منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
لینک دوستان
سرور مجازی ایران" >سرور مجازی ایران

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان گپ دوستانه و آدرس rahjooyan.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





آخرین مطالب
دیگر موارد

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:







آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 640
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 6
:: باردید دیروز : 53
:: بازدید هفته : 91
:: بازدید ماه : 61
:: بازدید سال : 11247
:: بازدید کلی : 407655
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 17 آذر 1402

«هِدی ویتربو»، استادیار دانشگاه کویین مری در لندن و پژوهشگر حوزه خشونت علیه کودکان، در حساب خود در ایکس، رشته‌ توئیتی نوشت که در آن به مغزشویی سیستماتیک کودکان رژیم صهیونیستی علیه اعراب و فلسطینیان پرداخته است.

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

ویتربو نوشت:

همانطور که خواهیم دید، به کودکان اسرائیلی 3 چیز آموزش داده می شود:

1. آن‌ها می توانند با آسیب زدن به فلسطینی‌ها از مجازات معاف شوند، به خصوص اگر بعداً در ارتش خدمت کنند.

2. خدمت در ارتش (که به فلسطینیان ظلم می کند) یک وظیفه مقدس است.

3. فلسطینی ها خطرناک و بدوی هستند.

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

بیایید با کتاب‌های مدرسه اسرائیل و نحوه توصیف آنها از اعراب شروع کنیم.

یک کتاب همه اعراب را "یهودی‌ستیز" می نامد.

در کتابی دیگر، اسرائیل به عنوان "بره" و کشورهای عربی به عنوان "گرگ" توصیف شده است:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس
 
مقاله هاآرتص درباره‌ نفوذ و قدرت گروه‌های حریدی در انتشار مطالب ضدعرب افراطی در کتب درسی مدارس

کتاب‌های آموزشی اسرائیل اغلب فلسطینی‌ها را یک «مشکل» بدوی و خطرناک توصیف می‌کنند.

در این ویدئو، استاد اسرائیلی نوریت پلد الحانان در مورد تحقیقات خود در مورد این موضوع صحبت می کند:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس«فلسطین در کتب مدارس اسراییلی» نوشته نوریت پلد الهانان
کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس
مشروعیت‌بخشی به کشتار در کتب تاریخ مدارس اسراییل

 

بر اساس تحقیقات پلد الحانان، کتاب‌های آموزشی اسرائیل نیز به اقدام نظامی اسرائیل - و حتی قتل عام - مشروعیت می‌بخشد:

چند سال پیش، اسرائیل مدارس دبیرستان را از تدریس رمانی درباره داستان عشق یک مرد فلسطینی و یک زن اسرائیلی منع کرد.

چرا؟ زیرا این کتاب ظاهراً "هویت یهودی را تهدید می کند":

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس
 
ممنوعیت رمان به بهانه «تهدید هویت یهودی»

در کتاب‌های درسی اسرائیل، کرانه باختری(و گاهی غزه) به عنوان بخشی از اسرائیل توصیف شده است.

تقریباً هیچ اشاره ای به فلسطینی‌های محلی یا این واقعیت که آن‌ها تحت کنترل ارتش اسرائیل زندگی می کنند، وجود ندارد:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس
 
مقاله‌ای به زبان عبری که به موضوع حذف و سانسور سرزمین‌های فلسطینی و مردم فلسطین را در کتب درسی و مدارس اسراییلی پرداخته است
کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس
 
فلسطینی‌ها در کتب درسی اسراییلی همه «نامرئی» هستند!

 

نتیجه این است که بسیاری از یهودیان اسرائیلی از خشونت و تبعیض علیه فلسطینیان (از جمله شهروندان فلسطینی اسرائیل) حمایت می کنند:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

 

علاوه بر این، مدارس دولتی در اسرائیل از نظر قانونی موظفند به دانش آموزان در مورد اهمیت خدمت سربازی آموزش دهند.

قوانین اسرائیل همچنین مدارس را از میزبانی همایش یا مراسم یا سخنرانی توسط سازمان‌هایی که از ارتش انتقاد می کنند، منع می کند.

معلمان اسرائیلی که از ارتش انتقاد کرده اند، با انگ «چپ‌گرایی» شغل خود را از دست داده اند.

در این‌جا دو نمونه وجود دارد:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

 

در کلاس یازدهم، دانش‌آموزان یهودی (غیر ارتدوکس) در اسرائیل در اردوی شبه‌نظامی یک هفته‌ای، معروف به «گادنا» شرکت می‌کنند.

آنها لباس نظامی می پوشند، آموزش اسلحه می بینند و تیراندازی تمرین می کنند.

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

برخی از اردوگاه های تابستانی اسرائیل نیز کودکان خردسال را برای خدمت سربازی آموزش می دهند.

به عنوان مثال، یک اردوگاه تابستانی به کودکان (از سن 3 سالگی) تمرینات نظامی و آموزش تاریخ نظامی ارائه می دهد:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

در یک اردوگاه تابستانی دیگر، کودکان 10 ساله و بالاتر اسرائیلی تحت آموزش اسلحه گرم در سایتی "شبیه به غزه" قرار می گیرند و همچنین از شبیه سازهای هواپیمای نظامی استفاده می کنند:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

 

حتی اردوگاه‌های تابستانی دانش‌آموزی در پایگاه های نظامی نیز وجود دارد.

کودکان در انجام کارهای خود به سربازان کمک می کنند و توسط فرماندهان در مورد تاریخ نبرد آموزش می بینند:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکساردوی تابستانی دانش‌آموزی در پایگاه نظامی

در نتیجه، اکثر کودکان یهودی اسرائیلی خدمت سربازی را به عنوان یک آیین مهم برای ورود به بزرگسالی و شهروندی کامل می دانند:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس
«نظامی‌گری به عنوان جشن تکلیف دوم: خدمت رزمی به عنوان تشرف به مردانگی صهیونیستی»، مقاله‌ای به قلم دنی کاپلان

حتی قبل از اینکه به دنیا بیایند، با کودکان اسرائیلی به عنوان سربازان آینده رفتار می شود.

برای مثال آگهی زایشگاه یکی از بیمارستان های برتر اسراییل را مشاهده می کنید.

این شامل تصویری از جنین سربازمانند است:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

در نهایت اینکه جوانان اسرائیلی در آینده در ارتش خدمت خواهند کرد، در صورت آسیب رساندن به فلسطینیان، می تواند از مجازات معاف شوند.

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

 

در سال 2017، دو جوان شهرک‌نشین اسرائیلی به پرتاب سنگ به سمت خودروهای فلسطینی اعتراف کردند.

اما دادگاه آن‌ها را محکوم نکرد - به دلیل "میل آنها برای ثبت نام و خدمت در یک واحد رزمی".

دادگاه افزود: «محکومیت ممکن است مانع از استخدام [آنها] در یک واحد رزمی شود».

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

سال بعد، یک شهرک نشین 17 ساله اسرائیلی اعتراف کرد که به سمت خودروی روزنامه نگار فلسطینی سنگ پرتاب کرده و با آن برخورد کرده است.

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

اما دادگاه اسرائیل او را محکوم نکرد - زیرا او در یک برنامه مذهبی نظامی (معروف به "هسدر") نام‌نویسی شده بود:

با شهروندان فلسطینی اسرائیل (که در ارتش ثبت نام نکرده‌اند) معمولاً بسیار خشن‌تر رفتار می‌شود.

ناگفته نماند تعداد زیادی از کودکان فلسطینی از کرانه باختری و غزه توسط اسرائیل زندانی می شوند، گاهی بدون اتهام یا محاکمه.

چرا اسرائیل شهروند غیر نظامی ندارد؟

در پی روزهای گذشته، سرزمین‌های اشغالی روزهای متفاوتی را می‌گذراند. چون نیروهای مقاومت گفته‌اند «می‌خواهیم به جای اینکه هر روز بمیریم، یک بار بمیریم!». این تصمیم مقتدرانه که از نهایت مظلومیت فلسطین سرچشمه گرفت، با واکنش‌های متفاوتی مواجه شد. می‌خواهیم بعضی از واکنش‌ها را با هم مرور کنیم و پاسخی به عده‌ای بدهیم که می‌پرسند «گناه شهروندان اسرائیلی چیست؟».

از جشن در خیابان‌ها تا قرآن‌خوانی صهیونیست‌ها

روز اول «طوفان الاقصی» مردم در شهرهای مختلف به طور خودجوش به خیابان‌ها آمدند و به جشن و شادی پرداختند. این جشن‌ها محدود به ایران نبود. خیابان‌های کشورهای عربی، اروپا و آمریکا هم شاهد حضور مردم در حمایت از فلسطینیان بود. اما در این میان عده‌ای با پرسش «گناه شهروندان اسرائیلی چیست؟» حق را به اشغالگران صهیونیست دادند. از آن جالب‌تر اینکه عده‌ای از صهیونیست‌ها و عمله‌های رسانه‌ای آنها با دیدن عصبانیت مردم فلسطین، افتادند به قرآن خواندن و توصیه به انسانیت و مدارا و رعایت آداب جنگ!

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس
توییت «ایدی کوهن» روزنامه‌نگار معروف صهیونیست: خدا در قرآن به احترام زندانی دستور داده.

 

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس
توییت تحلیل‌گر شبکه‌های ضدانقلاب که در آتش خشونت و اغتشاش در ایران می‌دمید

 

پی‌نوشت: «قاضی‌زاده» در توییت‌های بعدی ادعا کرد این زن یک توریست آلمانی بوده که برای کنسرت به سرزمین‌های اشغالی رفته بود. اما در صفحهٔ اینستاگرام این زن، عکس او با پاسپورت اسرائیلی‌اش وجود دارد. ضمناً در همان صفحه سبک پوشش این زن را می‌بینیم. نیروهای مقاومت او را برهنه نکرده بودند. او از ابتدا همین قدر لباس پوشیده بود!

صهیونیسم و قساوت بی‌پایان

«سدیروت» شهری که در «طوفان الاقصی» شاهد غرش مبارزان فلسطینی بود، سال ۲۰۱۴ روزهای متفاوتی را می‌گذراند. اشغالگران در این شهر روی تپه‌های مشرف به غزه می‌نشستند، مشروب می‌نوشیدند و کشتار فلسطینی‌ها را مثل یک نمایش جذاب و زنده تماشا می‌کردند. حتی خانه‌های این قسمت از شهر با افزایش قیمت مواجه شد!

این همه قساوت از کجا ناشی می‌شود؟

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس
عده‌ای از اهالی سدیروت در حال تماشای بمباران غزه

 

یهودیت دین است یا نژاد؟!

به اعتقاد یهود، بشر دو نوع است: یهود و گوییم. یهود که قوم برگزیده و نژاد برتر است. اما «گوییم» یا غیریهود در زمرهٔ حشرات یا در بهترین حالت، احشام هستند و تقدیرشان تبدیل شدن به توده‌ای از پِهِن در تاریخ است! آنها از نژاد فاسد و پست هستند و برای خدمت به یهود آفریده شده‌اند.

یهودیان حتی خودشان را هم بر اساس نژاد دسته‌بندی می‌کنند:

۱) سفاردی‌ها: اشراف و سرمایه‌داران یهودی که با گروه‌های دیگر مراوده ندارند.

۲) اشکنازی‌ها: یهودی‌های ساکن شرق اروپا که عقب‌افتاده تلقی می‌شدند.

۳) یهودیان ایرانی و سامری: که کمتر در جامعهٔ یهود پذیرفته می‌شوند. (کتاب «یهود در قرآن، اسرائیل در فلسطین»، معصومه رامهرمزی، ص۵۹ و ۶۰)

برای آگاهی از تفکرات و مقاصد شوم صهیونیسم علیه مردم غیریهودی دنیا پیشنهاد ما مطالعهٔ بندهای ۲۴گانهٔ «پروتکل‌های دانشوران صهیون» است.

 

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس


خاخام‌های منحرف تورات را تحریف کردند. تلمود نیز سرشار از مفاهیم کفرآمیز و شرک‌آلود است.

متهمان اصلی، تورات تحریف‌شده و تلمود

«تلمود» کتاب حجیمی است که برای یهودیان قداست و سندیت زیادی دارد. آنها تلمود را ادامه و مکمل کتب «عهد قدیم» می‌دانند. بیایید بعضی از گزاره‌های این کتاب‌های دینیِ تحریف‌شده را با هم بخوانیم:

- «هرچه غیریهودی دیدید به اندازه‌ای که در توان شماست به قتل برسانید. اگر چنین امری در توان یک یهودی باشد و انجام ندهد مرتکب خلاف شده است.»

- «تمامی دنیا و مافیها ملک یهود است و حق تسلط کامل بر آن را دارند.».

- «نطفهٔ غیریهودی، مثل نطفهٔ بقیهٔ حیوانات است.».

- «تعدی به ناموس غیریهودی بلامانع است. زیرا کفار مانند حیوانات هستند. یهودی حق دارد زنان غیریهودی را به غصب برباید و زنا و لواط با غیریهودی عقاب و کیفری ندارد.». (زنا و لواط را به طور کلی ممنوع نمی‌دانند؛ در واقع به دین طرف مقابل ماجرا وابسته می‌داند!)

- «دزدی از یهودی حرام و از غیریهودی جایز است. حیات و زندگانی دیگران، ملک یهود است. چه رسد به اموال آنها.».

- «به کسانی که یهودی نیستند، قرض ندهید. مگر آن که نزول بگیرید.».

همان‌طور که می‌بینید انسانیت‌زدایی از پیروان ادیان غیریهودی طبق آموزه‌های تلمود و تورات تحریف‌شده، صهیونیست‌ها را به جان و مال و سرزمین و ناموس غیریهود حریص و وقیح کرده است.

حالا می‌توانید ریشه‌های اظهارات «گالانت» وزیر جنگ رژیم صهیونیستی را پیدا کنید که گفت: «ما در حال جنگ با حیوانات انسان‌نما هستیم و طبق آن عمل می‌کنیم!». او آموزه‌های انحرافی کتاب غیرآسمانی‌اش را نشخوار می‌کند!

پی‌نوشت: اینها آموزه‌های یهودیت تحریف‌شده است، نه دین آسمانی حضرت موسی علیه‌السلام.

 

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس
در سرزمین‌های اشغالی کودکان از سنین پایین آموزش نظامی می‌بینند

«شهروند-سرباز» عنوان درست برای شهرک‌نشینان اشغالگر

رهبر انقلاب در سخنرانی روز جهانی قدس۱۴۰۰ فرمودند: «صهیونیست‌ها فلسطین غصب‌شده را از روز اول به یک پایگاه تروریسم تبدیل کرده‌اند. اسرائیل نه یک کشور، که یک پادگان تروریستی علیه ملت فلسطین و دیگر ملت‌های مسلمان است.». تعبیر دقیق ایشان از «پادگان اسرائیل» را در ادامهٔ گزارش بررسی می‌کنیم.

اما خوب است بدانید بر اساس قوانین تدوین‌شده در اسرائیل، خدمت سربازی برای مردان ۳۲ ماه و برای زنان ۲۴ ماه است. همهٔ جوانان بالای ۱۸ سال (به‌جز یهودیان افراطی ارتدوکس و عرب‌های اسرائیلی) باید این دوره را بگذرانند. میزان فرار از سربازی آن‌قدر زیاد است که این رژیم، سربازان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم را هم پس از طی دوره‌ای آموزشی به خدمت می‌گیرد. در این رژیم حتی دانش‌آموزان هم در ابتدا برای موضوعات نظامی آموزش می‌بینند و در همهٔ مقاطع تحصیلی قبل از هر چیز باید یک سرباز نظامی باشند.

 

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس
در اسرائیل همه یا نیروی ارتش هستند یا نیروی ذخیرهٔ ارتش!

نیروهای ذخیرهٔ ارتش، سربازانِ در مرخصی

بعد از خدمت اجباری، مردان وارد نیروهای ذخیره می‌شوند و تا ۴۰سالگی هر سال چند هفته وظایف نیروی ذخیره را انجام می‌دهند. با توجه به این برنامه، اسرائیل تقریباً بالاترین درصد شهروندان با آموزش نظامی در جهان را دارد.

اگر می‌خواهید معنی نیروی ذخیره را بهتر درک کنید، توییت این روزنامه‌نگار صهیونیست را ببینید: «والدینم دوست ۶۱ساله‌ای دارند که به‌عنوان «نیروی ذخیره» برای شرکت در جنگ فراخوانده شده‌اند. او یک پزشک است، نه یک جنگجو. همسر این فرد ۶۱ساله و ۳ فرزند بزرگسال او نیز فراخوانده شده‌اند.».

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس
توییت یک روزنامه‌نگار صهیونیست دربارهٔ فراخوان نیروهای ذخیره برای جنگ با مقاومت

همان‌طور که می‌بینید در اسرائیل همه یا نیروی ارتش هستند یا نیروی ذخیرهٔ ارتش؛ یعنی یا نظامی بالفعل یا نظامی بالقوه! پس در سرزمین‌های اشغالی، شهروند عادی وجود ندارد.

 

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس


بن‌گوریون، ایده‌پرداز نظام پادگانی اسرائیل

صهیونیست‌های اشغالگر، سربازان همیشگی

«بن‌گوریون»، اولین نخست‌وزیر و رئیس دولت اسرائیل پس از اعلام تشکیل کشور جعلی یهودی، سال‌ها برای ایجاد یک الگوی اجتماعی نظامی منطبق بر عقاید صهیونیسم نظامی مطالعه کرد. او در نهایت الگوی دولت «اسپارت» در یونان باستان را مناسب یافت. اسپارت دولتی پادگانی در یونان باستان بود که همهٔ شهروندانش نظامی بودند و در کلونی‌های نظامی زندگی می‌کردند. حتی کودکان هم از سنین کم از والدین‌شان جدا می‌شدند تا در کلونی‌های نظامی تربیت شوند. بن‌گوریون نظم مطلوب خود را در این شیوه می‌دید. پس بنا شد اسرائیل یک دولت پادگانی باشد و کیبوتص‌ها، کلونی‌های نظامی آن. (کیبوتص یعنی مزرعهٔ اشتراکی که صهیونیست‌ها در آن هر کدام به قدر توان خود کار می‌کنند و به قدر نیاز خود برداشت می‌کنند و هیچ‌کس مالک چیزی نیست.).

بن‌گوریون در جایی گفته بود: «شهروندان اسرائیل سربازانی هستند که ۱۱ ماه از سال را به مرخصی می‌روند. در اسرائیل چیزی به نام شهروند غیرنظامی وجود ندارد!».

 

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس
وحشی‌گری عریان حساب توییتری «اسرائیل به فارسی» با یک لبخند وقیحانه!

قوم معروف به نقض عهد در طول تاریخ

اسرائیل مانند اجداد بنی‌اسرائیلی‌اش، همواره پیمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را نقض کرده. رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۹، به شرط اجرای قطعنامهٔ ۱۹۴ سازمان ملل (بازگشت آوارگان فلسطینی و اجرای پروتکل «لوزان») عضو سازمان ملل متحد شد، ولی حتی یک کلمه از این پروتکل را اجرا نکرد! (کتاب «یهود در قرآن، اسرائیل در فلسطین»، معصومه رامهرمزی، ص۱۷۷)

قوانین سازمان ملل، دولت اشغالگر را از کتک زدن، بازداشت کردن یا کشتن کودکان (افراد کمتر از ۱۸ سال) پرهیز می‌دهد. اما اسرائیل با قانون ساختگی «بازداشت اداری» که در هیچ دولت و نظام حقوقی وجود ندارد، کودکان را دستگیر می‌کند تا باعث وحشت و سرکوب دیگران فلسطینیان شود.

«اسرائیل شاهاک» (استاد یهودی اخراجی دانشگاه عبری «قدس») می‌گوید: «اسرائیل فلسطینیان را از سرزمین‌شان راند؛ طبیعی است این عرب مظلوم به هر شکل ممکن مبارزه کند تا حق خود را بگیرد. خصوصاً که اسرائیل، مقررات کنوانسیون ژنو را دربارهٔ اسرای جنگی و ساکنان سرزمین اشغالی به راحتی زیر پا می‌گذارد.».

 

آیا انسانی و عاقلانه است چنین اشراری را بی‌گناه تلقی کنیم؟ که نه فقط برای فلسطین و مسلمانان، که برای تمام غیریهودیان دنیا و حتی برای یهودیان مخالف خود خطرناکند.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 339
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 12 آذر 1402

حملات نظامی آمریکا در آمریکای لاتین
تاریخ توسعه آمریکا نیز داستان مقاومت خونین و اشک‌بار مقاومت آمریکای لاتین است.
ایالات­‌متحده آمریکا پس از شکل‌گیری که با بیرون کردن سرخپوست‌های آمریکای شمالی از قلمروشان همراه بود یک سیاست گسترش در مقابل مکزیک، همسایه جنوبی خود اتخاذ کرد. آمریکا در جنگ نیمی از قلمرو مکزیک از جمله تمامی یا بخش‌هایی از ایالات امروزی کالیفرنیا، نوادا، یوتا، نیومکزیکو، تکزاس، آریزونا، کلرادو و وایومینگ را تصرف کرد.
مکزیک برخی از منابع چشمگیر معدنی خود را از دست داد که این مساله بر توسعه اقتصادی این کشور نیز تاثیر بسزایی گذاشت. در اواخر قرن نوزدهم آمریکا یک حمله دیگر انجام داده و در جنگ اسپانیا - آمریکا، پورتوریکو را در دریای کارائیب تصرف نمود و کوبا را نیز اشغال کرد.
در اوایل قرن بیستم تجاوزهای مکرر آمریکا در آمریکای لاتین رفته رفته کشورهای این منطقه را تحت نفوذ آمریکا قرار داد. در ۱۹۰۳ ایالات‌­متحده با اجبار و زور، بندر کوبا در دریای کارائیب یعنی گوانتانامو را اجاره نمود و آن را به نخستین پایگاه نظامی خود در خارج از خاک این کشور تبدیل کرد.افزون بر اینکه تا امروز، واشنگتن از پس دادن این بندر به کوبا خودداری کرده است.
در ۱۹۱۵، آمریکا به بهانه محافظت از «جوامع دور از وطن» در برابر ناآرامی‌های محلی، نیروهایش را برای اشغال «هائیتی» اعزام کرده و تا سال ۱۹۳۴ از آن خارج نشد.
جمهوری دومینیکن نیز از ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۴ تحت اشغال آمریکا بود. آمریکا این کار را برای جمع‌آوری بدهی‌های دولت‌های این کشور انجام داد.
واشنگتن در سال ۱۹۶۵ نیز بار دیگر و در پی سرنگونی دولت تحت حمایت آمریکا در جمهوری دومینیکن با جنگ داخلی، به این جزیره حمله کرد و ۴۰ هزار تن از نیروهایش را به بهانه «احیای نظم» به آنجا اعزام  کرد.
همچنین، در ۱۹۸۹ نیروهای ویژه‌اش را تحت پوشش «حفاظت از جان و مال شهروندان آمریکا» برای حمله به پاناما اعزام کرد و با سرنگونی حکومت نظامی در آنجا، تلاش کرد کنترل دائمی کانال پاناما را به دست گیرد.

دکترین مونرو از کجا آغاز شد؟

«دکترین مونرو» مجوز جنایات آمریکا در آمریکای لاتین

اصول دوگانه سیاست خارجه آمریکا در پیام مونرو، رئیس­‌جمهور آمریکا در سال ۱۸۲۳ به کنگره اعلام شد. این دو اصل بر تشکیل مستعمرات جدید و دخالت سیاسی دولت‌های اروپایی در قاره آمریکا تاکید دارد.

اعلام دکترین به سبب دو مسأله بود، یکی آن‌که دولت روسیه کشتی‌های غیر روسی را از رفت وآمد در کرانه‌های شمال غربی آمریکای شمالی باز داشته بود (در آن زمان روسیه آلاسکا را در دست داشت) و دیگری ترس از اتحاد دولت‌های اروپایی(پروس، اتریش و روسیه) که ممکن بود به کمک اسپانیا بشتابند و کشورهای تازه آزاد شده آمریکای لاتین را بار دیگر زیر فرمان خود درآورند.
زمانی که اروپاییان در رقابت‌های استعماری خود در حال جنگ‌های خونین بودند و انقلاب‌های درونی آن‌ها برای برقراری حکومت‌های مدرن‌تر و دموکرات‌تر به اوج خود می‌رسید، ایالات­‌متحده آمریکا فضا را به خوبی درک کرد و خود را از مخاصمات اروپایی دور نگه داشت و هم‌چنین مناطق نفوذ خود را در قاره آمریکا (آمریکای لاتین) مشخص نمود که این امر باعث شد انرژی خود را متمرکزتر برای افزایش قدرت و ثروت در اختیار داشته و کم‌ترین صدمه را دریافت کند.
آمریکا تاکنون در توجیه کارهای خود در دریای کارائیب (از جمله در مسأله کوبا)، از این دکترین یاد کرده است.

غارت و تحریم­‌های بی‌رحمانه‌ آمریکا

واشنگتن تعرفه‌­ها و تحریم‌­های تبعیض‌­آمیز را بر کشورهای آمریکای لاتین اعمال کرده و می­‌کند و توسعه اقتصادی آنها را بیشتر محدود می­‌نماید.
ونزوئلا  از سال ۲۰۱۵ تاکنون بیش از ۴۳۰ تحریم از سوی آمریکا و متحدانش دریافت کرده و اقتصاد این کشور بیش از ۱۳۰ میلیارد دلار آسیب دیده است.

تا سال ۱۹۳۰، کنترل تقریباً ۱.۴ میلیون هکتار از زمین‌های کاستاریکا، گواتمالا، هندوراس و پاناما و همچنین بیش از ۲۴۰۰ کیلومتر از راه‌آهن و گمرک، مخابرات و دیگر خدمات اساسی این کشورها در اختیار شرکت آمریکایی «یونایتد فروت» قرار داشت.
در سال ۱۹۴۷، شرکت­‌های آمریکایی به تنهایی ۳۸ درصد از هندوراس، ۲۲.۷ درصد از گواتمالا، ۱۶.۵ درصد از کاستاریکا و ۱۲.۳ درصد از پاناما را تشکیل می­‌دادند. این کشورها که توسط ایالات‌­متحده استثمار و غارت شده‌­اند، به اقتصاددانان عقب­‌مانده آمریکا به عنوان تامین­‌کننده مواد خام و زباله برای کالاهای اساسی آمریکا تبدیل شده‌اند.
علاوه بر این، واشنگتن تعرفه­‌ها و تحریم­‌های تبعیض‌آمیز را بر کشورهای آمریکای لاتین اعمال کرده و می‌­کند و توسعه اقتصادی آنها را بیشتر محدود می‌­نماید.
در سال ۱۹۶۲، آمریکا تحریم­‌های تجاری را علیه کوبا اعمال کرد که منجر به محاصره «جزیره» گشت و تا اواسط سال ۲۰۲۱، خسارت اقتصادی حدود ۱۵۰ هزار میلیون دلار به کوبا وارد شد.« برونو رودریگز» وزیر امور خارجه کوبا گفت: «این محاصره اقتصاد ما را خفه کرده، باعث کمبود کالا شده و توسعه کشورمان را با مشکل مواجه نموده است.
ونزوئلا همچنین از سال ۲۰۱۵ تاکنون بیش از ۴۳۰ تحریم از سوی آمریکا و متحدانش دریافت کرده و اقتصاد این کشور بیش از ۱۳۰ میلیارد دلار آسیب دیده است. تحریم­‌ها درآمد ونزوئلا را تا ۹۹ درصد کاهش داده و تأثیرات منفی بر همه حوزه­‌های اقتصادی و اجتماعی گذاشته است.
 

«دکترین مونرو» مجوز جنایات آمریکا در آمریکای لاتین

آمریکای لاتین در سایه دکترین مونرو

با ورود به قرن بیست و یکم، در حالی که کشورهای آمریکای لاتین از بحران‌­های مکرر سیاسی و اقتصادی بهبود می­‌یابند، روابط آنها با واشنگتن به تدریج بحث­‌برانگیز می‌­شود.
۳۳ کشور این منطقه در سال ۲۰۱۱ «جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب» را تاسیس کردند؛ نخستین سازمان منطقه‌ای در قاره آمریکا که قید عضویت ایالات‌­متحده و کانادا را زد.
آمریکا در مواجهه با افول مداوم نفوذ خود، وادار به بازنگری در سیاست‌های خود در قبال آمریکای لاتین شد.
«جان کری»وزیر امور خارجه وقت آمریکا در سال ۲۰۱۳ در مقر «سازمان کشورهای آمریکایی» گفت که دوره دکترین مونرو به سر آمده و از طلوع دوره‌ای جدید خبر داد که «منافع و ارزش‌های مشترک» آمریکا و دیگر کشورهای این منطقه مشخصه برجسته آن است.
ردپای واشنگتن در همه کودتای نظامی ۲۰۰۹ در هندوراس، برکناری «فرناندو لوگو» از پاراگوئه در ۲۰۱۲ و «دیلما روسف» از برزیل در ۲۰۱۶، استعفای اجباری «اوو مورالس» در بولیوی در ۲۰۱۹ و بحران سیاسی جاری در ونزوئلا مشاهده می‌شود.
«برنی سندرز» نماینده دموکرات مجلس سنای آمریکا در ماه فوریه اذعان کرد که ایالات­‌متحده دولت‌های آمریکای لاتین و حوزه کارائیب را تضعیف یا سرنگون کرده است.
به گفته سندرز در ۲۰۰ سال گذشته انگلیس تحت دکترین مونرو فعالیت کرده و این پیش‌فرض را اتخاذ کرده است که آمریکا، به عنوان قدرت برتر در نیم‌کره غربی این حق را دارد تا در امور هر کشوری که ممکن است منافع ادعایی ما را تهدید نماید، مداخله کند.
این سیاستمدار انگلیسی تاکید کرد: تحت این دکترین، ما دست‌کم ده‌ها دولت را تضعیف و سرنگون کرده‌ایم.

 

«دکترین مونرو» مجوز جنایات آمریکا در آمریکای لاتین


در سال ۲۰۲۰ آمریکا «مائوریچیو کلاور-کارون» را که رویکردی تندخو و جنگ‌طلب دارد، به ریاست «بانک توسعه بین آمریکایی» برگزیده و سنت دیرینه انتصاب رئیس این پست از میان افرادی با ملیت آمریکای لاتین را زیر پا گذاشت. واشنگتن این کار را برای اعمال فشار دیپلماتیک بیشتر بر کشورهایی  مانند ونزوئلا انجام داد.
با آغاز همه‌گیری کرونا، آمریکا - که در آن زمان کانون جهانی همه‌گیری بود - به سرعت تعداد نامشخص و ثبت‌نشده‌ای از مهاجران آمریکای لاتین را بدون رعایت تدابیر حفاظتی دیپورت کرده و خطر شیوع بیماری در کشورهایی با نظام بهداشت ضعیف‌تر را افزایش داد.
مهمتر اینکه ایالات‌­متحده در واکنش به درخواست کمک منطقی کشورهای آمریکای لاتین برای مدیریت همه‌گیری، تصمیم به نادیده گرفتن آن‌ها و حتی قطع همکاری‌ با کشورهایی خارج از این منطقه گرفت و با ادعای دروغین «تله بدهی» یا «استعمارنو»، یک موضوع مربوط به سلامت را سیاسی کرده و آن‌ها را وادار کرد تا موضعی اتخاذ کنند که علیه توسعه‌شان بود.
«میگل دیاز-کانل» رئیس‌جمهوری کوبا در این زمینه تاکید کرده است: آمریکا نمی‌تواند درک کند که آمریکای لاتین و حوزه کارائیب تغییر کرده‌اند و دکترین مونرو نمی‌تواند دوباره اعمال شود.


:: بازدید از این مطلب : 331
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 7 آذر 1402

انتشار بخش‌هایی از گفت‌وگوی نرگس محمدی، زندانی امنیتی با آنجلینا جولی، بازیگر هالیوودی باعث شده تا یک بار دیگر نسبت به ادعاهای براندازان درباره وضعیت زندانیان در ایران شبهات جدی به وجود بیاید. تا پیش از این گفتگو برخی از نزدیکان نرگس محمدی ادعا می‌کردند که او در یکی از بندهای زندان اوین روی به احتضار است و حتی رسیدن دارو نیز به او ممنوع شده است، اما مصاحبه برنده جایزه صهیونیستی نوبل با بازیگر آمریکایی تمامی این شایعات را زیر سوال برده تا جایی که برخی از رسانه‌های ضدانقلاب خبر دادند که نرگس محمدی نه تنها در زندان اوین وضعیت خوبی دارد، بلکه دسترسی به تلفن ماهواره‌ای نیز داشته است!

جالب توجه آنکه در این ماجرا ضدانقلاب به عنوان منتقد جدی وارد میدان شده و نسبت به اینکه نرگس محمدی دروغ‌پراکنی کرده واکنش نشان داده‌اند! نرگس محمدی در طی دوران محکومیت عنوان کرده است که امکان دسترسی به تلفن نداشته و نمی‌تواند با فرزندانش گفتگو کند؛ پس از انتشار مصاحبه با آنجلیناجولی براندازان می‌گویند چگونه ممکن است فردی بتواند از طریق تلفن زندان با آمریکا تماس رفته اما از داشتن ارتباط با خانواده‌اش محروم باشد.

یاسمین اعتماد امینی همسر رضا ربع پهلوی نوشته است که با وجود این مصاحبه نمی‌تواند ادعاهای نرگس محمدی در مورد اجازه صحبت ندادن او با فرزندانش را باور کند. او این سوال را مطرح کرده که چگونه به یک زندانی سیاسی اجازه صحبت با آنجلینا جولی داده می‌شود، اما او نمی‌تواند اجازه گفتگو با پسرش را بگیرد. این موضوع برای بسیاری از ما یک معماست! چندی قبل در یک اقدام سیاسی و با تکیه بر لابی مشترک شیرین عبادی و منافقین، جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی داده شد. آن زمان پسرش علی به رسانه‌ها گفته بود که او و خواهرش دو سال است که نتوانسته‌اند با مادرشان تلفنی صحبت کنند.

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

مجتبی واحدی، سردبیر سابق روزنامه آفتاب یزد و از مشاور رسانه‌ای مهدی کروب در فتنه ۸۸ که این روزها ساکن آمریکاست، در یک برنامه لایو به نرگس محمدی حمله کرده و با بیان اینکه نرگس محمدی با این مصاحبه شایسته کارت قرمز است، می‌گوید: چرا باید هزینه‌ای در این حوزه بدهیم؛ در مصاحبه‌ای که دوزار حرف حساب در آن وجود ندارد. او ادامه می‌دهد که اینجا در امریکا وقتی یک امریکایی مصاحبه نرگس محمدی با آنجلینا جولی را کنار حرف‌های ما از مشکلات زندان می‌گذارد به این نتیجه می‌رسد که ما دروغ می‌گوییم. واحدی گفته است که سال ۷۹ برخی از عناصر ضدانقلاب ادعا کرده بودند که می‌خواهند به‌خاطر بی‌عرضگی خاتمی و بسته بودن فضای سیاسی در کشور اعتصاب غذا کنند؛ اما پشت دیوار محل تجمع ساندویچ می‌خوردند!

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

دروغ‌گو کم حافظه است!

از قدیم گفته‌اند که دروغگو کم حافظه است؛ نرگس محمدی که تصور می‌کرد با گفتگو با یک بازیگر هالیوودی در فضای رسانه‌ای دوباره مطرح شده و می‌تواند با گرفتن مواضغ ضدایرانی پیش چشم آمریکایی‌ها بدرخشد این‌بار یادش رفته که پیش از این گفته که حق ارتباط با خارج از زندان را ندارد و برای همین در دام ضدانقلاب افتاده است. انتشار گفت‌وگوی نرگس محمدی با آنجلینا جولی در نشریه تایم، همچنین موجی از انتقاد در فضای مجازی از سوی براندازان را موجب شد.

یکی از فعالان شبکه تروریستی اینترنشنال می‌نویسد: نرگس محمدی در داخل زندان با آنجلینا جولی صحبت می‌کند، اما با فرزندان خود صحبت نمی‌کند؟ چگونه است که طی سال‌های اخیر مدام می‌گویند او از حق صحبت با فرزندان خود محروم است و خانواده‌اش تأیید می‌کنند، اما خانم محمدی مدام بیانیه می‌دهد و گفتگو می‌کند؟ مردم احمق نیستند، شما بی‌شرف هستید!

یک کاربر فضای مجازی نیز نوشته است که گفت‌وگوی تلفنی میان نرگس محمدی و آنجلینا جولی حاوی این پیام برای غرب است، که وضعیت حقوق زندانیان در جمهوری اسلامی آن‌قدر هم بد نیست. اینگونه محمدی و جولی به نظام خدمت نمودند!

در مورد ارتباط تلفنی نرگس محمدی با خارج از کشور یک مقام مطلع به «مشرق» گفته است که ایشان از طریق خانواده و با واسطه توانسته است با بازیگر آمریکایی از درون زندان ارتباط بگیرد، این ماجرا به خوبی نشان می‌دهد که تمام داستان‌سرایی‌های پیشین درباره قطع ارتباط خانم محمدی با بیرون از زندان کذب بوده است.

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

سکوتم از رضایت نیست!

نرگس محمدی تا پیش از گفتگو با آنجلینا جولی سکوت کرده بود، از او مدت‌ها انتقاد می‌شد که به عنوان برنده جایزه صلح نوبل حاضر نیست برای یک‌بار هم که شده جنایت صهیونیست‌ها در غزه را محکوم کند، او یک روز قبل از عملیات، جایزه صلح نوبل ۲۰۲۳ را دریافت کرده بود. سکوت نرگس محمدی درباره نسل‌کشی صهیونیست‌ها در غزه تا روز درگذشت آرمیتا گرواند ادامه پیدا کرد ... پیش از آن، یک خبرنگار در توئیتر نوشته بود که وقتی درباره سکوت نرگس محمدی در مورد نسل‌کشی غزه، به‌عنوان برنده جایزه صلح نوبل و کسی که مسئولیت جهانی بر دوش دارد پرسیده بودیم، گفتند تلفن زندان قطع است. اما پس از سه هفته سکوت، در مورد آرمیتا، بیانیه داده است، پس از انتشار این پیام فشار کاربران مختلف بر نرگس محمدی بابت عدم اعلام موضع خود درباره جنگ فلسطین و رژیم صهیونیستی افزایش پیدا کرد و نهایتاً او را ناچار کرد در یک پیامی مبهم واکنش نشان داده و خود را در این موضوع بی‌طرف اعلام کند!

یکی از نکات جالب درباره گفتگوی محمدی با آنجلینا جولی جایی است که در بخشی از این مصاحبه نرگس محمدی با عنوان «ریاضیدان و فیزیکدان که عاشق آواز خواندن و کوهنوردی است» معرفی شده است، فیزیکدان خواندن نرگس محمدی در این مصاحبه انتقادهای زیادی را در شبکه‌های اجتماعی درپی داشته است. یک روزنامه‌نگار سلطنت‌طلب در توئیتر نوشت: تا جایی که می‌دانیم نرگس محمدی لیسانس فیزیک کاربردی از دانشگاه قزوین دارد؛ و گویا به همین علت «فیزیکدان» خوانده شده!» یک روزنامه‌نگار دیگر نوشت: «ما گشتیم مقاله‌ای از نرگس محمدی درباره فیزیک و ریاضی پیدا نکردیم.»

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

 

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

در بخشی از این مصاحبه، نرگس محمدی به یکی از اقوام خود اشاره کرده است که قابل تامل است؛ اشاره او به جعفر کلانتری سلطانیه، از اعضای منافقین بوده که در سال ۶۰ اعدام شده است. محمدی در این گفتگو این گروهک تروریستی را یک گروه سیاسی خوانده که به دلیل مخالفت سیاسی اعضایش اعدام شده‌اند.

ماجرای نرگس محمدی و برملا شدن دروغی دیگر از ضدانقلاب باعث شد تا بار دیگر معاندین به جان هم افتاده و دست به افشاگری علیه یکدیگر بزنند و قعالیت سیاسی خود را کاسبی بخوانند! مجری شبکه منوتو نوشته است که مدت‌هاست می‌خواستم درباره فعالین حقوق مدنی و زنان و بشر و غیره بنویسم و بگم که خود من به‌شخصه از اینکه از تعدادی از آن‌ها حمایت کردم پشیمان نیستم اما دلشکسته‌ام!

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

پیشتر هم انتشار تصاویر نرگس محمدی پس از اعتصاب غذای او که نشان دهنده اضافه وزن او نسبت به قبل بازداشت بود، باعث طعنه‌هایی به او درباره صدق ادعای او در انجام اعتصاب غذا بود. سال گذشته هم بعد از عفو عمومی بازداشتی‌های آشوب‌های پاییز ۱۴۰۱ و آزادی دختری که سی‌ان‌ان مدعی تجاوز به او در زندان شده بود، رنگ جدید موها، سرحال بودن و لاک و کاشت ناخن‌ها دروغ دیگری را بر ملا کرد. موارد متعدد از این دست باعث شده که افکارعمومی ادعاهای ضدانقلاب و جاسوسان امنیتی درباره وضعیت نامناسب در زندان‌های جمهوری اسلامی را همواره با تردید جدی و نزدیک به تکذیب نگاه کنند.

 


:: بازدید از این مطلب : 367
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 6 آذر 1402

حسن روحانی با مشی لیبرالی و غربگرایانه، نزد افکار عمومی دارای محبوبیت سقوط کرده و کارنامه‌ای منفی است. این وضع طبعا می‌بایست اسباب شرمندگی و عذرخواهی از مردم و پاسخگویی در پیشگاه عدالت باشد اما متأسفانه این‌طور نیست! وی که در انتخابات خبرگان هم داوطلب شده، در جمعی گفته است: «... رسیدیم به سال ۹۸ و ۱۴۰۰ که دیدیم کاری کردند که شرکت‌کننده [در انتخابات] بسیار کم شد. ظاهراً بعد از ۹۸ فکر کردند که آب از سرشان گذشته و مهم نیست شرکت‌کننده کم باشد یا زیاد. کار خودشان را شدیدتر در ۱۴۰۰ انجام دادند. هدف آنها این است که اصلاح‌طلبان و اعتدالیون قهر کنند و همه کنار بروند و انتخابات را حتی با شرکت ۳۰‌ درصد هم که شده برگزار کنند.»

اظهارات روحانی در شرایطی است که در هر دو انتخابات ۹۸ و ۱۴۰۰ عناصر و رسانه‌های مدعی اصلاحات تصریح کردند که اصلاح‌طلبان به کارنامه خودشان باختند.

ما اصلاح‌طلبان نباید درباره انتخابات فرافکنی بکنیم

یک روزنامه اصلاح‌طلب اردیبهشت ۱۴۰۰ تأکید کرد: ما اصلاح‌طلبان نباید درباره انتخابات فرافکنی بکنیم، این زمین ساخته و پرداخته ما ظرف ۸ سال است.

سردبیر روزنامه حزبی‌ کارگزاران هم اسفند ۹۸ تصریح کرد: ما اصلاح‌طلبان نه به اصولگرایان بلکه به کارنامه خود می‌بازیم. یک مطلب دیگر اینکه، بهمن ۹۸ یک سایت همسو با اصلاح‌طلبان مطلبی نوشت که می‎‌تواند پاسخ دیگری به ادعاهای روحانی باشد؛ این پایگاه خبری خاطرنشان کرده بود: «با توجه به عملکرد حسن روحانی در دولت و اعضای فراکسیون امید در پارلمان دهم، آیا مردم حاضر بودند در انتخابات، آنها را به‌عنوان نماینده راهی مجلس یازدهم کنند؟... جریان اصلاحات نباید از پاسخگویی‌شانه خالی کنند. آنها الان در قدرت حضور دارند و در دولت و مجلس مسئولیت دارند و باید به مردم پاسخگو باشند... تمام آنهائی که به نام اصلاح‌طلبی به مجلس راه یافته‌اند باید پاسخگوی عملکرد خود باشند. مبادا آنها به بهانه شورای نگهبان، جا خالی بدهند.»

این مطلب نشان می‌دهد، مشکل از عملکرد مدعیان اصلاحات ـ اعتدال در دولت بوده نه موضوعی دیگر و روحانی مانند دیگر مواقع، در حال تحریف واقعیت و بی‌صداقتی است.

این نکته را هم باید گفت که کمترین میزان مشارکت انتخاباتی در دولت‌های خاتمی و روحانی اتفاق افتاده است.

یک عضو شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان هم اسفند ۹۸ تصریح کرده بود که با وضعیت سوءمدیریت دولت و فشار معیشتی بر مردم، کاهش مشارکت در انتخابات قابل پیش‌بینی بود.

علاوه‌بر این باید یادآور شد که انتخابات‌های اخیر هم مردم متفقاً به روحانی و خاتمی و مجموعا اصلاح‌طلبان برای رأی به نامزد آنها «نه» گفتند.

اما باید نگاهی دیگر هم به کارنامه سیاه روحانی و مدعیان اصلاحات در دولت وی که امروز در جایگاه طلبکار ظاهر شده‌اند، بیندازیم.

معیشت مردم را با برجام گروگان گرفتند و تباه کردند/ جان و زندگی مردم را هم با واکسن و FATF

اینها کسانی هستند که روزگار تباه و تلخ برجامی را به مردم تحمیل کردند و معیشت و جان مردم را به بهانه برجام و FATF گروگان گرفتند. توجه کنیم که مدعیان اصلاحات ۸ سال کشور را معطل برجام و اعتماد به غرب گذاشتند. شمار فوتی‌های کرونا تا روزی ۷۰۹ نفر افزایش یافته بود و مسئولین و حامیان دولت روحانی، عدم الحاق به FATF و تحریم را علت عدم واردات واکسن جا می‌زدند. معیشت مردم را با برجام گروگان گرفتند و تباه کردند، جان و زندگی مردم را هم با واکسن وFATF.

سیاست خارجی روحانی و مدعیان اصلاح‌طلبی مبتنی بر وادادگی، اعتماد و امید به دشمن بود. این طیف با تضمین اعلام کردنِ امضای کری و باهوش و مؤدب خواندن اوباما، ضعیف‌نمایی از ایران و اعتماد و امیدواری به دشمن، تحمیل سیاست تعلیق و انتظار به کشور و شرطی‌سازی اقتصاد، زیر توافقی بدون تضمین، با امتیازات نقد ایران و وعده‌های نسیه دشمن، فاقد خسارت در صورت نقض عهد دشمن و بدون جایگاه معتبر حقوقی برای شکایت در صورت بدعهدی طرف مقابل را امضا کرد که بی‌سوادترین آدم‌ها هم این‌گونه معامله نمی‌کنند. سپس کارشکنی و نقض پیمان توسط دشمن را توجیه و آمریکا و اروپا را گستاخ‌تر کرد. نتیجه آن شد که اروپا و آمریکا به راحتی تعهدات‌شان را زیر پا می‌گذاشتند و با تضمینی که روحانی به موگرینی مبنی بر پایبندی ایران به برجام حتی در صورت خروج آمریکا از توافق هسته‌ای داد، آمریکا زیر توافق زد. تحریم‌ها دو برابر شد و با سوءتدبیرهای عمدی رکوردهای تورمی جابه‌جا گردید. این طیف رفتاری نامعقول و ضد منافع ملی داشت که دشمن را تبرئه و افزایش اقتدار و توانایی‌های ایران را تخطئه می‌کرد.

آنها بی‌آنکه تضمین محکم و غیرقابل تغییری از حریف بگیرند، بسیاری از تعهدات خود را به صورت کاملا یکجانبه عملیاتی کردند. خروج بیش از ۱۲ هزار سانتریفیوژ از چرخه غنی‌سازی، توقف تحقیق و توسعه برای غنی‌سازی در فردو، بتن‌ریزی در قلب رآکتور اراک و خروج ۹۷۰۰ کیلوگرم از ده‌ هزار کیلوگرم اورانیوم غنی شده زیر ۵ درصد- که طی

۱۰ سال با تلاش دانشمندان هسته‌ای کشورمان به دست آورده بودیم- از کشور از جمله این اقدامات است. کیهان در آن ایام با دلایل کارشناسی و براساس مستندات متعدد تاکید کرد که با این رویکرد، در نهایت ضمن از دست رفتن توانایی‌های هسته‌ای کشورمان، تحریم‌ها پابرجا خواهد ماند.

عراقچی: آمریکا تقریبا هر روز تعهداتش در برجام را نقض می‌کند

ولی‌الله سیف، رئیس‌ بانک مرکزی وقت دستاورد برجام را تقریبا هیچ و عباس عراقچی، معاون ظریف و عضو تیم مذاکره‌کننده برجام دستاورد آن را نزدیک صفر خواندند.

برجامی که وزیر خارجه‌اش تحریم شد، اعتراف کرد بعد از ۲۰ ماه نمی‌تواند یک حساب بانکی در لندن افتتاح کند و در سفر به آلمان با مشکل عدم ارائه بنزین به هواپیمایش مواجه ‌شد و توافق یکطرفه‌ای که پس از انعقاد، آمریکا نامزد ویژه روحانی برای نمایندگی ایران در سازمان ملل را دیپورت ‌کرد و ویزا نداد.

عراقچی اسفند ۱۳۹۶ دو ماه پیش از خروج آمریکا از برجام در ‌اندیشکده «چتم‌هاوس» لندن گفت: «ایران برجام را داستانی موفق نمی‌داند؛ چرا که ایران از آن بهره‌مند نشده و تحریم‌ها برداشته نشده است. دلیل آن ساده است، آمریکا تقریبا هر روز تعهداتش در برجام را نقض می‌کند.»

ظریف: درباره آمریکا اشتباه می‌کردم نتایج برجام روی هواست

ظریف نیز شهریور ۹۷ در مصاحبه با شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان و در پاسخ به این سؤال خبرنگار که «اگر شما احساس می‌کردید آمریکا به تحریم‌ها اعتیاد دارد، چرا توافق را ادامه دادید؟» گفت: «این شاید یک ‌اشتباه بوده است اما مشکل این‌جا بود که احساس ما این بود ایالات متحده یاد گرفته که دست‌کم در مورد ایران، تحریم‌ها علی‌رغم ایجاد مشقت‌های اقتصادی، نتایج سیاسی مدنظر آنها را به بار نمی‌آورند و من فکر می‌کردم که آمریکایی‌ها این درس را یاد گرفته‌اند. متأسفانه،‌ اشتباه می‌کردم.»

وی همچنین آذر ۹۷ در نشست بین‌المللی دوحه گفته بود: «نتایج برجام روی هواست.»

روحانی و مدعیان اصلاحات ـ اعتدال با رویکرد خسارت‌بار خود حقوق ایران را به طور مطلق تضییع کردند. کشور را معطل بهانه‌جویی‌های دشمن گذاشتند و به آمریکا و اروپا جرأت تحریم‌ها و تهدیدهای بیشتر داده و تحریم‌ها را دو برابر کردند. در داخل نیز با سوءمدیریت عمدی، اثرگذاری تحریم‌ها را بیشتر و دقیق‌تر کردند. فرصت‌ها و زمینه‌های ۸ ساله رونق و شکوفایی اقتصاد کشور را سوزاندند و میراث فاجعه‌باری را برجای گذاشتند. آنها به جای به‌کارگیری و استفاده از مولفه‌های اقتدار ایران اسلامی در عرصه سیاست خارجی، در پی معامله بر سر عوامل قدرت ملی از جمله توان خیره‌کننده موشکی و نقش‌آفرینی منطقه‌ای ایران در قالب برجام‌های ۲ و ۳ بودند.

این یک فریب بزرگ است که با وجود طفره دولت بایدن از لغو تحریم‌ها و ارائه تضمین معتبر برای عدم تکرار عبرت برجام، روحانی ادعا می‌کند می‌شد دو سال قبل توافق کرد اما از داخل ایران نگذاشتند توافق شود! با اوصاف فوق، روشن است که روحانی و مدعیان اصلاحات در پی برآوردن خواست دشمن برای واگذاری توانمندی موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران بودند.

فضای رسانه‌های بین‌المللی به‌گونه‌ای باشد که نخبگان در ایران را به این تحلیل برساند که بدون برجام، اقتصاد ایران شکست خواهد خورد!

اکنون به این مطلب توجه کنید که چندی پیش هم مکاتبات یکی از افسران موساد (با اسم مستعار «لنی») با یکی از خبرنگاران رویترز (به نام «جان آیریش») فاش شد. در بخشی از توصیه‌های افسر موساد خطاب به خبرنگار این رسانه انگلیسی آمده بود: «جمهوری اسلامی ایران به مرحله‌ای رسیده که چه با برجام و چه بدون برجام، توانایی رسیدن به سوخت ۲۰ درصد و بالاتر از آن را هم دارد و این نشان می‌دهد تحریم‌ها و تأثیر آن بر اقتصاد ایران، کارایی قبلی خود را از دست داده‌ اما باید فضای رسانه‌های بین‌المللی به‌گونه‌ای باشد که نخبگان در ایران را به این تحلیل برساند که بدون برجام، اقتصاد ایران شکست خواهد خورد.»

شباهت بیانیه‌ها و تحلیل‌های مدعیان اصلاحات با توصیه افسر موساد اینک بیانیه‌ها و تحلیل‌های امروز و دیروز روحانی و مدعیان اصلاحات را به خاطرآورید که با توصیه افسر موساد چقدر شباهت دارد. چرا اینها دارند همسو با دشمن عمل می‌کنند؟ این سند را بگذارید کنار اظهارنظر سران رژیم صهیونیستی در سال ۸۸ که افراطیون مدعی اصلاحات را «سرمایه‌های اسرائیل در ایران» نامیده بودند یا شیمون پرز که اعلام کرده بود اصلاح‌طلبان به نمایندگی از اسرائیل با جمهوری اسلامی می‌جنگند.

چرا اندیشکده آمریکائی کاتو تقویت این جریان در داخل ایران را شدیدا به دولت آمریکا توصیه می‌کند؟

مدعیان اصلاحات هم سبب تحریم خارجی بیشتر شدند هم عامل تحریم داخلی

باید یادآور شویم که مدعیان اصلاحات در فتنه ۸۸ از آمریکا خواستند علیه ایران دست به تحریم‌های فلج‌کننده بزند و در دولت روحانی نیز با ناچار نشان دادن ایران از توافق و درمانده جا زدن کشور از تحریم و سوءمدیریت و ترک‌فعل گسترده، آمریکا را به تحریم بیشتر تشویق کردند. هم سبب تحریم خارجی بیشتر شدند، هم عامل تحریم داخلی.

بالاترین رکوردهای منفی پولی و مالی و بانکی میراث مدیریت روحانی و مدعیان اصلاحات

در عرصه اقتصاد، رویه روحانی و مدعیان اصلاحات، شرطی‌سازی و معطل گذاشتن ظرفیت‌های رشد و رونق اقتصادی پای خسارت محض برجام بود که بالاترین رکوردهای منفی پولی و مالی و بانکی را رقم زد. آنها ۸ سال با گره زدن حیات و ممات کشور به رفع تحریم، ناامیدی را به جامعه تزریق کردند و فرصت‌ها را هدر دادند. کشور را دچار عقبگرد ساختند و نفس پیشران‌های اقتصادی را گرفتند.

آنها کارنامه‌ای انباشته از سوءمدیریت دارند. ۸ برابر کردن نقدینگی (انفجار نقدینگی)، هزینه بیش از ۶۰ میلیارد دلار از ذخایر ارزی، ۱۴ برابر کردن بدهی‌های دولت به بانک مرکزی، بر جای گذاشتن تعهدات مالی ۵۳۵ هزار میلیارد تومانی و تورم ۶۰ درصد، بدهی ۱۵۰۰ هزار میلیاردی، کسری ۴۸۰ هزار میلیاردی، شکستن رکورد تورم در تاریخ چند ده‌ساله کشور، افزایش ضریب جینی (شکاف طبقاتی) از رقم کاهشی شده ۳۶۵ در سال ۹۲ به رقم ۴۰۹ در سال ۹۷، نابودی ۱۸ میلیارد دلار و ۶۰ تن طلا از ذخایر استراتژیک، واگذاری پرفساد نیشکر هفت‌تپه، ماشین‌سازی تبریز، هپکو اراک، آلومینیوم المهدی و پالایشگاه کرمانشاه، تعطیلی شمار زیادی واحدهای تولیدی، ناترازی سنگین در تامین گاز و برق و آب، منفی بودن خزانه، انتشار ۲۰۰ هزار میلیارد تومان پول بی‌پشتوانه از میراث‌های تلخ مدیریت روحانی و مدعیان اصلاحات است.

شایان ذکر است، مابه‌التفاوت حداقل ۲۱ هزار تومانی قیمت ۴۲۰۰ تومان با قیمت ارز در بازار آزاد، یارانه‌ای معادل رقم کلان ۱۲۶۰ هزار میلیارد تومان است که به جیب رانت‌خواران رفت و تورم فزاینده آن برای مردم ماند. این طیف رانتی بی‌سابقه برای رانت‌خواران ایجاد کرد.

علاوه‌بر این، بر اساس آمار وزارت نیرو، ‌از ابتدای سال ۱۳۹۲ تا پایان سال ۱۳۹۹ ظرفیت اسمی تولید برق کشور فقط ۲۳ درصد افزایش یافت که در بین دولت‌های پس از انقلاب، به‌نوعی بدترین عملکرد محسوب می‌شود و رنج خاموشی‌ها را به مردم تحمیل کرد.

در حوزه مسکن، روحانی سال ۹۲ گفته بود «برای رفع گرانی مسکن، برنامه کوتاه مدت و بلندمدت دارم» اما با وزیری ناکارآمد که مسکن مهر را مزخرف خواند، کارنامه فاجعه‌باری را بر جای گذاشت و تورم بالای ۶۰۰ درصد را در این حوزه به ثبت رساند.

همچنین لازم به ذکر است که معطل گذاشتن کشور و تعلیق توانمندی‌های ملی پای اعتماد به غرب و بهانه‌جویی‌های دشمن، خیانت به نظام اسلامی و تلاش برای براندازی و همکاری گسترده با دشمن در فتنه‌های ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱، التهاب‌افکنی در اقتصاد و بازار با مطالب غیرواقعی و شایعه‌پردازی، شش پله پسرفت در رتبه‌بندی اقتصادی جهان، رکود تورمی بی‌سابقه، تحمیل تورم‌های ۷۰۰ تا ۱۰۰ درصدی در بسیاری از اقلام، تحمیل رکود و تورم به اقتصاد از جمله در بخش‌های پیشرانی مثل مسکن و خودرو و کشاورزی و...، وابسته‌تر کردن اقتصاد به درآمد نفتی، حذف سهمیه‌بندی بنزین و وارد کردن خسارت ۱۴۴ هزار میلیارد تومانی به اقتصاد کشور، به تعطیلی کشاندن صدها کارخانه، فراهم آوردن مقدمات فتنه‌هایی مانند ماجرای بنزین و بورس، اصرار بر تحمیل رکود به بخش مسکن به مدت حداقل پنج سال، کوتاهی در اصلاح نظام بانکی تورم‌ساز، فساد ده‌ها هزار میلیارد تومانی در واگذاری برخی شرکت‌ها و کارخانه‌ها، دپو شدن میلیون‌ها تن کالای اساسی در گمرکات و بنادر، حقوق‌های نجومی، کاهش شرکای تجاری ایران، کوتاهی در حمایت از تولید و صادرات، اتخاذ سیاست‌های ضدشفافیت و مسبب قاچاق (حذف کارت سوخت، ایران‌کد، شبنم و...)، کوتاهی در تأمین و اخذ مالیات از فعالیت‌های غیرمولد و اقشار پردرآمد و پرمصرف، دو برابر شدن تحریم، بر باد دادن فرصت‌های گشایش اقتصادی و... نیز از جمله همان خیانت‌ها و فجایعی است که مدعیان اصلاحات ـ اعتدال به کشور تحمیل کردند و به جای طلبکاری باید در پیشگاه عدالت پاسخگو باشند.

حمله مدعیان اصلاحات به امنیت روانی جامعه

مدعیان اصلاحات با این کارنامه سیاه، امروز دستاوردها و رویدادهای امیدآفرین را سانسور و در مقابل اخبار دروغ پمپاژ می‌کنند. آنها ناجوانمردانه خود را روی دور تند خیانت و یاس‌آفرینی رها کرده و با این خط آلوده امنیت روانی جامعه را به بازی گرفته‌اند.

افزون بر این، یادآور می‌شود که مدعیان اصلاحات به‌عنوان شبکه نیابتی دشمن در داخل روزانه مطالب متعددی شامل تحریف و وارونه‌نمایی واقعیات، تبرئه و توجیه سیاست‌های ضدایرانی آمریکا و اروپا، تخطئه مواضع نظام در برابر زورگویی غرب، تشکیک در مبانی اسلام و انقلاب، دروغ‌پراکنی و تشویش اذهان و... منتشر می‌کنند و با همپوشانی با رسانه‌های معاند، مأیوس‌سازی، روایت‌سازی وارونه، انتشار اخبار دروغ و سانسور اخبار مثبت، کوچک‌نمایی نقاط پیشرفت و بزرگنمایی نقاط ضعف و القای بن‌بست و... در حال ایفای نقش در پروژه براندازی دشمن هستند.

با این حال، دولت مردمی با عبور از معضل برجام، تفکر و مدیریت جهادی و انقلابی، حرکت درون‌زا بر پایه توانمندی‌های ملی و سیاست خارجی فراگیر و چندجانبه، دروغ بزرگِ متوقف بودن کارها به برجام و FATF را برملا کرده، موفقیت‌های گسترده‌ای به دست آورده است و بر حقوق ملت ایستادگی می‌کند. دولت انقلابی بدون برجام و FATF و با وجود تحریم‌ها چتر دیپلماسی اقتصادی و سیاسی به‌ویژه در آسیا، اوراسیا و آمریکای لاتین را گسترش داده است؛ دامنه این سیاست خارجی فعال از عضویت در پیمان ‌شانگهای تا ارتقای روابط با همسایگان و توسعه تجارت خارجی را دربر می‌گیرد.

نشانه‌هایی از عمدی بودن بی‌تدبیری‌های مدعیان اصلاحات

وانگهی، نشانه‌هایی وجود دارد که مؤید عمدی بودن بی‌تدبیری‌های مدعیان اصلاحات است که معلوم می‌شود آنها برای ایجاد مانع در مسیر پیشرفت ایران حاضر شده‌اند با غرب همکاری کنند. نمونه‌هایی از این نشانه‌ها و اعترافات را مرور کنید:

سایت خبر آنلاین وابسته به دو مدیر ارشد رسانه‌ای و مطبوعاتی دولت قبل ۱۹ بهمن ۱۳۹۲؛ چند روز پس از ماجرای موهن توزیع سبد کالا در تحلیلی با عنوان «جایزه بهترین کارگردانی برای روحانی؛ در حاشیه چگونگی توزیع کالاهای اساسی» نوشت: «توزیع سبد کالا با شیوه‌ای که انجام شد، نه یک اتفاق بود و نه عملی که تبعات آن برای روحانی و مردانش غیرقابل پیش‌بینی باشد. او دقیقا همین اتفاق- ازدحام، دعوا و مرافعه و احیانا له شدن در زیر دست و پا- را پیش‌بینی می‌کرد و اصلا آن را برای پیشبرد استراتژی خارجی خود لازم داشت[!] روحانی به یک نمایش داخلی برای ارائه در جشنواره‌های خارجی نیازمند بود. نگاه کنیم به اظهارات اخیر وندی شرمن که گفته «شما در اخبار دیدید ایران اخیرا به طور قابل مشاهده‌ای غذا بین مردم فقیر جامعه توزیع کرده تا نشان دهد کاهش محدود تحریم‌ها، تاثیر مستقیم داشته.» این دقیقا همان نتیجه‌ای بوده که روحانی از توزیع سبد کالا داشته، اینکه تحریم‌ها روی مردم تاثیر مستقیم و انکارناپذیر داشته؛ اینکه اوضاع اقتصادی مردم نه تنها رو به راه نیست بلکه حاضرند برای چند عدد مرغ و چند کیلو برنج با یکدیگر درگیر شوند. درست است که روش توزیع سبد کالا چندان مناسب نبود، اما اگر با این نمایش بتوان جایزه اول بهترین اثر را در فستیوال سیاست جهانی به خود اختصاص داد، به تحقیر چند روزه‌ای که بازیگران آن شدند، می‌ارزید!»

چرا روحانی چهار روز قبل از گرانی بنزین آن‌گونه سخنرانی می‌کند؟

سردبیر نشریه حزب اتحاد ملت نیز در مطلبی نوشته بود: «چرا روحانی چهار روز قبل از گرانی بنزین، آن‌گونه سخنرانی می‌کند؟ کدام رئیس‌جمهور اعلام کرده بود که فلان ‌قدر کسری بودجه داریم؟ روحانی در یزد از کسری بودجه گفت و یک سری حملات هم به رئیسی انجام داد. همین روش را در کرمان به شکلی دیگر ادامه داد. مهم‌تر از اینها، اعلام کرد به توافقات پشت ‌پرده‌ پایبند است؛ همه اینها، یعنی می‌خواهد به هر قیمتی شده، دوباره مذاکره کند. این‌جا بود که قمار کرد. وقتی دید چیزی دستش ندارد، بنزین را گران کرد تا جامعه به شرایط اقتصادی واکنش نشان دهد؛ فشار از پایین اتفاق بیفتد تا در بالا چانه‌زنی کنند که مذاکره انجام شود. می‌گویند وزیر اطلاعات در جلسه دولت هشدار داده اگر بنزین را گران کنید، ‌جامعه به هم می‌ریزد و روحانی خندیده است. اینکه می‌گویند گران کردن بنزین، تصمیم غیرکارشناسی و اطلاع‌رسانی آن هم غلط بوده؛ اتفاقاً از نظر روحانی، هم کارشناسی بوده و هم نحوه اطلاع‌رسانی- در واقع اطلاع‌نرسانی- درست بوده، تا جامعه بیشتر عصبانی شود. روحانی قمار کرد تا ببیند نتیجه‌ چه می‌شود. اما به نظر من، مقام ‌رهبری هم پاسخ رئیس‌جمهور را دادند. ایشان، مسئولیت تصمیم گرانی بنزین را پذیرفتند... در ماجرای بنزین، روحانی قمار کرد و رهبری هم ایستاد.»

علاوه‌بر این، علی مطهری، نایب‌ رئیس ‌مجلس دهم گفته بود: «حوادث آبان ۹۸ که بیشتر ناشی از بی‌تدبیری دولت بود، این خیال را در سر تندروهای آمریکا پدید آورد که پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی کاهش یافته و وقت مناسبی برای ترور سردار سلیمانی است. قبل از آن، جرأت این کار را به خود نمی‌دادند. البته با تشییع پرشکوه پیکر آن عزیز، واقعیت را دریافتند.»

پاسخ‌های روحانی، نه مجلس را قانع نه ملت را راضی ساخت

همچنین، در بیانیه کارگزاران پس از قانع نشدن نمایندگان مجلس دهم از چهار پاسخ روحانی به پنج سؤال اقتصادی آمده بود: «پاسخ‌های روحانی، نه مجلس را قانع، نه ملت را راضی ساخت. دولت، فاقد استراتژی اقتصادی روشن است. اوج این سرگشتگی را می‌توان در سیاست ارزی دید که در بهار ۹۷ بستر ویژه‌خواری اخلالگران را فراهم ساخت. متأسفانه با وجود نقدها بر سازمان برنامه و بودجه، در دولت دوم روحانی اصلاحی صورت نگرفت. فقدان استراتژی، دولت را به مجمعی از بوروکرات‌های بی‌انگیزه بدل ساخته که دولت را نه به عنوان مغز متفکر توسعه ملی بلکه به یک اداره‌ کاغذی تقلیل می‌دهند.»

کشور باید به نقطه جوش می‌رسید و اگر آدمی مثل رئیسی یا قالیباف سر کار می‌آمد کار به نقطه جوش نمی‌رسید

مدیر شبکه فاسد آمدنیوز (مورد حمایت سرویس‌های جاسوسی) هم سال ۹۷ در گفت‌وگو با یکی از شبکه‌های ضدانقلاب می‌گوید: «ما در انتخابات تحلیل داشتیم. این جوری نبود که راه بیفتیم و بگوییم اصلاح‌طلبیم، یا عاشق روحانی هستیم. مجموعه ما، تحلیل امنیتی داشت. می‌خواهم بازش نکنم تا قضایای دیگر اتفاق بیفتد تا بنشینیم و مفصل‌تر با هم صحبت بکنیم. آیا اگر رئیسی یا قالیباف سر کار بود، این مشکلاتی که در کشور وجود دارد، الان بود؟ این تظاهراتی که ایجاد شد، آیا بود؟ ما بر اساس تحلیل امنیتی...(مجری: می‌شود این طور تعبیر کرد که شما خواستید روحانی بیاید، تضاد درونی حاکمیت و عدم تدبیر و مدیریت روحانی، سبب این بشود که مردم معترض شوند؟ تدبیر شما این بود؟) می‌شود این ‌جوری هم تعبیر کرد و یک سری سناریوها را کنارش گذاشت. با توجه به شرایط سیاسی داخلی و خارجی، ما به این نتیجه رسیدیم که باید برویم پشت سر یک فردی مثل روحانی. ما شیفته و دلباخته کسی نبودیم. من همین الان هم از کاری که آمدنیوز در انتخابات ۹۶ کرد، دفاع می‌کنم. چون ما با تحلیل این کار را کردیم. کشور باید به نقطه جوش می‌رسید و اگر آدمی مثل رئیسی یا قالیباف سر کار می‌آمد، کار به نقطه جوش نمی‌رسید. آن وقت روند چهل سال ادامه پیدا می‌کرد.»

ریچارد نفیو، معمار اصلی تحریم‌های فلج‌کننده نیز در کتاب «هنر تحریم‌ها»می نویسد: «وقتی یک کشور اعتراف می‌کند که مشکل تحریم دارد، تقریباً نیمی از کار انجام شده. اساساً این نوع اعتراف، دشواری‌های خاصی برای هر دولت دارد چراکه به دشمنانش نشان می‌دهد آسیب‌پذیری‌هایی که آنها دنبالش بودند، کاملاً نمود پیدا کرده ‌است.»

با این اوصاف، روشن است که دشمن در پی بی‌ثبات‌سازی، نرمال‌سازی و مهار ایران مقتدر است و شواهد فوق حاکی است طیف غربگرا در دولت روحانی با تحریفگری و اخلال در مدیریت کشور همین هدف را دنبال کرده است اما با این وجود، امروز مدعیان اصلاحات که رسوایی‌شان آشکار است، در جایگاه مدعی می‌نشینند و چنان طلبکارانه حرف می‌زنند که گویا کسی متوجه خیانت آنها به منافع ملی و مصالح کشور نشده است!

 
 
منبع: کیهان

:: بازدید از این مطلب : 305
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 1 آذر 1402
 
 

به جرات میتوان گفت در سالهای اخیر هرجا که آشوب و هرج و مرجی وجود داشته است؛ رد پای مردی با نام برنارد هنری لوی دیده میشود!

با نگاهی گذرا به عمق رخدادهای حساس منطقه به روشنی میتوان حضور برنارد را مشاهده کرد، از افغانستان گرفته تا سودان، از مصر گرفته تا تونس و لیبی، از بوسنی تا اوکراین و … او همه جا حضور دارد !

در اتاق شورشیان ضد معمر قذافی، در کنار احمد شاه مسعود، در کنار رهبر شورشیان سودان جنوبی و… در آخرین حضور مهم خود در منطقه در اقلیم کردستان عراق در روز همه پرسی و دیدار با خاندان بارزانی ها ..

در کردستان عراق پس از رفراندوم

برنارد هنری لوی، خود را یک یهودی پرافتخار معرفی می کند و جدای از بیش از چهل سال کار فکری و عملی که در کتاب های فراوان و مقالات پرشمار مطبوعاتی با موضوعاتی متنوع و به روز نمود یافته است، کارنامه وی را می توان با سه شاخصه اصلی مرور کرد:

۱- مخالفت همه جانبه با مظاهر سیاسی و فقهی اسلام
لوی که در سال ۲۰۱۰ از سوی نشریه اسرائیلی جروزالم پست، چهل و پنجمین چهره پرنفوذ یهودی دنیا معرفی شده و طرفدارانش مدعی هستند بزرگترین متفکر حال حاضر فرانسه است، در یکی از آخرین کتاب هایش یعنی «عصر تاریکی چپ: مقابله با بربریت جدید» نشان داده است که درباره اسلام گرایی چگونه می اندیشد.

“برنارد هنری لوی” یکی از یهودیان پرنفوذ ساکن فرانسه است که در پشت پرده بسیاری از جنگ‌های مختلف معاصر از جمله جنگ افغانستان، لیبی، بوسنی، قائله تجزیه کردستان و… قرار داشته است. وی از نظریه پردازان تئوری “بهار عربی” بوده و اسلام گرایی را تروریسم و بربریت جدید می‌خواند.

منتقدان کتاب بر این باورند که وی در این کتاب تروریسم، اسلام گرایی و ذهنیت عربی را با یکدیگر برابر دانسته است تا ادامه خشونت استعمارگرایانه را در خاورمیانه توجیه کند. به عبارت دیگر، لوی تلاش کرده، مقاومت مردمی در کشورهای تحت استعمار و نفوذ غرب را در خشونت خلاصه کند، آن را غیرعقلانی جلوه دهد و سرکوب آن را ضروری بداند.

لوی که حجاب زنان مسلمان را وسیله ای برای انسانیت زدایی از آنان معرفی کرده، اسلام ایده آل خود را اسلام حاکم در اقلیم کردستان عراق معرفی می کند.

۲- حمایت بی قید و شرط از رژیم اسرائیل
در سال ۱۹۶۷، برنارد هنری لوی نوزده ساله وقتی که از شروع جنگ میان اعراب و رژیم اسرائیل مطلع شد، به سرعت به سفارت این رژیم در پاریس رفت تا برای رفتن به جنگ اعلام آمادگی کند، ولی جنگ شش روزه کمتر از آن به طول انجامید که لوی فرصت رساندن خود به سرزمین های اشغالی را پیدا کند.

۴۳ سال بعد، لوی با اظهار اینکه «هیچ ارتشی را دموکراتیک تر از ارتش اسرائیل نمی شناسد»، نشان داد که همچنان تعهدی ناگسستنی به این رژیم دارد؛ تعهدی که از تصاویر فراوان ملاقاتش با مقامات ارشد این رژیم نیز نمایان است.

دیدار با شیمون پرز

 ۳- حضور ثابت در آشوب های خونبار جهان اسلام

لوی نخستین کتاب مشهورش را در سال ۱۹۷۳ و دو سال پس از تجزیه پاکستان به دو بخش پاکستان و بنگلادش، درباره ملی گرایی در بنگلادش نوشت و از آن روز تاکنون، نه تنها درباره آشوب های جهان اسلام نظر داده و عمل کرده، که در بسیاری از آنها نیز حاضر بوده است.

در میانه دهه آخر قرن بیستم، لوی در بوسنی حاضر بود، سپس از افغانستان سر درآورد و با عبدالرشید دوستم و احمد شاه مسعود دیدار کرد. در دوره تجزیه طلبی در جنوب سودان حاضر بود؛ در سال ۲۰۰۸ و همزمان با درگیری روسیه و گرجستان به حمایت از مهره غرب در گرجستان پرداخت؛ در سال ۲۰۱۱ و با شروع تحولات کشورهای عربی همنشین شورشیان لیبیایی در بنغازی شد و دوست قدیمی خود، نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور وقت فرانسه را متقاعد کرد، از دخالت نظامی در لیبی حمایت کند؛ در همین سال، مدتها برای توجیه دخالت نظامی در سوریه و ساقط کردن حکومت این کشور تلاش کرد؛ در سال های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ پیگیر اهداف مخالفان روسیه در اوکراین بود و در سال جاری میلادی، به فیلم سازی برای توجیه نقشه مورد علاقه خود یعنی تجزیه کشورهای منطقه پرداخته است.

همراه با شورشیان سودان جنوبی
 
دیدار با جان گارانگ رهبر شورشیان سودان جنوبی

 

برنارد لوی در جنگ لیبی

دیدار با احمد شاه مسعود
 
در بوسنی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
حضور برنارد لوی در جبهه باخموت
 

در کردستان عراق

در بامیان افغانستان


:: بازدید از این مطلب : 318
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 1 آذر 1402

زمستان سال گذشته و پس از اعلام قطعی شکست اغتشاشات در برخی محلات افشای جزئیات یک خیانت بزرگ از سوی برخی از عناصر ضدانقلاب در خارج از کشور باعث بهت بسیاری از ناظران سیاسی شد. در آن زمان خبر رسید که دو تن از اعضای شورای همبستگی(معروف به سیرک براندازی) باشرکت در کنفرانس امنیتی هلیفکس خواهان ایجاد منطقه پرواز ممنوع در استان کردستان شده‌اند، در آن زمان برخی گروهک‌های تروریستی کردی درمنطقه اقلیم کردستان عراق در پایگاه‌های موساد تحت آموزش قرار گرفته و به بهانه برخی اغتشاشات در آن سوی مرز سعی داشتند از فرصت استفاده کرده و به داخل ایران نفوذ کنند.

این وقایع باعث شده بود تا دو تن فعالان ضدانقلاب (مصی علینژاد و حامد اسماعیلیون) با شرکت در کنفرانس دیپلماتیک ناتو در کانادا (هلفیکس) خواهان منطقه پرواز ممنوع در بخشی از کشور و ایجاد فرصتی برای حمله نظامی به ایران شوند! مهدی حاجتی از عناصر بهایی در خارج از کشور در آن زمان فاش ساخت که هدف از اجرای طرح پرواز ممنوع در کردستان آن بود که این منطقه مانند بنغازی در لیبی به مرکز فرماندهی تجزیه‌طلبان تبدیل شود.

افشای جزئیات طرح حمله نظامی به ایران پس از طوفان‌الاقصی/ چه کسی پیشنهاد بمباران اماکن هسته‌ای را به ناتو داده است؟

سال ۱۳۸۹ نیروهای دولتی لیبی، شهر «اجدابیا»، آخرین شهر در مسیر منتهی به بنغازی را در کنترل گرفتند و در حال آماده سازی مقدمات محاصره کامل بنغازی بودند، دولت‌های غربی که پایان کار شورشیان را محتوم می دیدند، وارد عمل شدند و با صحنه گردانی آمریکا و انگلیس، قطعنامه ۱۹۷۳ را با عنوان «حفاظت از غیرنظامیان لیبی» را به تصویب رساندند که در جو سنگینی که علیه دولت قذافی در عرصه بین المللی ایجاد شده بود، و همچنین به واسطه این که قذافی به امید نزدیکی با آمریکا روابط خود را با چین و روسیه به حداقل کاسته بود، این دو قدرت جهانی هم آن را وتو نکردند.

بلافاصله بعد از تصویب این قطعنامه که ایجاد منطقه «پرواز ممنوع» در بنغازی را در ذیل خود داشت، نیروی هوایی ایالات متحده، با همکاری متحدان اروپایی (به ویژه فرانسوی ها) وارد درگیری نظامی مستقیم با دولت لیبی شدند.

در ۳۱ مارچ ۲۰۱۱، رویترز در خبری اختصاصی گزارش داد که باراک اوباما در فرمانی سرّی، مجوز انتقال سلاح به شورشیان لیبی را صادر کرده است. به گزارش رویترز، مقامات آمریکایی به این خبرگزاری گفتند باراک اوباما در این فرمان محرمانه، به سازمان سیا(مسوول عملیات مخفی ایالات متحده در خارج از مرزها) اجازه پشتیبانی نظامی مخفی از شورشیان مسلح لیبی را با هدف براندازی دولت سرهنگ قذافی داد.

در اغتشاشات پاییزی سال گذشته نیز ضدانقلاب در تدارک آن بود که با تبدیل یکی از شهرهای مناطق کردنشین (از جمله نقده و سقز) به بنغازی آن شهر را به بارانداز تروریست‌ها بدل کند!

در مهرماه سال گذشته خالد عزیزی دبیر کل گروهک تروریستی دموکرات کردستان در دیدار با مسئولان سازمان سیا برای اولین بار طرح پروازممنوع در کردستان ایران را اعلام می‌کند، در آن روزها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عملیات درخشان پاک‌سازی لانه تروریست‌ها در کردستان عراق را آغاز کرده بود.

افشای جزئیات طرح حمله نظامی به ایران پس از طوفان‌الاقصی/ چه کسی پیشنهاد بمباران اماکن هسته‌ای را به ناتو داده است؟

در کنفرانس هلیفکس علاوه بر حامد اسماعیلیون و مصی علینژاد افرادی چون جیسون رضاییان جاسوس هسته‌ای و نازنین افشین جم، نازنین بنیادی نیز حضور داشتند. ارائه این طرح خیانت انگیز به معنای ایجاد یک خط امتداد میان اغتشاشات و تجاوز خارجی از سوی ضدانقلاب بوده است، اختلافات درونی میان اپوزیسیون باعث شده است که این افشاگری بزرگ به بیرون رسوخ داده شود.

یکی از کاربران شبکه‌های اجتماعی نوشته است که دلیل عدم حمایت مردم ایران از فراخوان‌های سریالی در آشوب‌ها آن بود که وابستگی براندازان به نیروهای متجاوز خارجی مثل روز عیان شده بود!

بازگشت دوباره یک طرح شکست خورده روی میز ناتو

یک سال پس از شکست طرح تبدیل کردستان ایران به شهر بنغازی در لیبی بار دیگر مصی علی‌نژاد با شرکت در نشست امنیتی هلیفکس طرح حمله نظامی به ایران را روی میز ناتور قرار داده است، این عامل سازمان سیا در یکی از پنل‌های این نشست ایران را محرک اصلی در عملیات طوفان‌الاقصی خوانده است، علی‌نژاد در این نشست از حمله نظامی رژیم صهیونستی به تاسیسات ایران حمایت کرده و مدعی شده مردم ایران نیز از این اقدام حمایت خواهند کرد!

افشای جزئیات طرح حمله نظامی به ایران پس از طوفان‌الاقصی/ چه کسی پیشنهاد بمباران اماکن هسته‌ای را به ناتو داده است؟

افشای جزئیات طرح حمله نظامی به ایران پس از طوفان‌الاقصی/ چه کسی پیشنهاد بمباران اماکن هسته‌ای را به ناتو داده است؟

واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی به آخرین نسخه آمریکایی‌ها در ایران

لازم به ذکر است که مصی علینژاد از مدت‌ها پیش تحت کنترل دولت آمریکا بوده و بدون اجازه آن‌ها حق اظهار نظر سیاسی در هیچ موردی را ندارد، این مهره براندازی مدتی قبل اعتراف کرد گه پلیس فدرال از او خواسته خود را مخفی کند و حتی نام و نشانش را نیز عوض کند، علینژاد گفته بود که بدون اجازه دولت آمریکا حق حضور در هیچ جمعی را ندارد، به نظر می‌رسد سخنان مصی علینژاد در کنفرانس امنیتی ناتو با هماهنگی آمریکایی‌ها بیان شده باشد.

مصی‌علینژاد خواهان حمله نظامی ناتو به تاسیسات هسته‌ای ایران شد

نکته جالب توجه آنکه سال گذشته و در طی روزهایی که کنفرانس هلیفکس در حال برگزاری بود، کارزاری اینترنتی در توئیتر راه اندازی شده و هشتگ «Noflyzone۴Kurdistan_Iran» با درخواست منطقه پرواز ممنوع کردستان را مطرح شده بود، سکوی انتشار این هشتک استان کوچک نوا اسکوشیا در کانادا بود که نشان می‌داد طرح این خواسته به صورت سفارشی توسط ناتو در حال انتشار گسترده در شبکه‌های اجتماعی مختلف است.

است.

افشای جزئیات طرح حمله نظامی به ایران پس از طوفان‌الاقصی/ چه کسی پیشنهاد بمباران اماکن هسته‌ای را به ناتو داده است؟

در آن زمان علاوه بر راه افتادن هشتگ‌های سفارشی درباره حمله نظامی به ایران و ایجاد منطقه پرواز ممنوع روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی عجیب اما قابل توجه به بررسی گروهک‌های تروریستی در اطراف مرز ایران پرداخته بود؛ در آن گزارش به این موضوع اشاره شده بود که گروهک‌ تروریستی کومله و حزب دموکرات کردستان پس از اغتشاشات در ایران فعال شده‌ و برای ادامه فعالیت نیاز به حمایت کشورهای غربی دارند.

افشای جزئیات طرح حمله نظامی به ایران پس از طوفان‌الاقصی/ چه کسی پیشنهاد بمباران اماکن هسته‌ای را به ناتو داده است؟

این نقشه پیچیده برای ایجاد کانال‌های حمله به ایران با عملیات نقطه زنی سپاه پاسداران به ایستگاه پایانی رسید؛ در این سلسه عملیات‌های تاکتیکی اگرچه سپاه تروریست‌ها را هدف قرار داده است؛ اما پیامی بلند و با برد بالا برای دشمنان و مزدوران وابسته به آن‌ها در سراسر منطقه ارسال کرد، استراتژی عبری و غربی برای تجمیع تروریست‌ها در بیرون و انتقال آن‌ها به درون و نیز ایجاد منافذ حمله هوایی به حریم ایران همواره راهبردی شکست‌خورده است؛ همکاری‌های پنهان اطلاعاتی، امنیتی، تسلیحاتی و طرح‌های مشترک سیاسی جهت مقابله با هژمونی جمهوری اسلامی ایران با افزایش فشار از درون (اغتشاش) و بیرون (ترور) رو به بن‌بست است و جمهوری اسلامی ایران بدون تعارف‌های دیپلماتیک با تروریست‌ها و عوامل مخل امنیت ملی برخورد کرده و خارج از مرزهایش ضربه پیش‌دستانه می‌زند.

مصی علینژاد سال گذشته برای توجه غربی ها جهت منزوی کردن ایران به خیلی جاه ها رفته بود.

پاریس فرانسه، تورنتوی کانادا، داووس سوئیس، مونیخ آلمان، واشنگتن آمریکا، بروکسل بلژیک و رم ایتالیا

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس
جلسه دانشگاه جرج تاون در روز ۲۱ بهمن (۱۰ فوریه)

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس

جلسه حاشیه‌ای مونیخ در روز ۲۹ بهمن (۱۸ فوریه)

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس
مصی علینژاد در تورنتو کانادا (دی ۱۴۰۱)

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس
مصی علینژاد در داووس سوئیس (دی ۱۴۰۱)

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس
مصی علینژاد در واشنگتن آمریکا (بهمن ۱۴۰۱)

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس
مصی علینژاد در مونیخ آلمان (بهمن ۱۴۰۱)

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس
مصی علینژاد در بروکسل بلژیک (اسفند ۱۴۰۱)

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس
مصی علینژاد در رم ایتالیا (اسفند ۱۴۰۱)


:: بازدید از این مطلب : 309
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 27 آبان 1402

بسیاری تصور می‌کنند که جاسوس‌ها یعنی افرادی چون "جیمز باند" که کارهای عجیب و غریب می‌کنند و توانایی و قدرت غیرمتعارف دارند. چنین تصوری درباره جاسوسی در عصر حاضر از اساس غلط و اشتباه است. جاسوس‌ها طبیعی‌تر و معمولی‌تر از آن هستند که مورد توجه قرار بگیرند و یا انگشت‌نما شوند. این جماعت به قدری "شبیه همه" هستند که تفاوت و تمایزشان از دیگران دشوار و سخت است. شخص جاسوس نیز برای اینکه به اهدافی که مدنظرش است، برسد، به صورت طبیعی در پوشش‌های مختلفی وارد می شود و به همین دلیل این افراد هزار شغل و هزار عنوان دارند و به طور عمومی با مشاغل و عناوینی چون توریست، ورزشکار، روزنامه‌نگار، هنرمند، دانشمند، محقق، پژوهشگر، بازرگان و... همزیستی دارند. هیچ‌کس در هیچ کجای دنیا به نام و عنوان جاسوس پاسپورت نمی‌گیرد. هویت‌ها چیزی دیگری را نشان می‌دهند اما در واقع آنها کار دیگری می‌کنند.

سرویس‌های جاسوسی همواره سعی دارند افراد مختلفی را به استخدام خود درآورند تا مخفیانه‌تر و مطلوب‌تر به اطلاعات مهم مد نظر خود دست پیدا کنند که در این میان، خبرنگاران و عکاسان و افرادی که فعالیت‌های رسانه ای انجام می‌دهند از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. بسیاری از خبرنگاران خارجی با دستورالعمل‌های اطلاعاتی و امنیتی ارائه شده از سوی سرویس‌های اطلاعاتی وارد کشور هدف می‌شوند که این اتفاق در مورد "ایران" به عنوان یک کشور هدف نیز صدق می‌کند.

در این گزارش به بعضی از این افراد که در قالب خبرنگار و محقق و عکاس که اقدام به جاسوسی و فعالیت‌ علیه امنیت ملی کشور کردند و به دام افتند، پرداخته ایم که در ادامه جزئیات آن را می‌خوانید.

کاسپین ماکان؛ جاسوسی که به دیدار کارفرمای خود رفت

در آشوب های سال ۸۸ و پس از کشته شدن ندا آقاسلطان شهروند ایرانی به دست عوامل خارج نشین، عوامل بیگانه بلندگوهایشان را در دست گرفتند و با نشان دادن تصاویر و کلیپ های مختلفی که از زاویه های گوناگون از لحظه به قتل رساندن ندا آقاسلطان تهیه کرده بودند سعی در جوسازی و به دست گرفتن فضای روانی جامعه کردند.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

در همان ایام و در گیر و دار اتهام زنی رسانه های بیگانه به جمهوری اسلامی پیرامون کشته شدن این دختر، یک عکاس و خبرنگار سودجو با نام کاسپین ماکان که از قضا ندا آقاسلطان نیز بود، با در دست گرفتن تلفن و تماس با خبرنگاران شبکه های خارجی کشته شدن ندا را به حکومت اسلامی نسبت داده و به دروغ پراکنی پرداخت.

هرچند که خانواده ندا آقاسلطان از این امر اطمینان نداشتند و هیچ صحبتی به میان نیاوردند، اما این خبرنگار جاسوس که بعد ها شماره عضویت رسمی اش برای موساد در اینترنت انتشار یافت، با انعکاس تصاویری خصوصی از ندا آقاسلطان که بعدا اعتراف کرد آنها را در منزل شخصی اش از او گرفته است راه خود را برای خروج از ایران و ورود به کشورهای غربی باز کرد. وی نه تنها موفق شد اقامت کانادا را به دست آورد بلکه به اسرائیل رفته و با شیمون پرز دیدار خصوصی برگزار کرد و جایزه جاسوسی خود را از دست کارفرمای اسرائیلی خود دریافت کرد.

طعمه سرویس جاسوسی انگلیس؛ معصومه ای که مسیح شد

معصومه علی‌نژاد قُمی‌کُلایی، ملقب به مسیح علی‌نژاد در سال‌های گذشته یکی از مهم‌ترین بازوهای رسانه‌ای جریان اپوزیسیون برای فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران بود، مسیح خبرنگاری را از سال ۱۳۷۸ با روزنامه‌ «همبستگی» آغاز کرد و بعد از آن خبرنگار پارلمانی خبرگزاری «ایلنا» در مجلس ششم بود که به دلیل بی احترامی به قوانین و سرقت اسناد اداری محرمانه، از مجلس هفتم اخراج شد و همین امر علی نژاد را طعمه خوبی برای سرویس جاسوسی انگلیس قرار داد تا از وی یک جاسوس تربیت کنند و از همان زمان بود که وی به دام MI۶ افتاد.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

او که از دهه ۸۰ شروع به فعالیت علیه جمهوری اسلامی کرده بود، در سال‌های اخیر همکاری بیشتری با سرویس‌های جاسوسی کشورهای غربی داشت به حدی که اجازه ملاقات با وزیر امور خارجه آمریکا و رئیس‌جمهور فرانسه را پیدا کرد.

از آنجایی که تحصیلات علی‌نژاد در ایران به دیپلم خلاصه شده بود، در سال ۱۳۸۶، به بهانه ادامه تحصیل راهی لندن شد و شهر گران قیمت لندن و دانشگاه «آکسفورد بروکز» را انتخاب کرد.

علی‌نژاد طعمه خوبی برای سرویس جاسوسی انگلیس بود، در این مدت به خوبی تربیت شد و این چنین، نقش خود در فتنه ۸۸ را به خوبی ایفا کرد و به حمایت علنی از سران فتنه پرداخت.در ادامه هم خروج وی از کشور به بهانه ادامه تحصیل مقدمه ای برای آموزش‌های تکمیلی جاسوسی در دانشگاه آکسفورد بود تا طی آن علی نژاد با اکانت «OXFORD GIRL» در شبکه اجتماعی توییتر به هدایت آشوب‌ها و اغتشاشات داخل ایران بپردازد و توانست نقش مهمی در تحریک احساسی طرفداران فتنه سبز و پروژه کشته‌سازی در آن ایام ایفاء کند.

نیما زم؛ جاسوسی در قامت خبرنگار

نیما زم که نام اصلی او روح الله است، فعالیت رسانه ای خود را در دهه هشتاد آغاز کرد و بعدها با تحریریهٔ سحام‌نیوز (سایت حزب اعتماد ملی) همکاری می‌کرد، پس از رخدادهای پس از انتخابات آن سال بازداشت شد. او در خرداد ۱۳۹۰ با پاسپورت خودش از مرز قانونی گذشت و به مالزی رفت اما پس از این سفر به «فرار» متهم شد.

زم از مالزی به ترکیه و از آنجا به فرانسه پناهنده شد. همکاری‌اش با سحام‌نیوز قطع شد و آمدنیوز را تأسیس کرد. عمده فعالیت رسانه‌ای آمد نیوز انتشار و اشتراک‌گذاری اخبار تحریف شده، جعلی و کذب پیرامون اتفاقات داخلی ایران با هدف القاء نادرست موضوعات به افکار عمومی و ایجاد تشنج در جامعه ایران بود؛ زم برای این مزدوری مبالغ هنگفتی را از جانب مرتبطین سرویس‌های جاسوسی بیگانه به جیب می‌زد؛ این موضوعی بود که همکاران سابقش در چندین نوبت بر آن صحه گذاشتند؛ به‌گونه‌ای که نامبرده نه تنها در داخل ایران میان فعالان سیاسی و رسانه‌ای بعنوان فردی منفور و خائن شناخته می‌شد بلکه در میان هم‌پالگان خارج نشین‌اش نیز از او به عنوان فردی فاسد و حریص پول یاد می‌شد.

افشاگری دوست سابق زم پیرامون پشت‌پرده آمدنیوز

«پیمان عارف» کارشناس بی‌بی‌سی فارسی و شریک سابق زم طی ویدئویی که اوایل اسفندماه ۹۵ منتشر شد، برای اولین بار در خصوص پشت پرده سایت و کانال ضدایرانی «آمدنیوز» و چگونگی حمایت «نیابتی» یک سازمان جاسوسی بیگانه از این سایت و کانال سخن گفت.
عارف در ویدئو مزبور تصریح می‌کند، آمدنیوز پروژه مفصلی است که سازمان‌های جاسوسی بیگانه، با کارگزاری و مزدوری زم که در پاریس مستقر است، نه علیه جمهوری اسلامی بلکه علیه ایران بکار بسته‌اند.

شاه مهره ای به اسم جیسون

اواخر تیرماه سال ۹۳ جیسیون رضاییان خبرنگار واشنگتن پست به همراه همسرش یگانه صالحی و یک عکاس خبری و همسر این عکاس که با رضاییان همکاری می‌کردند، توسط ماموران امنیتی در تهران به جرم جاسوسی بازداشت شدند. زوج دوم مدتی بعد آزاد شدند و همسر جیسون رضاییان که خبرنگار روزنامه انگلیسی زبان نشنال مستقر در امارات عربی متحده بود، مهرماه همان سال به قید وثیقه آزاد شد. جیسون رضاییان که از سال ۲۰۱۲ به عنوان خبرنگار در ایران فعالیت می‌کرد، تابعیت دوگانه ایرانی - آمریکایی داشت و از همین رو با گذرنامه ایرانی خود وارد خاک کشورمان شده بود.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

به رغم جوسازی شدید مقامات آمریکایی و جریان غربگرا در ایران مبنی بر بیگناهی جیسون رضاییان، اتهامات سنگین امنیتی که متوجه وی بود، عبارت بود از نفوذ در اماکن مهم دولتی، افشای برنامه های ضدتحریمی ایران از جمله هویت واسطه های تجاری و ماهیت شرکت های همکار ایران در پروسه دور زدن تحریم ها و البته جاسوسی از برنامه هسته ای ایران. رضاییان مدتی مسؤول پایگاه اطلاعاتی آمریکایی ها در تهران بود و از فردای دستگیری، آمریکایی ها درخواست داشتند او آزاد شود، به ویژه در پوشش مذاکرات هسته ای جان کری مکرر از وزیر وقت امور خارجه کشورمان درخواست می‌کند که جیسون آزاد شود. در یکی از جلسات نیز ظریف در پاسخ به اصرار آمریکایی ها می‌گوید در تهران او را جاسوس میخوانند و جان کری در پاسخ میگوید نه! او یک جاسوس نیست بلکه یک خبرنگار است، اما فقط آمریکایی ها نبودند که خواستار آزادی بی قید و شرط جاسوسشان بودند. در داخل کشور نیز از وزیر امور خارجه گرفته تا مشاور عالی رئیس جمهور، با اظهارات و مصاحبه هایشان، سعی در بیگناه جلوه دادن جیسون رضاییان داشتند.

جواد ظریف در سخنرانی خود که در ایام بازداشت جیسون رضاییان در دانشگاه نیویورک ایراد کرده بود، در ارتباط با موضوع این جاسوس آمریکایی خطاب به حضار آمریکایی گفته بود متاسفانه دوست شما و دوست من، جیسون، به یک جرم خیلی جدی متهم شده و من امیدوارم تبرئه شود اما او باید در دادگاه با اتهاماتش روبهرو شود. او شهروند ایران است. باعث تاسف است که یک عامل پایین رتبه سعی کرده از او بهره برداری کند. اظهارات عجیب ظریف در حالی بود که جیسون رضاییان پس از مبادله، از طرف باراک اوباما رئیس جمهور وقت آمریکا، به همراه خانواده به کاخ سفید دعوت می‌شود و جدا از این، نامه نگاری های جیسون رضاییان با شخص اوباما مبین این است که رابطه این جاسوس با آمریکایی ها نه در سطح یک مامور رتبه پایین که در سطح عالیترین مقام سیاسی آمریکا بوده است.

رکسنا در تور سیا

بازداشت رکسانا صابری در بهمن سال ۱۳۸۷ نیز یکی از پر سر و صداترین پرونده های جاسوسی در ایران به شمار می‌رفت. صابری که تابعیت ایرانی- آمریکایی داشت، از پدری ایرانی و مادری ژاپنی در داکوتای شمالی متولد شده و از سال۸۳ یعنی چهار سال قبل از دستگیری در ایران با مجوز دولت برای رسانه هایی چون رادیوی عمومی آمریکا ان پی آر و بی بی سی مشغول کار بود.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

پس از بازداشت صابری، رسانه های غربی مدعی شدند او در حال مطالعه برای تکمیل تحصیلات خود در رشته مطالعات ایران و روابط بین الملل در سطح فوق لیسانس و همچنین نوشتن کتابی درباره ایران بوده است اما این در حالی بود که وی به عنوان مترجم در مجمع تشخیص مصلحت نظام کار و فعالیت می‌کرد و در حال جمع آوری اسناد محرمانه درباره حمله عراق به آمریکا بود. چنانکه روزنامه آمریکایی لس آنجلس تایمز در گزارشی درباره رکسانا صابری نوشت: او در حال جمع آوری اطالعاتی مربوط به جنگ آمریکا در عراق بوده است.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

رکسانا صابری برای جاسوسی به نفع ایالات متحده و سیا، توسط دادگاه به هشت سال زندان و پنج سال تعلیق از فعالیت خبرنگاری محکوم شد اما این مجازات در دادگاه تجدید نظر به دو سال حبس تعلیقی تخفیف داده شد. وی پس از گذراندن چهار ماه در زندان به اتهام جاسوسی در اردیبهشت سال ۸۸ از زندان آزاد و به همراه پدر و مادر خود ایران را به سمت آمریکا ترک کرد. رکسانا صابری بعد از آزادی همچنان فعالیت خود علیه جمهوری اسلامی ایران را ادامه می‌دهد و به عنوان نمونه در کنسرتی که در آستانه انتخابات سال ۹۲ در برلین توسط سازمان‌ اطلاعاتی آلمان برای "حمایت از سران فتنه و اغتشاشات" برگزار شد، به عنوان مجری ایفای نقش کرده بود.

جاسوس - خبرنگاران آلمانی در تبریز

۲ خبرنگار آلمانی در مهرماه سال ۸۹ برای راه انداختن یک کمپین بین المللی علیه جمهوری اسالمی ایران، به خانواده یک زن ایرانی در تبریز که به اتهام قتل و ارتکاب زنا محکوم به مرگ شده بود، نزدیک شده بودند تا از آن‌ها برای اهداف خود استفاده کنند اما با هوشمندی ماموران امنیتی قبل از هر کاری دستگیر شدند. این دو که در نشریه بیلد ام زون تاگ آلمان فعالیت می‌کردند، با ویزای توریستی وارد ایران شده بودند و نه به عنوان خبرنگار اما در این پوشش با شبکه های ضد انقالب خارجی در ارتباط بودند و همکاری می کردند.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

آنها در دادگاه برای جرم اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور جمهوری اسالمی ایران ابتدا به ۲۰ ماه حبس تعزیری محکوم شدند که در نهایت این حکم به جزای نقدی تبدیل شد و این ۲ آلمانی با پرداخت جریمه و پس از ۴ ماه بازداشت در ابتدای اسفند ۸۹ به همراه وزیر خارجه وقت آلمان گیدو وستروله به کشورشان بازگشتند.

جاسوسِ تایم

رضا رفیعی روزنامه‌نگار و نماینده سابق «مجله تایم» در ایران بود که در اوایل تیرماه سال ۸۸ توسط نیروهای امنیتی به اتهام جاسوسی دستگیر شد. وی به اقدام علیه امنیت ملی کشور از طریق جاسوسی به نفع بیگانگان و اجانب، تلاش در جهت راه‌اندازی شبکه‌های غیرقانونی ماهواره‌ای خصوصی برای "حزب اعتماد ملی" و برقراری ارتباط با عناصر وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و امارات متحده عربی متهم شده بود.رفیعی بعد از انتخابات با حضور مستقیم در اغتشاشات ۸۸، گزارش لحظه به لحظه حوادث و شلوغی‌های تهران را از طریق عکس‌برداری و تصویربرداری به وسیله تلفن ماهواره‌ای، ایمیل و سایت فیس بوک به خارج از کشور و به عناصر و عوامل سرویس‌های جاسوسی آمریکا و امارات متحده عربی منتقل می‌نمود. همچنین وظایفی از جمله جمع‌آوری اطلاعات آثار اجتماعی و اقتصادی ناشی از تحریم‌های آمریکا درایران و انتخابات برای شبکه‌های ماهواره‌ای و نفوذ دراحزاب سیاسی و تاسیس NGO با هدف تاثیرگذاری و استحاله چهره‌های سیاسی در راستای براندازی نرم را به عهده داشت.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

این جاسوس به مدت دوسال به عنوان "منبع کد دار" با اخذ حقوق ماهیانه برای سرویس امارات که به طور مستقیم با سرویس اطلاعات آمریکا و انگلیس مبادلات اطلاعاتی دارند، فعالیت می‌کرد که دادگاه بدوی برای این اتهامات، او را به ۷ سال زندان محکوم کرد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به سه و نیم سال حبس قطعی تعزیری کاهش یافت. وی پس از حدود دو سال حبس در خرداد سال ۹۰ از زندان آزاد شد.

پژوهشگری که جاسوس سیا شد

۲۵ تیر ۱۳۹۶ برای اولین بار خبر دستگیری یک جاسوس چینی - آمریکایی در تهران از سوی سخنگوی وقت قوه قضائیه رسانه ای شد. غلام حسین محسنی اژه ای در نشست خبری خود گفت این فرد ژیو وانگ به صورت مستقیم از ناحیه آمریکایی ها هدایت می شده و حال با دستگیری و گذراندن فرآیند قضایی در دادگاه بدوی به ۱۰ سال حبس محکوم شده است. وانگ که به واسطه یکی از مجموعه های مطالعاتی در دانشگاه پرینستون به سازمان سیا مرتبط بوده در پوشش یک دانشجو و پژوهشگر تاریخ وارد ایران می‌شود و اقدام به جمع آوری اطلاعات محرمانه از مجموعه هایی چون کتابخانه ملی می‌کند.

ناگفته نماند این حضور و فعالیت در ایران از همان ابتدای کار به دلیل حساسیت هایی که روی وی ایجاد می‌شود با رصد نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور همراه شده و فعالیت های ژیو وانگ زیرنظر گرفته می شود. در این مسیر کارشناسان اطلاعاتی و امنیتی بخشی از اسناد و اطلاعات مدنظر خود را به صورت مدیریت شده در اختیار وی قرار می دهند تا او نیز آنها را به واسطه های خود در آمریکا و انگلستان منتقل کند و از این طریق دیگر اعضای شبکه ای که او به آن ها متصل است، شناسایی شوند. سرانجام در آذرماه سال ۹۸ وی پس از آزادی مسعود سلیمانی از آمریکا، آزاد و به کشورش بازگردانده شد.

جاسوس خبرنگار ایرانی_کانادایی

مازیار بهاری خبرنگار «نشریه نیوزویک» که تابعیت ایرانی و کانادایی دارد، سال ۸۸ به عنوان خبرنگار برای پوشش اخبار انتخابات ریاست جمهوری وارد ایران شده بود که در اواخر خرداد ماه همان سال توسط نیروهای امنیتی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شد.بهاری که فارغ‌التحصیل رشته‌های علوم سیاسی و سینما از دانشگاه کاناداست، از سال ۱۳۷۳ فعالیت مستند سازی و خبرنگاری را آغاز کرد، و در طول سال‌های گذشته در رسانه‌های مختلف و در کشورهای گوناگون در منطقه خاورمیانه، آفریقا و آسیای جنوب شرقی به فعالیت خبری مشغول بوده و با آنکه تاکید می‌کرد کارمند BBC و شبکه ۴ تلویزیون انگلیس نیست، فیلم‌هایی را برای این رسانه‌ها تهیه ‌کرده بود.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

دادگاه انقلاب ایران مازیار بهاری را به جهت جرائم «اجتماع و تبانی با قصد ارتکاب جرائم علیه امنیت کشور، جمع‌آوری و نگهداری اسناد محرمانه و طبقه‌بندی شده، فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به رهبر انقلاب و رئیس جمهور و اخلال در نظم عمومی» به بیش از ۱۳ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرد. وی که با وثیقه سه میلیارد ریالی آزاد بود، قبل از اعتراض به حکم دادگاه از کشور به صورت غیرقانونی گریخت و همچنان به فعالیت خود علیه نظام جمهوری اسلامی ایران ادامه می‌دهد. فیلم ضدایرانی «گلاب» نیز توسط "جان استوارت" بر اساس کتابی که "بهاری" پس فرار از ایران نوشته است، ساخته شد.

کوهنورد، خبرنگار، جاسوس!

اوایل مرداد ۱۳۸۸ سه کوهنورد آمریکایی که یکی از آنان خبرنگار نیز بود، در حالی که از عراق وارد خاک ایران شده بودند، به اتهام جاسوسی توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند. این افراد شامل "شِین بائر" که در رسانه‌های غربی خبرنگار آزاد معرفی شد، به همراه "سارا شورد" که دانش‌آموختهٔ رشته ادبیات انگلیسی بود، در دمشق زندگی می‌کرد. شورد در آنجا به تدریس زبان انگلیسی و یادگیری زبان عربی مشغول بود. همچنین به همراه این دو نفر "جاش فَتال" که فعال محیط زیست معرفی گردید نیز جزو بازداشتی‌ها بود.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

ایران سارا شورد را در شهریور ۱۳۸۹ و پس از چهارده ماه، قبل از صدور حکم دادگاه، به دلایل پزشکی با قرار وثیقه ۵۰۰ هزار دلاری که از طرف شاه عمان تامین شد، آزاد گردید و به آمریکا رفت. یک سال بعد دادگاه شِین بائر و جاش فَتال را به اتهام جاسوسی مجموعاً به تحمل ۱۶ سال حبس محکوم کرد؛ سپس دادگاه تجدید نظر برای هریک از این دو نفر قرار وثیقه ۵۰۰ هزار دلاری تعیین کرد که باز پادشاه عمان با پرداخت این هزینه زمینه آزادی این دو نفر را فراهم کرد و آنان نیز ایران را ترک کردند. این افراد بعد از خارج شدن از ایران به اتهام زنی علیه جمهوری اسلامی ایران پرداختند.

نازنین، جاسوس بریتانیا

نازنین زاغری، شهروند ایرانی - بریتانیایی بود که ۱۵ فروردین ۱۳۹۵ هنگام خروج از ایران به مقصد انگلستان به اتهام مشارکت در براندازی نرم جمهوری اسلامی ایران از طریق همکاری با موسسات و شرکت های خارجی دستگیر و به زندان منتقل شد. زاغری از جمله جاسوسانی است که در پوشش خبرنگار برای انگلیس در ایران جاسوسی می‌کرد، دستگیری زاغری در سال ۹۵ منجر به دستگیری ۵۰ نفر از عوامل جاسوس انگلیس در ایران شده بود و به این شکل یکی از مهلک‌ترین ضربه‌ها به سرویس اطلاعاتی بریتانیا با دستگیری زاغری وارد شد.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

زاغری مسئول شبکه‌سازی ام آی ۶ و وزارت خارجه انگلیس در جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا بود که در شبکه‌سازی‌های جاسوسی تحت پوشش خبرنگار و شکل‌دهی به انقلاب‌های رنگی در برخی کشورها نقش فعالی داشته است.این جاسوس از طریق برگزاری دوره‌هایی تحت پوشش آموزش خبرنگاری اقدام به جمع‌آوری اطلاعات می‌کرد و از سویی در شکل‌گیری ناآرامی‌ها نقش قابل توجهی بر عهده داشت. پروژه‌هایی هم‌چون شبکه‌سازی برای زنان و ناآرام کردن زنان از جمله مسئولیت‌های زاغری در کشور بوده است.در نهایت نازنین زاغری پس از پایان دوره محکومیت ۵ ساله خود و در ازای آزادسازی ۵۳۰ میلیون دلار اموال بلوکه شده ایران و آزادی یک ایرانی با گذراندن تشریفات اداری به تیم انگلیسی تحویل داده شد و با یک هواپیمای عُمّانی به سمت انگلستان پرواز کرد.

دو خبرنگار شرق و هم میهن در تور سرویس های خارجی

در روزهای ابتدایی آشوب های زن، زندگی، آزادی بود که نیلوفر حامدی و الهه محمدی، خبرنگاران روزنامه های شرق و هم میهن، از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شدند. در حالی که جریان رسانه ای آشوب و البته اصلاح طلبان سعی در ربط دادن بازداشت آن ها به ماجرای فوت مهسا امینی داشتند، وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه در بیانیه تبیینی مشترکی که نسبت به اغتشاشات صادر کردند، به ارائه جزئیاتی از ماجرای دستگیری ۲ خبرنگار یادشده پرداختند؛ جزئیاتی که نشان از جاسوسی نیلوفر حامدی و الهه محمدی برای سرویس های اطلاعاتی بیگانه داشت.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

در بیانیه مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه در ارتباط با اغتشاشات، با اشاره به دستگیری این دو، آمده بود: «سرویس های جاسوسی غربی و صهیونیستی، دوره های آموزش مربیان جنگ های ترکیبی برای تعداد قابل توجهی از عناصر مرتبط را برگزار کرده و به آن ها ماموریت دادهاند بر مبنای آنها به صورت تشکیالتی عمل کنند، متولی دوره های مذکور وزارت خارجه آمریکاست که از حمایت کامل سرویس جاسوسی CIA استفاده می‌کند، مفاد دوره ها در فشرده ترین تعبیر در چارچوب مؤلفه های جنگ ترکیبی و براندازی نرم تعریف می‌شود، انتشار نخستین عکس از مرحومه امینی روی تخت بیمارستان توسط نیلوفر حامدی صورت گرفت که از آموزش دیدگان همین دوره ها در خارج از کشور بود. او با استفاده از پوشش خبرنگاری از نخستین افرادی بود که در بیمارستان حضور و استقرار یافته و به تحریک بستگان متوفی و ارسال اخبار جهت دار پرداخت. همچنین اقدامات الهه محمدی که با استفاده از همان پوشش با حضور فوری در شهرستان سقز، به تحریک اطرافیان مرحومه، کارگردانی برخی صحنه ها و انعکاس اخبار و تصاویر جهتدار از مراسم تشییع، تدفین و تجمعات شکل گرفته در آن شهر به ایفای ماموریت پرداخت. این فرد نیز آموزش دیده دوره های رژیم مافیایی آمریکا در کشورهای خارجی است.»

با این حال اصلاح طلبان نمی‌خواهند این واقعیت را بپذیرند که خبرنگار هم مثل سایر افراد دیگر می‌تواند جاسوس باشد. روزهای پایانی فروردین امسال روزنامه اصلاح طلب هم میهن در گزارشی با عنوان رسانه های داخلی و خبرنگاران آن‌ها جاسوس دشمن نیستند نوشت: «در حال حاضر خبرنگاران و روزنامه نگاران ایرانی بیش از مطالبه هر نوع گشایشی در وضع و حال خود، نیازمند تغییر نگاه مسؤولان مربوط و نهادهای امنیتی نسبت به حرفه خود هستند. اینکه بپذیرند رسانه های داخل کشور، ابزار دشمن و خبرنگاران آن ها، جاسوس نیستند».

آمریکا پاداش خیانت خبرنگاران نیابتی را داد

اما به فاصله ۴۰ روز از انتشار این مطلب، هشتم مرداد امسال نیلوفر حامدی و الهه محمدی برنده جایزه آزادی باشگاه ملی مطبوعات آمریکا در سال ۲۰۲۳ شدند؛ جایزهایی که جان ابوشن نام دارد و شاخص ترین جایزه این نهاد خبرنگاری و مطبوعات در آمریکاست؛ جایزهایی که نشان داد برخالف تلاش اصلاح طلبان برای تطهیر جاسوس - خبرنگارها، وابستگی نیلوفر حامدی و الهه محمدی به سرویس اطلاعاتی آمریکا به واقعیت نزدیکتر از بیگناهی آن‌هاست.

گفتنی است رسانه‌های مدعی اصلاحات از دو دهه پیش تاکنون محلی برای استقرار و پرورش نیرو برای شبکه های ضدایرانی خارج‌نشین بوده‌اند. با نگاهی به کادر رسانه‌هایی چون بی‌بی‌سی فارسی، ایران اینترنشنال، ایندیپندنت فارسی و ... درمی‌یابیم که بسیاری از اعضای آن‌ها، در گذشته خبرنگار و روزنامه نگار رسانه های اصلاح طلب بوده اند و امروز سرباز رسانه ای غرب.

مسعود بهنود، مجتبی واحدی، علی اصغر رمضانپور، مسیح علی نژاد، کاملیا انتخابی فرد، فریبا داوودی مهاجر، رکسانا صابری، نفیسه کوهنورد، فرناز قاضی زاده، اکبر گنجی، ابراهیم نبوی، حسین باستانی، فرشته قاضی، رضا حقیقت نژاد، نیک آهنگ کوثر، مانا نیستانی، امید معماریان، هوشنگ اسدی، نوشابه امیری، محمد مساعد، جمشید برزگر، اردشیر امیر ارجمند، نیما راشدان و ... تنها برخی از اعضای تحریریه روزنامه های مدعیان اصلاحات بودند که امروزه با مواجب گرفتن از دشمنان قسم خورده مردم ایران، به دروغ پراکنی، بزرگنمایی اخبار منفی، ناامیدسازی مردم و تخریب وجهه نظام مقدس جمهوری اسلامی می‌پردازند.در این میان افرادی چون علی اصغر رمضانپور (سردبیر شبکه تروریستی ضدایرانی ایران اینترنشنال) حتی در دولت اصلاحات به مقاماتی از جمله معاونت وزیر فرهنگ و ارشاد نیز دست یافته بودند و امروزه اگاهانه به ملت خود خیانت می کنند.

جاسوسی از بین نمی‌رود، فقط از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود

دشمنی جریان صهیونیستی که حکومت‌های غربی را تحت اراده خود درآورده با ایران همچنان ادامه دارد و این یعنی نیروهای امنیتی همیشه باید مراقب باشند. غربی‌ها و هم‌پیمانان عربی آنها با از دست دادن جاسوس‌های خود در ایران، کار جمع‌آوری اطلاعات جهت ضربه زدن به منافع ملی ایران را متوقف نمی‌کنند و افراد جدید را جایگزین می‌کنند. وظیفه "نیروهای امنیتی" دستگیری آنها و وظایف رسانه‌های داخلی اطلاع رسانی دقیق به مردم و دفاع دربرابر هجمه سنگین دستگاه تبلیغاتی غرب است تا مردم ایران هر روز برای مقابله با این دشمنان، با "بصیرت‌"تر به "مقاومت" خود ادامه دهند تا بتوانند "استقلال" خود را در تمام زمینه‌ها نهادینه کنند.

 

منبع: فارس


:: بازدید از این مطلب : 308
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 25 آبان 1402

 

 سلام عزیز
 

:: بازدید از این مطلب : 150
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 25 آبان 1402

 پدیده انحرافی همجنس بازی به اندازه‌ای در سرزمین‌های اشغالی گسترش پیدا کرده که اسرائیل به عنوان بهشت همجنس بازان دنیا معرفی شده است.

تصویب قانون یهودیتی که دولت اسرائیل آنرا اجرا نمود بار دیگر به تبعیض نژادی و آپارتاید رسمیت داد و نقاب دروغین دموکراسی و حقوق بشر را از چهره متزلزل رژیم صهیونیستی برداشته شد. رژیم اسرائیل با تصویب این قانون عملا اعلام کرد که به هیچ یک از مبانی اساسی پذیرفته شده در عرف و منشورهای بین‌المللی پایبند نیست و قانون شهروندی و مساوات میان شهروندان و پذیرش حق تمامیت ارضی دیگران جز بهانه‌ای برای اعمال سیاست‌های تجاوزطلبانه این رژیم، ارزشی برای آنها ندارد. از همین رو بسیاری از تحلیلگران و نظریه پردازان مسایل سیاسی و اجتماعی، تصویب این قانون را اقدامی نشان دهنده استیصال تل‌آویو و رقابت با زمان بر سر نزدیک شدن موعد فروپاشی رژیم جعلی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی می‌دانند.

از سوی دیگر نگاهی به درون رژیم صهیونیستی نیز نشان دهنده تناقض‌های ساختاری میان این جامعه 72 ملت بوده و رشد بالای پدیده‌های ناهنجار اجتماعی و اخلاقی نظیر فسادهای جنسی و اداری و اخلاقی آنها را بیش از پیش به سمت اضمحلال پیش می‌برد. آنچه در این مقاله بررسی می‌شود، اختلال‌های رفتاری و انحطاط اخلاقی صهیونیست‌ها در عرصه‌های مختلف است.  

الف: همجنس‌بازی در سرزمین‌های اشغالی

پدیده همجنس‌بازی یک انحراف روانی و اخلاقی است که متاسفانه طی سالهای اخیر به بهانه آزادی و دموکراسی مورد پذیرش جامعه سکولار و دین‌ستیز در برخی کشورها قرار گرفته است. شمول این پدیده مخرب به علت پیامدهای منفی بسیار زیادی که دارد، همچنان محدود به چندین کشور انگشت‌شمار می‌شود، اما تلاش‌های زیادی برای عمومیت بخشیدن به این اقدامات بویژه در دوران جهانی سازی دنبال می‌شود.  

همچنس‌بازی در سرزمین‌های اشغالی یک پدیده با کارکرد دوگانه است. از یک سو تل‌آویو با حمایت از همجنس‌بازان درصدد ارائه تصویری دموکرات از خود به جهان غرب است و از سوی دیگر نگران تضادها و پیامدهای داخلی و خارجی مرتبط با آن است.


گزارشی که موسسه توریستی همجنس‌گرایان اروپا منتشر کرده است، نشان می‌دهد همجنس‌گرایان اروپایی سالانه نزدیک به یک میلیارد دلار در تل‌آویو هزینه می‌کنند. در سال 2011، یک نظرسنجی توسط شرکت‌های هوایی آمریکایی انجام شد که در نتیجه آن تل‌آویو به عنوان مرکز همجنس‌گرایان دنیا معرفی شد.

رژیم صهیونیستی یکی از ترویج‌کنندگان همجنس‌ بازی در جهان است و اقدامات تبلیغی فراوانی مانند برگزاری رژه همجنس‌بازان در کشورهای مختلف را سامان می‌دهد. «مایکل اورن»، سفیر رژیم صهیونیستی در کنفرانس سالانه همجنس‌‌بازان در آمریکا می‌گوید: "همجنس‌بازان بخشی جدا نشدنی از جامعه ما هستند و چنین افرادی در بخش‌های مختلف جامعه اعم از ارتش، کنست، قوه قضائیه، پزشکان، مهندسان، مدرسان و فلاسفه دیده می‌شوند؛ وی می‌گوید: «اسرائیل بهشت همجنس‌ بازان است.»

وی یکی از افتخارات رژیم صهیونیستی را سازماندهی راهپیمایی جهانی همجنس‌‌بازان طی سال‌‌های اخیر می‌داند. رژیم صهیونیستی در عرصه سیاسی داخلی نیز دست همجنس‌بازان را باز گذاشته است تا جایی که «دان سلیور» نماینده همجنس‌‌بازان در حزب کار این رژیم، خود را برای راهیابی به کنست در فهرست انتخاباتی این حزب نامزد کرد. او اولین همجنس‌بازی بود که به طور آشکارا خود را نامزد انتخابات کنست کرد که مورد موافقت «شلی یاحی موویچ»، رئیس حزب کار نیز قرار گرفت. اهمیت حمایت از همجنس بازی برای اسرائیل به حدی رسیده است که در مدرسه علوم دینی یهودیان محافظه کار، مسئله خاخام شدن همجنس‌بازان زن و مرد مورد موافقت قرار گرفته و بر این اساس همجنس بازان می‌توانند خاخام شده و به برگزاری آیین‌های تلمودی یهود بپردازند!

سرزمین‌های اشغالی یکی از معدود رژیم‌های پیشرو در زمینه مشروعیت بخشیدن به حقوق همجنس گرایان یهودی به عنوان اولین گروههای همجنس گرای جهانی محسوب می شود. قوانین اسرائیلی در مقایسه با آمریکا و دیگر کشورهای حامی حقوق همجنس‌گرایان، در جهت حمایت از همجنس‌گرایی وضعیت مساعدتری یافته است.

همین چند سال پیش بود که هم‌جنس بازان رژیم صهیونیستی تظاهراتی 80 هزار نفره در اعتراض به قانون استثناء هم‌جنس بازان از تسهیلات مربوط به اجاره رحم برگزار کردند. تعداد زیادی از شخصیت‌های هنری و اعضای پارلمان رژیم صهیونیستی نیز در این تظاهرات شرکت داشتند.

تظاهرات مشابهی نیز در حیفا و بئر السبع و قدس برپا شد و هزاران هم جنس باز اسرائیلی خیابان‌های اصلی سرزمین‌های اشغالی را به روی مردم بستند.

تاریخچه مشروعیت هم‌جنس بازان در سرزمین‌های اشغالی

در سال 1975 انجمن همجنس گرایان اسرائیلی (Aguda) به عنوان یک سازمان ملی و به منظور پیشبرد حقوق جامعه ملی و به منظور پیشبرد حقوق جامعه همجنس گرای اسرائیلی در تل‌آویو تأسیس و راه اندازی شد. مقامات اسرائیلی به مسئله انحرافات جنسی با تسامح نگاه می کنند و از همین رو هیچ فردی را تاکنون به جرم انحرافات جنسی یا همجنس گرایی محاکمه نکرده اند. در سال 1988 کنست با وجود مخالفت یهودیان ارتدوکس، قانونی که به موجب آن همجنس گرایی جرم شناخته می شد را لغو و دادگاه عالی اسرائیل نیز مجازات لواط را باطل اعلام کرد. از سال 1989 چاپ و نشر مجلات غیراخلاقی با موضوع همجنس گرایی به دو زبان انگلیسی و عبری، جای پای خود را در جامعه اسرائیل باز کرد.

همجنس‌گرایان اسرائیل در سال 1997 در شهر مذهبی قدس و در سایه حمایت‌های رژیم صهیونیستی آزادانه به راهپیمایی پرداختند. اکنون می‌توان در جای جای شهرهایسرزمین‌های اشغالی نظیر تل‌آویو، حیفا، نتانیا و حتی شهر قدس، اماکن ویژه و اختصاصی مردان و زنان همجنس‌گرا را مشاهده کرد که دست در دست یکدیگر با بهره‌گیری از امتیازات قانونی به گردش و سیاحت یا فعالیتهای روزمره خود می‌پردازند.

در سال 2001 اولین زوج همجنس‌گرای مرد یهودی، "دانیل گراس" و "استیون گلواشتایس" در مونترال کانادا با یکدیگر ازدواج و یک سال بعد گروهی از حاخامهای لیبرال و اومانیست با صدور بیانیه هایی ضمن حمایت از ازدواج همجنس گرایان، مراسم پیوند آنان را برگزار کردند. مناخیم مازوز دادستان کل کشور در سال 2004 مراکز مربوط به ازدواج همجنس گرایان را به رسمیت شناخت.

اماکن ویژه و اختصاصی همجنس گرایان در اسرائیل از جمله منطقه معاشیریم (Mea Shearim) در شهر قدس و پارک گان ها آتزماوت (Gan Ha Atzmaut) به عنوان پارک اختصاصی و مستقل همجنس گرایان که اتفاقا از سطح امنیتی بالایی نیز برخوردار است، از مراکز مهم همجنس گرایان در اسرائیل به شمار می رود.

این در حالی است که تورات صراحتا همجنس‌گرایی را گناه کبیره دانسته، آن را حرام و مجازات مردانی که به این عمل تن می‌دهند را اعدام اعلام می کند. تلمود نیز با اعتقاد به مقدس بودن بنیاد خانواده و اینکه همجنس گرایی زنان و مردان این بنیان مقدس را تضعیف و تهدید می کند هر گونه همجنس گرایی میان زنان و مردان را ممنوع و حرام می داند.

پس از سال 1988، مجلات مربوط به همجنس بازی به دو زبان عبری و انگلیسی در اسرائیل منتشر شد. در ژوئن 1991، سومین کنفرانس بین‌المللی همجنس بازان مرد، زن و دوجنسه‌ها در تل‌آویو برگزار گردید. اکنون گرایش به آزادی‌های بیشتر برای هم جنس بازان بسیار به چشم می خورد. یائیل دایان، دختر موشه دایان، تصریح کرده است که رابطه ملک داوود [ داود پیامبر] و یوناتان رابطه‌ای جنسی بوده است! همچنین نمایشنامه‌ای در اسرائیل اجرا شد که زندگی ملک داوود را با همین دیدگاه نمایش می داد. افزون بر آن، فیلمها و آثاری در این زمینه وجود دارد، همگی چنین دیدگاهی دارند.

عوامل مؤثر بر رواج همجنس‌گرایی در سرزمین‌های اشغالی

هر چند منحصر کردن عوامل مؤثر بر شکل‌گیری و رواج یک پدیده اجتماعی نظیر همجنس گرایی، به یک یا چند عامل خاص و برجسته، تا حدودی ناممکن است، اما مهمترین عوامل رواج هم‌جنس‌گرایی و حمایت‌های دولتی از آن در جامعه صهیونیستیرا می‌توان در موارد زیر دانست:

ـ اهداف تبلیغاتی سرکردگان رژیم صهیونیستی:

رژیم صهیونیستی همیشه به خاطر نقض آشکار حقوق بشر مورد مؤاخذه بوده است. گذشته از نابرابری های اجتماعی که در بین یهودیان با خاستگاه های مختلف وجود دارد و یا تبعض علیه جمعیت عربدر سرزمین‌های اشغالی و جرایم جنگی که ضد حماس یا سایر فلسطینی های مبارز اعمال می شود، همیشه این رژیم را در موقعیت متزلزلی نسبت به اجرای حقوق بشر قرار داده است. از این رو رژیم صهیونیستی تلاش کرده با تأکید بر مسائل حاشیه‌ای نظیر، حقوق همجنس گرایان، تصویری دموکراتیک از خود در سطح جهانی ارایه دهد و خود را آنگونه بنمایاند که در آن همه اقلیت‌ها، حتی اقلیت‌هایی که در مخالفت با رویکردهای مذهبی جامعه هستند، از حق زندگی برخوردارند.

رژیم صهیونیستی تلاش نموده تا از این طریق تبعیض‌ها و بی عدالتی‌هایی را که هر روزه از سوی نیروهای امنیتی، انتظامی و دادگاههای کیفری ضد زندگی روزمره فلسطینی‌ها اعمال می‌کند را از تیررس نگاه‌های منتقد خارج کند. از سوی دیگر رژیم مذکور می‌کوشد بیش از پیش از تصویر یک جامعه دینی فاصله گرفته و خود را کشوری مدرن و سکولار تعریف کند. کشوری که به ادعای این رژیم شبیه‌ترین مدل منطقه‌ای به مدلهای غربی است.

 -گسترش صنعت گردشگری:

رژیم صهیونیستی برنامه های زیادی برای گسترش صنعت گردشگری داشته است. چرا که از نظر تل‌آویو صنعت گردشگری ابزاری برای معرفی قابلیت‌های این رژیم به جهانیان است و از سوی دیگر درآمدهای زیادی نصیب اقتصاد آن می‌کند. از این رو، رژیم مذکور تلاش کرده تا تمامی ابزارها و امکانات لازم برای جذب توریست را فراهم نماید. در این میان اعطای حقوق و آزادیهای همجنس خواهانه در گسترش صنعت گردشگری این رژیم سهم داشته است.

از آنجا که همجنس گرایی در کشورهای بسیاری هنوز جرم محسوب می شود، آزادی روابط همجنس خواهانه می‌تواند به جذابیت گردشگری رژیم صهیونیستی بیفزاید و هم‌جنس بازانی که نمی‌توانند در نقاط دیگر دنیا به گردش بپردازند را جذب اراضی اشغالی فلسطین کند. "مایکل همل" رئیس انجمن همجنس گرایان اسرائیل "تدارک امکانات همجنس گرایی به عنوان مشوق سفر گردشگران همجنس‌گرا به اسرائیل را پروژه‌ای می داند که این انجمن با همکاری دولت درصدد اجرای آن است.

همچنین، مالک آلمانی تبار یکی از کلوپ های شبانه قدس در تبیین دلایل ارائه خدمات ویژه به همجنس گرایان در این کلوپ می گوید: من دوستان همجنس گرای زیادی دارم که زمانی که به اسرائیل می آیند هیچ کلوپ و مکان اختصاصی برای خود ندارند. هدف من از بازگشایی کلوپ مذکور، تدارک چنین فضای اختصاصی بوده است.

از نظر کابینه رژیم صهیونیستی صنعت توریسم ابزاری برای معرفی اسرائیل به جهانیان است. بنابراین، دولت می‌بایست تمامی ابزارها و امکانات لازم برای جذب توریست را فراهم آورد. رژیم صهیونیستی بر آن است تا با تبدیل تل‌آویو به آمستردام دوم از امکانات بالقوه این مکان برای جذب توریست‌های همجنس‌گرا بهره برداری کند.

-مهاجر محوری جامعه صهیونیستی

جامعه اسرائیل از نظر اخلاقی "جامعه‌ای منحرف" محسوب می شود و دلیل اصلی این مسئله در مهاجر محور بودن آن است. در نتیجه موج گسترده مهاجرتهای قبایل و جوامع مختلف به اسرائیل، نوعی نسبی‌گرایی اخلاقی و نبود معیار اخلاقی مطلق در جامعه اسرائیل به وضوح دیده می شود. این نسبی‌گرایی به شکل‌گیری فساد در کلیه حوزه‌ها اعم از اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مخصوصا اخلاقی انجامیده است.

ـ سکولاریسم پذیری جامعه صهیونیستی:

گسترش حاکمیت سکولاریسم و نهادهای سکولاریستی در نظام سیاسی اسرائیل معادل تضعیف دین یهود و معیارها و هنجارهای اخلاقی جامعه به نفع نهادها و هنجارهای عرفی است. رواج مجلات غیراخلاقی به زبان عبری و انگلیسی و حتی پیشنهاد چاپ مجلات غیراخلاقی به زبان عبری مظهر این سیاست است. با این وجود مخالفان همجنس گرایی معتقدند تضعیف بنیادهای خانواده از جانب همجنس گرایان، به کاهش جمعیت اسرائیل انجامیده و نتیجه آن افزایش جمعیت عرب و مسلمان اسرائیل خواهد بود.

یکی از دلایلی که تل‌آویو را به "خانه همجنس‌گرایان" دنیا تبدیل کرده است، پذیرش عمومی صهیونیست‌ها به این مساله است. صهیونیست‌ها که به هیچ نوع اخلاقیاتی پایبند نیستند، و به ارزش‌های خانوادگی ارج نمی‌گذارند با این مساله نیز مشکلی ندارند.

سیاستمداران هم‌جنس باز در سرزمین‌های اشغالی

از نظر جامعه همجنس گرایان اسرائیلی اجازه فعالیت به همجنس گرایان نماد تعهد دولت به دموکراسی است و از این طریق اسرائیل می تواند یک تصویر بشردوستانه از حقوق بشر و دموکراسی به اروپاییان و آمریکاییها نشان دهد.

حاییم اوروناز حزب میرتس ـ که در اکثر راه پیماییها پرچم این حزب به همراه پرچمهای رنگین همجنس گرایان و شعارهای حقوق بشر در جلو تظاهرکنندگان دیده می شود ـ معتقد است که مبارزات جامعه همجنس گرا به خلق یک جامعه اهل مدارا و پلورالیست کمک خواهد کرد.

یال گلمن شهردار هرتزلیا خواهان برگزاری راهپیمایی افتخار در تمامی شهرهای محل سکونت همجنس گرایان است. وی از تمامی شهرداران می خواهد تا به شهر قدس آمده و به همراه راه پیمایان در راه پیمایی شرکت کنند. او از حق همجنس گرایان به عنوان یک حق بنیادین در اسرائیل یاد کرده است.

در سطح مقامات اجرایی نیز ایهود اولمرت نخست‌وزیر اسبق اسرائیل، اگرچه در موضعی مخالف با راهپیمایی همجنس گرایی، آن را یک عمل تحریک کننده شهوت می داند، اما دانا اولمرتدختر وی به شرکت کنندگان در راهپیمایی هم‌جنس بازان افتخار می کند.

زیپی لیونی وزیر امور خارجه سابق اسرائیل نیز از تلاشهای همجنس گرایان به عنوان نماد تعهد اسرائیل به لوازم دموکراسی و حقوق بشر حمایت می کند.

پیش از این یک وزیر پیشین اسرائیل و یک روزنامه نگار آمریکایی از همجنس باز بودن زیپی لیونی وزیر امور خارجه سابق رژیم صهیونیستی خبر داده و از وجود روابط جنسی وی با کاندولیزا رایس وزیر امورخارجه وقت آمریکا پرده برداشتند. گلن کاسلر روزنامه‌نگار آمریکایی در کتاب خود از "همجنس باز" بودن لیونی پرده برداشته ومی‌نویسد: زیپی لیونی با دوست دختر خود که "رندی بین" نام داشت، معاشرت جنسی داشته است.

"لیمور لیونات" وزیر پیشین آموزش رژیم صهیونیستی نیز پیش از این از وجود روابط جنسی میان لیونی و رایس خبر داده بود.

تسهیلات حقوقی رژیم صهیونیستی برای هم‌جنس بازان

اگرچه تا سال 1988 قانونی که همجنس گرایی در رژیم صهیونیستی را جرم اعمال می کرد، لغو نشده بود، اما دستگاه قضایی این رژیم نسبت به این مسأله، همیشه از خود مدارا نشان می داد و به ندرت به خاطر همجنس گرایی علیه کسی اعلام جرم می کرد. از سال 1988 که کنست این قانون را لغو کرد، همجنس گرایان اسرائیل از امتیازات مدنی برخوردار شدند. امتیازاتی چون: ثبت رسمی ازدواج، برخورداری از حقوق قانونی زوجهای غیرهمجنس مانند حقوق مالی و ارثی، حق حضانت فرزند، حق عائله مندی، حق اشتغال در همه سطوح و رفع همه تبعیض هایی که ممکن است به خاطر گرایش های جنسی شان بر آنها تحمیل شود.

گرچه حاخامهای اصلاح طلب از اواخر دهه 1990 زوجیت افراد همجنس را پذیرفته بودند، در سال 2003، کنست، ثبت ازدواج زوج های همجنس گرا را تصویب کرد. پس از آن زوج های همجنس گرا، از دولت خواستند تا مانند سایر زوج ها بتوانند برای شرکای همجنس خود - حتی بدون ثبت ازدواج - ویزای اقامت در اسرائیل بگیرند.

رژیم صهیونیستی برای افرادی که همسران عرفی صهیونیست‌ها یا شریک جنسی همجنس گرای آنها به شمار می‌روند، تسهیلات ویژه‌ای مصوب کرده و آنها قادر خواهند بود، برای دریافت مجوز اقامت دائم، درخواست دهند. طبق قوانین مهاجرت که سابقاً اعمال می‌شد، افراد خارجی که به طور قانونی با شهروندان اسرائیلی ازدواج نکرده بودند، فقط می‌توانستند ویزای گردشگری و مجوز کار دریافت کنند. اما بر اساس قانون جدید وزارت کشور، همسران خارجی همجنس خواهان نیز قادر خواهند بود تا شهروند دائم رژیم صهیونیستی شده و از حقوق مدنی و اجتماعی برخوردار گردند.

در سرزمین‌های اشغالی همچنین همجنس‌گرایان در مورد مالیات و مستغلات از حقوق قانونی برخوردار بوده و به آنان اجازه داده می‌شود تا بدون پرداخت "مالیات زندگی مشترک بدون ازدواج"، اموال را میان خود تقسیم کنند.

ارتش اسرائیل در قبضه همجنس بازان

همه چیز در مورد اختلال همجنس گرایی (Homosexual)

پرچم همجنس گرایان

فعالان شبکه‌های اجتماعی این روزها در میانه آتش شعله‌ور جنگ غزه، تصاویر و ویدئوهایی از نظامیان اسرائیلی منتشر کرده‌اند که نشان می‌دهند آن‌ها در حالی که در غزه دست به جنایت می‌زنند، در فضای دیگری نیز به سر می‌برند؛ تعدادی پرچم‌های همجنس‌بازان را حمل می‌کنند و تعدادی نیز در حال عیش و نوش و عیاشی هستند.

در یکی از این ویدئوها سربازان صهیونیست در اطراف غزه در حالی که عریان هستند جشن گرفته و حرکات عجیب و غریب انجام می‌دهند که نشان از مصرف بیش از حد مواد مخدر و مشروبات الکی دارد. (امکان انتشار تصاویر وجود ندارد).

همچنین یک نظامی اشغالگر در حالی که پرچم همجنس‌بازان را در دست دارد، در کنار ادوات نظامی در نوار غزه ایستاده و عکس گرفته است. این فرد به نام «یوآو آتزمونی» به روزنامه واشنگتن پست گفت که به خودش قول داده بود تا پرچم رنگین کمانی را به نمایندگی از تمامی هم‌قطاران خود به جنگ با حماس ببرد و از اینکه توانسته به قولش عمل کند، احساس غرور می‌کند!.

ارتش اسرائیل در قبضه همجنس‌بازان

وبسایت اینسایدر آمریکا نیز تصویری از یک نظامی اسرائیلی را منتشر کرد که پرچم این رژیم را همراه با نشانه همجنس‌بازان در بالا و پایین آن در دست گرفته و در کنار یک تانک مرکاوا عکس گرفته است.

حضور نظامیان همجنس‌باز در جنگ غزه در حالی است که تعداد همجنس‌بازان در ارتش رژیم اشغالگر به شکل فزاینده‌ای در حال افزایش است تا جایی که ارتش اسرائیل جزو ۱۰ ارتش دارای بیشترین تعداد همجنس‌باز است.

ارتش اسرائیل در قبضه همجنس‌بازان

طی سال‌های اخیر پژوهش جدیدی در این باره صورت نگرفته است، اما در سال ۲۰۱۴ روزنامه یدیعوت احارانوت نوشت که طبق گزارش مرکز مطالعات استراتژیک «هاجو» متعلق به ارتش اسرائیل، تعداد همجنس‌بازان درون ارتش این رژیم به شدت در حال افزایش است؛ تا جایی که ارتش اسرائیل از این حیث در رتبه نهم جهانی قرار گرفته است. طبق گزارش این مرکز ارتش نیوزلند در رتبه اول، هلند در رتبه دوم و ارتش انگلیس در رتبه سوم قرار دارد.

همجنس‌بازی در رژیم اسرائیل از سال ۱۹۸۸ قانونی شد و رژیم اسرائیل در سال ۲۰۰۶ شروع به قانونی کردن ازدواج همجنس‌بازان کرد؛ دو سال بعد در سال ۲۰۰۸ آن‌ها مجوز سرپرستی فرزند را دریافت کردند و در سال ۲۰۲۰ نیز پارلمان اسرائیل مجوز اجاره رحم برای آن‌ها را صادر کرد؛ با این حال هنوز ازدواج همجنس‌بازان کاملا به شکل قانونی در نیامده است.

همچنین به شکل روتین حضور نظامیان در تظاهرات و اعتراضات در اسرائیل ممنوع است، اما در سال ۲۰۱۶ نظامیان همجنس‌باز و دیگر اقلیت‌های جنسی در نامه‌ای خواستار حضور در رژه همجنس‌بازان شدند که این مجوز به آن‌ها داده شد، اتفاقی که با تعجب و اعتراض دیگر نظامیان مواجه شد و آن‌ها نیز خواستار دادن مجوز به آن‌ها برای حضور در اعتراضات و تظاهرات مدنی شدند.

یک سال بعد «شارون افک»، رئیس وقت دادستان نظامی اسرائیل به عنوان اولین مقام همجنس‌باز به طور علنی در بخش فرماندهی ارتش اسرائیل مشغول به فعالیت شد و به شکل علنی اعلام کرد که یک همجنس‌باز است.

در اقدامی دیگر پارلمان اسرائیل (کنست) در ابتدای ماه جاری میلادی قوانین مربوط به نظامیان همجنس‌بازان را تغییر داد و برای آن‌ها امتیازاتی همچون دیگر نظامیان در نظر گرفت. نمایندگان عمدتا راستگرای پارلمان اسرائیل قانونی را به تصویب رساندند که به موجب آن در صورت کشته شدن یک نظامی همجنس‌باز در جنگ غزه، شریک جنسی او به عنوان همسرش می‌تواند تسهیلات و مزایا دریافت کند!.

فساد اخلاقی در ارتش اشغالگر قدس البته به همجنس‌بازی محدود نمی‌شود، به طوریکه آمار تجاوز به نظامیان زن موجب نگرانی مقامات ارتش صهیونیستی شده است؛ در این راستا در آگوست گذشته افشای تجاوز یک فرمانده نظامی به ۲۱ سرباز زن موجب جنجال رسانه‌ای شد.

روزنامه یدیعوت آحارانوت سال گذشته در این زمینه گزارش داد که تاکنون بیش از ۱۵۰۰ مورد تجاوز جنسی در ارتش اسرائیل گزارش شده اما مقامات تنها به ۳۱ مورد رسیدگی کرده‌اند. در سال ۲۰۲۰ ، ۲۶ مورد آزار جنسی در ارتش اسرائیل گزارش شده بود و این میزان در سال ۲۰۲۱ به ۴۶ مورد رسید. البته منابع صهیونیستی اعلام کردند که این تعداد تنها مربوط به آن دسته تجاوزات جنسی است که قربانیان شکایت خود را ثبت کرده‌اند و بیشتر آمار مربوط به این تجاوزات بدون شکایت طرف‌های مربوطه پنهان می‌ماند.

طبق گزارش بانک جهانی، اسرائیل یکی از خطرناک‌ترین مکانها در دنیای غرب به حساب می‌آید و این امر ناشی از بی‌ثباتی و بی‌کفایتی مسئولان و عدم پاسخگویی آنها و میزان بالای فساد و نیز عدم اجرای قانون است.

در گزارشی نیز که وزارت امور خارجه آمریکا هر ساله در مورد وضعیت حقوق بشر در کشورهای مختلف جهان ارائه می کند، نشان داده شده است که در دولت اسرائیل نمونه‌های بارز نقض حقوق بشر به چشم می‌خورند. در رده بندی جهانی کشورهای دارای دموکراسی نیز، اسرائیل در بین 36 کشور حاضر در این رده بندی جایگاه بیستم را به خود اختصاص داده است.

دلایل شیوع فساد اداری در اسرائیل:

یکی از دلایل بروز فساد اداری و ناتوانی دولت اسرائیل در مهار آن، این است که 15 درصد فعالیتهای اقتصادی در اسرائیل با استفاده از سرمایه سیاه صورت می گیرد. این نشان می دهد که اسرائیل علاوه بر بلژیک و ایتالیا در صف اول کشورهای غربی قرار دارد که کیفیت درآمدها از چشم مقامات مالیاتی مخفی می‌ماند. اصطلاح سرمایه سیاه نشان دهنده حجم فعالیتهای مخفیانه اقتصادی است. این فعالیتها خرید و فروش مواد مخدر، شرط بندیها، تجارت زنان و تأمین اقدامات تروریستی را شامل می‌شود.

خفیف بودن مجازاتهای مربوط به فساد اداری یکی دیگر از دلایل همه گیر شدن این ویژگی در اسرائیل است، زیرا برملا شدن فساد اداری افراد، تنها مدتی خوراک تبلیغاتی جراید را فراهم آورده و نهایتا در قالب پرونده‌ای دیگر بایگانی می‌شود. مشارکت نابجای سیاستمداران، در فعالیتهای تخصصی نهادهای اداری، عامل دیگری است که لیندن اشتراوس در گزارش شش ماهه خود به عنوان یکی از عوامل دامن زننده به فساد اداری اسرائیل از آن نام می برد.

ناسالم بودن روند انتخابات در اسرائیل نیز عامل دیگری است که حاکمیت نظام دموکراتیک در این کشور را مورد تردید قرار می‌دهد. دولت اسرائیل که در زمره کشورهای توسعه یافته طبقه بندی می شود، صراحتا از امضای پیمان بین‌المللی مبارزه با فساد سرباز زده است، زیرا این پیمان مانع اعطای رشوه در جریان حصول توافقات امنیتی بین‌المللی است.

براساس یک نظرسنجی که در گزارش سالانه مؤسسه دموکراسی اسرائیل منتشر شد، 62 درصد از اسرائیلیها معتقدند که سرزمین‌های اشغالی با فساد زیادی روبه رو است.50 درصد آنها معتقدند هر کاندیدایی باید به منظور تصاحب یک پست بالا به فساد متوسل شود و تنها 10 درصد پاسخ دهندگان بر این باورند که سردمداران کشور نگران سعادت اسرائیل هستند.

الف ـ مصادیق ارتشاء و فساد مالی در میان رهبران سیاسی:

فساد اداری و مالی در جامعه بیمار صهیونیستی طی دهه‌های اخیر به اوج خود رسیده است. در این رابطه گرچه تلاش‌هایی برای مبارزه با فساد صورت گرفته که به حذف برخی چهره‌های سیاسی انجامیده است، اما فرار بسیاری از دولتمردان صهیونیستی از مجازات و اعمال نفود بسیاری از آنها برای جلوگیری از افشای پرونده‌های فساد مالی و اخلاقی آنها، روند مبارزه با فساد در سرزمین‌های اشغالی را با مشکل جدی مواجه کرده است.

آریل شارون نخست‌وزیر پیشین، دو بار به جرم فساد مالی و اخذ رشوه از طرف پلیس مورد بازجویی قرار گرفت. فرزندان وی (گیلعاد و عمری) و همچنین ایهود اولمرت نخست‌وزیر بعد از شارون و حتی بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر کنونی نیز به همین جرم بازجویی شده‌اند.

در سال 2007 نیز آوراهام هیرچسون وزیر دارایی اسرائیل به اختلاس از اتحادیه کارگران ملی متهم شده است. از جمله افراد دیگری که در اسرائیل مرتکب فساد مالی شده‌اند، وایزمن رئیس سابق رژیم صهیونیستی، شیمون شوز مدیر کل دفتر اسحاق رابین نخست وزیر اسبق اسرائیل، بنیزی نماینده مذهبی حزب شاس، آریل درعی (در زمان تصدی رهبری شاس)، دالیا ایتسیک نماینده سابق حزب کارگر، زاهی هنگبی وزیر سابق محیط زیست، موشه کرت رئیس صنایع هوایی و صالح طریف اولین وزیر عرب در کابینه اسرائیل و عضو حزب کارگر می‌باشند.

1.فساد مالی آریل شارون:

آریل شارون نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونیستی، نخستین بار در سال 1999 از طرف پلیس مورد بازجویی قرار گرفت و معلوم شد که در سال 1997 وی سفری به روسیه، هدفی غیر از مسائل دولتی داشته است. اتهام وی در این زمان این بود که برای کمک به یک تاجر اسرائیلی به نام آویگدور بن کال، سفر رسمی (با استفاده از بودجه دولت) به روسیه داشته تا یک قرارداد چند میلیون دلاری گاز طبیعی را نصیب این فرد کند و در مقابل، قرار بود این تاجر که بازنشسته ارتش اسرائیل است، در جریان شکایت آریل شارون از یک روزنامه اسرائیلی شهادت دروغ بدهد. چند سال بعد برای دومین بار آریل شارون، دو فرزند وی (گیلعاد و عمری) و ایهود اولمرت قائم مقام وقت نخست وزیر در مظان اتهام اخذ رشوه از داوید اپل بازرگان اسرائیلی قرار گرفتند که به موجب پیشبرد مقاصد معاملاتی خود به افراد مذکور رشوه داده بود.

ماجرای معروف به "ماجرای کرن" نیز از دیگر مواردی بود که پرده از فساد مالی شارون برداشت. در این پرونده، شارون متهم بود که کمکهایی به مبلغ 7/1 میلیون دلار از "سیریل کرن" تاجر مقیم آفریقای جنوبی و دوست قدیمی خود برای فعالیتهای سیاسی - انتخاباتی نخست وزیری گرفته است، در حالی که طبق قوانین رژیم صهیونیستی پذیرفتن کمکهای خارجی برای فعالیتهای سیاسی داخلی ممنوع است.

شرکت سیکامور رانچ (Sicamor Ranch)نیز که متعلق به آریل شارون بود، نیز متهم شد که بدون کسب مجوز از اداره اراضی اسرائیل و بدون ثبت مشخصات ارضی، اقدام به تملک غیرقانونی صدهاجریب زمین در منطقه نقب کرده است.

  1. پرونده‌های فساد و کلاهبرداری ایهود اولمرت

پروژه هالی‌لند (سرزمین مقدس) در اراضی اشغالی سال 1948 در بیت المقدس، سبب بازگشایی پرونده‌ای شد که از آن با عنوان بزرگترین پرونده فساد در تاریخ رژیم صهیونیستی یاد می‌شود.
هالی لند، مربوط به ساخت واحدهای فاخر و لوکسی است که در جنوب غربی قدس اشغالی بنا شده و شکل ظاهری آن با بافت منطقه مذکور کاملا متفاوت است.


پلیس رژیم صهیونیستی معتقد است که یک شرکت ساختمانی‌، از سال 1999 تا سال 2008 میلادی به کارکنان و مسئولان عالی‌رتبه شهرداری قدس مبالغی رشوه داد. دادگاه مرکزی تل آویو در همین رابطه ایهود اولمرت را به دریافت 921 هزار دلار رشوه از سازندگان مجتمع عظیم مسکونی هالی لند در زمان تصدی شهرداری قدس متهم کرد.
اولمرت پیش از این نیز به اتهام پولشویی از طریق حساب‌های بانکی دخترش و 2 مورد قضایی دیگر تحت پیگرد قرار گرفته بود، اما از همه این موارد تبرئه شده بود.
این بار اما مدارک کامل و متقنی در مورد اتهامات فساد اولمرت وجود داشت. «اوری لوبولیانسکی» شهردار سابق قدس که تا سال 2003 متصدی این پست بود، به اتهام دریافت رشوه به مقدار 600 هزار یورو بازداشت شد و اعتراف کرد که اولمرت در این فساد مالی دخیل بوده و مسئول آن است.

موریس تالانسکی بازرگان میلیونر آمریکایی نیز در دادگاه به پرداخت مبالغ هنگفتی به اولمرت اعتراف کرد.
اولمرت خودش نیز در دادگاه اعتراف کرد که زمانی که شهردار بیت المقدس بود، در رسوایی بزرگ مربوط به خرید و فروش ملک در این شهر دست داشته و رشوه دریافت کرده است. وی از سال 1993 تا 2003 شهردار بیت المقدس بود.
نخست‌وزیر مستعفی رژیم اسرائیل به همراه دوازده تن دیگر از مسئولان بلندپایه شهرداری بیت المقدس در این پرونده تحت پیگرد قرار داشتند که سه تن از متهمان پرونده به دستور مقامات قضایی تبرئه شدند.

  1. فساد و رسوایی نتانیاهو و همسرش:

نتانیاهو سومین نخست وزیر پیاپی رژیم صهیونیستی است که به فساد مالی و اداری متهم شده است. در سال 1999 یعنی همان سالی که وایزمن استعفا کرد، بنیامین نتانیاهو و همسرش در دو پرونده رسوا شدند؛ یکی دریافت غیرقانونی و بدون مجوز هدایا از رهبران مختلف جهان و دیگری سوء استفاده مالی از پست دولتی و دریافت رشوه از یک تاجر اسرائیلی. اما دادستانی ‌کل درصدد برآمد توصیه پلیس را نادیده گرفته و کیفرخواستی را در این زمینه ارائه ندهد.

فاکتورسازی به‌عنوان هزینه‌های رسمی نخست وزیر، سوء استفاده از حساب رسمی نخست ‌وزیری برای اداره و تعمیرات خانه‌های شخصی، استخدام پرستار خصوصی برای پدرش با بودجه حکومتی، استخدام برخی افراد با حقوق‌های نامتعارف و سوءاستفاده از جایگاهش از جمله مواردی است که پرونده فساد مالی "سارا نتانیاهو" همسر "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر رژیم صهیونیستی را سنگین کرده است.

بر اساس گزارش وزارت دادگستری رژیم صهیونیستی، کیفرخواستی تنظیم شده که سارا نتانیاهو در آن متهم است در طول سه سال 350 هزار شیکل (تقریباً 100 هزار دلار) از اموال دولتی را برای سفارش غذا از رستوران‌های گران‌قیمت هزینه کرده است. این در حالی است که با توجه به اینکه اقامتگاه نخست‌وزیری آشپز رسمی دارد، تهیه غذا از هر مکانی به ‌دلایل امنیتی و تشریفاتی ممنوع است.

ماجرای زیردریایی‌های آلمانیمهم‌ترین پرونده‌ای است که نتانیاهو و کابینه‌اش با آن دست به گریبان هستند. ابعاد خارجی این پرونده و جایگاه شخصیت‌های نظامی که در این قضیه دست دارند، از عوامل اهمیت این پرونده است. این پرونده در اسرائیل به قضیه 3000 معروف شد.


:: بازدید از این مطلب : 320
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 25 آبان 1402

فهرستی از شرکت‌های صهیونیستی یا شریک در اشغالگری رژیم اشغالگر اسرائیل را منتشر کردند، آن هم در شرایطی که درخواست‌ها در کشورهای اسلامی برای تحریم اقتصادی اسرائیل و اعمال فشار بر اقتصاد این رژیم و شرکت‌های حامی آن شدت گرفته است.

چه شرکت‌هایی حامی اقتصادی رژیم صهیونیستی هستند؟

 

  فهرستی از محصولات و برندهایی که در بازارهای جهانی یافت می‌شوند و به طور مستقیم از اشغالگری اسرائیل و شهرک‌سازی و آپارتاید این رژیم و آوارگی فلسطینیان حمایت می‌کنند، در وب سایت جنبش تحریم  BDS  منتشر شده که در ادامه آمده است:

اچ پی

شرکت اچ پی، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های چند ملیتی و فعال در زمینه فناوری اطلاعات است که به استفاده اسرائیل از سیستم شناسایی بیومتریک  برای محدود کردن رفت و آمد فلسطینی‌ها کمک می‌کند.

شرکت‌های دارای برند HP فناوری‌هایی را ارائه می‌کنند که اسرائیل از آن برای حفظ آپارتاید، اشغالگری و شهرک‌سازی علیه مردم فلسطین استفاده می‌کند.

زیمنس و نکسانز
شرکت آلمانی زیمنس، در پروژه آپارتاید اسرائیل و شهرک سازی‌های غیرقانونی اسرائیل نیز شریک است آن هم  از طریق ساخت خطوط اتصال که شبکه برق اسرائیل را به شبکه برق اروپا متصل می‌کند و به شهرک‌های غیرقانونی ایجاد شده در زمین‌های فلسطین اجازه می‌دهد از تجارت برق تولید شده از گاز فسیلی بین اسرائیل و اتحادیه اروپا بهره‌مند شوند.

همچنین مشخص شده که شرکت خدمات برق نروژی نکسانز Nexans اخیراً قرارداد بخش کابل‌های اتصال رژیم صهیونیستی را منعقد کرده است . در 19 ژوئیه، Nexans در وب سایت خود اعلام کرد که این خط در اعماق بیش از 3000 متر از کف دریای مدیترانه امتداد خواهد داشت. کابل های زیردریایی به صورت عمده در تاسیسات شرکت Nexans  در Halden (نروژ) و Futtsu (ژاپن) ساخته می‌شوند و توسط کشتی های کابل کشی پیشرفته Nexans Aurora و Nexans Skagerrak نصب می‌شوند.

شرکت بیمه آکسا
شرکت فرانسوی فعال در حوزه بیمه آکسا، در بانک‌های رژیم صهیونیستی سرمایه‌گذاری می‌کند که سرقت زمین‌ها و منابع طبیعی فلسطین را تامین مالی می کنند.

جنبش BDS توصیه می‌کند از خرید بیمه نامه با AXA خودداری کنید، یا اگر در حال حاضر بیمه نامه‌ای با آنها دارید، سعی کنید آن را لغو کنید.

در 14 ژوئن، بیانیه کمیته ملی فلسطین برای بایکوت اسرائیل (BNC) اعلام کرد که شرکت بیمه چندملیتی فرانسوی AXA به سرمایه گذاری 15.6 میلیون دلاری در بانک‌های اسرائیل، بانک هاپوالیم (6.53 میلیون دلار)، بانک لئومی (5.63 میلیون دلار)، بانک دیسکونت (3.08 میلیون دلار) و بانک مزراحی تفاهت (600 هزار دلار) ادامه می‌دهد.
شرکت پوما(Puma)
پوما حامی مالی فدراسیون فوتبال رژیم صهیونیستی است که شامل تیم‌هایی از شهرک‌های غیرقانونی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی فلسطین است.
پوما به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان پوشاک ورزشی در جهان و تنها حامی بین‌المللی فدراسیون فوتبال اسرائیل است که به گفته دیده‌بان حقوق بشر، شامل باشگاه‌های فوتبال مستقر در شهرک‌های غیرقانونی اسرائیل است.

بر اساس گزارش BDS، دارندگان مجوز انحصاری فعلی و قبلی پوما در اسرائیل در شهرک‌های غیرقانونی صهیونیست‌نشین فعالیت دارند.

حمایت پوما از فدراسیون فوتبال رژیم صهیونیستی حمایت از دخالت مستقیم آن را در نقض حقوق بشر و قوانین بین‌المللی محسوب می شود و به سیستم شهرک‌سازی اسرائیل اجازه ادامه و گسترش می‌دهد.
شرکت‌های سودا استریم (SodaStream ) و ادن اسپرینگز(Eden Springs)
به گفته جنبش‌های تحریم رژیم صهیونیستی، سودا-استریم، کمپانی تولید دستگاه‌‌های خانگی تهیه آب و نوشابه گازدار در اسرائیل در سیاست این رژیم برای آواره ساختن شهروندان بومی فلسطینی در سرزمین‌های اشغالی النقب نقش داشته و شریک دیرینه این رژیم در بدرفتاری و تبعیض علیه کارگران فلسطینی بوده است.

Eden Springs  نیز همچنین در بسیاری از کشورهای جهان آب معدنی می فروشد و یک کارخانه آب معدنی در بلندی‌های جولان اشغالی سوریه راه اندازی کرده است.

میوه‌ها و سبزیجات اسرائیلی

صادرات عمده اسرائیل میوه‌ها و سبزیجات هستند که در زمین‌های غصب شده از فلسطینی ها کشت می‌شوند. صادرات اصلی اسرائیل شامل خرما، آووکادو و فلفل رنگی است.
در حالی که قوانینی وجود دارد که همه بازرگانان و واردکنندگان را ملزم می‌کند که برچسب کشور مبدا را روی کالا بگذارند، گاهی اوقات محصولات اسرائیلی با دستکاری در داده‌های کشور مبدأ از طریق یک کشور واسطه به کشورهای عربی صادر می شود.
کاترپیلار(CAT) و آهاوا( Ahava)
نیروهای اشغالگر از بولدوزرهای  شرکت صنایع سنگین آمریکایی کاترپیلار  CAT برای تخریب منازل فلسطینی‌ها و مزارع آنها استفاده می‌کنند و همچنین از آنها در جرایم اسرائیل در غزه استفاده کرده است. این شرکت یک بولدوزر مستحکم را به طور خاص برای ارتش اسرائیل طراحی کرده است.

لوازم آرایشی آهاوا نیز به منابع طبیعی که به طور غیرقانونی از سواحل بحر المیت در سرزمین‌های اشغالی فلسطین استخراج می‌شود، متکی است. این یکی از شناخته شده ترین شرکت های صادرکننده اسرائیلی در جهان است، زیرا محصولات آن نه تنها در فروشگاه‌ها به فروش می‌رسد، بلکه از طریق اینترنت نیز به بازار عرضه می‌شود و از طریق دفتر مرکزی خود در بریتانیا، خدمات ارسال را به تمام کشورهای از جمله کشورهای عربی ارائه می‌دهد.

هیوندای  Hyundai
مقامات رژیم صهیونیستی از بولدوزرهای صنایع سنگین هیوندای برای شهرک‌سازی و فعالیت به طور خاص در منطقه صنعتی شهرک صهیونیست‌نشین برکان استفاده می‌کنند. تجهیزات این شرکت همچنین برای تخریب خانه‌های فلسطینی‌ها به ویژه در قدس و نقب و همچنین برای تخریب منازل در جولان اشغالی سوریه استفاده می‌شود.

 

هوموس  صبرا Sabra

Sabra Hummus یک سرمایه گذاری مشترک بین PepsiCo و Strauss Group، یک شرکت غذایی اسرائیلی است که از ارتش اسرائیل حمایت مالی می‌کند.

 بسیاری از شرکت‌های مطرحی که در زندگی روزمره ما حضور پررنگی دارند؛ مستقیم یا غیرمستقیم پیوندی با اقتصاد رژیم صهیونیستی داشته و با کمک‌های خود، سوخت موشک‌های این رژیم علیه کودکان فلسطینی را تأمین می‌کنند. 

شرکت «کوکاکولا» یکی از شرکت‌های چندملیتی طرفدار رژیم صهیونیستی است و سالانه ۱۷% از درآمد خود را به پروژه ارض موعود صهیونیست‌ها اختصاص می‌دهد. کوکاکولا در سال ۱۹۶۶ با تأسیس یک کارخانه در فلسطین اشغالی ضمن شکستن تحریم اقتصادی اعراب علیه رژیم صهیونیستی، گام مهمی را در تثبیت این رژیم برداشت. وزارت خارجه رژیم اشغالگر قدس در روزنگاری که در این سال منتشر کرده، شش واقعه را حیاتی خوانده است. مخالفت صریح شرکت کوکاکولا با تحریم رژیم صهیونیستی از سوی کشورهای اسلامی یکی از این وقایع است.

روزنامه هاآرتص در تاریخ ۱۹ جولای ۲۰۰۲ اعلام کرد کوکاکولا در ازای کمک‌های میلیونی دولت رژیم اشغالگر قدس (در قالب حدود ۵۰ میلیون دلار معافیت مالیاتی)، می‌خواهد یک کارخانه جدید در فلسطین اشغالی در شهرک «کیریات گات» جهت به‌کارگیری ۷۰۰ صهیونیست بسازد.

در سال ۲۰۰۳ نیز آژانس یهودی دیاسابورا، با انتشار گزارشی، از حمایت گسترده شرکت‌های بزرگ جهان به صهیونیسم و رژیم صهیونیستی پرده برداشت. در این گزارش آمده است شرکت‌های نوشابه‌سازی کوکاکولا و پپسی، هر کدام معادل ۳/۲ میلیارد دلار در سال برای تحقق آرمان‌های این آژانس کمک می‌کنند که این رقم ۴/۵ % کل فروش سالانه این شرکت‌ها که بالغ بر ۷۰ میلیارد دلار است را تشکیل می‌دهد. 

شرکت پپسی نیز تا سال ۱۹۹۱ به تحریم این رژیم از سوی کشورهای عربی پایبند بود؛ ولی ازآن‌پس تجارت خود را با این رژیم از سر گرفت و چنان که ذکر شد هم اکنون در ردیف حامیان مالی این رژیم محسوب می‌شود.

نستله نیز در سال ۱۹۹۸ میلادی، جایزه جوبیلی (Jubilee Award) را از دست بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، دریافت کرد. این جایزه به بزرگ‌ترین شرکت‌های تأمین‌کننده اقتصاد رژیم صهیونیستی اعطا می‌شود.

علاوه بر این شرکت‌ها، پویش‌های مختلف تحریم دولت اشغالگر قدس، فهرستی از برندهای تجاری مشهوری را تهیه کردند که آشکارا حمایت خود را از رژیم اشغالگر اعلام کرده یا با شرکت‌های آمریکایی، اروپایی و آسیایی ارتباط دارند که کشورهایشان از جنگ رژیم صهیونیستی حمایت کردند.

این فهرست شامل رستوران مک‌دونالد، هاردیز، برگر کینگ و مشروبات نستله، کوکاکولا، لیپتون، استارباکس، خودروهای هیوندای، کره جنوبی، مواد شوینده با برند «تاید» و «آریل» و لوازم آرایشی آمریکایی «کایلی جنر» و «لوریا» و شرکت فناوری اطلاعات «اچ پی» و شرکت IBM که سخت‌افزار رایانه، میان‌افزار و نرم‌افزار را تولید و به بازار عرضه می‌کند و پوشاک و لوازم ورزشی با مارک‌های و «Nike» و «Puma» است.

رفعت سید احمد، کارشناس در موضوع مناقشه اعراب و رژیم صهیونیستی و رئیس مرکز پژوهش‏های یافای مصر نیز می‌گوید تحریم اقتصادی سلاحی است که در جریان انتفاضه سال ۲۰۰۰ فلسطین کارساز بودن خود را ثابت کرده است؛ به‌نحوی‌که حدود ۷۵۰ میلیون دلار به کالاهای آمریکایی زیان دهد.

با یک جست‌وجوی کوچک می‌توانیم کالاهای اسرائیلی که در بازار ایران نیز فراوان است را پیدا کنیم؛ سرلاک، کیت کت، مگی، کافی میت، نسکافه، کوکاکولا، پپسی، دنت، دامستوس و داو.

به نظر می‌رسد گروه‌های مردمی می‌توانند با تشکیل کمپین حذف محصولاتی که مستقیم یا غیرمستقیم بر اقتصاد رژیم صهیونیستی تأثیرگذار هستند از سبد خرید خانوارها، ضربه کاری برای ضعیف ساختن رژیم صهیونیستی به اقتصاد او بزنند تا سوخت موشک‌هایی که روزانه بیش از ۱۰۰ نفر را در نوار غزه به شهادت می‌رساند به‌زودی به پایان برسد.

*   *     *  بیشتر بدانیم

شرکت نوکیا NOKIA

این شرکت حضور خود در اسراییل را با یک سرمایه‌گذاری ۵۰۰میلیارد دلاری در سال ۱۳۷۹ آغاز کرد و بخش عمده‌ی این سرمایه در اختیار شرکت‌های اسراییلی قرار گرفته است.نوکیا چند مجتمع تحقیقاتی و صنعتی را در سرزمین‌های اشغالی راه‌اندازی کرده و بخشی از فرآیند طراحی و تولید محصولاتی مانند باتری گوشی‌های تلفن همراه در این مجتمع‌ها انجام می‌شود.

شرکت اینتل Intel corp

اینتل یک واحد توسعه‌ی خود را در سال ۱۳۵۳ در حیفا و یک مجتمع تولید ریزپردازنده را در سال ۱۳۶۴ در قدس بنا نهاد. این واحدها نخستین مراکزی بودند که این شرکت خارج از مرزهای ایالات متحده ایجاد کرده بود.

شرکت نستله Nestle

شرکت نستله که بزرگترین تولیدکننده‌ی مواد غذایی دنیا محسوب می‌شود، به پاس خدماتش به رژیم اشغال‌گر قدس، جایزه‌ی جوبیلی را از نتانیاهو (نخست‌وزیر وقت اسراییل) گرفته است. این شرکت بیش از دویست‌میلیارد تومان در اسراییل سرمایه‌گذاری کرده و در مقابل این خوش‌خدمتی، سالانه حدود بیست و چهارمیلیارد تومان کمک مالی از ایالات متحده دریافت می‌کند.

نشان‌های وابسته: نسکافه، کافی‌میت، نان، سرلاک، مگی

شرکت کوکا کولا Coca Cola

وزارت خارجه‌ی رژیم اشغال‌گر قدس در روزنگاری که برای سال ۱۳۴۵ منتشر کرده، شش واقعه را حیاتی خوانده است. مخالفت صریح شرکت کوکاکولا با تحریم اسراییل از سوی کشورهای اسلامی یکی از این وقایع است.

نشان‌های وابسته: کوکاکولا، فانتا، آب معدنی داسانی، خوشگوارکوکا، خوشگوار پرتقالی

شرکت آی بی ام IBM

شرکت آی‌بی‌ام یک‌سال پس از اعلام تشکیل دولت اسراییل نخسیتن سرمایه‌گذاری‌هایش را در سرزمین‌های اشغالی شروع کرد و در سال ۱۳۸۱، به پاس نیم‌قرن خدمات چشمگیرش به این دولت، جایزه‌ی سفیر را از شیمون پرز (نخست‌وزیر پیشین اسراییل) دریافت نمود.

شرکت بابیلون Babylon Ltd

شرکت سازنده و ناشر فرهنگنامه‌ی بابل (که به اشتباه بابیلون خوانده می‌شود؛ در حالیکه بابیلون برگردان انگلیسی واژه‌ی بابل است) که این روزها نام کمابیش شناخته‌شده‌ای است، در سال ۱۳۷۵ در سرزمین‌های اشغالی تاسیس شده است. این شرکت هم‌اکنون با به‌کارگیری حدود هشتاد نفر، دفاتری در اسراییل و آلمان دارد.

شرکت تیمبرلند Timberland

جفری سوارتز مدیرعامل و رییس هیات‌ مدیرهی شرکت در پایان یک سفر چهارروزه به سرزمین‌های اشغالی، در گفتگو با نشریه‌ی یهودی جروزالم‌پست تاکید کرد که اسراییل باید پیامش را به گوش جهانیان برساند.شرکت تیمبرلند بیش از بیست فروشگاه در سرزمین‌های اشغالی دایر کرده و یکی از تولیدکنندگان پوتین‌های سربازان ارتش رژیم اشغالگر قدس است.

شرکت تایم وارنر Time Warner

همان‌گونه که از نامش پیداست، این شرکت نتیجه‌ی پیوستن چند شرکت رسانه‌ای آمریکایی به یک‌دیگر است. شرکت‌هایی همچون برادران وارنر، تایم و AOL که هرکدام در رشته‌ی خود یکی از بزرگترین‌ها بودند.تایم وارنر جایزه‌ی جوبیلی را به پاس پشتیبانی طولانی و همه‌جانبه از اسراییل، از بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر پیشین این رژیم) دریافت کرده است.

شرکت والت دیسنی WaltDisney

شرکت سرمایه‌گذاری خانواده‌ی دیسنی، بیش از پانصدمیلیارد تومان در سرزمین‌های اشغالی سرمایه‌گذاری کرده است. این شرکت اعلام کرده که می‌خواهد فعالیت اقتصادی جدیدی را آغاز کند که حجم آن دست‌کم دویست و پنجاه‌میلیارد تومان است . شرکت نیوز یکی از بزرگترین مجموعه‌های رسانه‌ای دنیاست که بیش از ۱۷۵ روزنامه و دهها شبکه‌ی تلویزیونی و رادیویی را در اختیار دارد. روپرت مرداخ، مالک این غول رسانه‌ای که به گورکن کثیف مشهور است، به تازگی سرمایه‌گذاریهای سنگینی را در سرزمین‌های اشغالی آغاز کرده است.

شرکت سارالی Sara Lee

سارالی بزرگترین تولیدکننده‌ی پوشاک دنیاست. این شرکت مالک بیش از چهل‌درصد سهام شرکت دلتاجلیل (بزرگترین تولیدکننده‌ی پوشاک اسراییل) و مهم‌ترین شریک تجاری آن است. تولیدات این شرکت با عناوین و نشان‌های مختلفی در کشورهای مختلف به فروش می‌رسد.

شرکت دلتا جلیل DELTA GALIL

داو لاتمن یکی از دوستان نزدیک ایهود باراک (نخست‌وزیر پیشین اسراییل) است. او دلتاجلیل را در سال ۱۳۵۴ در اسراییل بنا نهاد و هم‌اکنون مهمترین سهام‌دار و مدیر آن است. سارالی (بزرگترین شرکت تولیدکننده‌ی پوشاک دنیا) دومین سهام‌دار دلتا و شریک اصلی آن محسوب می‌شود.هوارد شولتز مدیرعامل شرکت، از سوی یکی از موسسات یهودی به عنوان «پشتیبان صهیون» مورد تقدیر قرار گرفت. یکی از مقامات وزارت امور خارجه‌ی رژیم صهیونیستی نیز فعالیت یهودیان ثروتمندی چون شولتز را یکی از عوامل موفقیت تبلیغاتی اسراییل می‌داند.

شرکت اوریل L’OREAL

اسراییل مرکز منطقه‌ای این شرکت در جنوب غربی آسیاست. کنگره‌ی یهودیان آمریکا در بیانیه‌ای خشنودی خود را از پشتیبانی شرکت L’oreal از دولت اسراییل اعلام کرده است.

شرکت لیمیتد برندز Limitedbrands

لس وگزنر، بنیان‌گذار، مدیرعامل و رییس هیات مدیره‌ی شرکت، یکی از اعضای کمیته‌ی اِمِت است. این کمیته یک «اتاق جنگ رسانه‌ای» است که برای اطمینان از پوشش رسانه‌ای حوادث جهانی به سود اسراییل تشکیل شده است.

آنچه مسلم است مصرف کالاهای اینچنینی می تواند طول عمر این زالوی بزرگ را افزایش دهد و زمینه را برای افزایش بودجه های نظامی رژیم غاصب صهیونیستی فراهم کند، حال سوال اینجاست که ما چقدر می توانیم با تحریم این کالاها جلوی بزرگ شدن این غده سرطانی را بگیریم و مسئولین چقدر در جلوگیری از واردات این کالاها باید حساس باشند و جلوی ورود این کالاها را بگیرند؟


:: بازدید از این مطلب : 274
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 24 آبان 1402
کسانی که هنوز در محکومیت کودک‌کشی اسرائیل تردید دارند، اگر بدانند این کشتار مطابق با آموزه‌های صهیونیست‌ها مجاز یا حتی لازم است، موضع متفاوتی خواهند گرفت. آنها که به جای «مرگ بر اسرائیل» شعار «مرگ بر جنگ» می‌نویسند تصور می‌کنند در هیچ مکتبی کودک‌کشی جایز نیست و کودکان در جنگ‌ غزه ناخواسته و بدون دستور قبلی کشته می‌شوند. اما این طور نیست. کتاب‌ها و مکاتب صهیونیستی، کودک‌کشی را مجاز یا حتی لازم می‌دانند.
صهیونیست‌ها نخست با تحریف تورات اندیشه‌های کودک‌کشی را در نسخه تحریف‌شده این کتاب گنجانده‌اند. این کتاب که بیش از هر کتابی در غرب منتشر و خوانده شده است، نخستین کتابی است که بارها از قتل عام کودکان و زنان به عنوان بخشی از روش جنگی بنی‌اسرائیل دفاع کرده است. در این کتاب نژاد و خون معیار برتری بنی‌اسرائیل است و زنان و کودکان سایر اقوام و نژادها محکوم به مرگ یا بردگی برای این قوم هستند. به این عبارات توجه کنید: 
«خداي تو، بندة خود موسي را امر کرده بود که تمامي اين زمين را به شما بدهد، و همة ساکنان زمين را پيش روي شما هلاک کند.» (يوشع، 10:‌25) «پس الان هر ذکوري از اطفال را بکشيد و هر زني را...» (اعداد، 31:‌17) «ايشان را بالکلّ هلاک کن، و با ايشان عهد مبند و بر ايشان ترحم منما... زيرا تو براي يهوه، خدايت، قوم مقدس هستي. يهوه خدايت تو را برگزيده است تا از جميع قوم‌هايي که بر روي زمين‌اند، قوم مخصوص براي خود او باشي.» (تثنيه، 7:‌3-7) 
این دستور به نسل‌کشی مدام تکرار می‌شود و این کتاب داستان‌های کودک‌کشی را با افتخار از زبان بنی‌اسرائیل گزارش می‌کند: «مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کرديم که يکي را باقي نگذاشتيم.» (تثنيه، 214، 2:‌34 و 3:‌6 و استر، 8:‌11) «و هر آنچه در شهر بود از مرد و زن و جوان و پير و حتي گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشير هلاک کردند. (يوشع، 6:‌21) «و شهر را با آنچه در آن بود به آتش سوزانيدند.» (يوشع، 6:‌24) 
این نمونه‌های تاریخی به اندازه‌ای زیاد است که تورات تحریف شده در بسیاری از جنگ‌ها به جای اینکه به کودک‌کشی دستور بدهد، فقط اشاره می‌کند که همان گونه رفتار کن که با سایر اقوام باید رفتار کنی: «و به عاي و ملکش به طوري که به اريحا و ملکش عمل نمودي بکن.... پس شهر را به آتش بسوزانيد» (يوشع، 8:‌2 و 9) «و ايشان را مي‌کشتند به حدي که کسي از آنها باقي نماند و نجات نيافت.» (يوشع، 8:‌22) «آن را با همة کساني که در آن بودند، هلاک ساخت.... و همة شهرهايش را گرفت و ايشان را از دم شمشير زدند و همة کساني را که در آن بودند هلاک ساختند و او کسي را باقي نگذاشت.» (ـيوشع، 10:‌37- 39) «و يوشع ايشان را با شهرهاي ايشان بالکلّ هلاک کرد.» (يوشع، 11:‌21)
سلاح‌های کشتار جمعی بر اساس همین الگو و برای نابودی مدنیت طراحی شده است. با اینکه تکنولوژی امروز بشر امکان جنگ با کمترین کشتار و تخریب را فراهم کرده است، اما هدف جنگ‌های مدرن نابودی شهرها و کشتار زن و مرد و جوان است. در این الگوی جنگ حتی حیوانات نیز باید نابود شوند تا رعب و هراس در دلها ایجاد شود و امکان تسلط بر جهان فراهم شود. 
این بخش‌ها از نسخه تحریف‌شده تورات که در آن بنی‌اسرائیل از نژادگرایی دفاع می‌کنند و به کودک‌کشی افتخار می‌کنند، تحریفی آشکار در دین حضرت موسی علیه‌السلام است و خلاف عقل و اخلاق و در برابر آموزه‌های الهی و توحیدی است. در ادیان الهی برتری انسان‌ها به خون و نژاد نیست. تمام انسان‌ها از نگاه دین از نسل یک پدر و مادر هستند، خدای واحدی دارند که به رحمت و مهربانی امر می‌کند و هر انسانی با پذیرش این حقیقت و عمل به اخلاق و احکام الهی می‌تواند به سعادت برسد. 
ساموئل اسرائيلي نيز معتقد بود 
برخي از انسان‌ها ذاتا برده هستند
صهیونیست‌ها که فقط نژاد خودشان را اهل سعادت می‌دانند، هیچ گاه نمی‌توانند دیگر اقوام را با صراحت دعوت کنند که این باور را بپذیرند. آنها در عوض مکاتبی را ترویج می‌دهند که با آنها می‌توانند از این بخش از باورهای تورات تحریف شده دفاع کنند. متفکرین یهود در این مکاتب ابتدا با صراحت از نژادگرایی دفاع می‌کردند. به عنوان نمونه در قرن 12 ابن ميمون تصريح مي‌کرد که ترک‌ها و ساير کساني که در نقاط دور زمين زندگي مي‌کنند هر چند از بوزينه برتر هستند، اما فاقد عقل هستند و انسان تلقي نمي‌شوند.۱ ساموئل اسرائيلي۲ نيز معتقد بود برخي از انسان‌ها ذاتا برده هستند اما مکاتب بعدی با این صراحت از نژادگرایی دفاع نمی‌کنند و به گونه‌ای تنظیم شده‌اند که به طور غیر مستقیم نه تنها از نژادگرایی که حتی از کودک‌کشی نیز دفاع می‌کنند. 
به عنوان نمونه در فلسفة مدرن مکاتب زیادی تولید شده است که از شکاکیّت و نسبی‌گرایی اخلاقی و تکثرگرایی دفاع می‌کنند. اگر شکاکیت درست باشد تمام قضاوت‌های انسانی مورد تردید خواهند بود و هیچ کسی با قطعیت نمی‌تواند ادعا کند «کودک‌کشی بد است». نسبی‌گرایی نیز به این معناست که هر قوم و جامعه‌ای حق دارد ارزش‌ها و باورهای خود را داشته باشد. در این صورت نمی‌توان انتظار داشت صهیونیست‌ها بر اساس ارزش‌های سایر اقوام رفتار کنند و این حق آنهاست که بر اساس مکتب خودشان کودک‌کشی را مجاز بدانند. 
متفکرینی که سال‌هاست از شک و نسبیت و تکثرگرایی دفاع می‌کنند هیچ گاه نمی‌توانند کودک‌کشی را محکوم کنند
تکثرگرایی نیز به این نتیجه می‌رسد که تکثری از نظام‌های اخلاقی وجود دارد که هیچ یک برتر از دیگری نیست. در این صورت نژادگرایی و کودک‌کشی نیز می‌تواند بخشی از نظام‌های اخلاقی متکثر باشد. در تکثرگرایی نیز دیگران نمی‌توانند با تکیه بر نظام فکری خودشان قومی را محکوم کنند که خود را نژاد برتر می‌داند. متفکرینی که سالهاست از شک و نسبیت و تکثرگرایی دفاع می‌کنند این روزها ناخواسته و نادانسته در تلة صهیونیست‌ها گرفتار هستند و بر اساس مبانی فکری خود هیچ گاه نمی‌توانند کودک‌کشی را محکوم کنند. این دسته از متفکرین بدون اینکه از مزایای برتری نژادی ادعائی صهیونیست‌ها برخوردار باشند، در هزینه‌های آن شریک هستند. نگاه مادی به انسان و پراگماتیسم نیز مکاتب رایج در دوران معاصر هستند که در نهایت به همین نتیجه می‌رسند. در نگاه مادی ادعا می‌شود انسان یک جسم است و رفتار هر انسانی حاصل نیروهایی مادی است که تحت کنترل او نیست. اگر نگاه مادی درست باشد و کودکان یک جسم بدون روح باشند صهیونیست‌ها حق دارند مانند یک ربات با آنها برخورد کنند. آنها می‌توانند با تکیه بر نگاهی مادی استدلال کنند که قطعه‌قطعه کردن یک ربات که کار بدی نیست. به ویژه اگر این رفتار توسط کسی انجام شود که او نیز یک جسم است و تحت تأثیر نیروهای مادی و بدون هیچ آزادی و اختیاری این کار را انجام می‌دهد. در برخورد اجسام آنچه ضعیف و شکننده است ماندگار نیست. از نگاه مادی جنگ نیز برخورد دو نیروی مادی است که در آن نیروهای ضعیف یعنی کودکان و بیماران به حکم قوانین جبری محکوم به نابودی هستند. 
پراگماتیسم نیز یکی از آخرین مکتب‌های فکری معاصر است که قوانین اخلاق را بر اساس سود و فایده تنظیم می‌کند. در این مکتب هر رفتاری که در آن سود و فایده‌ای باشد مجاز و بلکه لازم است. صهیونیست‌ها با تکیه بر این مکتب می‌توانند استدلال کنند که اکنون در غزه کودک‌کشی برای آنها سود و فایده دارد و برای آنها حتی تخریب بیمارستان‌ها نیز در عمل مفید است. بسیاری از کسانی که از پراگماتیسم آمریکایی دفاع می‌کنند اکنون هنگام مشاهدة صحنه‌های کودک‌کشی دچار تضادی فکری می‌شوند و متوجه می‌شوند که ناخواسته گرفتار دام صهیونیسم بوده‌اند.
نهیلیست‌ها و نیست‌انگارها نیز از پوچی و بی‌معنایی دفاع می‌کنند. آنها به هیچ ارزش و قانون اخلاقی ثابتی باور ندارند و بنابراین نمی‌توانند کشتار کودکان را از نظر اخلاقی بد بدانند. بارزترین نمونه از پوچ‌گرایی در آثار نیچه است که با صراحت قتل افراد ناتوان و بیمار را لازم می‌داند. نیچه گرچه در ظاهر خود را مقابل کتاب مقدس معرفی می‌کند، اما عمیقا تحت تأثیر این کتاب است. به عنوان نمونه تعبير «قوي باش» در تورات تحریف شده زياد به کار رفته است. (تواريخ 1، 28، 20 و يوشع، 10:‌25 و 23:‌7) در چند جاي این کتاب نیز نگاه تحقیرآمیزی به زن شده است و اينکه انسان از زن متولد مي‌شود به عنوان بزرگ‌ترین نقطه ضعف انسان معرفي شده است. این تورات تغییریافته در چند جا می‌گوید: «کسي که از زن زاييده شده چگونه پاک باشد؟» (کتاب ايوب، 25:4 و 15:‌14) 
مفهوم محوری فلسفة نیچه نیز قدرتی مردانه است که با عنوان «اراده معطوف به قدرت» مطرح شده است. او از اخلاق ابرانسانی دفاع می‌کند که با اختیار خودش ارزش‌های خود را می‌سازد. در نظام اخلاقی آرمانی نیچه جنگ به نخستین نیک‌بختی تبدیل می‌شود و نابود کردن افراد ناتوان و بیمار به عنوان نخستین اصل بشردوستی معرفی می‌شود. او در قطعه 2 دجال مي‌نويسد: « ناتوانان و ناتندرستان بايد نابود شوند. اين است نخستين اصل بشردوستي ما. چه چيز زيان بخش‌تر از هر تباهي است؟ همدردي فعال نسبت به ناتوانان و ناتندرستان.» (نيچه، 1376، 27) 
بیشتر کسانی که تسلیم این اندیشه شده‌اند هیچ تمایلی ندارند که چنین رویدادهایی را محکوم کنند. آنها صهیونیست‌های بی‌نامی هستند که اغلب ناخواسته زمینه‌های فکری سیطرة این گروه بر جهان را فراهم می‌کنند. بسیاری از کسانی که هنگام بمباران بیمارستان غزه شوکه شدند خبر ندارند که این بخشی از اندیشة نیچه که با صراحت دستور به کشتار بیماران و ضعفا می‌دهد، سالهاست در دانشگاه‌های کشور ترجمه و تدریس می‌شود. 
کشتار غزه ظهوری از یک اندیشه است 
که به نابودی اقوام ضعیف دستور می‌دهد
بنابراین کودک‌کشی در غزه و نسل‌کشی در فلسطین یک اتفاق نیست. کشتار غزه ظهوری از یک اندیشه است که به نابودی اقوام ضعیف دستور می‌دهد. صهیونیست‌ها این اندیشه را نخست در تورات تحریف‌شده گنجانده‌اند و سپس به شیوه‌های مختلفی با تکیه بر مکاتب و آثاری که با نام فلسفة مدرن منتشر می‌شود زمینة ترویج آن را فراهم کرده‌اند. شعار «مرگ بر جنگ» نمی‌تواند جایگزین شعار «مرگ بر اسرائیل» شود. این شعار به معنای مرگ بر فرزندان یعقوب نیست. اسرائیل نام مبارکی است که حضرت یعقوب به دلیل بندگی خداوند و تسلیم در برابر دستورات او، به این نام خوانده شد. اما در تورات تحریف شده معنای اسرائیل نیز تحریف شده است و نامی که می‌توانست به معنای خضوع در برابر حقیقت باشد، به معنای استکبار در برابر انسان و خدا به کار رفته است. متن تورات تحریف‌شده این است که: « از این پس نام تو یعقوب خوانده نشود، بلکه اسرائیل؛ زیرا با خدا و انسان جنگیدی و پیروز شدی.» (پیدایش، 32:‌29) بنابراین «مرگ بر اسرائیل» به معنای مرگ بر جنگ با خدا و انسان و دعوت به ایستادگی در برابر گروهی محدود است که آرمان آنها سلطه بر تمام هستی است. 
1.Hannaford, 1996.,112
دلاله الحائرين Guide for the Perplexed 3:51
2. Samawal al-Israel
 
 
کیهان:صادقی

:: بازدید از این مطلب : 290
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 24 آبان 1402

محمد قوچانی در گفت‌وگو با انصاف نیوز اظهار کرد: می‌توانیم به شکل‌های مختلفی به مفهوم ملی‌گرایی نگاه کنیم. با این شبهه خیلی مواجه شدم که می‌گویند منظورتان از ملی‌گرایی «فارس‌گرایی» است. این شبهه در ابتدای انقلاب هم مطرح می‌شد و از «خلق‌های ایران» صحبت می‌کردند و گفتند ما یک کشور «کثیرالمله» هستیم. این نگاه را مارکسیست‌ها وارد ادبیات سیاسی ایران کردند و متاسفانه مذهبیون هم پیرو آن شدند.

وی درباره‌ موضوع فراکسیون قومی در مجلس گفت: تاسیس فراکسیون در مجلس و یا فرهنگستان زبان ترکی از عوامل تضعیف‌کننده وحدت ملی است. در باب تشکیل فراکسیون در مجلس باید توجه داشت که در همه دنیا مجلس نهادی است که در آن اکثریت و اقلیت شکل می‌گیرد و از درون اکثریت و اقلیت دو سه حزب بر می‌آید. همان‌طور که دولت‌ساخته بودن احزاب بد است، مجلس‌ساخته بودن احزاب خوب است. چون ما احزاب را از بین بردیم و ضعیف کردیم و جایی برایشان در نظام سیاسی و حزبی نداریم نتیجه‌اش این می‌شود که فراکسیون ترک‌زبان‌ها شکل می‌گیرد یا فراکسیون لرها شکل می‌دهند و بر سر اینکه چند وزیر ترک و لر داریم با هم درگیر هستند. مرحوم دکتر سیدجواد طباطبایی جزو اولین کسانی بود که نسبت به این موضوع هشدار داد. این مجلس که الان داریم مجلس شورای ملی نیست؛ مجلس شورای ملی یعنی بنا بر آنچه قانون اساسی می‌گوید، هر نماینده‌ مجلس نماینده کل ملت ایران است. یعنی نماینده‌ اردبیل می‌تواند نسبت به سیل در خوزستان هشدار دهد و دولت را زیر سؤال ببرد و نباید فقط درباره‌ منطقه‌ خودش حرف بزند.

قوچانی گفت: در ابتدای انقلاب فکر می‌کردیم که نام مجلس شورای ملی نماد شاه است و به مجلس شورای اسلامی تغییر نام داد. در حالی که مجلس شورای اسلامی یعنی شورای نگهبان. ما نیازمند یک مجلس دومی هستیم که منتخب و مرکب از فقها و حقوقدان‌ها و رجال سیاسی باشد که این مثل یک مجلس سنا بتواند از نظر مبانی شرع و قانون اساسی مجلس اول را کنترل کند. اسم آن را شورای نگهبان گذاشتیم و حالا اساسا چیزی به اسم مجلس شورای ملی در ایران وجود ندارد و یکی از اصلاحات اساسی که باید صورت بگیرد احیای مجلس شورای ملی است.

او در پاسخ به سؤالی پیرامون نسبت میان «ایران» و «اسلام» گفت: مرحوم مهندس بازرگان پرسشی تاریخی را در این ارتباط مطرح کرده ‌است که ما ایران را برای اسلام می‌خواهیم، یا اسلام را برای ایران می‌خواهیم. نتایج این دو راهبرد کاملا متفاوت است. این جدال در شوروی هم وجود داشت که ما باید سیستم سوسیالیستی را در کشور روسیه به‌سامان کنیم و از آنجا بقیه دنیا را مدیریت کنیم یا ابتدا باید انقلاب سوسیالیستی در همه جا پیروز شود و بعد روسیه هم سوسیالیستی شود. جمهوری اسلامی هویتی دارد که بخشی از آن مذهب شیعه است، بخشی زبان فارسی، بخشی ایران باستان، بخشی ایران پس از اسلام. و همه‌ اینها با هم و در کنار هم معنابخش خواهد بود.

درباره اظهارات رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران گفتنی است:

۱) هر چند برخی محافل اشرافی غربگرا مانند همین حزب گارگزاران سعی می‌کنند اسلام و ایران را مقابل هم قرار دهند، اما عملکرد غالب این طیف نه در خدمت اسلام بود و نه در خدمت ملت و ایران. اشرافیگری، ایجاد شکاف طبقاتی، امتیازطلبی، انحصارطلبی، نرمش در برابر باج خواهی‌های غربی، اباحی‌گری و به حاشیه راندن احکام اسلامی در ادوار سه گانه‌ای که این طیف در مصدر دولت و برخی نهادهای دیگر بوده‌اند، شاهدی بر مدعای اخیر است که آنها نه ایرانی می‌اندیشند و نه اسلامی.

۲) عملکرد طیف مذکور در مجلس مانند مجلس ششم و نهم و دهم، شاهد روشن دیگری بر ادعای مذکور است. سیاست بازی، بی‌اعتنایی به مشکلات معیشتی مردم و کمونیست خواندن هر کس که از مشکلات مردم دم می‌زد و تسلیم‌طلبی در مقابل فشار آمریکا، ویژگی بارز مجلس ششم با اکثریت مدعی اصلاح‌طلبی بود که موجب انزجار مردم شد، به حدی که وقتی همان اکثریت مدعی تحصن در مجلس برای مقابله با نظام شدند، هیچ حمایتی از جانب مردم، متوجه این رویکرد سیاسی‌کارانه نشد. همچنین است عملکرد طیف مذکور در تایید ۲۰ دقیقه‌ای توافق یکطرفه و خسارت‌بار برجام، با وجود ۴۴ روز بررسی کارشناسی دقیق در کمیسیون ویژه رسیدگی به توافق و اعلام ده‌ها ایراد بزرگ در متن آن. بعدها هم که کلاهبرداری و عهدشکنی آمریکا علنی شد، همان مدعیان ملی‌گرایی دست روی دست گذاشتند و اجرای یکطرفه توافق (بخوانید بیگاری) را توجیه کردند. کجای این رفتارها بوی ملی‌گرایی و وطن‌دوستی می‌داد؟!

۳) رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران می‌گوید «همان‌طور که دولت‌ساخته بودن احزاب بد است، مجلس‌ساخته بودن احزاب خوب است». واقعا؟! پس حزب کارگزاران از کجا نازل شد؟ آیا مصداق حزب دولت‌ساخته، چیزی جز همین حزب است که با رانت دولت‌ هاشمی فربه شد و در عین حال تورم نزدیک ۵۰ درصد را سر سفره مردم آورد؟

۴) عضو حزب کارگزاران به جای ترویج شبهه درباره نسبت ایران و اسلام و دوگانه و متناقض وانمود کردن این دو به تبعیت از مهندس بازرگان، کافی بود کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران به قلم استاد شهید مطهری(ره) را مطالعه کند و ببیند که چگونه این دو، به گسترش و اقتدار دیگری کمک کرده‌اند. ضمنا اگر در روزگار صفویه و سپس در دوره متعالی جمهوری اسلامی، اسلام و تشیع نبود، امروز اثری از ایران باقی نمانده بود تا کسانی در آن ژست ملی‌گرایی جدا از دین بگیرند. در حالی که برخی مدعیان اصلی ملی‌گرایی در دوره جنگ تحمیلی، به عنوان ستون پنجم آمریکا و ارتش صدام عمل می‌کردند، این رزمندگان باورمند به اسلام و جمهوری اسلامی بودند که ایران را با عزت تمام حفظ کردند.

۵) این ادعا که نمایندگان فعلی نمی‌توانند درباره مسائل کل کشور اظهار نظر کنند و موضع بگیرند، خلاف قانون و خلاف رویه جاری در مجلس است.

۶) پیشاهنگان اشرافیت غربگرا در ایران، همان‌هایی بودند که پس از پیروزی نهضت مشروطیت، نام اسلام را حذف کرده و عنوان «مجلس شورای ملی» را برای پارلمان نهادند و همان‌ها مدت کوتاهی پس از قلع و قمع سران روحانی نهضت که پیشاهنگان نهضت هم بودند، استبداد رضاخانی را به مدیریت انگلیس سر کار آوردند و سپس، تبدیل به ابواب جمعی استبداد و استعمار شدند. همان نسبت کارفرمایی و کارگزاری، امروز هم میان برخی دولت‌های غربی و غربگرایان جاری است، با این تفاوت که دست‌شان رو شده است.


:: بازدید از این مطلب : 279
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 18 آبان 1402

یکی از صدها خانواده فلسطینی در غزه که همه اعضای آن در حملات رژیم جنایتکار "اسرائیل" قتل عام شده و کسی از آن‌ها در قید حیات باقی نمانده است.

 


 


:: بازدید از این مطلب : 315
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 17 آبان 1402
1- غزه صحنه شکست پیش‌فرض‌ها شده است. بدبین‌ترین انسان‌های جهان نیز گمان نمی‌کردند روزی رژیم جنایت‌پیشه و خونخوار به این شکل مقابل دیدگان جهان کودکان را به قتل برساند و بگوید اهداف نظامی را منهدم کرده است. حتی آنانی که تی‌شرت محبوب صهیونیست‌ها را که در کانون تصویرش یک زن باردار هدف گرفته‌شده با شعار «۲ هدف با یک گلوله» حک شده بود، یادشان هست هم به سختی فکر می‌کردند اشغالگران بعد از بستن آب بر 2 میلیون و 500 هزار انسان مقابل دوربین‌ها حاضر شوند و بگویند به جنگ «حیوانات» می‌رویم. حتی افرادی که تاریخ جنایات رژیم صهیونیستی را خوانده‌اند هم حدس نمی‌زدند این روزها پرتکرارترین محتوای تولیدی در شبکه‌های اجتماعی اسرائیل، تمسخر زنان فلسطینی باشد که در عزای کودکان‌شان نشسته‌اند. حتی آنها که به جهان به چشم یک طنز تلخ و سیاه نگاه می‌کنند، هنگام خواندن نامه درخواست 1000پزشک اسرائیلی برای بمباران بیمارستان‌های غزه چند ثانیه لبخند روی لب‌شان خشک شد و حیرت‌زده دنبال یک کلمه شوخی در نامه این قصابان سفیدپوش می‌گشتند.
غزه این روزها صحنه شکست تمام پیش‌فرض‌هاست. رژیمی که هیچ حد یقفی برای کشتار قائل نیست، می‌کشد و تمام نهادهای حقوق بشری تصدیق می‌کنند که کشتن هم جزئی از حقوق ضحاک است. کودکان جدی جدی می‌میرند و رهبران سفیدپوست قاره سبز از گسترش یهودستیزی ابزار تاسف می‌کنند. بمب‌های آمریکایی شوخی شوخی بیمارستان‌ها را قبرستان می‌کنند و شبکه‌های اجتماعی صفحات حامی فلسطین را با برچسب «گسترش خشونت» مسدود می‌کنند. حالا با هر کودکی که با زخم‌های صورتش بازی می‌کند، یک نام دیگر به لیست گروه‌های تروریستی غربی‌ها اضافه می‌شود. غزه صحنه شکست تمام پیش‌فرض‌ها شده است؛ فرض اینکه شب‌ها آدم‌ها می‌خوابند تا صبح بیدار شوند، فرض اینکه نام‌ها برای شناختن زندگان است، فرض اینکه پناهگاه امن‌ترین جا برای کودکان است و البته این فرض که فلسطین را می‌توان با بمباران فسفری از مقاومت کردن منصرف کرد!
2- به موازات صحنه‌های دلخراشی که وحوش صهیونیست در غزه خلق می‌کنند، بی‌بدیل‌ترین دفاع جریان مقاومت لرزه بر اندام یک ارتش تا بن دندان مسلح انداخته است. بعد از سیلی فراموش‌نشدنی و ترمیم‌ناپذیر قهرمانان فلسطینی در «توفان الاقصی»، ورود ارتش رژیم صهیونیستی به بخش‌هایی از نواره غزه که 15سال در محاصره مطلق بوده، با خلق صحنه‌هایی از مقاومت گردان‌های قسام همراه شده است. در میان تصاویری که از نبرد زمینی غزه منتشر شده، مشهورترین قاب مربوط به جوانانی است با یک شلوار گرم‌کن سه‌خط که از دل تونل‌های زیرزمینی مقاومت خارج می‌شوند و با منهدم کردن تانک‌های مرکاوا که روزی صدای چرخ‌شان برای به شکست واداشتن یک ارتش کفایت می‌کرد، دوباره در تونل‌ها مخفی می‌شوند.
ارتش‌های جهان برای حفظ دیسیپلین خود هزینه‌های انبوهی می‌کنند. نظامی‌ها می‌کوشند حتی شمایل جنگی‌شان را به گونه‌ای تدارک ببینند که لشکر مقابل را به دلهره بیندازند. در غزه و در میان تمام پیش‌فرض‌هایی که شکست می‌خورند، فرض شکست‌ناپذیری صهیونیست‌ها قبل از هر چیز شکست خورده است. آنها که دهه‌های متمادی برای تثبیت شکست‌ناپذیری و نفوذناپذیری‌شان جنایت‌های متعددی کردند، حالا باید اقرار کنند در مواجهه با جوانان کم‌سن و سالی قافیه را باخته‌اند که آخرین چیزی که به ظاهرشان می‌آید، جنگجو بودن است.
ظاهر عجیب و به دور از عرف نظامی جوانان مقاومت فلسطین باعث شده عجز ارتشی که سابقا افسانه‌ای به نظر می‌آمد، چشمگیرتر شود. دور از ذهن نیست که حالا شلوار سه‌خط رزمندگان مقاومت تبدیل به نماد و استعاره‌ای برای دیگر جوانان منطقه شود که مبارزه با این غده سرطانی را آرمان تعطیلی‌ناپذیر خود در نظر می‌گیرند.
3- عبارت «جنگ با اشباح» عبارت آشنایی برای اشغالگران است. آنها نخستین‌بار در نبرد زمینی با نیروهای مقاومت لبنان بود که احساس کردند مشغول جنگیدن با اشباحی هستند که به یک‌باره ظاهر می‌شوند و سپس ردی از آنها در افق دیدشان باقی نمی‌ماند. زمانی که مرکاواهای باشکوه صهیونیست‌ها در جنگ تموز (33 روزه) وارد دشت خیام لبنان می‌شدند، همه چیز حکایت از آن داشت که نیروی زنده‌ای مقابل‌شان نیست اما هر چند ساعت یکی از این مرکاواها با سربازانش در آتش می‌سوخت. جوانانی از زیر زمین بیرون می‌آمدند تا دخل نمادین‌ترین سلاح جنگی متجاوزان را دربیاورند. مصاف در جنگ اشباح صهیونیست‌ها را با گزینه‌ای جز شکست مواجه نساخت.
ضربه‌ای که مقاومت فلسطین در توفان الاقصی بر هیمنه اشغالگران وارد کرد، باعث شده آنها جز با ادعای نابودی حماس نتوانند هیچ افق دیگری را برای دفاع از حیثیت از دست‌ رفته‌شان طرح کنند. با این حال غزه میدان جنگیدن با همان اشباحی شده که در محاصره‌ای سنگین، ارتشی مسلح و مجهز را به قربانگاه می‌فرستد. صهیونیست‌ها دوست دارند اشباح را در قامت کماندوهایی مجهز تعریف کنند اما تصاویر منتشر شده از جوانان آماده شهادت فلسطینی که از هر منفذی به اشغالگران ضربه می‌زنند و محو می‌شوند، باعث شده انتشار این تصاویر الهام‌بخش به کابوس ارتشی مجهز تبدیل شود. آنها می‌دانند همین ظاهر به ظاهر متناقض نیروهای مقاومت چه اعتماد به نفسی به دیگر جوانان فلسطینی می‌دهد. صهیونیست‌ها درک می‌کنند ارزش نمادین همین لباس‌ها چگونه می‌تواند نقطه آغاز تجربه‌هایی تلخی برای‌شان شود. در جهانی که نشان هندوانه به علت ترکیب رنگی‌اش که آمیزه‌ای از رنگ‌های پرچم فلسطین است، تبدیل به شمایل مقاومت شده است، دور از ذهن نیست این گرم‌کن‌های سه‌خط نیز لباس چریکی اشباحی شود که ناامن کردن زمین اشغال شده برای اشغالگران را رسالت خود می‌دانند.
4- مردمی شدن الگوی مقاومت در فلسطین و به طور ویژه در نوار غزه، جنگیدن با مقاومت را به امری محال برای اشغالگران تبدیل کرده است. صهیونیست‌ها با حمایت بین‌المللی در دهه‌های متمادی تلاش کردند با نشانه گرفتن تمام مولفه‌هایی که امکان سرزمین شدن را به مناطق اشغال نشده‌ای که فلسطینی‌ها در آن ساکن هستند می‌دهد، مانع از آن شوند که موجودیت فلسطین انسجام سرزمینی به دست آورد؛ آنچنان که برخلاف خیال خوشبینانه طرفداران سازش که در اسلو بر سر تشکیل دولت فلسطینی در کرانه باختری و نوار غزه به توافق رسیدند، عملا با شهرک‌سازی در کرانه غیرمسلح باختری یکپارچگی جغرافیایی آنجا را از میان برداشتند. از میان اهرم‌هایی که برای ممانعت از موجودیت سرزمینی فلسطین مورد حمله قرار گرفت، اسرائیل بیش از همه چشم بر غیرمسلح نگه داشتن فلسطینی‌ها داشت. در این فضا هرچند فلسطین هیچگاه صاحب یک ارتش کلاسیک نشد اما در صحنه عمل با مردمی‌سازی مبارزه مسلحانه، یک شبکه پرنفوذ را برای مقاومت سامان بخشید. رژیم صهیونیستی که ارتش‌های مجهز عربی را در چند جنگ شکست داده بود، حالا با شبکه مقاومتی مواجه است که همانند توفان الاقصی می‌تواند به یک‌باره غافلگیرش کرده و تاریخی‌ترین ضربه را به موجودیتش وارد کند. مقاومت، امروز یونیفرم رایج نظامیان را ندارد اما با یک لباس ورزشی، ابزار جنگی ارتشی را شجاعانه نابود می‌کند که سابقه شکست چند ارتش بزرگ عربی را دارد.
پروسه مردمی‌سازی مقاومت که حاصل تجربه و آگاهی تاریخی فلسطینیانی است که در 7 دهه گذشته همه گزینه‌های موجود را آزموده‌اند، تبدیل به کابوس اشغالگران شده است؛ به همین خاطر است که پس از هر تهدید رسمی مقامات رژیم صهیونیستی مبنی بر نابودی حماس، تحلیلگران این رژیم با صدای آرام می‌گویند «امکان‌پذیر نیست».
ابوعبیده، سخنگوی گردان‌های قسام چندی پیش اذعان کرده بود 85 درصد نفرات این گردان کودکانی هستند که پدر و مادرشان را در جریان حمله‌های اشغالگران از دست داده‌اند و حالا بزرگ شده‌اند و قلب‌شان در شعله انتقام می‌سوزد. جوانانی که با شلواری سه‌خط مرکاواهای صهیونیست‌ها را منهدم می‌کنند، آنها را در توفان الاقصی به روز سیاه می‌نشانند و تبدیل به کابوسی شبح‌وار شده‌اند، فرزندان جوانانی هستند که زور سنگ‌های‌شان به هیچ تانک و نفربری نمی‌رسید. تکثیر مقاومت و پروسه مردمی شدن آن نمی‌گذارد این خط مبارزه شکست بخورد.
 
 
محمد سلحشور

:: بازدید از این مطلب : 273
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 17 آبان 1402
سر بریدن اومانیسم پیش پای صهیونیسم
 
دکتر عبدالحسین خسروپناه*: رژیم صهیونیستی که توسط انگلیس تشکیل شد و بعد آن پیوسته مورد حمایت ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپایی بود یک رژیم صددرصد ضداسلامی و به دنبال این است با جهان اسلام مبارزه کند و مکان مبارزه‌اش را فلسطین اشغالی تعیین کرده است، بنابراین رهبران انقلاب اسلامی ایران مکررا فرمودند مساله فلسطین مساله اول جهان اسلام است. اگر مساله فلسطین را مساله اول جهان اسلام ندانیم به این معناست که جهان اسلام و استقرار و استحکام دین برای ما اهمیت ندارد. از این جهت مساله فلسطین پیوند وثیقی با تحکیم جهان اسلام دارد، به طوری که اگر مساله فلسطین به فراموشی سپرده شود قطعا تحکیم جهان اسلام آسیب می‌بیند و متزلزل می‌شود. امروز فلسطین صرفا به عنوان یک کشور اسلامی مطرح نیست که مورد ظلم قرار گرفته است، بلکه این کشور کانون و خط مقدم حملات رژیم صهیونیستی به جهان اسلام تلقی می‌شود. صهیونیست‌ها هرگونه  فشار اقتصادی، سیاسی و امنیتی را بر آنها بار کردند تا جهان اسلام آسیب ببیند، چرا که رژیم صهیونیستی می‌خواهد بر خواسته جهان اسلام که استقلال فلسطین است، غلبه پیدا کند و این بسیار خطرناک است. در زمینه واکنش جهان اسلام به جنایت‌های رژیم صهیونیستی بین ملت‌های اسلامی و دولت‌های کشورهای اسلامی باید فرق گذاشت، متأسفانه دولت‌ها ضعیف عمل می‌کنند و اگر هم برخی دولت‌ها حمایتی می‌کنند، عمدتا از باب این است که از چشم ملت‌شان نیفتند. جز جمهوری اسلامی ایران، باقی دولت‌ها معمولا اقتضایی و گاهی برای منافع سیاسی و حزبی خودشان دفاعی از فلسطین می‌کنند  اما می‌بینیم با رژیم صهیونیستی ارتباط برقرار کردند و در تل‌آویو سفارت دارند لذا دولت‌های کشورهای اسلامی در این زمینه  نمره بدی می‌گیرند. اینها در درگاه خدای سبحان مسؤول هستند و باید روز قیامت در قبال  این عملکرد سیاسی خود پاسخگو باشند. ملت‌های کشورهای اسلامی اما اینگونه نبودند؛ در همین قضیه توفان الاقصی مردم کشورهای اسلامی و حتی غیراسلامی و مسلمانان و غیرمسلمانانی که در آمریکا، کانادا، آلمان، فرانسه، انگلستان و سایر کشورهای اروپایی زندگی می‌کنند، چه تظاهرات‌های باشکوهی علیه رژیم صهیونیستی برگزار کردند. ملت‌های کشورهای اسلامی، ملت‌های آگاه و بیداری هستند و نسبت به قضیه فلسطین حساسند و از رژیم صهیونیستی انزجار دارند. کشورهای غربی مانند آمریکا، کانادا و اتحادیه اروپایی حمایت‌شان از رژیم صهیونیستی یک حمایت استراتژیک است. یعنی حمایت‌شان تاکتیکی نیست که صرفا اینها با یک پدیده‌ای مواجه و ناچارند حمایت کنند بلکه حمایت استراتژیک و ایدئولوژیک است. ایدئولوژی لیبرالیستی و ایدئولوژی ماتریالیستی این کشورها سبب می‌شود از رژیم صهیونیستی حمایت کنند، زیرا رژیم صهیونیستی رژیمی است که از نظر فکری ایدئولوژی‌های مختلف را تصرف کرده است. رژیم صهیونیستی خشونت را کاملا تئوریزه کرده است. از کشتار ‌جمعی مردم غزه و نسل‌کشی آنها تفسیر انسانی می‌کنند و می‌گویند اینها انسان نیستند و حقوق بشر بر آنها صدق نمی‌کند. این تفکر پسامدرنی که رژیم صهیونیستی مطرح کرده، دقیقا به این سمت می‌رود. از طرفی حرکات و حمایت‌های کشورهای غربی از جنایات رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد اینها حتی به اومانیسم و ادعاهای  اخلاقی خود هم باور ندارند. شعارهای حقوق بشری و انسان‌گرایی اینها منافقانه است و خودشان حتی به ارزش‌های خود باورمند نیستند و اصلا اعتقادی به تفکر اومانیستی و ارزش‌های اخلاقی ندارند به همین جهت اسلحه‌های خود را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار می‌دهند. حمایت آنها از این رژیم منحوس تا آنجا پیش رفت که سران آمریکا به اسرائیل آمدند و رهبری و فرماندهی مبارزه با غزه را به عهده گرفتند. توجه به این نکته حائز اهمیت است که این وضعیت و حضور سران کشورهای غربی در اسرائیل و حمایت همه‌جانبه از این رژیم نشان از پیروزی بزرگ مقاومت دارد چرا که زمانی کل کشورهای عربی در مقابل رژیم صهیونیستی 6 روز نتوانستند دوام بیاورند و با تفکر ناسیونالیسم و سوسیالیسم عربی شکست خوردند اما الان آمریکا و اروپا به قدری نگران نابودی رژیم صهیونیستی شده‌اند که به
سرزمین‌های اشغالی سفر می‌کنند تا رژیم صهیونیستی را در برابر منطقه کوچکی به نام غزه حمایت کنند و موفق هم نمی‌شوند. آنها از انواع سلاح‌ها استفاده می‌کنند برای اینکه بتوانند مردم مظلوم و بی‌گناه غزه را به شهادت برسانند، حتی اجازه رساندن غذا و دارو و امکانات پزشکی هم به مردم غزه نمی‌دهند. همه اینها دلالت بر ضعف و شکست اینها می‌کند. اگر ضعیف نبودند، اگر خوار نبودند، اگر ذلیل نبودند، قطعا دست به چنین جنایت‌های غیرانسانی‌ای نمی‌زدند. به لطف الهی رژیم صهیونیستی با این کشتار ‌جمعی در لجنزار خود غرق می‌شود و مردم مظلوم فلسطین در این نبرد پیروز خواهند شد.
 
 
دبیر شورای‌ عالی انقلاب فرهنگی *

:: بازدید از این مطلب : 255
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 16 آبان 1402

راستی! چه اتحادی از این برای امت بالاتر که میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید عرب و عجم شیعه دارد. و مکروا و مکر الله ... و تنها نصر من الله و بی شک و فتح قریب.

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

 

نقاشی کودکانه فلسطین 

نقاشی ساده و آسان فلسطین و غزه 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 288
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 12 آبان 1402
پیام حملات روز گذشته به پایگاه‌های ارتش آمریکا چیست؟ + نقشه
 

 ضلع عراقی محور مقاومت در شامگاه ۱ آبان اعلام کرد که به مواضع ارتش آمریکا مستقر در میدان نفتی العمر (استان دیرالزور سوریه) و پایگاه ائتلاف آمریکایی در منطقه الشدادی (استان الحسکه سوریه) حمله پهپادی انجام داده است. این دو هدف در منطقه شرق فرات واقع شده‌اند که در اشغال ارتش آمریکا و مزدورانش است. 


بیانیه المقاومه الاسلامیه فی العراق: هدف قرار دادن العمر و الشدادی

پنتاگون نیز اعلام کرد که پایگاه التنف ارتش اشغالگر آمریکا هدف حمله قرار گرفته‌اند. روز ۲۷ مهرماه نیز مواضع نیروهای ائتلاف آمریکا در تاسیسات گازی کونکو و میدان نفتی العمر ( استان دیرالزور سوریه) و پایگاه التنف هدف حمله قرار گرفته است.


نقشه میدان نفتی العمر و تاسیسات گازی کونکو در سوریه
رود فرات مرز قلمروی اشغالی آمریکا و قلمرو دولت سوریه است

 

آمریکا در سوریه چه می‌کند؟

با استناد به آمار موسسه جسور للدراسات (وابسته به معارضین نظام سوریه)، آمریکا دارای ۳۰ مقر نظامی در سوریه است.  ارتش آمریکا در دو منطقه شرق فرات و التنف سوریه نیرو پیاده کرده است. 

منطقه «التنف» یک گذرگاه مرزی در مجاورت سه کشور عراق، اردن و سوریه است که از سال ۱۳۹۵ در اشغال ارتش آمریکاست. دو دلیل برای این این اشغال وجود دارد:‌ اول؛  کریدور تهران - مدیترانه در بلند مدت بخشی از کمربند شرق به غرب جهان (BRI) خواهد شد و شرق و جنوب شرق آسیا را به مدیترانه متصل می‌کند. دوم؛ قطع خط پشتیبانی حزب الله لبنان و حمایت از رژیم صهیونیستی. بر همین اساس، ارتش آمریکا دقیقاً روی جاده پایگاه ایجاده کرده است! آمریکا به دنبال اشغال البوکمال نیز بود امّا در رقابت با ایران، پیروزی نصیب محور مقاومت شد.


کریدورهای عبوری از مرز مشترک عراق و سوریه

منطقه  «شرق فرات» در اختیار نیروهای موسوم به دموکراتیک سوریه (قسد) است. امّا در واقع این منطقه در اشغال ارتش آمریکاست. این منطقه بار رنگ زرد در نفشه مشخص است. آمریکا روزانه ۷۰ هزار بشکه نفت از میادین نفتی شرق فرات غارت می‌کند. این میادین تا سال ۲۰۱۷ در اختیار داعش بود و از این سال به بعد، وظیفه غارت به ارتش آمریکا رسید! 

از طرفی، حدود ۱۰۰۰۰ داعشی در بازداشتگاه‌های شرق فرات هستند. حدود ۲۰۰۰ نفرشان از جنگجویان خارجی از بیش از ۴۰ کشور هستند. سناریوی احتمالی، ری‌برندینگ داعشی‌هاست تا در قالب معارض میانه‌رو علیه محور مقاومت مورد استفاده قرار بگیرند. نظیر آنچه که درباره القاعده سوریه (جبهه النصره) اتفاق افتاد و امروز در قالب هیئت تحریرالشام فعالیت می‌کنند.


شرق سوریه: نحوه استقرار پایگاه‌های آمریکا و محور مقاومت
 «جسور للدراسات» پایگاه‌های محور مقاومت را با پرچم ایران نشان داده است
مناطق زیر ضربه ارتش آمریکا در شرق فرات (علامت قرمز)

 پس از حمله هوایی رژیم اسرائیل به مردم غزه و نیز حمله روز ۲۰ مهر این رژیم به فرودگاه دمشق، تاکنون ۷ حمله به پایگاه‌های آمریکایی فقط در سوریه انجام شده است. دو مورد به پایگاه التنف، دو مورد به میدان نفتی العمر، یک مورد تاسیسات گازی کونکو، یک مورد منطقه الشدادی و یک مورد الرکبان (نزدیک مرز اردن - سوریه) زیر ضربه رفته‌اند. 

ارتش آمریکا ناو هواپیمابر جرالد فورد و آیزنهاور را در شرق دریای مدیترانه مستقر کرده تا این پیام را به حزب الله و دیگر اضلاع مقاومت ارسال کند که آماده مداخله است. اکنون قرائن نشان می‌دهد، نیروهای محور مقاومت با ضربات یک هفته اخیر به پایگاه‌های آمریکا در سوریه و عراق (نظیر عین الاسد)، در حال ارسال این سیگنال هستند که مداخله آمریکا علیه حزب الله و شکسته شدن خطوط قرمز در فلسطین اشغالی به معنای شعله‌ور شدن کل جغرافیای تحت تسلط محور مقاومت علیه محور آمریکاست. 

 

آرایش جنگی ارتش آمریکا مقابل محور مقاومت

 

آرایش جنگی ارتش آمریکا مقابل محور مقاومت + عکس و نقشه

 

  روز پانزدهم مهر، پس از عملیات طوفان الاقصی، پشت دیوارهای حائل در اراضی اشغالی اتفاقی رخ داد که بلوک غرب به رهبری آمریکا سعی در پنهان کردن آن دارد. از همین روی است که ارتش آمریکا درحال چینش نیرو در سطح منطقه برای ایجاد چند لایه حفاظتی برای رژیم صهیونیستی است. همزمان نیز سران آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان به صورت قطاری طی دو هفته گذشته عازم تل آویو شدند تا مانع فروپاشی ساختارهای داخلی رژیم صهیونیستی شوند. به نحوی که رئیس جمهور آمریکا، شخصاً در نشست امنیتی اسرائیل حاضر می‌شود.

پنتاگون پس از عملیات طوفان الاقصی در حال گسیل قابل توجهی از نیرو و تجهیزات به غرب آسیاست. این تجهیزات شامل سامانه‌های پدافندی و موشکی می‌باشد.  از طرفی، بین ایران و فلسطین اشغالی قریب به ۵۰/۰۰۰ نظامی آمریکا مستقر است. این تعداد منهای نیروهای حاضر در اراضی اشغالی و ناوگان‌های اعزامی است.

 


آخرین وضعیت استقرار نظامیان ارتش آمریکا در غرب آسیا

 

ناوگانی از نیروی دریایی آمریکا در محیط پیرامون اراضی اشغالی واقع در مدیترانه شرقی مستقر شدند. ناو هواپیمابر «USS Gerald Ford» به عنوان پیشرفته‌ترین و بزرگترین ناو هواپیمابر جهان با اسکورت شش کشتی جنگی و ناو هوایپمابر «USS Eisenhower» با اسکورت ۵ کشتی جنگی هر کدام به استعداد ۷۵۰۰ نیروی نظامی اعزام شده‌اند.

ناو هواپیمابر «USS Gerald Ford» قادر به حمل قریب به ۹۰ هواپیمای جنگی و ۸ بالگرد «سیکورسکی اس اچ-۶۰ سی‌هاوک» است.گروه ضربتی «Ford» متشکل از رزمناو «نرماندی»، ناوشکن «توماس هادنر»، ناوشکن «رامیج» ، ناوشکن «کارنی»، ناوشکن «روزولت» است.

 


گروه ضربت ناو هواپیمابر فورد (Ford) در یک نگاه

 

ناو هواپیمابر «USS Eisenhower» نیز قابلیت حمل بیش از ۶۰ جنگنده نظیر F/A-۱۸ را دارد. گروه ضربتی آیزنهاور مشتمل بر ناوشکن «Gravely»، ناوشکن «Mason» و ناوشکن «Philippine Sea» می‌باشد. آمریکا همزمان در حال تقویت کمی جنگنده‌های F-۳۵، F-۱۵ و F-۱۶ در غرب آسیا است. تعداد مشخصی از جنگنده‌های مذکور ذکر نشده است.

 


گروه ضربت ناو هواپیمابر آیزنهاور (Eisenhower) در یک نگاه

 

موازی با موارد فوق، ناو گروه رزمیِ آبی-خاکی باتان (Bataan) در ناحیه دریای سرخ مستقر شده است. این ناوگروه در تابستان ۱۴۰۲ برای مقابله با نیروی دریایی سپاه به خلیج فارس اعزام شده بود. اکنون ناوگان دریایی آمریکا در سه نقطه خلیج فارس، دریای سرخ و مدیترانه شرقی مستقر شده‌اند.

 

آخرین آرایش استقرار ناوگان اعزامی ارتش آمریکا پس از عملیات طوفان الاقصی | تاریخ: یازدهم آبان
ناو هواپیمابر USS Gerald Ford با حروف (CVN-78)
ناو هواپیمابر USS Eisenhower با حروف (CVN-69)
ناو گروه  USS Bataan با حروف (LHD-5)

 


مواضع ناوگروه‌های ضربتی و  آبی-خاکی نیروی دریایی آمریکا در سراسر جهان | تاریخ: ۸ آبان

آمریکا بزرگترین حامی رژیم صهیونیستی است. رژیم از زمان تشکیل حدود ۲۶۳ میلیارد دلار دریافتی از آمریکا داشته که ۱۳۰ میلیارد دلار آن، کمک‌های نظامی بوده است.از جمله این تجهیزات می‌توان به سامانه گنبدآهنین اشاره کرد که با پشتیبانی مالی واشنگتن توسعه یافت. پس از عملیات طوفان الاقصی، آمریکا از ارسال دو باتری گنبد آهنین به اسرائیل خبر داد. 

سامانه دفاع هوایی «گنبد آهنین» مسئول مقابله با حملات راکتی نیروهای مقاومت فلسطینی است. اسرائیل ۱۰ سامانه دفاع هوایی «گنبد آهنین» در اختیار دارد. عمده اجزای موشک‌های مورد استفاده سامانه «گنبد آهنین» از سوی شرکت ریتون (Raytheon) در آمریکا تولید می‌شود. این شرکت یکی از بزرگترین شرکت‌های فعال در زمینه صنایع نظامی در آمریکا است.

مضاف بر این، آمریکا از طریق هواپیمای جاسوسی خود تحت عنوان «نورثروپ گرومن یی-۲ هاوکی» تحرکات جبهه مقابل خود را شناسایی می‌کند و به اطلاع نیروهای میدانی می‌رساند. روز ۲۷ مهر نیز گزارش شد که آمریکا ده‌ها هزار گلوله توپ ۱۵۵ میلی‌متری که مقرر شده بود به اوکراین ارسال شود، به اسرائیل انتقال خواهد داد.

آمریکا از سال ۱۹۸۴ میلادی شروع به ذخیره تجهیزات نظامی در خاک فلسطین اشغالی کرده است. این انبار موسوم به انبار ذخایر جنگی متفقین-اسرائیل (WRSA-I) است. در این انبار مهمات هدایت شونده دقیق، گلوله‌های توپخانه و سایر تجهیزات ذخیره می‌شوند.اکنون این انبار در اختیار ارتش رژیم صهیونیستی است. این اتفاق در جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ و جنگ ۲۰۱۴ غزه نیز انجام شد.

«لوید آستین» وزیر دفاع آمریکا روز ۳۰ مهر در بیانیه‌ای مطبوعاتی اعلام کرد که سامانه دفاع موشکی  تاد (THAAD) و همچنین چندین سامانه موشکی پاتریوت زمین به هوا را در سراسر منطقه غرب آسیا مستقر خواهند کرد.این شبکه پدافندی در زمین، به همراه ناوگان اعزامی آمریکا در دریا، موظف به مقابله با اضلاع محور مقاومت و به طور خاص انصار الله یمن هستند.

کیفیت حضور نظامیان آمریکا در اراضی اشغالی در هاله‌ای از ابهام است. امری که البته از گذشته بدین نحو بوده است. اما این کشور حداقل یک پایگاه نظامی در این کشور دارد. داده‌های آشکار نشان می‌دهد که حداقل یک پایگاه راداری با اسم رمز «سایت ۵۱۲» از سال‌ها پیش در اراضی اشغالی مستقر شده است. اینترسپت نیز اخیراً در گزارشی نوشت که آمریکا یک پایگاه نظامی مخفی در ۳۲کیلومتری نوار غزه به‌عنوان پایگاه راداری هشدار اولیه تأسیس کرده که به «۵۱۲» معروف است.

از طرفی، روزنامه «نیویورک تایمز» گزارش داد که آمریکا شماری از افسران ارتش از جمله ژنرال «جیمز گلین» از سپاه تفنگداران دریایی آمریکا را برای هدایت عملیات نظامی در نوار غزه به اراضی اشغالی اعزام کرده است. برآوردها بر این است که عددی بالغ ۵۰۰۰ نظامی آمریکا مستقیماً در حمله زمینی به نوار غزه حضور دارند. 


ژنرال «جیمز گلین» از سپاه تفنگداران دریایی آمریکا مسئول هدایت عملیات زمینی علیه غزه شد
هفتم آبان گزارش شد که او به آمریکا بازگشته است!

 

آنچه ذکر شد مبتنی بر اطلاعات آشکار بود. رهبر انقلاب روز ۲۵ مهر فرمودند: «آن‌طوری که اطّلاعات متعدّد به ما میگوید، سیاستِ جاریِ این روزها، یعنی همین هفته‌ی اخیرِ داخلِ رژیمِ صهیونیستی را آمریکایی‌ها دارند تنظیم میکنند؛ یعنی سیاست‌گذار، آنها هستند و این کارهایی که دارد انجام میگیرد سیاست‌ آمریکایی‌ها است.» (بیانات در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر علمی)

 نحوه استقرار تجهیزات و نیروهای آمریکا به گونه‌ای است که کریدورهای زمینی، هوایی و دریایی مابین اضلاع محور مقاومت و رژیم صهیونیستی، تا حد ممکن و با هدف نابودی حداکثری نوار غزه مسدود شود. این قبیل اقدامات، در حال سوق دادن منطقه به نقطه‌ای بی‌بازگشت است. «امیرعبداللهیان» وزیر امور خارجه کشورمان روز دهم آبان در ترکیه اعلام کرد که مسئولیت از کنترل خارج شدن شرایط منطقه، متوجه آمریکا و رژیم اسرائیل است.

رهبر انقلاب در روز ۲۵ مهر فرمودند: «چنانچه این جنایت ادامه پیدا کند، مسلمان‌ها بی‌تاب میشوند، نیروهای مقاومت بی‌تاب میشوند، دیگر کسی جلوی اینها را نمیتواند بگیرد؛ این را بدانند. [بعد،] از کسانی توقّع نکنند که «نگذارید فلان گروه، فلان کار را بکند»؛ کسی نمیتواند جلوی اینها را بگیرد وقتی بی‌تاب شدند؛ این یک واقعیّتی است که وجود دارد.»

*        *        *

۶ ارتش محور مقاومت مقابل رژیم صهیونیستی؛ یادگاران حاج قاسم

رهبر انقلاب روز سه شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲ پیرامون جنایات رژیم صهیونیستی در غزه فرمودند: «اگر چنانچه این جنایت ادامه پیدا کند، مسلمان‌ها بی‌تاب می‌شوند، نیروهای مقاومت بی‌تاب می‌شوند، دیگر کسی جلوی اینها را نمی‌تواند بگیرد؛ این را بدانند. [بعد،] از کسانی توقّع نکنند که «نگذارید فلان گروه، فلان کار را بکند»؛ کسی نمی‌تواند جلوی اینها را بگیرد وقتی بی‌تاب شدند؛ این یک واقعیّتی است که وجود دارد. البتّه رژیم صهیونیستی هر کار هم بکند، جبران شکست مفتضحانه‌ای را که در این قضیّه خورد نخواهد توانست بکند.»

 

بیانات فرمانده کل قوا نشان داد که نیروهای محور مقاومت متفق شدند تا در صورت شکسته شدن خطوط قرمز، جغرافیای تحت تسلط خود را به صورت یکپارچه علیه هدفی واحد فعال کنند. اما کیفیت این جغرافیا چگونه است؟

سپهبد قاسم سلیمانی ۳ ماه قبل از شهادت خود در جلسه‌ای با فرماندهان ارشد نیرو‌های مسلح، جغرافیای محور مقاومت را تشریح کرد. در این جغرافیا ۶ ارتش خارج از مرزهای ایران سازماندهی و در کانالی به طول ۱۵۰۰ کیلومتر و عرض ۱۰۰۰ کیلومتر تا سواحل مدیترانه مستقر شده است. عمق این کانال تا اعماق اراضی اشغالی کشیده شده است.

بلوک آمریکا برای تسلط بر منطقه باید از این ۶ ارتش عبور کند. سردار سلیمانی این ۶ ارتش را به شرح ذیل معرفی می‌کنند: دو ارتش در فلسطین اشغالی به نام‌های «حماس» و «جهاد اسلامی»، یک ارتش در لبنان به نام «حزب الله»، یک ارتش در عراق به نام «حشدالشعبی»، یک ارتش در یمن به نام «انصارالله» و یک ارتش در سوریه.

حزب الله‌لبنان:  تعداد نیروهای تحت امر حزب الله بیش از ۱۰۰ هزار تن برآورد شده است. اندیشکده مطالعات بین‌الملل و استراتژیک (CSIS) در این رابطه می‌نویسد: «حزب‌الله مسلح‌ترین بازیگر غیردولتی جهان است که دارای انبار وسیع و متنوعی از راکت‌های توپخانه‌ای و نیز موشک‌های بالستیک، ضدهوایی، ضد تانک و ضد کشتی است.»

موشک بالستیک «فاتح ۱۱۰»، «زلزال»، «خیبر»، «فجر ۵»، «فجر ۳»، «شاهین ۱»، «فلق ۲»، «فلق ۱» از جمله تسلیحات موشکی/راکتی زمین به زمین در اختیار حزب الله به ادعای اندیشکده آمریکایی است.

موشک «AT-۵» ،«AT-۱۳» ،«AT-۱۴» و «AT-۴» در زمره تسلیحات ضدتانک، موشک «یاخونت» و «C-802» در زمره تسلیحات ضد کشتی و موشک «SA-۱۷» و «SA-۸» در زمره تسلیحات ضدهوایی حزب الله عنوان شده است. عناوین آن در اینفوگرافی زیر آمده است. 


زرادخانه حزب الله به ادعای اندیشکده مطالعات بین‌الملل و استراتژیک (CSIS)

اندیشکده شورای آتلانتیک (Atlantic Council of United States) برآورد کرده که زرادخانه موشکی حزب الله به عدد ۱۵۰ هزار رسیده است.اندیشکده بگین- سادات (BESA) نیز همین عدد را تخمین زده و در بیان قدرت حزب‌الله نوشت که مجهز به ۱۵۰ هزار موشک/راکت است و می‌تواند هر نقطه از اسرائیل را هدف قرار دهد.

مرکز آموزش و تحقیقات آلما (Alma) یک اندیشکده صهیونیستی مستقر در اراضی اشغالی است که کار ویژه آن رصد پایش تهدیدات رژیم از سوی مرزهای شمالی فلسطین اشغالی است. اندیشکده آلما (Alma) برآورد کرده است که زرادخانه پهپادی حزب الله در سال ۲۰۲۱ میلادی ۴۰ برابر دوران جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ شده است.


زرادخانه هواپیمای بدون سرنشین حزب الله به ادعا اندیشکده صهیونیستی آلما (Alma)
«حزب الله ۲۰۰۰ پهپاد دارد»

حماس و جهاد اسلامی: «عزالدین قسام» نام شاخه نظامی حماس و «سرایا القدس» نام شاخه نظامی جهاد اسلامی فلسطین است. رژیم صهیونیستی تخمین زده است که حماس و جهاد اسلامی در غزه عددی بالغ بر ۳۰ هزار موشک و خمپاره در زرادخانه خود دارند. 

رویترز به نقل از یک منبع ادعایی در غزه نوشته است که حماس دارای یک آکادمی نظامی است و طیفی از تخصص‌ها از جمله امنیت سایبری را آموزش می‌دهد و دارای یک یگان کماندوی دریایی است. مجموع نیروهای آن نیز ۴۰ هزار نفر برآورد کرده است.

یکی از سران جنبش «حماس» نیز به اسپوتنیک گفته بود: «ما ۲ هزار رزمنده را به عملیات نظامی علیه اسرائیل فرستادیم و هنوز ۴۰ هزار رزمنده دیگر در نوار غزه داریم».  

ضربه ۱۵ مهر نیروهای مقاومت فلسطین به ارتش رژیم صهیونیستی تنها با ۲۰۰۰ نیرو به وقوع پیوست. نیروهای مقاومت فلسطین درحالی بزرگترین شکست تاریخ رژیم اسرائیل را رقم زدند که در منطقه به وسعت نصف شهر تهران و در محاصره نظامی ۱۰۰% هوایی، زمینی و دریایی قرار دارند. این ارتش در منطقه‌ای ایجاد شده که ملقب به بزرگترین زندان جهان است و حصارهای مرزی اطراف آن، پیشرفته‌ترین حصار امنیتی روی کره زمین است.


حصار امنیتی رژیم صهیونیستی  در مرزهای غزه پیشرفته‌ترین مرز ساخته شده روی کره زمین از منظر تکنولوژی است
محیط پیرامونی حصار ۲۴ ساعته توسط پاسگاه‌های نظامی رژیم روی زمین و پهپادها آن بر فراز آسمان رصد می‌شود

حشدالشعبی: بسیج مردمی عراق (به عربی: حشدالشعبی) سال ۱۳۹۳ ه.ش پس از حمله داعش به شهرهای این کشور تشکیل شد. این سازمان به صورت رسمی بخشی از نیروهای مسلح عراق و تحت فرمان نخست وزیر است.

موسسه واشنگتن (The Washington Institute) درباره حشدالشعبی نوشت: در گزارش ۱۷ آوریل کمیته مالی پارلمان عراق آمده است که تعداد نیروهای حشدالشعبی در بودجه ۲۰۲۳ میلادی، ۹۵% افزایش یافته و از ۱۲۲ هزار به ۲۳۰ هزار نفر رسیده است. این عدد البته از سوی سران حشد ۲۰۴ هزار تن اعلام شده است.

موسسه واشنگتن مدعی است که بودجه حشدالشعبی از ۲.۱۶ میلیارد دلار در بودجه ۲۰۲۱ میلادی به ۲.۶ میلیارد دلار افزایش یافته است. برای فهم این عدد کافیست بدانید که بودجه سپاه در بودجه ۱۴۰۲ کشورمان به ۱۱۹ هزار میلیارد تومان رسید.معادل دلاری این عدد (با ارز ۵۰ هزار تومانی) حدود ۲.۴ میلیارد دلار است. یعنی بودجه حشدالشعبی بیشتر از بودجه سپاه پاسداران است. 


رشد عددی نیروی حشد الشعبی طی ۴ سال اخیر | منبع: The Washington Institute

اکنون حشدالشعبی عملاً به یک ارتش کلاسیک تبدیل شده است. در رژه این سازمان به تاریخ ۲ مرداد ۱۴۰۱ ه.ش، طیف متنوعی از تسلیحات سبک، متوسط و سنگین رونمایی شد که مهمترین آن، تانک T-۷۲ و T-۵۲، توپخانه، پهپادهای راصد و حسیب، سیستم پیشرفته راهبری پهپاد، انواع رادارها و تجهیزات جنگ الکترونیک، موشک اندازها، سیستم های مخابراتی و... بود.

انصارالله یمن: این نهاد بازوی نظامی دولت قانونی یمن به پایتختی «صنعا» پس از انقلاب مردم در سال ۲۰۱۵ میلادی است. انصارالله نیز نظیر حشدالشعبی تبدیل به یک ارتش شده است.

قدرت انصارالله به اندازه‌ای است که تاسیسات «آرامکو» در روز ۲۳ شهریور ۱۳۹۸ را در ضد حمله ترکیبی (موشکی/پهپادی) به نحوی هدف قرار داد که تبدیل به بزرگترین حمله به زیرساخت‌های نفتی در تاریخ جهان شد. 

پایگاه آماری استاتیستا (Statista) در سال ۲۰۱۸ میلادی نمای بخشی از زرادخانه موشکی انصارالله یمن و نیز برد آن را در قالب اینفوگرافی ارائه کرده است. موشک «برکان-۲» با برد ۱۴۰۰ کیلومتر، موشک «برکان-۱» با برد ۸۰۰ کیلومتر، موشک «هواسونگ-۶» با برد ۵۰۰ کیلومتر، موشک «اسکاد B» با برد ۳۰۰ کیلومتر، موشک «زلزال -۳» با برد ۲۵۰ کیلومتر از جمله تسلیحات موشکی انصارالله یمن عنوان شده است. 


 نمای کلی از زرادخانه موشکی انصارالله یمن | منبع: Statista

پهپادهای «ابابیل-۲»، «صماد ۱-۲-۳» «قاصف-۱» و «قاصف-۲K» نیز از جمله هواپیماهای بدون سرنشین مورد استفاده توسط انصارالله یمن است.  از طرفی، انصارالله یمن در مراسم رژه نهمین سالگرد انقلاب مردمی یمن در روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ ه.ش تعدادی تسلیحات جدید و غافلگیرکننده به نمایش گذاشت. 

موشک‌های کروز قدس ۱، قدس ۲، قدس ۳ در گذشته رونمایی شده بودند. اما در این رژه از موشک قدس ۴ نیز رونمایی شد که برد آن ۲۰۰۰ کیلومتر است. این برد یعنی نیروهای رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی در تیررس انصارالله یمن هستند. 

 رژه نیروهای مسلح یمن در روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۲

سوریه: دولت و ارتش سوریه بخشی از محور مقاومت است. اما موضوع به همین نقطه ختم نمی‌شود. اندیشکده صهیونیستی موسوم به مطالعات امنیت ملّی (INSS) مستقر در اراضی اشغالی زمستان سال ۱۳۹۹ در گزارشی مدعی شد که نیروهای حزب‌الله در جنوب سوریه در قالب دو موجودیت تحت عنوان «فرماندهی جنوب» و «پرونده جولان» سازماندهی شده‌اند. 

به ادعای این نهاد صهیونیستی، فرماندهی جنوب (Southern Command) شامل افسران حزب‌الله است که به عنوان مشاور و مباشر در ارتش سوریه حضور دارند. واحد پرونده جولان (Golan File Unite) نیز تحت فرماندهی مستقیم حزب‌الله، درحال ایجاد سلول‌های [رزم] از میان سوری‌های محلّی می‌باشد. 


محل استقرار واحد «پرونده جولان» و «فرماندهی جنوب» حزب‌الله
در مرزهای سوریه با اراضی اشغالی (جولان)

روزنامه یدیعوت آحارانوت (Yedioth Ahronoth) سال ۲۰۱۹ در گزارشی مدعی شد که نیروی قدس در ۳۰ کیلومتری مرزهای فلسطین اشغالی در حال آموزش و تجهیز نیروهای محلی در قالب واحدی به نام گردان ۳۱۳ است که البته بعدها تبدیل به تیپ ۳۱۳ شد.

مجله نیوزویک (Newsweek) تیر ۱۴۰۲ مدعی شد که  یک واحد به‌شدت مسلح و متشکل از هزاران رزمنده از سراسر منطقه تشکیل شده که قادر به انجام عملیات علیه ارتش اشغالگر آمریکا در سوریه و همچنین رژیم صهیونیستی است. نام این واحد «لشکر امام حسین» است که توسط سردار سلیمانی در سال ۲۰۱۶ میلادی ایجاد شده است. 

این نشریه آمریکایی مدعی دو عملیات موشکی «لشکر امام حسین» علیه رژیم صهیونیستی  در ژانویه ۲۰۱۹ و ژوئن ۲۰۱۹ شده است. این نشریه ادعا کرده که پایگاه ارتش آمریکا در منطقه التنف سوریه در اکتبر ۲۰۲۱ نیز توسط این واحد نظامی تحت حمله حملات پهپادی و موشکی قرار گرفته است.منبع اطلاعاتی این نشریه آمریکا از لشکر امام حسین تحت عنوان حزب الله ۲ در سوریه نام برده است.

سیلی سخت‌تر در راه است؟

«سید عبدالملک بدرالدین الحوثی» رهبر جنبش انصارالله یمن روز ۱۸ مهر اعلام کرد: مردم ما آماده هستند که با صدها هزار نفر وارد عمل شده و به مردم فلسطین برای رویارویی با دشمن ملحق شوند و ما در انجام هر آنچه که ممکن است، تردید نخواهیم کرد.

شهید سلیمانی ایشان سه ماه قبل از شهادت در جلسه با فرماندهان نیرو‌های مسلح گفت که اکنون شش ارتش را بیرون از سرزمین ایران سازماندهی کردم و کانالی به طول هزار و ۵۰۰ کیلومتر و عرض هزار کیلومتر تا سواحل مدیترانه ایجاد کرده‌ام که در درون این کانال، شش لشکر اعتقادی و مردمی به سر می‌برند

وزیر دفاع دولت یمن روز ۲۲ مهرماه گفت: «نیروهای مسلح یمن، گوش به فرمان رهبر انقلاب (سید بدرالدین الحوثی) هستند و خطاب به ایشان می‌گویند که ما در هر کجا که شما بگویید و دشمنان در هر کجا که باشند، مانند آتشفشان مرگبار بر سر آنها فرود خواهیم آمد. به خدا قسم اگر به ما فرمان بدهی با موشک ها و پهپادهایمان بدون هیچ تردیدی، به سمت ارض الرباط (فلسطین) حمله خواهیم کرد.»

«فالح الفیاض» فرمانده «حشد الشعبی» عراق روز ۲۲ مهرماه گفت: «ما حامی اصلی مقاومت هستیم و عراق به آمریکا اجازه نخواهد داد به اسرائیل کمک کند. تبعات رخدادهای غزه نیز بزرگ است و نتایج آن به زودی علنی خواهد شد.»

«اسماعیل هنیه» ارشدترین مقام حماس روز ۲۷ مهرماه گفت: «آنچه در نوار غزه رخ می‌دهد، ممکن است به درگیری منطقه‌ای تبدیل شود که در آن صورت دشمن و حامیان آن هرگز نخواهند توانست آن را کنترل کنند.»

شواهد نشان می‌دهد که اضلاع محور مقاومت در حالت آماده باش قرار گرفته‌اند و اراده بر پاسخ قطعی در صورت ادامه شرارت و شکست خطوط قرمز است. امری که رهبری از آن تحت عنوان سیلی سنگین‌تر یاد کردند. رهبر انقلاب روز ۲۲ مهرماه خطاب به رژیم صهیونیستی فرمودند:

  • «حمله به غزّه، حمله به خانه‌های مردم، حمله به غیر نظامیان، قتل‌عام و کشتار دسته‌جمعی مردم غزّه؛ این مظلوم‌نمایی دستاویزی است برای اینکه باز بتواند این جنایات را چند برابر کند؛ با مظلوم‌نمایی میخواهد این جنایات خودش را توجیه کند. عرض کردم، این هم یک محاسبه‌ی غلط است. سران و تصمیم‌گیران رژیم غاصب و حمایت‌کنندگان‌شان بدانند که همین کار، بلای بزرگ‌تری بر سر آنها خواهد آورد؛ بدانند واکنش این ظلمها سیلیِ سنگین‌تری بر رخسار زشت آنها است.»

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 312
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 11 آبان 1402
۱- واژه «‌آپارتاید‌» برای معرفی ماهیت صهیونیست‌ها واژه گویا و مناسبی نیست و نمی‌تواند هویت پلید و ضد‌انسانی آنها را آنگونه که واقعاً هست نشان بدهد. آپارتاید یک واژه هلندی است و به یکی از انواع تبعیض نژادی گفته می‌شود. این واژه برگرفته از سیاست تبعیض‌نژادی سفید‌پوستان نژادپرست در دولت سابق جمهوری آفریقای جنوبی است که علیه اکثریت سیاهپوست بومی آن کشور به کار گرفته بودند. آپارتاید‌ها نژاد خود را از سایر نژادها برتر می‌دانند و معتقدند که سایر نژادها نباید از امکانات و امتیازات برابر با نژاد آنها برخوردار باشند. بدیهی است که آپارتاید یک پدیده ضد‌انسانی و ظالمانه و پلید است ولی در مقایسه با صهیونیزم در درجه پایین‌تری از پلیدی قرار دارد. آپارتایدها، انسان بودن سایر نژادها را نفی نمی‌کنند بلکه بر برتری نژاد خود نسبت به سایر نژادها اصرار دارند. اما، صهیونیست‌ها اساساً اقوام و جمعیت‌های غیر‌صهیو‌نیست را انسان نمی‌دانند! و با کمال وقاحت بر این باورند که آنها برای خدمت به صهیونیست‌ها آفریده شده‌اند و حق حیات ندارند! و کشتن و قتل عام آنها چیزی شبیه کشتن حیوانات است‌(!)
۲- «‌گیدئون لوی‌» خبرنگار و ستون‌نویس مشهور روزنامه «ها‌آرتص» طی سخنانی که بازتاب چند ده میلیونی و گسترده‌ای داشته است می‌گوید: «‌من می‌خواهم به سه اصل اشاره کنم که باعث می‌شوند ما اسرائیلی‌ها بتوانیم علی‌رغم واقعیت‌های وحشیانه موجود در آرامش زندگی کنیم‌»! گیدئون در ادامه به این «سه اصل» اشاره می‌کند که هفته قبل در یکی از یادداشت‌های کیهان به آن پرداخته‌ایم و در این مختصر، اصل سوم مورد نظر است. می‌گوید: «‌اصل سوم که شاید مهم‌ترین و بدترین هم باشد، انسان‌زدایی سازمان‌یافته از غیر یهودیان است. غیر‌یهودیان را انسان و بشر نمی‌دانیم که حقوق بشر داشته باشند‌(!). اگر پوست اسرائیلی‌ها را خراش بدهیم، این سه اصل را می‌توانیم ببینیم‌»! 
۳- به عنوان نمونه - و فقط یک نمونه از بسیارها- گفتنی است که «موشه دایان» یکی از معروف‌ترین فرماندهان نظامی رژیم اشغالگر قدس بود، او در جریان اشغال فلسطین و قتل‌عام وحشیانه مردم مظلوم این سرزمین نقش موثری داشت و بعدها به فرماندهی کل ارتش رژیم صهیونیستی رسید. او به خونریزی و جنایت و مخصوصاً قتل‌عام زنان و کودکان فلسطینی شهرت داشت و به آن افتخار می‌کرد.
روزنامه اکسپرسیون فرانسه در شماره 12 اکتبر 2012 خود
-‌21 مهر ماه91- به نقل از مقامات رژیم صهیونیستی نوشت: «ژنرال موشه‌دایان معتقد بود که سران اسرائیل باید روشی را در پیش بگیرند که دیگران از آنها تلقی یک «سگ‌هار» را داشته باشند»! سگی که بی‌ملاحظه به هر که بخواهد حمله می‌کند و گاز می‌گیرد و می‌کشد!
او در این دیدگاه خود، غیر یهودیان (بخوانید غیر صهیونیست‌ها‌) را از هر قوم و نژادی که بودند یکسان تلقی می‌کرد‌»!
۴- اکنون با توجه به این ادعای صهیونیست‌ها (و نه یهودیان‌) که سایر نژادها را اساساً در شمار انسان تلقی نمی‌کنند! آیا ضمن پوزش از همه حیوانات نباید گفت؛ سران تمامی دولت‌هایی که اسرائيل را به رسمیت می‌شناسند و یا با این رژیم پلید در پی ایجاد رابطه سیاسی و تجاری و... هستند، چه بدانند و بخواهند و چه ندانند و نخواهند،
خود را در شمار حیوانات قرار داده‌اند؟!
 
 
حسین شریعتمداری

:: بازدید از این مطلب : 283
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 8 آبان 1402

«یلدا معیری» به عکاس جعلی معروف است که با کارگردانی و چیدمان مصنوعی المان‌های مختلف عکس‌هایی تولید می‌کند تا مخاطب را فریب دهد. بر همین اساس «فریب مخاطب» از جمله عناصر اصلی عکس‌های این فرد است که سعی دارد خود را «عکاس خبری» معرفی کند. این درحالی است که به هیچ وجه وی به عنوان عکاس خبری خصوصا در میان افکارعمومی که وی را می‌شناسند، شناخته نمی‌‎شود.

رسوایی بزرگ معیری برای عکس جعلی

این فرد بیشتر با عکسی که در جریان حوادث دی‌ماه سال ۹۶ منتشر کرد مورد توجه رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب قرار گرفت. عکسی برگرفته از پوستر فیلم «ایستاده در غبار» که در آن دختری در مقابل سردر دانشگاه تهران و در میانه دود ایستاده و مشتش را گره کرده است. بعد از مدتی که این عکس مورد توجه رسانه‌های بیگانه قرار گرفت مشخص شد که غبار در عکس حاصل از دود کپسول آتش نشانی بوده و این زن نیز بازیگر است که به طور عمد از آن استفاده شده است.

من یلدا؛ یک عکاسم و دروغگویی حرفه من است+ عکس

این عکس باعث رسوایی شدید یلدا معیری شد و بویژه افکارعمومی نسبت به فریبکاری وی با یک عکس ساختگی واکنش شدیدی نشان داد و صفحه اینستاگرام وی با موج اعتراض کاربران مختلف روبرو شد. وی در یک رسانه خارجی به استفاده از کپسول آتش نشانی برای ساختن این عکس اعتراف کرده بود و بعد از آن در مصاحبه با یک سایت تخصصی عکس نیز افشا کرد که از کپسول آتش نشانی استفاده کرده است.

من یلدا؛ یک عکاسم و دروغگویی حرفه من است+ عکس

 

من یلدا؛ یک عکاسم و دروغگویی حرفه من است+ عکس

جالب اینجاست در همان سال وی با همین عکس جعلی برنده جایزه «تک عکس خبری» شد. هر چند وی این موضوع با رسوایی شدیدی روبرو شد اما هنوز رسانه‌های ضدانقلاب و غربی از این عکس به عنوان نماد اعتراضات ایران استفاده می‌کنند.

من یلدا؛ یک عکاسم و دروغگویی حرفه من است+ عکس

 

من یلدا؛ یک عکاسم و دروغگویی حرفه من است+ عکس

نمایش تراژیک برای محکومیت ساختگی

پس از این ماجرا بود که وی در جریان اغتشاشات سال گذشته بازداشت و چندی بعد به قید وثیقه آزاد شد. بعد از مدتی ویدیویی از یلدا معیری در فضای مجازی منتشر شد که این فرد با پوشیدن لباس شریف پاک‌بانی مدعی شد براساس حکم دادگاه وی به پاک‌بانی محکوم شده است و کرامت زنانه وی در این حوزه خدشه‌دار شده است. این درحالی بود که بر اساس حکم قوه قضائیه که از جمله احکام جایگزین بود وی به خدمات عمومی رایگان در پارک بانوان محکوم شده بود. پارکی که ویژه استفاده بانوان بوده و آقایان اجازه ورود به آن را ندارند.

این درحالی است که او در ویدیو ضبط شده مدعی شد که به پاکبانی در پارک بانون محکوم شده و به طور خودسر البسه این شغل شریف را بر تن کرده و به دلخواه نه در پارک بانوان بلکه در محله دوران کودکی خود مشغول نظافت خیابان است. درواقع در حکم خدمات عمومی لحاظ شده بود اما وی با پوشیدن لباس نارنجی پاکبانی سعی کرد یک نمایش مظلوم نمایی را کلید بزند.

من یلدا؛ یک عکاسم و دروغگویی حرفه من است+ عکس

این درحالی است که با توجه به سبقه وی در فریب افکارعمومی کاربران شبکه اجتماعی توئیتر پس از انتشار این ویدیو، سابقه جعل عکس توسط معیری را یادآور شده و این اقدام او را تبلیغات رسانه‌ای قلمداد کردند.

جایزه سیاسی برای یک عکس ساختگی

اخیرا خبری منتشر شد که نشان می‌دهد یلدا معیری به عنوان یکی از برندگان امسال جایزه «شجاعت در روزنامه‌نگاری» بنیاد بین‌المللی رسانه زنان معرفی شده است. جالب اینجاست که این خبر در شبکه های اجتماعی و رسانه‌های ضدانقلاب بازتاب داشته است اما در رسانه‌های داخلی بازتاب نیافته است زیرا با توجه به سبقه وی این موضوع وجاهت حرفه‌ای برای رسانه‌ها حتی رسانه‌های منتقد ندارد. نکته جالب این است که همان عکس خبری جعلی و ساختگی به عنوان نقطه عطف کارهای معیری برای انتخاب به وی عنوان روزنامه نگار شجاع در نظر گرفته شده است!

من یلدا؛ یک عکاسم و دروغگویی حرفه من است+ عکس

در همین راستا، معیری با رسانه ضدانقلاب ایران اینترنشنال گفت و گو کرده است و مدعی شده که این جایزه را به سبب صداقت در فعالیتش به او داده‌اند و عکاسی خبری در ایران را بسیار دشوار توصیف کرده است.

من یلدا؛ یک عکاسم و دروغگویی حرفه من است+ عکس

جالب است که این بنیاد که به یک عکاس چیدمان به جای یک عکاس خبری جایزه داده، توضیح می‌دهد جوایز «شجاعت در روزنامه‌نگاری به مردم نشان می‌دهد که زنان روزنامه‌نگار دست از کار نمی‌کشند، نمی‌توان آنها را ساکت کرد و باید مقاومتشان در برابر ناملایمات قدر دانسته شود. این جوایز از روزنامه‌نگاران شجاعی تجلیل می‌کند که در مورد موضوعاتی که تابو هستند گزارش می‌کنند، در محیط‌های زن‌ستیز کار می‌کنند و حقایق دشوار را به اشتراک می‌گذارند.»

*          *          *

این جریان از ادامه جریاناتی است که توسط عده ای وطن فروش در لباس ورزشکار، هنر پیشه، روزنامه نگار، و ... دیده می شود. این وطن فروشان برای اینکه مورد توجه نهادها و انجمن های ضد انقلاب قرار گیرند دست به اقداماتی می زنند که ملت و کشور خودش را زیر سوال ببرند و در عوض هم مورد پذیرش آنها قرار گیرند و هم کمک مالی شوند.

در سیزدهم تیر امسال آقای محمد ایمانی در کانال تلگرامی خود نوشت:

جاعلِ جایزه بگیر ،جایی در فرانسه ندارد

هر دو دودند اما، این کجا و آن کجا؟

در بحبوحه حوادث دی ماه ۹۶، عکسی در رسانه‌های غربی به عنوان نماد اعتراض ایرانیان منتشر شد که تصویر دختر مثلا معترضی را با مشت گره کرده و در میان دود نشان می داد.

عکاس که نه، طراح صحنه، یلدا معیری همکار نشریات زنجیره ای بود. او که با عکس جعلی، کاسبی کرده بود، بعد از آن که آب ها از آسیاب افتاد، اذعان کرد: دود نشان داده شده در عکس، مربوط به کپسول آتش نشانی بوده و نه گاز اشک آورِ القا شده!

جلب این که همین فرد دغلباز، ضمن تامین سوژه برای جروزالم پست و آسوشیتد پرس و...، از انجمن صنفی عکاسان مطبوعاتی هم جایزه گرفت!

تفاوت تصاویر این روزهای اعتراضات فرانسه با ایران، این است که آنجا ژورنالیست وطن فروش کم پیدا می شود تا صحنه آرایی و جعل عکس کند و معدود تصاویر منتشره، واقعی است. بماند که مثلا تشییع جوان۱۷ ساله قربانی شلیک پلیس، در سانسور کامل برگزار شد.

تفاوت دوم این است که رسانه های غربی، هر قدر در قبال اتفاقات ایرانُ دروغ بافی و بزرگ نمایی می کنند، در قبال اتفاقات اروپا، مامور کوچک نمایی و سانسور هستند.

هر دو دودند اما، این کجا و آن کجا؟ +عکس

در هفدهم دی 1401 روز شنبه نیز ویدیویی از یلدا معیری در فضای مجازی منتشر شد که این فرد با پوشیدن لباس شریف پاک‌بانی مدعی شده است براساس حکم دادگاه وی به پاک‌بانی محکوم شده است. یلدا معیری که در پی حضور در اغتشاشات اخیر در تهران براساس اتهامات ضد امنیتی و حمایت از اغتشاشات در فضای مجازی بازداشت شده بود، چندی پیش با قید وثیقه از زندان ازاد شده بود. کاربران توئیتری پس از انتشار این ویدیو، سابقه جعل عکس توسط معیری را یادآور شده و این اقدام او را تبلیغات رسانه ای قلمداد کردند.

براساس گزارش مرکز رسانه قوه قضاییه، بازداشت این متهم هیچ ارتباطی با فعالیت رسانه‌ای وی نداشته و این فرد در صحنه اغتشاشات و بدلیل اتهامات ضد امنیتی بازداشت شده است. براساس بخشی از حکم بدوی دادگاه برای این فرد، وی به خدمات عمومی رایگان در پارک بانوان محکوم شده است. این پارک ویژه استفاده بانوان بوده و آقایان اجازه ورود به آن را ندارند. این درحالی است که او در ویدیو ظبط شده مدعی میشود که به پارکبانی در پارک بانون محکوم شده و به طور خودسر البسه این شغل شریف را بر تن کرده و به دلخواه نه در پارک بانوان بلکه در محله دوران کودکی خود مشغول نظافت خیابان است.

همچنین براساس حکم صادره که قابل تجدید نظرخواهی نیز می‌باشد، وی به انجام پژوهش نیز محکوم شده است ولی علیرغم اینکه اولین بند مندرج در تکمیل مجازات پژوهش میباشد تاکنون از پژوهش خود فیلمی منتشر نکرده است. گفتنی است این فرد در سال ۹۸ نیز به ۲ سال حبس تعلیقی محکوم شده بود و از این ارفاق دستگاه قضایی بهره مند گردیده است.

نکته دیگر این است که معیری از جو اغتشاشات ۱۳۹۶ استفاده کرده و تصویری جعلی منتسب به اغتشاشات را به شیوه ای هدفمند منتشر کرد که بازتاب زیادی در رسانه ‌ها و حتی در سطح بین‌المللی داشت. به طوری که دونالد ترامپ رییس جمهور وقت آمریکا نیز از این عکس در یک پست توییتری استفاده کرده بود.

یلدا معیری؛ از عکس جعلی تا محکومیت ساختگی+ تصاویر

در تصویر مورد اشاره زنی با مشت گره کرده در میان دود دیده می‌شود و به وضوح صحنه سازی و بازی با افکار عمومی در ان مشهود است و اینگونه به ذهن متبادر می‌شود که مرتبط با نا آرامی های تهران است اما همانطور که خود این فرد هم در مصاحبه ای به آن اعتراف کرده است دودی که در عکس وجود دارد ناشی از پودر کپسول آتش نشانی است و فقط شبیه استفاده گاز اشک آور است.

اکنون کاربران فضای مجازی با توجه سابقه معیری در جعل عکس، نسبت به این ویدیو نیز واکنش نشان داده و نوشتند امیدواریم که این اقدام، تبلیغاتی نباشد و اگر مدعی اجرای حکم خود است، ویدیویی از ارائه پژوهشی که به آن محکوم شده است را منتشر کند.

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 365
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 6 آبان 1402

مسعود اکبری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:

در شامگاه ۴ آبان ۱۴۰۱در حمله تروریستی به حرم شاهچراغ(ع) ۱۳ نفر شهید و ۲۳ نفر زخمی شدند. این حادثه تروریستی قلب مردم ایران را جریحه‌دار و ملتی را عزادار کرد. مردم عزیز ایران با گرایش‌های مختلف سیاسی و تیپ‌های مختلف، این حادثه تروریستی را محکوم کردند.

به فاصله کوتاهی پس از این حادثه، داعش رسما مسئولیت این اقدام جنایتکارانه را بر عهده گرفت. با اینکه این حادثه تروریستی به شهادت زن و کودک و پیر و جوان منجر شد و داعش نیز رسما مسئولیت آن را بر عهده گرفت، اما ۲ طیف در داخل کشور واکنش تأمل برانگیزی نسبت به آن نشان دادند.

یک طیف، افراطیون مدعی اصلاحات بودند و طیف دیگر برخی سلبریتی‌های مدعی و البته بی‌سواد. در آن مقطع افراطیون مدعی اصلاحات با «جان‌باخته» نامیدن شهدای مظلوم این حادثه، از قضاوت نکردن پیرامون حادثه تروریستی شاهچراغ تا مشخص شدن ابعاد آن سخن گفتند. برخی سلبریتی‌ها نیز با بی‌توجهی نسبت به این حادثه تروریستی، چشمان خود را بر این جنایت بستند.

حدود یک‌سال گذشت. در ۱۵ مهر ۱۴۰۲(۷ اکتبر ۲۰۲۳) عملیات همه‌جانبه و ترکیبی تحت عنوان «طوفان الاقصی» از سوی جوانان غیور فلسطینی، رژیم غاصب صهیونیستی را در بهت و شوک فرو برد. عملیات طوفان الاقصی باعث شد تا پیام مردم مظلوم فلسطین با عزتمندی هرچه تمام‌تر به گوش جهانیان رسیده و رژیم منحوس صهیونسیتی را در نظر همگان خوار و ذلیل کند.

امروز ۲۲ روز از این عملیات غرورآفرین و مقتدرانه می‌گذرد. در این مدت، بسیاری از شهرها و کشورهای جهان محل اعلام انزجار از جنایات رژیم کودک کش صهیونیستی و همدلی با مردم مظلوم فلسطین بوده است. از تهران و اقصی نقاط ایران تا لندن و نیویورک و کانادا و سوئیس و استرالیا و...

رژیم صهیونیستی در ۱۶ سال اخیر در ۶ جنگ مهم با حزب‌الله لبنان و گروه‌های مقاومت فلسطین و از جمله عملیات طوفان‌الاقصی شکست خورده است. اما در این میان یک نکته مهم وجود دارد. در سالیان گذشته به واسطه امپراطوری رسانه‌ای صهیونیسم در جهان و پروپاگاندای عظیم غرب در رسانه‌ها، شاهد برانگیخته شدن افکارعمومی جهان علیه جنایات رژیم اشغالگر اسرائیل نبودیم و سانسور و تحریف‌های صورت گرفته از سوی امپراطوری رسانه‌ای غرب، مانع از رسیدن صدای مردم مظلوم فلسطین به جهان می‌شد.

اما پس از عملیات طوفان الاقصی، پیام مظلومیت، صبر و اقتدار مردم فلسطین از سد امپراطوری غرب عبور کرد و به گوش مردم جهان رسید.

بر همین اساس شاهد یک دگرگونی اساسی در افکار عمومی جهان نسبت به رژیم غاصب اسرائیل هستیم. موجی فزاینده که در کنار دیگر تحولات، رهبران دولت‌های شرور غربی را به وحشت انداخته و آنان در روزهای گذشته، با سراسیمگی، یکی پس از دیگری خود را به سرزمین‌های اشغالی رساندند تا بلکه راهی برای این مسئله بیابند، اما به قول معروف، کار از کار گذشته و پیام طوفان الاقصی کار خود را کرده است.

این روزها صدای فلسطین- بخوانید صدای انسانیت- به گوش مردم جهان از شرق تا غرب عالم رسیده است. اما با این‌حال عده‌ای در ایران- که در اقلیتی محض به سر می‌برند- با کوته فکری شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» سر دادند.

این‌ها همان جماعتی هستند که سال گذشته در واکنش به جنایت داعش در حرم شاهچراغ(ع) روزه سکوت گرفته و به هیچ عنوان به جنایت داعشی‌ها در «زن‌کشی» و «کودک‌کشی» واکنش نشان ندادند. حالا همین طیف در واکنش به «کودک‌کشی» و «زن‌کشی» رژیم غاصب اسرائیل، مهر سکوت بر دهان خود زده‌اند.

سردار سلیمانی در روزهای پایانی سال ۹۴ در دیدار با هیئت حماس با اشاره به شعار انحرافی فتنه‌گران در سال ۸۸ با عنوان «نه غزه نه لبنان؛ فقط فلات ایران» و «نه غزه نه لبنان؛ جانم فدای ایران» گفته بود: «در ایران، زمانی که مسئله، فلسطین باشد، همه انقلابی هستند، همگان فلسطین را دوست دارند فلسطین حتی در داخل ایران هم (موضوعی) اساسی است چند سال پیش شعار «نه غزه نه لبنان؛ جانم فدای ایران» را سر دادند؛ از شما می‌پرسم اینها اکنون کجا هستند. ما این را در قاموس سیاسی خود ثبت کردیم. کسانی که هرگونه شعاری در مخالفت با حمایت ما از فلسطین سر دهند در هیچ پست سیاسی نخواهند بود و در راس تصمیم‌گیرندگان کلان کشور جای نخواهند داشت. کجا ممکن است چنین چیزی اتفاق بیفتد؟».

تجربه نشان می‌دهد حامیان شعار «نه غزه، نه لبنان» با فهم اندک، سطحی و سیاست زده خود نه تنها در راستای وظایف یک مسلمان عمل نکردند که در عمل بر خلاف منافع ملی و وطن خود حرکت کردند؛ اقداماتی که اگر روزگاری قرار بود توسط دولت و اکثریت ملت ایران ادامه یابد این روزها نتیجه تحولات منطقه و از جمله ایران را نیز به نحو دیگری رقم می‌زد.

رهبر معظم انقلاب- ۲۷ دی ۱۳۹۸- در خطبه نماز جمعه با اشاره به کسانی که یک روز شعار «نه غزه نه لبنان» سردادند، فرمودند: «این افراد هرگز جانشان را فدای ایران نکرده‌اند و حتی از راحتی و منافع خود در راه حفظ امنیت کشور نگذشتند بلکه این سردار سلیمانی و یارانش بودند که جانشان را کف دست گرفتند و به میدان دفاع از ایران شتافتند.»

سابقه شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» به سال ۸۸ برمی‌گردد. در سال ۸۸ در روز جهانی قدس، جمع معدودی در یکی از خیابان‌های پایتخت گرد آمدند تا با روزه خواری در ماه مبارک رمضان و سر دادن شعار «نه غزه، نه لبنان جانم فدای ایران» ننگ دیگری بر پیشانی فتنه گران برای همیشه تاریخ ثبت کنند.

نکته قابل توجه اینجاست که شعار «نه غزه نه لبنان» روز قبل از راهپیمایی توسط سایت وزارت خارجه اسرائیل مطرح و پیشنهاد شده بود.

و اما شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» شعاری سطحی و بی‌پایه است. اگر قرار بود که اکثریت مردم ایران و همچنین حاکمیت در ایران، قائل به این شعار بودند، ما قطعا باید در خیابان‌های تهران و همدان و کرمانشاه و... به صورت مستمر و در روندی پرخسارت با تروریست‌های تکفیری داعشی می‌جنگیدیم.

چرا که داعش کشورهای منطقه از جمله عراق و سوریه را هدف قرار داده بود و در قدم بعدی کشورهای دیگر از جمله ایران، هدف اصلی این گروه تروریستی قرار داشت.

این طیف بی‌مسئولیت و پر سر و صدا، همواره تطهیرکننده قاتلان سلیمانی‌ها و حججی‌ها و شهریاری‌ها و آرمان علی‌وردی‌ها و دیگر شهدای گرانقدر بوده است. اگر بخواهیم واقع بینانه به نگرش این اقلیت محض نگاه کنیم، شعار اصلی آنان این است «نه غزه، نه لبنان، نه تهران، نه شیراز و...نه ایران، فقط خودم». این طیف هرگز جانشان را فدای ایران نکرده‌اند و حتی از راحتی و منافع خود در راه حفظ امنیت کشور نگذشتند.

سیاست جمهوری اسلامی ایران این بود که بیرون از مرزهای کشور با خطرات مواجه شود تا در داخل برای امنیت کشور اتفاقی نیفتد.

در این میان همواره اقلیتی پر سر و صدا بوده‌اند که این نگرش اصولی و تحسین برانگیز نظام جمهوری اسلامی ایران را بر نمی‌تابیدند و لیکن واقعیات امروز جهان و به خصوص منطقه غرب آسیا نشان می‌دهد که چطور این افراد در پازلی که دشمنان طراحی کرده بودند، با امنیت کشورمان بازی کردند.

تحولات این روزهای منطقه و تغییر معادلات به سود جریان مقاومت، همه و همه نتیجه گفتمانی است که تنها بیش از چهار دهه از بروز و ظهور آن می‌گذرد، انقلاب اسلامی ایران این روزها آن‌قدر در تغییر معادلات منطقه‌ای و جهانی تاثیرگذار است که تنها یادآور وعده‌های الهی و صادق امام خمینی(ره) است که فرمود:«ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین‌الملل اسلامی‌مان بارها اعلام نموده‌ایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم...ما در صدد خشکانیدن ریشه‌های فاسد صهیونیسم، سرمایه‌داری و کمونیسم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته‌ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظام‌هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده‌اند، نابود کنیم و نظام اسلام رسول‌الله(ص) را در جهان استکبار ترویج ‌نماییم و دیر یا زود ملت‌های دربند شاهد آن خواهند بود... ما می‌گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم.» (صحیفه امام خمینی ، جلد ۲۱، صفحه ۸۱)

 

:: بازدید از این مطلب : 306
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 6 آبان 1402
گفتار منتشر نشده‌اي از علامه جوادي آملي درباره کريمه اهل بيت‌(ع)
 
يک کريمه که از دودمان نبوت و ولايت است، به جائي مي‌رسد که امام هشتم و امام نهم (سلام الله عليهما) درباره زيارت او هم توصيه و سفارش دارند، و هم دستور و برنامه! از وجود مبارک امام هشتم رسيده است که خواهر ما فاطمه معصومه(س) در قم مدفون است؛ هر کس اين بانو را زيارت کند، بهشت براي اوست. و از وجود مبارک امام نهم نيز رسيده است که عمّه من فاطمه معصومه(س) در قم مدفون است و هر کس آن حضرت را زيارت کند، بهشت براي اوست.

اعمالي که باعث ورود در بهشت است، يکسان نيست. بعضي از عمل‌هاي خير باعث مي‌شود انسان به بهشت راه پيدا کند. بعضي از اعمال خير سبب مي‌شود که بهشت در اختيار او شود نه او در اختيار بهشت. گاهي به ما مي‌فرمايند: اگر فلان کار خير را انجام داديد وارد بهشت مي‌شويد. گاهي مي‌فرمايند: اگر فلان کار خير را انجام دادي بهشت براي شماست! در صورت دوّم، انسان حقّ شفاعت هم دارد که عده‌اي را به همراه ببرد.

راز اينکه وجود مبارک امام هشتم و امام نهم فرمودند: هر کس کريمه اهل بيت فاطمه معصومه (سلام الله عليها) را زيارت کند، بهشت براي اوست اين است که او اهل ولايت است! اگر کسي پيوند ولائي با دودمان عصمت و طهارت داشت، مي‌کوشد که رايحه ولايت و طعم ولايت در هستي او پديد آيد و خود جزء اولياي إلهي بشود. اگر کسي جزء اولياء خدا شد و وليُّ الله شد، بهشت مشتاق اوست.

بهشت مشتاق چه کساني است؟
در برخي از روايات ما آمده است که بهشت مشتاق سلمان است. اشتياق بهشت به سلمان بيش از علاقه سلمان به بهشت است. رازش آن است که بهشت محصول عقيده صحيح و اخلاق صحيح و عمل صالح است. و عقيده و اخلاق و اعمال جزء شئون ادراکي و عملي انسان است. اگر بهشت در اثر عقيده و خُلق و عمل است، و اگر عقيده و خُلق و عمل جزء شئون ادراکي و عملي آدمند‌، پس روح انسان والاست که در اثر تحصيل عقيده و اخلاق و اعمال، بهشت را مي‌سازد. بهشت مملوک انساني است که وليُّ الله است. در جريان دوزخ هم (معاذ الله) اينچنين است. بنابراين وجود مبارک امام هشتم و امام نهم، اثر زيارت فاطمه معصومه (س) را استحقاق بهشت دانستند که بهشت براي اوست.

مطلب ديگر روايتي است که از وجود مبارک امام رضا (ع) رسيده است که فرمود: اگر کسي خواهرم، کريمه اهل بيت، فاطمه معصومه را «عارفاً بِحَقّها» زيارت کند؛ بهشت براي او ثابت است. معلوم مي‌شود کريمه اهل بيت، فاطمه معصومه(س) حقّي دارد؛ بعضي از زائران به حقّش عارف‌اند، بعضي عارف نيستند. بعضي او را فقط به عنوان خواهر امام و دختر امام و عمّه امام مي‌شناسند و زيارت مي‌کنند. اينها طرفي از فضيلت و ثواب را مي‌برند، اما به ثواب کامل بار نمي‌يابند! بعضي حقّ اين کريمه را مي‌شناسند که امام هشتم اينچنين فرمود.

مطلب بعدي آن است که حق او چيست تا انسان آن حق را بشناسد و آن حضرت را با معرفت به حق زيارت کند؟ حقي که مي‌توان براي کريمه اهل بيت (ع) ثابت کرد از راه‌هاي متعدّد و گوناگون قابل اثبات است. ولي روشن‌ترين و ساده ترين راه همان تحليل عميق زيارت‌نامه آن حضرت است.

زيارتي که براي معصوم زادگان و امام زادگان آمده دو قسم است: بعضي از معصوم‌زادگان و امام‌زادگان زيارت خاصي ندارند، علماء و بزرگان براي زيارت آنها جمله‌هائي را انشاء مي‌کنند. نظير ‌آنچه که براي حضرت عبدالعظيم حسني (ع) است که بعضي از علماء زيارت نامه او را تدوين کرده‌اند. اصل زيارت آن حضرت که ثواب دارد از معصومين رسيده است، اما وجود مبارک حضرت عبدالعظيم (ع) را چگونه زيارت بکنيد، اين زيارت نامه‌ها تدوين شده بعضي از علماي بزرگ است. لکن درباره فاطمه معصومه (س) زيارتش را از امام هشتم نقل کرده‌اند. يکي از محدّثين بزرگ قم که توفيق تشرّف محضر امام زمانش، وجود مبارک امام رضا (ع) را پيدا کرد، نقل کرد که وجود مبارک امام رضا به من فرمود، يعني به همين سعد اشعري که از قُميّون بزرگوار است، فرمود: يا سَعد! قبري در خاک شماست. عرض کرد: منظور قبر کريمه اهل بيت فاطمه معصومه (س) است؟ فرمود: آري! بعد فرمود: شما آن بزرگوار را با اين وضع زيارت بکنيد... اين زيارت نامه‌اي که در کُتب زيارات و ادعيّه آمده است‌، اين جزء مُنشأت وجود مبارک امام هشتم است.

اهل بهشت سالي يکبار سيد‌الشهداء(ع) را زيارت مي‌کنند
از اين زيارت چند نکته بر مي‌آيد؛ اوّلين نکته آن است که وجود مبارک کريمه اهل بيت فاطمه معصومه (س) در سلسله جليله انبياء و اولياء قرار دارد. يعني وقتي انبياء (ع) سلسله‌شان به پايان رسيد، اولياي الهي يعني ائمه معصومين سلسله‌شان به پايان رسيد، نوبت به شاگردان ممتاز ائمه رسيد، نوبت به اصحاب خاصّ ائمه رسيد؛ مي‌بينيد وجود مبارک فاطمه معصومه (س) به عنوان يکي از شاگردان و مولِد ائمه (ع) و يکي از اصحاب خاصّ ائمه (ع) مطرح است و وارث همان معارف است. منتها نبوت براي انبياء است، امامت براي ائمه (ع) است. اين کريمه اهل بيت(ع) طهارت، معرفت، زهد و عبادت، علم و عقل و سائر ملکات نفساني را در اثر شاگردي ائمه (ع) و صِحابت ائمه (ع) به دست آورده است.

لذا وجود مبارک امام رضا (ع) دستور داد: وقتي خواستيد کريمه اهل بيت فاطمه معصومه (س) را زيارت کنيد، اوّل بعد از گفتن 34 بار الله اکبر و 33 بار سبحان الله و 33 بار الحمد لله؛ بر آدم صفي سلام بفرستيد، اَلسَّلامُ عَلَي آدَمَ صِفوَهِ الله... انبياء را يکي پس از ديگري انسان عرض ادب مي‌کند، سلام مي‌فرستد تا به وجود مبارک خاتم (ص) مي‌رسد. بعد نسبت به معصومين، 13 معصوم ديگر را، وجود مبارک اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا و ائمه ديگر را ياد مي‌کند و عرض ادب مي‌کند، بعد به اين کريمه مي‌رسد. مي‌گويند: سلام بر تو اي کسي که دختر امامي، خواهر امامي، عمّه امامي و دختر پيغمبر اکرم (ص) هستيد؛ آنگاه خواسته‌هاي خود را در اين زيارت بازگو مي‌کند. مي گويند: اَلسَّلامُ عَلَيکِ‌ عَرَّفَ اللهُ بِينَنا وَ بِينَکُمْ فِي الجَنَّه... در اين زيارت گفته نمي‌شود که ما وارد بهشت بشويم. چون ورود به بهشت را تقريباً مسلّم گرفته‌اند. بهشتي‌ها اينطور نيست که هر وقت بخواهند به حضور ائمه و معصومين برسند، آزاد باشند. در بهشت هميشه و در هر مکان مقدور افراد عادي نيست که به حضور ائمه(ع) برسند. گرچه همه در بهشتند، ولي براي بهشت درجات فراواني است. گفتند: وجود مبارک حسين بن علي بن أبيطالب، سيّد الشهداء (ع) سالي يک مرتبه براي اهل بهشت تجلّي مي‌کند. يعني بهشتي‌ها سالي يک بار روي مبارک حسين بن علي(ع) را زيارت مي‌کنند. آن سال حالا 365 روز دنياست يا سال آخرت معلوم نيست! غرض آن است که سالي يک بار بهشتي‌ها وجود مبارک أبي عبد الله را مي‌بينند.

راهنمايي براي حوض کوثر
در همين زيارتي که وجود مبارک امامِ رضا (ع) به ما دستور داد، به پيشگاه کريمه اهل بيت، فاطمه معصومه (س) عرض مي‌کنيم: اَلسَّلامُ عَلَيکِ‌ عَرَّفَ اللهُ بِينَنا وَ بِينَکُمْ فِي الجَنَّه. اوّلاً آن کريمه را با ساير اهل بيت و ائمه (ع) يکجا تلقّي مي‌کنيم با حفظ درجات، بعد عرض مي‌کنيم: خدا‌ آن توفيق را به ما عطا کند که در بهشت شما را بشناسيم، به حضور شما مشرف بشويم. و عرض مي‌کنيم: وَ اُورَدَنَا حُوضِ نَبِيِّکُمْ... خداوند آن توفيق را به ما بدهد که ما وارد حوض کوثر بشويم. چون مي‌دانيم حوض کوثر راهنما دارد. راهنماي حوض کوثر قرآن است و ولايت. هم شيعه‌ها نقل کردند، هم سنّي‌ها نقل کردند که وجود مبارک پيغمبر (ص) فرمود: من اين دو امانت وَزين را به عنوان عامل هدايت در بين شما مي‌گذارم؛ إنّي تارِکٌ فِيکُمُ الثَّقَلينْ کِتابَ اللهِ وَ عِترَتِي(1). «ثقل» آن متاع وَزين است. آن کالائي که داراي وزنه معنوي است. فرمود: قرآن و عترت را به عنوان هدايت براي شما مي گذارم. لَنْ يَفتَرِقَا حَتّي يَرِدا عَلَيَّ الحُوض(2). يعني قرآن و ولايت اهل بيت (ع) از هم جدا نخواهند شد، تا اينکه در کنار حوض کوثر بر من وارد بشوند. پس اين دو همه تشنگان معارف را به حوض کوثر معرفت دعوت مي‌کنند. ما در زيارت کريمه اهل بيت(ع) عرض مي‌کنيم: وَ اُورَدَنَا حُوضَ نَبِيِّکُمْ. يعني ما از خدا مسألت مي کنيم که به همراه قرآن و به همراه ولايت اينقدر حرکت بکنيم تا کنار حوض کوثر به شما برسيم. اين مقام را وجود مبارک فاطمه معصومه (س) داراست.

همه نيازمند شفاعت هستند
آنگاه عرض مي‌کنيم: خدايا! به برکت اين بي‌بي توفيقي عطا کن که اين بي‌بي از ما شفاعت بکند: يا فاطِمَهُ‌‌ اشْفَعِي لِي فِي الجَنَّه فَإنَّ لَکِ عِندَ اللهِ شأنً مِنَ الشِّأنْ... کسي حقّ شفاعت دارد که در کنار عدالت الهي از مظاهر اسماي حُسناي خدا باشد. خداوند اگر با عدل خودش با ما رفتار بکند بسياري از ما آسيب مي‌بينيم؛ ولي اگر رحمت او ضميمه عدل او بشود، اين کار را مي گويند: «شفاعت». شفاعت از شَفع است، يعني جفت؛ در مقابل وحد به معناي تک و طاق. اگر گفتند: فلان کس شفيع است، يعني به همراه آن شخص در محکمه حاضر مي‌شود. اگر خود انسان به تنهائي وارد محکمه بشود‌، آسيب مي‌بيند. ولي اگر امام، معصوم در کنار او به محکمه الهي راه پيدا کند او تنها نيست، او تک نيست، او شفيع دارد. شَفع است، جفت است، زوج است.

اگر اين بي‌بي به اين مقام رسيده است که همه بزرگان، همه علماء، همه مراجع در کنار بارگاه ملکوتي او عرض مي‌کنند: يا فاطِمَهُ‌‌ اشْفَعِي لِي فِي الجَنَّه... معلوم مي‌شود حقّ شفاعت دارد. شما مي‌بينيد همه مراجع بزرگ در کنار قبر بي‌بي مي‌گويند‌: از ما شفاعت بکن! در قيامت همگان به شفاعت خاندان پيغمبر (ص) نيازمندند. آنها که خداي ناکرده مشکل گناه دارند به برکت آنها يا کمتر عذاب مي‌بينند، يا از عذاب نجات پيدا مي‌کنند. آنها که مثلاً اهل اعرافند، به بهشت راه پيدا مي‌کنند. آنها که اهل بهشتند، به برکت شفاعت درجاتشان رفيع مي‌شود. همه شيعيان و کساني که دين شان مرضي خداست نيازمند به شفاعت‌اند؛ يا در نجات از جهنّم، يا در تخفيف از عذاب، يا از رهائي از اعراف و ورود به بهشت، يا ترفيع درجات بهشت؛ به هر تقدير در همه اين مراحل و درجات به شفاعت نيازمندند. اينکه همه بزرگان در پيشگاه اين کريمه عرض مي‌کنند: اشْفَعِي لِي فِي الجَنَّه فَإنَّ لَکِ عِندَ اللهِ شأنً مِنَ الشِّأنْ، معلوم مي شود که وجود مبارک اين کريمه از ولايت الهي برخوردار است. و با قرآن همراه است و از قرآن جدا نمي‌شود. چنين مقامي را اگر کسي بشناسد و آن حضرت را با اين معرفت زيارت کند، استحقاق بهشت دارد.

مطلب ديگر آن است که زيارت عبارت از حضور زائر عند المَزور است. اگر کسي به پيشگاه يک شخصي برود، همين که در مشهد و در محضر او شاهد و حاضر شد، مي‌گويند زيارت کرده است. اصطلاحاً نماز را مي‌گويند: زيارهُ الله. کسي که اهل نماز است، به حضور خدا رسيده است، يعني دارد خدا را زيارت مي‌کند. منتها درباره غير خدا عنوان زيارت هست، عنوان صلاه نيست. چون عبادت مخصوص ذات أقدس إله است. اگر کسي به نماز ايستاد، دارد خدا را زيارت مي‌کند. گفتگوي با خدا، مناجات با خدا، عرض ارادت به پيشگاه خدا، درخواست کمک از خدا، درخواست ثبات قدم و استواري از خدا، درخواست ادامه راه استوار و مستقيم از خدا؛ همه اينها گفته هاي رو در رو با خداست. هميشه خدا با ماست، ولي آن لحظه‌اي که ما با خدا باشيم، داريم خدا را زيارت مي‌کنيم؛ صلاه، زيارهُ الله است.

اسرار الهي در آيينه دل
در نتيجه زيارت کردن يک ادب خاصّ ديني است که اصلش براي ذات أقدس إله است به عنوان عبادت، فرعش که عنوان عبادت ندارد، عنوان پرستش ندارد، فقط عنوان تأدّب است و تکريم است و تجليل براي کساني که پيام آوران الهي‌اند هم صادق است. اين نشان مي‌دهد که اين بي‌بي به چه پايگاهي رسيده است که امام هشتم و امام نهم هم ترغيب کرده‌اند که ايشان را زيارت کنيد.
از اينجا معلوم مي شود که زن در اسلام مانند مرد مي‌تواند وليُّ الله بشود؛ چه اينکه زينب کُبري (س) به مقام شامخ ولايت الهي بار يافته است. اگر کسي اين آئينه را درک کند، غبارها را بر طرف کند، بسياري از اسرار الهي در آيينه دل جلوه مي‌کند و اين راهي است که نگاران مکتب نرفته آن را بهره مي‌برند. اگر درباره رسول اکرم آمده است: نگار ما به مکتب نرفت ولي با يک غمزه مسأله آموز چندين مدرّس است؛ خط ننوشت، پيش معلّمي نرفت، ولي معارف الهي را فرا گرفت، رازش آن است که ذات أقدس إله در درون ما جان را شفاف و آئينه دل را صاف آفريد...

:: بازدید از این مطلب : 286
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 6 آبان 1402
کاریکاتور/ نهادهای بین‌المللی بی‌خاصیت شده‌اند
 

:: بازدید از این مطلب : 273
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 2 آبان 1402
سلوان مومیکا، پناهنده عراقی‌الاصل ساکن سوئد که پیش‌تر بارها به قرآن کریم اهانت کرده است، روز شنبه  (۲۹ مهرماه) در استکهلم پایتخت سوئد با تکرار هتک حرمت قرآن کریم، پرچم اسرائیل را به دست گرفت و حمایت خود را از رژیم صهیونیستی اعلام کرد. مومیکا روز گذشته در حال بوسیدن پرچم اسرائیل با گستاخی تمام نسخه‌ای از قرآن کریم را نیز لگدکوب کرد.
یک روز پیش از این اقدام، مومیکا اعلام کرده بود فردا پرچم اسرائیل را برافراشته، با اسرائیل اعلام همبستگی خواهم کرد و قرآن و پرچم فلسطین را هم در استکهلم به آتش خواهم کشید.
سلوان مومیکا اهل استان نینوا در شمال عراق و یک لیبرال، ملحد و افراطی است. او بنیان‌گذار حزب دموکراتیک سریانی و فرمانده یک گروه مسلح به نام صقور السریان بود.
وی سال ۲۰۱۷ به اتهام جنایت جنگی دستگیر و سپس با دخالت کشور‌های غربی آزاد شد، به سوئد رفت و اکنون هم به یکی از احزاب تندروی این کشور پیوسته است.
مومیکا طی ماه‌های اخیر چند بار اقدام به قرآن‌سوزی کرد و واکنش‌های زیادی را در جهان برانگیخت. مومیکا ۲۸ ژوئن در روز عید قربان در مقابل مسجد اصلی استکهلم این اقدام را با مجوز پلیس انجام داد. وی همچنین قرآن‌سوزی را مقابل سفارتخانه‌های کشورهای اسلامی از جمله عراق، ایران، ترکیه و مصر نیز تکرار کرد.

در گزارش بغدادالیوم آمده بود: در بین تصاویر‌ پخش‌شده از جنایت سوزاندن قرآن توسط سلوان مومیکا در خاک سوئد، فردی در کنار او دیده می‌شود که با چهره‌ای خندان و حمل پرچم سوئد از اقدام فرد هتاک حمایت می‌‌کند؛ تحقیقات بغدادالیوم نشان می‌دهد که او هم یک فرد عراقی‌الاصل ساکن استکهلم است که حامی این جنایات است و هتاکی را ترویج می‌دهد.

در ادامه این گزارش آمده است: این فرد «سلوان نجم» نام دارد و به نام «الشیخ السامی/ شیخ یهودی» شناخته می‌شود؛ او یک آشوری عراقی مقیم سوئد است. سلوان نجم بارها در فضای مجازی به مقدسات اسلامی توهین کرده بود. برخی منابع مطبوعاتی مدعی هستند که او عامل حمله به مدرسه کودکان در فرانسه هم بوده است.

بغداد الیوم در توضیحات بیشتر از او نوشت: سلوان نجم پیش‌تر هم در ویدئویی که در فضای مجازی بازنشر یافته، گفته بود که دو درخواست را به پلیس سوئد ارائه کرده است؛ او خواسته تا اجازه داده شود قرآن و پرچم عراق را در مقابل سفارت بغداد در استکهلم و پارلمان سوئد آتش بزند؛ پلیس سوئد هم در حمایت از سلوان مومیکا از او محافظت کند تا اقدامش را انجام دهد.

در بخش دیگری از گزارش این رسانه عراقی می‌خوانیم: این فرد هتاک برای جلب همراهی سوئدی از این اقدامات، بارها مدعی شده بود که «زمان تحریم قرآن در سوئد فرا رسیده است، زیرا این کتاب برای ارزش‌های سوئدی خطرناک است».

پس از این اقدامات آنها، مسلمانان جهان به ابراز نفرت و خشم او نسبت به اسلام و کتاب آسمانی پیامبر اکرم(ص) واکنش نشان دادند و از دولت سوئد خواستند نسبت به این قبیل اقدامات که خشم و نفرت را اشاعه می‌دهد، مقابله کنند. اعلام انزجار و اعتراض کشورهای اسلامی و سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نسبت به این اقدامات هتاکانه هم باعث نشد دولت سوئد اقدامی جدی در این زمینه و مقابله با اعمال نفرت‌پراکنانه‌ مومیکا انجام دهد. دولت و مقامات سوئد که چند بار مدعی بررسی حقوقی و سیاسی این اقدامات در کشورشان شده‌اند، در عمل به حمایت از جنایات علیه اسلام و تحریک احساسات مسلمانان جهان ادامه داده و حتی با بهانه و دستاویز آزادی بیان به وی مجوز قرآن‌سوزی و هتاکی نیز اعطا کردند.
جملگی این مسائل هم باعث شد اکنون، سلوان مومیکا پشت‌پرده تمام هتاکی‌ها و نفرت‌پراکنی‌هایش نسبت به اسلام و قرآن کریم را برملا کند. در دست داشتن پرچم رژیم صهیونیستی آن هم در شرایطی که دولت اسرائیل به جنایت در فلسطین اشغالی اقدام می‌کند، خود حاوی پیامی است که ارتباط تنگاتنگ سلوان مومیکا با این رژیم را عیان می‌کند. 
سامح عسکر، نویسنده مصری، استاد فلسفه و منطق و عضو کارگروه سازمان ملل برای صلح، پیش از این درباره رفتار سلوان مومیکا و هتاکی‌اش به قرآن کریم نوشته‌ بود: این فرد جهان اسلام را تحریک می‌کند و الحاد را با حمایت از اسرائیل پیوند می‌زند، هرچند برخی ملحدان اروپایی در همبستگی با فلسطین ایستاده‌اند، اما رفتار این جوان را جز با نفرت نمی‌توان توضیح داد.
این در حالی است که اقدامات ضدبشری رژیم صهیونیستی در کشتار زنان و کودکان و غیرنظامیان با عملیات‌های غیرانسانی‌ چون بمباران بیمارستان المعمدانی، خشم مردم جهان اعم از مسلمان و غیرمسلمان را در پی داشت؛ خشمی که هر انسان آزاده‌ای، با هر قومیت و آیینی، نتوانست آن را فروخورده و نسبت به اعمال ضدانسانی این رژیم سکوت کند.
سیر اقدامات این پناهنده عراقی‌الاصل ساکن سوئد، از قرآن‌سوزی و نفرت‌پراکنی نسبت به مسلمانان تا در دست داشتن پرچم اسرائیل و اعلام همبستگی با این رژیم که اقداماتش خشم مردم دنیا را برانگیخته است، بر این واقعیت صحه گذاشت که خط و ربط وی به کجا منتهی شده و فرمان قرآن‌سوزی‌ای که اجرا کرد، از سوی چه کسانی صادر شده است. اقدام اخیر وی به‌صورت کاملا شفاف و واضح نشان داد کارفرمای پروژه‌ قرآن‌سوزی، هتاکی و نفرت‌پراکنی نسبت به اسلام، رژیم صهیونیستی است.
مردادماه امسال وزارت اطلاعات در بیانیه‌ای، مستندات وابستگی سلوان مومیکا به رژیم صهیونیستی را منتشر کرد و از ارتباطات وی با موساد نیز پرده برداشت.
وزارت اطلاعات طی این بیانیه اعلام کرد سلوان مومیکا پس از متواری شدن از عراق به علت اقدامات ضدملی و تحرکات مشکوک، از چند کشور اروپایی درخواست اقامت می‌کند که پاسخی دریافت نمی‌کند، لذا تلاش گسترده‌ای را برای تماس با رژیم اشغالگر قدس آغاز می‌کند. وی برای اثبات وفاداری و کارایی خود برای دستگاه جاسوسی صهیونیزم، کارنامه‌ای از خویش ارائه و در این کارنامه، خود را از مهم‌ترین معارضان دولت عراق معرفی می‌کند. همچنین ادعا می‌کند توسط جریان مقاومت اسلامی عراق به اتهام همکاری با رژیم اشغالگر قدس و تلاش برای تشکیل حکومت مستقل مسیحیان آرامی در استان نینوا، مدتی در بازداشت بوده است.
مومیکا برای اثبات ارادتش به رژیم اشغالگر قدس، تصاویری از خود با کلاه کیپا (کلاه کوچکی که یهودیان بر سر می‌گذارند) و تصویری از پرچم رژیم صهیونیستی را که در یکی از کلیساهای عراق کنار پرچم «اتحادیه دموکراتیک سریانی» نصب کرده بود برای صهیونیست‌ها ارسال می‌کند.
دستگاه جاسوسی رژیم صهیونیستی سال ۲۰۱۹ میلادی او را رسما به خدمت می‌گیرد و رابطی اطلاعاتی برایش تعیین می‌کند. ماموریت جاسوسی از مقرها و رهبران گروه‌های مقاومت عراق بویژه در استان نینوا از جمله ماموریت‌های محوله به وی بوده است.  مومیکا پس از خدمات فراوانش به دستگاه جاسوسی صهیونیست‌ها، درخواست انتقال به یک کشور اروپایی را ارائه می‌دهد. عوامل رژیم صهیونیستی نیز با این ارزیابی که «مومیکا در قبال امکان اقامت در اروپا، به هر ماموریتی تن می‌دهد»، اقامت و سپس تابعیت پادشاهی سوئد، یعنی حیاط خلوت سرویس جاسوسی رژیم غاصب صهیونیستی را به او اعطا می‌کنند.
این بیانیه وزارت اطلاعات (که 3 مرداد 1402 منتشر شد) و اقدام اخیر سلوان مومیکا در هتاکی به قرآن کریم و حمایت از رژیم صهیونیستی، ارتباط تنگاتنگ و وابستگی او به رژیم صهیونیستی در پروژه‌ هتاکی و نفرت‌پراکنی نسبت به اسلام و مسلمانان را به نحوی برملا کرد که برای مجریان این پروژه، نتیجه‌ای معکوس نسبت به آنچه انتظار می‌کشیدند، در پی داشت.
همچنین اهداف برخی دولت‌ها در دفاع همه‌جانبه و حمایت از سلوان مومیکا، آن هم با بهانه و دستاویز شعار آزادی بیان نیز در این پروژه مشخص شد. شعار آزادی بیان در حالی بود که دولت‌های برخی کشورهای اروپایی با اعتراض‌های گسترده به جنایت‌های صهیونیست‌ها و ایضا حمایت از فلسطین، مقابله کرده و خود بر گزینشی بودن این آزادی بیان صحه گذاشتند؛ جمعیت بزرگی که در نقاط مختلف اروپا از جمله انگلیس، آلمان و فرانسه با برگزاری تجمع‌های عظیم با مردم غزه ابراز همدردی کردند اما با تلاش‌های دولت و پلیس برای تضعیف و محدود کردن اعتراض‌ها مواجه شدند. مساله‌ای که به تهدیدهای امنیتی و همچنین ممنوعیت‌های گسترده‌ای از سوی پلیس این کشورها نیز منتهی شد و اوج تناقض‌ها را برملا کرد؛ تناقضی که از آزادی بیان تعریفی جدید ارائه داد.

:: بازدید از این مطلب : 287
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 28 مهر 1402
«حجم حمایت‌ها از ما فراتر از سطح باور است». این جمله نتانیاهو در مراسم استقبال از جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا بود. درست زمانی که شب قبل آن اسرائیل به بیمارستان غزه حمله هوایی کرد و هزار نفر از مردم غیرنظامی را شهید کرد. 
مقامات رژیم صهیونیستی از جمله نتانیاهو و وزیر جنگ این رژیم بارها اعلام کردند مردم غزه انسان نیستند و به تعبیر زشت آنها، حیوان و جانور هستند، بنابراین مشخص است که حمله هوایی به زنان و کودکان بی‌گناه در بیمارستان کار رژیم صهیونیستی است که اکنون بعد از فشار بین‌المللی قصد دارد آن را مانند «شهادت شیرین ابوعاقله» گردن نگیرد. 
در همین زمینه جو بایدن که از همان روز نخست جنگ اسرائیل علیه نوار غزه در کنار این رژیم ایستاده است در سفر به تل‌آویو از اسرائیل اعلام حمایت کامل کرد. این فرضیه اثبات می‌شود که جنایت بیمارستان غزه با چراغ سبز آمریکا و جو بایدن بوده است. در همین رابطه وال‌استریت ژورنال در خبری اعلام کرد بمبی که با آن بیمارستان المعمدانی در غزه هدف حمله قرار گرفت، بمب آمریکایی
 MK-84 بوده است. مارک 84 (Mark84) بمب سقوط آزاد چندمنظوره ساخت آمریکاست که حدود یک تن وزن دارد و قدرت تخریبش بسیار بالاست.  این شواهد کاملا نشان می‌دهد جنایت‌های اخیر در غزه بویژه بمباران بیمارستان غزه و شهادت مردم بی‌دفاع با حمایت ویژه بایدن و آمریکا رخ داده و سفر اخیر بایدن به سرزمین‌های اشغالی برای آن است که به تل‌آویو اطمینان خاطر بدهد حتما از آنها حمایت می‌کند. 
بایدن در نشست با نتانیاهو که در اتاق وضعیت جنگ رژیم صهیونیستی برگزار شد، اسرائیل را مقصر فاجعه بیمارستان غزه ندانست و گفت: «من خیلی غمگینم از بابت انفجار دیروز در بیمارستان غزه ولی بر اساس آنچه دیدم، این حمله توسط تیم دیگری (فلسطینی‌ها) انجام شد نه شما (اسرائیل). البته خیلی افراد دیگر آن بیرون هستند که هنوز مطمئن نیستند. پس خیلی چیزها مانده که باید بر آنها غلبه کنیم». 
تناقض‌های بایدن صدای نمایندگان مجلس آمریکا را هم درآورده است. رشیده طلیب، نماینده مسلمان کنگره درباره حمله اسرائیل به بیمارستان المعمدانی غزه گفت: اسرائیل به این شکل بیمارستان را بمباران کرد و 500 فلسطینی (پزشکان، کودکان و بیماران) را به قتل رساند. وقتی رئیس‌جمهور بایدن از تسهیل آتش‌بس و کمک به کاهش تنش امتناع می‌ورزد، این اتفاق می‌افتد. رویکرد جنگ و ویرانی شما چشمان من و بسیاری از فلسطینی‌های آمریکایی و مسلمانان آمریکایی مانند من را نسبت به این مساله باز کرده است. ما به یاد خواهیم آورد که شما کجا ایستاده‌اید. 
چند روز قبل بود که بایدن در صحبت‌هایی چراغ سبز حملات هوایی اسرائیل و تشدید بمباران‌ها علیه مردم مظلوم فلسطین را اعلام کرده بود. جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا در گفت‌وگو با شبکه «سی‌بی‌اس» گفت که مشارکت نیروهای آمریکایی در درگیری در خاورمیانه را ضروری نمی‌داند و ارتش رژیم اسرائیل یکی از بهترین ارتش‌های جهان است. 
بایدن گفت به اسرائیل قول می‌دهم به‌دنبال تشدید درگیری با فلسطین، ایالات متحده همه چیز لازم را در اختیار تل‌آویو قرار خواهد داد. 
جو بایدن گفت معتقد است اگر اسرائیل دوباره نوار غزه را اشغال کند، مرتکب اشتباه خواهد شد ولی ورود ارتش اسرائیل به غزه و از بین بردن «افراط‌گرایان حماس» یک الزام ضروری است. وی هنگام ورود به تل‌آویو، درباره هدفش از این سفر گفت: «می‌خواستم به اسرائیل بیایم تا شهروندان آن و تمام جهان بدانند که ما در کنار اسرائیل می‌ایستیم». بایدن با تکرار این ادعا که «حماس جنایاتی انجام داد»، افزود: می‌خواهیم مطمئن شویم که اسرائیل هر آنچه  را برای پاسخ به حملات حماس نیاز است، در اختیار دارد. رئیس‌جمهور آمریکا خطاب به نتانیاهو مدعی شد: جهان نظاره‌گر است تا ببیند ما چه خواهیم کرد و من مشتاقانه منتظر گفت‌وگوهای عمیق با شما هستم. 
برخی برآوردها حاکی از آن است که حمله به بیمارستان المعمدانی غزه با طراحی آمریکایی‌ها با محوریت سنتکام (فرماندهی آمریکا در غرب آسیا) و عملیات اسرائیلی‌ها صورت گرفته است. گفته می‌شود مقامات آمریکایی طرحی را پایه‌ریزی کرده‌اند تا با یک حمله خسارت‌بار سنگین به یک محل پراجتماع در غزه، نیاز مقامات اسرائیلی برای افکار عمومی داخلی تأمین شود. در عین حال آنها به خاطر واکنش‌ها در ورود زمینی به غزه تا حد امکان تردید یا تجدیدنظر کنند. از طرف دیگر بر اساس گزارش رسانه‌های آمریکایی، اسرائیل درخواست کمک 10 میلیارد دلاری در جنگ با حماس را کرده است. درخواست اسرائیل نشان‌دهنده آن نیست که دولت بایدن این درخواست را ارائه خواهد کرد یا کنگره رقم آن را تایید خواهد کرد. چاک شومر رئیس دموکرات اکثریت سنا، در جمع خبرنگاران اظهار کرد ما با استفاده از قدرت‌مان هر کاری را که لازم باشد انجام می‌دهیم تا مطمئن شویم سنا حمایت لازم را از اسرائیل خواهد کرد. ما قصد داریم بسته‌ای را تا پایان هفته آماده کنیم. گواه این استدلا‌ل‌ها صحبت‌های چند روز قبل وزیر خارجه آمریکا در دیدار با وزیر جنگ رژیم صهیونیستی است که مجددا حمایت علنی و بی‌قید و شرط دولت آمریکا از امنیت اسرائیل را تکرار کرده بود. 
* اسرائیل مسؤولیت مرگ شیرین ابو عاقله را هم نپذیرفته بود
خبرنگار آمریکایی شبکه MSNBC در اسرائیل گفت تیم ما نمی‌تواند وارد غزه شود و ادعای اسرائیل را مستقیماً راستی‌آزمایی کند ولی این را می‌شود گفت ارتش اسرائیل در این لحظات هیچ شواهدی به عنوان پشتوانه ادعاهایش مطرح نکرده است. همچنین این را می‌توانیم بگوییم که این نوع ابزار آدم‌کشی، با موشک‌های نرمال فلسطینی‌ها منطبق نیست. از طرفی انفجارهای بزرگ اسرائیل، به خصوص بمب‌های سنگرشکن که برای هدف قرار دادن تونل‌های حماس در غزه استفاده می‌شوند، پتانسیل این را دارند که صدها نفر را بکشند. در نهایت باید بگویم مواردی در گذشته وجود دارد که ارتش اسرائیل بلافاصله پس از یک حادثه، چیزهایی گفته که در درازمدت درست نبوده و مثالی که می‌توانم بزنم، وقتی شیرین ابوعاقله، خبرنگار الجزیره در کرانه باختری کشته شد، مقامات اسرائیلی گفتند او توسط یک مرد مسلح فلسطینی کشته شده ولی ماه‌ها بعد اعتراف کردند سرباز اسرائیلی به او شلیک کرده است».
***
بایدن: اگر اسرائیل وجود نداشت، قطعا برای تأسیس آن اقدام می‌کردیم
رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا دیروز در اظهاراتی در تل‌آویو گفت: «اگر اسرائیل وجود نداشت، قطعا برای تأسیس آن اقدام می‌کردیم و همچنان در کنار آن خواهیم ایستاد». به گزارش ایسنا، جو بایدن خطاب به خانواده‌های اسرای صهیونیست گفت: «دست بسته نمی‌ایستیم و به خانواده‌های اسرا می‌گویم شما تنها نیستید. می‌دانم درد می‌کشید و مشتاق دیدن اعضای خانواده‌های‌تان هستید اما شما برای همیشه از آنها دور نخواهید بود. بعضی می‌خواهند اراده شما را در هم بشکنند اما موفق نخواهند شد». بایدن افزود: «اگر اسرائیل وجود نداشت، قطعا برای تاسیس آن اقدام می‌کردیم و به حمایت از آن ادامه می‌دهیم. از کنگره خواهم خواست کمک‌ها برای حمایت از سامانه گنبد آهنین و کابینه اسرائیل را افزایش دهد». وی با اشاره به حملات مقاومت اسلامی فلسطین به فلسطین اشغالی گفت: «آنچه در اسرائیل اتفاق افتاد، ۱۵ برابر بزرگ‌تر از حادثه ۱۱ سپتامبر بود. امروز از کابینه اسرائیل خواستم با ورود کمک‌های بشردوستانه به غزه موافقت کند». رئیس‌جمهور آمریکا، رژیم صهیونیستی را «یک دولت یهودی و دموکراتیک» قلمداد کرد و مدعی شد: «اسرائیل با ورود کمک‌ها برای غیرنظامیان در غزه موافقت کرده است».
***
بایدن با خانواده اسرای اسرائیلی دیدار کرد
رئیس‌جمهور آمریکا در همبستگی کامل با اسرائیلی‌ها با خانواده برخی نیروهای نظامی به هلاکت‌رسیده و همچنین اسیر شده اسرائیلی در عملیات توفان الاقصی دیدار کرد تا نشان دهد واشنگتن کاملا در کنار رژیم صهیونیستی ایستاده است.
*  *  *

 صهیونیست ها در بمباران بیمارستان، پاجای پای صدام گذاشتند.     

حتماً این روزها تصاویر خانه‌ها و شهرهای غزه را دیده‌اید و می‌دانید مال، جان و عزیزان مالکان واقعی و غیرنظامی فلسطین زیر بمباران نظامیان رژیم صهیونیستی در حال از بین رفتن است. تصاویری را که هر یک از آن‌ها قلب هر انسانی که ذره‌ای انسانیت در قلبش مانده باشد، مچاله کرده و به آتش می‌کشد.

این حملات شاید آخرین تلاش‌های کشور جعلی اسرائیل برای نسل‌کشی غیرنظامیان باشد اما اولین آن نیست. رد پای یکی از تلاش‌های پشت‌پرده و غیرمستقیم اسرائیل در کشتار غیرنظامیان در جنگ تحمیلی دیده می‌شود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز ۸ سال دفاع مقدس، رویکرد ایران نسبت به اسرائیل تغییر کرده بود و برعکس رژیم شاهنشاهی پهلوی، جمهوری اسلامی ایران اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناخت و آن را کشوری جعلی می‌دانست. از این رو صهیونیست‌ها ایران را در مقایسه با عراق کشوری خطرناک‌تر برای خودشان می‌دانستند و سازش با عراق را امکان‌پذیرتر می‌دیدند.

به همین دلیل صهیونست‌ها در جنگ تحمیلی به طور غیرمستقیم به رژیم بعث کمک می‌کردند. مردخای زیپوری، معاون وزیر دفاع وقت رژیم صهیونیستی در یکی از مصاحبه‌های خود گفت: «اگر قرار است در جنگ ایران عراق یک طرف برنده باشد، چه بهتر که آن کشور عراق باشد.»

یکی از حملات ناجوانمردانه رژیم بعث به مردم عادی و غیرنظامی، حمله به بیمارستان‌ها بود. در این حملات که هم توسط رژیم بعث و هم سازمان منافقین صورت می‌گرفت، به بهانه اینکه در بیمارستان مذکور نظامیان بستری هستند، ده‌ها زن، کودک و افراد غیرنظامی به شهادت می‌رسیدند. تصویر زیر از بیمارستان آبادان بعد از حمله هوایی رژیم بعث گرفته شده است.

صهیونیست‌ها در بمباران بیمارستان، پا جای پای صدام گذاشتند+عکس

یکی دیگر از موارد حمله به غیرنظامیان، بمباران خرمشهر از همان ابتدای جنگ بود که شهر را به طور کامل غیرقابل سکونت کرد. با این حال بسیاری از مردم خرمشهر حاضر به ترک زادگاهشان نشده و سرسختانه و در بدترین شرایط در مقابل حملات زمینی و هوایی سربازان رژیم بعث ایستادند.

صهیونیست‌ها در بمباران بیمارستان، پا جای پای صدام گذاشتند+عکس

شاید بتوان یکی از بدترین انواع بمباران‌ها را، کوبیدن مناطق مسکونی غیرنظامی دانست. فرض کنید پدر خانواده صبح جمعه‌ای دمپایی‌هایش را به پا کرده و عشق و زندگی خود را به همراه چند ورق اسکناس در جیب پیرهنش می‌گذارد تا برای صبحانه خانواده‌اش از نانوایی سر کوچه نانی بخرد. در میانه راه صدای آژیر قرمز بلند شده و از انتهای کوچه صدای انفجار می‌آید. تمام راه را می‌دود و خدا خدا می‌کند خانه‌اش ویران نشده باشد، اما وقتی می‌رسد، نمی‌تواند پیکر همسر و فرزندانش را از آجرها و تیرآهن‌های فرو ریخته و شکسته خانه تشخیص دهد.

صهیونیست‌ها در بمباران بیمارستان، پا جای پای صدام گذاشتند+عکس

خانه‌های ویران از بمباران عراقی‌ها، علاوه بر کشته‌های بسیار، بی‌خانمانی نیز به دنبال داشت. آوارگان جنگ ایران و عراق از جمله کسانی بودند که شاید هم عزیزشان را از دست داده بودند و هم سرپناهشان. می‌گویند «عزای عمومی جشن است»، اما این عزاهای عمومی در طول مدت ۸ سال جنگ، هیچ گاه جشن نبود.

صهیونیست‌ها در بمباران بیمارستان، پا جای پای صدام گذاشتند+عکس

گاهی شهری به دلیل حملات نظامی یا شیمیایی تخلیه می‌شد. یکی از غم‌انگیزترین صحنه‌هایی که در این شهرها می‌شد دید، نشانه‌های زندگی بود که شاید دختر کوچکی که نور و امید پدر و مادرش است، در آن خانه که زمانی مأمن گرم آن خانواده بود، جا گذاشته است. عروسک‌های دخترکان به هر آن که به درون خانه پای می‌گذاشتند با غم و دلتنگی نگاه می‌کردند و سراغ مامان کوچولویشان را از آن‌ها می‌گرفتند؛ چرا که مدت‌ها بود دخترک خانه موهای پلاستیکی آن‌ها را شانه نزده بود.

صهیونیست‌ها در بمباران بیمارستان، پا جای پای صدام گذاشتند+عکس

راه‌آهن‌ها علاوه بر جابجایی سربازان و انتقال آن‌ها به جبهه‌های جنگ، مردم عادی را نیز در سطح کشور جابجا می‌کردند. با این حال حکومت صدام از همین بهانه استفاده کرد تا بارها راه‌آهن خرمشهر را مورد هجوم هوایی خود قرار دهد.

صهیونیست‌ها در بمباران بیمارستان، پا جای پای صدام گذاشتند+عکس

شاید تصور کنید دلیلی ندارد کشوری که قصد تجاوز به سرزمین دیگری را دارد، مدارس آن را مورد هجوم قرار دهد؛ درست است! دلیلی ندارد. اما رژیم بعث در طول ۸ سال دفاع مقدس بارها مدارس ایران را در نقاط مختلف ایران مانند خرمشهر، بهبهان، بروجرد، نهاوند، زنجان و میانه مورد حمله موشکی و بمباران هوایی قرار داد.

صهیونیست‌ها در بمباران بیمارستان، پا جای پای صدام گذاشتند+عکس

بعد از بمباران مدرسه‌ها، پدران و مادران بهت‌زده‌ای که نمی‌دانستند چگونه پیکر بی‌جان فرزندشان را از میان پیکر بی‌جان و خونی صدها کودک دیگر پیدا کنند، اطراف ساختمان فرو ریخته مدرسه جمع می‌شدند و شاید آرزو می‌کردند فرزندشان آن روز از مدرسه فرار کرده باشد و پیکرش زیر آوار نباشد. شاید امید داشتند تا فرزندشان خوشحال و سرخوش از انتهای کوچه مدرسه به سمت آن‌ها بیاید و با دیدن مدرسه فروریخته خشکش بزند تا بتوانند در آغوشش بکشند و به خاطر اینکه از مدرسه فرار کرده قربان صدقه‌اش بروند؛ اما اینطور نبود!

صهیونیست‌ها در بمباران بیمارستان، پا جای پای صدام گذاشتند+عکس


:: بازدید از این مطلب : 276
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 25 مهر 1402

 

ورژن جدید مجاهدین خلق در مزدوری برای دشمن؛ از براندازان اغتشاشات تا ایران اینترنشنال

همزمان با جنگ میان رژیم صهیونیستی و گروه‌های مقاومت، جبهه ضدایرانی متشکل از برخی شخصیت‌های فعال در اغتشاشات سال قبل و رسانه‌های معاند به حمایت از اسرائیل پرداختند.

در زمان جنگ تحمیلی ایران با رژیم بعث عراق، سازمان مجاهدین خلق که 30 خرداد 1360 با ورود به فاز مسلحانه تبدیل به گروهکی تروریستی شده و ماهیت خود را آشکار کرده بود، با سفر سرکردگانش به بغداد و دیدار با صدام حسین و فراخوان نیروها، به بازوی عملیاتی و اطلاعاتی رژیم بعث علیه هموطنان خود تبدیل شدند.

شرکت منافقین در جنگ به‌نفع صدام موجب منفور شدن بیش از پیش این سازمان نزد افکار عمومی ملت ایران شد و تا سال‌های اخیر حتی میان اپوزیسیون جایگاهی نداشتند؛ البته این همدستی با صدام محدود به مجاهدین خلق نبود؛ در آن زمان سلطنت‌طلب‌ها و تجزیه‌طلب‌ها نیز به‌نوبه خود در کمک به صدام تلاش کردند که شواهد و اسناد آن موجود است.

اپوزیسیون و ابتذال در امرِ مبارزه سیاسی؛ از اعتصاب غذای دروغین تا ائتلاف پوشالی!

با گذشت بیش از سی سال از جنگ تحمیلی، اکنون شاهد مزدوری جبهه ضدایرانی اپوزیسیون به‌نفع اسرائیل علیه کشور هستیم؛ همزمان با جنگ اخیر اسرائیل و گروه‌های مقاومت فلسطینی، راهپیمایی‌های گسترده در سرتاسر جهان علیه رژیم صهیونیستی برپا شد؛ به‌رغم دشمنی آشکار این رژیم با مردم ایران و همچنین هدف قرار دادن غیرنظامیان در غزه، یک پای ثابت میتینگ‌های حمایت از اسرائیل را براندازان و چهره‌های فعال اغتشاشات سال گذشته تشکیل می‌دادند؛ برای مثال در لندن، وحید بهشتی که سال گذشته مدعی اعتصاب غذا بود اما دروغین بودن اعتصاب غذای وی با انتشار تصاویری از او در بیمارستان فاش شد، در گوشه‌ای از یکی از پیاده‌روهای این شهر با برافراشتن پرچم اسرائیل و پرچم شیر و خورشید از جنایات رژیم صهیونیستی حمایت می‌کند.

وحید بهشتی حامی رژیم صهیونیستی که در حمایت از جنایات این رژیم در لندن کمپ زده است

در پاریس هم تعدادی از براندازان با برگزاری اجتماعی کوچک به حمایت از اسرائیل پرداختند؛ این درحالی است که این شهر روز جمعه شاهد اجتماع هزاران‌نفری مسلمانان در حمایت از قدس شریف بود، این اقدام در برخی شهرهای آمریکا و کانادا هم تکرار شده است.

پوشش اخبار تجمعات محدود فارسی‌زبانان در حمایت از اسرائیل

رسانه‌ ضدایرانی ایران اینترنشنال هم با انتقال استودیوی پخش زنده خود به اورشلیم و فراخواندن خبرنگارانش از انگلیس و آمریکا به فلسطین اشغالی، به واحد تبلیغات جنگ در جبهه صهیونیستی تبدیل شده است؛ کارشناسان ساکن اراضی اشغالی از زمان آغاز درگیری‌ها تاکنون 40 بار در این شبکه حاضر شدند و به‌نفع رژیم صهیونیستی حرف زدند؛ علاوه بر این، بررسی تحلیل‌های افراد دعوت‌شده به این برنامه شامل چند گزاره کلیدی است؛ یک این‌که هدف اسرائیل حماس است نه غیرنظامیان، دست داشتن جمهوری اسلامی در این حملات و مظلوم‌نمایی برای رژیم صهیونیستی!

بعد از اغتشاشات سال گذشته در برخی شهرها و همچنین توافق ایران و عربستان، شبکه ایران اینترنشنال برای مدتی به واشنگتن منتقل شد، از آن زمان اخباری مبنی بر تغییر کارفرمای این شبکه از سعودی به رژیم صهیونیستی منتشر شده بود، مصاحبه‌ با سران رژیم صهیونیستی همچون "بنیامین نتانیاهو و وزیر امور استراتژیک" کابینه وی و حضور متعدد کارشناسان اسرائیلی همچون منشه امیر، بن‌سبطب و مئیر جاودانفر مؤیدی بر همین ادعا بود.

کارفرمایی اسرائیل تنها محدود به شبکه‌های ضدایران نیست؛ اوایل سال جاری رضا پهلوی با سفر به اراضی اشغالی و دیدار با نتانیاهو وابستگی خود به سران این رژیم را نشان داد. پهلوی به‌همراه مصی علینژاد و حامد اسماعیلیون (جمعی که سال گذشته ائتلاف مهسا را تشکیل داده بودند) در همان روز اول جنگ به حمایت از رژیم صهیونیستی پرداختند.

گیلا گملیئل وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی هم چندی قبل با برخی خبرنگاران و کنشگران ضدایرانی نشستی برگزار کرده بود که تصویر منتشرشده از آن حاکی از حضور وحید بهشتی، ژیار گل و آرش سیگارچی خبرنگاران BBC فارسی در این جلسه بود که نشان از افزایش سطح تعامل میان مخالفان جمهوری اسلامی و اسرائیل دارد.

***

شباهت عجیب تکنیک‌های عملیات روانی صهیونیست‌ها با مزدورانشان در ایران اینترنشنال

 
شباهت عجیب تکنیک‌های عملیات روانی صهیونیست‌ها با مزدورانشان در ایران اینترنشنال

انتشار آماتور تصاویر جعلی از سوی اکانت‌های صهیونیستی یادآور شگرد شبکه‌های ضدایرانی همچون اینترنشنال در اغتشاشات سال گذشته است.

رژیم صهیونیستی در حملات مرگبار خود به غزه در جنگ 22روزه در سال 2008 و جنگ 50روزه در سال 2014، سعی در سانسور و نرسیدن اخبار جنایاتش به مردم دنیا داشت اما این دوره با توجه به غافلگیری در عملیات طوفان‌الاقصی، به‌جای سانسور سعی در مظلوم‌نمایی و انتشار اخبار جعلی مانند کشتن کودکان و زنان از سوی نیروهای فلسطینی دارد.

البته تشت رسوایی صهیونیست‌ها این بار خیلی سریع بر زمین خورد؛ خبرنگار شبکه i24 اسرائیل که خبر سر بریدن 40 کودک توسط حماس را مطرح کرده بود، مدعی شده که صرفاً شنیده‌های خود را بازگو کرده است! یا عکسی از پرچم داعش که مدعی بودند در مقر حماس کشف شده است، ساختگی‌بودنش خیلی زود برملا شد؛ BBC و CNN هم در گزارش‌هایی دروغ بودن این شایعه را تأیید کردند.

ایران اینترنشنال , رژیم صهیونیستی (اسرائیل) ,

تصویر ساختگی از پرچم داعش در مقر حماس که خبرنگار اینترنشنال منتشر کرده است

در تصویر پایین یک اکانت صهیونیستی مدعی شده است که حماس جسد کودکی را سوزانده است؛ اما برخی اکانت‌های انگلیسی‌زبان در توئیتر نوشتند که تصویر منتشرشده جعلی و با هوش مصنوعی درست شده است!

ایران اینترنشنال , رژیم صهیونیستی (اسرائیل) ,

انتشار آماتور تصاویر جعلی به این شکل از شگردهای شبکه‌های ضدایرانی همچون اینترنشنال در اغتشاشات سال گذشته بود؛ شبکه‌‌ای که بعد از توافق ایران و عربستان و همچنین انتقال دفتر آن از لندن به واشنگتن، اخباری مبنی بر تغییر کارفرمایش  و حمایت مالی توسط رژیم صهیونیستی از آن به گوش رسید.

محمد منظرپور، سردبیر سابق شبکه اینترنشنال چندی پیش گفته بود که مدیریت این تلویزیون از سعودی‌ها به اسرائیل انتقال یافته است و موساد پشت این شبکه است! افزایش مصاحبه‌های این شبکه با سران رژیم صهیونیستی همچون "بنیامین نتانیاهو و وزیر امور استراتژیک" کابینه وی؛ مؤیدی بر همین ادعاست.

از سویی همزمان با عملیات "طوفان‌الاقصی" گزارشگران اینترنشنال به‌صورت ویژه‌ای در اورشلیم مستقر شدند و در حال انتشار اخبار و گزارش‌های لحظه به لحظه با رنگ و لعاب جانبدارانه در جهت صهیونیست‌ها هستند؛ شباهت شگردهای تبلیغاتی اکانت‌های صهیونیستی با رفتارهای اینترنشنال در زمان اغتشاشات، نشان می‌دهد که یک ذهن واحد درحال تکرار و امتحان دوباره همان ایده‌هاست!

 


:: بازدید از این مطلب : 282
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 23 مهر 1402

در تداول مرسوم ادبیات سیاسی زبان فارسی امروز، یکی از القابی که به صورت معمول برای رژیم اسرائیل استفاده می‌شود، لقب «کودک‌کُش» است. شکی نیست که در وهلهٔ نخست چنین لقبی ریشه در واقعیات عینی و میدانی جنایات رژیم صهیونیستی علیه کودکان دارد. طبق آمارهای رسمی منتشرشده توسط نهادهای بین‌المللی (که در تعصب و تبعیض آن‌ها به نفع اسرائیل تردیدی نیست)، از سال ۲۰۰۸ به این سو، دست‌کم ۳۳ هزار کودک فلسطینی در حملات صهیونیست‌ها جان باختند.

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟

اما الصاق این لقب به رژیم اسراییل، یک عقبه و ریشهٔ قدیمی‌تر و پنهان‌تری دارد که شاید حتی چندان برای بسیاری از مردمانی که به حق و به درستی این لقب را برای اشاره به رژیم صهیونیستی به کار می‌گیرند، نیز روشن نباشد.

حقیقت این است که «کودک‌کُشی» یهود ریشه در اعماق تاریخ این قوم دارد و برای اهل تحقیق چندان دشوار نیست که قرائن و اَمارات این دعوی را از منابع یهودی بیرون بکشند. ذکر این نکته لازم است که آن چیزی که امروز عمدتاً به عنوان «یهود» شناخته می‌شود و خود را چنین می‌نمایاند، ارتباط چندانی با پدر یکتاپرستان جهان، حضرت ابراهیم (ع) و زبان گویای الهی، حضرت موسی (ع) کلیم‌الله ندارد. به عبارت دیگر، «یهود» امروز، نام و نشان و هویت فرزندان اسرائیل، که ابراهیم و اسحاق و موسی را به عنوان نبی در میان خود داشتند، غصب کرده‌اند که البته این موضوع، خود می‌تواند محل موشکافی و تحقیق و مطالعه اهل نظر به صورت مستقل باشد و در این مقال نمی‌گنجد.

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس
قدیس- کودک مسیحی که توسط یهودیان برای استحصال خون قربانی شدند
صحنه قربانی «سیمون» اهل ترنت - از قدیسان کلیسای کاتولیک توسط یهودیان

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس
قدیس- کودک مسیحی که توسط یهودیان برای استحصال خون قربانی شدند
صحنه قربانی «سیمون» اهل ترنت - از قدیسان کلیسای کاتولیک توسط یهودیان

در ماه ژوئیه سال ۱۹۳۳، در جریان رویداد بزرگ موسوم به نمایشگاه جهانی شیکاگو، تصاویری روی نوار سلولوئیدی دوربین‌های فیلمبرداری سیاه و سفید ضبط شد که به صورتی عیان و واضح، داستان قدیمی «کودک‌کُشی» را روایت می‌کرد. این‌جا صحنهٔ بزرگ‌ترین «نمایش» زنده یهودی تا همین امروز بوده است. این نمایش با عنوان «The Romance of a people» (عاشقانهٔ یک ملت) در میدان بزرگ سرباز شهر شیکاگو در عصر روز ۳ ژوئیه ۱۹۳۳ برگزار شد. این نمایش عظیم با حمایت سازمانی موسوم به «آژانس یهودی فلسطین»، در یکی از روزهای نمایشگاه جهانی «یک قرن پیشرفت» در شیکاگو برگزار شد و این روز، در تقویم نمایشگاه «روز یهودی» نام داشت. بیش از ۱۲۵.۰۰۰ نفر در اجرای «عاشقانهٔ یک ملت» شرکت کردند.

چرا روز یهود و چرا حمایت از سوی آژانس یهود برای فلسطین؟ کمیته نمایشگاه بیش از دوجین روز ویژه را برای توجه به ملیت‌هایی که جمعیت مهاجر شیکاگو را تشکیل می‌دادند تعیین کرده بود و در حال ساخت یک سالن مذهبی برای نمایش گروه‌های مذهبی شیکاگو بود. برای برخی از یهودیان شیکاگو، ملیت آن‌ها صهیونیسم و سرزمین آنان فلسطین بود. آژانس یهود نهادی بود که برای نمایندگی یهودیان در تعاملاتش با مقامات قیمومیت بریتانیا در فلسطین تعیین شده بود. از نظر مایر ویزگال، مدیر اجرایی فعالیت‌های صهیونیستی برای غرب میانه (و بعداً منشی خصوصی حییم وایزمن، نخستین رییس جمهور اسراییل)، آژانس یهود به عنوان نمایندهٔ «آرمان‌های ملی یهودیان» انتخابی بدیهی برای حمایت و پشیتبانی از این نمایش عظیم چند ده هزار نفره بود.

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس

 

ویزگال در زندگی نامه خود به نام "تا کنون" می‌نویسد که در اوایل دهه ۱۹۳۰ برنامه‌هایی را برای فستیوال سالانه جشن یهودی حانوکا در خانه اپرای شیکاگو تنظیم می‌کرد. در واقع، این فستیوال‌های سالانه، یکی از نخستین مانورهای روابط عمومی و تبلیغات از طرف یهودیان برای گسترش نفوذ خود در فرهنگ و افکار عمومی جامعه آمریکا بود. ویزگال یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های تبلیغاتی یهود در قرن بیستم بود.

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس


مایر ویزگال

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس


کتاب شرح حال خودنوشت مایر ویزگال

به گفته ویزگال، از یهودیان شیکاگو خواسته شده بود در نمایشگاه جهانی شرکت کنند. مذاکرات در مورد اینکه آیا یهودیان یک نژاد، یک مذهب یا یک ملت هستند، ماه‌ها ادامه داشت. ویزگال پس از موفقیت در مسابقه حانوکاه خود در سال ۱۹۳۲ این ایده را مطرح کرد که به جای انجام یک کار نمایشگاهی برای معرفی یهود، یک نمایش بزرگ از موسیقی و رقص و آواز ترتیب دهند: "نه یک ساختمان، نه یک نمایشگاه، بلکه نمایشی که پنج هزار سال از تاریخ یهود را به تصویر می‌کشد. همه چیز را شامل می‌شود - دین، تاریخ، اشتیاق برای صهیون، بازگشت به صهیون، و آن را عاشقانه یک مردم می‌نامند.»

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس

 

ویزگال نزد خاخام سولومون گلدمن و قاضی هری فیشر، دو تن از رهبران صهیونیست شیکاگو رفت و از حمایت آن‌ها برخوردار شد. ویزگال، طبق روایت خودش، به ملاقات روفوس سی داوز، رئیس نمایشگاه جهانی شیکاگو رفت، مردی عمیقاً مذهبی که عاشق کتاب مقدس خود بود. ویزگال توانست او را متقاعد کند که یهودیان "چهار هزار سال تاریخ، از ابراهیم تا امروز دارند: که هیچ کس ندارد!" داوز موافقت کرد که یک «روز ویژه یهودی» را در نمایشگاه برنامه‌ریزی کند، که اختتامیهٔ بزرگ آن نمایشی عظیم به تهیه کنندگی مایر ویزگال خواهد بود.

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس


بلیت نمایش «عاشقانهٔ یک ملت»

علاوه بر برنامه روز یهود، یک نمایشگاه یهودی که در طول مدت نمایشگاه در تالار دین برپا می‌شد، این نمایشگاه توسط خاخام‌های اصلاح طلب غیرصهیونیستی لوئیسمان و گرسون لوی سازماندهی گردید. این شامل نمایش آثار یهودی و پرتره‌های یهودیان مشهور در طول اعصار بود تا مشارکت یهودیان در زمینه‌های علوم اجتماعی، آموزش، مذهب، ادبیات، پزشکی، بشردوستی، کشاورزی، دولتمردی، موسیقی، هنر، نمایش و رفاه کودکان را نشان دهد. طراحی و برنامه ریزی توسط شرکت معماری Alfred S. Alschuler and Company انجام شد. نقاشی‌های دیواری توسط هنرمند A. Raymond Katz نقاشی شد.

ویزگال این نمایش بزرگ را به کسب و کار تمام وقت خود تبدیل کرد. او از الگوی کلی جشنواره حانوکای قبلی خود پیروی کرد، اما در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر. «عاشقانهٔ یک ملت» به جای این که صرفاً یک داستان موزیکال را بیان کند، قرار بود داستان بشر را از زمان خلقت تا عصر مدرن، طبق روایت یهودیت صهیونیستی بازگو کند. گفته می‌شود که نویسندگان نثر «عاشقانهٔ یک ملت» عبارت بودند از ویزگال، خاخام سولومون گلدمن و همچنین موریس ساموئل، نویسنده با استعداد، صهیونیست متعصب و دوست نزدیک ویزگال. مدیر موسیقی، که همچنین موسیقی متن را نوشت، آیزاک ون گروو، بود، آهنگسازی که رهبری ارکستر اپرای سیویک شیکاگو را بر عهده داشت و با ویزگال در جشن‌های حانوکا کار کرده بود. کانتور اوروم متیوز (که همچنین هنرمند اپرا و کنسرت بود) خواننده اصلی نمایش بود.

ویزگال به زودی بسیاری از مؤسسات یهودی منطقه شیکاگو، به ویژه مدارس یهودی را درگیر کرد. ۳۰۰۰ جوان یهودی گروه کر را تشکیل دادند. گروه بازیگران شامل ۳۵۰۰ خواننده، بازیگر و رقصنده بود که از گروه‌های هنرهای نمایشی یهودی در شیکاگو، میلواکی، واکگان و بندرگاه ایندیانا گرد آمدند. در میان مدیران موسیقی، هی رزنیک، مدیر انجمن کرال هالوی و مدیر موسیقی هیئت آموزش یهودیان در شیکاگو، و ایولین هریس فاکس، یکی از رهبران برجسته جامعه یهودی بودند. مدیر پخش رالف اسکولمن بود. در میان کارگردانان صحنه، بن زیون گوردون و رالف جی هالپرین بودند. ناتان ویزونسکی کارگردانی رقصندگان را برعهده داشت.

«میدان سرباز» مکان بزرگی برای گردهمایی بود و ظرفیتی نزدیک به ۱۰۰۰۰۰ نفر داشت. ویزگال در کتاب زندگی‌نامه خود منعکس می‌کند که از آن‌جایی که پدر و برادرش آوازه‌خوان بودند، از آن‌ها آموخته بود که چگونه با خوانندگان و رقصنده‌ها نمایشی موزیکال را به اجرا بگذارد - به ویژه در اعیاد یهودیان. بنابراین ویزگال تصمیم گرفت که یک سخنران معروف مذهبی را نیز در برنامه داشته باشد تا بتواند جمعی را جذب کند. مشهورترین یهودی صهیونیست در سال ۱۹۳۳ برای این کار انتخاب شد که کسی جز حییم وایزمن نبود. او یک شیمیدان مشهور و در عین حال مؤسس و رییس سازمان جهانی یهود بود و بعد از تشکیل رژیم اسراییل، نخستین رییس جمهور آن شد.

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس


حییم وایزمن، رییس آژانس یهود و اولین رییس‌جمهور رژیم اسراییل

ویزگال حالا ستارهٔ مراسم خود را داشت. با اعلام حضور وایزمن، ناگهان سازمان‌های ملی یهودی تصمیم گرفتند در روز یهودی در شیکاگو شرکت کنند. سازمان صهیونیستی آمریکا کنوانسیون خود را به خانه پالمر در شیکاگو منتقل کرد. B/nai B'rith نشست سالانه خود را به شیکاگو منتقل کرد و گروه‌های ملی جوانان، از جمله Avukah، سازمان جوانان صهیونیست، تجمعی را برای ۳ ژوئیه در شیکاگو برنامه ریزی کردند.

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس
حییم وایزمن (راست) در کنار هری ترومن (رییس جمهور وقت امریکا)

در روزهای قبل از روز یهود، یهودیان به شیکاگو هجوم آوردند. در خود روز یهود، انبوهی از یهودیان به نمایشگاه آمدند. صدها پلیس اضافی برای رسیدگی به جمعیت باید به محل نمایشگاه فراخوانده می‌شدند. تا بعد از ظهر، هزاران نفر از مردم شیکاگوی یهودی در میدان سرباز برای آماده شدن برای مراسم شب راهپیمایی کردند و رقصیدند. هری برکمن، یک سازمان‌دهنده یهودی شیکاگو و ورزشکار برجسته، ۳۰۰۰ جوان یهودی را در راهپیمایی‌ها و اجراهای بعدازظهر رهبری کرد. علاوه بر حییم وایزمن، بسیاری دیگر از مقامات یهودی از جمله ناتان اشتراوس جونیور، تاجر و ثروتمند مشهور نیویورکی به شیکاگو آمدند.

نمایش «عاشقانهٔ یک ملت» در ساعت ۲۰:۱۵ شروع شد. جیمز اودانل بنت، خبرنگار شیکاگو تریبون، زیر یک بنر صفحه اول با عنوان «۱۲۵۰۰۰ شاهد نمایش یهودی» شرح مفصل این نمایش را نوشت.

این اجرا حدود ۹۰ دقیقه به طول انجامید. این یک موفقیت فوق العاده بود. شیکاگو تریبون چهارده ستون را برای توصیف این رویداد اختصاص داد. ظاهراً مدیریت روزنامه به قدری تحت تأثیر قرار گرفته بود که آن‌ها متعهد شدند که اجرای مجدد برنامه را برای عصر پنجشنبه بعد، ۶ ژوئیه، به عهده بگیرند.

هدف از همهٔ این توضیحات و تفصیلات در باب این نمایش، آن است که نشان دهیم این نمایش با حضور فعال هزاران نفری جامعهٔ یهودی آمریکا، با پشتیبانی مهم‌ترین سازمان یهودی وقت و حضور رهبران سیاسی و مذهبی آن برگزار شد. اما نکتهٔ مهم این نمایش در پیوند با موضوع صدر این گزارش چیست؟

کل نمایش در واقع حول یک مجسمهٔ بزرگ از یک «گاو بالدار» صورت گرفت و در طول نمایش، بازسازی یک «مناسک»(ریچوآل) باستانی در منطقهٔ فلسطین باستان توسط صدها تن از جوانان یهودی انجام می‌گرفت. اما این مجسمه چه بود و آن مناسک به کدام آیین اشاره داشت؟طبق روایت عهد عتیق، و تأیید قرآن کریم، خداوند به واسطهٔ نافرمانی‌ها و بهانه‌گیری‌های مستمر بنی اسراییل در اجرای فرامین الهی، ورود به سرزمین مقدس را تا ۴۰ سال بر آنان ممنوع می‌کند و سرگردانی آن‌ها در بیابان (وادی تیه) آغاز می‌شود. یکی از بزرگ‌ترین گناهان بنی‌اسراییل که خشم الهی را برانگیخت، گرد آمدن این قوم در غیاب موسی (ع) حول «گوساله سامری» و پرستش آن بود. طبق نظر برخی پژوهندگان عهد عتیق، گوساله سامری، مظهر یکی از خدایان اقوام ملحد فنیقی و کنعانی (به عنوان دشمنان بنی‌اسراییل) به نام «مولوخ» یا مولِخ بوده است.

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس

 

مولوخ به دو صورت گاو شاخدار و بالدار و همچنین جغد در آثار تمدن فنیقی ثبت شده است و یکی از معروف‌ترین تصاویر ثبت شده از این تجسم شیطان، مراسم ضدانسانی و اهریمنی «تقدیم نوزاد» به درگاه بت مولوخ است. در این مراسم، بت بزرگ مولوخ آن قدر داغ می‌شد تا شکل سرتاسر سرخ بگیرد، و ان گاه پرستندگان او، قربانی نوزاد معصوم را در بغل بت سرخ شده از حرارت می‌گذاشتند تا جزغاله شود و قربانی پذیرفته شود. گفتنی است که علامت مشخصه هر دو تجسم «مولوخ» داشتن شاخ است و علامت معروف شیطان پرستان اشاره به همین وجه اهریمن دارد.

 

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس

نمایش «عاشقانهٔ یک ملت» اجرای جزء به جزء مراسم تقدیم قربانی کودک به بت مولوخ را بازسازی می‌کرد!

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس

حقیقت آن است که محافل و انجمن‌های مخفی یهودی از زمان حضرت موسی (ع) به این سو، در واقع افرادی بودند که با هوشمندی شیطانی خود، شاکلهٔ مناصب و جایگاه‌های دینی یهود را غصب کردند و شریعت واقعی ابراهیم (ع) و موسی (ع) و دیگر انبیاء حقیقی بنی اسراییل را متروک کردند. خاندان لاویان (Levits/Levi) که بعد از انبیاء بزرگ بنی اسراییل، راهبر و جلودار جامعه یهودی شدند، در واقع طبقه کاهنان بودند که در محافل مخفی خود، میراث پرستش «خدایان» اهریمنی چون بعل و مولوخ و بافومت را حفظ کردند و به تدریج در تار و پود شریعت رسمی یهود اندیشه‌های کافرانه و ضدالهی نیاکان کاهن خود را جاگیر کردند. همان‌های که بزرگ‌ترین تحریف‌های تاریخ را صورت دادند و با دستکاری و جعل در کتاب موسی و داوود، صفات و رذایل شنیع شیاطین مورد پرستش خود و نیاکان خود را (بعل و مولوخ و بافومت و ...که همه تجلیات خود ابلیس یا نمایندگان بلافصل او بودند) به خدای یگانهٔ ابراهیم (ع) نسبت دادند و اوصاف و اعمالی را برای یهوه توصیف کردند که چشم از خواندن و زبان از گفتن آن‌ها شرم دارد!

در آیه ۲۱ باب ۱۸ کتاب لاویان در عهد عتیق از زبان یهوه می‌خوانیم:

" و کسی از ذریت خود را برای مولوخ از آتش مگذران و نام خدای خود را بی‌حرمت مساز. من یَهُوَه هستم."

این نشان می‌دهد که ذبح و سوزاندن فرزند پای بت مولوخ، رسمی ریشه‌دار در بین لاویان (کاهنان بعل) بوده است.

و در آیه ۳۳ باب ۸ کتاب داوران می‌خوانیم:

" و واقع شد بعد از وفات جِدْعُون که بنی‌اسرائیل برگشته، در پیروی بعل‌ها زنا کردند و بعل بَرِیت را خدای خود ساختند."

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس

جالب این‌جاست که یکی از مهم‌ترین پرستشگاه‌های مولوخ، در قلب ایالات متحده قرار دارد. مجسمه بزرگ درشهر مونته ریوی کالیفرنیا، در مکانی موسوم به «درختزار بوهمی» (Bohemian Grove) واقع شده است. این مکان هر سال (در میانهٔ ماه ژوئیه) محل گردهمایی شخصیت‌های بانفوذ و تعیین کننده هنر، موسیقی، فرهنگ، سیاست و اقتصاد در آمریکاست که در مراسمی مخفی آیینی شیطانی به نام «cremation of care»(سوزاندن اَعمال/پاکسازی وجدان) شرکت می‌کنند.

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس

آن‌ها برای ابراز سرسپردگی به مولوخ که این بت سنگی جغدوار نماد آن است، این مراسم آیینی را پیش روی بت سنگی بزرگ (در نقطه‌ای که به «آشیانه جغد» معروف است) انجام می‌دهند که یکی از بخش‌های این مناسک شیطانی، سوزاندن یک «قربانی انسانی» است. اولین بار، «آلکس جونز» خبرنگار تحقیقی و جنجالی آمریکایی بود که در دهه ۱۹۸۰ به این مراسم نفوذ کرد و توانست از آن فیلم بگیرد. 

آیا خدای واقعی رژیم «کودک‌کُش» را می‌شناسید؟+فیلم و عکس

 

تا پیش از تثبیت قدرت پنهان و آشکار یهود بر دنیا در پی جنگ دوم جهانی، که منجر به برقراری یک نظام آهنین سانسور، بایکوت و اختناق در نقد صهیونیزم شد و انگ «یهودستیزی» به سلاحی قدرتمند برای سرکوب پژوهشگران و دانشوران مستقل و آزاده در نقد مشی یهود و صهیونیزم شود، بسیاری از سیاستمداران، قضات، مورخان، نویسندگان و قوم‌پژوهان غربی دربارهٔ کارنامهٔ شوم و سیاه «کودک‌کشی» آیینی و استفاده از قربانی کودک در مناسک با اهداف شومی چون به یاری طلبیدن نیروهای دنیای تاریکی در جامعه یهودی می‌گفتند و می‌نوشتند. تنها بعد از برجسته‌سازی ماجرای موسوم به «هولوکاست» و تبدیل آن به یک ناموس جهانی، بود که هزینه افشاگری و روشنگری علیه جنایات رایج در بین جامعه یهودی بسیار بالا رفت و نوعی سکوت سهمگین را در این موضوع رقم زد.

 

منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 268
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 21 مهر 1402


:: بازدید از این مطلب : 268
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 21 مهر 1402

 همزمان با ورود ناو هواپیمابر آمریکایی به شرق دریای مدیترانه، اولین هواپیمای حامل مهمات این کشور نیز به فلسطین اشغالی رسید.

ورود ناو هواپیمابر به مدیترانه و هواپیمای حامل کمک‌های آمریکا به تل‌آویو

 رژیم موقت صهیونیستی بامداد چهارشنبه اعلام کرد که اولین هواپیمای حامل مهمات و تجهیزات نظامی آمریکایی دقایقی پیش در فلسطین اشغالی فرود آمده است.

سخنگوی ارتش این رژیم ادعا کرد مهمات پیشرفته آمریکایی در این هواپیما، «امکان انجام حملات بزرگ و آمادگی برای تمام سناریوها» علیه گروه‌های مقاومت فلسطینی را ممکن می‌سازد.

دقایقی بعد منابع محلی از ورود ناو هواپیمابر «جرالد فورد» به شرق دریای مدیترانه خبر دادند.

سازمان تروریستی «سنتکام» اعلام کرد که ناو هواپیمابر جرالد فورد برای نشان دادن حمایت آمریکا از رژیم موقت صهیونیستی و «بازدارندگی در برابر هر کسی که به دنبال دامن زدن به جنگ» رژیم صهیونیستی و مقاومت فلسطین باشد، به شرق دریای مدیترانه رسیده است.

صبح روز شنبه بود که بعد از انتشار خبرها درباره حملات بیش از دو ساعته موشکی و راکتی از نوار غزه به اهداف مختلف رژیم صهیونیستی شامل تل‌آویو، «محمد الضیف» فرمانده کل گردان‌های القسام، شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، از آغاز عملیات طوفان الاقصی خبر داد.

***

دومین ناو هواپیمابر آمریکا عازم مدیترانه می‌شود

بعد از اعزام ناو هواپیمابر فورد آمریکا به مدیترانه شرقی در حمایت از رژیم صهیونیستی، کاخ سفید اعلام کرد دومین ناو هواپیمابر ایالات متحده برای استقرار عازم مدیترانه می‌شود.

دومین ناو هواپیمابر آمریکا عازم مدیترانه می‌شود

 در بحبوحه تنش‌های اخیر بین فلسطینیان و رژیم صهیونیستی، کاخ سفید چهارشنبه اعلام کرد دومین ناو هواپیمابر آمریکا برای استقرار از مدت‌ها پیش برنامه‌ریزی شده عازم مدیترانه می‌شود. 

«جان کربی» سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید اعلام کرد ناو هواپیمابر «یواس‌اس دوایت دی آیزنهاور» و گروه ضربت آن قرار است در هفته آینده مستقر شود و در مسیر خود به سمت دریای مدیترانه از اقیانوس اطلس عبور خواهد کرد. 

پیش‌تر، جنبش حزب‌الله لبنان با اشاره به اینکه حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی مسئله غافلگیرکننده‌ای نیست، تاکید کرد اعزام ناوهواپیمابر به منطقه برای حمایت از نیروهای رژیم صهیونیستی، نیروهای مقاومت را نمی‌ترساند.


:: بازدید از این مطلب : 256
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 20 مهر 1402

حقوق مردم فلسطین بیش از هفتاد سال است که زیر چکمه‌های رژیم نامشروع صهیونیستی له می‌شود و این رژیم در مدت مذکور وحشیانه‌ترین جنایت‌ها را علیه این مردم مرتکب شده است.

عملیات نظامی که نیروهای فلسطینی با نام «طوفان الاقصی» در نیمه صبح شنبه همین هفته و در نیمه مهرماه امسال علیه ‌اشغالگران آغاز کردند، ادامه جنگی بود که سال‌هاست ‌اشغالگران علیه مردم فلسطین به راه ‌انداخته‌اند. 

طی دهه‌ها ‌اشغال فلسطین، رژیم صهیونیستی از هیچ جنایتی علیه فلسطینیان فروگذار نبوده است و فهرست بلندبالایی از جنایات ‌اشغالگران علیه ساکنان اولیه فلسطین و اعراب وجود دارد. در این گزارش به برخی از مهم‌ترین جنایات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان طی چند دهه گذشته تا کنون ‌اشاره خواهیم داشت.
شروع جنایات صهیونیستی
 علیه ملت مظلوم فلسطین از روز نکبت
فلسطین بر اساس یک توطئه وحشتناک غربی با سردمداری انگلیس در دهه ۴۰ قرن بیستم، از ملت آن، غصب و به زور سلاح و کشتار و فریب، به جماعتی که عمدتاً از کشورهای اروپایی مهاجرت داده شده‌اند، واگذار شد. این غصب بزرگ که در آغاز با کشتارهای جمعیِ مردم بی‌دفاع در شهرها و روستاها و راندن مردم از خانه و کاشانه خود به کشورهای هم‌مرز همراه بود، در طول بیش از هفت دهه همچنان با همین جنایت‌ها ادامه یافته است.
با شروع‌ اشغال رسمی فلسطین در بین سال‌های ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۰ بیش از ۵۳۰ شهر و روستای فلسطینی تخریب شد. بسیاری از این تخریب‌ها به این دلیل رخ می‌داد که فلسطینی‌های آواره نتوانند به خانه‌های خود بازگردند. در طول ۷۵ سال اخیر بیش از ۱۰۰ هزار فلسطینی با گلوله مستقیم به شهادت رسیده و یک میلیون نفر نیز دستگیر شدند.
در تاریخ ۱۵ مه ۱۹۴۸ گروه‌های تروریستی یهودی شامل هاگانا و‌اشترن و پالماخ که تحت نظارت و آموزش انگلیسی‌ها بودند حملات وحشیانه خود را به شهرها و روستاهای فلسطینی آغاز کردند. طبق آمار موجود، بیش از ۷۰۰ هزار فلسطینی یعنی نزدیک به نیمی از جمعیت فلسطینیان در آن زمان از خانه و کاشانه خود آواره شدند و ۴۰۰ تا ۶۰۰ روستای فلسطینی کاملاً تخریب شد.
فلسطینی‌هایی که در روز نکبت از سرزمین خود آواره شدند به کشورهای همسایه همچون اردن و مصر و لبنان و سوریه رفتند و تا امروز در اردوگاه‌های آوارگان زندگی می‌کنند و منتظر روز بازگشت هستند.
در واقع رژیم غاصب صهیونیستی از ابتدای قرن بیست جنایات زیادی را در این سرزمین مرتکب شده که در مواردی می‌توان گفت در طول تاریخ بشر کم‌نظیر یا بی‌نظیر بوده است.
جنایات صهیونیستی تا حدی بوده که رسانه‌های جهان تنها قادر بودند بخش ناچیزی از آن را گزارش دهند و انبوه دیگری از این جنایات در سینه ملت فلسطین و در حافظه تاریخی زنان و مردان و کودکان آن ذخیره شده است. از کشتارهای دسته جمعی مردم و ویران کردن خانه‌ها و مزارع آنان و دستگیری و شکنجه مردان و زنان و حتّی کودکان آنان، تا تحقیر و توهین به کرامت این ملت و سعی در نابودی و هضم آن در معده‌ حرامخوار رژیم صهیونیستی، و تا حمله به اردوگاه‌های آنان در خود فلسطین و در کشورهای همسایه که میلیونها آواره را در خود جای داده است. صبرا و شتیلا، دیر یاسین تنها بخشی از جنایات صهیونیست‌ها علیه ملت فلسطین است.
جنایت دیریاسین از کشتار زنان و مردان 
تا دریدن شکم زنان باردار
نهم ‌آوریل هر سال، سالروز کشتار فجیع روستای «دیر یاسین» در غرب بیت‌المقدس است. آمار مختلفی از تعداد شهدا وجود دارد، از ۲۵۰ تا ۳۶۰ نفری که بسیاری از آنها زن و کودک بودند و با خونسردی تمام به دست صهیونیست‌ها قتل عام شدند.
کشتار در سحرگاه نهم ‌آوریل ۱۹۴۸ به دست تروریست‌های «ایتسل» و «لیحی» که مورد حمایت سازمان تروریستی «هگانا» بودند انجام شد، جنایتکارانی که بعدها هسته مرکزی ارتش را تشکیل دادند.
به گفته منابع فلسطینی، تروریست‌های یهودی گمان می‌کردند که اهالی روستا که ۷۵۰ نفر بودند، از ترس و واهمه خانه‌هایشان را رها کرده و فرار کنند، اما مقاومت اهالی بهانه شد تا صهیونیست‌ها از کشته‌ها پشته‌ها بسازند.
همچنین طبق گزارش‌ها، صهیونیست‌های جنایتکار، اقدام به مثله کردن بدن مطهر برخی اهالی کردند، حتی شکم زنان باردار را برای شرط‌بندی بر روی جنسیت جنین می‌دریدند. حدود ۲۵ نفر از مردان روستا را سوار اتوبوس کردند و مانند ارتش روم در گذشته در خیابان‌های بیت‌المقدس گرداندند و سپس آنها را با تیراندازی اعدام کردند. صهیونیست‌ها همچنین پیکر شهدا را روی هم تلنبار کرده و آنها را به آتش کشیدند.
در واقع اصل ماجرا از آنجا آغاز شد که در بامداد روز نهم ‌آوریل سال ۱۹۴۸ نیروهای موسوم به «آرگون» رژیم صهیونیستی از مناطق شرق و جنوب وارد روستای «دیر یاسین» و نیروهای «اشتیرن» نیز از قسمت شمال وارد این روستا شدند و بدین گونه روستا از هر طرفی بجز طرف غربی به محاصره درآمد.
ساکنان روستا که همگی در خواب بودند با این اقدام غافلگیر شدند؛ آنها در ابتدا به مقابله با صهیونیست‌ها پرداختند که این امر منجر به هلاکت ۴ تن از مهاجمان و زخمی شدن ۴۰ تن دیگر شد. پس از این موضوع، صهیونیست‌ها به منظور مقابله با پایداری ساکنان روستا، از نیروهای «پالماخ» در یکی از پادگان‌های نظامی در نزدیکی قدس طلب کمک گرفتند، این نیروها اقدام به گلوله‌باران توپخانه‌ای این روستا نمودند تا زمینه حمله متجاوزین را فراهم کنند و با فرا رسیدن ظهر روستا به کلی از حضور نیروهای مقاومت خالی شد، بنابراین نیروهای آرگون و‌اشتیرن به شیوه تروریستی خود برای قتل عام ساکنان روستا روی آوردند.
بدین ترتیب مهاجمان از طریق منفجر ساختن منازل ساکنان روستا، آن را ‌اشغال کردند و پس از تمام شدن دینامیت‌ها و مواد منفجره، از طریق بمب و توپخانه اقدام به کشتار عناصر مقاومت نمودند و تمامی مردان و زنان و کودکان و سالخورده‌هایی را که در داخل منازل حضور داشتند، هدف تیراندازی‌های خود قرار می‌دادند.
متجاوزین ده‌ها تن از ساکنان روستا را کنار هم قرار داده و به طرف آنان تیراندازی می‌کردند و ۲ روز کامل کشتارها و جنایت‌های خود را ادامه دادند. نظامیان صهیونیست کشتاری شامل شکنجه، هتک‌حرمت، قطع اعضا، پاره کردن شکم زنان باردار و... را به راه‌انداختند و ۵۳ کودک را از دیوارهای محله قدیمی قدس به پایین پرت کردند و ۲۵ تن از مردان این روستا را در اتوبوس‌هایی حبس کرده و همانند ارتش قدیم رومانی، آنان را به نشانه پیروزی در خیابان‌های شهر قدس چرخانده و در نهایت تیرباران کرده و به شهادت رساندند. صهیونیست‌ها اجساد قربانیان را در چاه‌های آب روستا ‌انداخته و درهای آن را به منظور سرپوش نهادن بر جنایت‌های خود بستند.
جنایت «کفر قاسم»
بیش از نیم‌قرن از زمانی که نیروهای صهیونیستی در روستای فلسطینی کفرقاسم ۴۷نفر از جمله زنان و کودکان را به ضرب گلوله کشتند، می‌گذرد، اما این رسوایی همچنان در یادها زنده است.
اندکی پس از ساعت ۱۷ روز  ۲۹اکتبر ۱۹۵۶، پلیس رژیم صهیونیستی بدون اعلام قبلی در شش روستای فلسطینی از جمله کفر قاسم پست‌های ایست و بازرسی برپا کرد. سرگرد اسرائیلی «شموئل مالینکی» در یک جلسه کوتاه به افراد خود دستور داد هر غیرنظامی فلسطینی که بعد از ساعت ۱۷ به خانه‌اش رسید به قتل برسانند و این‌گونه دومین جنایت بزرگ صهیونیستها در فلسطین پس از دیر یاسین رقم خورد و نظامیان صهیونیست ۴۷ زن و مرد و کودک فلسطینی اهل روستای کفر قاسم را به خاک و خون کشیدند.
جنایت صبرا و شتیلا
رژیم صهیونیستی در سپتامپر ۱۹۸۲ جنایت دیگری را در کارنامه سیاه خود به ثبت رساند. اردوگاه‌های «صبرا و شتیلا» دو اردوگاه از مجموع ۱۲ اردوگاه محل اسکان آوارگان فلسطینی در جنوب لبنان بودند. این رژیم جعلی از ‌شانزدهم تا هجدهم سپتامبر ۱۹۸۲ کشتاری در این اردوگاه‌ها به راه‌ انداخت که تعداد قربانیان آن بیش از دو هزار نفر اعلام شد. برخی منابع حتی شمار قربانیان را بین سه تا پنج هزار نفر تخمین زدند. این جنایت را نظامیان صهیونیست به فرماندهی «آریل شارون» وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی و نیروهای «فالانژ» لبنان انجام دادند و بیشتر کشته‌ها از زنان و کودکان و سالمندان بود.
یکی از شاهدان این ماجرا به گوشه‌ای از جنایات صهیونیست‌ها‌ اشاره می‌کند:
ام عباس می‌گوید که دیده است به یک زن دیگر که حامله بود حمله کردند و بچه را از شکمش بیرون آوردند. او که در ابتدای یک کوچه باریک نشسته، به یاد می‌آورد که چگونه «یک بولدوزر اجساد را بیل می‌زد و در گودالی عمیق روی هم می‌ریخت.»
برخی از کشتارهای دسته جمعی ملت فلسطین در سرزمینشان به دست صهیونیست‌ها در سال ۱۹۴۸ م رخ داده که شامل؛ کشتار فلسطینی‌ها در سلمه، بیار عدس، طبریا، حیفا، قدس، عکا، یافا، صفد و بیسان است.
جنگ ۲۰۰9-۲۰۰8 علیه نوار غزه
در ۲۷ دسامبر ۲۰۰۸ (۲۲ روزه)، ۸۰ جنگنده اسرائیلی دهها نقطه در نوار غزه را بمباران کردند و در این ضربه اول ۲۰۰ فلسطینی شهید و ۷۰۰ نفر دیگر مجروح شد که بیشتر آنها از اعضای پلیس فلسطین و در مقدمه آنها فرمانده کل پلیس «توفیق جبر» بود.
حمله رژیم صهیونیستی به غزه ‌اندکی پس از خاتمه توافقنامه شش‌ ماهه‌ای که بین اسرائیل و مقاومت به امضا رسیده بود، شروع شد. جنگنده‌های اسرائیلی در خلال ۸ روز اول به بمباران گسترده خود در مناطق مختلف غزه ادامه دادند و مقاومت در حد امکان با پرتاب موشک و راکت پاسخ داد. جنگنده‌های اسرائیلی علاوه‌بر اهداف امنیتی و بر خلاف قوانین بین‌الملل صدها منزل مسکونی‌، بیمارستان، مسجد، مدرسه‌، دانشگاه و سازمان‌های وابسته به سازمان ملل در نوار غزه را هدف قرار داد.
در سوم ژانویه ‌۲۰۰9 - 8 روز پس از شروع جنگ- رژیم صهیونیستی حمله زمینی خود به نوار غزه را آغاز کرد و صدها ‌تانک اسرائیلی با عملیات‌های هوایی همراه شدند و بر وسعت بمباران غزه افزودند.
تل‌آویو از به کارگیری هیچ سلاحی در این کشتارها دریغ نکرد. بعد از اینکه تمامی سلاح‌های خود مانند ‌تانک و جنگنده و غیره را ناکارآمد دید، به سلاح‌های تحریم شده بین‌المللی روی آورد و تحقیقات اثبات کرد این رژیم از بمب‌های حاوی فسفر سفید و اورانیوم در بمباران غزه استفاده کرده است. پس از گذشت 23 روز از جنگ، رژیم صهیونیستی به صورت یکجانبه آتش‌بس اعلام کرد.
در این حمله ۱۴۱۹ نفر از نوار غزه شهید شدند که بیشتر آنها از شهروندان عادی و زنان و کودکان بودند. تعداد مجروحان ۵۵۰۰ نفر اعلام شد که برخی از آنها همچنان از معلولیت‌های ناشی از جنگ رنج می‌برند. ۸۳ درصد از شهدا را زنان و کودکان تشکیل دادند.
مقامات اسرائیلی نیز از کشته شدن ۱۳ نظامی و مجروح شدن ۳۰۰ نفر دیگر خبر دادند اما مقاومت فلسطین تاکید کرد که در این جنگ ۱۰۰ نظامی اسرائیلی کشته شده است.
جنگ ۲۰۱۲ علیه نوار غزه
جنگ سال ۲۰۱۲ (۸ روزه) با ترور «احمد الجعبری» از فرماندهان ارشد گردان‌های «القسام» شاخه نظامی حماس آغاز شد و رژیم صهیونیستی پس از این ترور حملات هوایی گسترده خود به غزه را آغاز کرد.
مرکز اطلاعات بهداشتی فلسطین در گزارش خود اعلام کرد که در سال ۲۰۱۲ در جریان تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه ۲۷۸ فلسطینی شهید و ۲‌هزار و ۱۵۸ نفر نیز زخمی شدند.
بر اساس این گزارش از میان این شهدا ۱۸۹ نفر در جریان جنگ ۸ روزه رژیم صهیونیستی علیه غزه به شهادت رسیدند و ۲۵۱ نفر از شهدا را مردان و ۲۷ نفر را زنان تشکیل می‌دهند. همچنین تعداد زنان بالای ۱۸ سال نیز ۱۳ نفر و تعداد کودکان شهید زیر ۵ سال نیز ۱۸ نفر بوده‌اند.
در این گزارش آمده است که تعداد زخمی‌ها در سال ۲۰۱۲ نیز ۲‌هزار و ۱۵۸ نفر بوده که از این تعداد ۱۵۲۶ نفر در جنگ ۸ روزه زخمی شدند و از این تعداد ۱۶۴۱ نفر مرد و ۵۱۷ نفر نیز زنان هستند. همچنین تعداد زنان زخمی بالای ۱۸ سال ۳۲۲ نفر و تعداد کودکان زخمی زیر ۵ سال نیز ۲۱۲ نفر هستند.
 جنگ ۲۰۱۴ علیه نوار غزه
۲۲ خرداد سال ۱۳۹۳ (۱۲ ژوئن ۲۰۱۴) بود که صهیونیست‌ها از گم شدن سه اسرائیلی در کرانه باختری خبر داده و بلافاصله حماس را به ربودن آنها متهم کردند. به همین بهانه هم بود که یورش به خانه‌های فلسطینی‌ها در کرانه باختری آغاز شد و بیش از ۵۰۰ جوان فلسطینی بازداشت شدند. بعد از مدتی سخنگوی پلیس رژیم‌صهیونیستی در گفت‌وگو با خبرنگار شبکه بی‌بی‌سی اذعان کرد که گم شدن و مرگ سه اسرائیلی در کرانه باختری ارتباطی با حماس نداشته است.
یک شهرک‌نشین صهیونیست به نام «یوسف حاییم بن داوید» (۲۹ ساله) در تاریخ ۱۱ تیرماه به همراه دو شهرک‌نشین دیگر «محمد ابوخضیر» نوجوان فلسطینی را به بهانه انتقام ربایش سه اسرائیلی یادش شده ربودند و وی را به شهادت رساندند. وی در مورد جزئیات این جنایت گفته است که پس از دزدیدن ابوخضیر وی را به یک مکان دورافتاده می‌برند و با شیء سنگینی به سر وی می‌زنند و سپس او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند و در نهایت با ریختن بنزین بر این نوجوان فلسطینی جسد او را زنده زنده آتش می‌زنند، این اقدامات در کنار اتفاقات دیگر جرقه‌های جنگ سوم غزه را زد.
پس از چندین درگیری اولیه میان رژیم صهیونیستی و مقاومت، کابینه امنیتی این رژیم پس از جلسه سه ساعته تصمیم گرفت تجاوز به نوار غزه را از سه‌شنبه ۱۷تیر (۸ جولای) آغاز کند و جنگ سوم (۵۱ روزه) علیه غزه آغاز شد. رژیم اسرائیل حمله خود را تحت عنوان «صخره سخت» علیه نوار غزه آغاز کرد و گروه‌های فلسطینی در قالب عملیات «بنیان مرصوص» و «العصف المأکول» پاسخ دادند.
این تجاوز ۵۱ روزه نزدیک به ۲۲۶۰ شهید و نزدیک به ۱۱ هزار مجروح بر جای گذاشت. کودکان و زنان بخش زیادی از کشته شدگان را تشکیل دادند به نحوی که خبرها از شهادت ۵۰۰ کودک و بیش از ۲۵۰ زن حکایت داشت. رژیم صهیونیستی تعداد نظامیان کشته شده در جنگ غزه را ۶۴ نفر اعلام کرده و حماس این تعداد را ۱۶۱ نفر می‌داند این درحالی است که پایگاه خبری «پانورما» تعداد این افراد را بیش از ۶۰۰ نفر اعلام کرد.
پس از چند آتش‌بس موقت در طول جنگ، مقامات رسمی حماس چهارم شهریور (۲۶ اوت) اعلام کردند که با اسرائیل برای پایان دادن به هفت هفته درگیری در غزه به توافق رسیده‌اند.
جنگ ۲ روزه علیه نوار غزه
صبح روز شنبه (۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ / ۴ می ‌۲۰۱۹) بود که رژیم صهیونیستی به مناطقی در نوار غزه حمله کرد و مقاومت با شلیک چندین راکت پاسخ داد؛ اما این اتفاق «موقت» نبود و لحظه به لحظه بر حجم تنش‌ها میان نوار غزه و رژیم صهیونیستی افزوده شد.
حملات رژیم صهیونیستی به نوار غزه در روز و شب یکشنبه (۱۵ اردیبهشت/۵ می) نیز ادامه پیدا کرد و مقاومت نیز با شلیک راکت و موشک قاطعانه پاسخ داد. سرانجام با وساطت مصر و قطر و سازمان ملل دوشنبه (۱۶ اردیبهشت/۶ می) آتش‌بس در نوار غزه برقرار شد و آرامش این منطقه را فرا گرفت.
در حملات دو روزه رژیم صهیونیستی به نوار غزه ۲۷ فلسطینی به شهادت رسیدند که در میان آنها «سه زن، دو نوزاد دختر و دو جنین (در شکم مادر)» دیده می‌شوند.
رژیم صهیونیستی در این حملات دو روزه به ۳۲۰ هدف در نوار غزه حمله کرد که طی آن ۵۸ واحد مسکونی به صورت کامل تخریب شد و ۳۱۰ واحد مسکونی دیگر آسیب جزئی دید. 
مسجد،‌ مدرسه، پایگاه‌های آموزشی، برج مراقبت، خودرو، کارگاه، زمین‌های زراعی، سازمان‌های رسانه‌ای، موتورسیکلت و اطراف دانشگاه‌ها و امثال آن جزء اهداف رژیم صهیونیستی در این حملات بوده است. 
وزارت زیرساخت فلسطین میزان تخریب‌ها را بالاتر دانست و اعلام کرد، بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد ۱۳۰ واحد مسکونی به صورت کامل و ۷۰۰ واحد مسکونی به صورت جزئی تخریب شده‌‌اند.
گروه‌های مقاومت فلسطین ۶۹۰ موشک و راکت به سمت فلسطین ‌اشغالی شلیک کردند که در نتیجه چهار صهیونیست کشته و ۱۳۰ نفر دیگر زخمی شدند، همچنین یک نفربر و یک جیپ اسرائیلی نیز با موشک مقاومت منهدم شدند.
شکنجه زندانیان فلسطینی 
رژیم صهیونیستی که در ۲۲ اکتبر ۱۹۸۶ کنوانسیون منع شکنجه را امضا نموده و در ۳ اکتبر ۱۹۹۱، آن را تصویب کرد. در طی چندین دهه به کرات و مستمراً به ابزار شکنجه نظامیان و غیرنظامیان فلسطینی توسل جسته است.
یکی از شیوه‌های رایج شکنجه در زندان‌های اسرائیل روش شبح است که بسیار دردناک است. براساس آمار، ۸۷ درصد از بازداشت شدگان این شکنجه را چشیده‌اند. در این روش شخص بازداشت شده برای مدتی طولانی آویزان می‌شود. از شیوه‌های دیگری که بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد، نشاندن زندانی بر روی یک صندلی کج است تا فشار فزاینده‌ای بر ستون فقرات او وارد شود. ضربه زدن به سینه و اعضای حساس بدن، تکان دادن شدید تا حد بهم ریختگی روانی و بی‌هوشی در اثر تکان خوردن مغز و لخت کردن شخص در سرمای شدید در وسط برف‌ها و ریختن آب سرد بر روی بدن از دیگر روش‌های شکنجه صهیونیستی است.
کودکان فلسطینی که هرگز کودکی نکردند
یکی از مظلومیت‌های تاریخ ملت فلسطین جنایت صهیونیست‌ها علیه کودکان است. کودکانی که به دلیل تجاوزهای صهیونیستی از دوران کودکی خود بهره‌ای نبردند و در طول حیات خود شاهد صحنه‌های دلخراش کشتار والدین و یا اسارت آنها و نابودی خانه و مدارسشان بودند. در این بین کودکانی نیز هستند که زندان و شکنجه را در دوران کودکی تجربه کردند.
تنها در یک آمار، یک مؤسسه حقوقی بین‌المللی پس از دیدار با ۴۵۰ کودک فلسطینی که طی سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ در زندان‌های رژیم صهیونیستی اسیر بوده‌اند، اعلام کرد که ۹۶ درصد از آنها به طور دست و پا بسته و ۸۱ درصد با چشمانی بسته زندانی شده‌اند؛ ۶۰ درصد از این کودکان مورد آزار و شکنجه‌های بدنی قرار گرفته و ۴۹ درصد نیز از دشنام‌های صهیونیست‌ها در امان نبودند.
جنایات رژیم صهیونیستی در مسجدالاقصی
بنا به گزارش خبرگزاری «آناتولی»، بارزترین جنایات رژیم صهیونیستی در مسجدالاقصی از زمان ‌اشغال در ۷ ژوئن ۱۹۶۷ به شرح زیر است:
۲۱ اوت ۱۹۶۹: مسجدالاقصی توسط «دنیس مایکل روهان» یهودی استرالیایی به آتش کشیده شد.
۱۱‌آوریل ۱۹۸۲: به دنبال شلیک یک نظامی صهیونیست در مسجدالاقصی، ۲ فلسطینی شهید و ۶ تن دیگر مجروح شدند.
۱۰ اکتبر ۱۹۹۰: شلیک گلوله به سوی فلسطینیانی که قصد داشتند از قرار داده شدن سنگ پایه معبد سلیمان در مسجدالاقصی توسط صهیونیست‌ها جلوگیری کنند، به شهادت ۲۱ تن و مجروح شدن ۱۵۰ فلسطینی انجامید.
۲۵ سپتامبر ۱۹۹۶: گشایش تونلی در زیر دیوار غربی مسجدالاقصی، سبب شورش فلسطینیان گردید به‌طوری‌که در عرض چند روز ۶۸ فلسطینی شهید و حدود ۱۶۰۰ تن دیگر مجروح شدند.
کشتار مسجد ابراهیمی‌(ع) در الخلیل
قتل‌عام مسجد ابراهیمی‌(ع) در «الخلیل» کرانه باختری در روز عید فطر سال ۱۹۹۴ (۲۵ فوریه) توسط «باروخ گلدشتاین» که یک یهودی آمریکایی‌الاصل ساکن فلسطین ‌اشغالی بود، انجام شد.
وی هنگامی که نمازگزاران در حال سجود بودند با مسلسل از کنار یکی از ستون‌های مسجد به روی آنان آتش گشود و در نتیجه ۲۹ تن را به شهادت رساند و ۱۲۵ تن را زخمی کرد. وی نهایتاً توسط نمازگزاران دستگیر و کشته شد.
این رویداد بازتاب‌ها و اعتراضات فراوانی را علیه صهیونیست‌ها برانگیخت. ارتش اسرائیل در درگیری با فلسطینیان معترض ۲ روز پس از این رویداد ۱۹ تن دیگر را نیز به شهادت رساند.
حمله به کشتی «ماوی مرمره»
نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۱۰ به کشتی ماوی مرمره که از ترکیه برای ارسال کمک‌های انسانی به نوار غزه راهی شده بود، حمله کرده و ضمن مجروح کردن ۶۰ فعال حقوق بشری، ۱۰ تبعه ترکیه را نیز به شهادت رساندند. بعد از این حادثه بود که روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی قطع شد.
رژیم صهیونیستی در پی آواره کردن 
ساکنان کل یک محله در قدس ‌اشغالی
اهالی محله «شیخ جراح» در قدس ‌اشغالی از سال ۱۹۷۲ با توطئه‌ای صهیونیستی مقابله می‌کنند که قصد بیرون کردن این خانواده‌ها از منازلشان را دارد.
فلسطینی‌ها به موجب توافقنامه‌ای که در سال ۱۹۶۵ میان دولت اردن و «آنروا» (آژانس امداد و کاریابی ویژه آوارگان فلسطینی وابسته به سازمان ملل) بسته شد مالک این زمین‌ها در قدس محسوب شده و منازل آنها توسط دولت اردن ساخته شد.
اما صهیونیست‌ها مدعی هستند زمینی که منازل فلسطینی‌ها در آن بنا شده قبلا متعلق به خانواده‌های یهودی بوده است. رژیم صهیونیستی اکنون با تبانی در دادگاه‌های قدس توانسته این ادعای دروغ خود را به کرسی بنشاند و صدها فلسطینی با آوارگی اجباری رو‌به‌رو هستند.
 

پایان سخن

نکته مهم در رخ داد جنایات صهیونیست‌ها علیه ملت فلسطین همکاری دولت‌های غربی بویژه آمریکا و برخی از سران کشورهای مرتجع عربی و خائن به آرمان فلسطین با این رژیم جعلی است. در بسیاری از جنایات صهیونیست‌ها از آغاز تاکنون دست رژیم‌های عربی و یا برخی از دول غربی و آمریکا در تحقق این جنایات آشکار است. از کمک‌های نظامی و اطلاعاتی گرفته تا سکوت در مجامع بین المللی در قبال جنایات وحشتناک صهیونیست‌ها.

از این رو گروه‌های مقاومت فلسطین با اتکا بر خداوند و ایمان به حقانیت خود با کمک جبهه مقاومت در غرب آسیا خود را تجهیز نمودند تا آنجا که راهبرد دفاعی و نظامی فلسطینی‌ها از سنگ به موشک و پهپاد توسعه پیدا کرد و امروز به جای اتخاذ تاکتیک دفاعی تاکتیک تهاجمی را برگزیدند، به طوری که دشمن صهیونیستی را غافلگیر کردند. چرا که کاسه صبر فلسطینی‌ها سرازیر شده و آنها خواهان آزادی قدس شریف و تمامی سرزمینشان از لوث صهیونیست‌ها هستند.


:: بازدید از این مطلب : 255
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 19 مهر 1402

براساس اسناد جمع‌آوری شده توسط بنياد دفاع از حقوق كودكان فلسطيني، از سال 2000 تاكنون نیروهای صهيونيستي و شهرک‌نشینان بیش از 2300 کودک فلسطینی را به شهادت رسانده‌اند.

 .

کارنامه سیاه صهیونیست ها؛ از کشتارهای خانوادگی تا شکنجه کودکان

 

 در تاریخ ۱۵ مه ۱۹۴۸ گروه‌های تروریستی یهودی شامل هاگانا و اشترن و پالماخ که تحت نظارت و آموزش انگلیسی‌ها بودند حملات وحشیانه خود را به شهرها و روستاهای فلسطینی آغاز کردند. طبق آمار موجود، بیش از ۷۰۰ هزار فلسطینی یعنی نزدیک به نیمی از جمعیت فلسطینیان در آن زمان از خانه و کاشانه خود آواره شدند و ۴۰۰ تا ۶۰۰ روستای فلسطینی کاملاً تخریب شد.

کارنامه سیاه صهیونیست ها؛ از کشتارهای خانوادگی تا شکنجه کودکان

 

براساس گزارش سازمان ملل متحد كه وب‌سايت دفاع از حقوق كودكان فلسطيني آن را منتشر كرده، نیروهای صهيونيستي و شهرک‌نشینان از سال 2008 تا كنون حداقل 3752 غیرنظامی فلسطینی را در سراسر کرانه باختری اشغالی از جمله بیت‌المقدس شرقی و نوار غزه به شهادت رسانده‌اند.

 

بی غیرتترین قوم همین قوم یهود است. با وجودی که می دانند خانه ای که به آنها مجانی داده اند. قبلا صاحب خانه را صهیونیست ها از این خانه با زوربیرون کرده اند، صاحب اصلی خانه ها آواره شده اند. این بی غیرت ها خانه را غصب نموده اند. آیا به کسی که منزلت را با زور غصب نماید باید رحم نمود. باید او را با زور بیرون نمود. فراموش نکنیم که اینها شهروند ساده نیستند اینها از اقصا نقاط دنیا به فلسطین اشغالی آمده اند. تا شاهد آوارگی و بی خانمانی فلسطینیان باشند.

بیش ار هفت دهه است که اشغالگران فلسطین جنایت می کنند.

عبدالرحمان شهاب آزاده فلسطینی و مدیر مرکز مطالعات اطلس در حمله جنگنده‌های اسرائیلی به خانه‌اش در شهر غزه همراه با دیگر اعضای خانواده‌اش به شهادت رسید.

 


 

 


:: بازدید از این مطلب : 275
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید