیچ تاریخی قرار داریم. در مدینه، سه طایفه صهیونیستی با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله پیمان عدم تعرض داشتند؛ بنی قینقاع، بنی نظیر و بنی قریضه هر سه پیمان شکستند و نقض عهد کردند. آنها از این نقض عهد سودی نبردند و در جنگ با مسلمانان شکست فاحشی خوردند که هنوز هم طعم تلخ این شکست‌ها در ذائقه صهیونیست‌هاست. خداوند در قرآن به مسلمانان وعده فرمود که قلعه‌های محکم و بلند دشمنی آنها فتح شدنی است. این وعده عملی شد؛ «و انزل الذین ظاهروهم من اهل الکتاب من صیاصیهم و قذف فی قلوبهم الرعب فریقاً تقتلون و تأسرون فریقا» (سوره احزاب، آیه 26)

از آموزه‌های قرآن است که همزیستی مسالمت‌آمیز با اهل کتاب تا زمانی که آنان یاور مخالفان نباشند و نقض عهد نکنند، جایز است . خداوند می‌فرماید از نیروهای نفوذی و ستون پنجم دشمن و منافقین غافل نباشید. آمریکایی‌ها نمی توانند به زیست بوم وحیانی ملت ما آسیب رسانند.

این آیه به مسلمانان امروز نوید می‌دهد که برج و بارو و قلعه‌های صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها یکی پس از دیگری به تصرف مؤمنین درخواهد آمد. عملیات اخیر در جولان نشان داد که چه قدر رژیم صهیونیستی آسیب‌پذیر است و حرفی برای زدن در این مورد ندارد.

امید آمریکایی ‌ها در براندازی، به یک مشت غرب‌زده و منافق از خدا بی‌خبر و طرفدار افکار پوسیده لیبرالیسم، فاشیسم و مارکسیسم است.

«ترس»، «عافیت طلبی»، «آماده خوری»، «خود مردم‌بینی»، «انفعال و وادادگی»، «وحدت گریزی» و بالأخره «نفاق و دورویی»، این جریان را به دامن آمریکا و اروپا انداخته است. آمریکایی‌ها به این جریان دل بسته‌اند و آنها را آلترناتیو خود، قبل و بعد از براندازی می‌دانند.

ملت در حرکت توفنده انقلابی خود در عبور از این پیچ تاریخی، از روی جنازه آنها عبور خواهد کرد. دولت و ملت و مسئولین نظام، امروز یکپارچه و یکصدا علیه مظالم آمریکا و فریب اروپا قیام کرده اند. امروز برای کندذهن‌ترین و ساده‌لوح‌ترین افراد معلوم شده است درد آمریکایی‌ها و ستیز آنها با ملت ایران، نه سلاح هسته‌ای، نه نفوذ منطقه‌ای و نه حقوق بشر می باشد. آنها به دنبال حیثیت از دست رفته خود هستند و نمی خواهند ایران الگوی اسلامی پیشرفت و توسعه و حیات طیبه برای مردم جهان و به ویژه مسلمانان باشد. ترامپ و صهیونیست‌ها گفته‌اند که نمی‌گذاریم ایران چهل سالگی انقلاب را جشن بگیرد.

آنها نمی‌دانند در چهل سالگی، تازه کار شروع می‌شود. بعثت نبی اکرم صلی الله علیه و آله از چهل سالگی این وجود نورانی شروع شد. آنچه در این چهل سال به صورت تحکیم زیرساخت‌های مقاومت در ایران و جهان شکل گرفته است مقدمه ظهور و نمود آن بعثت دائمی است. هیچ قدرتی در جهان نمی‌تواند جلوی این ظهور را بگیرد. درد آمریکایی‌ها را با قدرت و مقاومت، درمان می‌کنیم.

آنها لیاقت گفتگو را ندارند. ایران در مسیری قرار گرفته است که آن را می توان پایان گفتگو و آغاز مسیری دانست که آنها از آن فرار می کنند.

اینکه رهبر انقلاب به نمایندگی از کل ملت ایران در پاسخ به تهدیدات واشنگتن به ترامپ گفتند؛ شما غلط می‌کنید! اعلام یک موضع رسمی از عمق دل ملت ایران و حتی ملت‌های جهان بود. ملت ایران به جولان آمریکا در جهان و جولان رژیم صهیونیستی در منطقه پایان می‌دهد. این پاسخ از بلندی‌های جولان شروع‌شده و ان‌شاء الله ادامه خوهد یافت. دوران بزن دررو در سیاست و در حوزه نظامی گذشته است.

ضربه دوم و ضربات بعدی را باید از روز نکبت شروع کرد و به هفتاد سال غصب یک سرزمین مقدس پایان داد.

 

محمد انبارلویی


:: بازدید از این مطلب : 477
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 3 ارديبهشت 1402

موسسه مطالعات اقتصاد بین الملل وین که به دانشگاه وین در اتریش وابسته است نشستی با عنوان «پیامدهای جنبش انقلابی ایران» برگزار کرد. این نشست با همکاری این اندیشکده اروپایی با موسسه صلح بین الملل اتریش برگزار شد. موسسه صلح بین الملل از مشاوران سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد به شمار می رود.

سخنرانان:

  • هاینز گارتنر استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه وین و استاد دانشگاه دانوب است. وی قبلاً ریاست موسسه روابط بین الملل اتریش را برعهده داشت. دکتر گارتنر چندین سال هم استاد دانشگاه جانز هاپکینز آمریکا بود. وی ریاست هیئت مشورتی برای نیروهای مسلح اتریش را نیز برعهده دارد. وی مقالات و آثار متعددی درزمینه امنیت بین الملل، منع اشاعه هسته ای ، سیاست خارجی آمریکا ، خاورمیانه و مسائل ایران منتشر کرده است. وی ریاست هیئت مشورتی موسسه صلح بین الملل وین را نیز برعهده دارد.
  • هانس اسووبودا رئیس موسسه مطالعات اقتصاد بین الملل وین
  • مهدی قدسی، اقتصاددان در موسسه مطالعات اقتصاد بین الملل وین. وی دکترای خود را از دانشگاه روابط بین الملل ورشو دریافت کرده است.
  • علی فتح الله نژاد، استاد علوم سیاسی که زمینه تخصصی او مسائل ایران، خاورمیانه و نظم جهانی پس از دنیای تک قطبی است. وی پیشتر برای اندیشکده آمریکایی بروکینگز گزارش‌های تحلیلی و تخصصی درباره ایران نوشته است. او هم‌اکنون عضو فعلی اندیشکده شورای روابط خارجی آلمان است.
  • سارا بازوبندی، کارشناس ارشد موسسه مطالعات خاورمیانه، و موسسه مطالعات بین الملل هامبورگ، کارشناس مدعو در اندیشکده شورای آتلانتیک در واشنگتن و کارشناس مرکز مطالعات سیاسی و بین الملل ایتالیا

در ادامه، آنچه در این نشست مطرح شده است به صورت خلاصه ارائه می‌شود:

کارشناسان این اندیشکده تاکید دارند که این جریان آشوب باید با حضور اقشار مختلف منجر به تغییرات در کل نظام سیاسی ایران بشود. آنها تاکید دارند که در ادامه آشوب‌ها باید متفاوت از ۸۸ و ۹۸ باشد و معترضین باید پایان رژیم را بخواهند.

این کارشناسان تاکید دارند «رهیافت» ذهن ایرانیان باید تغییر کند و القا شود که «اصلاحات از درون نظام» توهمی بیش نیست و تنها راه پیش رو «انقلاب و انحلال جمهوری اسلامی» است. نظام «دموکراسی سکولار» پیشنهاد این اندیشکده برای دوران پسا جمهوری اسلامی است.

آنها طبق ارزیابی خود یکی از سیاست‌های آتی و احتمالی جمهوری اسلامی را تقویت و برجسته‌سازی «ملی‌گرایی» در برابر «اسلام‌گرایی» اعلام کردند اما پیشنهاد می‌کنند ناکارآمد نشان دادن سپاه پاسداران و نظام جمهوری اسلامی موجب تضعیف این راهبرد جدید و کمک به پیشرانی فرآیند «انقلابی» خواهد شد.

در این نشست این گونه مطرح شد که ایران تجزیه نخواهد شد و برخی اندیشکده‌ها می‌خواهند حامی جنبش‌های جدایی طلب باشند، اما جنبش جاری چنین هدفی ندارد و اگر هم منجر به تجزیه شود، دفعتا نخواهد بود. کارشناسان تلاش کردند این آشوب‌ها را همانند آنچه در سال ۵۷ در ایران اتفاق افتاد جلوه دهند و وجوهی از شباهت را برای آن برشمردند با این ادعا که آن انقلاب اسلامی نبود و انقلابی ایرانی بود (هدفی که از آشوب‌های فعلی دنبال می‌کنند) و حامیان زیادی در میان لایه‌های اجتماعی و سیاسی ایران داشت.

حمایت بین‌المللی از آشوب‌ها و همبستگی جهانی اپوزیسیون خارج‌نشین و اجتماعات آنها در خارج از مرزهای ایران، از محورهایی است که کارشناسان این اندیشکده بر تداوم آشوب‌ها و آنچه که انقلاب می‌خوانند بسیار اثرگذار است.

کشیده شدن اعتراضات به شهرهای کوچک، استان‌ها و شهرهای مرزی بر خلاف آنچه که در آشوب‌های ۸۸ رخ داد و اعتراضات سراسری از دیگر موارد پیشنهادی کارشناسان این اندیشکده است. نترس بودن معترضین، هزینه دادن و خون دادن آنها و کشیده شدن اعتراضات (علاوه بر طبقات اجتماعی مختلف) به طبقات پایین جامعه (پایگاه اصلی جمهوری اسلامی) همچنین از دیگر پیشنهادات این اندیشکده است. این کارشناسان معتقدند با تحقق این شرایط، ایران وارد «مرحله انقلابی» می‌شود.

یکی از محورهای مورد تاکیده این اندیشکده جهت تقویت آشوب‌ها، کنار هم قرار گرفتن عوامل اقتصادی-اجتماعی با عامل سیاسی و همسویی معترضین هر دو بخش است.

پیشنهاد آنها قرار گرفتن ۴ گروه زنان، جوانان یا نسل اینترنت، دانشجویان و قومیت‌ها در خط مقدم آشوب‌های منتج شده از انباشت چندین لایه نارضایتی است.

از دیگر پیشنهادات حاضرین این نشست، سقوط اقتصادی ایران و تشدید شکاف میان حاکمیت و جامعه ایران و حفظ و تداوم روندی است که آنها «انقلابی» می‌خوانند. آنها معتقدند در چنین حالتی، ایران وارد مرحله «غیرقابل بازگشت» خواهند شد. آنها متصورند که در چنین حالتی «فرآیند انقلابی» هیچ‌گاه متوقف نخواهد شد و در صورت خاموشی، موقت خواهد بود و مجددا ظهور خواهد کرد.

آنها تشریح می‌کنند که رویکرد اتحادیه اروپا در تمرکز محض مسئله هسته‌ای در برابر ایران اشتباه بوده و اتخاد و تداوم چنین روندی منجر به کسب «مزیت راهبردی» از سوی ایران خواهد شد و اروپا را در حالت انفعال قرار می‌دهد. این کارشناسان پیشنهاد می‌کنند باید به همه مسائل مرتبط با ایران (موشکی-منطقه‌ای و ...)پرداخته شود. آنها معتقدند احیای برجام در تضاد با منافع روند آشوب در ایران است و منجر به آزادسازی منابع مالی ایران و در نتیجه منجر به محافظت جمهوری اسلامی از خودش خواهد شد. آنها تاکید دارند صرفا تحریم، منجر به تغییر رفتار سیاسی جمهوری اسلامی نخواهد شد. تحریم‌ها باید هدفمند باشند.

«انقلاب بدون خشونت» پیشنهاد دیگری از کارشناسان این نشست است. مثال آنها برای این حرکت، روند اعتراضات سال ۸۸ است. این کارشناسان تاکید دارند ممکن است در داخل ایران تغییراتی رخ دهد بدون آنکه انقلاب، خشونت بار باشد.

این اندیشکده تشریح می‌کند: آنچه که باید رخ دهد، ورود به «فرآیند انقلابی» است و قرار نیست «انقلاب یک روزه» انجام شود. «فرآیند انقلابی» باید تبدیل به خواست همه مردم ایران شود. جهت گسترش کمی و کیفی این فرآیند نیاز به افزایش مشارکت مردم در تظاهرات است. جریان کارگری و اعتصاب او باید وارد پروسه اعتراضات شود. اعتصاب در بخش‌ کلیدی نفت و گاز و افزایش شکاف در درون جریان خواص حاکم ضروری است.

این کارشناسان اذعان دارند: تحریم‌ها موجب شده تا منابع مالی دولت کاهش و قیمتها در ایران افزایش پیدا کند. همین وضعیت به صورت غیرمستقیم، مردم را به خیابان‌ها می‌کشاند. هدف ترامپ نیز دقیقا همین بود. ترامپ به دنبال تغییر رژیم بود و می خواست از مسیر تحریم‌ها ، تغییر رژیم رخ دهد. تحریم‌ها بر معیشت مردم تاثیر منفی می‌گذارد. جامعه برای حرکت کردن به یک تکانه نیاز داد و حالا تحریم‌ها همین نقش را برای غرب و آمریکا ایفا می‌کنند.

پیشنهاد حمایت مالی از مردم ایران در روزهای اعتصاب و بیکاری احتمالی به صورت رمز ارز از دیگر مواردی است که در این نشست مطرح شد.

 

منبع: فارس




:: بازدید از این مطلب : 405
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 31 فروردين 1402

 

 

اختصاصی| یادداشت تفصیلی مسعود رضایی درباره مهدی نصیری: این سخنانتان مصداق بارز شیّادی نیست؟

من از این گفتار گستاخانه مهدی نصیری تعجب نمی‌کنم. این شیوه مرسوم تندروها برای پاک کردن سابقه خود و باز کردن جا در دل دیگران است. پیش از این یکی از هم‌مشربان او که قدم در این مسیر گذارد، تا پابوسی بهائیت نیز پیش رفت. حال او تا کجا پیش رود الله اعلم.

اخیراً کلیپی کوتاه از سخنان تند و تیز مهدی نصیری در یک مناظره را دیدم که با هیجان خاصی به همه چیز و همه کس حمله می‌کرد. حیفم آمد چند کلمه‌ای در مورد این سخنان هیجانی نگویم، هرچند آنچه می‌گویم به هیچ‌وجه به معنای نفی برخی کمی‌ها و کاستی‌ها و نواقص و مشکلات نیست که امیدواریم با یاری خداوند و با همت بیشتر و بهتر تمامی مسئولان و مردم مرتفع شوند.

مهدی نصیری در مقابل این گزاره که امروز مردم ایران عزیزند سؤال می‌کند آیا مردم ایران عزیزند؟ و بعد پاسخ می‌دهد شما که ذلیل کردید ملت ایران را. در ادامه هم شواهدی را برای اثبات این ادعای خود مطرح می‌کند: اعتبار پاسپورت، فقر و فلاکت، مهاجرت از ایران، و سرانجام نیز پایین آوردن تابلوی شیخ نمر را اوج ذلت می‌خواند.

در مورد اعتبار پاسپورت، باید گفت آنچه مورد نظر ایشان است، بسیار سریع امکان‌پذیر است. به عبارت دیگر کافی است یک «بله قربان» به آمریکا و متحدانش بگوییم و بشویم همان کشور تا بُن دندان وابسته دوران پهلوی و سپس آنچه آنها فرمان می‌دهند را عمل کنیم، یعنی دست از تقویت بنیه دفاعی خود برداریم و خودمان را برابر آنها خلع سلاح کنیم، دست از دانش و فناوری هسته‌ای برداریم و تا ابد در این زمینه دست گدایی خود را پیش آنها دراز کنیم، به سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی آنها تن دهیم و تبدیل به دنباله آنها شویم و خلاصه هرچه می‌گویند را اجرا کنیم تا نه تنها فی‌الفور آن اعتباری که مورد نظر نصیری و امثال او است، برای پاسپورت‌هایمان مهیا شود بلکه برایمان فرش قرمز هم پهن کنند. آیا چنین اعتباری، ذلت است یا عزت؟

در مورد فقر و فلاکت البته گفتنی بسیار است و نیاز به بررسی و کنکاش در سیاست‌ها و عملکردهای اقتصادی در ادوار مختلف بعد از انقلاب دارد. اما گذشته از این بحث طولانی و پیچیده، که البته در جای خود بسیار مهم و تعیین‌کننده است، نمی‌توان نقش تحریم‌های اقتصادی مستمر و فزاینده و به تعبیر مقامات آمریکایی، فلج‌کننده و بی‌سابقه را نادیده گرفت. پر واضح است که اقتصاد کشور ما بواسطه برخی مسائل داخلی و نیز این گونه تحریم‌های شدید، تحت فشار قرار دارد و سختی‌ها و مشکلاتی را برای مردم به وجود آورده است. اما از سوی دیگر به این نکته نیز باید توجه کرد که تاب‌آوری اقتصاد ایران در زیر چنین فشارهای تحریمی، حتی دشمنان ما را نیز متعجب ساخته و نقشه‌هایشان را ناکام گذارده است. بی‌تردید نقش اول را در این مقاومت، مردم این سرزمین برعهده دارند که با کار و تلاش در زمینه‌های گوناگون، استقامت را بر تسلیم در قبال سلطه‌جویان بین‌المللی ترجیح داده‌اند.

در مورد مهاجرت از ایران نیز باید وجوه مختلف مسئله را در نظر داشت. اما اگر منظور مهدی نصیری را مهاجرت نیروهای نخبه از ایران در نظر بگیریم، البته باید در این باره نگران و متأسف بود. اما این مسئله بخشی از واقعیت است و بخش دیگری از واقعیت که او یکسره چشم خود را بر آن می‌بندد، پیشرفت‌ها و توفیقات بسیار چشمگیری است که با تلاش همین نیروهای نخبه و دانشمند در کشور ما به وقوع پیوسته است.

در این زمینه جا دارد به شکل‌گیری و فعالیت انبوهی از شرکت‌های دانش‌بنیان با نیروهای جوان و متخصص اشاره کرد که به‌ویژه در سال‌های اخیر از رشد بسیار خوبی برخوردار بوده و دستاوردهای آنها نیز در زمینه‌های گوناگون فراوان بوده است. براستی و بدون اغراق شرح مجموعه توفیقات ملت ایران در حوزه‌های مختلف علوم پایه، پزشکی، مهندسی، صنعتی، هسته‌ای، فضایی، کشاورزی، نظامی، دیجیتال و غیره، مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. کافی است مهدی نصیری اندکی توجه خود را به این سوی ماجرا نیز معطوف دارد تا بتواند مجموعه واقعیت را و نه تنها بخشی از آن را ببیند.

درباره پایین آوردن تابلوی شیخ نمر پس از توافقات اخیر میان ایران و عربستان که مهدی نصیری آن را اوج ذلت نظام می‌خواند ابتدا نیاز به مختصری توضیح است. اساساً روابط ایران و عربستان در دوران بعد از انقلاب دارای پیچیدگی‌ها و فراز و نشیب‌های فراوانی بوده است که بحث درباره آن در این مختصر نمی‌گنجد. اما در مورد آنچه مهدی نصیری راجع به روابط 8 سال گذشته ایران و عربستان می‌گوید گفتنی است پس از اعدام شیخ نمر به همراه 46 تن دیگر در عربستان در سال 96، عده‌ای خودسر و نابخرد به سفارت این کشور در تهران و نیز کنسولگری آن در مشهد حمله کردند و خساراتی به آنها وارد ساختند. این اقدام، بلافاصله از سوی بسیاری از مقامات رسمی ایران از رهبری گرفته تا رئیس جمهور و وزیر امور خارجه و دیگران محکوم شد و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل نیز ضمن محکوم کردن این کار خودسرانه، رسماً از این بابت اظهار تأسف کرد که در واقع به معنای عذرخواهی بود. همچنین مهاجمان نابخرد نیز دستگیر و محاکمه شدند.

اما علی‌رغم این همه، دولت عربستان که در آن هنگام در حال و هوای دیگری به سر می‌برد و خیالات خاصی را در ذهن خود داشت، به بهانه این مسئله اقدام به قطع روابط دیپلماتیک خود با ایران کرد و صدالبته با شانتاژهای سیاسی و دیپلماتیک در عرصه جهانی سعی کرد تا ایران را تحت فشار قرار دهد. بدیهی است ایران ضمن اظهار تأسف از آنچه توسط نابخردان صورت گرفته بود، حاضر نبود ذره‌ای از موضع عزتمندانه خود در قبال عربستان سعودی و هر کشور دیگری در عرصه بین‌المللی کوتاه آید.

به هرحال در طول این 8 سال اتفاقات بسیار مهمی در منطقه روی داد که ازجمله آنها شکست طرح صهیونیسم جهانی برای حاکمیت وحوش داعش در منطقه و دیگری شکست عربستان در برابر ملت یمن علی‌رغم صرف هزینه‌های گزاف در این زمینه بود، بویژه این که عدم توانایی دولت سعودی در پیروزی در این جنگ، هزینه‌های حیثیتی سنگینی نیز برای او در بر داشت. شکست‌های مفتضحانه آمریکا در این منطقه و ناچاری او از برچیدن بخش قابل توجهی از بساط نظامی خود از اینجا را نیز باید بر این مسائل افزود.

اینک در چنین شرایطی که دولت عربستان سعودی با نگاه به جمیع شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی، از آن حال و هوای پیشین به در آمده و با واقع‌نگری بیشتری گام برمی‌دارد، بدیهی است ایران نیز که از ابتدا مخالف قطع روابط بود، از این امر استقبال کرده و البته برخی شرایط را نیز برای تسهیل و تسریع در این امر، لحاظ کند. مهدی نصیری پایین آوردن تابلوی شیخ نمر را اوج ذلت ایران در این ماجرا قلمداد می‌کند. البته برای اثبات بی‌پایه بودن این نظر می‌توان به بحث‌هایی در زمینه مسائل دیپلماتیک پرداخت و نیز تجربیات و نمونه‌های فراوانی را در زمینه فراز و نشیب‌های روابط بین کشورهای مختلف در عصر حاضر خاطرنشان ساخت. به عنوان یک نمونه ساده و تازه، دولت عربستان که روزی می‌گفت این است و جز این نیست که بشار اسد باید برود و میلیاردها دلار در این زمینه خرج کرد، امروز وزیر امور خارجه‌اش را راهی دمشق ساخته تا ضمن عادی سازی روابط با دولت بشار اسد، از وی برای حضور در نشست سران اتحادیه عرب دعوت به عمل آورد.

اما گذشته از این مباحث، از آنجا که مهدی نصیری داعیه‌های پرطمطراقی در مورد مسائل اسلامی دارد، مناسب است نگاهی به یک واقعه مهم در تاریخ صدر اسلام بیندازیم. در سال ششم از هجرت، یعنی شانزده سال بعد از بعثت و رسالت حضرت محمد(ص)، پیمانی میان آن حضرت و کفار قریش در نزدیکی مکه منعقد می‌‌شود که به پیمان صلح حدیبیه معروف است. در متن این پیمان، پیامبر(ص) حداقل سه شرط کفار قریش را می‌پذیرند. سهل‌بن‌عمرو که به نمایندگی از کفار قریش مسئول امضای این قرارداد بود اولاً با نگارش «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم» در ابتدای آن مخالفت می‌کند که آن حضرت می‌پذیرند و لذا نوشته می‌شود «باسمک‌اللهم». ثانیاً با نگارش «محمد رسول‌الله» مخالفت می‌کند که پیامبر(ص) می‌پذیرند و نوشته می‌شود «محمد ابن عبدالله»، ثالثاً ماده‌ای را در این قرارداد می‌گنجاند مبنی بر این که اگر مردی از مکه به اسلام گروید و به مدینه رفت، مسلمانان ملزم به عودت او باشند بدون این که متقابلاً کفار قریش ملزم به عودت فراریان از مدینه به مکه باشند که پیامبر(ص) این شرط را هم می‌پذیرند.

حال سؤال می‌کنم: اگر مهدی نصیری با همین مذاق و مشرب در آن زمان در جمع یاران پیامبر(ص) حضور داشت و می‌دید که آن حضرت بعد از گذشت 16 سال از رسالت‌شان و بعد از نزول آن همه آیات الهی که بر نبوت ایشان تأکید کرده است و بعد از آن همه جنگ و جهاد با کفار قریش و همپیمانان آنها و بعد از شهادت آن همه از بزرگان همچون حضرت حمزه‌ سیدالشهدا، برای به نتیجه رسیدن پیمان صلح، با این شروط قریشیان موافقت می‌کنند، چه می‌گفت و چگونه موضع می‌گرفت؟ متأسفانه باید گفت تاریخ اسلام مملو است از پرمدعاهای خشک‌مغزی که به انحراف رفتند و بسیاری از آنها تبدیل شدند به عمله و اکره دشمنان اسلام که در رأس آنها باید از خوارج پیشانی پینه بسته یاد کرد.

تحلیل مهدی نصیری از نحوه آغاز و ادامه جنگ سعودی-یمنی تا چگونگی آتش‌بس و نزدیک شدن آن به خاتمه درگیری‌های نظامی میان آنها، بخوبی بیانگر سطح نازل تحلیل و عدم پایبندی او به بیان حقایق است. او تمام این جنگ را خلاصه می‌کند در حمایت ایران از حوثی‌ها و بر همین مدار، کشته شدن هزاران یمنی و ازجمله کودکان بیگناه را ناشی از این مسئله بیان می‌دارد. گویی او اساساً ملت یمن را نادیده می‌انگارد و عزم و اراده آنها برای برخورداری از یک حاکمیت مستقل و خارج از سلطه سعودی‌ها را ولو به بهای تحمل تلفات و خسارات انبوه، به هیچ می‌انگارد و از سوی دیگر بکلی چشم خود را بر جنایات سعودی‌-‌آمریکایی در این جنگ می‌بندد.

اسف‌بارتر از همه این که او حاضر به اذعان این مسئله نیست که سعودی‌ها پس از 8 سال و صرف هزینه‌های بسیار کلان، با قبول شکست در برابر ملت مقاوم یمن، خود را ناچار از ترک مخاصمه با یمنی‌ها دیده‌اند و لاجرم در این مسیر گام برمی‌دارند. این در حالی است که هیچگونه تغییر و تحولی در موضع ایران نسبت به ملت یمن و همچنین این جنگ به وجود نیامده و همچون همیشه بر حل این معارضه از طریق گفتگو میان طرفین تأکید کرده است.

بنابراین آنچه مهدی نصیری از جنگ یمن و حواشی آن می‌گوید، دیکته‌ای پر از اغلاط فاحش است که البته از کسی مثل او جای تعجب ندارد. البته در این میان یک تناقض طنزآمیز نیز در افادات مهدی نصیری وجود دارد که اشاره به آن خالی از لطف نیست. او که از یکسو با شور و حرارت خاصی، ایران و ایرانی را ذلیل و ذله‌شده می‌خواند، از سوی دیگر می‌گوید: «و این اشاره‌ای که امروز کردند، اگر 5 سال پیش می‌کردند، این جنگ تمام می‌شد.» البته اینجانب این تحلیل را بسیار خام و نادرست می‌دانم اما با توجه به دیدگاه ایشان که می‌گوید ایران قادر بود تنها با یک اشاره جنگ سعودی-یمنی را با تمام عرض و طول آن، خاتمه بخشد، باید از او پرسید با توجه به آنچه خودتان می‌گویید آیا ایران ضعیف است یا قوی؟ ذلیل است یا عزیز؟ و شما چگونه قادرید در زیر بار این تناقض کمرشکن، کمر راست کنید؟

اما به اعتقاد اینجانب جالب‌ترین بخش سخنان مهدی نصیری آنجاست که به انتقاد از «سیاست ایدئولوژیک» ایران می‌پردازد و بدترین وجه آن را نگاه آخرالزمانی این نوع نگاه در مورد افول آمریکا و یا وقایع اوکراین بیان می‌دارد. البته ممکن است کسانی که با پیشینه فکری و رفتاری مهدی نصیری آشنا هستند و به ویژه از ماجرای آن تیترهای آتشین ضدآمریکایی بدون مأخذ مشخص و معتبر بر صفحه نخست روزنامه کیهان آگاهند، بلافاصله او را به خاطر انتقاد از «سیاست ایدئولوژیک» مورد انتقاد و بلکه تمسخر قرار دهند، اما اینجانب هرگز در مواجهه با اشخاص از این رو به آن رو شده، از این زاویه وارد بحث نمی‌شوم زیرا دیده‌ام و می‌دانم که این افراد، توبه‌نامه‌شان را آماده در جیب دارند و به محض مواجه شدن با چنین انتقاداتی، بلافاصله آن را بیرون می‌کشند و در معرض دید همگان قرار می‌دهند. بنابراین از زاویه‌ای دیگر به بررسی آنچه بیان شده است می‌پردازم.

 این جمله را مهدی نصیری گفته است: «بدترین وجه سیاست ایدئولوژیک، نگاه آخرالزمانی است؛ آمریکا در حال افول است. عزیز من مگر پیشگو هستید؟ مگر جادوگرید؟»

نخستین نکته‌ای که با شنیدن این جمله به ذهن متبادر می‌شود این است که ایشان به چشم بر هم زدنی، تمام تحلیلگران سیاسی در اقصی نقاط عالم را به پیشگویی و جاودگری منتسب می‌کند زیرا اساساً کار تحلیلگران سیاسی اعم از ایدئولوژیک یا غیرایدئولوژیک و با هر دین و مسلک و مرام و آئینی، تبیین وضعیت موجود و ارائه تحلیل درباره آینده است. البته می‌توان با محتوای یک تحلیل آینده‌نگرانه موافق یا مخالف بود و به ارائه دلیل برای اثبات نظر خود پرداخت و این یک امر کاملاً منطقی و متعارف در بین صاحبنظران است، اما این که خواسته باشیم با برچسب پیشگویی و جادوگری، به معارضه با یک تحلیل بپردازیم، این جز یک کار عوامانه و عوامفریبانه نیست.

دوم این که امروز بسیاری از تحلیلگران سیاسی در کشورهای مختلف و ازجمله حتی در خود آمریکا نیز از رو به افول بودن آمریکا سخن می‌گویند و این مطلب چیزی نیست که صرفاً از داخل ایران شنیده شود.

سوم این که حتی سعودی‌ها، تکرار می‌کنم، حتی سعودی‌ها هم با آن سابقه فهمیده‌اند که آمریکا رو به افول است و لذا تغییر رویه در رویکردهای بین‌المللی آنها کاملاً مشهود است و اتفاقاً این مسئله این روزها نقل محافل خبری و سیاسی جهان است. در همین زمینه اضافه کنید رویکردهای اخیر در اروپا را که آن هم نشانه دیگری از رو به افول بودن آمریکاست و در واقع همین مسئله، اروپائیان را به این فکر انداخته است که از وابستگی‌های عمیق خود به آمریکا بکاهند.

و چهارم این که در حالی که دیگران علی‌رغم وابستگی‌های عمیق و شدید خود به آمریکا در طول چند دهه گذشته، با مشاهده واقعیت‌های موجود در عرصه بین‌المللی سعی دارند به نحوی از این کشور فاصله بگیرند، لحن گفتار مهدی نصیری به گونه‌ای است که گویی تازه از راه رسیده و قصد دارد در کسوت وکیل مدافع شیطان به ایفای نقش بپردازد. آنچه ما می‌توانیم به این نورسیده بگوییم این است که «دیر آمدی ای نگار سرمست»، و به نظر می‌رسد زبان حال آمریکا نیز با او چیزی قریب به این مضمون باشد که «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا، بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا»

مهدی نصیری سپس با هدف اثبات تناقض‌گویی در اظهارات رهبری، می‌گوید: «بروید سخنان رهبری در مورد اوکراین را ببینید: این یک اتفاق مهم است در تاریخ! قرار است یک اتفاق مهم بیفتد! قرار است چه شود و چه شود و چه شود! اظهارات بعد را هم ببینید که اعلام رسمی این که ما حمایت نمی‌کنیم، ما سلاح نمی‌فرستیم، ما دخالت نمی‌کنیم. (یا) ما در آستانه پیچ تاریخی هستیم. دست بردارید از این شیادی‌ها به نام سیاست.»

البته حتی بدون مراجعه به متن سخنان رهبری در مورد اوکراین و با در نظر گرفتن همین مقدار که او به صورت دست و پا شکسته به نقل قول بیانات ایشان پرداخته است هم بخوبی می‌توان دریافت که هیچگونه تناقصی در این سخنان وجود ندارد. اما اینجانب از باب عمل به توصیه وی، به متن سخنان رهبری مراجعه کردم و موارد مورد اشاره مهدی نصیری را یافتم که در اینجا می‌آورم.

اولین اشاره او به سخنرانی رهبری در تاریخ ششم اردیبهشت 1401 در جمع تعدادی از دانشجویان و دانشگاهیان است. آیت‌الله خامنه‌ای در این سخنرانی می‌گویند: «امروز جهان در آستانه یک نظم جدید است؛ یک نظم بین‌المللی جدید در پیش است برای دنیا، در مقابل نظم دوقطبی‌ای که بیست و چند سال پیش بود ــ آمریکا و شوروی؛ غرب و شرق ــ و در مقابل نظم تک‌قطبی‌ای که بوش پدر بیست و چند سال پیش اعلام کرد. بعد از خراب شدن دیوار برلین و از بین رفتن دستگاه مارکسیستی دنیا و حکومت‌های سوسیالیستی، بوش گفت امروز دنیا، دنیای نظم نوین جهانی، نظم تک‌قطبی آمریکا است؛ یعنی آمریکا در رأس دنیا قرار دارد. او البته اشتباه می‌کرد؛ بد فهمیده بود. از همان بیست سال قبل، بیست و چند سال قبل تا امروز روز‌به‌روز آمریکا ضعیف‌تر شده؛ روز‌به‌روز ضعیف‌تر شده؛ هم در درون خودش و در سیاست‌های داخلی‌اش، هم در سیاست‌های خارجی‌اش، هم در اقتصادش، هم در امنیتش، در همه‌ چیزها آمریکا از بیست سال پیش تا امروز ضعیف‌تر شده، لکن به ‌هر حال امروز دنیا در آستانه‌ یک نظم جدید است. این جنگ اوکراین را به نظر من باید یک مقداری با یک دید عمیق‌تری نگاه کرد؛ این جنگ صرفاً یک حمله نظامی به یک کشور نیست. ریشه‌های این حرکتی که امروز انسان دارد در اروپا مشاهده می‌کند، ریشه‌های عمیقی است و آینده‌ پیچیده و دشواری را انسان حدس می‌زند که وجود داشته باشد. خب اگر فرض کنیم که این حدس ما حدس درستی باشد و دنیا در آستانه‌ یک نظم جدید باشد، آن وقت همه کشورها از جمله کشور ایران اسلامیِ ما وظیفه دارد جوری در این نظم جدید حضور پیدا کند ــ حضور سخت‌افزاری و حضور نرم‌افزاری ــ که بتواند امنیت کشور را، و منافع کشور را و ملت را تأمین کند، در حاشیه نماند، عقب نماند. خب اگر قرار شد که کشور بخواهد یک چنین کار بزرگی را انجام بدهد یعنی حضور سخت‌افزاری و نرم‌افزاری داشته باشد در تشکیل نظم جدید جهانی، بیشترین مسئولیت به عهده‌ کیست؟ صفوف مقدم چه کسانی هستند؟ دانشجوها، دانشگاهیان؛ یعنی شماها باید جلوتر از همه باشید؛ شماها بایستی تأثیرگذارترین قشرها باشید.»

و اشاره دوم مهدی نصیری به سخنرانی اخیر رهبری در جمع زائران و مجاوران حرم رضوی در تاریخ اول فروردین 1402 است که می‌فرمایند: «حضور در جنگ اوکراین را قاطعاً رد می‌کنیم. بدروغ ادعا کردند که ایران در جنگ اوکراین مشارکت دارد؛ ابداً چنین چیزی نیست؛ ما هیچ مشارکتی نداریم. جنگ اوکراین را در واقع آمریکا راه انداخت؛ برای گسترش ناتو به سمت شرق، مقدمات این جنگ را در واقع آمریکا به وجود آورد؛ الان هم بیشترین سود را، بیشترین بهره را آمریکا از جنگ اوکراین می‌برد. مردم اوکراین  بیچاره‌ها دچار مشکلند، سودش را کارخانجات اسلحه‌سازی آمریکا می‌برند؛ لذا با اتمام جنگ اوکراین همراهی نمی‌کنند؛ آمریکا مانع کارهایی است که باید انجام بگیرد تا این جنگ تمام بشود و نمی‌گذارد؛ آنها از اتمام جنگ اوکراین ناراضی هستند.»

همانگونه که ملاحظه می‌شود تأکید رهبری در سخنرانی نخست آن است که دنیا در آستانه یک نظم نوین جهانی قرار دارد و این البته موضوعی است که امروز از سوی بسیاری از صاحبنظران و سیاستمداران حتی در خود آمریکا مطرح شده و مقالات و سخنرانی‌های بسیاری در مورد آن انتشار یافته است. رهبری آنگاه در همین چارچوب به ماجرای اوکراین اشاره می‌کنند و آن را ماجرایی مهم با ریشه‌های عمیق و تأثیرات مهم مطرح می‌سازند که می‌تواند اتفاقات مهمی را به دنبال داشته باشد. این نیز مسئله‌ای است که هم‌اکنون شاهد آثار و عوارض آن در سطح بین‌المللی هستیم، تا جایی که حتی گاه سخن از جنگ جهانی سوم و تهاجمات اتمی به میان می‌آید.

بنابراین تردیدی در این نیست که با توجه به جمیع مسائل مربوط به این جنگ و طرف‌های درگیر در آن، با یک مسئله بسیار مهم و تأثیرگذار مواجهیم به طوری که می‌توان گفت جنگ اوکراین و روند و آینده آن، امروز به مهمترین موضوع مورد بحث در محافل سیاسی و بین‌المللی تبدیل شده است و صدالبته که در تمام دنیا نیز نگرانی‌های عمیقی درباره آثار و تبعات این جنگ به چشم می‌خورد. از سوی دیگر رهبری در سخنرانی اول فروردین 1402 در پاسخ به ادعاهای برخی کشورهای غربی مبنی بر مشارکت ایران در این جنگ، ضمن مقصر دانستن آمریکا در به راه انداختن چنین غائله‌ای در جهان، قاطعانه مشارکت ایران در این جنگ را رد می‌کنند.

حال مهدی نصیری بگوید در کجای این دو موضعگیری، تناقضی وجود دارد که او این چنین با هوچیگری در پی القای آن به مخاطبان است؟ آیا آنچه او به قصد جوسازی علیه رهبری انجام می‌دهد، براستی مصداق بارز شیادی نیست؟

در پایان ذکر این نکته را لازم می‌دانم که من از این لحن و گفتار گستاخانه مهدی نصیری تعجب نمی‌کنم چراکه این شیوه مرسوم تندروها و افراطی‌ها برای پاک کردن سابقه خود و باز کردن جا در دل دیگران است. به عنوان نمونه، پیش از این یکی از هم‌مشربان او که قدم در این مسیر گذارد، تا پابوسی بهائیت نیز پیش رفت. حال او تا کجا پیش برود، الله اعلم.

مسعود رضائی_ سی‌ام فروردین 1402

 

مناظره در دانشگاه امیر کبیر

مهدی نصیری: باید به قلدری آمریکا تن دهیم

خانعلی زاده: آقایان در توهم آمریکای سال 67 مانده اند

 

مناظره در دانشگاه امیرکبیر| مهدی نصیری: باید به قلدری آمریکا تن بدهیم/ خانعلی‌زاده: آقایان در توهم آمریکای سال 67 مانده‌اند

مناظره «برجام؛ جام زهر یا طلا؟» با حضور مهدی خانعلی‌زاده کارشناس مسائل بین‌الملل و مهدی نصیری فعال سیاسی برگزار شد.

 عصر امروز یکشنبه مناظره «برجام؛ جام زهر یا طلا؟» با حضور مهدی خانعلی‌زاده، کارشناس مسائل بین‌الملل و مهدی نصیری، فعال سیاسی به‌همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در این دانشگاه برگزار شد.

* نصیری: باید به قلدری آمریکا تن بدهیم

مهدی نصیری در این مناظره طی سخنانی اظهار داشت: برجام ولو اینکه جام زهر باشد، احلی من العسل و از طلا باارزش‌تر است و باید آن را دریافت کرد و تعلل موجب خسارت بیشتر خواهد شد. جمهوری اسلامی در برابر برجام چهار گزینه دارد؛ اول اینکه درباره آنچه دولت قبل به آن رسیده و تعهد کرده بود، بگوید که "ما الآن آن را می‌پذیریم."، راه دوم اینکه اگر پذیرفته نشد، ایران برای مذاکرات وسیع‌تر که با تعابیر برجام 2 و 3 از آن یاد می‌شد، اعلام آمادگی کند و مذاکرات فراگیر با آمریکا، اروپا و سایر کشورها برای حل این مسئله انجام بگیرد.

وی افزود: راه سوم این است که ایران اعلام کند از برجام خارج می‌شود و باید تضمین دهد که به‌دنبال بمب هسته‌ای نیست و با سایر کشورها ارتباط برقرار کند. راه چهارم نیز اینکه با روس‌ها هم‌پیمان شود و چتر حفاظت هسته‌ای روس‌ها را داشته باشد و بخواهد آنها از ایران حمایت کنند.

این فعال سیاسی ادامه داد: هر کدام از اینها منوط به پذیرفتن طرف مقابل است. توافق با روس‌ها بدترین راه است و هیچ اعتمادی به آن‌ها نیست چون اکنون خودشان در باتلاق اوکراین هستند.

نصیری گفت: خروج از برجام و ضمانت بر اینکه دنبال بمب هسته‌ای نیستیم هم به‌نسبت بدی کمتری دارد ولی به توفیقی نمی‌رسد. بهترین راه این است که ایران با دنیا وارد مذاکره شود و ثابت کند می‌خواهد یک نظام سیاسی متعادل باشد و در چارچوب قواعد بین‌الملل و محاسبه عاقلانه و واقع‌بینانه منافع ملی حرکت کند، این بهترین راه است.

برجام | برنامه جامع اقدام مشترک , افول آمریکا ,

* نصیری: ایران روابط با آمریکا را خراب کرد

نصیری در ادامه عنوان کرد: می‌گویند آمریکا روابط با ایران را خراب کرده است؛ به‌نظر من این‌طور نیست و مشخص شده است که آمریکایی‌ها در دی ماه 1357 حاضر شدند با آقای خمینی کار کنند ولی برخی نگذاشتند، اگر آقایان روابط بین‌الملل می‌دانستند این بهترین فرصت بود. نهاد نهضت‌های آزادی‌بخش از روز اول درست شد و اپوزیسیون‌های برانداز کشورها به ایران دعوت شدند و برای فتح عالم و منطقه به آنان آموزش و بعضاً سلاح داده شد، دراین‌صورت فکر کردید آمریکا دست روی دست می‌گذارد؟ ما آغازکننده بوده‌ایم.

وی گفت: اخیراً خاطره‌ای توسط فردی برایم نقل شد که "ماه‌های اول که هیئت‌های حسن‌نیت انقلاب اسلامی اعزام می‌شد، همراه با آقای قطب‌زاده به بحرین رفته با خلیفه بحرین صحبت کردیم و جلسه خوبی بود، در انتها یکی از اعضای گروه اعلامیه‌های گروه‌های برانداز بحرینی را روی میز خلیفه گذاشت".

این فعال سیاسی عنوان کرد: البته امروز اتفاقات خوبی می‌افتد و ماجرای عربستان و پا پس کشیدن از جنگ یمن دیده می‌شود و امیدواریم ادامه یابد ولی باید بدانیم که این ما بودیم که نقش عمده در ایجاد دشمنی داشتیم.

نصیری ادامه داد: غرب و آمریکا حاضر بودند و امروز حاضر هستند در چارچوب معقول و مبتنی بر منافع با ما کار کنند، بله ممکن است چون زورش بیشتر است موارد بیشتری بگیرد، مگر با عربستان کار نمی‌کنند؟ به عربستان گفته شد "گاو شیرده" و بعد از 8 سال با همین گاو شیرده رفیق شدند. آمریکا و غرب حاضرند با ما کار کنند اما ما ناشیانه و شعارزده حاضر نیستیم در مذاکرات مستقیم با آمریکا حرف بزنیم و باید باواسطه باشد، این چه خاصیتی دارد؟

* نصیری: باید از آمریکاستیزی عقب‌نشینی کرد

وی اضافه کرد: آمریکاستیزی ابزاری برای ایجاد دوقطبی در ایران شده است که باید از آن عقب‌نشینی کرد، این نه عقلایی، نه خردمندانه و نه ایدئولوژیک بود؛ باید سیره پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) را ببینید، امام علی(ع) به ماجرای حکمیت تن می‌دهد و جنگ را می‌بازد. وقتی امام حسن(ع) دید مردم راضی به جنگ نیستند نظرسنجی کرد و وقتی مردم ایشان را نخواستند، با معاویه صلح کرد، صلحی که ظاهرش ذلیلانه است ولی باطنش عقلانیت است و حضرت خواستند خون ریخته نشود.

این فعال سیاسی ادامه داد: امام حسین(ع) آغازگر عاشورا نبودند و آن‌حضرت تا آخرین لحظات برای مذاکره تلاش کردند جنگ صورت نگیرد اما صحنه به جایی رسید که امام دید جنگ نکردن ذلت است. سیره دینی ما مملو از تقیه است و تقیه یعنی هزینه ـ فایده کردن؛ همان‌چیزی که باید اصل سیاست خارجی باشد. همه ما در این مصائبی که از سیاست خارجی بر سر ملت ایران آمده و می‌آید نقش داشته‌ایم؛ خود من هم وقتی سردبیر روزنامه کیهان بودم و از این موضع حمایت می‌کردم اشتباه کردم و همه باید برگردیم.

* نصیری: هایزر برای جلوگیری از کودتا به ایران آمد!

وی در ادامه این مناظره تصریح کرد: اکنون مشخص شده است که به‌خلاف تلقی این چند دهه، ژنرال هایزر برای جلوگیری از کودتا به ایران آمده بود و مذاکره‌اش با برخی مقامات هم به همین خاطر بود؛ ما همه این فرصت‌ها را از دست دادیم. گفته می‌شود چرا آمریکا در برابر برجام سرسختی می‌کند؟ وقتی برجام پذیرفته شد، دستور از بالا صادر شد که شرکت‌های آمریکایی حق ندارند در ایران فعالیت کنند و دوباره موشک‌پرانی با شعار محو اسراییل شروع شد. فکر می‌کنید آمریکایی‌ها ساده هستند و می‌نشینند تا شما به روند خود ادامه دهید و منافع آمریکا را در منطقه ویران کنید و او هم هیچ کاری نکند؟ نوع دیپلماسی شما این است که ادا در می‌آورید که "نمی‌خواهم مستقیماً با آمریکایی‌ها روبه‌رو شوم"، و یک واسطه می‌گذارید تا ژست‌تان حفظ شود.

نصیری خاطرنشان کرد: نه‌فقط آمریکا بلکه چین هم با مداخله‌جویی در منطقه و موشک‌پرتاب‌کردن موافق نیست و به شما نشان داد و درس سیاست داد. رییس‌جمهور چین به آقای رییسی گفت "می‌خواهیم 500 میلیارد دلار در عربستان سرمایه‌گذاری کنیم و قصد داریم همین میزان را با شما سرمایه‌گذاری کنیم و نمی‌شود در یمن جنگ راه بیندازید و منافع ما به خطر بیفتد" و گفتند "اگر می‌خواهید با ما کار کنید باید عاقلانه و خردمندانه سیاست‌ورزی کنید".

وی افزود: دست دو کشور اسلامی را یک کشور ملحد در دست هم گذاشت و آقایان ناشی از استیصال سیاسی زهر احلی من العسل را نوشیدند و با عربستان توافق کردند و باید همین روند را با آمریکا نیز در پیش بگیرند و آنجا هم می‌پذیرند و تابلوهای دیگری را پایین می‌آورند و سفارتخانه‌های ایران و آمریکا بازگشایی خواهد شد.

* نصیری: باید به قلدری آمریکا تن بدهیم

این فعال سیاسی بیان کرد: فرض می‌گیریم آمریکا عامل اصلی مقابل برجام است، ولی شما باید کوتاه بیایید و نمی‌توانید کوتاه نیایید؛ مقابل قوی‌ترین اقتصاد عالم هستید و باید به قلدری تن و رضایت دهید و اگر نکنید بیچاره می‌شوید که البته بیچاره شدیم و مردم را با این سیاست خارجی بیچاره کرده‌ایم.

وی ادامه داد: هرچه دیرتر جام زهر را بنوشید خسارت بیشتری به مردم می‌زنید، البته که شما خسارت نمی‌بینید؛ فرزند دبیر شورای‌عالی امنیت ملی شما صادرکننده نفت است و سود می‌برد و این سیاست خارجی سرشار از نعمت برای شما و آقازاده‌های‌تان بوده است. بزرگان گفته‌اند "ما از تحریم شکوفا شدیم"، دست بردارید از این مسائل.

* نصیری: مأمور به تکلیف بودن حرف غلطی است

نصیری گفت: سیاست خارجی متأثر از چپ و مارکسیسم است اما بر اساس مبانی دینی ما با هیچ‌کس تضاد آشتی‌ناپذیر نداریم. از حرف‌های غلطی که در این سال‌ها زده شد این بوده که «ما مأمور به تکلیف هستیم و مأمور به نتیجه نیستیم»، اتفاقاً مأمور به نتیجه هستیم. باید برگردیم و یک ریل‌گذاری جدید در همه ابعاد از جمله سیاست خارجی کنیم. جمهوری اسلامی باید دست از فشار بر مردم و فقر برای مردم بردارد؛ گفته‌ شده است "این‌که با شواهد و قرائن دنبال سلاح هسته‌ای بوده‌اید 1000 میلیارد دلار ضرر زده است".

وی در پاسخ به اینکه "چه شواهدی دال بر اینکه ایران به‌دنبال سلاح هسته‌ای بوده است، وجود دارد؟" گفت: دلیل اینکه درباره این مسئله فتوا دارید که سلاح هسته‌ای حرام است؛ هر بار که فشار آوردند، گفتید "غنی‌سازی را بالا می‌بریم".

این فعال سیاسی در ادامه این مناظره بیان کرد: ان‌.پی‌.تی. همان چیزی است که مجلس انقلابیِ شما بارها تهدید کرد که "از آن خارج می‌شویم" و خروج از آن یعنی "حق داریم به‌دنبال سلاح هسته‌ای برویم". واکنش شما به خروج آمریکا این بود که برجام را در مجلس آتش می‌زنید؛ باید نرمال بشوید تا بتوانید درست مذاکره کنید.

نصیری اضافه کرد: سخن از عزت مطرح شد، آیا الآن شما و مردم ایران عزیز هستند؟ وضعیت خط فقر و پاسپورت ایران را ببینید؛ پایین آوردن تابلوی شیخ نمر اوج ذلت بود و 8 سال ستیز غیرعاقلانه انجام گرفت. چه‌کسی باید پاسخ خون‌هایی را که در یمن ریخته شد، بدهد؟ با ادبیات آخرالزمانی می‌گویند "آمریکا در حال افول است"، شما مگر پیشگو هستید؟ رهبری درباره ماجرای اوکراین گفته‌اند "این اتفاق مهمی است" و بعد گفتند "ما سلاح نمی‌فروشیم و دخالتی در این جنگ نداریم".

* نصیری: برجام طلاست

وی هم‌چنین در پاسخی درباره اینکه "آیا برجام طلا و یا جام زهر است؟" عنوان کرد: برجام برای مردم طلاست اما تحریم تا الآن برای مقامات طلا بوده است، برجام برای مقامات جام زهر بوده است که باید بنوشند.

این فعال سیاسی گفت: شما از تجاوز پوتین به یک کشور حمایت کردید و به او سلاح دادید و گفتید "سلاح نداده‌ایم" و الآن از کار او دفاع می‌کنید، این چه عزتی است که چینی‌ها از بیانیه شورای خلیج فارس حمایت کردند؟ شما در مقابل چه‌کاری کردید؟ گفتند "عربستان از چینی‌ها خواسته است که با ایران ارتباط برقرار کند"، این درست است، عربستان می‌خواست از دست یک نظام مداخله‌گر خلاص شود.

خانعلی‌زاده: آقایان در توهم آمریکای 20 سال پیش مانده‌اند

مهدی خانعلی‌زاده، کارشناس روابط بین‌الملل نیز در این مناظره، با ابراز اینکه "ما در فضای دانشگاه صحبت می‌کنیم و انتظار بود سخنان آقای نصیری در حوزه برجام و به‌شکل تخصصی باشد"، اظهار داشت: مباحث مطرح‌شده از سوی آقای نصیری مجموعه‌ای از سخنانی است که در فضای مجازی و گروههای مختلف بدون نگاه تخصصی مطرح می‌شود این در حالی است که سیاست خارجی مجموعه‌ای از علم و فن است.

* خانعلی‌زاده: خود آمریکایی‌ها می‌گویند دنبال ضربه به ایران بودند

وی با اشاره به اظهارات نصیری درباره توصیه اسلام به مدارا با دشمن تصریح کرد: من متخصص مسائل فقهی نیستم اما طبق ادعاهای خود آمریکایی‌ها در نوشته‌هایشان، آمریکایی‌ها، قبل از انقلاب، حین انقلاب و بعد از آن دنبال ضربه زدن به ایران بودند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل افزود: اولین تسخیر سفارت آمریکا در سال 57 رخ داد و امام و مسئولان کشور خواستار خروج تسخیرکنندگان از سفارت شدند اما اولین تحریم آمریکایی‌ها علیه ایران سه ماه بعد از پیروزی انقلاب انجام شد.

وی گفت: ایران و آمریکا بعد از انقلاب چندبار مذاکره کردند اما آنها (آمریکایی‌ها) به قرارداد الجزایر عمل نکردند. در ماجرای بغداد، ایران با آمریکا مذاکره کرد تا ثبات در عراق برقرار شود، در موضوع افعانستان هم همین طور ولی بعد ایران را محور شرارت اعلام کردند.

خانعلی‌زاده خطاب به نصیری با بیان این‌که چه‌کسی مدارا نکرده است؟" و این‌که "چرا توپ را در زمین ایران می‌اندازید؟"، با اشاره به نوشته‌های مسئول میز ایران در سیاست خارجه آمریکا ابراز کرد: این فرد در کتابی درباره رویکرد سیاست خارجی ایران و این‌که نگاه ایران در این بعد ایدئولوژی‌محور است یا منافع‌گرا، نتیجه‌گیری می‌کند که سیاست خارجه ایران منفعت‌گرا است اما امثال آقای نصیری به‌دور از نگاه تخصصی اظهاراتی را مطرح می‌کنند که علمی و تخصصی نیست.

برجام | برنامه جامع اقدام مشترک , افول آمریکا ,

وی ضمن انتقاد از اظهارات نصیری مبنی بر اینکه فشار داخلی اجازه نداد برجام به ثمر بنشیند، به عملکرد ترامپ درباره برجام اشاره کرد و گفت: ترامپ با افتخار از برجام خارج شد و دیدیم آمریکا زیر میز زد و رئیس بانک مرکزی آقای روحانی هم دستاورد برجام برای ایران حتی در زمان اوباما را تقریباً هیچ خواند.

* خانعلی‌زاده: به‌جای حرف مستند، صحبت‌های واتس‌آپی نکنیم

وی با تأکید بر اینکه "حضور در دانشگاه و در جمع دانشجویان ما را ملزم به ارایه فکت و سند می‌کند"، ادامه داد: برخی از اظهارات آقای نصیری از جنس همان مطالبی است که بدون سند در گروههای واتس‌آپی و گعده‌های دوستانه‌شان مطرح شده و نهایتاً به باورشان تبدیل شده است.

این کارشناس روابط بین‌الملل همچنین با تأکید بر اینکه "مطمئن هستم آقای نصیری برجام را نخوانده‌اند"، تصریح کرد: ما قبلاً با سند اثبات کردیم که ایران تخاصم با آمریکا را شروع نکرد و این آمریکا بود که دشمنی را شروع کرد.

وی با اشاره به تاریخچه مذاکرات ایران و آمریکا درباره موضوع هسته‌ای گفت: طبق نوشته‌های وندی شرمن، مذاکرات ایران و آمریکا در سال 91 شروع شد چون آمریکایی‌ها قبل از آن حق غنی‌سازی ایران را نپذیرفته بودند ولی بعد که این حق را پذیرفتند قرار شد درباره متن آن مذاکره کنند.

* خانعلی‌زاده: به‌گفته ظریف، برجام را نخوانده پذیرفتند

خانعلی‌زاده با بیان اینکه برجام همان متن و توافقنامه‌ای است که به‌گفته خود آقای ظریف، نخوانده آن را پذیرفتند، خاطرنشان کرد: آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره پایبندی ایران به برجام 14 بار گزارش داد که ایران 100 درصد به تعهدات خود عمل کرده است اما رئیس بانک مرکزی ایران در آمریکا گفت "تقریباً هیچ دستاوردی از برجام در حوزه اقتصادی محقق نشده است".

این کارشناس روابط بین‌الملل تصریح کرد: آمریکا از برجام خارج شد اما ایران با اروپا این توافق را ادامه داد، دو سال شدیدترین تحریم‌ها علیه ایران انجام شد و صدایی از کسی نیامد، دولت جدید آمریکا هنوز که هنوز است به برجام برنگشته است اما باز از نگاه دوستان آقای نصیری، ایران به این‌که سر سازش ندارد، متهم می‌شود.

خانعلی‌زاده در ادامه این مناظره با طرح این سؤال از نصیری که "منظور شما از نرمال شدن چیست؟"، گفت: به‌نظر شما یعنی قواعد بین‌الملل را بپذیریم؟ قواعد بین‌الملل درباره موضوع نخجوان چه می‌گوید؟ چرا قبول نمی‌کنید؟ برخی با حزب‌بازی و سیاسی نگاه کردن منافع ملی را نادیده می‌گیرند و هر اقدامی را که جمهوری اسلامی انجام دهد، اشتباه می‌دانند. ایران با چین قرارداد می‌بندد آن را وابسته معرفی می‌کنند اما عربستان که به چین نزدیک می‌شود آن را اقدامی درست و در راستای منافع ملی این کشور بیان می‌کنند.

* خانعلی‌زاده: نگاه اوباما به برجام امنیتی بود

وی در بخش دیگری از این مناظره با ابراز تأسف از بیان برخی سخنان بدون سند از سوی نصیری در محیط دانشگاه تأکید کرد: اگر آقای نصیری برای سخن خود درباره اظهارات رئیس جمهور چین به آقای رئیسی درباره سرمایه‌گذاری 500میلیاردی در عربستان و سیاست منطقه‌ای ایران یک برگ سند بیاورند من وسط دانشگاه از ایشان عذرخواهی می‌کنم.

این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: فارن پالسی در مطلبی درباره برجام می‌گوید نگاه اوباما به برجام امنیتی بود. او اجازه نداد بسیاری از شرکت‌های آمریکایی از برجام بهره ببرند چون اکثر آنها در مناطق جمهوری‌خواه بودند و ممکن بود منافع آنها در نتیجه انتخابات بعدی آمریکا اثرگذار باشد.

خانعلی‌زاده درباره مسائل موشکی ایران نیز گفت: ما توافق هسته‌ای کرده بودیم نه موشکی. برجام غنی‌سازی در ایران را زیر سه درصد کشاند بعد می‌گویند "آمریکا مطمئن نشد ایران با برجام نیز به‌سمت ساخت بمب هسته‌ای نرود"، چون اساساً نمی‌دانند برجام چیست.

* آقای نصیری شواهدی دارد که ایران دنبال ساخت بمب هسته‌ای است اما آمریکایی‌ها ندارند!

خانعلی‌زاده در ادامه از نصیری خواست شواهدی را درباره این ادعا که "کشورهای مذاکره‌کننده معتقدند ایران دنبال ساخت سلاح هسته‌ای است"، ارائه کند و خطاب به دانشجویان گفت: آقای نصیری شواهدی دارد که ایران دنبال ساخت بمب هسته‌ای است اما دستگاههای اطلاعاتی آمریکا در گزارش های خود اعلام کردند شواهدی را از اینکه ایران دنبال ساخت بمب هسته‌ای باشد، به دست نیاوردند.

وی در ادامه به موضوع ان.پی.تی. پرداخت و گفت: بر اساس قوانین ان.پی.تی. ایران حق دارد تا 99 درصد غنی‌سازی داشته باشد اما جریانی مانند آقای نصیری و دوستانشان در ایران این مسئله را سیاسی می‌کنند. طبق پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، ان.پی.تی. به کشورهای عضو کمک می‌کند تا از منافع هسته‌ای استفاده کنند و این کشورها تعهد می‌کنند به‌سمت ساخت سلاح هسته‌ای نروند البته پروتکل الحاقی داوطلبانه و موضوع دیگری است.

خانعلی‌زاده در ادامه با اشاره به اینکه اندیشمندان آمریکایی می‌گویند "نظام تک‌قطبی از بین رفته است"، افزود: در ماجرای سوریه آمریکا دیگر نقش ناظم جهان را ندارد و نقش کشورهایی مانند روسیه، ایران و ترکیه پررنگ شده است ولی این مسئله را برخی از دوستان ما نمی‌خواهند درک کنند.

* خانعلی‌زاده: عربستان فهمیده است که باید هوای چین را داشته باشد

وی خاطرنشان کرد: خود آمریکایی‌ها از چپ‌گرا و راست‌گرا از افول آمریکا می‌گویند، البته از نظر برخی از آنها افول آمریکا یکی از گزینه‌های دوران گذار و احیای آمریکاست. دوران نظام گذار بین‌الملل یعنی این‌که "نرویم با یک قدرت افول‌کرده ببندیم."، عربستان فهمیده است که باید هوای چین را داشته باشد اما برخی در ایران هنوز می‌گویند "دنبال آمریکا باشید". آقای نصیری هنوز در سال 67 و آمریکای این دوران مانده است‌، دعوت می‌کنیم کمی مقاله بخوانید و در اینترنت نظرات تخصصی و کارشناسان را جویا شوید.

* خانعلی‌زاده: بستن سفارت کار غلطی است

وی در ادامه با اشاره به سخنان نصیری درباره توافق ایران و عربستان و عزتی که از نظر نصیری در این توافق از دست رفته است، یادآور شد: روابط ایران با عربستان مثل ایران و انگلیس می‌تواند باشد که با همه چالش‌ها در کشورهای یکدیگر سفارت داشته باشند. بستن سفارت در هر شرایطی از نظر بنده اقدام نادرستی است. اوکراین و روسیه در حالی که در حال جنگ هستند هنوز در کشورهای یکدیگر سفارت دارند. بستن سفارت کار اشتباهی است مانند اقدام اروپایی‌ها در جریان حادثه میکونوس در خصوص ایران که بعد از مدتی شاهد بازگشایی سفارت‌های کشورهای اروپایی بودیم.

* خانعلی‌زاده: بن‌سلمان فهمید نباید با آمریکا ببندد ولی آقای نصیری و دوستانش هنوز دنبال آمریکا هستند

 وی با اشاره به نگاه نصیری به اروپا و آمریکا گفت: اوکراین دیگر بزرگترین کشور اروپا نیست. 20 درصد خاکش رفته است، فرانسه الآن بزرگترین کشور اروپا است، این‌ها اتفاقاتی است که نشان‌دهنده ظهور دوران گذر و بروز قدرت‌های جدید در جهان است. بن‌سلمان و هند فهمیدند نباید با آمریکا ببندند اما دوستان آقای نصیری هنوز دنبال آمریکا هستند. مکرون با آن اظهارات در اغتشاشات به قدرت ایران در حل مسائل اعتراف می‌کند و با حضور در چین دست به دامان آنها می‌شود تا اروپا را از باتلاق اوکراین نجات دهند.

وی گفت: آقای نصیری! کتاب فرید زکریا با موضوع جهان پس از آمریکا را بخوانید، می‌گوید "آمریکا 50 سال پیش چقدر سهم از اقتصاد جهان را داشت و الآن چقدر سهم دارد؟!". امروز سالروز قطع روابط آمریکا و ایران است، برادرزاده کندی در مطلبی گفته است "سیاست ما در قبال ایران شکست خورده است".

خانعلی‌زاده با بیان اینکه منافع ملی فراتر از مرزهاست، افزود: نگاه اشتباهی که دوستان ما مانند ایشان دارند به‌خاطر این است که شناخت آقای نصیری از آمریکا همان شناخت 20 سال پیش است و همان‌جا مانده و فریز شده‌ است، به‌نظرم آقای نصیری باید چند تا کشور دورتر از عراق و نجف روند و مقاله‌ها و تحلیل‌های نویسندگان غربی و آمریکایی را مطالعه کنند.

* خانعلی‌زاده: برجام به منافع کشور خسارت زد

وی با تأکید به اینکه "برجام توافق‌نامه خیلی بدی بود و به بسیاری از منافع ما خسارت زد"، در واکنش به اظهارات نصیری در خصوص قبول آن از سوی رهبر انقلاب گفت: موقعی که درباره مسئله برجام سکه دادند، مسئول سیاست خارجی ظریف بود ولی وقتی از آن آبی گرم نشد مسئول پذیرش برجام رهبری می‌شود. برجام در شرایط فعلی هیچ‌ چیزی برای ایران ندارد، توافق با کشورهای بزرگ منافع دارد اما برجام منفعتی ندارد.

این کارشناس روابط بین‌الملل درباره جنگ روسیه و اوکراین نیز تصریح کرد: جنگ را آمریکا آغاز کرد، به‌نظر من اقدام روسیه در قبال اوکراین به‌معنای تجاوز نیست هرچند آن را اقدام اشتباهی می‌دانم و می‌شد روسیه راههای دیگری را نیز دنبال کند‌.

وی درباره پهپادهای ایرانی فروخته‌شده به روسیه نیز گفت: این اقدام بر اساس منافع ملی است البته آقای نصیری و دوستانشان مخالف این مسئله هستند، فروختن سلاح جزئی از بازار جهانی اسلحه است و هیچ کشوری هم به‌خاطر فروش سلاح به عراق در جنگ با ایران محاکمه نشد. ما با فروش پهپاد به روسیه در بازار جهانی اسلحه حضور یافتیم و اوکراین هم بخواهد به او پهپاد می‌فروشیم، البته برخی از نگاههای دوستان باعث می‌شود تمام تحریم‌ها به‌سمت ایران بیاید، هرچند آقای ظریف دولت قبل را با 500 تحریم تحویل گرفت و با 1500 تحریم تحویل داد.

وی در واکنش به اظهارات نصیری درباره قدرت نرم ایران گفت: چرا عربستان سفارت اسرائیل را در کشورش باز نکرد و به عادی‌سازی تن نداد چون نگران قدرت نرم بود و افکار عمومی را می‌دید، منافع ملی و دینی با هم باید دیده شود و نباید آنها را مقابل هم قرار داد، سیاست خارجه حوزه راهبردهاست. مصاحبه آقای ظریف با روزنامه ایران فردای انتخابات آمریکا را به‌یاد بیاورید؛ آقای ظریف در آن مصاحبه گفته بود "آقای بایدن به برجام برمی‌گردد"، چون شناختشان از دنیا همین قدر بود و دیدیم که چه شد.

* خانعلی‌زاده: روابط بین‌الملل را با خاله‌بازی اشتباه گرفتند

خانعلی‌زاده در بخش پایانی سخنان خود گفت: روابط بین‌الملل را با خاله‌بازی اشتباه گرفتند.
نگاه رهبری در تمام سالهای گذشته در این حوزه بر اساس بازدارندگی و عقلانیت بوده است چه آن زمانی که رفقای آقای نصیری می‌گفتند "باید در پاسخ به حمله به کنسولگری ایران در افغانستان با طالبان جنگید" و شخص رهبری گفتند "نه"، در حالی که دولت وقت همه چیز را برای جنگ بسته بود، ایشان فرمودند؛ "افغانستان باتلاق است و هرکس در آن وارد شود فرو می‌رود"، و چه در زمان برجام که گفتند نسبت به این موضوع خوش‌بین نیستند.
به‌گفته کارشناسان بین‌المللی ایران در عرصه بین‌الملل بازیگری عقلانی بوده است.

وی افزود: انرژی هسته‌ای برای دشمن بهانه است و اگر هم حل شود باز موضوع دیگری را مطرح می‌کنند اما دوستان آقای نصیری به‌جای فریاد زدن بر سر تحریم‌کنندگان، بر سر دوستان فریاد می‌کشند. البته باید بدانیم روابط خارجی تسهیل‌کننده مسائل اقتصادی است نه عامل اصلی از بین بردن مشکلات اقتصادی، مصر با وجود ارتباطات بین‌المللی مشکلات اقتصادی عدیده‌ای دارد که بسیار بیشتر از کشور ماست.


:: بازدید از این مطلب : 393
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 31 فروردين 1402

نقل قولی از یکی از سران اصلاحات خطاب به فعالان سیاسی و رسانه‌ای این جریان هست که هرگاه جریان رقیب به سمت همگرایی، و مفاهمه درون جریانی رفت، سعی کنید با برجسته کردن نقاط اختلافی ولو کوچک بکوشید، مانع این همگرایی شوید، اما اگر اختلافات درون اصولگرایی بالا گرفت و به سطح جامعه و رسانه‌ها کشیده شد، بدون هیچ دخالتی بنشینید و نظاره‌گر این منازعه باشید و هرگاه فروکش کرد، هیزم این آتش را فراهم کنید.

ماجرای میزبانی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی از رؤسای ادوار مجلس که به رسم یک سنت گذشته، برای صرف افطاری، چند روز پیش با حضور لاریجانی، حداد عادل و ناطق نوری، برگزار شد، چندان بی ارتباط با این نقل قول نیست.

بسیاری لابد به یاد دارند که طی سال‌های گذشته که آقایان ناطق نوری و لاریجانی به دلایلی از سیاست به دور بودند، چگونه جریان اصلاح‌طلبی کوشید از رقیب دیروز خاتمی (نامزد انتخابات ۷۶) و علی لاریجانی اصولگرا (که در زمان ریاست او بر صدا و سیما کنفرانس ننگین برلین با صحنه‌گردانی اصلاح‌طلبان افشا شد) چهره‌های متمایل به اصلاح‌طلبی ترسیم کند و بلکه آن‌ها را از قطار انقلاب و نظام پیاده کنند.

این جماعت تا همین چند ماه پیش که از فقر چهره‌های مؤثر و موجه اصلاح طلبی رنج می‌بردند، تلاش کردند که از لاریجانی و حتی ناطق نوری به عنوان سرلیست اصلاح طلبان در انتخابات آینده مجلس بهره ببرند و یا دست‌کم حمایت آن‌ها را برای دفاع از لیست آینده اصلاح طلبان جلب نمایند.

قاب چهار نفره این چهره‌های اصولگرا، گویی تمام آرزوهای آن‌ها را بر باد داد و در چرخشی آشکار، از این میهمانی سنتی که به تعبیر حقیقت‌پور، مشاور لاریجانی نه یک دیدار با اهداف سیاسی که صرفاً برای «تحبیب قلوب» صورت گرفته، چه تفسیرهای سیاسی آنچنانی ارائه کردند.

روزنامه هم‌میهن که دیدگاه‌های حزب اصلاح‌طلب کارگزاران سازندگی را نمایندگی می‌کند در تفسیر این ضیافت افطاری ابتدا مدعی اختلاف و شکاف درون پارلمانی از یکسو و اختلافات مجلس با دولت از سوی دیگر شد و با پیوند این دیدار با فعالیت مجلس در سال پایانی و انتخابات مجلس، رفتار قالیباف را همسویی با لاریجانی و ناطق نوری و مرزبندی با جریانی در درون مجلس که به زعم هم میهن قالیباف با آن‌ها مرزبندی شدید دارد، تعبیر کرد و نوشت: «چنین است که از منظر زمانی، افطاری قالیباف و میزبانی او از محافظه‌کاران میانه‌رویی، چون ناطق‌نوری و علی لاریجانی (و حتی غلامعلی حدادعادل که در ناآرامی‌های سال گذشته مواضع نسبتاً مسالمت‌جویانه‌ای اتخاذ کرد)، واجد اهمیت است.... چه ناطق حاشیه‌نشین، چه لاریجانی فعال، اما به‌حاشیه‌رفته و چه قالیباف حاضر در مسند قدرت، در این نقطه مشترک‌اند که روند قدرت‌گرفتن راست تندرو با محوریت جبهه پایداری و همراهی رئیسی و منسوبان او، به جایی رسیده که باید متوقف شود.»

بی گمان اصلاح‌طلبان از هرگونه اختلاف و شکاف در جریان اصولگرایی استقبال و بلکه تشویق می‌کنند، بنابراین نگران مرزبندی مورد ادعای آن‌ها با بخشی از اصولگرایی نیست، نگرانی آن‌ها از همسویی و هم افزایی شخصیت‌های مؤثر اصولگراست که اکنون می‌بینند در قالب این دیدار رمضانی، تمام رشته‌هایی که آن‌ها بافته بودند، پنبه شده است.

 

منبع: روزنامه جوان


:: بازدید از این مطلب : 325
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 30 فروردين 1402

در ۲۴ فوریه سال ۲۰۲۲ (۵ اسفند ۱۴۰۰) میلادی، روسیه حمله‌ای تمام عیار به خاک اوکراین انجام داد به طوری که از سه جبهه، بلاروس در شمال، شبه جزیره کریمه ضمیمه شده به روسیه در جنوب و نیز قلمرو خود روسیه در شرق، این تهاجم را آغاز کرد؛ جنگی که از آن زمان تاکنون هزاران کشته، میلیون‌ها نفر آواره و تمام شهرها را ویران کرده است. در ذیل به مهمترین رویدادهای جنگ در ۱۰ ماهه گذشته اشاره می‌شود:

ماه فوریه

۲۴ فوریه: «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهوری روسیه طی یک سخنرانی پیش از سپیده دم این روز و آغاز تهاجم زمینی، دریایی و هوایی، تصمیم خود را برای راه اندازی «عملیات نظامی ویژه» در اوکراین اعلام کرد.

«ولودیمیر زلنسکی» رئیس جمهوری اوکراین در یک سخنرانی ملی کوتاه و جسورانه، حکومت نظامی و بسیج عمومی اعلام کرد.

«جو بایدن» رئیس‌جمهوری آمریکا، چهار بانک روسی را در لیست تحریم‌ها گنجاند و صادرات فناوری‌های حساس ایالات متحده به‌ویژه در بخش‌های هوانوردی، دریایی و دفاعی را به روسیه ممنوع کرد.

۲۶-۲۷ فوریه: زلنسکی پیشنهاد ایالات متحده برای تخلیه را رد کرد و گفت: «جنگ اینجاست. من به مهمات نیاز دارم، نه سواری».

حمله روسیه به کیف، شهر شرقی خارکف و چرنیهف در شمال متوقف شد زیرا مدافعان اوکراینی خودروهای تدارکاتی را با موشک‌های جاولین هدف قرار دادند.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ +روزشمار جنگ

اتحادیه اروپا فعالیت بانک‌های روسیه را در شبکه سوئیفت ممنوع و سپرده‌های بانک مرکزی روسیه را مسدود کرد. همچنین هواپیماهای روسی از عبور از حریم هوایی اتحادیه اروپا منع شدند.

شرکت‌های بزرگ نفتی شل، بریتیش پترولیوم و صندوق سرمایه‌گذاری مستقل نروژ از سرمایه‌گذاری مشترک روسیه خارج شدند.

۲۸ فوریه: اوکراین برای پیوستن به اتحادیه اروپا درخواست داد.

ماه مارس

۱ مارس: یک کاروان نظامی روسیه به طول ۶۵ کیلومتر (۴۰.۴ مایل) به سمت کی یف پایتخت اوکراین، حرکت کرد.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

آمریکا آسمان خود را به روی ترافیک هوایی روسیه بست.

۲ مارس: نیروهای روسی وارد شهر جنوبی خرسون شدند. اکنون یک میلیون پناهنده اوکراینی از کشور فرار کرده اند.

۴ مارس: نیروهای روسی نیروگاه هسته‌ای زاپوریژیا به عنوان بزرگترین نیروگاه هسته‌ای اروپا را گلوله باران کردند و ترس از یک فاجعه به سبک چرنوبیل را افزایش دادند.

۸ مارس: کمیسیون اروپا، طرحی برای کاهش دو سوم وابستگی به گاز طبیعی روسیه تا پایان سال رونمایی کرد. آمریکا واردات نفت خام روسیه را ممنوع کرد. تعداد پناهندگان اوکراینی به ۲ میلیون نفر می‌رسید.

کنگره ایالات متحده ۱۳.۶ میلیارد دلار بودجه برای اوکراین را تصویب کرد که به طور مساوی بین کمک به پناهندگان و کمک‌های نظامی تقسیم می‌شد.

۱۱ مارس: زره پوش‌های روسی وارد حومه شمال غربی کیف شدند اما با کمبود نیروی انسانی مواجه شدند. پوتین با استقرار ۱۶۰۰۰ هزار جنگجو از سوریه موافقت کرد.

اتحادیه اروپا در واکنش به جنگ اوکراین اعلامیه ورسای را صادر کرد و از کشورهای عضو می‌خواست تا بودجه‌های دفاعی خود را افزایش دهند.

۱۳ مارس: روسیه اهداف خود را به سمت غرب گسترش داد و با شلیک ۳۰ موشک کروز به یک پایگاه آموزشی نظامی در یاووریف، در ۲۵ کیلومتری (۱۵.۵ مایلی) از مرز لهستان، ۳۵ نفر را کشت.

۱۴ مارس: «ویکتور زولوتوف» دستیار ارشد پوتین که ریاست گارد ملی را بر عهده دارد، اولین روس بلندپایه ای بود که اعتراف کرد جنگ در اوکراین طبق برنامه پیش نمی‌رود.

۱۶ مارس: روسیه یک تئاتر را در شهر بندری ماریوپول در جنوب بمباران کرد و حداقل ۳۰۰ غیرنظامی را که در آنجا پناه گرفته بودند، کشته شدند.

۲۳ مارس: ناتو تخمین زد که روسیه ۷۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ سرباز را در یک ماه جنگ از دست داده است و تعداد کشته‌ها، مجروحان، اسرا و مفقودان روس ۴۰۰۰۰ نفر است.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ +روزشمار جنگ

۲۵ مارس: روسیه تاکید کرد در بازتعریفی آشکار از اهداف جنگی خود، بر تحکیم کنترل خود بر استان‌های لوهانسک و دونتسک در شرق اوکراین تمرکز خواهد کرد.

بیش از ۳.۷ میلیون اوکراینی پناهنده شده اند.

۲۷ مارس: زلنسکی در یک تماس ویدئویی به خبرنگاران روسی گفت که مایل است بی طرفی ژئوپلیتیکی برای اوکراین را در نظر بگیرد و در مورد وضعیت منطقه شرقی دونباس که بخشی از بهانه حمله روسیه بود، سازش کند.

۲۹ مارس: مذاکره کنندگان روسیه و اوکراین در استانبول ملاقات کردند - اولین دیدار حضوری آنها بود- اوکراین یک پیشنهاد مفصل برای بی طرفی ارائه داد.

ماه آوریل

۱ آوریل: یک گزارش الجزیره فاش کرد که روسیه از گروه‌های نیابتی در سوریه برای جذب جنگجویان برای اوکراین استفاده می‌کند.

۲ آوریل: با عقب نشینی نیروهای روسی از بوچا، شهری در شمال غربی کیف، ده‌ها جسد ظاهراً غیرنظامی در خیابان‌ها پیدا شد.

۴ آوریل: جو بایدن رئیس جمهور ایالات متحده، خواستار محاکمه پوتین در دادگاه جنایات جنگی به اتهام قتل غیرنظامیان توسط روسیه در بوچا شد.

زنان در جنگ اوکراین

۵ آوریل: اوکراینی‌های آواره داخلی اکنون ۷.۱ میلیون نفر هستند. الجزیره شهادت ساکنان بوچا را رسانه‌ای می‌کند که می‌گویند آنها توسط سربازان روسی شکنجه و کشته شده اند.

۶ آوریل: دولت بایدن سرمایه گذاری آمریکا در روسیه را ممنوع کرد و از گروه ۲۰ خواست آن را از این گروه اخراج کنند.

۷ آوریل: روسیه با شلیک مهمات خوشه‌ای به ایستگاه راه‌آهن کراماتورسک مملو از هزاران نفر از مهاجران، دست‌کم ۵۲ نفر را کشت.

مجمع عمومی سازمان ملل به تعلیق روسیه از شورای حقوق بشر این سازمان رأی داد.

۸ آوریل: کارشناسان پزشکی قانونی شروع به نبش قبر اجساد در گورهای دسته جمعی در بوچا کردند.

اتحادیه اروپا واردات زغال سنگ روسیه را ممنوع و روسیه را از ۸ میلیارد یورو (۷.۹۷ میلیارد دلار) در سال محروم می‌کند. به عنوان بخشی از دور پنجم تحریم‌ها، اتحادیه اروپا همچنین واردات الوار، سیمان، غذاهای دریایی و کودهای شیمیایی روسیه را ممنوع کرد. اتحادیه اروپا همچنین صادرات سوخت جت و فناوری‌ها و نرم افزارهای حساس به روسیه را ممنوع کرد.

«اورسولا فون در لاین» رئیس کمیسیون اروپا، متنی را به زلنسکی می‌دهد که حاوی آغاز روند درخواست عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا است.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ +روزشمار جنگ

۱۴ آوریل: اوکراین پس از اصابت دو موشک «نپتون»، کشتی پرچمدار ناوگان روسیه در دریای سیاه مسکو را غرق کرد.

۱۶ آوریل: وزارت دفاع روسیه می‌گوید که کنترل بندر ماریوپل را در اختیار دارد، اگرچه جنگ ادامه دارد.

۱۸ آوریل: نیروهای روسیه یک حمله جدید و گسترده در شرق اوکراین را برای کنترل کامل استان‌های لوهانسک و دونتسک آغاز کردند.

۲۱ آوریل: پوتین در نبرد ماریوپول اعلام پیروزی کرد، در صورتی که حدود ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی اوکراینی در کارخانه فولاد آزوفستال محاصره شده بودند.

۲۸ آوریل: کنگره ایالات متحده تسهیلات اجاره وام را برای سرعت بخشیدن به ارسال سلاح به اوکراین احیا کرد. بایدن از کنگره خواست تا بسته هزینه‌ای ۳۳ میلیارد دلاری برای اوکراین را تصویب کند.

ماه مه

۴ مه: گزارش‌های اوکراین و روسیه می‌گویند که یک ضد حمله اوکراینی در شمال و شرق خارکف، نیروهای روسی را ۴۰ کیلومتر (۲۴.۹ مایل) از شهر عقب رانده است که این اولین موفقیت مهم اوکراین از زمان پیروزی در نبرد برای کیف است.

کمیسیون اروپا از دور ششم تحریم‌ها رونمایی کرد که از جمله ممنوعیت کامل واردات نفت، خطوط لوله، نفت خام و پالایش شده روسیه که تا پایان سال اجرایی می‌شود، در بر می‌گیرد.

۱۱ مه: اوکراین برای اولین بار ترانزیت گاز روسیه از خاک خود به اروپا را محدود کرد و یک چهارم جریان گاز را از یکی از دو خط لوله اصلی کاهش داد.

۱۲ مه: فنلاند اعلام کرد که به دنبال عضویت در ناتو است.

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل می‌گوید که تعداد پناهندگان اوکراینی از مرز شش میلیون نفر گذشته است.

۱۵ مه: سوئد اعلام کرد که برای عضویت در ناتو درخواست داده و به دو قرن بی طرفی پایان می‌دهد.

۱۶ مه: وزارت دفاع اوکراین می‌گوید نیروهایش تا مرز روسیه در ۴۰ کیلومتری (۲۴.۹ مایلی) شمال خارکف پیشروی کرده اند و تلاش‌های دفاعی روسیه بر جلوگیری از تهاجم به سمت بلگورود در روسیه متمرکز است.

۱۷ مه: ارتش اوکراین پایان مقاومت آزوفستال در ماریوپل را اعلام کرد.

۱۸ مه: کمیسیون اروپا برنامه‌ای ۲۲۰ میلیارد یورویی (۲۱۹ میلیارد دلاری) را برای حذف تمام سوخت‌های فسیلی روسیه طی پنج سال اعلام کرد.

۱۹ مه: کنگره ایالات متحده یک بسته کمکی ۴۰ میلیارد دلاری برای اوکراین را تصویب کرد که به میزان قابل توجهی بیشتر از ۳۳ میلیارد دلاری است که بایدن در ابتدا درخواست کرده بود.

۲۱ مه: نبرد برای شهر «سورودونتسک» در شرق استان لوهانسک آغاز شد.

۲۷ مه: نیروهای روسی از سه جهت مختلف به سمت سورودونتسک پیشروی و حملات مستقیم را به بخش‌هایی از شمال شهر آغاز کردند و کنترل هتل میر را به دست گرفتند.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

۲۸ مه: اوکراین یک حمله متقابل را در خرسون آغاز کرد که طبق گزارش‌ها نیروهای روسی را به موقعیت دفاعی رساند تا خسارات سنگینی را متحمل شود.

۳۰ مه: پس از مدتی تردید، بایدن تصمیم گرفت «سیستم های موشکی پیشرفته تر» را به اوکراین بفرستد تا حملات توپخانه ای دقیق‌تر را انجام دهد.

۳۱ مه: نیروهای روسی مرکز سورودونتسک را در حالی که نیروهای اوکراینی عقب نشینی می‌کردند به اشغال در آوردند اما درگیری ادامه داشت.

در جنوب، نیروهای اوکراینی یک حمله متقابل به سمت خرسون انجام می‌دهند و نیروهای روسی را به شرق رودخانه اینهولتس عقب می‌رانند.

اتحادیه اروپا نفت و فرآورده‌های نفتی روسیه را به دنبال تصمیم در مورد بسته ششم تحریم‌ها علیه روسیه ممنوع کرد.

ماه ژوئن

۲ ژوئن: «هنادی لاهوتا» رئیس اداره نظامی استان خرسون گزارش کرد که اوکراین با ضدحمله خود ۲۰ روستا را آزاد کرده است.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ +روزشمار جنگ

۶ ژوئن: بریتانیا اعلام کرد که سیستم‌های موشک پرتاب چندگانه M۲۷۰ با برد ۸۰ کیلومتر (۴۹.۷ مایل) را به اوکراین ارسال خواهد کرد.

۹ ژوئن: پوتین فتح اوکراین را به فتح پیتر کبیر در شمال غربی روسیه امروزی -در جنگی که در سال‌های ۱۷۰۰-۱۷۲۱ علیه سوئد انجام داد- تشبیه کرد.

۱۳ ژوئن: «ینس استولتنبرگ» دبیر کل ناتو طی یک کنفرانس مطبوعاتی در فنلاند پیشنهاد کرد که اوکراین باید در ازای صلح، از دست دادن حاکمیت یا اراضی خود را بپذیرد.

۱۵ ژوئن: روسیه تحویل گاز به اروپا از طریق خط لوله نورد استریم ۱ را تا ۴۰ درصد کاهش داد.

۲۲ ژوئن: اوکراین می‌گوید ۱۰۲۶ شهرک را از کنترل روسیه پس گرفته است.

۲۴ ژوئن: اتحادیه اروپا رسماً از اوکراین و مولداوی دعوت می‌کند تا کشورهای نامزد عضویت در اتحادیه اروپا شوند.

۲۷ ژوئن: موشک‌های روسیه یک مرکز خرید در کرمنچوک، مرکز اوکراین را هدف قرار دادند و حداقل ۱۸ نفر را کشت.

روسیه برای اولین بار پس از انقلاب بلشویکی در سال ۱۹۱۷، بدهی دولتی خود را نپرداخت زیرا مهلت ۳۰ روزه برای پرداخت ۱۰۰ میلیون دلار سود منقضی شده بود.

۲۹ ژوئن: پس از لغو وتوی ترکیه، ناتو رسماً فنلاند و سوئد را به عضویت در این ائتلاف دعوت کرد.

۳۰ ژوئن: نیروهای روسی پس از اصابت موشک‌های اوکراینی از جزیره مار در دریای سیاه عقب نشینی کردند.

ماه جولای

۳ جولای: روسیه گفت که شهر لیسیچانسک در جمهوری خلق لوهانسک را تصرف کرده است.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ +روزشمار جنگ

۴ جولای: حدود ۴۰ کشور در کنفرانس بین المللی احیای اوکراین در لوگانو سوئیس شرکت کردند.

۱۷ جولای: زلنسکی گفت روسیه اکنون ۳۰۰۰ موشک کروز علیه کشورش شلیک کرده است.

۲۱ جولای: در منطقه خرسون جنوبی، اوکراین اعلام کرد که یک انبار مهمات روسیه را منهدم کرده است.

۲۲ جولای: روسیه و اوکراین با میانجیگری سازمان ملل توافق نامه‌ای را امضا کردند که به آن اجازه صادرات غلات اوکراینی از طریق دریای سیاه را می‌دهد.

۲۶ جولای: شرکت دولتی گازپروم روسیه اعلام کرد که عرضه گاز از طریق خط لوله نورد استریم ۱ را به نصف کاهش می‌دهد و به ۲۰ درصد ظرفیت می‌رساند. وزرای انرژی اتحادیه اروپا موافقت کردند که به طور داوطلبانه مصرف گاز طبیعی را بین اوت سال جاری تا مارس ۲۰۲۳ به میزان ۱۵ درصد کاهش دهند.

۲۹ جولای: حداقل ۵۰ اسرای اوکراینی هنگام انفجار بازداشتگاه آنها در اولنیوکا، دونتسک کشته شدند. روسیه می‌گوید که اوکراین افراد خود را هدف قرار داده است. اوکراین می‌گوید روسیه برای سرپوش گذاشتن بر جنایات جنگی آن را منفجر کرده است.

۳۱ جولای: یک پهپاد اوکراینی در روز نیروی دریایی روسیه به مقر ناوگان دریای سیاه روسیه در سواستوپل پرواز و اصابت کرد که پنج نفر زخمی شدند.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ +روزشمار جنگ

ماه اوت

۱ اوت: اولین کشتی بارگیری شده با غلات اوکراینی پس از توافق ۲۲ جولای برای رفع محاصره روسیه، بندر را ترک کرد.

۶ اوت: فرماندهی جنوب اوکراین می‌گوید نیروهایش ۳۹ موشک انداز روسی و یک انبار مهمات را منهدم کردند.

۷ اوت: فرماندهی جنوب اوکراین از انهدام ۲۴ موشک انداز چندگانه روسی، یک تانک تی -۶۲، پنج خودروی زرهی و یک انبار مهمات در حملات به بریسلاوسکی و یک مکان دیگر در استان خرسون خبر داد.

۹ اوت: تخمین زده می‌شود که ۹ هواپیمای جنگی روسیه در پایگاه هوایی ساکی در کریمه، در ۲۲۵ کیلومتری (۱۳۶.۷ مایلی) پشت خط مقدم، در اولین حمله مهم اوکراین به پایگاه روسیه در شبه جزیره، منهدم شدند.

۱۶ اوت: یک سری انفجارها روستای مایسکویه در کریمه را به لرزه درآورد، زیرا یک انبار مهمات مشکوک روسیه در آتش سوخت و ۳۰۰۰ نفر را مجبور به تخلیه کرد. روسیه آن را «نتیجه خرابکاری» خواند.

۱۸ اوت: «آنتونیو گوترش» دبیرکل سازمان ملل متحد هشدار داد که آسیب به نیروگاه هسته‌ای زاپوریژژیا «خودکشی» است زیرا اوکراین و روسیه یکدیگر را به گلوله باران نزدیک نیروگاه متهم می‌کنند.

۲۰ اوت: «دریا دوگینا» دختر یک ملی‌گرای برجسته روسی به نام «الکساندر دوگین» در یک انفجار خودروی بمب‌گذاری شده در نزدیکی مسکو کشته شد که احتمالاً سوءقصدی به جان پدرش بوده است. اوکراین اتهامات روسیه مبنی بر دست داشتن در این حمله را رد کرد.

۲۴ اوت: اوکراین قرار بود روز استقلال خود از حاکمیت شوروی و شش ماهه سالگرد تهاجم گسترده روسیه را جشن بگیرد. این جشن همانند جشن‌های عمومی دیگر اوکراین به دلیل ترس از تشدید حملات روسیه لغو شد.

۳۱ اوت: روسیه جت‌های جنگنده خود را از کریمه بیرون کشید و موشک‌های زمین به هوای خود را برای دفاع در برابر حملات آینده افزایش داد. همچنین روسیه به منظور انجام تعمیرات، عرضه گاز به آلمان از طریق نورد استریم ۱ را به مدت سه روز متوقف کرد.

ماه سپتامبر

۱ سپتامیر: بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی وارد نیروگاه هسته‌ای زاپوریژیا شدند. همزمان «راویل ماگانوف» رئیس هیأت مدیره ومدیرعامل شرکت نفتی «لوک اویل» در شرایطی مرموز از پنجره بیمارستانی در مسکو سقوط کرد و جان باخت. لوک اویل یکی از معدود شرکت‌های روسی بود که با جنگ در اوکراین مخالفت کرد و خواستار پایان فوری جنگ شد.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

۳ سپتامبر: گازپروم تعطیلی نورد استریم ۱ را بدون ارائه تاریخی برای شروع مجدد جریان گاز ادامه داد. گازپروم تحریم‌های غرب را دلیلی بر این می‌دانست که نمی‌تواند نشتی و عیب لوله را برطرف کند و بروکسل آن را یک سلاح اقتصادی دانست. همچنین نیروهای اوکراینی سه حمله اصلی به منطقه خرسون انجام دادند. اوکراین همچنین پل‌های پانتونی را که توسط نیروهای روسی استفاده می‌شد، ویران کرد.

۷ سپتامبر: ایالات متحده به دلیل نیاز به پر کردن زرادخانه‌های خود و همچنین تأمین نیازهای اوکراین به دنبال افزایش دو برابری تولید گلوله‌های ۱۵۵ میلی متری برآمد و پنتاگون از افزایش تولید موشک‌های هیمارس خبر داد.

۹ سپتامبر: نیروهای اوکراینی بخش‌هایی از استان خارکف را بازپس گرفتند.

۱۰ سپتامبر: نیروهای اوکراینی به عنوان بخشی از یک ضد حمله بزرگ، کوپیانسک و ایزیوم را بازپس گرفتند. رئیس‌جمهور اوکراین گفت که اوکراین ۲۰۰۰ کیلومتر مربع (۷۷۰ مایل مربع) را از زمان شروع ضدحمله بازپس گرفته است.

۱۱ سپتامبر: وزارت دفاع روسیه نقشه‌ای را منتشر کرد که تأیید می‌کرد نیروهای روسی در منطقه خارکف به سمت ساحل شرقی رودخانه اسکل عقب‌نشینی کرده‌اند و اینکه شهرک‌های کوزاچیا لوپان و ووچانسک و لیپتسی تحت کنترل نیروهای اوکراینی درآمده، تأیید شد. شد. عصر همان روز وزارت دفاع روسیه، خروج رسمی نیروهای روسی از تقریباً تمام استان خارکف را اعلام کرد.

پس از حمله متقابل اوکراین در خارکف، روسیه حملات موشکی با موشک‌های کروز را بر روی اشیا زیرساختی حیاتی انجام داد که باعث خاموشی کامل و قطع آب در شمال شرقی اوکراین و استان‌های خارکف و دونتسک شد.

۱۲ سپتامبر: اوکراین ادعا کرد که به مرز روسیه و اوکراین رسیده است و زلنسکی گفت که نیروهای اوکراینی در مجموع ۶۰۰۰ کیلومتر مربع (۲۳۰۰ مایل مربع) را از روسیه در جنوب و شرق بازپس گرفته اند. گروهی از سیاستمداران روسی از جمله ۶۵ نماینده شورای شهر از سن پترزبورگ طوماری را امضا کردند و خواستار استعفای پوتین شدند.

۱۴ سپتامبر: نیروهای روسی هشت موشک کروز را به سمت سد مخزن Karachunivske پرتاب کردند که باعث سیل گسترده در کی یف و افزایش ۲.۵ متری (۸ فوت) سطح آب در رودخانه شد.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

۱۵ سپتامبر: ایالات متحده یک بسته کمکی ۶۰۰ میلیون دلاری به اوکراین، شامل مهمات اضافی هیمارس، ده‌ها هزار گلوله توپ ۱۰۵ میلی متری، هزار گلوله ۱۵۵ میلی متری، سیستم‌های ضد هواپیماهای بدون سرنشین، تجهیزات زمستانی و دستگاه‌های دید در شب اختصاص داد.

۲۰ سپتامبر: اکثریت اعضای دومای دولتی روسیه قانونی را با هدف «افزایش همبستگی در ارتش» تصویب کرد که به موجب آن مجازات سربازان خاطی تشدید می‌شود. بر پایه اصلاحاتی که مجلس عوام روسیه تصویب کرده، مجازات عدم پیروی از دستورات، فرار از خدمت یا تسلیم شدن به دشمن تشددید شده است. به طوری که بر اساس این اصلاحیه، حبس ترک یگان نظامی در دوران جنگ از ۵ به ۱۰ سال افزایش یافته است.

همچنین سربازانی که داوطلبانه تسلیم دشمن شوند با مجازات تا ۱۰ سال زندان مواجه خواهند شد و افرادی که از رفتن به جنگ یا پیروی از دستور مافوق خود در دوران جنگ امتناع کنند با مجازات تا ۱۰ سال حبس مواجه خواهند شد.

 

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

همچنین در این روز، شورای اتحادیه اروپا ۵ میلیارد یورو کمک مالی کلان برای اوکراین تصویب کرد.

۲۳ سپتامبر: مناطق تحت اشغال روسیه همه پرسی برای پیوستن به روسیه برگزار کردند.

۲۶ سپتامبر: انگلیس به دلیل برگزاری همه پرسی توسط روسیه در سرزمین‌های اوکراین، تحریم‌های جدیدی را علیه روسیه وضع کرد. فهرست تحریم‌ها شامل ۹۲ شخص حقیقی و حقوقی از جمله ۳۳ مقام روسی اعزامی به سرزمین‌های اشغال شده اوکراین و همچنین ۵۵ مدیر ارشد شرکت‌های دولتی روسیه بود.

۲۷ سپتامبر: بیش از ۱۶۰۰ حساب تبلیغاتی روسیه توسط فیس بوک حذف شد. همچنین نتایج همه پرسی در سرزمین‌های تحت اشغال روسیه اعلام شد که همگی موافق الحاق به روسیه بودند که دونتسک ۹۹.۲۳ درصد، لوهانسک ۹۸.۴۲ درصد، خرسون ۸۷.۰۵ درصد و زاپوریژیا با ۹۳.۱۱ درصد موافق بودند.

۲۸ سپتامبر: ینس استولتنبرگ دبیرکل ناتو، نشت خط لوله نورد استریم را به اقدامات خرابکارانه نسبت داد وگارد ساحلی سوئد نشت چهارم را در نورد استریم ۲ پیدا کرد. ایالات متحده یک بسته کمکی ۱.۱ میلیارد دلاری به اوکراین را اعلام کرد.

۲۹ سپتامبر: فنلاند در نیمه شب مرزهای خود را به روی شهروندان روسیه بسته است. دولت فنلاند معتقد بود که بسیج روسیه و افزایش سریع حجم گردشگرانی که وارد کشور می‌شوند موقعیت و روابط بین المللی فنلاند را به خطر می‌اندازد.

ماه اکتبر

۱ اکتبر: سربازان اوکراینی پرچم این کشور را در ورودی شهر لیمان برافراشتند. روسیه تأیید کرد که کنترل لیمان را بعد از ظهر همان روز از دست داده است. زلنسکی اعلام کرد که سربازان اوکراینی یامپیل، شهر نزدیک لیمان را بازپس گرفتند.

همچنین کی یف از کشته شدن ۲۴ شهروند از جمله ۱۳ کودک در جریان حمله روسیه در خارکف خبر داد.

۴ اکتبر: به گفته «سرگئی شویگو» وزیر دفاع روسیه، از زمانی که روسیه اعلام بسیج کرده است، بیش از ۲۰۰ هزار نفر برای خدمت سربازی فراخوانده شده اند.

ایالات متحده یک بسته جدید ۶۲۵ میلیون دلاری به اوکراین شامل ۴ سیستم توپخانه موشکی هیمارس به اوکراین اختصاص داد.

۶ اکتبر: مقامات اوکراینی دو گور دسته جمعی را در لیمان آزاد شده پیدا کردند.

نیروهای روسی هفت موشک به ساختمان‌های آپارتمانی در زاپوریژیا پرتاب کردند که منجر به کشته شدن حداقل سه نفر و زخمی شدن دوازده نفر دیگر شد.

۸ اکتبر: انفجار در پل کریمه باعث سوختن بخشی و فروریختن بخشی دیگر شد که دست کم ۳ نفر در جریان این رخداد کشته شدند.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

۱۰ اکتبر: روسیه یک حمله موشکی گسترده در سراسر خاک اوکراین از جمله کی یف پایتخت این کشور انجام داد که منجر به کشته شدن حداقل ۲۳ غیرنظامی و مجروح شدن بیش از ۱۰۰ نفر شد. پوتین گفت که روسیه این حمله را به عنوان انتقام حمله به پل کریمه انجام داده است. سفارت آلمان در کیف به دلیل این حملات آسیب دید. هیچ مقامی در سفارت حضور نداشت زیرا از زمان آغاز جنگ خالی بوده است.

۱۲ اکتبر: مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ES-۱۱/۴ را با اکثریت بزرگ به تصویب رساند و از کشورها خواست تا چهار منطقه جدا شده از اوکراین را به رسمیت نشناسند و از مسکو خواست که مسیر خود را تغییر دهد. ۱۴۳ کشور عضو از جمله چین و هند رأی موافق و ۳۵ کشور ممتنع دادند. تنها بلاروس، کره شمالی، نیکاراگوئه، روسیه و سوریه به این قطعنامه رأی منفی دادند.

۱۵ اکتبر: در پی تیراندازی دو تیرانداز به سوی گروهی از داوطلبان در یک زمین آموزشی نظامی روسیه در سولوتی استان بلگورود، در نزدیکی مرز با اوکراین یازده نفر کشته و ۱۵ نفر زخمی شدند. دو مهاجم در جریان این حادثه کشته شدند.

۱۷ اکتبر: یک فروند جنگنده بمب افکن سوخ و-۳۴ روسیه با یک ساختمان مسکونی در شهر ییسک روسیه برخورد کرد و باعث آتش گرفتن چندین آپارتمان شد. به گفته آژانس‌های روسی، خلبانان موفق شدند به سلامت از هواپیما خارج شوند. در این رخداد ۱۳ نفر کشته و ۱۹ نفر مجروح شدند.

۱۸ اکتبر: نیروهای روسیه به «زیرساخت‌های حیاتی» در ژیتومیر در شمال کی یف حمله کردند که منجر به قطع آب و برق در ژیتومیر شد. زلنسکی مدعی شد که طی ۸ روز گذشته از ۱۰ اکتبر، یک سوم نیروگاه‌های اوکراین تخریب شده است. روستاها و شهرها به دلیل حملات به زیرساخت‌های برق بدون برق باقی مانده اند.

در مبادله زندانیان بین اوکراین و روسیه، ۱۰۸ زن از جمله ۹۷ پرسنل خدماتی و ۳۷ نفر از آزوفستال تخلیه شدند.

پارلمان اوکراین، «جمهوری چچن ایچکریا» را به عنوان سرزمینی که به طور موقت توسط روسیه اشغال شده به رسمیت شناخت.

۱۹ اکتبر: پوتین در استان‌های دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا که ضمیمه شده اند، حکومت نظامی اعلام کرد.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

۲۲ اکتبر: قطع برق در سراسر اوکراین گزارش شد زیرا حملات هوایی روسیه در سراسر کشور به زیرساخت‌های حیاتی و تأسیسات انرژی ضربه زد.

۲۳ اکتبر: ایالات متحده ادعای روسیه از استفاده اوکراین از بمب کثیف را رد کرد و دو هفته بعد، بازرسان هسته‌ای سازمان ملل اعلام کردند که هیچ مدرکی دال بر وجود یا استفاده از بمب کثیف در اوکراین پیدا نکرده اند.

۲۶ اکتبر: ادعا شد روسیه شروع به جذب اعضای سپاه کماندوی ارتش ملی افغانستان، سربازانی کرده که توسط نیروهای دریایی ایالات متحده و نیروهای بریتانیا آموزش دیده بودند.

۳۱ اکتبر: نیروهای ارتش روسیه بیش از ۵۰ موشک را به زیرساخت‌های انرژی در کی یف و مناطق دیگر مانند خارکف، زاپوریژیا، چرکاسی و کیرووهراد پرتاب کردندکه ۱۳ نفر در این حملات زخمی شدند. ۱۸ تاسیسات مورد حمله قرار گرفته است و ۴۰ درصد از ساکنان کی یف بدون آب هستند و ۲۷۰ هزار آپارتمان بدون برق مانده اند.

ماه نوامبر

۱ نوامبر: روسیه از تکمیل بسیج نیروهای خود خبر داد.

۳ نوامبر: ایالات متحده مدعی شد که کره شمالی به صورت مخفیانه توپخانه جنگی به روسیه ارسال می‌کند. در مبادله زندانیان، ۱۰۷ سرباز به خانواده‌های خود بازگردانده شدند.

۹ نوامبر: نیروهای روسی عقب نشینی خود را از شهر خرسون به کرانه شرقی دنیپرو اعلام کردند. «کریل استرموسوف» معاون رئیس منطقه خرسون، در یک تصادف رانندگی جان باخت.

۱۰ نوامبر: یک مقام ایالات متحده از کمک نظامی ۴۰۰ میلیون دلاری به اوکراین خبر داد که شامل مهمات برای سامانه موشکی توپخانه با تحرک بالا (هیمارس)، خمپاره و موشک برای سیستم ضد هوایی هاوک و غیره است.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ +روزشمار جنگ

۱۴ نوامبر: مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه‌ای را تصویب کرد و در آن روسیه را مسئول تمام خسارات وارده به اوکراین دانست و خواستار غرامت شد.

۱۵ نوامبر: روسیه حدود ۸۵ تا ۱۰۰ موشک به سمت از شهرهای چند شلیک کرد. این کمپین بمباران استراتژیک منجر به قطع برق و آب در شهر شده است. نیروی هوایی اوکراین مدعی شد که حدود ۷۷ موشک از ۹۶ موشک روسی سرنگون شده است.

یک موشک از مرزهای لهستان عبور کرد و به روستای پرژوودوف اصابت کرد و دو غیرنظامی کشته شدند. رهبران ارشد در لهستان یک جلسه اضطراری برگزار کردند.

۲۰ نوامبر: «پنی هانره» وزیر دفاع نیوزیلند، اولین وزیر نیوزیلند بود که از کی یف بازدید کرد. او اشاره کرده است که نیوزلند آماده است تا کمک‌های بیشتری را برای اوکراین در نظر بگیرد.

۲۳ نوامبر: اروپا، روسیه را به دلیل آنچه «حمله سیستماتیک به غیرنظامیان و ارتکاب جنایات جنگی» خوانده، «دولت حامی تروریسم» اعلام کرد. این اعلامیه نمادین، خواستار تحریم‌های بیشتر شده بود.

ارتش روسیه ۶۵ تا ۷۰ موشک به سمت شهرک‌های غیرنظامی و زیرساخت‌های انرژی پرتاب کرد که گفته می‌شد ۵۱ فروند از آنها سرنگون شده است. این حمله باعث خاموشی مناطق بیشتر شد و نیروگاه هسته‌ای را مجبور به تعطیلی کرد.

آمار جدید روسیه از تلفات و خسارات نظامی اوکراین

 

ماه دسامبر

۲ دسامبر: «میخائیلو پودولیاک» مشاور رئیس جمهور اوکراین ادعا کردد که از ۲۴ فوریه ۱۰ تا ۱۳ هزار سرباز اوکراینی کشته شده اند که آخرین آمار آن در ماه اوت ۹ هزار نفر بود.

۵ دسامبر: انفجارها در دو پایگاه هوایی روسیه گزارش شد: در پایگاه هوایی انگلس -۲ در منطقه ساراتوف به دو فروند Tu-۹۵ آسیب رسانده شد. دیگری در پایگاه هوایی نظامی دیاگیلوو در نزدیکی ریازان، یک کامیون سوخت را منهدم کرد و سه نفر را کشت و پنج نفر را مجروح کرد.

پس از این حملات، روسیه موج جدیدی از حملات موشکی را علیه اوکراین آغاز کرد که شامل حدود ۷۰ موشک کروز بود. اوکراین مدعی شد ۶۰ موشک سرنگون شده است، روسیه اما تاکید کرد ۱۷ هدف بر روی زمین مورد اصابت قرار گرفته است.

۷ دسامبر: بقایای راکت‌های روسی اوراگان، اسمرچ و اس -۳۰۰ در خارکف جمع آوری و تا ۷ دسامبر ۲۰۲۲، حدود ۵۲ هزار شیء انفجاری در منطقه خارکف خنثی شد.

۹ دسامبر: پوتین فاش کرد که در حال بررسی پذیرش مفهوم «حمله پیشگیرانه» از سوی ایالات متحده است. به گفته وی، ایالات متحده چند سال پیش آشکارا این سیاست را مورد بحث قرار داده است اما در حال حاضر روسیه فقط در مورد آن فکر می‌کند. چند ساعت پس از بیانیه پوتین، «ینس استولتنبرگ»، دبیر کل ناتو، هشدار داد که احتمال واقعی یک جنگ بزرگ بین روسیه و ناتو وجود دارد.

در نزدیکی خرسون، گزارش‌هایی مبنی بر اشغال مجدد یک جزیره آزاد شده قبلی توسط روسیه منتشر و از سوی برخی منابع غیررسمی روسی تأیید شد. ستاد کل نیروهای مسلح اوکراین بعداً در ۱۵ دسامبر ادعا کرد که روسیه روند اخراج اجباری ساکنان غیرنظامی جزیره را آغاز کرده است.

۱۰ دسامبر: ادعا شد که روسیه از هواپیماهای بدون سرنشین ساخت ایران برای ضربه زدن به دو تاسیسات انرژی در اودسا استفاده کرده و تمام زیرساخت‌های غیر حیاتی بندر ۱.۵ میلیون نفری اوکراین را بدون برق باقی گذاشته است.

همچنین اوکراین یک حمله موشکی به شهر ملیتوپل تحت اشغال روسیه از جمله در یک پادگان نظامی روس انجام داد. به گفته مدیران مستقر در روسیه، چهار موشک به شهر ملیتوپل اصابت کرده است. علاوه بر این، انفجارهایی در دونتسک و کریمه گزارش شد.

۱۱ دسامبر: زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین گفت که نیروهای روسی شهر باخموت را به «ویرانه های سوخته» تبدیل کرده اند.

نیروهای اوکراینی به ملیتوپل اشغالی، شهری واقع در جنوب شرقی این کشور حمله کردند.

۱۲ دسامبر: زلنسکی رئیس‌جمهور اوکراین از گروه هفت (جی ۷) درخواست تانک، توپخانه و تسلیحات دوربرد کرد. این گروه در پاسخ، متعهد شد که الزامات اوکراین را برآورده می‌کند.

بریتانیا فرماندهان نظامی روسیه را به دلیل حملات موشکی و بازرگانان ایرانی را به اتهام تولید و تامین پهپادهای نظامی تحریم کرد. همچنین اتحادیه اروپا ۲۰ فرد و یک نهاد ایرانی را به دلیل نقض حقوق بشر تحریم کرد. وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا نیز مدعی شده‌اند که مدارکی برای حمایت ایران از ارسال پهپادهای شاهد -۱۳۶ به روسیه علیرغم انکار هر دو کشور دارند.

۱۴ دسامبر: سه انفجار در مرکز کیف شنیده شد. رئیس جمهور اوکراین ولودیمیر زلنسکی مدعی شد که نیروهای پدافند هوایی اوکراین ۱۳ پهپاد شاهد ایرانی را سرنگون کرده اند. گزارش‌ها حاکی از آن است که مقامات آمریکایی در حال نهایی کردن و آماده‌سازی طرحی برای ارائه سامانه پیشرفته پدافند هوایی پاتریوت به اوکراین هستند.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

«آندری یرماک» رئیس دفتر رئیس جمهور اوکراین گفت که آنها حدود ۶۴ پرسنل نظامی و یک شهروند آمریکایی را در جریان معامله مبادله زندانیان با روسیه آزاد کرده اند.

۱۵ دسامبر: زلنسکی گفت که روسیه باید تا کریسمس خروج نیروهای خود را به عنوان گامی برای پایان دادن به درگیری آغاز کند.

«ماریا زاخارووا» سخنگوی وزارت خارجه روسیه هشدار داد که اگر آمریکا گزارش‌هایی مبنی بر ارسال سامانه‌های پدافند هوایی پاتریوت به اوکراین را تأیید کند، «به معنای مشارکت گسترده‌تر پرسنل نظامی در خصومت‌ها و پیامدهای احتمالی است». زاخارووا استقرار احتمالی سامانه دفاع هوایی را «یک اقدام تحریک آمیز دیگر از سوی ایالات متحده» خواند. و گفت که ایالات متحده «به طور مؤثر به یک طرف» در جنگ تبدیل شده است.

مدرسه اقتصاد کیف گزارشی را منتشر کرد که تخمین می‌زند تا نوامبر ۲۰۲۲، تهاجم روسیه ۱۳۶ میلیارد دلار خسارت مستقیم به زیرساخت‌های اوکراین وارد کرده است. زیرساخت‌های انرژی، صنعت، شرکت‌های دولتی و خصوصی بیشترین اثرپذیری را داشته اند.

شهر خرسون که به تازگی آزاد شده بود، به دنبال گلوله باران اخیر روسیه که حداقل دو نفر در جریان آن کشته شدند، کاملاً بدون برق است. اداره نظامی خرسون گفت که شهر در ۲۴ ساعت گذشته ۸۶ بار با توپخانه، MLRS، تانک، خمپاره و پهپاد مورد اصابت قرار گرفته است.

«ولکر ترک» کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، خلاصه‌ای از ۴۴۱ قتل از جمله ۸ دختر در جریان درگیری را منتشر کرد.

ایالات متحده آموزش‌های خود را به ۵۰۰ اوکراینی هر ماه در آلمان گسترش می‌دهد.

۱۶ دسامبر: روسیه حدود ۷۶ موشک به کی یف، خارکف، پولتاوا و کرمنچوک شلیک کرد و زیرساخت‌های این مناطق را ویران کرد.

 

منبع: مهر


:: بازدید از این مطلب : 392
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 26 فروردين 1402

بعضی موقع ها خیلی از ماها به خاطر بعضی وابستگی ها (مالی، فکری، فامیلی و...) و یا لجاجت با طرف مقابل در قضاوت هایمان دچار خطا می شویم. ممکن است حتی پی به اشتباه خود نیز نبریم. باورمان همان هست که پنداشته ایم. اگر از مفاهیمی که زینت بخش انسان هستند اندک بهره ای داشته باشیم، شاید تلنگری به ما بزند تا گرفتار کج فهمی نشویم. 

چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی می گذرد. در طول این مدت آمریکا که پرچو دار لیبرالیسم است بر خلاف آنچه به نام آزادی تبلیغ می کندلحظه ای از دشمنی با جمهوری اسلامی غافل نبوده است. ادامه دارد


:: بازدید از این مطلب : 608
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 20 فروردين 1402

 مادر کیان پیر فلک به جایی رسیده که

قاتل پسرش را مظهر شرف می داند

همشهری: مادر کیان پیرفلک به جایی رسیده که  قاتل پسرش را مظهر شرف می داند

وقتی از جنگ روایت ها حرف میزنیم از چه چیز سخن می گوئیم؟ شاید باورتان نشود. اما قدرت جنگ روایت ها در دگرگون سازی انسان ها فراتر از تصور است.

در جنگ سخت یک نفر کشته و حذف می شود.

در جنگ نرم یکی نفر حذف می شود و به جبهه مقابل اضافه می شود.

اما در جنگ روایت ها یک نفر بدون اینکه حذف شود و در همان جبهه داخلی برای جبهه مقابل کار می کند.

در جنگ روایت ها کار با اعتقادات شما ندارند، کار با علائق شما ندارند، تنها و تنها قرارست آنچه می بینید را نبینید و بالاعکس.

این جنگ سهمگین ترین و ویران کننده ترین است. نتیجه این جنگ یک مسخ هویتی است.

یک نمونه مادر کیان پیرفلک. ببینید جنگ روایت ها با یک مادر داغدیده چه می کند.

وقتی فرزندش را کشتند، آنچنان غرق رسانه های دشمن بود که برای خونخواهی فرزندش به دامن قاتلان او پناه برد.

و حالا که قاتل اصلی کیان را یافتند و قرارست قصاص شود، مدعی بی گناهی او شده است و هشتگ نه به اعدام یک بی گناه می زند. به واقع ببینیم چه فرآیندی درون یک نفر باید طی شود که قاتل فرزندش را مظهر شرف بداند و برای آزادی اش کمر راست کند؟ اینها ثمرات یک جنگ تمام عیار ذهنی است.

مادر کیان یک نمونه است. هرچند امیدوارم این مادر بیدار شود، اما چنین روزگار تلخی در کمین خیلی هاست.

این روزها با میدان داری رسانه های ضدانقلاب، رسانه های اجتماعی نیز مملو از متن هائی است که نشان می دهد عده ای چطور چشم وگوش بسته سر قبرهای خالی گریه می کنند. عده ای که ناباورانه کشته سازی های تصنعی را باور کردند و خود را صاحب عزا می دانند. یک نمونه آشکار آن نیکا شاکرمی که داغداران او نه اطلاعیه دستگاه قضا و بلکه گزارش پزشکی قانونی را هم باور نکردند. یا نگین عبدالملکی که به بیان پدرش مرگ او بر اثر مسمومیت بوده و اما همچنان برای عده ای کشته اغتشاشات است.

اما سخن اینجا نیست....از مصداق مادر کیان و نمونه های مشابه عبور کنیم.

اصل جنگ در تسخیر روح و روان است. ابزار نیز فراتر از رسانه است. با یک جنگ ترکیبی مواجهیم که رسانه نیز جزئی از آن است. هدف نهایی این جنگ نیز تسخیر ذهن هاست.

دشمن وقتی متوجه شد خاک و جسم این مردم را نمی تواند تصرف کند، سراغ ذهن ها رفته است. هر ذهنی به تسخیر برود گوئی جسم یک نفر به بند کشیده می شود و بخشی از خاک و سرمایه کشور به غارت می رود.

در این جنگ ترکیبی، اقتصاد هم ابزار تسخیر ذهن است؛ حجاب نیز؛ اغتشاشات نیز... همه و همه ابزار است تا مادر کیان نبیند. تا من و شما نبینم. همین.

و اما در نهایت یک پیشنهاد ساده: در جهاد تبیین کم و کسری داریم. حقیقت دست مردم نمی رسد. باید تقویت شویم. اما در کوتاه مدت چاره چیست؟ چه کنیم؟

چاره اینست: هر امری را در این روزگار با اعتنا به نقشه دشمن ببینید. او چه می کند و چه می‌خواهد و سهمش چیست؟ ماجرا متفاوت خواهد شد. امتحان کنید.

 

منبع: همشهری

مروری بر گذشته

yazahramadade
yazahramadade
۵ ماه قبل
همیشه میگن چاه کن همیشه ته چاهه مصداق مادر پیر فلکه .به خاطر مکر وجهل مادر بچه طفل معصومش کشته شد شمایی که با تمام عوامل تروریستی رابطه داشتی میدونستی ساعت چند شلیک میشه اینو هم فکر میکردی اون پاسدار وبسیجی که نقشه براش میکشی هم پدر داره هم مادر داره هم زن وبچه ودرکل مثله شما یه انسانه با پرپر شدن بچت بدست جهل خودت امید وارم به عواقب کارت فکر کنی نه اینکه بری سرخاک بچت ابروی هرچی مادره به تاراج بزاری وشعر اتل متل برای کریمی جونت بخونی به قران ورهبر توهین کنی من نمیدونم کجای دنیا به تو مادر داغ دیده میگن
???? قاتل اصلی کیان پیرفلک، علی کریمی است..
 
 

کاربری با به اشتراک گذاشتن تصویری نوشت:

قاتل اصلی کیان پیرفلک، علی کریمی است. استوری چند روز گذشته وی را ببینید.

دستور حمله به ماشین‌های پلاک شخصی با شیشه دودی را می‌دهد، چرا که ماشین خودشان است.

 

قاتل اصلی کیان پیرفلک، علی کریمی است +عکس

 

قاتل اصلی کیان پیرفلک، علی کریمی است +عکس

 

 


:: بازدید از این مطلب : 393
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 16 فروردين 1402

خبرگزاری رسمی چین «شینهوا» در گزارشی تفصیلی در این خصوص نوشت:

کارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام کرد تحریم ها و تحریم های ثانویه در شکل های متفاوت علاوه بر تاثیر منفی بر اقتصاد ایران منجر به تخطی های جدی حقوق بشر در چالش های انسانی از جمله حقوق بیماران در ایران شده است.

کاظم غریب آبادی معاون ارشد قوه قضاییه ایران در امور بین الملل گفت تحریم های آمریکا منبع اصلی درآمد ایران یعنی فروش نفت و بخش بانکداری را هدف قرار داده است که در نهایت حق مردم ایران برای توسعه و رفاه است. براساس گفته های یک کارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد این تحریم ها به علاوه تحریم های ثانویه در اشکال مختلف نه تنها بر اقتصاد ایران بلکه بر چالش های بیماران ایرانی نیز تاثیر گذاشته است.

«اپیدرمولیزیس بولوسا» که به بیماری پروانه ای معروف است یکی از نادرترین بیماری ها و اختلالات پوستی است که کودکان ایرانی از آن رنج می برند و تحریم های آمریکا نمک پاشیدن بر زخم این بیماران است. بیماری پروانه ای بیماری موروثی است که در پوست و غشای مخاطی ایجاد تاول‌های خون‌ریزی دهندهٔ دردناک می‌کند. شیوع این بیماری ۱ در ۵۰ هزار نفر است و واگیردار نیست. به این بیماران به دلیل نازک شدن پوستشان که به نازکی بال های پروانه می شود کودکان پروانه ای گفته می شود. تاول ها و خونریزی ها ممکن است در واکنش به جراحتی کوچک و حتی سوختگی یا خاریدن موضع ایجاد شود. این اختلال بسیار دردناک است و احساس درد این بیماران مشابه سوختگی های درجه ۳ است.

بیماران «پروانه ای» را بیشتر بشناسید

 آنچه داستان بیماران پروانه ای ایران را ناراحت کننده تر می کند این است که اکثریت آنها را کودکان تشکیل می دهند. یکی از این کودکان به نام محمد رضایی در مصاحبه با خبرنگاران گفت پوستش به سرعت زخم و جراحات عفونی بسیار دردناک می شود. وی باوجود این که کودک است علاوه بر آگاهی از بیماری خود دلیل رنج مضاعفش را نیز که تحریم های آمریکاست می داند.

در ادامه این گزارش آمده است برای این کودکان لباس های مناسب وجود ندارد و یک تولیدکننده سوئدی به نام مپیلکس که یکی از شاخه های شرکت سوئدی مولنیلک است می تواند لباس های مناسب برای این افراد را تولید کند تا از درد و رنج آنها بکاهد.در واقع بقای این بیماران کاملا بستگی به استفاده در زمان مناسب از این لباس هاست. با وجود این تحریم های آمریکا برای بیماران ایرانی این فرصت را از بین برده است.

این موضوع زمانی مطرح شد که ده ها بیمار پروانه ای در ایران بدلیل فقدان داروهای لازم و مورد نیازشان جان خود را از دست دادند و بسیاری دیگر از جراحت های فیزیکی جدی از جمله قطع عضو رنج می برند.

بیماران «پروانه ای» را بیشتر بشناسید

ایران در ۴ دهه گذشته تحت فشار تحریم های آمریکا بوده است و این تحریم ها اکنون بدلیل خروج آمریکا از برنامه اقدام مشترک (برجام) در ماه مه سال ۲۰۱۸ تشدید شده است. به رغم ادعای ریاکارانه آمریکا درخصوص موارد حقوق بشری از جمله مواد غذایی و دارو که در فهرست تحریم ها نیستند، ممنوعیت های صادرات نفت و بخش بانکداری ایران در عمل، ایران را از واردات چنین کالاهایی محروم کرده است.

 

مادر یکی دیگر از بیماران ایرانی نیز گفت افراد پشت پرده تحریم ها و آنها که دسترسی به لباس های مپیلکس را در ایران غیرممکن کرده اند لحظه ای خودشان را به جای بیماران ایرانی بگذارند. اگر کودکان، آشنایان و بستگان خودشان دچار این بیماری بودند و بخاطر تحریم ها رنج مضاعف می بردند چه می کردند؟ اصلا همه این سخنان را کنار بگذاریم آیا یک انسان تا این اندازه باید رنج بکشد تا به لباسی که به راحتی امکان فراهم کردنش وجود دارد دست یابد.

باتوجه به تاثیرهای منفی تحریم های آمریکا، حمیدرضا هاشمی گلپایگانی روحانی که موسس خانه بیماران پروانه ای به عنوان سازمان غیردولتی برای کودکان پروانه ای است در مصاحبه با خبرنگاران گفت: « پیش تر ما به راحتی به لباس های مپیلکس دسترسی داشتیم. به هرحال به دلیل تحریم ها و خروج یکجانبه آمریکا از برجام تشدید فشارهای تحریم به ویژه برای بیماران قابل مشاهده است.»

وی که دخترش به مدت ۲۱ سال از این بیماری رنج می برد افزود لباس های مپیلکس طوری طراحی شده اند که بر روی زخم ها قرار می گیرند و به بیماران این امکان را می دهند که بدون آسیب به جراحات و زخم ها لباس ها را بپوشند و از تن دربیاورند تا به پوست و بافت های بدنشان نچسبند و درد کمتری بوجود آورد.این لباس ها به بیماران این امکان را می دهند تا به پشت دراز بکشند و شب ها بخوابند در عین حال خارش کمتری داشته باشند.

هاشمی گلپایگانی تصریح کرد در نامه ای که از سوی بنیاد خانه بیماران پروانه ای به مولنیلیک نوشته بوده، این شرکت دارویی در پاسخ اعلام کرده به دلیل تحریم های آمریکا امکان تامین لباس های لازم برای بیماران ایرانی را ندارد.

طی سالهای گذشته مقامات ایرانی بارها تاثیر منفی تحریم های آمریکا در مسائل حقوق بشری را نکوهش کردند و تلاش کردند تا آگاهی جامعه بین الملل را دراین باره افزایش دهند.

کاظم غریب آبادی معاون ارشد قوه قضاییه ایران در امور بین الملل و دبیر شورای عالی حقوق بشر ایران اخیرا ادعای آمریکا را به عنوان دروغ بزرگ که دارو و مواد غذایی در فهرست تحریم ها قرار ندارند رد کرد و افزود چین ادعاهایی برپایه واقعیت نیست. وی با اشاره به اینکه تحریم های آمریکا مستقیما منابع اصلی درآمدهای ایران را هدف قرار داده گفت تحریم فروش نفت و بخش بانکداری ایران در نهایت به رفاه و آسایش مردم ایران ضربه می زند.

وی در پایان سخنانش گفت این موضوع جان بیماران ایرانی را که حق زندگی و سلامتی دارند در معرض خطر جدی قرار داده است.

پس از اینکه در ماه مه سال ۲۰۲۲ آلنا دوهان گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد به ایران سفر کرد و تاثیرات منفی اقدامات یکجانبه آمریکا شامل تحریم ها و تحریم های ثانویه و اشکال دیگر آن بر روی اقتصاد ایران که منجر به تخطی های جدی درباره چالش های حقوق بشری بود دیده شد، فریاد ایران از سوی کارشناسان حقوق بشر در سازمان ملل متحد به صدا درآمد.

وی در گزارش خود نوشت نگرانی های ویژه ای درباره چالش مهم خریداری و تحویل داروهای نجات بخش و مهم که از سوی شرکت های خارجی تولید می شوند و برای بیماری های خاص، جدی و نادر وجود دارد. گزارش دوهان همچنین ادعاهای واشنگتن درباره معافیت های بشردوستانه را به چالش کشید. این کارشناس سازمان ملل دریافت باوجود اینکه اسناد تحریم ها نشان می دهند داروها و تجهیزات پزشکی معافیت دارند اما تحویل آنها به ایران به شدت تحت تاثیر تحریم های آمریکا در تجارت، سرمایه گذاری، حمل و نقل و شرکت های بیمه و محدودیت های پرداخت های بین المللی از سوی کسب و کارهای خارجی تضعیف می شوند و این موضوع موانع جدی برای حقوق انسانی در بدست آوردن بالاترین استاندارد سلامت ایرانیان ایجاد می کند.

 

منبع: ایرنا

:: بازدید از این مطلب : 420
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 15 فروردين 1402

 رضا گنجی کارشناس سیاسی طی یادداشتی نوشت: همیشه این پرسش مطرح بوده است که چرا غالبِ اصلاح طلبان و مخالفین جمهوری اسلامی، بصورت متحد تا این حد مخالف بهبود روابطِ تهران با قدرت های نزدیک، خاصه روسیه و چین هستند؟ اِصرارِ این افراد در متهم کردن این دو قدرت و تبرئه آمریکایی ها در چیست؟

آیا این مخالفت مطابقِ سیاست های رسمی رهبرانِ اصلاح طلبِ ایرانی است؟ چه گروهی با چه اهدافی در داخل این حزب، برنامه ی تضعیفِ تماس با دیگر قدرتها برای برتر جلوه دادن سلطه غرب را دنبال می کند؟

ایراد گرفتن از نشستنِ با فاصله ی روسای جمهور ایران و روسیه بخاطر شرایط کرونایی، عیب جویی از کیفیتِ استقبال و بدرقه ی مقاماتِ خُرد و کلان در این کشورها تا انتقاد از ناتوانی در سخن گفتن به زبانی دیگر، همه از سرِ غیظ شان بخاطر موفقیتِ دیپلماسی منطقه ای و فرامنطقه ای اخیرِ دولت رئیسی است یا دستور این است که این نیروهای نیابتی غرب بعنوان مدافعان دائمی واشنگتن در سرزمینِ پارسیان، باید به هر شکل ممکن مانع نفوذ این قدرتها بشوند و ایضا اجازه ندهند که محصولِ دوستی با دیگر کشورها احیانا باعثِ بهبودِ اوضاع ایرانیان و محبوبیت بیشتر نظامِ فعلی بشود؟ (البته ایراد گرفتن های بدون منطق و نق زدن های همیشگی دیگر بخشی از خصلتِ این جریان سیاسی شده است. حاکمیت چه روابط با دیگر دول را بهبود ببخشد و چه نبخشد در هر دو صورت اینها بهانه ای برای غر زدنِ بی سبب دارند.)

اصلاح طلبان پادوی غرب در شرق؟

برافروختگی و عصبانیتِ جریانِ اصلاح طلب از موفقیتِ دولت فعلی در بهبود روابطِ دیپلماتیک با کشورهای منطقه خاصه عربستان و دیگر بازیگرانِ مهم در فضای بین الملل، قابل فهم است. اینکه برای کوچک شمردن تلاشِ دیپلماتیک دولت، این موفقیت ها را تنها بخاطرِ ورودِ "شمخانی" به بازی بدانید! تا دولت را ناتوان در این عرصه بخوانید، از سوزش تان است نه بیانِ حقیقت. واقعا بر این باورید که حافظه مخاطب تا این حد نحیف است که نداند شما تا دیروز چه دشنام ها که در خلوت و جَلوت، نثارِ شمخانی بخاطر گرایشات و کنش های انقلابی اش می کردید و حضورش در شورای عالی امنیت ملی را "بی خاصیت" می دانستید؟

اصلاح طلبان و براندازان به خواست و میلِ مقاماتِ مافوق شان در رسانه ها و فضاهای مجازی تا مدتها با لیست کردنِ خیانت های چین و روسیه در موضوع ایران بدنبال برهم زدن هر نوع مراوده بودند در حالی که می دانستند هرگز میزان و کیفیت خیانت های غرب، خاصه انگلیس و آمریکا در ایران در مقاسیه با بد عهدی های روسیه و چین همسنگ هم نیستند.

اصلاح طلبان پادوی غرب در شرق؟

نقطه اشتراک محمد خاتمی و حسن روحانی بعنوان روسای جمهور پیشین ایران با گرایش اصلاح طلبانه از نوع اصلاحات غربی، علاقه و ارادت خاص شان به جهان غرب بوده است. تملق و تعریف از غرب و فرهنگ غربی در این دولت ها از حد گذشته بود. البته هر دو در سالِ پایانی ریاست جمهوری شان تبدیل به منتقدین سیاست های غربی شده بودند اما حاضر نشدند آنطور که شایسته بود بی پروا مخالفت و نفرت شان از غرب و آمریکا را جار بزنند.

دولتِ معروف به "دولت اصلاحات" از سطح وزرا تا مقامات میانه، بخاطر عُلقه شدیدشان به غرب، برای بهبود روابط با آمریکا فشارهای بسیاری را به حاکمیت و رهبر عالی ایران آوردند. کارهایی برای نرم کردنِ دلِ دوستانِ افرنگی شان هم انجام دادند اما در نهایت، حاصلِ همه ی خوش رقصی ها و لبخند هایشان به غرب "هیچ" بود.

اسناد آشکار زیادی در بستر رسانه وجود دارد مبنی بر اینکه روسای جمهور اصلاح طلبان سرانجام به این باور رسیده بودند که دلیل شکستِ همه ی تلاش های دیپلماتیک برای حل و فصل مشکلات، بدون تردید آمریکا است اما آنها هنوز فکر می کنند که اگر سیاستِ افشاگری درباره عملکردِ سراسر مخربِ غرب در موضوع ایران را در پیش بگیرند، از سوی حامیان شان مورد شماتت قرار خواهند گرفت. چرا؟

چرا هنوز نمی خواهند بپذیرند و صادقانه به طرفداران شان بگویند که نگاه غرب به جریان اصلاح طلب و دگر اندیش، هرگز فراتر از یک نگاه ابزاری برای ایجاد تقابل با حاکمیت دینی و سیاسی در ایران نبوده و نخواهد بود؟

وقتی که بوش، رئیس جمهور وقتِ آمریکا، ایران را "محور شرارت" خواند، خاتمی فهمید که آنهمه کمک به یانکی ها در جنگِ افغانستان تاثیری در تغییر سیاستِ "ایران هراسی" نداشته است. خاتمی بعنوانِ مبدع نظریه " گفتگوی تمدنها"، معتقد به سیاستِ "تنش زدایی" و سیاستِ بکارگیری "زبان نرم در روابط بین الملل" خیلی دیر پی به این نکته برد که اساسا غرب "زبانِ نرم" نمی فهمد.

"حاکمیت نظام اسلامی، امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور هیچ زمان در طول بیست و هفت سال گذشته مورد حمایت و حتی موردِ پذیرشِ آنها (آمریکا و غرب) به صورت واقعی قرار نگرفت. تفکر حاکم بر ایران و اراده این ملت بزرگ مبتنی بر استقرار و ترویج مردم سالاری دینی و استقلال طلبی و عدالت‌خواهی هیچ‌گاه خوشایند غرب نبوده و نخواهد بود." خاتمی این سخن را در مرداد سال ۱۳۸۴ بیان کردند. سالی که مریدانش وقتی نتوانستند او را در مقابل نظام قرار بدهند، بدنبال "عبور" از او بودند. سالی که دیگر شیفته گانش نمی خواستند او "لیدر اصلاحات" باشد. سالی که خاتمی حتی شجاعت شرکت در مراسم روز دانشجو را نداشت. سالی که دوستادارنش او را با القابی چون " ممد پیرپکاجکی"، " ممد خالی بند"، "شهبانو" و "شناگر استخر" و ... صدا می زدند.

چنین رویکردهای غلطِ سیاسی مردی با عبای شکلاتی در نهایت آنقدر دولت اش را ضعیف کرد که کاندیداهای موردِ تاییدشان (هاشمی، کروبی، معین) در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری، به طرز بدی از یک رقیبِ گمنام شکست خوردند و عملا جریانِ دوم خرداد و زیر شاخه های آن همچون "حزبِ برادرِ بزرگتر" تا به امروز در اغلبِ انتخابات نتوانستند پیروزِ میدان باشند.

اصلاح طلبان پادوی غرب در شرق؟

از دید بسیاری از سیاستمداران ایرانی، سالها بعد، حسن روحانی همان خطاهایی را مرتکب شد که خاتمی مرتکب شده بود. خطای " اعتماد به غرب".

روحانی با رونمایی از مردِ اولِ دیپلماسی در دولت اصلاحات، یعنی دکتر ظریف بدنبالِ "انقلاب در دیپلماسی" بود. شعار روحانی، "تعامل سازنده با جهان در چارچوب دولت توسعه گرا" بود. وزیر خارجه وقتِ ایران بالاخره توانست بعد از سیزده سال و بعد از فراز و فرودهای بسیار، پرونده هسته ای ایران را با وجود مخالفت هایی در داخل، نهایتا با نظر مثبتِ آیت الله خامنه ای به امضا برساند.

بعد از امضای توافق، صبحِ زودِ روزی که قرار بود ظریف بعنوان "قهرمانِ دیپلماسی" وارد ایران شود عده ای برای استقبال به فرودگاه مهرآباد رفتند که به گواه مطلعین، آن جماعت بطور طبیعی آن وقت از صبح را به عمرشان ندیده بودند چه برسد به اینکه بخواهند برای استقبال از یک مقام رسمی حکومتی که خیلی هاشان منتقدش بودند از خواب شان بزنند. داستان چیز دیگری بود.

حسن روحانی همچون شاهانِ پیروز در ساختمانِ معروف به "ساختمانِ کنفرانسِ سرانِ کشورهای اسلامی" و در جمع فعالینِ رسانه با اقتدار درباره پیروزی دیپلماسی و فروپاشی تحریم ها می گوید. او "صبحِ بدون تحریم" را نوید داده بود.

در تیرماه سال ۹۴ و بعد از اعلام توافق، در خیابانهای تهران عده ای به شادی پرداختند. قرار بود دلار بعد از این "حماسه دیپلماتیک" به مبلغ هزار تومان خرید و فروش بشود. ایران در روزهای بعد به تعهداتش عمل می کرد در حالی که هیچ یک از طرفهای دیگر، گامی مثبت برای انجام مفادِ توافق بر نمی داشتند.

دونالد ترامپ که رئیس جمهور آمریکا شد، همه ی تخم مرغ های حسن روحانی را شکست. ترامپ در یک سخنرانی دوازده دقیقه ای و نسبتا طولانی برای صدور یک فرمان، رسما خروجش از برجام و بازگشت تحریم ها علیه ایران را اعلام کرد. در آن نطق که رد پای دیدگاههای صهیونیست ها مشخص بود، او ایرانیان را یک "ملتِ تروریست" نامید. توافق هسته ای را توافقی بسیار بد خواند که هرگز نمی بایست منعقد می شد و اعلام کرد که متحدان اروپایی آمریکا نیز بر "خطرناک بودن ایران" صحه گذاشته اند!

حسن روحانی بلافاصله به سخنان ترامپ واکنش نشان داد و او هم دوازده دقیقه آمریکا و غرب را برای چنین بد عهدی شماتت کرد. او گفت "آمریکا کشوری است که هیچگاه به تعهدات خود پایبند نبوده است ..." روحانی اظهار داشت که اساسا آمریکا وارد برجام نشده بود که حالا بخواهد از آن خارج شود. متعهد نبودن به تعهدات بین المللی از دیگر انتقادات روحانی به آمریکا در آن سخنرانی بود. او آمریکا را "یک موجود مزاحم" در برجام خواند.

رئیسِ دولتِ تدبیر و امید خیلی تلاش کرد که ما در آن سخنرانی متوجه شکستِ سیاستِ باور به "کدخدا" نشویم اما هر چه جلوتر رفتیم، خودش، مردِ اول سیاستِ خارجی اش، کابینه اش و بسیاری دیگر متوجه شدند که اعتمادشان به غرب برای بنا کردن هر نوع رابطه ی سالم از پایه غلط بوده است.

اصلاح طلبان پادوی غرب در شرق؟

در سالِ پایانی ریاست جمهوری حسن روحانی و سال پایانی وزارتِ جواد ظریف، این دو سعی کردند در هر فرصتی رفتارِ غرب و آمریکا را به چالش بکشند. فقط کافیست که به درستی و کامل سخنرانی ها و نوشته ها و پنل های این دو نفر را از فردای بعد از خروج آمریکا از برجام تحلیلِ محتوا بفرمایید تا متوجه منظورِ نگارنده بشوید.

خنجر بدی خورده بودند. به واقع آمریکا و غرب در حقِ اصلاح طلبان نامردی کردند نه در حق اصولگرایان. درست اش این بود که جریانِ اصلاح طلب، از صدر تا ذیل شان، شکمِ آمریکایی ها را بخاطرِ خروج از برجام، نامردی در حقِ نیروهایی که تا این حد در خیمه آنها سینه زده بودند و بی اعتبار کردن جریانِ معروف به اصلاح طلبان، بدرند اما دریغ از ذره ای غیرت، چرا که هنوز هم هستند کسانی در میانِ جریان اصلاح طلب که شیک تر از آمریکایی ها و غربی ها برای عملِ ناجوانمردانه ی آنها ماله می کشند.

اگر می خواهید درباره شکستِ اعتمادِ دولت هاشمی به غرب هم چیزهایی بدانید، شما را به نوشته ی هیچ فردِ اصولگرا و یا سخنرانی هیچ فردِ مخالفِ دولت های هاشمی ارجاع نمی دهم. کافی است که دو ساعت زمان صرف کنید و حداقل دو قسمت از مستندِ " ایران و غرب" ساخته شبکه بی بی سی را ببینید تا متوجه شوید که هیچ یک از نرمش های هاشمی هم دلِ فرنگی ها را نرم نکرد.

حداقل در سه دولتِ هاشمی، خاتمی و روحانی، یعنی ۲۴ سال از ۴۴ سال، عمده زمان و انرژی صرف این شد که جبهه غرب در ایران همیشه پررنگ تر از جبهه شرق جلوه گری بکند در حالی که نتیجه به گواه تاریخ همیشه "پوچ" بوده است.

حالا با این تجربه ها چرا هنوز عده ای از این جناحِ مشخص، تن و بدنشان می لرزد از اینکه حاکمیت بخواهد بازنگری بکند روابط اش را با غرب و آمریکا و ارتباطاتش را با چین و روسیه و دیگر کشورهای منطقه و خارج از این منطقه بهبود ببخشد؟

این جماعت با فریبِ مردم به هر شکلِ ممکن و در هر بستری، روزی هزار بار ایران را مستعمره پکن و مسکو می کنند. در لحظه دروغِ فروشِ بخشی از سرزمینِ ایران به چین را خلق می کنند. بلافاصله شایعه می کنند که روسیه در ایران پایگاه نظامی زده است. عَرَقِ شایعاتِ قبلی شان خشک نشده چو می اندازند که در توافقاتِ بلند مدت مان با این قدرت ها، طرفِ ایران همه چیزِ مملکت را داده و در مقابل هیچ چیزی بدست نیاورده و... و.

فکر نکنید که این لاطائلات یومیه، نخست و فقط از سوی رسانه های فارسی زبانِ آن طرفِ آبها تولید و منتشر می شود، نه، این ژاژها تماما تولید داخل است و اغلب هم از سوی همین جریان های سیاسی بی مایه و پر کینه ی وطنی خلق و برای بازنشر به دست رسانه های فارسی زبان می رسد.

شکی در این نیست که این جماعت با چنین تفکری، همه ی انتقادات شان و شیطنت های شان نه از سرِ دلسوزی برای ایرانیان بلکه در خوشبینانه ترین حالت و در منصفانه ترین تحلیل از سرِ جهل است و البته که سرشِناسان این جریان ها بدنبال پیاده سازی خواست آمریکا در ایران یعنی به چالش کشیدن هویت استقلال خواهی ایرانی، لوس کردنِ شعارِ اصولی و پر مفهوم "نه شرقی و نه غربی"، منفعل نشان دادن حاکمیت، ایجاد دو قطبی در داخل، گلاویز کردن مردم و نظام، پررنگ کردن ارزشهای غربی، منهدم کردنِ سیاستِ نگاه به داخل، نمایش قدرتِ غرب در حوزه های مختلف و ... ایضا باجگیری از حاکمیت برای اهداف شخصی است.

کاش دغدغه و نگرانی این جماعت این بود که قراردادی خلافِ منافع ملی و امنیت ملی ثبت نشود، ایرانِ بزرگ وامدار قدرتی دیگر نگردد، عزت اش حفظ شود، استقلال اش تداوم یابد و ... کاش.


:: بازدید از این مطلب : 418
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 14 فروردين 1402


:: بازدید از این مطلب : 424
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 9 فروردين 1402


:: بازدید از این مطلب : 482
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 7 فروردين 1402


 

سرنوشت 3 مرجع تقلیدی که مقابل امام خمینی ایستادند

پیروزی انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی (ره)، باطن برخی از روحانیون را پیش از بیش بر ملا ساخت. روحانیونی که در قامت مرجع تقلید سد راه نظام شدند و هزینه‌های سنگینی را به اسلام و انقلاب تحمیل کردند.

به گزارش مشرق، ۶ فروردین‌ماه سال ۱۳۶۸، امام خمینی (ره) معمار کبیر انقلاب اسلامی، یکی از مهم‌ترین تصمیماتشان را برای آینده انقلاب اسلامی گرفتند. او در بخشی از نامه‌شان در چنین روزی برای آیت‌الله منتظری درباره عدم صلاحیت برای تصدی رهبری نظام جمهوری اسلامی، خطاب به مردم ایران نوشتند: سخنی از سرِ درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم، هرگز چشم پوشی نکنم. من با خدای خود پیمان بسته‌ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند، دست از حق و حقیقت برنمی‌دارم.

تاریخ اسلام پر از خیانت بزرگانش به اسلام است

امام خمینی در بخشی دیگر از نامه اینچنین ادامه دادند: ‏من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم.‏‎ ‎‏من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته ام که واقعیات را در موقع‏‎ ‎‏مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی‏‎ ‎‏کنند تحت تأثیر دروغ‌های دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و‏‎ ‎‏شور و شعف پخش می‌کنند نگردند. از خدا می‌خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران‏‎ ‎‏صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را‏‎ ‎‏بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم، هر چه‏‎ ‎‏هست اوست.

اما منظور امام درباره اینکه تاریخ اسلام پر از خیانت بزرگانش است، چه بود؟ بهتر است در این مسأله نگاهی به روزها و ماه‌های ابتدایی انقلاب داشته باشیم؛ جایی که پای سه مرجع تقلید مشهور دهه ۵۰ و ۶۰ به نام‌های آیت‌الله سیدکاظم شریعتمداری، آیت‌الله حسینعلی منتظری و آیت‌الله سیدمحمد شیرازی در میان است.

نغمه‌های ناساز آیت‌الله شریعتمداری و حمایتش از کودتای نوژه

آیت‌الله سیدکاظم شریعتمداری که طبق شواهد برجای مانده با دربار پهلوی ارتباط داشت، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در همان ابتدا در اسفندماه سال ۱۳۵۷ با حمایت از «حزب جمهوری خلق مسلمان» تلاش کرد به عنوان قطبی در برابر رهبری امام (ره) خودش را مطرح کند. هدایت حزب خلق مسلمان توسط او در روزهای ابتدایی انقلاب چالشی خطرناک را فراهم ساخت. علی‌محمد بشارتی که آن‌ روزها مسؤول وقت اطلاعات سپاه پاسداران بود، در گزارشی آورده بود که آقای شریعتمداری در مشهد گفته است: من بالاخره علیه آقای خمینی اعلام جنگ می‌کنم!

نخستین اقدام علنی آیت‌الله شریعتمداری علیه نظام را می‌توان اشغال رادیو و تلویزیون تبریز با رهبری معنوی او توسط حزب خلق مسلمان در آذرماه سال ۱۳۵۸ دانست. او حتی به قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز رأی نداد.

سرنوشت ۳ مرجع تقلیدی که مقابل امام خمینی ایستادند
شریعتمداری و شیرازی

نکته مهم این‌که که طبق اسناد لانه جاسوسی، آیت‌الله شریعتمداری حتی با سفارت آمریکا نیز ارتباط داشته است. در گزارشی که در ۳ اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۵۸ از سفارت آمریکا در تهران به وزارت امور خارجه این کشور مخابره شده است، درباره گرایش شریعتمداری به آمریکا نوشته شده است: «او ابراز امیدواری کرد که آمریکا نباید احساسات ضد آمریکایی گسترده کنونی را به عنوان احساسات تمام مردم ایران تلقی کند و زیرکانه گفت که اظهارات امام خمینی تا حد زیادی به این افکار ضدآمریکایی کمک کرده است.... او اضافه کرد که آمریکایی‌ها باید از فرصت‌هایی که مـوجب استحکام دوستی آمریکا با ایران می‌شود، استفاده کنند و با توطئه ضد آمریکایی مبارزه کنند!

در تیرماه سال ۱۳۵۹، هنگام کشف و خنثی‌سازی توطئه‌ای خطرناک کودتای نقاب (نوژه)، مشخص شد که آیت‌الله شریعتمداری از آن توطئه باخبر بوده و حتی به طور تلویحی کودتاچیان را مورد حمایت قرار داده است.

سرانجام در ۳۱ فروردین‌ ماه سال ۱۳۶۱، آیت‌الله سیدکاظم شریعتمداری به دلیل پیشینه سوء، با حکم مدرسین و مجتهدین عالی‌رتبه قم از مرجعیت خلع شد. در بخشی از اعلامیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره شریعتمداری آمده است: بنا به وظیفه شرعی بر خود لازم دانستیم که سقوط مشارالیه از شایستگی مرجعیت را بالصراحه اعلام نمائیم تا افرادی از مسلمانان که در حالت تردید و دودلی بودند تکلیف خود را بدانند و احیاناً با تقلید خود به اسلام و انقلاب ضربه وارد نکرده باشند.

سرنوشت ۳ مرجع تقلیدی که مقابل امام خمینی ایستادند
۱۳۵۸. نمایی از دیدار برخی اعضا و حامیان حزب خلق مسلمان با آیت‌الله سیدکاظم شریعتمداری در منزلش در قم

بنابراین با افشای نقش آیت الله شریعتمداری در توطئه‌های خطرناک علیه انقلاب اسلامی، بعد از عزل او از مرجعیت، تصمیم بر محدود کردن رفت و آمدها به بیت او گرفته شد و این محدودیت‌ها تا آخر عمر او ادامه داشت. سرانجام آیت‌الله شریعتمداری در غروب روز پنج‌شنبه ۱۳ فروردین‌ماه سال ۱۳۶۵ در «بیمارستان مهراد» تهران، بر اثر نارسایی کلیه درگذشت.

تصمیم غافلگیرکننده امام (ره) برای یک مرجع تقلید

و اما آیت‌الله حسینعلی منتظری از سال ۱۳۶۴ به عنوان قائم‌مقام رهبری انتخاب شد. مجموعه اقدامات منتظری در کسوت قائم‌مقام رهبری بحران‌هایی را برای نظام تحمیل کرد. او بعد از یک دهه از پیروزی انقلاب، اختلافات جدی با امام (ره) پیدا کرد و از افرادی بود که به صورت جدی از جریانی که به اصطلاح لیبرال بود و جریانی که ما به عنوان منافقین می‌شناسیم، حمایت می‌کرد. همین امر منجر به عزل او در سال ۱۳۶۸ شد و بعد از این سال ۱۳۶۸ آیت‌الله منتظری تبدیل به یکی از مخالفین جدی انقلاب شد.

سرنوشت ۳ مرجع تقلیدی که مقابل امام خمینی ایستادند

اما اصل ماجرا چه بود؟

یکی از مهم‌ترین موضع‌گیری‌های منتظری در دوران قائم مقامی‌اش، دفاع او از مهدی هاشمی علیرغم مشخص شدن جنایت‌هایش بود و آیت‌الله منتظری سرسختانه از او حمایت می‌کرد. این حمایت به حدی رسید که بعد از دستگیری مهدی هاشمی، منتظری با اعتصاب خود باز هم به حمایت از او ادامه داد.

سرنوشت ۳ مرجع تقلیدی که مقابل امام خمینی ایستادند

همچنین انتقادهای تلخ آیت‌الله منتظری در بهمن‌ماه سال ۱۳۶۷ در دهمین سالگرد پیروزی انقلاب از عملکرد ۱۰ ساله نظام و نیز افشای نامه‌های او خطاب به امام در محکوم‌کردن مجازات عناصر مجاهدین خلق در همان سال (به ویژه بعد از ماجرای عملیات فروغ جاویدان توسط منافقین)، امام را به نتیجه رساند که آقای منتظری، هرگز صلاحیت رهبری نظام اسلامی را ندارد. بنابراین امام، خود متکفل عزل او شد و در ۶ فروردین‌ماه سال ۱۳۶۸، معظم‌له تصمیم قاطع خود برای برکناری قائم‌مقام رهبری را اعلام کردند. تصمیمی که گفته شد با وجود پیشینه‌ اختلافات، برای مسؤولان کشور تکان‌دهنده و غافلگیرکننده بود. سرانجام او در روز یکشنبه ۲۹ آذرماه سال ۱۳۸۸ در منزلش در قم درگذشت.

آیت‌اللهی که خودش را مرجع تقلید خواند و از صدام حمایت کرد!

نفر سوم، آیت‌الله سیدمحمد شیرازی از مراجع تقلید وقت و از افرادی است که ما به طیف شیرازی آن‌ها را می‌شناسیم. او از رهبران معنوی جریان شیرازی‌ها در ایران و عراق به شمار می‌رود. البته یک ویژگی دیگری هم دارد و آن اینکه از مخالفان حرکت انقلابی مردم ایران است. آیت‌الله سیدمحمد شیرازی فرزند میرزامهدی شیرازی از خاندان حسینی شیرازی و برادر سیدصادق حسینی شیرازی است.

سرنوشت ۳ مرجع تقلیدی که مقابل امام خمینی ایستادند
آیت الله سیدمحمد شیرازی

چند سال بعد از رحلت مرحوم میرزا مهدی شیرازی، سیدمحمد شیرازی که در آن زمان کمتر از ۴۰ سال سن داشت اعلام مرجعیت کرد. اما این علام مرجعیت او با واکنش علمای طراز اول روبرو شد. آیت‌الله شیخ یوسف خراسانی حائری در جواب عده‌ای درباره مرجعیت سیدمحمد اعلام کرد که «سیدمحمد شیرازی قطعاً مجتهد نیست و تقلید از او جایز نیست». این رد مرجعیت و صلاحیت علمی او توسط آیت‌الله العظمی خویی، بزرگ حوزه علمیه نجف و آیت‌الله سیدمحمود شاهرودی نیز اعلام شده بود.

سرنوشت ۳ مرجع تقلیدی که مقابل امام خمینی ایستادند
متن جوابیه آیات عظام خویی و شاهرودی درباره عدم‌صلاحیت علمی سیدمحمد شیرازی

بعد از پیروزی انقلاب خاندان شیرازی‌ها همگی به ایران آمدند و سیدمحمد شیرازی به مرجعیت خود در قم آزادانه ادامه داد. در سال‌های جنگ تحمیلی، آیت‌الله سیدمحمد شیرازی به حرمت جنگ علیه عراق فتوا داد و آن را برادرکشی نامید! فتوایی که عملاً به‌ نفع رژیم بعث عراق بود و در آن اوضاع و شرایط به نوعی همراهی با صدام و حمایت از متجاوز و تضعیف جبهه مظلوم ملت ایران تلقی می‌شد. او همچنین مخالف ولایت مطلقه فقیه بود. سرانجام نیز در ۲۶ آذرماه سال ۱۳۸۰ در قم درگذشت.

 

بنابراین حرکت و قیام امام خمینی (ره) این گونه نبود که موافقت همه روحانیت را به همراه داشته باشد. چرا که یک طیف روحانیت سنتی با حرکت‌های اجتماعی و مردمی مخالف بودند و حتی مقابل امام خمینی(ره) ایستادند، آن‌ها از برخی کودتاها علیه نظام حمایت کردند و چشمانشان را به روی جنایات‌های کودتاچیان و منافقان علیه مردم بستند. در حالی که امام خمینی (ره) جزو نوادری از روحانیت بود که توانست با همراهی مردم بزرگ‌ترین انقلاب معاصر را رقم بزند.

 

منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 408
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 3 فروردين 1402

عیدتان مبارک


:: بازدید از این مطلب : 247
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 26 اسفند 1401

بردلی بلنکِنشیپ، خبرنگار، مقاله‌نویس و تحلیلگر سیاسی آمریکایی در مقاله‌ای برای راشاتودی، کارنامه سیاه واشنگتن درباره نارو زدن به متحدانش را در بحبوحه تشدید تنش بین چین و تایوان به اهالی این جزیره خودمختار یادآوری کرد.

 

بلنکِنشیپ مقاله را اینگونه آغاز می‌کند:

تسای اینگ‌ون، رئیس جزیره تایوان قرار است در ماه آوریل به کالیفرنیا سفر و با کوین مک‌کارتی، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا دیدار کند. این سفر و دیدار قطعاً متغیری جدید را به روابط چین و آمریکا اضافه می‌کند. روابط بین دو کشور که تا پیش از این تیره و تار بود، پس از ورود اتفاقی بالون چینی به حریم هوایی آمریکا در اوایل سال جدید میلادی، وخیم‌تر شد و در تازه‌ترین اقدام هم، اعمال تحریم علیه شرکت‌های چینی، آتش تنش را بیش از پیش شعله‌ور کرد. سفر مقامات آمریکایی به تایوان که جرقه آن با حضور نانسی پلوسی، رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا به این جزیره زده شد، پکن را به شدت برآشفت و ملاقات احتمالی اینگ‌ون با مک‌کارتی بدون شک شرایط را به شکلی غیرقابل پیش‌بینی دستخوش تغییر خواهد کرد.

صمیمی‌تر شدن تایوان با آمریکا تنها دردسرهای این جزیره را بیشتر می‌کند به ویژه باتوجه به سابقه تاریک آمریکا در نارو زدن به شرکای قسم‌خورده‌اش! واشنگتن با وعده دادن به اتباع و شهروندان تایوان مبنی بر حمایت نامحدود و سپس رها کردن آنها، به بروز جنگ در منطقه دامن می‌زند. این تفکر در توییت انتقادی و نیش‌دار گارلند نیکسون، مجری برنامه رادیویی واشنگتن دی‌سی و تحلیلگر سیاسی، به طور مختصر و مفید مطرح شده است؛ توییتی که بیش از نیم میلیون بازدید داشت و به انتقاد وزارت خارجه تایوان منجر شد.

توصیه نیکسون به ساکنان جزیره تایوان این بود: شما باید کاری را بکنید که مردم اروپا نکردند و آن هم این است که باید به‌دنبال منافع خودتان باشید. آمریکایی‌ها به قیمت قربانی کردن دیگران، به دنبال منافع خودشان هستند. امپراتوری آمریکا بیشتر از هرچیزی، باعث بی‌ثباتی می‌شود. آنها باعث بی‌ثباتی در اوکراین شدند و موجودیت آنها را به خطر انداختند. آنها بی‌ثباتی چشمگیری را در اتحادیه اروپا ایجاد کردند. به جایگاه آمریکا در ۲۵ تا ۳۰ سال اخیر در «مقابله با تروریسم» نگاه کنید؛ بی‌ثباتی در خاورمیانه. بنابراین آنها قصد دارند جزیره شما را هم شدیداً بی‌ثبات کنند. درست کنار دستتان یک ابرقدرت نشسته است. برای حفظ ثبات باید با چین رابطه‌ای پایدار داشته باشید. آمریکا ۷هزار مایل با شما فاصله دارد. آنها شما را رها خواهند کرد، فریب‌تان می‌دهند تا از بین بروید و سپس ترک‌تان می‌کنند.

نیکسون به نمونه‌های بیشماری از سابقه واشنگتن درباره این موضوع مشترک اشاره کرده است. از جمله این نمونه‌ها می‌توان به وعده آمریکا به نیروهای کُرد در صورت مقاومت‌شان مقابل صدام حسین در دهه ۱۹۹۰ و سپس رها کردن‌شان پس از عملی شدن شروطش اشاره کرد؛ همچنین رها کردن مردمی که در جریان جنگ در افغانستان به آمریکا کمک کرده بودند، نمونه دیگری است؛ به این فهرست کمک آمریکا به ویران کردن سوریه را هم اضافه کنید؛ جایی که واشنگتن حضورش را تنها و تنها به سرقت نفت این کشور و مهار نفوذ ایران محدود و در عین حال هم از پابرجا ماندن تحریم‌های فلج‌کننده اطمینان حاصل کرده است.

این الگوی رفتاری صرفاً به دشمنان محدود نمی‌شود بلکه درباره به اصطلاح متحدان آمریکا هم صادق است. نیکسون به این موضوع اشاره کرده که اقتصاد اتحادیه اروپا به لطف تبعیت کورکورانه این بلوک از سیاست‌هایی که آمریکا در بحران اوکراین، به آنها دیکته کرده، در منجلاب گیر کرده است. شاید اتحادیه اروپا به کُندی به جنگ فناوری‌های پیشرفته آمریکا با چین وارد شود اما این اتفاق قطعاً رخ خواهد داد و این اقدام قطعاً ضربه و خسارت شدیدی به شرکت‌های اروپایی وارد خواهد آورد.

در تازه‌ترین نمونه از نارو زدن آمریکا به متحدانش، نشریه ساوت چاینا مورنینگ پست، دهم مارس در گزارشی نوشت که واشنگتن با منفعت بردن از تنش‌های تحریک‌آمیز بین استرالیا و چین و از دست رفتن بازار پکن برای کانبرا، صادرات گوشت قرمز به پکن را افزایش داده است. بنابراین همزمان با اینکه غرب کانبرا را به تحریک اژدهای زرد و از دست دادن یکی از مقاصد بزرگ گوشت قرمز استرالیا، تشویق می‌کند، «عمو سام» جای خالی استرالیا را پر کرده و برای کارخانه‌های خود بازاری جدید و پربازده فراهم می‌کند.

جف رابی، سفیر اسبق استرالیا در چین دراین‌باره گفته است: بعد از اینکه تمام این اقدامات تجاری معرفی شد و به اجرا درآمد، آمریکایی‌های دائماً می‌گفتند که هوای ما را دارند، آنها استوار در کنار ما ایستادند اما به فروش هرچه بیشتر شراب و گوشت قرمز ادامه می‌دهند؛ ناسلامتی آنها متحد وفادار ما هستند!

بلنکِنشیپ در ادامه می‌نویسد: البته چنین شرایطی تازگی ندارد. همانطور که در دسامبر ۲۰۲۱ نوشته بودم، آمریکا در نیمه نخست همان سال، ۵.۴ میلیون تن ذغال‌سنگ به چین صادر کرد؛ این رقم در مقایسه با ۵۳۱ هزار تنی که در بازه مشابه سال پیش از آن صادر شده بود، افزایشی مضحک و در عین حال تعجب‌برانگیزِ ۹۲۰ درصدی را نشان می‌دهد. آمریکا در بازه‌ای مشابه در سال ۲۰۱۹ بیش از ۷۷۱ هزار تن ذغال سنگ به چین صادر کرده بود. این افزایش عجیب و چشمگیر در صادرات ذغال‌سنگ آمریکا، پس از آن اتفاق افتاد که استرالیا تئوری «نشت آزمایشگاهی» را درباره منشأ همه‌گیری کرونا مطرح کرد و «تجاوز چین» را مورد انتقاد قرار داد و پکن در واکنش، واردات ذغال سنگ از کانبرا را کاملاً ممنوع کرد.

البته از حق نگذریم، چین در ماه‌های اخیر با لغو ممنوعیت واردات ذغال‌سنگ، در راستای ترمیم روابط با استرالیا گام برداشته و علاوه بر این، آمریکا فروش ذغال‌سنگ به پکن را در سال ۲۰۲۲ به شدت کاهش داده است. اما این اقدام آمریکا هم پس از آن رخ داد که استرالیایی‌ها از ریاکاری و کوته‌بینی واشنگتن به شدت انتقاد کردند. بنابراین وقتی که عمو سام به استرالیایی‌ها می‌گوید که «بپرید»، کانبرا می‌پرسد «چقدر بالا بپرم؟»؛ آنها وظیفه‌شان را انجام می‌دهند، یک رقیب خارجی آنها را تنبیه و واشنگتن آنها را در چاه به حال خود رها می‌کند. این ماجرا ربطی به یک راهبرد پردامنه یا ساختن امپراتوری نداشته و صرفاً کمک به کارخانه‌های آمریکایی برای پول درآوردن است، همین و بس.

نیکسون همچنین این ایده را هم مطرح کرد که آمریکا با جابه‌جایی شرکت تولید محصولات نیمه‌رسانا و سیلیکونی تایوان به آریزونا، قصد دارد شرکت مادر آن را از بین ببرد.

به گفته نیکسون، «شما می‌توانید آمریکا را کشوری قابل اعتماد بدانید اگر به سابقه‌اش اعتماد کنید و این سابقه به شما نشان می‌دهد که آنها برای پولدار کردن کارخانه‌های خود، سر همه را کلاه گذاشته و به دوست و دشمن نارو می‌زنند و هیچ اهمیتی هم ندارد؛ این اخلاق آمریکاست. از این رو، همه آنهایی که در تایوان، استرالیا، اروپا یا هر جای دیگری نشسته‌اند و دولت‌شان بدون گلایه و اعتراض، به ساز واشنگتن می‌رقصد، می‌گویم: بهتر است حواستان را جمع کنید در غیر این‌صورت اتفاق بدی برای‌تان خواهد افتاد.»


:: بازدید از این مطلب : 422
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 26 اسفند 1401
 
 آماری مهم و مستند از دستگاه‌های اطلاعاتی و افسرانی که علیه انقلاب اسلامی فعالیت می‌کنند: 51 سرویس اطلاعاتی بزرگ دنیا،
240 افسر اطلاعاتی آمریکا،
175 ستاد جامعه اطلاعاتی،
40 ایستگاه فرامنطقه‌ای،
180 افسر رژیم صهیونیستی در منطقه
و 105 افسر اطلاعاتی مستقر در منطقه. ضمنا بیان شده طبق آمار و به ‌صورت میانگین، سالانه بیش از 500 ارتباط اطلاعاتی توسط وزارت اطلاعات کشف می‌شود.

:: بازدید از این مطلب : 395
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 22 اسفند 1401
 
اسناد منتشرشده در سایت اطلاعات مخارج فدرال دولت آمریکا نشان می‌دهد مسیح علینژاد طی ۱۰ سال گذشته ۷۲۷ هزار دلار از آمریکایی‌ها دستمزد گرفته است. 
به گزارش تسنیم، سایت www.usaspending.gov منبع داده باز اطلاعات رسمی مخارج فدرال دولت آمریکاست. در این سایت فهرست سازمان‌ها و افرادی که به‌ صورت قراردادی یا گرنت، پولی از دولت فدرال آمریکا دریافت کرده باشند، منتشر شده است، البته این سایت شامل اطلاعات حقوق کارمندان دولت فدرال آمریکا نیست. با جست‌وجوی نام افراد و سازمان‌ها در این سایت می‌توان دریافت که آنها طی سال‌های گذشته و در چه قراردادهایی، چه‌میزان پول و دستمزد از دولت آمریکا دریافت کرده‌اند. بنا بر اطلاعات موجود در این سایت، مسیح علینژاد از سال 2013 تا 2023 در مجموع 727 هزار و 410 دلار از دولت آمریکا دریافت کرده است. این مبالغ طی سال‌های 2013 تا 2023 در قالب قراردادهای آژانس رسانه‌های جهانی دولت فدرال آمریکا با مسیح علینژاد به حساب شخصی وی واریز شده است و حقوق کارمندی او نیست. آژانس رسانه‌های جهانی دولت فدرال آمریکا (U.S. Agency for Global Media‌)
متولی امور رسانه‌ای و حمایت از منافع آمریکا در سطح جهان است که شبکه خبری VOA (صدای آمریکا) متعلق به آن است. علینژاد بسیاری از برنامه‌های رسانه‌‌ای خود را با شبکه تلویزیونی صدای آمریکا اجرا کرده است. این دریافتی‌ها از سال 2013 با مبلغ 7 هزار دلار شروع شده اما بتدریج افزایش یافته و سال 2022 به 125 هزار دلار رسیده است. همچنین وی در حالی سال 2021، 117 هزار دلار از دولت آمریکا دریافت کرده که میانگین درآمد شغلی در آمریکا سالانه 59 هزار دلار است.
پیش‌تر نیز در گزارشی اشاره شده بود که علینژاد سالانه حدود 120 هزار دلار (۲ برابر حقوق یک خبرنگار نیویورکی) از دولت آمریکا پول دریافت می‌کند تا از یک سو مدعی حمایت از بانوان ایرانی شود و از سوی دیگر خواستار تحریم همه‌جانبه ایران باشد. در آن گزارش همچنین اشاره شده که اکنون ثروت خالص مسیح علینژاد یک تا 5 میلیون دلار است و در محله بروکلین که آمریکایی‌ها به‌راحتی در آنجا نمی‌توانند صاحب خانه شوند، یک خانه فول‌امکانات دارد که 5 سال پیش یک میلیون و 706 هزار دلار قیمت‌گذاری شده بود. گفتنی است رقمی که در بالا به آن اشاره شد دریافتی از دولت آمریکاست و ممکن است مسیح علینژاد از دولت‌های دیگر نیز دستمزد گرفته باشد.

:: بازدید از این مطلب : 480
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 22 اسفند 1401

 اخیرا در حوزه نشر، کتبی منتشر شده است که با توجه به سوابق شخصیت کتاب، می‌بایست بیشتر به آن توجه شود، مقولاتی که مؤلف یا موضوع آن درباره شیطان پرستی است.

فردی به نام سحر دولتشاهی مترجم کتبی است که شخصیت محوری در این ترجمه‌ها، به عنوان یکی از چهره‌های منفور و مطرح در حوزه رفتارهای شیطان پرستی است.

اما آخرین کار ترجمه‌ای که از دولتشاهی به بازار آمده، بسیار قابل توجه است، چرا که یک نام به شدت جنجالی و چالش‌برانگیز در غرب (البته نه چندان شناخته شده در داخل کشور) روی آن خودنمایی می‌کند: مارینا آبراموویچ

پیش از این کتابی با عنوان «عبور از دیوارها» از مارینا آبراموویچ توسط دولتشاهی ترجمه شده بود که توسط نشر اورکا به چاپ رسید و در سال 1400 برای چندمین بار تجدید چاپ شد (البته تیراژ پایین کتاب‌ها را باید در نظر داشت).

 

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

 

اما تازه‌ترین ترجمهٔ دولتشاهی مربوط به امسال است که «شیوه مارینا آبرامویچ: دستور کارهای لازم برای شروع دوباره زندگی» نام دارد و توسط چاپ و نشر نظر به چاپ رسیده است.

 

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

 

اما مارینا آبراموویچ کیست؟

چهرهٔ پیشروی سبک هنری موسوم به «پرفورمنس»، مارینا آبراموویچ، متولد ۱۹۴۶ از تباری یهودی در شهر بلگراد یوگسلاوی سابق به دنیا آمد. زن یهودی‌تبار ۷۶ ساله، متولد شهر بلگراد (پایتخت یوگوسلاوی سابق)، به عنوان «ملکهٔ پرفورمنس» یا به تعبیر خودش، «مادربزرگ پرفورمنس» شناخته می‌شود.

 

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

 

او که به مدد وجوه عجیب و اصطلاحاً گروتسک[۱] اجراهای خود و همچنین مداومت حضور در صحنه و البته پشتیبانی و حمایت بی‌وقفهٔ رسانه‌های جریان اصلی، شهرت یگانه‌ای در بین آرتیست‌های کانسپچوآل و پرفورمنس دارد، وجوه و ابعاد جدیدی را وارد این حوزه کرد که وجوهی تاریک، خوفناک و سیاه هستند.

مشخصهٔ بارز او، ابداع شاخه‌ای در پرفورمنس به نام «هنر تحمل» است. این سبک، مبتنی بر ایجاد انواع درد و اعمال انواع خشونت بر بدن است. به علاوه، او در واقع مبدع اصلی حرکات پیچیده و عجیب بدنی پرفورمر در اجراست که همراه با زجر و درد در اجراکننده و ایجاد احساسات آنی و شدید چون خشم، نفرت و هراس است.

 

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

 

یکی از دلایل شهرت آبراموویچ، به کارگیری خون، جسد و اجزاء بدن در به اصطلاح آثار هنری خود است. منتقدانش می گویند، او از خون واقعی و اجزاء واقعی بدن انسان استفاده می‌کند و «جادوی سیاه» را به صراحت وارد پرفورمنس کرده و بیشتر آثاری که مستقیماً ساخته یا در پشت پرده در ساخت آن‌ها نقش ایفاء کرده، در واقع «مناسک» (ریچوآل) جادوی سیاه بوده است.

 

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

 

آبراموییچ نام این اقدامات تهوع آور خود روی صحنه را «پختن روح» (spirit cooking) گذاشته است و نخستین بار، در سال ۱۹۹۷ بود که پرفورمنس او با این نام منتشر شد که بسیار حیرت‌آور بود.

او در آن ویدئو، با خونی که ادعا می‌شد خون خوک است، روی دیوار دستورالعمل‌های کثیف مناسک جادوی سیاه را می‌نوشت و در طول ویدئو، بارها ظرفی حاوی خون و امحاء و احشاء یک موجود زنده را روی چیزی که شبیه کودکی مومیایی شده در کنج دیوار بود، می‌پاشید.

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

 

 شواهد و مدارک دربارهٔ مشغولیت درازمدت و ریشه‌دار او با جادوی سیاه و مناسک شیطانی، آن اندازه زیاد بود که او مجبور شد در سال ۲۰۲۰، تلویحاً اعتراف کند که از این ابزارهای سیاه در کار و زندگی خود استفاده می‌کند اما «شیطان‌پرست» نیست.

 

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها


قرار گرفتن آبراموییچ در کنار جیکوب روتشیلد مقابل تابلوی معروف "شیطان لشگریانش را احضار می‌کند"

 

آبراموویچ «استاد» (mentor) بسیاری از ابرستارگان موسیقی همچون لیدی گاگا، بیانسه و جِی زی بوده است؛ به عبارت دیگر، طبق گزارش‌های منتشر شده، بسیاری از ستارگان زن امروز دنیای موسیقی، چند سال قبل‌تر، یک دورهٔ کارآموزی را نزد آبراموویچ گذرانده‌اند که طبق گفته‌های او در یک مصاحبه جنجالی، شامل تمرین‌ها و ریاضت‌های عجیب همچون حضور چند شب به صورت برهنه در جنگل و عذاب‌های بدنی برای افزایش تحمل درد می‌شود!

 


لیدی گاگا در کنار آبراموییچ در آیین مذهبی که به صورت نمادین از خون قربانی می‌خورند

 

او اسم این روش‌ها را، «متد آبراموویچ» گذاشته و مبنای آن دریافت «انرژی» از منبعی نامعلوم است. البته اهل فن می‌دانند که این چیزی جز نام دیگری برای ارتباط گرفتن با ارواح شریر و اجنه یا به اصطلاح فارسی «موکل» گرفتن نیست. او ورکشاپ‌هایی خاص با تعداد اندکی شاگرد از آرتیست‌های جوان (که خود شخصاً گزینش می‌کند) برگزار می‌کند و در واقع روح و جسم آن‌ها را در اختیار می‌گیرد و جهت می‌دهد.

برای این که معلوم شود آبراموویچ در خود ایالت متحده چه اندازه جنجالی و البته منفور است، فقط به این نکته اشاره می‌کنیم که افشای ارتباطات این زن با مسوول کمپین انتخاباتی کلینتون در سال ۲۰۱۶، یعنی جان پودستا و برادرش تونی (در پرونده لو رفتن صدها هزار ایمیل مرتبط با پودستا) و دعوت از این دو برادر برای حضور در یکی از همان مهمانی‌های کذایی آبراموویچ موسوم به «اسپیریت کوکینگ»، مثل یک زلزله فضای انتخاباتی آمریکا را تکان داد و کارشناسان سیاسی یکی از دلایل شکست غیرمنتظره هیلاری کلینتون را در انتخابات ریاست جمهوری آن سال افشای همین مساله می‌دانند.

به راستی این مترجم بر اساس کدام شاخص و معیاری آثار چنین فردی را برای عرضه به بازار نشر ایران انتخاب کرده است؟ آیا «شیوه‌های» کذایی آبراموویچ که در عنوان کتاب ترجمه شده توسط دولتشاهی هم آمده، مرتبط با همان متدهای سیاه و شوم از نوع «اسپیریت کوکینگ» نیست؟

[۱] - گروتسک سبکی از هنر است که با تحریف و تخریب اشکال معمول حیوانات و شخصیت‌ها پدید می‌آید. اگر بخواهیم بهتر بگوییم، گروتسک ترکیبی است از اشکال، تصاویر و چهره‌های زشتی که آراسته شده باشند و این زشتیِ همراه با آراستگی، چیزی عجیب و غریب، ترسناک، خنده‌دار و غیرواقعی را خلق کند.

 

 

منبع: قارس


:: بازدید از این مطلب : 368
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 22 اسفند 1401

 

انتشار یک بیانیه ضد ایرانی توسط عناصر وابسته به سازمان سیا همچنان با حاشیه‌هایی خاص روبرو است.

پس از برگزاری نشست براندازی در دانشگاه جورج تاون، برخی از لیدرهای حاضر در این جلسه منشور تجزیه ایران را منتشر کرده‌اند. این جزوه براندازی در ۱۷ بند تهیه شده است که حدود ۵ بند آن مربوط به درخواست از کشورهای خارجی برای دخالت در امور داخلی کشور است، رضا پهلوی، عبدالله مهتدی، حامد اسماعیلیون، مسیح علینژاد، نازنین بنیادی و شیرین عبادی امضاکنندگان بیانیه ضدایرانی (منشور مهسا) هستند.

مطابق یکی از بندهای متنی که تحت‌عنوان منشور از جانب اپوزیسیون منتشر شده، انزوای جهانی ایران ازطریق رایزنی با دولت‌های به‌اصطلاح دموکراتیک برای اخراج سفرای جمهوری اسلامی و وابستگان جمهوری اسلامی در کشورهای متبوع مورد پیگیری قرار می‌گیرد.

در بخشی دیگر از این جزوه با ادبیاتی بزک شده خودمختاری مناطق مختلف ایران مورد تائید قرار گرفته است، عبدالله مهتدی دبیرکل گروهک تروریستی کومله در تشریح این بند گفته است که سطح خودمختاری فراتر از خودمختاری اقلیم کردستان عراق است و همه مناطق ایران می‌توانند پس از مدتی با برگزاری رفراندوم جدایی از ایران را رسمیت بدهند!

این منشور تجزیه‌طلبی چنان سطح وابستگی ضد انقلاب به کشورهای خارجی را نمایش داده است که با واکنش گسترده برخی نیروهای اپوزیسیون نیز روبرو شده است. وب‌سایت گویا نیوز وابسته به یکی از گروهک‌های چپ مارکسیستی در واکنش به این جزوه اعلام کرده است که وکالت سیاسی خود از رضا پهلوی را پس گرفته است زیرا در تمامی این متن نه اشاره‌ای به ایران شده و نه تمامیت ارضی کشور به رسمیت شناخته شده است.

جزوه منتشر شده توسط لیدرهای اغتشاشات علاوه بر داشتن لبه‌های تند تجزیه‌طلبی با ادبیات نفاق به نگارش در آمده است؛ بررسی‌های موجود نشان می‌دهد که این بیانیه توسط یکی از سمپات‌های گروهک تروریستی منافقین به نگارش درآمده و پس از تصحیح حقوقی آن توسط شیرین عبادی انتشار یافته است. حتی در لوگوی استفاده شده برای این جزوه خط التقاط به وضوح قابل مشاهده است.

ردپای منافقین در انتشار منشور تجزیه‌طلبی ضد انقلاب! + فیلم

ردپای منافقین در انتشار منشور تجزیه‌طلبی ضد انقلاب! + فیلم

پیش‌نویس اولیه جزوه تجزیه ایران توسط عمار ملکی فرزند محمد ملکی از عناصر گروهک تروریستی منافقین به نگارش درآمده است؛ عمار ملکی کارشناس ثابت شبکه تروریستی اینترنشنال بوده و در موسسه گمان وابسته به وزارت خارجه هلند مشغول به کار است.

عمار ملکی بارها از طرح تجزیه و حمله نظامی به کشور حمایت کرده است. حمایت از دخالت خارجی از جمله استراتژی‌های کلان گروهک تروریستی منافقین است؛ در ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ مسعود رجوی به همراه تعداد کثیری از اعضای منافقین مقیم فرانسه به عراق رفته وبا تشکیل یم واحد نظامی تروریستی شریک جرم صدام در جنگ تحمیلی علیه مردم ایران شد.

در تاریخ سیاسی کشورهای جهان به ندرت به موردی بر می‌خوریم که یک گروه سیاسی مخالف نظام کشورش، با دشمن بیگانه که به خاک کشورشان حمله کرده ائتلاف کند و همین موجب حیرت و نفرت همگانی نسبت به فرقه رجوی شد.

پس از مذاکراتی مقدماتی بین رجوی و طارق عزیز در پاریس، ۱۷ خراد ۱۳۶۵، رجوی وارد بغداد شد و طی فراخوانی نیروهای باقی مانده را به عراق فراخواند.

منافقین با در اختیار گرفتن زمینی که صدام از عشایر عراقی در استان دیاله غصب کرده بود، اردوگاه اشرف را در سال ۶۵ تاسیس کردند.

رجوی با تشکیل ارتش آزادی بخش ملی در اشرف مدعی بود که سازمان از مرحله ترور و جنگ‌های شهری گذر کرده و اکنون می‌تواند در جنگ کلاسیک شرکت کند.

ردپای منافقین در انتشار منشور تجزیه‌طلبی ضد انقلاب! + فیلم

ردپای منافقین در انتشار منشور تجزیه‌طلبی ضد انقلاب! + فیلم

عکس/ ادای احترام سرکرده گروهک تروریستی منافقین به محمد ملکی

در این دوران، رجوی در ارتباط تنگاتنگ با استخبارات عراق بود و پس از سقوط صدام، فیلم‌هایی از دیدارهای مکرر نمایندگان سازمان با بلندپایگان دستگاه امنیتی رژیم صدام به دست آمد که در مستندی با عنوان «گرگ‌ها» در سال‌های گذشته از تلویزیون پخش شد.

بیش از سه دهه پس از خیانت گروهک منافقین به کشور، این‌بار این فرقه ترویستی با زدن ماسک حقوق بشر به صورت و استفاده از اصطلاحات آبژکتیو سعی دارد دوباره در تلاش است طرح خیانت به مردم را در همکاری مشترک با سلطنت‌طلبان، عناصر وابسته به موساد و ضدانقلاب کردی پیاده کند، رفتار این روزهای نئومنافقین مو به مو شبیه به اقدامات پدران فرقه است!

بیشتر بدانیم:

پس از برگزاری نشست براندازی توسط سازمان سیا در دانشگاه جورج تاون، برخی از لیدرهای حاضر در این جلسه منشور تجزیه ایران را منتشر کرده‌اند.

به نظر می‌رسد که عدم دستیابی به نتیجه از سوی عناصر گروهکی و اغتشاش‌گر، منجر به آن شده است که آنها تمرکز گفتمانی را از دست داده و هر دم حرف تازه‌ای بزنند.

آنها در گام اول، بحث «ائتلاف» را به میان کشیدند. ماجرای ائتلاف از شب سال نوی میلادی آغاز شد که «رضا پهلوی»، «حامد اسماعیلیون»، «مسیح علینژاد»، «علی کریمی»، «گلشیفته فراهانی» و «نازنین بنیادی» با انتشار متن مشترکی از حساب کاربری خود در توئیتر، سعی کردند جلوه‌ای از وحدت را به نمایش بگذارند.

انتشار جزوه تجزیه ایران توسط دلقک‌ها+ فیلم

اقدام مشترک این چهره‌ها خیلی زود مورد توجه رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی قرار گرفت. «اینترنشنال»، «بی‌بی‌سی فارسی» و «صدای آمریکا» انتشار مشترک این چند خط پیام را به گونه‌ای پوشش دادند که گویی در پی یک تحرک بی‌سابقه سیاسی، همه اختلافات برطرف شده است. در حقیقت تلاش این رسانه‌ها بر این بود که این اقدام سطحی را نتیجه‌بخش جلوه دهند.

خیلی زود مشخص شد ائتلاف نصفه نیمه و مجازی چهره‌های مخالف جمهوری اسلامی به نتیجه‌ نرسیده است. تلاش «رضا پهلوی» برای به راه انداختن هیاهوی رسانه‌ای تحت عنوان کمپین «من وکالت می‌دهم» مصداقی بود که خبر می‌داد، ائتلاف پیشین نه تنها به کاهش اختلاف‌ها منجر نشده، بلکه تفرقه میان جریان‌های اپوزیسیون را گسترش داده است.

کمپین «من وکالت می‌دهم» و حمایت شبکه «من و تو» از آن تکاپوی دیگری بود تا فرزند آخرین شاه ایران را در جایگاه هدایت‌گری بنشاند، اما این طرح نیز انشقاق میان گروه‌های مختلف برانداز از سلطنت‌طلب‌ها گرفته تا منافقین و تجزیه‌طلبان را بیش از پیش آشکار کرد.

تقلای بعدی ضد انلاب در دانشگاه جورج تاون شکل گرفت، گرچه از ابتدای انتشار اخبار واضح بود که این نشست نیز نمایشی شبیه به کمپین «من وکالت می‌دهم» و «ائتلاف توئیتری» است اما کنار هم قرار گرفتن این هشت چهره فرصت دیگری شد برای آنکه وزن و اعتبار کسانی که داعیه دموکراسی را به دوش می‌کشند، سنجیده شود. چهره‌هایی از پرده سینما و زمین فوتبال و تبلیغ قهوه گرفته تا فعال جنبش‌های ضدحجاب و مهره‌های جدید گروهک تروریستی مجاهدین خلق و حتی سران تجزیه‌طلب و سلطنت‌طلب!

اما نشست جورج تاون نیز خیلی زود با بن‌بست روبرو شده و ضد انقلاب کردی اعلام کرد که خروجی این نشست نتوانسته خواسته‌های این گروهک‌ها را تامین کند. عبدالله مهتدی پس از این نشست اعلام کرد که ممکن است گروهک تورریستی کومله به جای همکاری با لیدرهای سازمان سیا به سراغ گروهک منافقین رفته و با آنه‌ها اعلام همکاری کند، پیش از حزب تروریستی دموکرات کردستان با سازمان منافقین پیمان همکاری بسته بود. مهتدی در نشست با لیدرهای اغتشتشات از آن‌ها خواسته بود جدایی کردستان ایران از حکومت مرکزی را تائید کنند!

این درخواست در ابتدا با مخالفت رضا ربع پهلوی رویرو می‌شود؛ اما احتمال انشقاق دوباره میان دلقک‌های سازمان سیا باعث شد تا این خواسته مورد پذیرش اعضا قرار بگیرد! این جزوه در نگارش به ادبیات نفاق بسیار نزدیک است.

فشار گروهک‌های تجزیه‌طلب کردی باعث شده است تا ضد انقلاب آخرین برگ خود را نیز رو کرده و در جزوه‌ای جدید با نام منشور مهسا مواردی را مطرح کرده است که در آن حق خودمختاری و سپس تجزیه ایران به رسمیت شناخته شده است! شنیده شده است سطح این امتیازات به تجزیه‌طلبان فراتر از خواسته‌های گروهک تروریستی کومله بوده است.

داشتن حق تجزیه ایران از سوی گروهک‌ها باعث ایجاد انشقاق شدید میان تجزیه‌طلبان و ملی‌گرایان سکولار با لیدرهای سازمان سیا شده است. رضا پهلوی بازمانده سلسله‌ای نصفه نیمه که هیچ سابقه سیاسی در کارنامه خود ندارد به دلیل ماندن در لیست سازمان سیا تن به یک معامله سیاسی عجیب داده و زیر بار این خفت بزرگ رفته است.

انتشار این جزوه از سوی عناصر سازمان سیا حاکی از آن است که این لیدرهای اغتشاشات فاقد ارزش و اعتبار لازم برای رهبری یا حتی سخنگویی جمعی از مردم و یا الیت‌های سیاسی و نخبگانی داخل ایران هستند. همانطور که تاکنون از پیشبرد اهدافشان در این مسیر عاجز مانده‌اند. نکته قابل توجه دیگر در این منشور، اعتراف چهره بازمانده از خاندان مخلوع بر «حمایت بیگانگان از براندازی» بود. رضا پهلوی اذعان می‌کند که این جمع روی کمک کشورهای غربی برای براندازی حساب ویژه‌ای باز کرده‌ است. چنین گفتمانی نشان از ادامه وابستگی نسل این سلسله فراری به بیگانه دارد، به طوری که حتی برای تغییرات سیاسی که ادعا می‌کنند مردم خواهان آن هستند، به کمک دشمنان دیرینه ایران متوسل می‌شوند.

عکس/ بخشی از جزوه تجزیه‌طلبی با نام منشور مهسا

وابستگی پهلوی و چهره‌های اپوزیسیون بر حمایت اجنبی‌ها حاکی از آن است که خودشان به خوبی می‌دانند پایگاه مردمی لازم برای حصول حداقل توفیقات لازم را ندارند، بنابراین برای تحقق اهدافی که سال‌ها از آن باز مانده‌اند از همین حالا در شرایطی که در اوج خودنمایی به سر می‌برند به سراغ غرب رفته و احیا، بقا و موفقیت خود را از آنها طلب می‌کنند.

جزوه براندازی با تِم تجزیه‌طلبی نشان داد که اگرچه در شعار اهداف مترقی از جمله «آزادی»، «دموکراسی» و «توجه به جایگاه زنان» را دنبال می‌کند، اما اعضای آن در این مدت و در مواضع آشکار و رسمی خود اثبات کردند که اهداف خود را بر راه‌های غیرمترقی مانند جنگ، تحریم، انزوا و اعتراضات خشونت ناپرهیز پایه‌ریزی کرده‌اند.


:: بازدید از این مطلب : 353
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 21 اسفند 1401

 

 

بازنشر مداوم خطبه های نماز جمعه توسط بی بی سی و صدای آمریکا و اینترنشنال، قطعا طبیعی و عادی نیست. پس علت را باید در محتوای مطرح شده در خطبه های آن امام جمعه جستجو کرد.

اکنون مدت هاست که رسانه های بیگانه به صورت مستمر خطبه های نماز جمعه عبدالحمید را بازنشر داده و به آن ضریب می دهند.

در جدیدترین نمونه، بی بی سی فارسی در مطلبی تحت عنوان «مولوی عبدالحمید خواستار رعایت حقوق زنان و همه مردم ایران شد» نوشته است:«مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان خواستار رعایت حقوق زنان و حقوق همه مردم ایران در چارچوب قوانین بین‌اللملی شد. این روحانی سرشناس سنی با شروع اعتراضات سراسری ایران از شهریورماه امسال هر هفته در خطبه‌های نماز جمعه از حکومت به‌ دلیل سرکوب شدید معترضان انتقادات کرده است. آقای عبدالحمید در سخنان این هفته خود گفت که وضعیت تحصیل و اشتغال زنان و جوانان باید مورد توجه قرار گیرد.»

اصلاح‌طلبان از توافق با عربستان، درس مذاکره با آمریکا گرفتند!/ امام جمعه محبوب BBC و صدای آمریکا

 

صدای آمریکا نیز که هر هفته خطبه های نماز جمعه عبدالحمید را منتشر می کند، در جدیدترین مطلب نوشت:«مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبه‌های نماز جمعه ١٩ اسفند در زاهدان گفت تا آزادی بیان، اندیشه، و انتقاد نباشد، مشکلات کشور حل نمی‌شود. امام جمعه اهل سنت زاهدان در بخش دیگری از سخنانش بر اهمیت احترام به حقوق زنان در سراسر ایران تاکید کرد.»

اصلاح‌طلبان از توافق با عربستان، درس مذاکره با آمریکا گرفتند!/ امام جمعه محبوب BBC و صدای آمریکا

 

صدای آمریکا در ادامه با تمجید از عبدالحمید نوشته است:«امام جمعه اهل سنت زاهدان طی ماه‌های گذشته انتقادات بی‌سابقه‌ای از جمهوری اسلامی کرده و خواستار برگزاری همه‌پرسی، احترام به حقوق آحاد ایرانیان فارغ از قومیت و جنسیت‌شان، و همچنین آزادی زندانیان سیاسی به‌ویژه معترضان بازداشتی در جریان اعتراضات پس از کشته‌شدن مهسا (ژینا) امینی بوده است.»

شبکه منوتو- منتسب به فرقه بهاییت- نیز مشابه رویکرد بی بی سی و صدای آمریکا، به بازنشر مداوم اظهارات عبدالحمید اقدام می کند. این شبکه ضدایرانی در جدیدترین خبر در این خصوص نوشت:«مولوی عبدالحمید با اشاره به حقوق اقلیت‌ها و حقوق زنان و جوانان،‌اصناف و همه طیف‌ها گفت: «باید حقوق همه در نظر گرفته شود و تا حقوق همه رعایت نشود، مشکلات حل نمی شود.» او تاکید کرد: «تا آزادی کامل نباشد، آزادی‌های بیان و قلم و احزاب و آزادی انتقاد و اندیشه و آزادی‌های گوناگون در کشور وجود نداشته باشد، مشکلات حل نمی‌شوند و این آزادی‌ها حق انسانند و حق بشرند.» او با تاکید بر رعایت حقوق بشر که در همه جوامع شناخته شده‌اند،‌ گفت: «باید همه در صحنه باشند و حق داشته باشند تا حقوقشان را پیگیری کنند.» او در مورد حقوق زنان و جوانان هم گفت: «ما باید امروز شرایط حاضر جهان را ببینیم و ببینیم که زنان چه پیشرفت‌هایی در زمینه‌های مختلف در جهان داشته‌اند.» مولوی عبدالحمید تاکید کرد: «زنان و مردان با هم برابرند و حقوقشان با مردان برابر است و باید حقوق زنان رعایت شود و برای آینده آنها.»

اصلاح‌طلبان از توافق با عربستان، درس مذاکره با آمریکا گرفتند!/ امام جمعه محبوب BBC و صدای آمریکا

 

هدف اصلی رسانه های بیگانه از تمرکز بر اظهارات عبدالحمید، فعال کردن گسل قومیتی و همچنین گسل شیعه-سنی است. لازم به ذکر است که قاطبه مردم غیور سیستان و بلوچستان و همچنین علمای اهل تسنن در این استان نسبت به رویکرد و اظهارات تأمل برانگیز عبدالحمید ابراز برائت کرده اند.

 

منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 403
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 20 اسفند 1401

این داستان، عجیب و تلخ اما واقعی است: وقتی پای رسمیت دادن به رژیم اشغالگر صهیونیست در میان بود، عناصر اپوزیسیون ادعا می‌کردند نباید ورزش را سیاسی کرد.

اما وقتی پای تیم ملی ایران به میان آمد که همت کرده، جنگیده و به جام‌جهانی راه یافته بود، همان عناصر، ورزش را سیاسی کردند، خواستار حذف تیم ملی ایران از جام‌جهانی شدند و برای تضعیف روحیه در اولین بازی، هر شیطنت را که می‌شد، انجام دادند. چرا؟ تا مبادا درخشش تیم ملی، موجب همدلی و انسجام و اقتدار و خوشحالی ملت ایران شود!

گروهک‌های تجزیه‌طلب و رسانه‌های همسو، دیگر نمی‌توانند پنهان کنند که مو به مو، فرامین اتاق جنگ آمریکا و اسرائیل و انگلیس علیه ملت ایران را اجرا می‌کنند.

از همه نفرت‌انگیزتر، خوش‌خدمتی به اسرائیل است. ولو به تناقض‌های حیثیتی غیر قابل رفو بینجامد. عناصر اپوزیسیون، ۱۳سال قبل در فتنه سبز، «شعار نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» را دادند.

اما در واقع به صهیونیست‌هایی که اختاپوس‌وار دنبال بلعیدن غرب آسیا (نیل تا فرات) بودند خدمت کردند.

همین‌ها در اغتشاشات اخیر، لاف جانم فدای ایران را زیر پا گذاشتند و رسما نقشه تجزیه و تضعیف ایران قوی را به اجرا گذاشتند و البته از قاطبه ملت ایران تودهنی خوردند.

برخی دست‌اندرکاران فتنه سبز و فتنه اخیر، مدعی بودند که آمریکا (اوباما) دنبال توافق با ایران و برداشتن تحریم‌ها بود، اما اسرائیل کارشکنی کرد. خب، اگر اسرائیل، دشمن‌ترین دشمنان است- که هست- چرا عناصر تجزیه‌طلب و برخی افراطیون مدعی اصلاحات، با آشوب‌افکنی، پادویی اسرائیل را کردند؟ و چرا هنگام دعوت مزدوران اسرائیل به سیاسی کردن جام‌جهانی و دریغ کردن شادی و حس پیروزی از ملت ایران، با اردوگاه جنگ روانی اسرائیل، آمریکا و انگلیس همراه شدند؟

علت را باید در آلودگی عمیق برخی محافل به شبکه‌سازی موساد (و سیا و ام‌آی‌سیکس انگلیس) جست‌وجو کرد. به‌عنوان یک نمونه، هیچ تردیدی در هویت شبکه ایران اینترنشنال وجود ندارد.

چنان‌که «باراک راوید» خبرنگار صهیونیست نوشت: «موساد از ایران اینترنشنال» به‌عنوان بازوی جنگ اطلاعاتی خود علیه ایران استفاده می‌کند»... قبل از او راوید، «یوسی میلمان» تحلیلگر اطلاعاتی روزنامه هاآرتص نوشته بود: «ایران اینترنشنال، شبکه متعلق به موساد به‌شمار می‌رود.

موساد مطالبی را که نمی‌خواهد به نام خود منتشر کند، از طریق این شبکه منتشر می‌کند».

شبکه وابسته به موساد، چرا باید به هنگام انتخاب سردبیر، «معاون وزیر ارشاد دولت خاتمی» (علی‌اصغر رمضانپور) را بر این سمت بگمارد؟! جواب تلخ، همان است که اکبر گنجی (چهره شاخص اصلاح‌طلبان در زمینه عملیات روانی، در دهه هشتاد مقیم خارج) زمستان ۱۳۹۸ گفت: «ما کارمندان ‌بخش پروپاگاندای دولت ‌ترامپ، بوریس جانسون، نتانیاهو و سعودی، از طریق کروناهراسی، ایران و ایرانیان را نابود خواهیم کرد. وظیفه ما وحشت‌افکنی است تا با فرو پاشاندن سازمان اجتماعی، مردم را به خشونت جمعی بکشانیم... گمان باطل نکنید که ما «مخالف سیاسی»، «مدافع حقوق بشر»، «فمینیست» و... هستیم... ما تشنه مرگ و خون مردم ایرانیم. کاری را که شدیدترین تحریم‌های تاریخ نتوانست انجام دهد، ما موظفیم با کروناهراسی انجام دهیم».

شما می‌توانید نام کرونا را بردارید و هر بهانه دیگری را به‌جای آن بگذارید. به‌راستی چرا برخی روزنامه‌ها مثل سازندگی، هم میهن، اعتماد و شرق و کانال‌های همسو، در فضاسازی مسموم علیه تیم ملی و ناراحتی از خوشحالی ملت ایران، همان‌گونه همسو با شبکه لندنی موساد رفتار کردند، که در جریان آشوب‌افکنی ناکام، کرده بودند؟!

موساد، دو یگان مزدوران را برای ترورهای فیزیکی و ترور شخصیت استخدام کرده است.

اگر یگان اول، در زمینه خرابکاری علیه کانون‌های پیشرفت، و ترور نخبگان بزرگی مانند شهیدان فخری‌زاده، شهریاری، علیمحمدی، احمدی‌روشن، رضایی‌نژاد و صیادخدایی فعال بوده، یگان دوم مامور تخریب و ترور شخصیت ملت ایران است.

این همان یگانی است که وقتی در سال ۱۳۷۸، فتنه و آشوب یک هفته‌ای را با کمک روزنامه سلام و برخی مدیران دولت خاتمی ترتیب داد، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در تاریخ ۲۲ تیرماه ۷۸ اعلام کرد «گزارش جزءبه‌جزء بحران در ایران را از موساد دریافت می‌کنم. آشوب در تهران، کل معادلات صلح خاورمیانه(سازش و معامله فلسطین) را به نفع اسرائیل تغییر خواهد داد.».

همین یگان هر چند در خردادماه سال ۱۳۸۸ به بهانه دروغین تقلب در انتخابات، دست به کار آشوب شد، اما در اواخر شهریور ماه، روز جهانی و ضد صهیونیستی قدس را فرصتی برای حمایت از این رژیم جنایتکار (با شعار نه غزه نه لبنان) کرد.

بعدها اخباری از سفر مخفیانه برخی سران «اتاق فکر جنبش سبز در لندن» به تل‌آویو منتشر شد و تصاویری هم از سفر نامزد مرحومه ندا آقاسلطان(سوژه کشته‌سازی آن روز موساد) به نمایش درآمد.

این روند در مرور زمان، به جایی رسید که معاون وزیر فرهنگ و ارشاد در دولت خاتمی، به‌عنوان سردبیر شبکه وابسته به موساد گماشته شود و ده‌ها خبرنگار فراری و بعضا مقیم داخل، در پوشش نقاب اصلاح‌طلبی، به تامین محتوای علنی یا پنهانی و با واسطه برای شبکه ماهواره‌ای وابسته به موساد و دلارهای خونین رژیم سعودی بپردازند.

بر مبنای آنچه گفته شد، هیچ جای تعجب نیست که برخی افراد متظاهر به اصلاح‌طلبی، ظرف سه ماه گذشته و همزمان با جنایات وحشیانه اشرار تروریست در کف خیابان و حمله به نوامیس و مقدسات مردم، واژه تحریف‌آمیز «اعتراضات مدنی» را بر واقعیت اغتشاش و شرارت و تروریسم بار کرده و حاشیه امنیت برای جنایتکاران ساختند.

آخرین خیانت این گروه، جنگ با عزم و اراده و روحیه امیدوار ملت ایران، به بهانه مصاف تیم ملی در جام‌جهانی بود. جنگی که موجب سرشکستگی بی‌سابقه خودشان شد.

مزدوری این گروه برای رژیم صهیونیستی، در حالی است که همین روزها می‌توان حجم انزجار گسترده ملت‌های مختلف از اشغالگران فلسطین را در حاشیه جام‌جهانی دید؛ آنجا که تماشاگران با ملیت‌های گوناگون، از گفت‌وگو با خبرنگاران شبکه‌های صهیونیستی پرهیز می‌کنند و از جنایات اسرائیل بیزاری می‌جویند.

در همان حال، صحنه‌های بسیاری را می‌توان دید که اتباع کشورهای مختلف، آرزوی موفقیت برای نماینده ایران می‌کنند. در چنین فضایی از نفرت جهانی نسبت به رژیم صهیونیستی، خوش‌رقصی برخی عناصر برای این رژیم، نمایشی از یک ورشکستگی و انحطاط کامل است.

 

کیهان: محمد ایمانی


:: بازدید از این مطلب : 380
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 18 اسفند 1401

مسمومیت تنفسی (یا هرچیز دیگری که واقعیت مطلب است) در تعدادی از مدارس دخترانه شهر قم که از اوایل آذرماه گذشته اتفاق افتاد و تکرار شد، متأسفانه به‌صورت کافی و اقناعی از سوی مسئولان مرتبط برای مردم روایت نشد و این روند مشکوک در روزهای اخیر با توسعه به چند شهر دیگر با موج جدیدی از فضاسازی و تحریک روانی و رسانه‌ای همراه گردیده که برخی از تحلیل‌گران، آن را موج جدید بحران‌سازی برای شکل‌دهی به دور جدید اغتشاشات می‌نامند. بی‌تردید، عدم تمرکز مسئولان مرتبط با این مسئله در شناسایی و کشف عوامل جنایتکار این رفتار بزدلانه و کثیف که سلامت جسمی و روحی دانش‌آموزان و آرامش جامعه را برهم زده، غفلت و ضعفی آشکار و غیرقابل اغماض است که حتماً باید جبران شود، اما اتهام‌زنی بدون سند به نظام و نیروهای مذهبی و هراس‌افکنی و التهاب‌آفرینی به بهانه این موضوع، از سوی برخی عناصر و گروه‌های فرصت‌طلب و آوازه‌گر هم نوعی همنوایی و کمک به تروریست‌ها و جنایتکاران دست‌اندرکار این ظلم و ستم آشکار به شمار می‌آید. تروریست‌هایی که با هدف قرار دادن امنیت و آرامش روانی جامعه و متهم‌سازی نظام می‌خواهند شکست در تداوم‌بخشی به اغتشاشات، و سیلی خوردن از ملت بزرگ ایران در ۲۲ بهمن را جبران نمایند.

افزایش تعداد مدارس و نقاط مسمومیت، همراه با تشدید فضاسازی رسانه‌ای و ایجاد هراس به دست تروریست‌ها، با تصور افزایش تنش در بین دانش‌آموزان و خانواده‌ها با مسئولان و همچنین نیروهای مدافع امنیت، در روزهای اخیر روندی تصاعدی یافته که در پیوند با برخی رویدادها، بوی فتنه‌انگیزی و بهانه‌جویی برای شکل‌دهی موج جدید آشوب‌طلبی می‌دهد.

رویدادهایی چون:

۱- حضور خانمی میان‌سال با رفتاری تهاجمی و ادبیات سخیف و هتاکانه جهت تحریک نیروهای مدافع امنیت برای درگیری به‌عنوان مادر دانش‌آموز، درحالی که بعداً معلوم شده هیچ فرزند دانش‌آموزی ندارد؛ ۲- اعلام فوت خانمی جوان بر اثر مسمومیت در مدرسه و مانور تبلیغی سنگین در فضای مجازی بر روی این فوت، درحالی که این خانم ۳۰ سال سن داشته و دو لیسانس دریافت کرده و دانش‌آموز نبوده است؛ ۳- به میدان آمدن گروهک معاند جوانان محلات یا همان سازمان نفاق و دادن فراخوان‌های پیاپی برای تجمع مقابل مدارس و سر دادن شعارهای ساختارشکنانه و تشویق به ساخت و پرتاب مواد آتش‌زا به سمت مدارس؛ ۴- فراخوان گسترده برای تعطیلی مدارس در روزهای ۱۳ و ۱۶ اسفندماه؛ ۵- تلاش برای گسترش مسمومیت‌ها از مدارس به دانشگاه‌ها و پیوند بین دانش‌آموزان و دانشجویان و ۶- شدت‌بخشی به جنگ روانی و رسانه‌ای به موازات افزایش و گسترش مسمومیت‌ها.

‌هدف قرار دادن مدارس دخترانه، علاوه بر کاربرد ابعاد هیستریک ماجرا، با زنانگی جنبش موهوم زن، زندگی، آزادی نیز انطباق دارد و هرگونه اتفاقی می‌تواند پای طرف‌های خارجی و مدافعان حقوق زن را به میدان باز کند.

همان‌گونه که پیش از این هم، در معرکه‌گردانی اغتشاشات شاهد حمایت آشکار بیگانگان از اغتشاشگران و یکه‌تازی و جولان عناصر برانداز و گروهک‌های تجزیه‌طلب در محافل سیاسی کشورهای غربی بودیم که به بهانه مرگ مهسا به همنوایی رسیده بودند، این بار هم سلامت جسمی و روانی دختران معصوم دانش‌آموز، بهانه رقص مشترک شغال‌ها با گرگ‌ها شده است.

برای ناکام گذاشتن جنایتکاران، چاره‌ای جز روایت به‌هنگام و دقیق واقعیت‌ها نبوده و نیست و رسیدن به واقعیت‌ها نیز سرعت عمل و البته دقت دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی را نیاز دارد.

 

روزنامه جوان


:: بازدید از این مطلب : 357
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید