منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
لینک دوستان
سرور مجازی ایران" >سرور مجازی ایران

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان گپ دوستانه و آدرس rahjooyan.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





آخرین مطالب
دیگر موارد

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:







آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 640
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 26
:: باردید دیروز : 11
:: بازدید هفته : 122
:: بازدید ماه : 92
:: بازدید سال : 11278
:: بازدید کلی : 407686
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 7 خرداد 1398

در قرآن مجید آیات فراوانی داریم که به بیان و اثبات امامت حضرت علی (علیه السلام) و دیگر ائمه طاهرین دلالت دارد. و البته دلالت این آیات با توجه به احادیث بسیار زیاد (متواتر) است که از رسول گرامی اسلام صلی الله و علیه وآله در شأن نزول این آیات وارد شده است. احادیثی که مورد قبول شیعه و سنی است.

 در کتاب های اهل سنت روایتی آمده است که پیامبراکرم (صلی الله و علیه وآله) خطاب به حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند تو امیر مؤمنان، پیشوای باتقوایان، آقای جانشینان پیامبران، وارث علم 124 هزار پیامبر، بهترین صدیق، والا مقام ترین انسان خوب، همسر سرور تمام زنان جهانیان و چراغ بعد از من بر تمام مردم هستی و هر کسی تو را ولی خود انتخاب کند، بهشت بر او واجب می شود؛ کسی هم که تو را از زندگی خویش حذف کند، جهنم بر او واجب می شود؛ سپس پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) ادامه می دهند که «ای علی به حق کسی که مرا به پیامبری انتخاب کرد و من را به تمام جنبندگان عالم برتری داد، اگر انسانی هزار سال خدا را عبادت کند، عبادتش بدون ولایت تو و ولایت ائمه معصومین (علیهم السلام) قبول نمی شود؛ خدای متعال ولایت تو را هم از کسی نمی پذیرد مگر این که از دشمنان تو و دشمنان ائمه معصومین (علیهم السلام) برائت داشته باشد» [سیوطی در کتاب جامع الصغیر ج ۲ ص ۵۶]

در ادامه به آیاتی در باب ولایت امیر مؤمنان (علیه السلام) است اشاره می کنیم:

آیه ولایت

«إِنَّما وَلِیکم الله وَرَسوله وَالَّذِینَ آمَنوا الَّذِینَ یقِیمونَ الصَّلاةَ وَیؤْتونَ الزَّکاةَ وَهمْ راکِعونَ» [مائدة/55] تنها ولی شما خداست و پیغمبر و آن کسانی که ایمان آوردند و نماز را به پا دارند و زکات دهنده در حالی که رکوع می کنند.

«سیوطی» از دانشمندان اهل سنت در تفسیر «الدر المنثور» در ذیل این آیه از «ابن عباس» نقل می کند که: «علی (علیه السلام) در حال رکوع نماز بود که سائلی تقاضای کمک کرد و آن حضرت انگشترش را به او صدقه داد، پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از سائل پرسید: چه کسی این انگشتر را به تو صدقه داد؟ سائل به حضرت علی (علیه السلام) اشاره کرد و گفت: آن مرد که در حال رکوع است»، در این هنگام این آیه نازل شد. [ الدرالمنثور، ج 2، ص 293.]

همچنین از دانشمندان اهل سنت «واحدی [اسباب النزول، ص 148]» و «زمخشری [تفسیر کشاف، ج 1، ص 649]» این روایت را نقل کرده و تصریح کرده اند که آیه «انما و لیکم الله ...» درباره حضرت علی (علیه السلام) نازل شده است.

فخر رازی در تفسیر خود از عبدالله بن سلام نقل می کند، هنگامی که این آیه نازل شد، من به رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) عرض کردم که با چشم خود دیدم که علی (علیه السلام) انگشترش را در حال رکوع به نیازمندی صدقه داد به همین دلیل ما ولایت او را می پذیریم!

وی همچنین روایت دیگری نظیر همین روایت را از ابوذر در شأن نزول این آیه نقل می کند.[ تفسیر فخر رازی، ج 12، ص 26.]

طبری نیز در تفسیر خود روایات متعددی در ذیل این آیه و شأن نزول آن نقل می کند که اکثر آنها می گویند: درباره حضرت علی (علیه السلام) نازل شده است. [ تفسیر طبری، ج 6، ص 186]

مرحوم علامه امینی (ره) در کتاب الغدیر، نزول این آیه درباره حضرت علی علیه السلام  را با روایاتی از حدود بیست کتاب معتبر از کتاب های اهل سنت، با ذکر دقیق مدارک و منابع آن، نقل کرده است.[ الغدیر، ج 2، ص 52 و 53]

در این آیه، ولایت حضرت علی (علیه السلام) در ردیف ولایت خدا و پیامبر (صلی الله و علیه وآله) قرار داده شد.

آیه اكمال دین

«أَكْمَلْت لَكمْ دِینَكمْ وَأَتْمَمْت عَلَیْكمْ نِعْمَتِی وَرَضِیت لَكمْ الاْسْلاَمَ دِیناً» (مائده، 3) امروز، دین شما را برایتان كامل كردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.

خطیب بغدادی با سند معتبر نقل كرده است كه این آیه بعد از معرفی امیرمؤمنان علیه السلام در غدیر خم، نازل شده است:روز غدیر خم، زمانی كه پیامبر دست علی بن ابی طالب را گرفت، سپس فرمود: آیا من سرپرست مومنان نیستم؟ گفتند: بله ای رسول خدا! فرمود: هركس كه من مولای او هستم پس علی مولای اوست. پس از آن، عمر بن خطاب گفت: تبریك تبریك بر تو ای فرزند ابی طالب؛ زیرا از این پس تو مولای من و مولای كل مسلمانان هستی، سپس این آیه نازل شد: امروز، دین شما را برایتان كامل كردم. (تاریخ بغداد ج8 ص284)

ابن كثیر نقل كرده است كه عمر خطاب به امیرمؤمنان علیه السلام گفت:أصبحت الیوم ولی كل مؤمن. (البدایة والنهایة ج 7 ص350.) تو از این پس، سرپرست تمام مؤمنان شدی.

آیه ابلاغ

«یَا أَیّهَا الرَّسول بَلِّغْ مَا انزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَه وَاللَّه یَعْصِمكَ مِنَ النَّاسِ» (المائدة: 67) ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است، به طور كامل (به مردم) ابلاغ كن؛ و اگر چنین نكنی، رسالت او را انجام نداده ای. خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، حفظ می كند.

ابن أبی حاتم در تفسیر خود از ابو سعید خدری نقل كرده است: این آیه درباره علی بن ابی طالب نازل شده است. (تفسیر ابن أبی حاتم، ج 4 ص1172)

آلوسی در تفسیر خود می نویسد: ابن مردویه از ابن مسعود نقل می كند كه ما در زمان رسول الله صلی الله علیه واله وسلم این آیه را این گونه می خواندیم: آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است كه «علی ولی مومنین است» را به طور كامل (به مردم) ابلاغ كن، و اگر چنین نكنی، رسالت او را انجام نداده ای. (روح المعانی، ج6، ص193)

و سیوطی این روایت را این چنین نقل كرده است: بَلِّغْ مَا انزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ إنّ علیاً مَولَی المؤمنین وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَه (الدر المنثور ج2ص298 و فتح القدیر ج 2 ص60 والمنار: ج 6ص463) آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است كه «علی مولای مومنین است» را به طور كامل (به مردم) ابلاغ كن، و اگر چنین نكنی، رسالت او را انجام نداده ای.
 
استدلال به آیه «إنما ولیکم الله...» بر ولایت

حال پس از آنکه نزول آیه مبارکه درباره خاتم بخشی علی علیه السلام از طریق شیعه و سنی اثبات شد اکنون به چگونگی استدلال این آیه شریف بر ولایت امیر المؤمنین علیه السلام می پردازیم بنابر اینکه می گوئیم مراد از "والذین آمنوا" علی علیه السلام است و مراد از "یؤتون الزکاة و هم راکعون" صدقه علی علیه السلام در رکوع باشد.

ابتدای سخن اینکه مراد از مؤمنین در عبارت "والذین آمنوا" عموم مردم مؤمن و گروه مسلمین نمی باشد زیرا در ابتدای آیه شریفه در کلمه "ولیکم" خطاب به همه مؤمنین است چرا که ضمیر "کم" عمومیتش به قدری است که خود پیغمبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام را هم شامل می شود ولی چون بلا فاصله می فرماید: "و رسوله" می فهمیم مراد از مؤمنین پیغمبر صلی الله علیه و آله نیستند و گرنه لازمه این مطلب آن است که پیغمبر صلی الله علیه و آله ولی بر خودشان باشند یعنی مثلا اطاعت امر خودشان بر خودشان واجب باشد و این مطلب از نظر عقل غلط است زیرا حاکم و محکوم باید دو چیز باشند ولی و مولی علیه باید از یکدیگر تباین داشته باشند تا یکی بر دیگری ولایت کند.

عبارت "الذین آمنوا"، گر چه به صورت جمع است؛ اما مقصود از آن یک فرد است و این کاربرد در محاورات عرفی صحیح است، چنانچه پادشاهان در فرامین خود می نویسند ما چنین گفتیم و چنان کردیم و به جهت تعظیم و بزرگداشت خود از افراد تعبیر به جمع می کنند .

همچنین در قرآن مجید این طرز استعمال زیاد است چنانکه می فرماید: «إِنَّا نَحْن  نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَه لَحَافِظونَ»[ الحجر/9] یعنی ما خودمان قرآن را نازل کردیم و ما خود حفظ کنندگان آن می باشیم، با آنکه قرآن کریم را فقط خداوند متعال نازل کرده است و حضرتش وحدت حقه حقیقیه دارد و همچنین حضرت سلیمان علی نبینا و علی آله و علیه السلام با آنکه خود به تنهایی زبان مرغان را می داند می فرماید: «علِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ»[نمل/16] ما زبان پرندگان را آموختیم و نیز شخصی که از دنیا رفت در فبر می گوید:« رَبِّ ارْجِعونِ»

 با این همه دلایل و براهین،داماد پیامبر(ص)، سردار بزرگ اسلام در بدرو احد و حنین و خیبر و انتخاب ایشان به عنوان وصی پیامبر(ص) در غدیر، اولین تبریک گویان این انتخاب عمرخطاب و ابوبکر بودند.با این وجود در ساعات آخر عمر پیامبر از وصیت کردنش جلوگیری نمودند و وقتی جنازه آن پیامبر عظیم (ص) هنوز به خاک نسپرده بودند به سقیفه رفتند و بدون اینکه حتی یک نفر از خاندان پیامبر حضور داشته باشد، ابوبکر خود را کاندیدا جانشین پیامبر نمود، و عمر مامور جلب رضایت مردم شد به شرطی که بعد از ابوبکر جانشین او با شد و با جعل حدیث دروغین و با ترفندهای مختلف و با نارضایتی بیشتر مهاجرین تنها کاندیداتور خلافت ابوبکر انتخاب شد. در این مسیر عیر الهی حکومتهای غصبی بوجود آمدند و باعث بدبختی جهان اسلام تا کنون گردیدند. امروزه بیش از یک ملیارد و هفتصد ملیون مسلمان در دنیا وجود دارد. آیا نباید پرسید علت ذلالت این یک ملیارد و هفتصد ملیون مسلمان چیست آیا این همه بدبختی برای مسلمانان ریشه در  سقیفه ندارد که باعث ذلالت و بدبختی جهان اسلام شده اند. و اقلیتی بر این تعداد مسلمین هم زور می گویند و هم به زن و کودک و مردم رحم نمی کنند، و تفکر سقیفه باعث گردیده است با ترفند های مختلف این اقلیت مسلمانان را به حان هم بیاندازد و خود به چپاول اموال مسلمین بپردازد. تنها ایران شیعه است که با تفکر علوی زیر بار ذلت نرفته و مانند امامشان علی (ع)و امام حسین (ع) مرگ را به دلت ترجیح می دهند. و برادران اهل سنت با دسیسه های روباه مکار انگلیس و فرزند نامشروعش رژیم غاصب کودک کش اسرائیل با حامیان شیطان بزرگ آمریکای جهانخوار خلیفه جعلی برای برادران اهل سنت مانند ابوبکر بغدادی درست می کنند، تا به راحتی خون همدیگر را بریزند، چه بسا در بین آن جوانان که اسیر این بیراهه می شوند حافظ قرآن باشند، متاسفانه هیجگونه بصیرت قرآنی هم ندارند و چه خونهایی که ریخته نشد، آیا داعش فرزند همان تفکر سقیفه نبود.


:: بازدید از این مطلب : 402
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 7 خرداد 1398
 

مرگ جامعه آمریکایی

با تولید انبوه نوزادان

نامشروع




نهاد خانواده سالم بدون تردید یکی از بنیادهای انکارناپذیر برخورداری از جامعه‌ای سالم و پیش‌رو است؛ برخورداری از روابطی تحت حمایت قانون و به تبع آن تولد نوزادانی که از ازدواج‌های قانونی حاصل شده‌اند، یکی از مصادیق نهاد خانوادگی سالم و به تبع آن سلامت اجتماعی است.
به نظر می‌رسد این مسئله در جامعه آمریکا به‌ویژه طی دهه‌های اخیر دست‌خوش چالش‌های قابل توجهی شده است.
به گزارش تسنیم، آمریکا با وجود پیشرفت‌هایی که به مدد استیلای قدرت نظامی و به عنوان یک ابرقدرت در حوزه علم و تکنولوژی داشته است اما در زمینه سلامت اجتماعی و نهاد خانواده با بحران عمیقی مواجه است؛ این بحران صرفا به افزایش نرخ تبهکاری، تبعیض علیه مناطق حاشیه‌نشین و مواردی از این دست محدود نمی‌شود بلکه «افزایش نوزادان ناشی از ارتباط‌هایی خارج از ازدواج» از جمله مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی در جامعه امروز آمریکا به شمار می‌رود.
بنا به آمار رسمی ایالات متحده آمریکا، میزان افزایش زادوولد نوزادانی که در اثر ارتباط‌هایی به غیر از ازدواج حاصل شده‌اند طی 50 سال اخیر به نحو قابل توجهی افزایش پیدا کرده است؛ در حالیکه نرخ تولد نوزادان ناشی از ارتباط‌هایی خارج از ازدواج در سال 1960 تنها 5 درصد بوده در سال 1995 به رقم 32 درصد و در سال 2008 به رقم حیرت‌انگیز 41 درصد رسیده است!
برخی از آمارهای دیگر حکایت از آن دارد که نرخ این زادوولدهای نامشروع در دو سال 2007 و 2008 به 51 درصد نیز رسیده است. هر چند که برخی تلاش‌ها برای کاهش این نرخ باعث شد تا کودکان ناشی از روابط غیر خانوادگی در سال 2017 به 35 درصد کاهش پیدا کند البته نباید فراموش کرد که نرخ کلی تولد در سال 2017 به نسبت سال قبل از آن 2 درصد کاهش پیدا کرده بود.
این تحقیق به صورت جامع طی دهه‌های مختلف و در همه ایالت‌های آمریکا انجام شده است و مهم‌ترین منبع آن نیز مدارک هویتی مادران بوده تا مشخص شود که آنها به طور قانونی ازدواج کرده‌اند یا خیر.
یکی از جدی‌ترین دلایل مربوط به افزایش زادوولدهایی خارج از ازدواج به افزایش ارتباط‌های غیر رسمی که از آن به ازدواج سفید یاد می‌شود، مربوط است؛ به همین دلیل در میان برخی از قومیت‌های آمریکایی که تمایل بیشتری به این نوع از روابط دارند، چنین تولدهایی بیشتر دیده می‌شود.
در سال 2017 تقریبا 37 درصد از زنان سیاه‌پوست هیسپانیک، کودکانی خارج از ازدواج به دنیا آورده‌اند این در حالی است که این رقم نزد زنان با تبار آسیایی و غیر هیسپانیک به ترتیب 27 و 13 درصد بوده است.
به طور کلی میزان زاد‌و‌ولدهای ناشی از ارتباط‌هایی به غیر از ازدواج در سال 2017 در آمریکا رقم یک میلیون و 533 هزار و 901 نوزاد بوده است؛ کل نوزدانی که در این سال در این کشور متولد شده‌اند، 3 میلیون و 855 هزار و 500 نوزارد بوده است.
در عین حال«سن» نیز نقش قابل توجهی در تولدهای خارج از خانواده داشته است؛ به این ترتیب، چنین تولدهایی آمار بالاتری در میان جوانان دارد و نشان‌دهنده آن است که هر چه جامعه آمریکا به سوی سنین‌ پایین‌تر می‌رود، این نوع از تولدهای نامشروع نیز در این جامعه رشد بیشتری دارد.
در سال 2017، 92 درصد نوزادانی که از مادران کمتر از 15 سال متولد شدند، ناشی از روابط غیر از ازدواج رسمی بودند؛ این رقم برای زنان 15 تا 19 ساله به 81 درصد می‌رسد.
زنان 20 تا 24 ساله، نرخ 59 درصد را به جا گذاشته‌اند؛ کمترین آمار نیز متعلق به زنان 35 تا 39 ساله است که 21 درصد نوزادان ناشی از روابط غیر ازدواج را به دنیا آورده‌اند.
 
 
 



 
 

:: بازدید از این مطلب : 456
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 1 خرداد 1398



رئیس جمهور در دیدار با جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر گفت: «بالاترین امتیاز هنرمندان خلاقیت است و این قدرت تخیل از فکر اندیشه و عقل بالاتر است. هنرمندان با این قدرت عجیب و سرمایه تخیل، آثار هنری خود را به جامعه عرضه می‌کنند.»
روزنامه رسالت در این زمینه نوشت: جناب رئیس‌جمهور، حرف دلشان را زدند و حکم به برتری تخیل بر عقل دادند و انصافا هم قول و فعل ایشان در این زمینه یکی است. این را می‌شود از تصمیم های سرنوشت سازی که برای کشور و مردم گرفتند تشخیص داد.
عقل می‌گفت وعده صد روزه دادن اشتباه است، اما تخیلات مؤید دادن این وعده ها بود، اما بعد از آنکه تخیل نتیجه نداد گفتند کسی که وعده ۱۰۰روزه بدهد عقل ندارد.
عقل می‌گفت به مذاکره با دشمن، بدبین باش، اما تخیل گفت به مذاکره خوش‌بین باشید و البته بعد از چند سال انتظار برای چیدن گلابی‌های برجام، شد آنچه شد.
عقل گفت دشمن را به دشمنی بگیرید، فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا اما تخیل گفت لبخند بزنید و نتیجه دیپلماسی لبخند را بعد از چند سال فرصت سوزی دیدیم.
عقل گفت با خدا ببندید، اوست قادر مطلق؛ اوست که عزیز و شکست ناپذیر است، ولی تخیل گفت با کدخدا می بندیم قدرت دست اوست. به زعم خودشان با کدخدا بستند و رفیق نیمه راهشان بزرگ‌ترین دستاوردشان را پاره کرد.
عقل گفت به تدریج و در فاصله‌های طولانی هم دشمن از دشمنی و تحریم دست برنمی‌دارد، اما تخیل گفت بالمره تحریم‌ها برداشته می‌شود. حالا اندرخم یک کوچه‌اند تا نفت‌شان را بشکه بشکه به این و آن بفروشند، چراکه هنوز سپیده صبح بدون تحریم، نزده است.
اصلا عقل چیست؟ بگذارید از لسان صادق آل محمد (ع) بخوانیم. از ایشان سؤال شد: «عقل چیست؟» فرمود: عقل آن است که به وسیله آن خدای رحمان پرستش شود و بهشت به‌دست آید. راوی گوید، عرض کردم: «پس آن‏چه معاویه داشت چه بود؟» حضرت فرمود: آن نیرنگ است، آن شیطنت است! آن نمایش عقل را دارد ولی عقل نیست.»تخیل اما خیال پردازی است؛ از واقع، بویی نبرده و شما و مُلک و ملت را به سرمنزل مقصود نمی رساند. شاید اشکال کار ما همین‌جا بوده که گمان کردیم برای غیرهنرمندان هم این خیال‌پردازی‌ها نقطه مثبت تلقی می‌شود. حالا هم بهتر است آقایان خیال‌پرداز به حرف عقلای کشور که دنبال مذاکره نیستند گوش دهند نه اینکه هنوز بگویند ما اهل مذاکره‌ایم.


:: بازدید از این مطلب : 436
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 26 ارديبهشت 1398

1- روان‌شناسان می‌گویند، ترس عامل «موثری» است. این عامل چون موثر است، همچون سایر عوامل تاثیرگذار طبیعتا از سوی عده‌ای مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرد، به ویژه وقتی پای «سیاست» در میان است. اصلا مگر آمریکا بیشتر سیاست‌های خود را در سرتاسر جهان با همین عامل پیش نمی‌برد؟ فلسفه اعزام گاه و بی‌گاه ناوهای غول‌پیکر این کشور به این نقطه یا آن نقطه از دنیا مگر چیزی جز ترساندن و امتیاز گرفتن است؟ ترامپ مگر در دیدار با رهبران کره جنوبی نگفت، بروید بگویید ترامپ دیوانه است و مذاکرات را پیش ببرید؟ یا آن یکی؛ خانم «نیکی هیلی»، نماینده مستعفی آمریکا در سازمان ملل طی کنفرانس شارلوت مگر نگفت، اصلا ماموریتش تند مزاج نشان دادن ترامپ برای ترساندن کشورها بوده:
«من همواره ترامپ را به عنوان فردی تندمزاج، و در مذاکرات غیرقابل پیش‌بینی به تصویر می‌کشیدم تا باعث ترس طرف دیگر شوم. این کار من در چارچوب سیاست و تئوری «مرد دیوانه در دیپلماسی» صورت می‌گرفت. این تئوری را قبلا «ریچارد نیکسون» (رئیس‌جمهور پیشین آمریکا) تعریف کرده است...
وقتی با همتای چینی خود درباره مسئله کره شمالی پس از پرتاب موشک توسط این کشور در سپتامبر 2017 چانه‌زنی می‌کردم، به او گفتم رئیس ‌من آدم غیرقابل پیش‌بینی است و من نمی‌دانم چه خواهد کرد. تهدید حمله آمریکا به کره شمالی آنقدر کافی بود که چین را وادار کرد تحریم‌های جدی علیه کره شمالی را در شورای امنیت سازمان ملل بپذیرد. من به رئیس‌جمهور(ترامپ) گفته‌ام که همواره این کار را انجام می‌دهم و او کاملا با این ایده من موافق بوده است.»
با وجود این همه شواهد، چرا برخی می‌ترسند؟ یا نه بهتر بگوییم، به دنبال ترساندن مردم هستند؟ برای یافتن پاسخ این سؤال باید دید، ضمن ترسیدن یا ترساندن، آدرس کجا را می‌دهند، پاسخ همانجاست. آنها آدرس «مذاکره با ترامپ» را می‌دهند آن هم وقتی تمام دنیا به این نتیجه رسیده که این آدم غیر قابل اعتماد است و روزانه چیزی بین 4 یا 5 بار دروغ می‌گوید.
 سؤال بعدی «مذاکره بر سر چه؟» است. پاسخ توان موشکی‌مان است! آن هم در بحبوحه اعلام این دروغ بزرگ که «ممکن است جنگ شود». دوباره دقت کنید! می‌گویند سایه جنگ آمده پس برویم بر سر سلاح‌هایمان معامله کنیم! کدام آدم ذی‌شعوری در آستانه جنگ بر سر سلاحش معامله می‌کند؟ در چنین شرایطی به قول رهبر معظم انقلاب، مذاکره سم است و هیچ ایرانی با شعوری دنبال مذاکره نمی‌رود.
2- یمنی‌ها که بیش از 4 سال است تحت شدیدترین و وحشیانه‌ترین حملات ائتلاف سعودی قرار دارند و تقریبا صد در صد کشورشان از سوی این ائتلاف به ظاهر سعودی و به واقع آمریکایی-صهیونیستی نابود شده، طی این مدت به توانایی‌های نظامی خوبی دست یافته‌اند. با 7 پهپاد هجومی بزرگ‌ترین و یکی از موثرترین حملات پهپادی انتحاری را به مراکز نفتی عربستان انجام داده و ترس! را بر اندام فرزندان ابولهب انداخته‌اند. شاید عملیات «فجیره» در امارات نیز کار همین انقلابیون یمن باشد، نمی‌دانیم. (تا این لحظه مسئولیت عملیات علیه نفت‌کش‌های این بندر مهم استراتژیک را کسی بر عهده نگرفته است). بیایید دوباره مرور کنیم: پس از 4 سال حملات شبانه‌روزی وحشیانه سعودی اماراتی به یمن، و شهادت صدها هزار زن و کودک، بیماری میلیون‌ها انسان به دلیل نابودی زیرساخت‌های اقتصادی و درمانی و محاصره کامل آن، حمله پهپادی بزرگی از سوی قربانیان این جنگ علیه این ائتلاف انجام شده است. بازنشر همراه با شادی این خبر، ترسوها را به لرزه انداخته است!
 می‌گویند خوشحالی فلان روزنامه یا توییت فلان خبرنگار منافع ملی را به خطر می‌اندازد! آری درست شنیدید از منافع ملی می‌گویند که با توییت زدن به خطر می‌افتد! چه کسانی اینگونه تحلیل می‌کنند؟ همان‌هایی که به دنبال مذاکره با ترامپ برای معامله بر سر منافع ملی‌اند. می‌گویند «سایه جنگ را نمی‌بینی؟ تحریم‌های نفتی را نگاه! برویم بر سر موشک‌هایمان مذاکره کنیم؟» این منطق یعنی، سایه جنگ که آمد سلاح را بردار و تقدیم دشمن کن! حالا که اصلا از سایه جنگ هم خبری نیست! امروز نه در وضعیت جنگی (نظامی) قرار داریم، نه زمان مذاکره است. اگر هم بود، آدم عاقل در وضعیت جنگی بر سر سلاحش مذاکره نمی‌کند. 
3- می‌گویند: هر چقدر دشمن جلو آمد و هر غلطی که کرد نباید تهدیدش کرد، اگر در کشور دیگری علیه دشمنان ما عملیاتی شد نباید خوشحال شد! باید مشکلات را تحت هر شرایطی با مذاکره و لبخند حل کرد. دنیا، دنیای گفتمان است. 6 سال است که این را می‌گویند. اسمش را هم گذاشته‌اند، «تنش‌زدایی، گفت‌و‌گو با زبان دنیا، دیپلماسی، فهم منافع ملی و...». زیباست. عقلانی و همه‌پسند است اما تا وقتی که، آن کشورهایی که «دنیا» جا می‌زنندش هم با همین دست فرمان حرکت کنند. اینکه ما لبخند بزنیم، به تعهداتمان مو به مو و بیش از آنچه وعده داده‌ایم عمل کنیم اما آنها تحریم‌مان کنند، تحقیرمان کنند، زیر تعهداتشان بزنند صحبت از دیپلماسی، شبیه به جوک است... و چه جوک تلخی!
استدلال می‌کنند، اگر از حملات انصارالله به بنادر نفتی امارات و پالایشگاه‌های نفتی عربستان ابراز خوشحالی کنیم، علیه کشور یک اجماع جهانی درست می‌شود. اما نمی‌گویند، چگونه با خوشحالی کردن اجماع جهانی درست می‌شود. صغری و کبری می‌چینند تا بگویند، موفق شده‌ایم بین اروپا و آمریکا اختلاف اندازیم اما نمی‌گویند خانم موگرینی همین دو سه روز پیش گفت اگر قرار باشد جنگی رخ دهد، ما قطعا در کنار آمریکا خواهیم ایستاد! کاری که امروز کاسبان ترس می‌کنند، دقیقا همان کاری است که نیکی هیلی می‌کرد. یعنی همصدا شدن با ترامپ برای ترساندن مردم برای دادن سایر مولفه‌های قدرت. 
4- وضعیت اقتصادی که امروز در آنیم، حاصل همین نوع تفکر است. 6 سال لبخند، 6 سال چشم دوختن به خارج از مرزها، انتظار کشیدن برای اینکه از فرانسه بیایند و مشکل بیکاری جوانان ایرانی را حل کنند. تعطیلی مسکن مهر و عدم جایگزینی آن با یک طرح -به قول خودشان- غیر مزخرف! جمع‌آوری کارت‌های سوخت، حمله به مراکز دینی و فرهنگی، تبلیغ کنسرت و تماشای مختلط فوتبال، حجاب اجباری اختیاری، مذاکره امام حسین(ع) با یزید، تقصیر دولت قبل بود، نمی‌گذارند و این روزها اختیار نداریم و جمهوری سوم... اینها بازخوردهای دست فرمان همین آقایانی است که از منافع ملی و سواد دیپلماسی می‌نویسند و مدتی است در حال تئوری‌بافی و نظریه‌سازی درباره جمهوری سومند! 
5- یک بیانیه برجامی نه چندان قوی اما نسبتا خوب از سوی شورای عالی امنیت ملی و پس از مدتها تاخیر علیه اتحادیه اروپا خوانده شد. نتیجه: وزرای خارجه و رهبران این کشورها به تکاپو افتادند. 
 نیروهای مقاومت یمن پس از 4 سال حملات شبانه‌روزی ائتلاف سعودی به کشورشان، یک حمله پهپادی درست و حسابی به مراکز نفتی و حساس دشمنانشان کردند نتیجه:
- زمزمه اخراج جان بولتون و خبر خروج دیپلمات‌های آمریکایی از عراق بلند شد که چه نشسته‌اید! دوستان ایران دست به کار شده‌اند.(انتشار خبر اخراج قریب‌الوقوع جان بولتون، ضدایرانی‌ترین مقام حال حاضر آمریکا در این شرایط، می‌تواند پیامی از سوی آمریکایی‌ها به ایران باشد. یعنی جنگ بی‌جنگ)
- ناوچه اسپانیایی از ناو عزیمت یافته آمریکا به سمت خلیج‌فارس جدا شد تا مبادا احیانا درگیر جنگی شود.(این یعنی هنوز اتفاق خاصی نیفتاده، اختلافات بین اعضای ناتو شروع شد.)
-پمپئو وزیر خارجه آمریکا و سفیر این کشور در ریاض که یک ژنرال کارکشته است هر دو گفتند قصد جنگ ندارند و جنگ به صلاح هیچ کس نیست، ترامپ خبر اعزام 120 هزار نیروی آمریکایی را کذب خواند، بورس کشورهای مرتجع عربی سقوط کرد، ریاض 31 میلیارد دلار خسارت دید و...
حالا پاسخ بدهید؛ وقتی دشمن می‌بیند با بدعهدی و ماجراجویی علیه کشورمان، هیچ هزینه‌ای نمی‌دهد، چرا به تعهداتش عمل کند؟ آیا وقتی در پوشش سواد دیپلماسی، پیام ضعف می‌فرستیم، دشمن برای ضربه زدن جری می‌شود یا وقتی با اقتدار پاسخش را بدهیم؟ کسانی که از روی جهل یا خیانت، در این مدت بر طبل «ترس از جنگ» کوفتند بدانند، نه شرایط ایران مثل شرایط عراق، افغانستان یا سوریه است نه آمریکا و نوچه‌های منطقه‌ای آن آنقدر احمقند که جنگی را علیه کشورمان شروع کنند پس نترسید! نه مذاکره می‌کنیم نه جنگ می‌شود.
 «ترس» زمانی موثر واقع می‌شود که «ترسویی» وجود داشته باشد وگر نه کسانی که «عقلانیت» و «جسارت» را توأمان داشته باشند، به این سادگی‌ها مرعوب نمی‌شوند.
 


:: بازدید از این مطلب : 458
|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 24 ارديبهشت 1398

حجت‌الاسلام سید محمود نبویان نماینده سابق مردم تهران در مناظره خود با سید مصطفی تاج‌زاده فعال اصلاح‌طلب به بررسی وضعیت پرونده هسته ای و تحریم‌ها و مسائل پیرامونی سیاست خارجی کشور می‌پردازد.

 
مناظره|نبویان: برجام نتیجه تفکر غربگرای اصلاح‌طلبان است/ تحریم‌ها 5 برابر قبل برجام شده است

مناظره نبویان و تاجزاده؛ عصر امروز در دانشگاه شریف

وی اضافه کرد: آیات زیادی در قرآن داریم که با آمریکا رابطه داشته باشیم یا نداشته باشیم. آنان گفتند اگر توافق شود همه مشکلات حل می‌شود. چشم دوختن به دست دشمنان یک نوع تفکر است. اما ببینیم این تفکر برای ما چه آورده است؟ این تفکر دو دستاورد داشت. یکی برجام و یکی CFT که به دنبالش آمد. دولت مصمم است هیچ‌کس به‌ویژه دانشگاهیان و دانشجویان از متن برجام خبر نداشته باشد. تفکر غربگرا که اصلاح طلبان نمایندگی می‌کنند و دیپلماسی غرب‌گرا برای ما برجام آورده است.

نبویان گفت: من دبیر کمیسیون بررسی برجام بودم. آیا برجام برد-برد بود؟ این تفکر چه چیزی برای مردم آورده است؟ آقای ظریف به کمیسیون آمد و گفت اولین مذاکره سال 92 بود و من کری را دیدم و رهبری به من تذکر داد که چرا در سلام و علیک با کری آنقدر مکث کردید، آقای ظریف چند ساعت با کری صحبت کرد.

وی گفت: سایت نطنز ظرفیت 52 هزار سانتریفیوژ دارد. ملت ایران قبل از این دولت بیست درصد اورانیوم غنی‌سازی شده داشت اما تقریبا هرچه آمریکایی‌ها گفتند را آقایان پذیرفتند.

نماینده سابق مجلس با بیان اینکه آقای تاج‌زاده به این جلسه آمده‌اند که بگویند مردم از نظام زده شده‌اند و ولایت فقیه نباشد، مشکلات حل می‌شود، اظهار داشت: شما معاون سیاسی وزارت کشور بودید، اما می‌گویید بر اساس چرا براساس دین بررسی می‌کنید؟ شما می‌توانی بگویی اسلام را قبول نداری، اما اگر کسی اسلام را پذیرفت باید احکام اسلام اجرا شود. 

وی افزود: در نطنز ما قرار بود ده سایت دیگر بزنیم اما آقای ظریف در مذاکرات در هر بار یک قدم عقب آمد. در لوزان گفتند نطنز باید تنها مرکز غنی سازی ایران شود یعنی فردو را درش را گِل بگیرید. در نطنز 16000 سانتریفیوژ داشتیم و آمریکا گفت باید به 50،60 تا برسد و همه را جمع کردند. در نطنز بیست درصد غنی سازی می‌کردیم. در برجام غنی سازی ما  به 3.67  رسید. در فردو بیش از 2000 سانتریفیوژ داشتیم و آمریکا گفت سانتریفیوژها جمع شود. رهبری فشار آوردند که 1044 سانتریفیوژ باید باشد و ظریف رفت و به آمریکایی‌ها گفت. 

نماینده سابق مردم تهران در مجلس خاطر نشان کرد:  بین لوزان و برجام یکی از مذاکره کنندگان در مجلس آمد و گفت می‌خواهیم از آمریکایی درخواست کنیم که دانش غنی سازی بماند. تفکر غربگرای ضددین حل همه مشکلات را به دست آمریکا می‌داند. متخصصین ما رآکتوری در اراک تولیدکردند که سالانه می‌توانست 9 کیلو پلوتونیوم بدهد که مصارف مختلف دارد و یکی از دلایلی که اسرائیل جرات حمله به ما را نداشت همین بود اما در برجام این رآکتور را بتن ریزی کردند. 

حجت الاسلام نبویان اضافه کرد: می‌گویید اگر برجام بد است، چرا بیست دقیقه ای به برجام رای دادید؟ برجام در مجلس نیامد؛ طرح نه ماده‌ای آقای لاریجانی بیست دقیقه‌ای مصوب شد و این طرح هیچ ربطی به برجام نداشت و اصلا برجام به مجلس نیامد. 

وی افزود: برجام به شورای عالی امنیت ملی، مجلس و شورای نگهبان نرفت و برجام زیر سر علی لاریجانی، حسن روحانی، ظریف و شمخانی بود. می‌گویند در برجام حق غنی‌سازی حفظ شد، چرا به دروغ این حرف ها را می‌زنید؟

نماینده سابق مردم تهران تصریح کرد: ما دنبال بمب اتم نیستیم، به فتوای مقام معظم رهبری بمب اتمی برای ما حرام است، بلکه دنبال اقتدار ملت هستیم و باید امنیت کشور را حفظ کنیم. عامل دومی که اسراییل به ما حمله نمی‌کرد این بود که رآکتور بوشهر یک پس‌ماندی داشت و این یعنی امنیت برای مردم که از آن می‌توان پلوتونیوم استخراج کرد. از ما تعهد گرفتند ملت ایران حق نگهداری یک گرم سوخت مصرف شده را ندارد. آقای ظریف تعهد دادند که این کار را انجام دهند. 

نبویان ادامه داد: برجام را ذیل قطعنامه 2231 بردند و آقای ظریف در مجلس گفت کسی نمی‌تواند از آن خارج شود و دیدیم که آمریکا از آن خارج شد. در ضمیمه اول برجام در بند اول درباره سوخت‌های مصرف شده مطرح شده  و در متن آمده که ایران قصد دارد تمام سوخت‌های مصرف شده را به خارج از کشور ارسال کند. در متن آمده ایران تمامی سوختهای مصرف شده تمامی رآکتورهای حال و آینده ملت ایران را به خارج از کشور بفرستد. در برجام، تعهدات ده و بیست ساله نیست بلکه تعهداتی با زمان بی‌نهایت وجود دارد. چرا این تعهد را دادید؟ در برجام تعهد دادند ملت ایران تا ابد بازفرآوری نمی‌خواهند و متعهد شدند که ملت ایران تا ابد دانش بازفرآوری را نمی‌خواهد. 

وی در ادامه درباره اینکه چرا رهبری با برجام موافقت کرد، اظهار داشت: آقای روحانی گفت ای مردم اگر می‌خواهید مشکل آب و همه مشکلات  حل شود، چاره کار برجام است. با رونق کارخانه‌ها مشکلات حل می‌شود و نه با آمریکا. رهبری 28 شرط برای پذیرش برجام گذاشتند. آقای روحانی از برجام به عنوان آفتاب تابان یاد کرد. کدام شرطِ رهبری را اجرا کردند؟ رهبری گفت مذاکرات باید گام به گام باشد. آقایان کل تعهدات را انجام دادند، گفتند چون امضای جان کری تضمین است.

نماینده سابق مردم تهران اظهار داشت: رهبر انقلاب گفتند آنها باید امضای کتبی بر تعهدات خود دهند. برجام به ضرر ملت شد. آمریکا چرا از برجام خارج شد؟ ملت سه اقتدار داشت. اول هسته ای بود که رفت، دوم موشکی و سوم قدرت منطقه‌ای است. ترامپ گفت از برجام خارج می‌شوم و با اروپا ساخت و پاخت می‌کند که ایران در برجام بماند و به تعهدات خود عمل کند. عالم و آدم از برجام خارج شود ظریف و روحانی از آن خارج نمی‌شوند. 

نبویان خاطرنشان کرد: تاج زاده می‌گوید تمامی مشکلات در دولت قبل بود و پرونده ایران به شورای امنیت رفت در حالی‌که بهانه شورای امنیت این بود که ایران تعلیق را شکسته و روحانی می‌گوید من تعلیق کردم و آن را هم شکستم و در تمام قطعنامه‌ها آمده عامل اصلی به شورای امنیت رفتن پرونده ما، شکستن تعلیق‌هاست. 

وی تصریح کرد: آقای روحانی در کتاب خود آورده که تعلیق نطنز در دولت نهم ادامه یافته و می‌گوید عده‌ای که برای شش ماه تعلیق آن همه سروصدا کردند درباره هشت ماه تعلیق در دولت نهم حرفی نزدند. دولت نهم در هیچ موردی تعلیق را به انتخاب خود نشکست و تعلیق اصفهان در دولت هشتم شکسته شد. آقای جلیلی هسته‌ای را حفظ کرد و تحریم‌ها یک پنجمِ الان بود و آقای ظریف هسته‌ای را نابود کرد ولی تحریم‌ها پنج برابر شده است.

نبویان تصریح کرد: سیاست تدبیر و امید ارزش پول ما را از افغانستان پایین تر آورده است. خروجی برجام منجر به نابودی اقتصاد ما شد. اوباما خودش  می‌گوید من نمی‌توانم با ایران بجنگم.

وی گفت: ما قانون مبارزه با تامین مالی تروریسم را بر اساس منافع ملی مان تصویب کردیم. 22 اسفند 94 آقای لاریجانی به اقای روحانی نامه زده که این قانون را اجرایی کنید. پنج روز بعد و در 27 اسفند 94 روحانی به دو وزارتخانه‌های دادگستری و اقتصاد نامه می‌زند که این قانون را اجرا کنید. مسئولین "اف ای تی اف" که اسراییل عضو آن است می‌گویند این قانون را دور اندازید و باید براساس چارچوب ما عمل کنید. علی‌طیب نیا خرداد 95 به اف ای تی اف تعهد «اکشن پلن 41 بندی» می‌دهد. طیب نیا در مصاحبه خود می‌گوید که اف ای تی اف درباره تعریف گروه‌های تروریستی ایراد می‌گیرد. اف ای تی اف گفته هر چه ما گفتیم را باید اجرا کنید.


:: بازدید از این مطلب : 423
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 21 ارديبهشت 1398
یک خبرنگار با بررسی لیست دریافت‌کنندگان ارز ۴۲۰۰ تومانی نکات جالب توجهی در مورد اختصاص ارز دولتی به واردکنندگان غذای حیوانات خانگی نوشته است. او در اولین توئیت خود نوشته است: «شرکت مانوک سبز دشت یکی از دریافت کنندگان پر شمار ارز دولتی است که مبلغ ۱۹۷ هزارو ۹۴۰ لیر ترکیه با نرخ معادل ٤۲۰۰ تومان دریافت کرده است. این شرکت وارد کننده لوازم حیوانات خانگی است.» و توئیت بعدی: «شرکت ساعی گل تهران که در سایت شرکت، خود را «یکی از شرکت‌های بزرگ در تأمین غذای حیوانات خانگی در کشور» معرفی کرده نیز توانسته در مجموع این شرکت یک میلیون و ۳۵۶ هزار و ۳۶۳ یورو دولتی و ۶۹۱ هزار و ۴۲۴ یوان دولتی دریافت دریافت کند.» شرکت نستله محصولات متنوعی از جمله غذای گربه عرضه می‌کنداین شرکت توانسته است در بازه مذکور، ۱۲۳ میلیون و ۱۱۲ هزار و ۴۲۸ لیر دولتی و ۱۰ میلیون و ۳۴۳ هزار و ۶۵۸ یورو دولتی دریافت کند.» 
این خبرنگار در ادامه می‌نویسد: «شرکت آراد طب سامان نیز ۱۶ هزار و ۸۴۵ یورو دولتی جهت واردات دریافت کرده است و ظاهراً تعداد شرکت‌های وارد کننده غذا و لوازم حیوانات خانگی که ارز دولتی دریافت کرده‌اند بیش از این‌ها است. تا کنون نه بانک مرکزی نه وزارت صمت حاضر نشده‌اند لیست کالا‌های وارد شده دریافت کنندگان ارز دولتی را اعلام کنند.» این در حالی است که رئیس جمهور روحانی سال گذشته گفت که در مقطعی در بهار ۹۷ ذخیره ارزی کشور به صفر رسیده است! با این حال هر از چندی اخباری مبنی بر اختصاص ارز دولتی به کالا‌هایی پخش می‌شود که نشان از اوج بی تدبیری در تخصیص ارز دولتی، خصوصاً در وضعیت نه چندان مناسب یک سال اخیر دارد. نکته قابل تأمل افزایش چند برابری قیمت غذای حیوانات خانگی در سال گذشته بود و همین نشان می‌دهد با آن ارز‌های دولتی کار دیگری غیراز واردات غذای حیوان انجام شده است.
 

:: بازدید از این مطلب : 418
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 2 ارديبهشت 1398

این شعاری بود که در فتنه 88 در تجمع طرفداران کروبی و موسوی در خیابان فریاد می زدند. آنها از یکطرف این شعار را می دادند و از طرف دیگر ثروت ایران را به اتش می کشیدند.

اصل خلق این شعار بین اپیسیوزیون خارج از کشور و معاندان داخلی همراه با خط و خطوطی که دشمنان دیزینه ملت ایران مانند آمریکا شیطان بزرگ و سران رژیم غاصب سهیونیستی بارها به شکلی دیگر عنوان کرده اند. آنها در خلق این شعار دو منظور داشتند، یکی بد بین کردن ملت از انقلاب و دومی مهار قدرت ایران که بر جان آنها وحشت انداخته است.

بیشتر منظور من از بیان این شعار که از زبان بعضی بی بصیرت در فتنه 88 بیان شد، این است که: ای منورفکران غرب گرا و این عاشقان اندیشمندان غربی که با اندیشه های ناب اسلامی آشنایی ندارید. بیایید و به این شعارتان جامه عمل بپوشید. الان قسمتی از کشور عزیزمان ایران که شما در شعارتان جان را فدای آن می کنید، دچار سیل زدگی شده اند . خانه و کاشانه و تمام اسباب زندگی شان را سیل خراب نموده است، هم در شمال و هم در غرب و هم در جنوب، چرا خبری از کمک شما به این مردم ایران نیست. فقط بلدید شعار تنظیم کنید و به خورد عده ای بی بصیرت بدهید. بروید و نگاه کنید و یاد بگیرید، آنهایی که شما در نوشته هایتان و شعارهایتان هر از پند یکبار مورد اهانت قرارر می دهید پطور برای همین مردم کشورشان لخت شده اند و سراپا لجن به سیل زدگان گمک می کنند. شما مردم را برای رسیدن به امیال خودتان می خواهید، شما آنقدر طرفدار غربیت طرفدار مردم ایران نیستید، اگر بودید ما الان شمار در بین این جماعت جهادی سر تا پا لجن می دیدیم. این جماعت جهادی در هر جبهه ای که احساس کند مردم کشورش در خطر قرار دارد حاضرند تا جانفشانی کنند و اهل شعار نیستند گمنام گمنامند.


:: بازدید از این مطلب : 454
|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 23 فروردين 1398

سلامتی را مجموعه حالت رفاه وآسایش کامل جسمانی، روانی و اجتماعی تعریف کرده که هیچکدام بر دیگری برتری ندارد.

بر اين اساس تاثير متغيرهاي اجتماعي چهارگانه: اعتماد اجتماعي، تعهد اجتماعي، مسووليت اجتماعي و بيگانگي اجتماعي بر سلامت اجتماعي باید مورد بررسي قرار گیرد. همچنين تعيين ارتباط متغيرهاي زمينه اي هشت گانه مانند (جنسيت، سن، وضعيت تاهل، وضعيت شغلي، تحصيلات،  درآمد،  رابطه سرمايه اجتماعي و سلامت ) اگر مورد مطالعه قرار گیرد و شناخت درست، جهت کمی و کاستی هر کدام از عوامل و بارور نمون هر کدام از آن عوامل مارا به هدفمان یاری می رسانند. به طورکلي دو رويکرد در زمينه ارتباط بين  دو متغير سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی وجود دارد: رويکرد اول، استقلال مفهومي دو متغير را مطرح مي کند که معمولا سرمايه اجتماعي به عنوان متغير مستقل و سلامت اجتماعي به عنوان متغير وابسته فرض شده است. و ديگري رويکرد تلفيق مفهومي که قائل به فضاي مفهومي مشترکي براي اين دو است.

    عوامل مهمی مانند سطح سواد والدین ، میزان ورزش ، دیدار اقوام ، رفتار والدین در منزل ، میزان مدیریت والدین در منزل ، میزان احترام به یکدیگر ، میزان رعایت حقوق دیگران در منزل ، اعتقاد به مسایل دینی و مذهبی ، میزان صمیمیت بین اعضای خانواده،  و امید به آینده شغلی با سلامت روانی هر فرد ، وضعیت شغلی والدین ،مدت زمان سپری شده با دوستان و ساعات تماشای تلویزیون با سلامت روانی هر فرد رابطه مستقیم دارد.

سالمتی یک مسئله چند بعدی است، حتی امروزه عالوه بر بعد جسمی ، روانی و اجتماعی ، جنبه معنوی را هم در نظر می گیرند و باید توجه داشت که ابعاد مختلف سالمتی و یا بیماری بر یکدیگر اثر کرده و تحت تاثیر یکدیگر قرار دارند . چنانچه مشکالت جسمی بر روان فرد، مشکالت روانی بر جسم او و نیز هر دوی آنها بر جامعه و اختالالت موجود در جامعه ، بر هر دو بعد دیگر سالمتی اثر می گذارند. لذا اقدامات انجام شده برای ارتقای سالمتی باید به تمام جوانب سالمتی فردی ) جسمی و روانی و معنوی ( و سالمت کلی جامعه توجه داشته باشد . در اینجا برای ساده کردن مطلب ، ابعاد مختلف سالمتی را جداگانه شرح می دهیم گرچه عمالً قابل تفکیک از یکدیگر نیستند . بعد جسمی معمول ترین بعد سالمتی ، سالمت جسمی است که نسبت به ابعاد دیگر سالمتی ساده تر می توان آن را ارزیابی کرد . سالمت جسمی در حقیقت ناشی از عملکرد درست اعضاء بدن است . از نظر بیولوژیکی عمل مناسب سلول ها و اعضاء بدن و هماهنگی آنها با هم نشانه سالمت جسمی است . به عنوان نمونه بعضی از نشانه های سالمت جسمی عبارتست از : ظاهر خوب و طبیعی ، وزن مناسب ، اشتهای کافی ، خواب راحت و منظم ، اجابت مزاج منظم ، اندام مناسب ، حرکات بدنی هماهنگ ، طبیعی بودن نبض و فشار خون و افزایش مناسب وزن در سنین رشد و وزن نسبتا ثابت در سنین باالتر بعد روانی : بدیهی است سنجش سالمت روانی نسبت به سالمت جسمی مشکل تر خواهد بود در اینجا تنها نداشتن بیماری روانی مد نظر نیست بلکه قدرت تطابق با شرایط محیطی ، داشتن عکس العمل مناسب در برابر مشکالت و حوادث زندگی جنبه مهمی از سالمت روانی را تشکیل می دهد ، نکته دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کرد اینکه بسیاری از بیماری های روانی نظیر اضطراب ، افسردگی و غیره بر روی سالمت جسمی تاثیر گذار است و ارتباط متقابلی بین بیماری های روانی و جسمی وجود دارد . بعضی از نشانه های سالمت روانی عبارتست از :

سازگاری فرد با خودش و دیگران ، قضاوت صحیح در برخورد با مسائل ، داشتن روحیه انتقاد پذیری و داشتن عملکرد مناسب در برخورد با مشکالت . بعد معنوی : یکی از زمینه های عمده بیماری ها و مشکالت روانی و عوارض جسمی و اجتماعی آن احساس پوچی ، بیهودگی و تزلزل روحی است که ناشی از فقدان بعد معنوی در افراد است . ایمان ، هدفدار بودن زندگی ، پایبندی اخالقی ، تعاون ، داشتن حسن ظن و توجه بیشتر به مسائل معنوی زندگی باعث کاهش اضطراب ، تزلزل روحی و عوارض ناشی از آن می شود. بعد اجتماعی: بعد اجتماعی سالمتی از دو جنبه قابل بررسی است یکی ارتباط سالم فرد با جامعه ، خانواده ، مدرسه و محیط شغلی و دیگری سالمتی کلی جامعه که با توجه به شاخص های بهداشتی قابل محاسبه، می توان سالمت جامعه را تعیین و با هم مقایسه کرد که بعداً در مورد شاخص های سالمتی اجتماع بحث خواهیم کرد. بررسی مفاهیم نظری سالمت عمومی از دیدگاههای مختلف : در فرهنگ علوم رفتاری ، بهداشت روانی عبارتست از : 4 -علم و هنر نگهداری و به حداکثر رساندن سالمت روانی و پیشگیری از بیماریهای روانی . 0 -فراهم آوردن اوضاع و احوال محیطی ، نظرات هیجانی و عادتهای تفکر که از ناسازگاری شخصیتی جلوگیری می کند.

 


:: بازدید از این مطلب : 426
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 3 فروردين 1398

 تمام اقوام حسن روحانی که در دولت پست گرفتند 

 

گزارش: تمام اقوام حسن روحانی که در دولت پست گرفتند + جدول

به گزارش خبرنگار  سیاسی خبرگزاری تسنیم روز گذشته خبری در رسانه‌ها منتشر شد که نشان می‌داد "داماد رئیس‌جمهور" به‌عنوان معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت منصوب شده است. کامبیز مهدی‌زاده همان شخصی است که بر اساس حکم رضا رحمانی بر صندلی یکی از معاونین وزیر در وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت نشست.

به گزارش خبرنگار  سیاسی خبرگزاری تسنیم روز گذشته خبری در رسانه‌ها منتشر شد که نشان می‌داد "داماد رئیس‌جمهور" به‌عنوان معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت منصوب شده است. کامبیز مهدی‌زاده همان شخصی است که بر اساس حکم رضا رحمانی بر صندلی یکی از معاونین وزیر در وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت نشست.

وی متولد 1364 در اهر و دانشجوی دکترای زمین‌شناسی با گرایش نفت در دانشگاه آزاد اسلامی تهران شمال است. مهدی‌زاده همچنین عضو ستاد سیاست‌گذاری و مشاور شورای مرکزی دبیرخانه توسعه علوم و فناوری کشورهای اسلامی، مشاور فرماندار کرج، دبیر ستاد توسعه فناوری‌های حوزه انرژی معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری، برنامه‌ریز مالی پژوهشگاه صنعت نفت، مشاور مدیرعامل شرکت توسعه نفت، مشاور فدراسیون کاراته و عضو هیئت رئیسه ورزش‌های رزمی IMARO و مشاور سازمان ملی جوانان است.

سمت گرفتن داماد رئیس‌جمهور در دولت بار دیگر حواشی انتصابات فامیلی حسن روحانی در دولت‌های یازدهم و دوازدهم را تازه کرد چراکه یکی از شعارهای حسن روحانی در انتخابات 92 شایسته‌سالاری بود اما پس از چندی خبرهای ناخوشایندی از انتصابات اقوام و نزدیکان رئیس‌جمهور در دولت به گوش رسید.

در ادامه این گزارش به این انتصابات "فامیلی" در 2 دولت حسن روحانی به‌صورت گذرا نگاه خواهیم داشت:

  اسم  نسبت با رئیس‌جمهور سمت
1 حسین فریدون برادر رئیس‌جمهور دستیار سابق رئیس‌جمهور و همیشه جزو همراهان روحانی محسوب می‌‌شد
2 عبدالحسین فریدون پسرعموی حسن روحانی

مدیرکل سابق وزارتی وزارت علوم و آموزش‌عالی و سرپرست مرکز جذب اعضای هیئت علمی این وزارتخانه

3  اسماعیل سماوی خواهرزاده حسن روحانی

سرپرست سابق گروه مشاوران جوان، رئیس مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست‌جمهوری و مشاور رئیس دفتر رئیس‌جمهور

4 غلامعلی خوشرو پدر داماد حسین فریدون (برادر حسن روحانی) نماینده ایران در سازمان ملل
5 اسماعیل نجار  پسرعموی شوهرخواهر روحانی  معاون وزیر کشور و رئیس ستاد بحران کشور
6 کامبیز مهدی‌زاده داماد رئیس‌جمهور معاون فعلی وزیر صنعت، معدن و تجارت و رئیس سازمان زمین‌شناسی

البته پیشتر از علی‌اصغر پیوندی و طاهره قیومی به‌عنوان بستگان رئیس‌جمهور یاد می‌شد که در دولت یازدهم و دوازدهم مسئولیت گرفته‌اند اما پس از مدتی خود این افراد وابستگی فامیلی‌شان با رئیس جمهور را تکذیب کردند.

گفته می‌شود غلامعلی خوشرو سفیر و نماینده ایران در سازمان ملل پدر داماد برادر رئیس‌جمهور نیز مشمول قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان شده اما سایت رسمی دفتر ایران در سازمان ملل او را همچنان به‌عنوان سفیر ایران در سازمان ملل معرفی می‌کند.

علی‌اصغر پیوندی گزینه نهایی ریاست هلال احمر و رئیس پیشین دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نیز فرد دیگری است که از وی به‌عنوان پسرعمه روحانی نام برده می‌شد. وی نیز اخیراً اعلام کرد که با رئیس‌جمهور هیچ نسبت خانوادگی نسبی یا سببی ندارد ولی «به او ارادت کامل داشته و دارد».

طاهره قیومی مسئول سابق روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری نیز فرد دیگری است که نسبت خود با حسن روحانی را تکذیب کرد. گفته می‌شد او با حسین فریدون برادر رئیس جمهور نسبت فامیلی دارد.

البته اسامی برخی افراد دیگر به‌عنوان اقوام و بستگان حسن روحانی مطرح می‌شوند که در دولت یازدهم یا دوازدهم سمت‌ داشتند اما این نسبت‌های فامیلی نه تکذیب و نه تأیید شدند.

گفته می‌شود حسینعلی عربی از اقوام همسر روحانی است که مدتی دبیری هیئت مرکزی گزینش کارکنان وزارت علوم را به‌عهده داشته است. همچنین اسدالله وطنی را شوهرخواهر رئیس‌جمهور معرفی می‌کنند که سمت دبیری شورای عالی گزینش ریاست جمهوری را به‌عهده دارد.

حسین بهشتی فرد دیگری است که از وی به‌عنوان پدر داماد روحانی یاد می‌شود و می‌گویند از واردکنندگان اصلی میوه در کشور است.


:: بازدید از این مطلب : 489
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 2 فروردين 1398

سید حسن نصرالله : هرگونه تهدیدهای اسرائیل سخنانی پوچ است. طرفی که می‌ترسد بسیار فریاد می‌کند و سعی دارد تا هول و وحشت را ایجاد کند اما به محض اینکه کسی به آن نزدیک می‌شود فرو می‌پاشد که این همان وضعیت اسرائیل است.


:: بازدید از این مطلب : 498
|
امتیاز مطلب : 32
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 12 بهمن 1397

رهبر معظم انقلاب 14 خرداد 1395 در سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) تصریح کردند: «بعد از رحلت امام، هر جا انقلابی عمل کردیم پیش رفتیم؛ هر جا از انقلابی‌گری و حرکت جهادی غفلت کردیم عقب ماندیم. این یک واقعیت است...مخاطب این سخن نسل امروز و نسل فردا و نسل فرداهای بعد است. همه مخاطب این سخن‌اند؛ می‌توان این راه را با شیوه‌ انقلابی حرکت کرد؛ آن‌وقت پیشرفت قطعی است.»
شیوه انقلابی چیست که با عمل به آن می‌توان از بن‌بست‌ها خارج شد و موفقیت کسب کرد؟! بی‌شک اتکا به توانمندی‌های داخلی و در یک کلام «اقتصاد مقاومتی» مهم‌ترین نسخه است، نسخه انقلاب نسخه اقتصاد درون‌زا است، اقتصادی که اخم و لبخند دشمنان در بالا و پائین شدن آن اثری نداشته باشد نه نسخه‌های رنگارنگ لیبرال دمکراسی غربی که تکنوکرات‌ها گاه و بیگاه از آن سخن می‌گویند و در باغ سبز به ملت نشان می‌دهند.


:: بازدید از این مطلب : 655
|
امتیاز مطلب : 24
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 3 بهمن 1397

بیایید نگاهی هم به خودمان کنیم، جا دارد در این دنیای هزارچهره، جایگاه خود را به خودمان نشان دهیم. مردم با توجه به رفتارمان جایگاه ما را مشخص می کنند، آنها با توجه به رفتارمان به ما نمره می دهند. اولین سئوال از خودمان این است، به عنوان یک فرد دینی در رفتارمان دین را سپهر قرار می دهیم یا اینکه خود را سپهر دین قرار می دهیم، با مشخص شدن جایگاه، شاخص  بهتر مشخص می شود، آیا شاخص  روش دینداری به روش امویان را نشان می دهد یا مسیر علویان را.در رسیدن به جواب خواهشمند است از واژه مصلحت استفاده نکنید تا نتیجه ای صحیح بدست بیاید. 


:: بازدید از این مطلب : 670
|
امتیاز مطلب : 23
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 27 دی 1397

آقای روحانی رئیس جمهور محترم در بیست و پنجم دیماه نود و هفت در استان گلستان در جلسه شورای اداری این استان بار دیگر از مشکلاتی سخن گفت که به نظر می‌رسد به خود دولت و تصمیماتی که گرفته است باز می‌گردد. 
شرایط اقتصادی کشور به خاطر برخی تصمیمات و البته سوء استفاده سوداگران بسامان نیست، این نابسامانی‌ها مطلوب دشمنان است و البته برای مردم نیز دردسرساز و مشکل ساز، هدف هم همین است که در میان مردم ایجاد نارضایتی شود، پس از انباشت نارضایتی‌ها به خاطر برخی ناکارآمدی‌ها به اعتراض کشیده خواهد شد، برای جلوگیری از رسیدن نارضایتی به اعتراض وظیفه مسئولین است که تصمیمات اشتباه پیشین خود را اصلاح کنند و امور جاری کشور را سامان دهند. 
آقای روحانی در سخنان خود در جلسه شورای اداری استان گلستان از مخالفت خود با ارز ۴۲۰۰ تومانی خبر داد، تصمیمی که باعث تشدید مشکلات اقتصادی شد و تبعات آن همچنان وجود دارد. 
به گفته آقای رئیس جمهور، این اقدام تصمیم درستی بود، اما درست اجرا نشد، این که چرا درست اجرا شد به عملکرد دولت بستگی دارد، اختصاص ارز ۴۲۰۰ تومانی به برخی افراد که یا تولید کننده هستند یا وارد کننده و در این مسیر تخلفات گسترده ای هم مرتکب شده اند، نشان ناآشنا بودن از آن افراد و شرکت‌هایی دارد که دلار ۴۲۰۰ تومانی گرفته اند و با اقدامات خارج از تعهدات خود، به مردم، کشور و انقلاب زیان وارد کرده اند. 
به گفته آقای روحانی چنین عملکردهایی در شرایط جنگ اقتصادی که آمریکا علیه ایران شکل داده، خیانت است. تکلیف فرد خائن بر اساس قانون روشن است. شرایط در کشور به خاطر هجمه‌های اقتصادی و سیاسی علیه ایران عادی نیست و در چنین شرایطی خیانت برخی از آنهایی که آقای روحانی به آن اشاره کرده، تأثیر بیشتری بر اقتصاد کشور می‌گذارد. 
رئیس جمهور به چند نمونه اشاره کرده است، از آن جمله عده ای ۱۰۰ میلیون دلار پول گرفتند، ۵۰ میلیون دلار جنس وارد کردند و بقیه دلارها را وارد بازار کردند. 
به چنین افرادی که با اعمال سوداگرانه خود در اندیشه سود نامشروع هستند، چرا باید اعتماد و اطمینان کرد و ۱۰۰ میلیون دلار یا بیشتر در اختیارش گذاشت تا اینگونه خیانت کند؟ 
آیا دولت دستگاه‌های نظارتی زیر مجموعه ندارد تا بر روند این چرخه اقتصادی با دقت نظارت داشته باشد تا اینگونه اتفاقات در اقتصاد کشور آن هم با وجود جنگ اقتصادی علیه ایران، نیفتد؟! 
چرا آقای رئیس جمهور نمی‌تواند از خیانت‌هایی که می‌شود سخن بگوید؟ مانع کجاست؟ مردم و نظام اسلامی نمی‌توانند بپذیرند که چنین افراد خائنی به آسانی تسهیلات دریافت کنند آنگاه به وطن و مردم خود خیانت کنند. چه زمانی مناسب است تا بتوان درباره چنین خیانت‌هایی سخن گفت و آن‌ها را رسوا کرد؟ چه ترسی از افشاگری وجود دارد؟ 
آیا دولت و شخص آقای رئیس جمهور درباره چنین افرادی که اقدامات خائنانه در زمینه اقتصادی کشور مرتکب شده اند به قوه قضاییه گزارش داده و آنها را معرفی کرده است؟ 
آقای روحانی در سخنان خود کُدهایی داده است، اما آیا اکنون برای اقدام علیه این خائنان و سوداگران اقتصادی دیر نشده است؟ 
تا دیر نشده آن‌ها را افشا کنید تا مردم هم در جریان قرار بگیرند، شفاف سازی در این زمینه می‌تواند از فرار چنین خائنینی جلوگیری کند. اگر چنین افرادی را نمی‌توان شاید به خاطر برخی وابستگی‌ها به دست قانون سپرد، مردم می‌توانند آنها را مجازات کنند. 
غفلت از مجازات چنین افرادی که باید به آنها لقب «ناکثین» داد، تخلف بزرگی است که باعث ضایع شدن حق مردم ایران اسلامی می‌شود. 
قوه قضاییه برای برخورد با هر متخلفی با هر نام و نشانی که هست، قاطع ورود کرده، کافی است آنها به دستگاه قضایی معرفی شوند تا در شرایط جنگ اقتصادی با این خائنین برخورد قاطع شود. 
بارها گفته ایم و باز هم می‌گوییم که شرایط جنگی، قوانین خاص خود را دارد و باید بر اساس چنین شرایطی با مفاسد، متخلفین و خائنین برخورد شود. تنها راه این است. 
البته راه اول این است که به هر فرد و مجموعه ای اعتماد نشود و پول بیت المال در اختیار چنین افراد خائنی قرار نگیرد، دقت و نظارت بیشتر لازم است تا از بروز چنین خیانت‌هایی جلوگیری کند، اگر نظارت و بازرسی باز هم ضعیف باشد باید در انتظار خیانت‌های بیشتری از سوی خائنین به مردم، انقلاب و کشور باشیم.

                                                                *                   *                             *

حدود چند ماه پیش ، طرح یک فوریت الحاق دو تبصره به ماده ۱۱۹ قانون آیین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی در صحن علنی به رای گذاشته شد. در حالی این طرح روز ۱۴ شهریور ماه به رای گذاشته شد که پیش از آن به یکی از سوژه‌های مورد توجه مردم و رسانه‌ها تبدیل شده و مطالبه‌ای عمومی در این باره شکل گرفته بود. حدود ۲۱۰ تن از نمایندگان در موضع‌گیری‌های خود اعلام کرده بودند که موافق آن هستند... اما، نتیجه ماجرا، تاسف‌انگیز، قابل تامل و در عین حال جالب بود.


در روز رای‌گیری یک‌سوم از نمایندگان مجلس غایب بودند. از ۱۹۴ نماینده حاضر تنها ۵۹ تن با فوریت شفافیت آرا اعلام موافق کردند. ۱۰۸ نفر مخالف، ۵ ممتنع و ۲۲ نفر هم اصلاً در رای‌گیری شرکت نکردند. این یعنی تقریباً از هر چهار نماینده‌ای که پیش از این در اظهار نظرهای عمومی گفته بودند موافق شفافیت آرا هستند، وقتی پای عمل به میان آمد تنها یک نفر از آنان به آنچه گفته بودند رای دادند. مسئله روشن و واضح است. موضع‌گیری و اظهار نظر و امضا پای طرح، شفاف است و در معرض سنجش و قضاوت قرار می‌گیرد اما رای‌گیری نه!


وقتی صحنه غبارآلود و غیرشفاف باشد می‌شود خیلی کارها کرد و حرف‌های مربوط و نامربوط را به هم آمیخت و به خورد خلایق داد. یکی از ترفندهای موثر در غبارآلود کردن فضا، دوقطبی کردن ماجراهاست. از سیاست گرفته تا فرهنگ و اقتصاد و رقابت در انتخابات و دیپلماسی و... می‌توان گفت «پناه می‌برم به خدا از بستن دهان منتقدان...» و ادعای بوسیدن دستشان را کرد و هر چند روز یک بار هم به هر بهانه‌ای از آنان شکایت کرد و به دادگاه کشاند. می‌توان ادعای شفافیت کرد و ۷ ماه قانون انتشار عمومی حقوق و مزایای مدیران را پشت گوش انداخت و خم به ابرو نیاورد.

می‌گویند می‌خواهیم با CFT شفافیت بیاوریم. بله! اما برای چه کسی؟ مردم و نهادهای نظارتی خودمان یا دشمن که در این جنگ اقتصادی همچون گرگ به کمین نشسته و منتظر اندک روزنه و نشانه‌ای برای حمله‌ور شدن است؟ کاش دولتمردان و آن ۱۴۳ نماینده مجلس آنقدر که نگران دغدغه و بهانه آمریکا و اروپا هستند، نگران عدم شفافیت برای ملت و نهادهای نظارتی هم بودند که اگر بودند یک لحاف‌دوز بیچاره و سبزی‌فروش بخت برگشته برای کمتر از ۵ میلیون تومان، مورد سوءاستفاده قرار نگرفته و اینک بدهی مالیاتی ۳۰ و ۱۲ میلیارد تومانی نداشتند.


این میزان از ساده‌انگاری سیاسی و ولنگاری مدیریتی عجیب است. ماه‌ها از افتضاح ارز ۴۲۰۰ تومانی که ۱۸ میلیارد دلار از ارز مملکت را به باد داد می‌گذرد اما یکی از آن ۱۴۳ نماینده مدعی شفافیت مالی از دولت سؤال نکردند که چطور و چگونه آن میزان از ارز به یغما رفت. یکی سؤال نکرد آن آقای معاون ارزی سابق بانک مرکزی چگونه بدون یک روز سابقه کاری مرتبط از آمریکا آمد و پشت میز که نه پشت مهم‌ترین سنگر جنگ ارزی کشور نشست. کسی هم نپرسید آن آقایی که بهمن ماه حکم انفصال از خدمتش را دیوان محاسبات صادر کرده بود، چگونه به خدمت (خدمت؟!) ادامه داد و بعد از استعفا حکم مشاور رئیس‌جمهور را گرفت. چرا شفافیت را از پاسخ به این پرسش‌ها شروع نمی‌کنید؟


معضل عدم شفافیت فقط در اقتصاد نیست و فضای سیاسی کشور نیز متاثر از این آفت است. کم نیستند مطربانی که ساز عراق می‌سازند و آهنگ بازگشت به حجاز می‌کنند. تابلوی اصولگرایی در دست دارند و هلیم اصلاحات را هم می‌زنند. طرف ۲۰ سال است سر سفره اصلاح‌طلبان زانو زده و هر روز می‌گوید ما اصولگرایان چنین و چنان! نه اصولگرایی، نه اصلاح‌طلبی و نه اعتدال و خط کشی‌ها و اسامی دیگری از این دست، واجد ارزش و اعتباری ذاتی نیستند و هرکس را باید در ترازوی اعمالش سنجید اما در فضای غبارآلود و غیرشفاف، جایی برای موشکافی نمی‌ماند و هر چه فضا غیرشفاف‌تر، اعتبار سنجش‌ها کمتر. سیاستمداری که بر اساس پیش‌بینی وزش باد، صبحانه را با اصولگرایان می‌خورد و ظهر میل اعتدال می‌کند و شب هوس اصلاحات می‌کند، فرصت‌طلبی است که بیشتر به درد کار در سازمان هواشناسی می‌خورد.

 


:: بازدید از این مطلب : 712
|
امتیاز مطلب : 41
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 23 دی 1397

ایران باید حقوق بشر را از عربستان یاد بگیرد. حقوق بشر سفارش شده سران لیبرال دمو کراکسی امریکا به دیکتاتورترین و مرتجع‌ترین رژیم‌ بشری که با اره منتقدان را زنده زنده ریز ریز می‌کنند. بوی گند این تفکر مشام هر آزاده ای را اذیت می کند، در فرانسه طرفداران همین تفکر به جان مردم افتاده اند. هر نفسی که خارج از خواسته آنها کشیده شود. خفه خواهد شد.

انگار در مرام ایدئولوژی لیبرال دموکراسی غرب عنصری به نام شرم وجود ندارد. رئیس بزرگترین کشور مدعی مهد دموکراسی مانند آمریکا وقتی در برابر دروغی که در بین سران کشورهای جهان می گوید مورد تمسخر و خنده آنها قرار می گیرد، در مقابل این تحقیر ترامپ رئیس جمهور آمریکا می خندد. 

در پی دخالتهای آمریکا در ونزوئلا رئیس پارلمان ونزوئلا(خوان گوایدو) طرفدار غرب انتخاب نیکلاس مادرو رئیس جمهور قانونی را با تقلب می داند و با این دروغ در کشور ایجاد بحران می نماید و طرفداران آمریکا با این حیله کشور را دچار آشوب و بحران قرار می دهند. این آشوب تا جایی پیش می رود که در بین هواداران خود را رئیس جمهور می خواند به محض شنیدن این خبر ترامپ حمایت هخود را از گوایدو اعلام می نماید و پس از آن رئیس جمهور فرانسه و انگلیس حمایت هود را اعلام می نمایند.

آنچه که باعث حیرت و تعجب است، بی شرمی رئسای جمهور کشورهایی است که مهد دمو کراسی  بر پایه تفکر لیبرالیسم هستند.

سئوالی دارم از کسانی که تعصبات ایدئولوژیک شدیدی  به مبانی لیبرالیسم دارند، آیا این اقایان که با فلفل خوری سران لیبرالیسم عطسه را می کنند و سعی دارند با آسمان ئ ریسمان های عیر واقع کشور را با تصویب لوایح استعماری دو دستی تحویل غرب ردهند


:: بازدید از این مطلب : 772
|
امتیاز مطلب : 54
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 23 دی 1397

:: بازدید از این مطلب : 657
|
امتیاز مطلب : 81
|
تعداد امتیازدهندگان : 17
|
مجموع امتیاز : 17
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 14 دی 1397

انقلاب واژه ای است که دارای مشخصه هایی است که فقط به خودش تعلق دارد. هر چند در تعریف خود، تغییرات اساسی و دگرگونی اجتماعی و اصلاح ساختارهای حکومتی را در بر دارد. مشخصه های این تحولات در انقلابهای مختلف با توجه به توع تغییر و فرهنگ جوامع فرق می کند.

گیدنز  یک جامعه شتاس انگلیسی و مشاور تونی بلر نخست وزیر اسبق انگلیس می‌باشد در کتاب مبانی جامعه‌شناسی خود در بیان انقلابهایی که در قرن بیستم رخ داده است نامی از انقلاب ۱۹۷۸ ایران نبرده است.


:: بازدید از این مطلب : 329
|
امتیاز مطلب : 85
|
تعداد امتیازدهندگان : 17
|
مجموع امتیاز : 17
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 13 آذر 1397

عشق موهبتی الهی است که خداوند متعال به انسان ارزانی داشته است. عشق ذاتیست صِرف و خالص که تحت اسم و رسمی و لغت و وصفی داخل نشود.عشق رنگ پذیر نیست، عشق  پاک و ذلال است و عاری از هر نوع ناخالصی است. عشق را جمعیت کمالات نیز گفته اند زبان به ذکر و دل بفکر و جان به مشاهده ٔ او مشغول دارد.و شکی نیست که محبت و عشق و علاقه پایه و اساس زندگی و بقاء موجودیت عالم است زیرا تمام حرکات و سکنات و جوش و خروش جهانیان بر اساس محبت و علاقه و عشق است و بس . جایگاه عشق قلب پاکی است که منزلگه خالق اوست. عشق تمام زیبائیها را دارد، عشق با زیبائیها معنی پیدا می کند. عاشق در دل خود این سه عنصر را دارد. در غیر اینصورت مدعی عاشقی گرفتار لذت و هوس شده است، چشمان عاشق حقیقی با چشمان عاشق کاذب در دیدن باهم فرق دارند. چشمان عاشق جز زیبائی نمی بیند. 

اگر با من نبودش هیج میلی 

چرا ظرف مرا بشکست لیلی

وقتی لیلی ظرف مجنون را از دوستش می گیرد تا نذری بگیرد، لیلی ظرف مجنون را می شکند، این حرکت برای تمام کسانی که در صف گرفتن نذری بودند، حرکت ناشایستی به چشم می آید ولی در چشم محنون یک نوع زیبایی است.      

  سعدیا عشق نیامیزد و شهوت با هم       

   پیش تسبیح ملایک نرود دیو رجیم .

  چه نغز آمد این نکته در سندباد               

 که عشق آتش است و هوس تندباد. 

                 (سعدی )

                                         

 گر عشق حرم باشد         

 سهل است بیابانها   

عشقهایی کز پی رنگی بود               

عشق نبودعاقبت ننگی بود.

            (مولوی) 


:: بازدید از این مطلب : 1188
|
امتیاز مطلب : 113
|
تعداد امتیازدهندگان : 23
|
مجموع امتیاز : 23
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 27 آبان 1397

خدایا، با توجه به عقل، وبینش، دانش و معرفتی که در این سالهای رفته عمر کسب نموده ام، بازهم کمکم کن تا بتوانم در مسیر صالحان قدم هایم را بردارم، جون می دانم نوع زندگی ام که با توجه به شناختی که از این جهان کسب نموده ام بسیار ناقص است، با رحمان و رحیمت مرا کمک کن تا هر روز به آن راهی که تو می پسندی و برای خودم و دیگران سود دارد، نزدیکتر شوم. و با آن ستار و عیوبت عیب های مرا برایم روشن نما تا بتوانم با یاری و کمک تو در اصلاح انها بکوشم. خدایا، هرکس با توجه با نوع دانش و بینش و شناخت خود دنیا را می بیند، مسلما دنیایی که من می بینم با دنیای آنها فرق دارد، کمکم کن تا خودخواه نباشم و انتظار نداشته باشم آنها دنیا را آنطور که من می بینم آنها نیز ببینند. به من کمک کن تا من بتوانم در دنیای انها قدم بردارم و رضایت انها را جلب نمایم، زیرا رضایت انها رضایت تورا نصیب من خواهد نمود.


:: بازدید از این مطلب : 1184
|
امتیاز مطلب : 106
|
تعداد امتیازدهندگان : 22
|
مجموع امتیاز : 22
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 11 آبان 1397

در پی نامه سرگشاده آیت الله یزدی به آیت الله شبیری زنجانی بعضی فعالان سیاسی اظهار نظراتی را رسانه ای نمودند، در بیشتر این اظهار نظرها، نه از سر دلسوزی بلکه  بیشتر بوی جناحی و حزبی به مشام می آید. از جمله کسانی که این روزها میل خودنمایی اش بیشتر شده است حناب اقای علی مطهری است که لازم است  در این مورد نکاتی را بعرض این جناب برسانم.

1 – مکاتبه بین این دو بزرگوار، بین دو دوعالم دینی بوده است. آیت الله شبیری یک مرجع دینی است، نه فرد حزبی یا سیاسی که کوچولویی مانند آقای علی مطهری بخواهد از مظلومیت آن عزیز دفاع کند.

2 – طرفداری از آیت الله شبیری نه از راه خیرخواهی کسانی مانند اقای علی مطهری است. بلکه طرفداری از کسانی است که ناخوانده در مهمانی که آیت الله شبیری تشریف داشته است حضور پیداکرده اند، کسانی که اشوبهای خیابانی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی راه انداحتند.

3- آیت الله شبیری زنجانی خود یک عالم دینی است، لازم بداند جواب نامه را خواهد داد،

4 – کلام آخر اینکه، جناب آقای علی مطهری، جنابعالی چندین  باردر روزنامه های اصلاح طلب اظهاراتی را بیان داشته اید، در بیشتر آنها طرفداری خود را از عاملین آشوب های خیابانی سال 88 و سران آنها اعلام نموده اید، آنطور که معلوم است بلبل شما زمانی می خواند که به عاملان آشوب های حیابانی نظر بد داشته باشد، همان کسانی که بچه های بی بصیرت را به حیابانها ریحتند و شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران سر می دادند. ای کاش علی اقا برای یکبار هم که شده نوار پدر شهیدت را گوش می دادی که فریاد می زد، شمر زمان ما اسرائیل است، تا پسر ناخلفی نمی شدی. نصیحت اینجانب به شما این است، علی آقا، اگر دوست داری داد بزنی، بزن عیبی ندارد، منتهی در حریم وظایف شرعی و قانونی که مردم به شما محول نموده اند. ای کاش عربده های تورا بر سر مدیران حقوق نجومی می شنیدیم، ای کاش سر کسی داد می زدی که می گفت: حقوق بگیران نجومی ذخائر انقلابند. ای کاش عربده هایت را زمانی می شنیدیم که با نام طرفداران محیط زیست برای رژیم صهیونیستی اطلاعات جمع آوری می کردند، ای کاش فریادت را سر کسانی می زدی، که با دروغ های خود توانستند رای جمع کنند و هزاران مورد دیگر که خودت بیشتر و بهتر می دانی. ما دوست داشتیم تو مانند پدر شهیدت بودی، که صدایت را برای اسلام و مردم مسلمان که دارند با معیشت خود دست و پنجه نرم می کنند، می شنیدیم.

بازهم علی آقا!!

دعوت آقای مطهری روز سه‌شنبه 18 دی بنا به درخواست وکیل آقای مطهری، نشستی با اینجانب  و اسماعیل بخشی، درخصوص موضوع اقرارهای موکلم، فشار روحی و اذیت  و آزار بدنی در ایام بازداشت، انجام شد.
وی اضافه کرد: دعوت نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی از موکلم واکنش به دردنامه انتشار یافته در روزهای اخیر از جانب آقای بخشی بود.
اکنون سؤال این است که چرا مطهری حاضر است به دروغ‌پراکنی علیه وزارت اطلاعات - آن هم در حالی که رسما در لیست تحریم‌های اروپا قرار گرفته - بها بدهد اما حاضر نیست سراغ کارگران هفت‌تپه یا برخی کارخانه‌های مشابه برود، و حقوق و مطالبات همین کارگران را از وزرا و مدیران دولتی پیگیری نماید؟ چرا هرگز امثال مطهری درباره واگذاری‌های بی‌ضابطه از دولت سؤال نمی‌کنند؟ چرا این طیف هرگز یک مدیر ارشد دولتی را به خاطر سوءمدیریت اقتصادی زنجیره‌ای که موجب نابودی اندوخته‌ ارزی، و ایجاد رانت و تزریق تورم به معیشت طبقات پایین شد، به شکل جدی مؤاخذه نمی‌کنند اما وقتی چالش و التهاب ایجاد شد، کنار جریان رسانه‌های دروغ‌پراکن ضدانقلاب قرار می‌گیرند؟! 

 


:: بازدید از این مطلب : 2146
|
امتیاز مطلب : 177
|
تعداد امتیازدهندگان : 37
|
مجموع امتیاز : 37
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 2 شهريور 1397

۱- رهبر معظم انقلاب بارها بر ضرورت تربیت مدیر تأکید فرموده‌اند. ایشان لازمه مدیریت و موفقیت در هر کاری را سه عنصر اصلی علم، عقل و عزم برشمردند، که تلفیق آنها موجبات موفقیت هرچه بیشتر در کار را فراهم می‌سازد. این فرموده رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی بیانگر این واقعیت است که در نظام اجرایی کشور نیز رعایت این سه عنصر منجر به پیشرفت و موفقیت در نظام مدیریتی کشور می‌گردد. در عرصه داخلی در بخش‌هایی که کشور از پیشرفت‌های شگرف برخوردار بوده است حضور این سه عنصر در قالب مدیریتی منسجم و جهادی موجبات افتخار و اقتدار نظام اسلامی را فراهم نموده است.
۲- در حال حاضر یکی از اصلی‌ترین مشکلات کشور که ریشه بسیاری از نابسامانی‌ها است موضوع سوء مدیریت در برخی از دستگاههای اجرایی کشور است. اگر تمامی امکانات داخلی برای حل مشکلات اقتصادی کشور فراهم گردد، ولی مدیریتی توانمند، قوی و منسجم اعمال نگردد، بدون شک توانمندیها و امکانات کشور در خدمت مردم و پیشرفت کشور قرار نخواهد گرفت. کما اینکه بارها اعلام شده است که از حیث بودجه و ارز، کشور با هیچ مشکلی مواجه نیست (و حتی شاخص‌های درآمدی کشور از سال گذشته نیز به مراتب بالاتر رفته است) ولی علی‌رغم آن مردم با مشکلات شدید اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ علت این نابسامانی‌ها جز ناتوانی و سوءمدیریت در دستگاه‌های اجرایی کشور نیست.
۳- وقتی به علت سوء مدیریت و فقدان نظارت در بحبوحه جنگ اقتصادی با پرداخت هزارها میلیارد تومان از سرمایه ملی کشور به عنوان تاوان سوء مدیریت صاحبان برخی مؤسسات مالی و اعتباری، شیپور بی‌نظمی جنگ اقتصادی در کشور نواخته می‌شود و جز یکی الی دو مورد حتی اثری از نام و محاکمه آنان نیز شنیده نمی‌شود و به بوته فراموشی سپرده می‌شوند! وقتی فریاد اختلاسهای زنجیره‌ای چندین هزار میلیاردی سر بر آسمان می‌کشد و با افزایش قطر پرونده‌ها به چندین هزار برگ، دادرسی در میان انبوه صفحات پرونده‌ها محبوس و با گذشت سالها حکمی صادر نمی‌شود و سرانجام احکام زمانی صادر می‌شود که اثرات سوء فساد، فضای فکری جامعه را تخریب و موجبات بدبینی مردم را فراهم نموده است! وقتی در میدان جنگ تمام عیار اقتصادی ۱۸ میلیارد دلار از ذخایر ارزی کشور (معادل نیمی از بودجه عمومی کل کشور) که در شرایط کنونی به مثابه مهمات جنگی در مقابله با مشکلات اقتصادی کشور است به علت سوء مدیریت از سرمایه ملی کشور حذف و در میدان بی‌کفایتی مدیریتی رها می‌شود و حتی علی‌رغم دستور کتبی رئیس‌جمهور محترم مبنی بر اعلام اسامی برای پیگیری، همه اسامی اعلام نمی‌شود و حفظ آبروی عده‌ای سودجو، فرصت‌طلب و رانت خوار بر آبروی نظام مظلوم اسلامی ترجیح داده می‌شود! وقتی ۵۷ تن طلا از ذخایر ملی کشور در قالب فروش فله‌ای سکه چوب حراج می‌خورد! (و همه اینها ظرف چند ماه اتفاق می‌افتد! ) وقتی به علت سوء مدیریت هزارها خودرو، تقلبی ثبت سفارش می‌شود و صدها خودرو با کارت بازرگانی یک زن روستایی! وارد گمرک کشور می‌شود و صدایی از مقابله و محاکمه مفسدین از بدنه نظام اجرایی کشور شنیده نمی‌شود! و....سوءمدیریت حداقل واژه‌ای است که می‌توان بر آنها نهاد! این همه ظلم بر سیمای انقلابی وحماسی نظام اسلامی در داخل کشور، در حالی است که نام بلند ایران اسلامی در قله عزت و اقتدار معادلات سیاسی منطقه‌ای و جهانی می‌درخشد و آمریکا و اذناب منطقه‌ای او را به وحشت انداخته است. 
همین جا باید به این واقعیت اشاره و تأکید کرد که اولاً؛ تعداد مدیران فاسد در مقایسه با انبوه مدیران مؤمن و متعهد، بسیار اندک و کم شمار است و ثانیاً، کشورمان از نیروهای کارآمد و توانمند فراوانی برخوردار است که جایگزینی مدیران ناکارآمد و ضعیف را به آسانی ممکن می‌سازد.
مدیری که خون غیرت و شرف و مردانگی شهیدان انقلاب در رگهای او جاری است هرگز اجازه نخواهد داد که غبار سوء مدیریت که ریشه تمام نابسامانی‌هاست بر قامت رشید نظام اسلامی که خار چشم آمریکای جنایتکار است بنشیند. مدیر پرورش یافته مکتب امام خمینی(ره) سینه خود را در برابر گلوله‌های دشمن ستبر می‌کند تا به نظام اسلامی آسیبی نرسد. مدیر انقلابی منافع خود را در عزت و اقتدار نظام اسلامی جست‌وجو می‌کند و مدیر زبون و دنیا پرست به منافع پست و زودگذر دنیا راضی می‌شود.
۴- مدیری که به علت ناتوانی و بی‌کفایتی فضای پاک مدیریتی او که نمادی از نظام اسلامی است به فساد آلوده گردد، ادامه مسئولیت چنین مدیری ظلم به نظام اسلامی و مردمی است که به چنین مدیری اعتماد کرده‌اند. مدیری که در تظاهر به پاکدستی؛ فساد را می‌پوشاند و دم نمی‌زند، مجرم اصلی فساد در آن دستگاه است که می‌بایست مورد محاکمه واقع شود. مدیری که با درایت و تیزبینی و ‌اشراف مدیریتی فساد را شناسایی و به دستگاه قضایی معرفی می‌کند می‌بایست مورد تقدیر و تشویق قرار گیرد. برای خشکاندن ریشه‌های فساد باید نظارت را از درون دستگاههای اجرایی آغاز کرد. بر این اساس مدیر هر دستگاه اجرایی اولین مسئول مبارزه بافساد در آن دستگاه است که در صورت بروز فساد به علت عدم‌اشراف مدیریتی و نظارتی در آن دستگاه به عنوان اولین متهم به دستگاه قضایی معرفی می‌گردد. با گسترش چنین رویه‌ای ریشه فساد از چهره پاک نظام اسلامی زدوده خواهد شد و مدیرانی پاک دست، توانمند، مؤمن و انقلابی در رأس دستگاههای اجرایی قرار خواهند گرفت. در حالی که ریشه عمده فسادها در گمرکات کشور، بانک مرکزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت است آیا تاکنون اقدام اساسی و انقلابی به منظور برهم زدن شبکه‌های فساد و سوء مدیریت و تجدید ساختاری سالم و دربرگیرنده نیروهایی امین و توانمند در این دستگاهها صورت گرفته است!؟ همان‌گونه که رهبرمعظم انقلاب فرمودند با دستمال کثیف نمی‌شود گرد فساد را از شیشه پاک کرد مگر اینکه مردانی پاک دست و انقلابی در میدان مدیریت حضور داشته باشند تا با سرپنجه پاک و توانمند خود غبار مظلومیت را از چهره پاک انقلاب بزدایند.
۵- هرگز نباید اجازه داد به علت بی‌کفایتی مدیریتی، چهره پاک و انقلابی نظام اسلامی توسط مشتی سودجو و فرصت‌طلب و رانت خوار که نقش ستون پنجم دشمن را ایفا می‌کنند به فساد آلوده گردد. باید شجاعانه ریشه فساد را از درون خشکانید و فرصت نداد که بر سیمای پاک جمهوری اسلامی این یادگار امام و شهیدان ذره‌ای از فساد بنشیند. همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند برای مقابله قاطعانه با اژدهای هفت سر فساد می‌بایست تمامی دستگاههای نظارتی کشور مشتمل بر وزارت اطلاعات، سازمان بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات و نیز سازمان تعزیرات حکومتی، سازمان حمایت از مصرف‌کننده و تولید‌کننده و سازمان بازرسی و نظارت بر قیمتها با همکاری همه ملت، و شجره طیبه بسیج، قدرتمندانه و شجاعانه در برنامه‌ای هماهنگ به جنگ تمام عیار با فساد و بر هم زنندگان نظم اقتصادی کشور برخیزند و قاطعانه و بدور از هر نوع ملاحظه کاری قدرتمندانه با عوامل فساد اقتصادی برخورد نموده و آنان را به قوه قضائیه معرفی نمایند. بر این اساس در پرتو عزمی راسخ و انقلابی دیری نخواهد پایید که اژدهای فساد در قعر گردابی که نیروهای انقلابی کنده‌اند فرو خواهد رفت و گوهر پاک انقلاب نور امید و نشاط را بر چهره ملت ایران خواهند نشاند. چنین حرکت انقلابی مستلزم آن است که دولت محترم همانگونه که رئیس‌جمهور تأکید کرد هیچ خط قرمزی برای مبارزه با فساد قایل نباشد و با میدان دادن به نیروهای توانمند و انقلابی بستر لازم را برای این حرکت انقلابی فراهم نماید. در جایی که به فرموده بنیانگذار جمهوری اسلامی حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است، مسامحه و ملاحظه و سوء مدیریت در زدودن غبار فساد از چهره انقلاب خیانت به نظام اسلامی و آرمان شهیدانی است که برای عزت اسلام از بذل جان و مال خود دریغ نکرده‌اند 


:: بازدید از این مطلب : 1146
|
امتیاز مطلب : 127
|
تعداد امتیازدهندگان : 26
|
مجموع امتیاز : 26
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 16 مرداد 1397

 1- توان آینده‌نگری و پیش‌بینی و محاسبه و برآورد، شرط ضروری برای مدیریت است. در پیشگاه عقلانیت و انصاف، مسموع نیست که کسانی، مسئولیتی را برای چند سال بپذیرند و نوبت دوم نیز برای انجام همان کار پا به میدان بگذارند، اما پس از کسب مسند و موقعیت، مسئولیت‌پذیر نباشند و تقصیر خلاف از آب درآمدن وعده‌ها و تعهدات را گردن این و آن بیندازند. هیچ روانشناسی، نام بالغ و با شخصیت، و رشد یافته و مسئولیت شناس را برای چنین افرادی نمی‌پسندد.
2- پوپولیسم افراطی و مشهورات‌زدگی رسانه‌ای درسال 92 یا حتی ابتدای سال 96 به‌گونه‌ای شدید بود که هشدار فراوان درباره نتایج ناگوار راهبرد سیاسی- اقتصادی «آرزواندیش، کم‌تحرک، و متکی به عزم و اراده خارجی»، ولو از زبان صاحب‌نظران اقتصادی ناشنیده ماند. اما اکنون یکی از سران فتنه 88 که در دامن زدن به همین فضای پوپولیستی پیش‌ساخته (وارداتی) نقش داشت، می‌گوید «با وجود تمام اقدامات دولت آقاي روحاني، وضعيت اقتصادي در جامعه ما، وخيم‌ و بحراني‌ است». آیا سال گذشته یا چند سال قبل‌تر، در ذهن عوام جامعه خطور می‌کرد روزی فرا برسد که وعده‌پردازان، به‌جای شعار بی‌نیاز کردن مردم از یارانه و ایجاد رشد و رونق اقتصادی بی‌سابقه بگویند «با وجود تمام اقدامات دولت، وضعيت اقتصادي جامعه، وخيم‌ و بحراني‌ است»؟! برای بسیاری از کارشناسان اقتصادی و سیاسی و دیپلماتیک، چشم‌انداز راهبرد خوش‌بینی مفرط و تکیه به بیگانه کاملا روشن بود اما همان حقیقت قابل پیش‌بینی که حتی تا 8 ماه قبل انکار می‌شد، امروز با ادبیاتی تحریف‌آمیز و مسئولیت‌گریزانه مورد اذعان قرار می‌گیرد.
3- همان فتنه‌گر جفاکار ورشکسته به تقصیر که شجاعت نداشت اعتراف چند باره در پستو (مبنی بر دروغ بودن تقلب در انتخابات 88) را علنا با مردم بازگو و عذرخواهی کند، اکنون نیز حداقل جوانمردی و صداقت را ندارد که بگوید آش شور نابسامانی اقتصادی امروز، دست‌پخت خود ماست. بنابراین می‌گوید « ناكارآمدي حكومت براي حل مشكلات مردم، مزيد بر علت شده است. اعتماد امروز لطمه ديده و در اين مقطع، نقش اصلاح‌طلبان، كليدي است و بايد با ايثار و فداكاري و براي حل مشكلات، از هيچ كوششي فروگذار نكنند». امثال او در حالی که مورد طعن و لعن و اعتراض مردم مغبون قرار دارند، در ادامه، نسخه انحرافی «اعلام عفو عمومي، ايجاد فضاي باز و امن و آزاد سياسي، برداشتن حصر، و آزادي تمام زندانيان سياسي» می‌پیچند؛ انگار که اینجا سومالی و سودان است و جنگ داخلی برقرار است یا مثلا آشفته بازار ارز و سکه و خودرو و مسکن، معطل است که سران به تاریخ پیوسته آشوب 88 (علیه جمهوریت و اسلامیت)، از حصر بیرون می‌آیند یا نه؟!
4- برخی از این مدعیان، غالبا ابزار دست دشمنان برای شکاف‌افکنی در داخل بوده‌اند اما همواره در شرایط فشار دشمن و با استفاده از این تهدید، قیافه میانجی و منجی به‌خود می‌گیرند. آنها در این مقاطع ادعا می‌کنند می‌خواهند مسئله میان مردم و نظام یا حاکمیت با دنیا(ی‌غرب) را حل کنند؛ حال آنکه خود - با عنایت به خیانت در امانت طی حضور چند دهه‌ای در اجزای مختلف دولت و مجلس و حاکمیت- محل اتهام و موضوع اعتراض هستند و نه بخشی از راه‌حل مسائل. آنها ادعا می‌کنند «تا اصلاح‌طلبی و اصلاحات است، مجال و جایی برای براندازی نیست». البته اصلاح‌طلبی و اصلاحات، کلمه مثبتی است و در تئوری، حرف خوبی می‌زنند. اما به تعبیر امیرمومنان علیه‌السلام «کلمه حقی است که از آن، اراده باطل می‌کنند». این اراده باطل و مفسد را در طول سال‌های 76 تا 84 و سپس در فتنه نیابتی سال 1388 و همچنین نفاق این طیف از سال 92 تا به امروز دیده‌ایم.
5- امیر مومنان علیه‌السلام در خطبه 194 نهج‌البلاغه، بیان رسایی درباره مشخصات منافقین دارند که مصادیق آن، دقیقا در روزگار ما قابل شناسایی است «شما را از اهل نفاق برحذر مي‌دارم... دائما در حال رنگ عوض کردن و غوطه خوردن در آشوب‌ها هستند... وصفشان دارو است و سخنشان وعده شفا مي‌دهد و رفتارشان درد علاج‌ناپذير است... در هر راهي، افتاده‌اي را بر خاک هلاکت افکنده‌اند. و براي منحرف ساختن هر قلبي، وسيله‌اي آماده دارند، و براي هر اندوهي ‌اشک‌ها مهیا... براي هر حقي باطلي آماده دارند و براي هر واقعيت راست، عاملي براي انحراف... سخن مي‌گويند و مردم را به شبهه و ‌اشتباه می‌اندازند، توصيف مي‌کنند و باطل را با آن مي‌آرايند و يا حق را با آن تيره و زشت مي‌سازند».
6- طیف نفاق جدید، در مقاطع تصدی مسئولیت، بزرگ‌ترین رانت‌ها را برای خود فراهم کردند اما ژست شفافیت و مبارزه با رانت‌خواری گرفتند. در ادوار مختلف حضور در مسند، مردم را با ‌اشرافیگری و سیاست‌بازی و امتیازطلبی و دهن‌کجی به اولویت‌ها و بزرگ کردن فرعیات، ناامید و ناراضی کردند و سپس با وقاحت، پرچم مخالف‌خوانی و اصلاح‌طلبی بلند کردند. رویکرد ‌اشرافی کارگزاران را برای 8 سال بعدی تداوم بخشیدند، در حالی که در دوم خرداد 76 چنین وانمود می‌کردند که منتقد و معترض وضع موجود دولت هستند! به تعبیر حسین مرعشی، آقای هاشمی شش ماه قبل از انتخابات دوم خرداد، به کارگزاران خط داده بود که سراغ حمایت از خاتمی بروند، اما در افکار عمومی چنین پمپاژ می‌شد که ادامه وضع موجود، یعنی ناطق نوری!
7- پس از واگذاری دولت و در حالی که فاقد کوچک‌ترین مسئولیت رسمی بودند، از وزیر ارشاد تا رئیس‌دولت اصلاحات، به دربار منحوس آل‌سعود تردّد کردند و کمک مالی و رسانه‌ای در پوشش‌های مختلف گرفتند و آن آشوب خیانت آمیز هشت ماهه را علیه جمهوریت و اسلامیت برپا کردند. استارت تحریم‌های جدید را فرستادگان و رابطان همین طیف، ضمن نشست‌های مشترک، به دولت اوباما و وزارت خارجه هیلاری کلینتون و وزارت خزانه‌داری دادند. اگر هم برخی مستقیما درگیر دادن گرای تحریم نبودند، در جبهه و ائتلافی حاضر بودند که یقین داشتند آن جبهه با آمریکا و رژیم صهیونیستی، اقدامات مشترک علیه جمهوری اسلامی طراحی و اجرا می‌کند.
8- عناصر بی‌صداقت، به جای پاسخ در زمین اقتصاد و مدیریت، به زمین بی‌عرض و طول و پر منفذ سیاست (بازی) فرار می‌کنند؛ حال آنکه وقتی وعده‌های فریبنده و عقل زایل کن می‌دادند، نمی‌گفتند نمی‌توانیم و نشدنی است با تاکید می‌گفتند اگر مشکلات قابل حل نبود، وارد گود نمی‌شدند. می‌گفتند چنان تدابیری به کار بسته خواهد شد که 150 میلیارد دلار پول بلوکه شده ایران به همراه 200 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی به کشور بیاید و مردم از شدت رونق اقتصادی، نسبت به پول ناچیز یارانه بی‌نیاز شوند. می‌گویند آقای روحانی سکوت را بشکند و «حقایق» را بگوید. کدام حقایق؟! حقیقت این است که دولت چهار ماه -و به عبارتی 8 ماه- اخیر را که وعده داده می‌شد دوره میوه دادن تدابیر است، با تعلل و آزمون و خطا و آسان‌طلبی سپری کرد و عایدی آن، خروج 30 میلیارد دلار ارز از کشور قبل از پایان سال و پول پاشی توام با رانت 30 میلیارد دلار دیگر در سال جدید بوده است. 
همین طور است توزیع رانتی و ناعادلانه 60 تن طلا (7 میلیون سکه) به نصف یا یک سوم قیمت فعلی. پس از پنج ماه آزمون و خطا، و تیتر و عکس‌ها و طرح‌های سوپرمنی رسانه‌های همسو برای معاون اول رئیس‌جمهور که بسته ارزی پنج ماه قبل را معجزه‌ای هم شانه فتح الفتوح برجام تصویر می‌کردند، اکنون همان نسخه ابطال و نسخه قبلی مجددا رونمایی می‌شود. این چنین بود که با وجود ایراد خسارت به اقتدار و اعتبار کشور در برجام، تصور و توهم پانصد تومان یا هزار تومان شدن دلار در جشن‌های کذایی، به شوک قیمتی 10- 12 هزار تومانی ختم شد. حالا کار تعیین نرخ ارز به بازار(!؟) حوالت داده می‌شود. قرار است دست نامرئی آدام اسمیت تعیین قیمت کند؟ تکلیف تورم انتظاری و مصنوعی 40- 50 درصدی که در اثر عملیات دشمن و خوابزدگی و سوء مدیریت برخی خودی‌ها پدید آمد، چه می‌شود که خاطره سوء مدیریت کارگزارانی‌ها در سال 74 و تورم 49 درصدی را دوباره زنده کرد؟
9- حقیقت این است که پنج سال، هر هشدار صاحب نظران را که همین روزها را می‌دیدند و تذکر می‌دادند، دستمایه استهزا و طعنه و هوچی‌گری قرار دادند. حقیقت این است که بخشی از مردم و بازار را به لحاظ روانی به بیرون مرزها وابسته کردند و چوب همین جفای بزرگ را کشور خورد. حقیقت این است که افراطیون غربگرایی که پوست خربزه اتکا به غرب را زیر پای دولت و اقتصاد کشور گذاشتند، یک عذرخواهی بزرگ به مردم بدهکارند اما چون شهامت و بلوغ شخصیت کافی در خود سراغ ندارند، فرافکنی و طلبکاری پیشه کرده‌اند. حق مردم ماست که بدانند چرا نه تنها پنج سال برای نقدینگی تدبیری نشد بلکه برخی مدیران چنان مدیریت کردند که با وجود تزریق رکود عمیق به اقتصاد کشور، با سه برابر شدن نقدینگی و رسیدن به سقف 1600 هزار میلیارد تومان روبه رو هستیم؟ از گذشته مهم‌تر، آینده است. مردم حق دارند بدانند و کارشناسان و رسانه‌ها و نمایندگان مجلس باید مطالبه کنند که پس از این، برنامه دولت در قبال نقدینگی سرگردان و رکود و تورم توامان چیست؟
10- دیروز و دیشب که قرار بود آقای روحانی به تلویزیون بیاید، قیمت ارز اندکی فروکش کرد. الحمد لله. کاش ایشان هر هفته به تلویزیون بیاید تا برخی مدیران تکاپو کنندو بازار به سمت تنظیم و ثبات برود. کاش فاصله گفت‌و‌گوی تلویزیونی دوم بهمن ماه 96 تا 15 مرداد 97 دیگر تکرار نشود که مجری (رشیدپور) بپرسد «چرا دلار 4750 تومان است؟» و آقای روحانی پاسخ دهد «وسط دعوا نرخ تعیین نکنید! دلار 4750 تومان نیست؛ خیلی پایین‌تر است و پایین‌تر هم می‌آید». یا مجری بگوید «پس خیال مردم بابت نرخ ارز راحت باشد؟» و در پاسخ بشنود «بله خیال مردم راحت باشد». کاش قصه هفت ماه تنها گذاشتن مردم با تروریست‌های اقتصادی و مفسدان و رانت‌طلبان زالو صفت، هرگز تکرار نشود.
11- این روزها در حالی که وزیر خارجه آمریکا (رئیس‌قبلی سازمان سیا) ادعا می‌کند «از حق مردم ایران برای اعتراض علیه نظام حمایت می‌کنیم»، «محمد- ف» مشاور 
وزیر نیرو «در امور برنامه‌ریزی راهبردی و توسعه پایدار» هم در نشست هم اندیشی روابط عمومی‌های استان یزد می‌گوید «اعتراض حق مردم است و برای اعتراض مردم، باید ساز و کار مناسب ایجاد شود». سؤال: اگر مسئله رئیس‌سیا و وزیر خارجه آمریکا، و فلان مدیر یا مشاور اجرایی در داخل یکی شود، پس قرار است کدام مدیران و مشاوران به مشکلات و گلایه‌های اقتصادی و معیشتی مردم رسیدگی کند؟! برخی متولیان، گویا خود را مسئول ناراضی و گله مند کردن مردم و سپس، ادعای حمایت از حق اعتراض می‌دانند و نه مسئول خدمت رسانی و گره‌گشایی از مشکلات مردم که ذاتا اقتدارآفرین و امنیت زاست و موجب ثبات ضروری پیشرفت و قطع امید دشمنان می‌شود. این را در مسائل منتهی به حوادث دی ماه و ژست‌های بعدی برخی مدیران مقصر دیدیم. آقای روحانی باید ریشه این نگاه مسئولیت‌نشناسانه را در میان برخی مدیران بخشکاند. این رویکردها اگر برای پوپولیسم تبلیغاتی و انتخاباتی هم پذیرفته باشد -که نیست- مطلقا در مدیریت و تمشیت و تدبیرامور جواب نمی‌دهد. 

محمد ایمانی(کیهان)


:: بازدید از این مطلب : 2266
|
امتیاز مطلب : 123
|
تعداد امتیازدهندگان : 25
|
مجموع امتیاز : 25
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 15 مرداد 1397

پدیده تحلیل‌های خیالی

فردای آن شبی که نمایندگان ایران و 1+5 بر سر محتوای سندی که «برجام» لقب گرفت به توافق رسیدند، شبکه مطبوعاتِ همسو، با تیترهای تأمل‌برانگیزی به استقبال آن رفتند: «خلاص شدیم»، «تحریم رفت»، «صبح بدون تحریم»، «اینک بدون تحریم»، «فروپاشی تحریم». حامیان رویکرد سازش و عادی‌سازی رابطه با جهان غرب در رسانه‌های داخلی و خارجی، فضای جامعه ایرانی را به گونه‌ای آراستند که این تصور یا شاید توهم برای مردم به وجود آمد که تحریم‌های قدرت‌های بزرگ حقیقتاً «بالمرّه» لغو شده و به پایان رسیده و آنها در آینده‌ای نزدیک می‌توانند تأثیرات شگرف و نمایان برجام را در سفره معیشت خود سراغ بگیرند.

تصویر آن شهروند ساده‌دلی که با کنار هم گذاشتن اسکناس‌های 1000 تومانی و یک دلاری وقوع معجزه‌ای را در اقتصاد ایران به یُمن توافق هسته‌ای با غرب نوید می‌داد، از جلوه‌های ماندگارِ آن صحنه‌آرایی خیال‌پردازانه و مبالغه‌آمیز رسانه‌ای بود.

اما تحریم‌ها بر سر جایش ماند. اصولاً قرار هم نبود برداشته شود. تنها یک آشنایی اجمالی با الفبای روابط بین‌الملل و سیاست خارجی برای فهم منطق نیاز مُبرم آمریکا به حفظ ساختار تحریم‌ها کفایت می‌کرد. بازی تحریم‌ها تداوم یافت و از لبخند سیاستمداران غربی رونقی عاید سفره جامعه ایرانی نشد و توافقنامه‌ای که «آفتاب تابان»ش می‌خواندند، نتوانست گرمابخش روزگار خزان‌زده صنعتگر وطنی باشد. چشم‌آبی‌های اروپایی هم که گفته می‌شد تشنه کار کردن با ایرانیان هستند، رغبتی برای پذیرش مخاطرات سرمایه‌گذاری در ایران از خود نشان ندادند. آن چند نفری هم که آمدند،‌ بی‌پروا گفتند به مجرد مواجهه با هر اخم و تشر «کدخدا» کار را نیمه‌کاره رها خواهند کرد.

تا این‌که چندی پیش «کدخدا» برخلاف انتظار خوش‌خیالان در مقابل دوربین‌ها قرار گرفت و ضمن تهدید و تحقیر ایرانیان خروج رسمی دولت خود را از برجام اعلام کرد. اما درست فردای همان روزی که ترامپ از برجام خارج شد، باز هم تیترهای شبکه مطبوعاتِ همسو تأمل‌برانگیز و چه‌بسا تحیرابرنگیز بود: «خروج مزاحم از برجام»، «برجام منهای آمریکا»، «برجام پابرجا»، «پایداری برجام».

عجبا همان کسانی که تا دیروز نظام جهان را «کدخدامحور» و «بستن با کدخدا» را آسان‌تر می‌دانستند، حال از بی‌اهمیت بودن خروج آن از برجام و امکان تداوم همکاری با اروپا بدون آمریکا سخن گفتند و باز به این باورِ وهم‌آلود در سطح جامعه دامن زدند که اروپا حاضر است برای حفظ برجام حتی مستقل از آمریکا عمل کند و رویاروی آن بایستد. این قبیل تحلیل‌های خیالی حکایت از آن دارد که گویی بخشی از جامعه ایرانی حتی طبقه روشنفکر و فرهیخته به جای زندگی در جهان واقعی و سروکار داشتن با حقایق عینی، در دنیایی «اَبَرواقعی» آکنده از بازنمایی‌ها و نشانه‌ها و دال‌های مجازی که ریشه‌ای در واقعیات ندارند به سر می‌برند.

اَبَرواقعیت و چیستی آن

حقیقت این است که ما امروزه در عصر به ­‌هم­ریختگیِ مرز میان واقعیت و مجاز روزگار می­‌گذرانیم. امروز تشخیص این­که امری واقعی است یا غیرواقعی برای ذهن انسان به سهولت میسر نیست. چه‌­بسا چیزی که ذهن یک فرد به‌عنوان واقعیتی قطعی و غیرقابل خدشه پذیرفته است، اساساً در عالم خارج رخ نداده و یا لااقل نحوه وقوع آن با روایت مورد پذیرش وی مغایرت داشته باشد. به نظر می­‌رسد مهم­ترین دلیل بروز چنین وضعیتی رسانه‌­ها هستند.

در گذشته‌­های نه چندان دور، انسان بی‌­واسطه با واقعیات بیرونی روبرو می‌­شد و پدیده­‌های جهان را مستقیماً از طریق حواس خود ادراک می‌کرد. اما در دوران کنونی رسانه‌­ها در نقش حلقه­ واسط میان امر واقع و ذهن انسان عمل می‌­کنند. به عبارت دیگر انسان­‌ها از دریچه­‌ایی که رسانه­‌ها فرارویشان گشوده‌­اند به جهان پیرامون می­‌نگرند و فرصت مواجهه­ مستقیم با واقعیات را در موارد بسیاری از دست داده‌­اند. یعنی به‌خاطر گستردگی محیط پیرامونِ انسان متعاقب تحولات شگرفِ مجاری ارتباطی، افراد دیگر نمی‌­توانند شخصاً در جریان وقوع انبوهی از پدیده‌­های حادث در دنیای وسیعی قرار گیرند که شبانه­ روز در حال ارتباط و تعامل با آن هستند بلکه ناگزیرند شرح ماوقع را از زبان رسانه‌­ها بشنوند. بدین ترتیب رسانه­‌ها به مرجع روایتگری واقعیات برای انسان امروز تبدیل شدند و تصویری بازنمایی شده از امر واقع را بر صفحه­ ذهن انسان­‌ها منعکس می­‌کنند.

این شرایط سبب بروز وضعیتی می‌شود که در رویکردهای نشانه‌شناسی و پسامدرنیسم به آن اَبَرواقعیت (hyperreality) می‌گویند. اَبَرواقعیت به‌معنای ناتوانی فرد در تمیز دادن واقعیت از شبیه‌سازی واقعیت علی‌الخصوص در جوامع پیشرفته از لحاظ تکنولوژی است. اَبَرواقعیت به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن امر واقعی و امر خیالی آن‌چنان در هم می‌آمیزند که هیچ تمایز و مرز روشنی وجود ندارد که یکی در کجا به پایان می‌رسد و دیگری در کجا آغاز می‌گردد. از میان چهره‌هایی که در این زمینه مباحثی داشته‌اند می‌توان به ژان بودریار، آلبرت برگمن، نیل پستمن و آمبرتو اکو اشاره کرد.

اصولاً برخلاف مدرنیسم که گفتمان­‌ها، فرهنگ، زبان و رسانه­‌ها را بازتاب واقعیات بیرونی می‌­انگارد، از دیدگاه پسا­مدرن، زبان، گفتمان و فرهنگی که در عصر جدید در رسانه­‌ها تجلی می‌­یابند، تعریف ­کننده و سازنده واقعیات و شیوه زندگی و صورت­ بخش همه­ اشکال، روابط و کردارهای اجتماعی هستند.

بودریار در کتاب وانمایی­ها اظهار می­‌دارد که در عصر پسا­مدرن مرز میان واقعیت و وانماییِ واقعیت برداشته می­‌شود و جهان واقع همان جهان شبیه‌سازی­‌ها و وانمایی­‌هاست. به عبارت دیگر جهان پسا­مدرن را باید جهانی اَبَرواقعی دانست که در آن انسان­ها نه با خود واقعیت که با تصاویر و تعابیر واقعیت سر و کار دارند. یعنی تصویر در جای واقعیت می‌­نشیند و مهم­تر، تعیین­ کننده‌­تر و واقعی‌­تر از واقعیت محسوب می‌­شود. برای مثال تصویری که‌رسانه­‌های گروهی از شخصیت سیاست‌مداران به ما عرضه می­‌کنند، بسیار واقعی­‌تر از خود آن­ها به نظر می­‌رسد.

پس در عصر پسا­مدرن معنا و واقعیت رخت برمی­‌بندد و جای خود را به تصویر می­‌دهد که بودریار از این مسئله با عنوان «رژیم تصورات» یاد می‌­کند. به زعم وی سلطه تصورات در جهان امروز آن­قدر گسترش یافته است که امر واقع کاملاً محو شده و دیگر حقیقت، مصداق و علل عینی وجود ندارد. آن­چه ما درباره واقعیت­‌ها می­‌دانیم، همان است که در تصورات رسانه­‌ای ساخته می­‌شود. دکتر محمدرضا تاجیک در این باره می‌نویسد:

«در دنیای رسانه گاه مردم در بازیِ نگاره­‌ها و صورت‌­های خیالی گرفتار می­‌آیند که کم­ترین ارتباطی با یک واقعیت خارجی ندارند. در واقع آنان در جهانی از صورت­‌های خیالی زندگی می­‌کنند که در آن انگاره­‌ها و وانموده­‌ها جایگزین تجربۀ مستقیم و شناخت مصداق یا مدلول یک رویداد شده‌­اند... رسانه‌­ها با انگاره­‌سازی می‌­توانند خالق جهانی «وانموده» (جهانی که در آن مرز واقعیت با غیرواقعیت، حقیقت با غیرحقیقت مخدوش می‌­شود و «هست»ها «نیست» جلوه داده می­‌شوند و بالعکس) باشند.»  

ژان بودریار اَبَرواقعیت را به‌عنوان تولید مدل‌هایی از یک امر واقع بی‌آن‌که ریشه در واقعیت اصیل داشته باشد تعریف می‌کند. اَبَرواقعیت یک بازنمایی و یک نماد بدون وجود مرجع اصیل است. بودریار می‌گوید اَبَرواقعیت از صِرف درآمیختن «امر واقع» با نمادها و نشانه‌های بازنمایی‌کننده آن فراتر می‌رود.

بلکه اَبَرواقعیت شامل خلق یک نشانه یا مجموعه‌ای از دال‌ها است که چیزی را بازنمایی می‌کنند که در حقیقت اصلاً وجود خارجی ندارد. امروزه کار به جایی رسیده است که به زعم بودریار واقعیاتی که در قالب فیلم، عکس یا گزارش­‌های خبری تولید شده‌­اند، بسیار واقعی­‌تر از امر واقع به نظر می‌­آیند و مدل‌­ها و شبیه‌­سازی­ها جایگزین واقعیات عینی می‌­گردند. در این جهانِ اَبَرواقعی، رسانه‌­ها از طریق نمادها و کلمات، پدیده­‌ها و حوادث بیرونی را به شیوه خاص خود معنا نموده و معانیِ برساخته­ خود را به ذهن مخاطبان رسوخ می‌دهند تا از این رهگذر درک آنان از جهان پیرامون را بازسازی کنند.

درنتیجه، برداشت ما از واقعیت دیگر نه محصول تماس مستقیم با محیط خارج از ذهن بلکه محصول ارتباط ما با رسانه است. زندگی انسان­های امروز آن­چنان در رسانه‌­هایی مانند تلویزیون مستحیل گردیده که گاه تمیز دادن میان آن­چه که با برچسب امر واقع بر صفحه نمایش نقش می‌بندد با اصل واقعیت ناممکن می‌­شود. به­‌هم‌­ریختگی مرز واقعیت و مجاز رسانه‌ها را به مرجع تعیین مصداق برای مفاهیم ذهنی تبدیل کرده است.

در این میان، مفاهیمی مانند امنیت، ناامنی یا فروپاشی که ماهیتی سیال و برساخته دارند و بر هیچ مدلول مشخصی در عالم خارج دلالت نمی­‌کنند و رابطه‌شان با مدلول‌ها اعتباری است، بیش‌تر تحت‌تأثیر بازی رسانه‌ها قرار می‌گیرند. به عبارت دیگر از آن‌جایی که این مفاهیم ذاتاً اجتماعی بوده و نه به خودی خود بلکه در یک فضای بیناذهنی و گفتمانی مفهوم و مصداق می‌یابند، رسانه‌­ها قادرند معانی آن‌ها را تعیین کرده و دال شناورشان را به هر مدلولی که بخواهند مرتبط سازند.

در نتیجه، امروز رسانه‌ها نقشی محوری در ساختن هویت ما و معنابخشی به جهان پیرامونمان برعهده دارند. مردم عمدتاً از طریق رسانه‌ها به فکر کردن دربارة این موضوع که می‌خواهند چه کسی باشند یا چه کسی بشوند اشتیاق می‌یابند. همچنین رسانه‌ها هستند که دستورکاری برای چیزهایی که باید به آن‌ها بیاندیشیم در اختیار ما قرار می‌دهند. رسانه­‌ها به کمک ابزارهای نافذ خود می‌­توانند خلاّق معانی باشند و این معانی را خصوصاً با زبان گویای تصویر برای همه­ مخاطبان از هر ملیت، نژاد و فرهنگی قابل ­فهم نمایند. رسانه‌­ها به ایده‌­ها، تصورات و ادراکات بیناذهنی انسان‌­ها شکل می‌­دهند و لذا قادرند است هر مفهومی را که بخواهند، بسازند و به‌عنوان مفهوم استعلایی با کارکردی جهان‌شمول به سراسر دنیا صادر کنند.

اَبَرواقعیت فروپاشی یک انقلاب

مفهوم اَبَرواقعیت این روزها درباره انقلاب اسلامی و نظام سیاسیِ برآمده از آن به طرز جالبی مصداق یافته است. انقلابی که در آستانه چهل‌سالگی و در اوج فشارها و تحریم‌های بی‌سابقه دشمنانش همچنان مقتدرانه به پیش می‌راند.

این سخن صرفاً یک شعار و توهم پوچ نیست. بارزترین شاهد مدعا، بیش‌فعالیِ بیمارگونه رقبای منطقه‌ای و قدرت‌های جهانی برای از نفس انداختن و زمین‌گیر کردن آن است. سال‌هاست که انبوهی از طرح‌های حساب‌شده را برای تضعیف، انزوا و براندازی ایران انقلابی به اجرا درآورده‌‌اند اما باز هم همه‌جا صحبت از ایران است. دستش‌هایش را محکم‌تر از همیشه بسته‌اند اما باز در واشنگتن و بروکسل و تل‌آویو و ریاض خشمگینانه دندان می‌سایند و از نفوذ کلام و مرامش، برد موشک‌هایش، لشکر نیابتی‌ گوش به فرمانش، سلاح هسته‌ایِ نداشته‌اش و امپراتوری منطقه‌ایِ نساخته‌اش ناله می‌کنند. چه‌بسا مهمترین دلیل خروج ترامپ از برجام نیز همین بود که به چشم خود می‌دید برخلاف پیش‌پندارها با این توافق هم نتوانسته است حرکت پیش‌رونده جمهوری اسلامی را متوقف سازد.

پس این تقلاهای عاجزانه شاید به طور ناخواسته آشکار می‌سازد که آن بیرون واقعیتی عینی به نام ایران قدرتمند وجود دارد. اما فناوری مدرن به صاحبانش امکان می‌دهد که خیالات و رویاهای خود را بلندبلند فریاد بزنند. آن‌قدر بلند که رنگ واقعیت به خود می‌گیرد و مخاطبان و حتی خودشان باور می‌کنند که این مجاز واقعیت دارد.مدتی است که «دگرانِ» انقلاب اسلامی در داخل و خارج، اَبَرواقعیت فروپاشی را برساخته‌اند و آن را در شیپورهای رسانه‌ای‌شان فریاد می‌زنند. می‌گویند ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد یا حتی فروپاشیده اما هنوز مکتوم مانده است. می‌گویند سال 97 سال پایان جمهوری اسلامی است و انقلاب خمینی جشن سالگرد چهل‌سالگی خود را نخواهد دید. این اَبَرواقعیت را آن‌چنان واقعی می‌گویند که مردم و حتی برخی نخبگان ما را نیز به تردید می‌اندازد که نکند فروپاشیده‌ایم و خود خبر نداریم!!

این‌جاست که دال‌ها و مدلول‌های برساخته به هم ارتباط می‌یابند، کاه‌ها کوه به نظر می‌رسند و هر آتش کوچکی که در گوشه‌ای از این خاک پهناور زبانه می‌کشد، به نشانه فروپاشی و آغازِ پایان انقلاب تعبیر می‌شود. در این میان آن‌چه که رونق بازار اَبَرواقعیت را دوچندان می‌سازد، اعتیاد رسانه‌ای ایرانیِ امروز است. مردم ما به شکلی افراطی دلبسته رسانه‌های نوین شدند. هر کجا را می‌کاوی، سرها در صفحه گوشی‌هاست و چشم شهروندان بیش از آن‌که واقعیت را ببیند، به دیدن اَبَرواقعیت و مجاز عادت دارد. همین عارضه آن‌ها را تا حدودی زودباور، احساساتی و سطحی کرده است. باید با مِهر دستی بر شانه‌شان بگذاریم و وقتی سر بلند کردند و چشم از صفحه گوشی‌ها برگرفتند بگوییم: برادر! نگاه کن. واقعیت آن بیرون است. انقلاب اسلامی با همه مشکلات و فشارها همچنان مظلومانه و مقتدرانه به پیش می‌رود.

(سعیدی سردبیر عصر اندیشه )

 


:: بازدید از این مطلب : 2108
|
امتیاز مطلب : 102
|
تعداد امتیازدهندگان : 21
|
مجموع امتیاز : 21
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 22 تير 1397

همه  بازان  عجب  ماندند  در آهنگ   پروازم

کبوتر همچو من دیدی که من در جستن بازم


:: بازدید از این مطلب : 3105
|
امتیاز مطلب : 92
|
تعداد امتیازدهندگان : 19
|
مجموع امتیاز : 19
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 16 تير 1397

شکی در این نیست که اکثر نهادهای متولد شده در دل سازمان ملل متحد، به اهرم فشار کشورهای زورگو و استعمارگری همچون آمریکا و بعضی کشورهای اروپایی به علیه کشورهایی که زیر بار زورگویی آنها نمی رود تبدیل شده است. با تصویب اینگونه قوانین مانند مبارزه با تروریسم و پولشویی و حمایت های مالی از تروریست ها که به ظاهر خوب و مورد پسند است، بهانه ای برای کشورهای زورگو می باشد، تا با توسل جستن به این قوانین به کشورهای آزاده ای مانند ایران انگ بزنند و برای خود وجه ای طرفدار از حقوق بشر بگیرند و توسط همان سازمان ملل و شورای امنیت، اینگونه کشورهای مستقل را تحریم، تهدید نمایند.

در ارتباط با تصویب FATF و کنوانسیون‌های وابسته به آن، که داعی «مبارزه با تروریسم و پولشویی حمایت‌های مالی از تروریست‌ها» را دارند! ریل‌گذاری برای تسلیم‌سازی کشورهای مستقل در جنگ اقتصادی است. بهترین ادعای این موضوع رجوع به صحبت ها و نوشته های همان غربی هاست.

در این زمینه می‌توان به سخنان «خوان زاراته» معاون سابق مدیریت مبارزه با تروریسم و جرائم مالی در وزارت خزانه‌داری ‌اشاره کرد. زاراته برای تبیین بهتر جایگاه FATF در فشار بر ایران، گفته بود: «برای قرار دادن ایران در تنگنا و سخت‌تر کردن شرایط برای این کشور، به حضور کامل ایران در FATF نیاز است. برای اینکه ایران از نظام مالی منزوی شود، لازم است با توسل به FATF برای تایید قضاوت‌های بین المللی پیرامون نظام مالی ضد پولشویی و مبارزه با تروریسم مداخله کند.

دنی گلاسر و چیپ پونسی، دو دیپلمات برجسته در فضای مالی جهانی و متخصص در بحث مبارزه با پولشویی از سوی ایالات متحده یک فرایند مطمئن را در درون نظام FATF گنجاندند که رژیم ایران را تحت نظارت‌های دقیق قرار می‌دهد».
همچنین «ماتیو لویت» که مدیر برنامه مقابله با تروریسم و جاسوسی در «موسسه واشنگتن در امور خاور نزدیک» است، چندی پیش گفته بود: «نظارت‌های FATF بر فعالیت‌های بین‌المللی ایران باید افزایش یابد. یکی از روش‌های تضعیف محور مقاومت و قدرت‌افزائی جنگ‌های نیابتی، گسترش نظارت بر فعالیت‌های بانکی ایران است».

با توجه به اظهارات فوق می توان نتیجه گرفت که در صورت تصویب FATF  ایران متهم به حمایت از تروریسم محکوم می شود زیرا از حزب الله حمایت می کند. از نظر آنها حزبالله تروریسم است و ایران از تروریسم حمایت می کند و بانکهای ایران نیز تحریم خواهد شد، یا سپاه قدس رابه عنوان تروریسم تلقی می کنند زیرا از نیروهای مقاومت حمایت می کند. و هزار بهانه های دیگر برای دشمنی با ایران اسلامی، از آنجا که سازمان ملل هم در چنبره آنهاست، از طریق همین قوانین براحتی از اهرم شورای امنیت سازمان ملل نیز سوء استفاده کرده تا به اهداف اهریمنی خود برسند.

 در این باره بهتر است به صحبت های یک نویسنده و تحلیلگر آمریکایی توجه کنیم.

مصاحبه| نویسنده آمریکایی: جای ایرانیها بودم یک اینچ در برابر بازی آمریکا عقب نمی‌نشستم

«دین هندرسون»، نویسنده و تحلیلگر آمریکایی مسائل سیاسی در مصاحبه‌ای با خبرگزاری تسنیم «کارگروه ویژه اقدام مالی» (FATF) را یک ساختار «نواستعماری» توصیف کرد و از ایران خواست به آن نپیوندد. 

گروه کاری اقدام مالی (FATF) از سال 1989 و زیر نظر گروه هفت کشور صنعتی (G7) ایجاد شد. این گروه، به‌عنوان یک سیاستگذار پرنفوذ مدعی است برای «مبارزه با پولشویی» و «مبارزه با تأمین مالی تروریسم»، دستورالعمل ارائه می‌کند.

این کارگروه اخیراً در بیانیه‌ای ضمن تمدید تعلیق «اقدامات تقابلی» علیه ایران تا اکتبر 2018 به تهران ضرب‌الاجل داد اصلاحات لازم را برای آنچه «همسو شدن با هنجارهای بین‌المللی» خوانده شده به‌اجرا بگذارد. FATF تهدید کرد ایران در صورت خودداری از این اقدام با «عواقب» آن مواجه خواهد شد.

«هندرسون» که نویسنده پنج عنوان کتاب، عمدتاً با محوریت نظام بانکی و نقش آن در نظام سلطه جهانی است در این مصاحبه با تسنیم درباره FATF و اهدافش در خصوص ایران گفت: «همان‌طور که می‌‌دانید کارگروه ویژه اقدام مالی یک ابزار اقتصادی نواستعماری است که من فکر می‌کنم توسط بانکداران و نخبگان بین المللی ایجاد شده است که آنها از آن برای اعمال فشار به ایران استفاده می‌کنند تا کاری را انجام دهند که قادر به انجام آن نبوده‌اند».

وی در ادامه گفت: «من به ایران توصیه می‌کنم که عضو این کارگروه نشود چون اگر این کار را انجام دهد، مطالبات و دست‌آویزهای آنها بیشتر خواهد شد و در واقع این روش این بانکداران است و آنها همیشه بیشتر مطالبه می‌کنند. من دقیقاً نمی‌دانم که عواقب عدم عضویت چه خواهد بود».

«هندرسون» با بیان اینکه «ایران یکی از کشورهایی است که در مقابل بانک‌داران و نظام سرمایه‌داران در حال مقاومت» است تصریح کرد: «وقت آن رسیده است که ما همه موضع‌گیری کنیم و در برابرشان بایستیم و از تصمیم خود کوتاه نیاییم. من به شما می‌گویم که به حرفشان گوش نکنید، به مطالباتشان توجه نکنید و عضو این کارگروه مالی نشوید».

اخیراً روزنامه وال‌استریت‌ژورنال در گزارشی تصریح کرد دولت‌های تروئیکای اروپا (فرانسه، انگلیس و آلمان) که ادعا می‌کنند در تلاش برای حفظ برجام بعد از خروج آمریکا از آن هستند تحقق این هدف را به اجرای قوانین FATF در ایران گره زده‌اند.

«هندرسون» در پاسخ به سؤالی درباره انگیزه‌های اروپا از چنین اقداماتی گفت: «این نیز بخشی از نمایش کابوکی ایالات متحده است که در آن آمریکا خود را به‌عنوان تهدید و "پسر بد" معرفی می‌کند. [آمریکا] بازیگری است که باید تهدید کند و در بخشی دیگر این بانکداران بین المللی هستند که در حال اداره اقتصاد جهانی از زمان امپراطوری رم هستند و در شهر لندن زندگی می‌کنند جایی که همه تصمیمات مالی گرفته می‌شود».

«هندرسون» در یکی از کتابهایش به‌نام «نفت بزرگ و بانکدارانش در خلیج فارس» استدلال می‌کند «الیگارش‌های جهانی» با تلاش برای به‌دست گرفتن کنترل سه کالا یعنی نفت، سلاح و مواد مخدر و همچنین مالکیت بانک‌های مرکزی دنیا به‌دنبال سلطه بر اقتصاد جهان هستند.

او تأکید کرد: «آنها (کشورهای اروپایی) آنجا خواهند نشست و به شما خواهند گفت که "ما دوست شما هستیم و فقط آمریکا پسر بد است..."، این‌ها همه دروغ است زیرا نخبگان اروپایی از آمریکا به‌عنوان یک نیروی مزدور برای حفاظت از منافع بانکی، نفتی، الماس  و قاچاق مواد مخدر خود استفاده می‌کنند».

وی تصریح کرد: «همان‌قدر که به FATF اعتماد ندارم به اتحادیه اروپا نیز اعتماد ندارم، شاید استثنا وجود داشته باشد. باید منتظر ماند و دید که این اتحادیه چگونه عمل خواهد کرد. شاید بشود اعضای اتحادیه را به‌صورت انفرادی قضاوت کرد ولی در بهترین حالت اروپا "پلیس خوب" می‌شود و آمریکا "پلیس بد". آنها سعی می‌کنند شما را  فریب دهند که به FATF بپیوندید و خواهند گفت "اگر عضو شوید ما از شما محافظت می‌کنیم."، این ساختار نواستعماری اقتصادی ریشه در اروپا و بانک تسویه حساب‌های بین‌المللی در سویس دارد که یک بانک مرکزی برای همه بانکداران اصلی است. این بانک به‌طور مجزا تصمیم‌گیری قضایی انجام می‌دهد».

هندرسون تصریح کرد: «ایران به‌نظر من نماد ارزش‌های خوب همچون عدالت است، ارزشی که پیش این افراد و جهان امروز جایگاهی ندارند. ما در یک بازی شیطانی هستیم که آنها بازیگردان آن هستند. من از موضع شما (ایران) حمایت می‌کنم و  (اگر جای شما بودم) یک اینچ هم عقب نمی‌نشستم و سازش درباره هیچ موضوعی را در زمان کنونی نمی‌پذیرفتم. نسبت به تهدیدها خویشتن‌داری نشان دهید. تهدید کردن کار افراد ضعیف، کشورهای ضعیف و امپراطوری‌های ضعیف است همان‌طور که ترامپ تهدید می‌کند، امپراطوری‌هایی که به آخر خط رسیده‌اند. آنها می‌دانند که افرادی زیاد شبیه ما در سراسر دنیا هستند که وارد بازی آنها نمی‌شوند و سعی دارند به ایران و دیگر کشورهای شریف کمک کنند. آمریکا به مردم خود نیز رحم نمی‌کند. آنها همه را هدف قرار می‌دهند، من و شما را. در واقع، هر کسی را که وجدان دارد هدف قرار می‌دهند. ما باید کنار هم قوی بمانیم و سازش نکنیم. دیگر جایی برای بازی و مذاکره با شیاطین نیست. ما باید خونسرد بمانیم و شرافتمندانه به کار خود ادامه دهیم».

در این رهگذر مسئولین مذاکره با غرب تحت هر نامی باید از زوایای مختلف به نیات آن لویح نگاه کنند تا دوبار از یک سوراخ گزیده نشوندالبته مسئله اصلی آنها  برجام  و   FATF که در جای خود مهم هستند، نیست. از اینها مهم‌تر، شناخت راهبرد و نقشه کلی دشمن است که این محورهای عملیات در متن آن گشوده می‌شود. اگر آن نقشه کلی درست فهمیده شود، دیگر فلان دولتمردان با وجود عبرت برجام و چک برگشت خورده آن، برای تسریع در تصویب لوایح مذکور نامه نگاری نمی‌کنند؛ بلکه خود به این قبیل ریل‌گذاری‌ها «نه» می‌گویند. در ادبیات مقامات آمریکایی و انگلیسی، از این نقشه کلی به عنوان «نُرمالیزاسیون » یاد شده که اسم رمز یک عملیات چند لایه است و برجام و FATF و CFT و پالرمو و سند فرهنگی ۲۰۳۰ و معاهده MTCR و… ذیل آن تعریف می‌شود. بدون درک آنچه در اتاق فرماندهی دشمن می‌گذرد، دقیقاً همان خوش‌بینی بلاوجه که سال ۹۴ نسبت به برجام در میان طیفی از نخبگان دلسوز اما سهل‌اندیش اتفاق افتاد، پدید می‌آید و نقشه عملیات سنگین دشمن، دعوت به صلح و ترک مخاصمه پنداشته می‌شود. یا حجم تروریسم روانی برای رعب‌افکنی چنان بالا می‌گیرد که کوتاه آمدن در مقابل فشار دشمن «مصلحت» انگاشته می‌شود.

مارشال بیلینگزلی دستیار وزیر خزانه‌داری آمریکا که همزمان ریاست FATF هم بر عهده دارد، صراحتا اعلام کرد: تلاش های ما همراه با سوء مدیریت و فساد در اقتصاد ایران هم اکنون به نتایجی دست یافته است و من امروز به کنگره یکی از مهمترین شاخص های اقتصادی این روزهای ایران را نشان می دهم و این شاخص، ارزش ریال نسبت به دلار آمریکاست. در طول تاریخ تحریم های ایران ما چنین افتی را در ارزش ریال ندیده ایم. ریال ایران اکنون به اندازه یک صد و چهل هزارم دلار معامله می شود {یک دلار معادل ۱۴۰ هزار ریال است}و دو سوم ارزش خود را از دست داده است.

بیلینگزلی در بخش دیگری از این جلسه کنگره گفت: در چارچوب کمیته امور خارجه کنگره خیلی مهم است که در سطح جهان و به ویژه جاهایی که دخالت روسیه و ایران وجود دارد، سفارتخانه های ما نیروی انسانی کامل دارند. معمولا مسئله ای درباره توانایی من برای ارتباط با سفیران تایید شده بعضی از این کشورهای کلیدی وجود ندارد، از نظر تعامل با مجلس کشورها، این ارتباط محلی برای کمک به ماست و همکاری که با بقیه دولت ها و نمایندگان مجلس وجود دارد. تاکید بر ضرورت تشکیل و اجرای رژیم های ضدپولشویی توسط کشورها به شدت مورد احتیاج است. نمی توانم به شما بگویم این کار چقدر اهمیت دارد. قبلا هم اشاره کرده بودم که شرکت های پوششی زیادی در پاناما وجود دارد. در بقیه کشورها مانند لتونی و قبرس نیز وضعیت به همین صورت است. آنها نیاز به کمک و تشویق دارند. در رابطه با اختیارات اضافی، خوشحال میشویم که با کمیته کنگره کار کنیم. من در جلوی کمیته کنگره شهادت داده ام در مورد اینکه می توانیم برای اطلاعاتی که منجر به تشخیص حساب های بانکی مشکوک و دیگر ابزارهای ارزشمند در راستای مقابله با تامین مالی تروریسم می شود، جایزه پیشنهاد دهیم. اقدامات این چنینی می تواند مفید باشد. یک نکته کلیدی برای حفظ فشار، به نظرم این نکته خوبی است که ما کارهای خود را بهتر است در چارچوب همکارهای چندجانبه پیش ببریم. البته همه جا اینگونه نیست و بعضی مواقع ما مجبوریم برای حفظ منافع مان به تنهایی عمل کنیم. اما ایران دقیقا جایی است که نیاز به همکاری گسترده داریم. ما در واقع از حمایت تمام شش کشور عضو شورای خلیج فارس برای تحریم شورای رهبری حزب الله برخوردار بودیم. چنین چیزی سابقه نداشته است و کار خیلی بزرگی است و ما از حمایت کشورهای خلیج فارس برای مقابله با ایران تشکر می کنیم.

 گفتنی است مارشال بیلینگزلی در جلسه کنگره آمریکا در تاریخ ۳۰ نوامبر ۲۰۱۷ (۹ آذر ۱۳۹۶) یعنی دقیقا یک روز بعد از اعلام وصول لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم در صحن علنی مجلس شورای اسلامی هم صراحتا در پاسخ به یکی از نمایندگان کنگره آمریکا تاکید کرده بود که برای حفظ فشارها به ایران و جلوگیری از دور زدن تحریم‌های آمریکا توسط کشورمان بخصوص سپاه، ضرورت دارد ایران قوانینی درباره مقابله با تامین مالی تروریسم و پولشویی تصویب و اجرایی کند. 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2114
|
امتیاز مطلب : 75
|
تعداد امتیازدهندگان : 16
|
مجموع امتیاز : 16
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 11 تير 1397

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم

هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم


:: بازدید از این مطلب : 1281
|
امتیاز مطلب : 64
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 1 تير 1397

مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان و معلمان:

مسئله هسته‌ای را به شکلی که مخالفان ایران می‌خواستند قبول کردیم و زیر بار رفتیم اما دشمنی آمریکا و بهانه‌گیری آنها تمام نشد.

آمریکایی ها نوکرانی می‌خواهند که مانند برخی حکام کشورهای منطقه فقط اطاعت کنند اما جمهوری اسلامی عزت خود و ملت ایران را به رخ آنها می‌کشد و این عظمت و سرافرازی برای آنها قابل تحمل نیست.

گر فردا اعلام کنید که دیگر موشک تولید نمی‌کنیم یا برد آنها را محدود می‌کنیم این مسئله تمام می شود، اما حتماً یک بهانه و قضیه دیگر را مطرح می‌کنند چرا که دعوای آنها با ما بنیادی است و آمریکا با اصل جمهوری اسلامی مخالف است.

 

آنها می خواهند نظام را نابود و مجدداً بر ایرانِ دارای ذخایر مهم و موقعیت راهبردی حکم‌فرمایی کنند.

اینها گاهی در حال لبخند، خنجر را در سینه طرف مقابل فرو می‌برند و با تعریف و تمجید ظاهری و این که ما می‌دانیم شما قرارداد را به هم نمی‌زنید، اهداف خود را دنبال می‌کنند.(97,2,19)


:: بازدید از این مطلب : 2121
|
امتیاز مطلب : 87
|
تعداد امتیازدهندگان : 18
|
مجموع امتیاز : 18
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 18 خرداد 1397

 آنچه که بعد از هزار و چهارصد سال از دل قرآن و عترت بار و منزلت معرفت را در میان مسلمانان به یادگار گذاشته است، مرقد و بارگاه امامزادگانی است که در جای جای خاک ایران اسلامی وجود دارند. این مکانهای مقدس در گوشه کنار میهن اسلامی با دلهای پر از شور و شوق، عشق و محبت مردم دارای عقد و اخوت ماندگار و نا گسستنی است. در این دوران پر درد و بیگانگی و چند رنگ،این مکانهای پر از سر دلدادگانی است، که در آنجا مردم هر دیار در پای زره مقبره آن بزرگان، دل های خسته شان را به آنها می سپارند و آرام می گیرند. آرامش روح بخش این مکانها را نمی توان در جای دیگر جستجو نمود. این بزرگان  همان علویانی بودند که خلفای اموی و عباسی برای سر آنها جایزه می دادند، تا عدالت و ظلم ستیزی که از جدشان امیر المومنین علی علیه السلام آموخته بودند به گوش مردم نرسد. به همین خاطر است اکثر این امام زادگان بدست مزدوران اموی و عباسی شهید شده اند، امروزه نیز سرکردگان استکبار به خاطر خوی مستکبری شان و آموزه های تفکر لیبرالیستی که برای آنها هدف وسیله را توجیه می کند، به شکل نو و جاهلیت مدرن در پی خاموش نمودن مکتب علوی و عدالت علی (ع) همراه با  ظلم ستیزی آن بزرگواران هستند، حمله امروزه اصحاب دقل و کفر جهانی با تکنولوژی پیشرفته و استفاده ازکارشناسان خبره توسط شبکه های مجازی، اینترنت، فیلم، جهل اخبار، ایجاد شبهه در دل جوانان حاکی از مبازره ای بی امان با راه و تفکر این امامزادگان دارند تا بتوانند شعله عشق و محبت مردم را از دل آنها بگیرند. تفکر امویان و عباسیان به شکل کلماتی نو و جدید با همان هدف مشترک سود و لذت از سوی سران استکبار دنبال می شود. در دنیای کنونی تنها تفکر شیعه است که در مقابل زیاده خواهی های استکبار قد علم کرده و به عنوان یک افتخار الهی مایه مباهات برای جوانان شیعه در تمام دنیا خود نمایی می کند. عقلانیت تجربه گرا غربی که وحیانیت را در قالب علم خود جدا نموده است، امروزه با دردسر ی عظیم روبروست که نمی تواند جوابگوی مردم کشور خودشان باشند که اخلاق و معرفت را دوست دارند تا در زندگی خود مشاهده کنند، اکثر مردم به نهیلیسم (پوچ گرایی)گرفتارند، این تفکر تمام قد با زیبا شناسی مخالف است، زیبایی که با روح انسان اجین است، این تولید ضد زیبایی، زائیده عقلانیت خردگرای غربی است که در برابر این مردم نمی تواند جوابگو باشد.

آنچه که بشریت از عقلانیت غربی بهره برده است، سود و لذتی است که چشم انداز لیبرال دموکراسی غرب به آنها ختم می شود.  عقلانیت غربی در راه تجزیه و تحلیل تجربی معادلات خود را حل می کند. به همین خاطر نه قدرت توانایی آنرادارد در حوزه معرفت وارد شود و نه می تواند با عقلانیت تجربی در آن دیار خود نمایی کند. اگر خروجی این تفکر بشری بریده از وحی را در چند دهه گذشته مورد بررسی قرار دهیم، می بینیم که چطور بشریت از این عقلانیت ضربه خورده است. بمباران اتمی در شب ظلمانی که ساکنینش در خواب بودند، به دو شهر هیروشیما و ناکازاکی، کشتن هزاران انسان بیگناه در ویتنام، به خاک و خون کشیدن زن و بچه بی گناه در افغانستان  و عراق، زائیدن مولودی حرام به نام داعش برای کشتار مسلمانان در عراق و سوریه و دیگر کشورهای اسلامی، و تخریب کلیه زیر ساختارهای آن کشورها. قتل عام فرقه داودیان،روزی که در واقعه واکو آمریکا 76 نفر راسوزاندند. یکی از بحث برانگیزترین وقایع تاریخ ایالات متحده است که برخی معتقدند لکه ننگی در تاریخ حقوق بشر آمریکا محسوب می شود.شاخه داویدیان یکی از شاخه‌های دین مسیحی و منشعب از کلیسای ادونتیست است.  دولت فعلی ايالات متحده آمريکا (دونالد ترامپ) با تقويت دو جريان تکفيري در بین کشورهای اسلامی و راست افراطي نژادپرستانه در اروپا، مقابله با جريان‌هاي اصيل اسلامي و خصوصا شيعي را در دستور کار قرار داده است. همان کاری که حاکمان اموی و عباسی برای مبارزه با علویان کردند.


:: بازدید از این مطلب : 2887
|
امتیاز مطلب : 103
|
تعداد امتیازدهندگان : 21
|
مجموع امتیاز : 21
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 14 خرداد 1397

«آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئيس جمهور ما خدای نخواسته از آن خوی کوخ‌نشینی بیرون برود و به کاخ‌نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می‌شود. آن روزی که مجلسیان خوی کاخ‌نشینی پیدا کنند- خدای نخواسته- و از این خوی ارزنده کوخ‌نشینی بیرون بروند، آن روز است که برای این کشور باید فاتحه بخوانیم... ما از این کاخ‌نشین‌ها خیلی صدمه خورده‌ایم...»(صحیفه امام، جلد 17 ص 371 تا 384)


:: بازدید از این مطلب : 2360
|
امتیاز مطلب : 99
|
تعداد امتیازدهندگان : 21
|
مجموع امتیاز : 21
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 11 خرداد 1397

تبلیغات سیاسی یا پروپاگاندا گونه‌ای ارتباط است که در آن، اطلاعات هماهنگ و جهت‌دار برای بسیج افکار عمومی از طریق تبلیغات سیاسی پخش و فرستاده می‌شود.تبلیغات سیاسی شکلی از ارتباط است که هدف آن نفوذ بر گرایش یک جمع یا جماعت به موضع و دلیل دلخواه مبلغ سیاسی است. پروپاگاندا برخلاف تهیه اطلاعات غیر جانبدارانه، در اصلی‌ترین معنای خود، دادن اطلاعات با هدف نفوذ بر مخاطب است. در این راستا، اغلب اوقات، واقعیت‌ها به‌طور گزینشی بیان و بازنمایی می‌شوند (درحالی که نادرستی آن برگوینده روشن و آشکار است) تا از سوی مخاطب، واکنش و رفتاری احساسی و نه آگاهانه و خردمندانه سربزند. نتیجه این امر، تغییر گرایش دلخواه به سوی هدفی است که برای مخاطب هدف‌گیری شده و به منظور پیشبرد یک برنامه سیاسی، درنظرگرفته شده‌است. افزون براین، پروپاگاندا می‌تواند در شکل یک نبرد و جنگ‌افروزی سیاسی نیز تلقی شود.

دروغهای وقیحانه سیاسی برای فریب افکار عمومی (تبلیغات سیاسی) در علوم اجتماعی و سیاسی اصطلاحا" پروپاگاندا نامیده میشود. این تبلیغات فریب دهنده گونه ای ارتباط است که در آن، اطلاعات هماهنگ و جهت‌دار برای بسیج افکار عمومی از طریق تبلیغات سیاسی پخش و فرستاده می شود. تبلیغات سیاسی دروغین، شکلی از ارتباط است که هدف آن نفوذ بر گرایش یک جمع یا جماعت به موضع و دلیل دلخواه مبلغ سیاسی است. پروپاگاندا برخلاف تهیه اطلاعات ناجانبدارانه، در اصلی ترین معنای خود، دادن اطلاعات غلط یا نیمه درست (یک دروغ کامل!) با هدف نفوذ و فریب یک مخاطب است. در این راستا، اغلب اوقات، واقعیت ها به طور گزینشی بیان و بازنمایی می شوند(درحالی که نادرستی آن برگوینده روشن و آشکار است) تا از سوی مخاطب، واکنش و رفتاری احساسی و نه آگاهانه وخردمندانه سربزند. نتیجه این امر، تغییر گرایش دلخواه به سوی هدفی است که برای مخاطب هدف گیری شده و به منظور پیشبرد یک برنامه سیاسی، درنظرگرفته شده است. افزون براین، پروپاگاندا می تواند در شکل یک نبرد و جنگ افروزی سیاسی نیز تلقی شود.

کاریکاتور زیر بک پروپانگدای کاریکاتوری است. 

 

ترس از کمونیست پوستر، یک اروپایی آنارشیست را به صورت یک هیولا نشان می‌دهد که قصد دارد مجسمه آزادی را خراب کند.


:: بازدید از این مطلب : 3501
|
امتیاز مطلب : 122
|
تعداد امتیازدهندگان : 25
|
مجموع امتیاز : 25
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 8 خرداد 1397
رهبر انقلاب در دیدار دانشجویان:
 
رهبر انقلاب «درست نفهمیدن مسائل کشور و انقلاب»، «درست نشناختن محیط»، «اشتباه گرفتن جبهه دوست و دشمن» «بی ارادگی، تنبلی و بی صبری» «سرگرم شدن به مسائل و بهانه‌های اختلاف انگیز و ویران‌کننده»، «درگیر حاشیه‌ها شدن»، «تزریق ناتوانی و نومیدی به جامعه»، «القای مردمسالاری واقعی ایران به عنوان دیکتاتوری»، «تحریف حقایق تاریخی از جمله درباره رژیم فاسد، وابسته، دیکتاتور و بشدت ضعیف ستم شاهی»، «کوچک جلوه دادن پیروزی‌ها و برجسته کردن نقاط ضعف» و «کارشکنی و تحریم» را از جمله موانع درونی و بیرونی تحقق آرمان‌ها برشمردند

:: بازدید از این مطلب : 2326
|
امتیاز مطلب : 107
|
تعداد امتیازدهندگان : 22
|
مجموع امتیاز : 22
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید