منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
لینک دوستان
سرور مجازی ایران" >سرور مجازی ایران

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان گپ دوستانه و آدرس rahjooyan.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





آخرین مطالب
دیگر موارد

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:







آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 640
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 278
:: باردید دیروز : 0
:: بازدید هفته : 374
:: بازدید ماه : 344
:: بازدید سال : 11530
:: بازدید کلی : 407938
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 20 تير 1400

 

حضرت علی(علیه السلام) فرمودند: «أَلأَدَبُ فی الإنسانِ کَشَجَرَةٍ أَصلُهَا العَقلُ[غرر الحکم و درر الکلم، ص 247، روایت 5098]» ادب در انسان مانند درختي است كه ريشهاش عقل است. حضرت ادب را در انسان به درختی تشبیه فرموده است که ریشه او عقل است.

روایات متعدّدي داریم که در آنها رابطه بین عقل و ادب را با تعبیرات مختلفه مطرح میکند. مثلاً در روایتی از علی (علیه السلام) آمده است: « کُلُّ شَئٍ یَحتاجُ أِلَی العَقلِ وَ العَقلُ یَحتاجُ إِلَی الأَدَبِ[همان، ص 248، روایت 5102]» هر چيزي به عقل احتياج دارد و عقل محتاج ادب است.

در روايتي ديگر از علی (علیه السلام): « لَن یَنجَع أَلأَدَبُ حَتّی یُقارِنَهُ العَقلُ[همان، ص 53، روایت 426]» ادب سود نميدهد مگر آنكه همراه با عقل شود.

ادب به عقل محتاج است، و عقل به ادب. حضرت یک رابطه تنگاتنگ بین عقل و ادب برقرار میکند. تعبیرات زیاد دیگري در اين رابطه داريم. مانند: «نِعمَ قَرینُ العَقلِ أَلأَدَب[همان، ص 248، روایت 5104]» بهترين همنشين عقل ادب است. «لا أَدَبَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ[بحار الانوار، ج 75، ص 111]» كسي كه عقل ندارد، ادب ندارد.

عقل نظری قوۀ تشخیص حق از باطل است که جنبه های استدلالی دارد و در ارتباط با تشخیص حق از باطل پیش میآید. مثلاً راجع به توحید، برهان اقامه میکند كه توحید حق است و شرک باطل است. ولي در تشخیص افعال ظالمانه و عادلانه عقل عملی میگوید كه چه خوب است و چه بد است. خوبی و بدی را ما با عقل عملیمان تشخیص می­دهیم. مثلاً امانتداری خوب است، خیانت بد است، دروغ گفتن زشت است، راستی و درستی زیباست و... هيچ كدام از اینها، جنبه استدلالی ندارد که بخواهیم با عقل نظري اثبات كنيم. عقل عملی اینها را میفهمد.

اینها گویای این مطلب است که آن بذر الهی كه در درون انسان پاشیده شده است- اعم از عقل نظری كه استدلالي است و عقل عملی که قوّه و نيروي تشخیص است - این نشای الهی باید با ادب و تربیت به فعلیّت برسد و بارور شود. هر کودکی که به دنیا میآید، هر دو گونه عقل را دارد. پدر و مادر باید چه کنند؟ باید کاری کنند که این بذر بیرون بیاید، این نشا رشد کند، بارور بشود و به فعلیّت برسد،

 


:: بازدید از این مطلب : 695
|
امتیاز مطلب : 44
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 19 تير 1400

 

کانال تلگرامی هاون مدیا به نقل از رابرت رایش، پروفسور، نویسنده و وزیرکار بیل کلینتون نوشت:

8 میلیون نفر در فقرند

19 میلیون نفر در معرض خطر تخلیه منزلشان

26 میلیون نفر گرسنه

در همین حال، میلیاردرهای آمریکایی از ماه مارس تاکنون 1تریلیون دلار به ثروتشان اضافه کرده اند

ای بابا نگو، الان زیبا کلام و ... ناراحت میشن

 

به آقای زیباکلام بگویید که:

- دستگاه پیچیده اندازه‌گیری اکسیژن خون کاملا وارداتی بود، اما جوانان یک تیم دانش‌بنیان کشورمان بالاخره اکسیمتر ایرانی را به عنوان اولین کشور در خاورمیانه ساختند.

- تولید دستگاه های ونتیلاتور در کشور در دوران شیوع کرونا به هزار و ۵۰۰ دستگاه در ماه افزایش یافته است، در حالی که این میزان در ابتدای بحران کرونا ماهانه حدود ۵۰ دستگاه بود.

- اکنون ایران جزء معدود کشورهایی است که تمام پلتفرم‌های تولید واکسن را در اختیار دارد، البته دلیل اینکه کشورهایی زودتر از ما به واکسن رسیدند به خاطر زیرساخت‌های قدیمی آن‌ها در فرایند فعالیت‌های تحقیقاتی است که در زمینه واکسن‌های سارس و مرس داشتند وگرنه سرعت ما به صورت قدر مطلق بسیار بالاتر از کشورهای دیگر بود.

- واکسن اسپوتنیک تولید شده در ایران با حضور وزیر بهداشت رونمایی شد.

 

راه و چاره خود تحقیری این است که:

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 677
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 19 تير 1400

 

نمایندگانی از هر دو حزب دموکرات‌ و جمهوری‌خواه آمریکا ازجمله رئیس کمیته روابط خارجی سنا قرار است در همایش این هفته منافقین که به‌صورت مجازی برگزار می‌شود، حضور یابند. این همایش با عنوان "اجلاس جهانی ایران آزاد ۲۰۲۱" در سه روز و به‌صورت وبینار برگزار شود.

 ازجمله میهمانان این جلسه کوین مک کارتی، رهبر جمهوری خواهان در مجلس نمایندگان، و باب منندز، سناتور دموکرات آمریکایی و رئیس کمیته روابط خارجی سنا هستند که قرار است در این همایش ضد ایرانی حضور یابند.

برخی سناتورهای دموکرات آمریکا ازجمله «کوری بوکر» از نیوجرسی، جین شاهین، سناتور ایالت نیوهمپشایر، ریک اسکات، نماینده فلوریدا و جان کورنین از تگزاس هم ازجمله حاضران در همایش منافقین هستند.

قرار است تد کروز، سناتور بدنام جمهوری‌خواه و شیلا جکسون لی، نماینده دموکرات مجلس آمریکا در همایش منافقین سخنرانی داشته باشند.

پیش‌ازاین روزنامه گاردین در گزارشی نوشته بود که میهمانان منافقین در این دست همایش‌ها با گرفتن پول و وعده‌های غذایی در این دست نمایش‌های فریب‌کارانه شرکت می‌کنند.

جین استوکر سردبیر «دیفنس پست» و کارشناس مسائل مربوط به منافقین، دو سال قبل در گزارشی به افشاگری دست‌زده و نوشت: جان بولتون مشاور امنیت ملی جنگ‌طلب ترامپ ۱۸۰ هزار دلار از سخنرانی‌هایش در نشست‌های منافقین درآمد کسب کرده است.

نکته قابل تامل در برگزاری این نسشت آن که؛ پس از روی کار آمدن بایدن در کاخ سفید جریان لیبرال داخلی حزب دموکرات را بزک‌کرده و سعی در فاصله‌گذاری میان دو حزب حاکم بر آمریکا داشت؛ ستاد بایدن به فارسی در دستورالعمل مشترک در رسانه های اصلاح طلب این گونه وانمود می کرد که حزب دموکرات با جمهوری خواه فرق دارد و می توان با اولی همکاری کرد.

الاغ و فیل‌ها در ضیافت تروریست‌ها

 

الاغ و فیل‌ها در ضیافت تروریست‌ها

 

الاغ و فیل‌ها در ضیافت تروریست‌ها

حضور هم‌زمان هر دو حزب آمریکایی در نشست جنایت‌کارترین فرقه تاریخ سیاسی ایران نشان می‌دهد که این دو حزب هرچند اختلافات متعددی در برخی حوزه‌ها دارند، اما به اعتبار مافیای صهیونیسم مسیحی، درباره دشمنی و فشار بر ایران اتفاق‌نظر کامل دارند.

دموکرات‌ها در دولت اوباما، ‌ فتنه و آشوب ۸۸ را راه‌اندازی کرده و از آن در مسیر براندازی حمایت کردند. آن‌ها همچنین با استقبال از پروژه جنگ نیابتی، داعش را در عراق و سوریه راه‌اندازی کرده و تهدید نظامی را در بحبوحه مذاکرات هسته‌ای، تا پشت مرزهای ایران کشاندند که با قدرت‌نمایی شجاعانه سردار سلیمانی و همرزمان منطقه‌ای‌اش، خنثی شد.

دولت اوباما حتی پیشگام نقض سیستماتیک و پیاپی برجام بود و درواقع با گروگان‌گیری برجام و وعده‌های نسیه آن، از ایران می‌خواست پای مذاکرات و امتیازدهی‌های جدید بیاید. تحریم‌های ویزا و کاتسا و آیسا، یادگار دولت اوباما و پس از انعقاد برجام برای برداشتن تحریم‌هاست.

حتی در دوران حضور ترامپ در کاخ سفید حزب دموکرات با جمهوری خواهان در اقدامات ضد ایرانی داشته و در تصویب و اعمال تحریم‌های پسا برجامی و نقض برجام، همکاری و هماهنگی کامل داشته است.

۲۶ آبان ۹۵ نمایندگان دموکرات و جمهوری‌خواه بالا اتفاق به تمدید ۱۰ ساله تحریم‌های ایران (ایسا) رأی دادند. ۴۱۹ نماینده از تمدید تحریم‌ها حمایت کردند و تنها یک نفر رأی مخالف داد. این قانون اول‌بار سال ۱۹۹۶ میلادی تصویب‌شده بود و شرکت‌های همکار با ایران در بخش انرژی را مجازات می‌کرد.

بایدن پس از پیروزی بحث برانگیز در انتخابات آمریکا در یک توییت فارسی و با خط نستعلیق نوشت که نوبت دیپلماسی فرا رسیده است؛ در تهران حسن روحانی به استقبال چراغ سبز آمریکایی ها رفته و با مقایسه ترامپ با صدام در سخنانی گفت که ایران آماده مذاکره برجامی با طرف آمریکایی است.

الاغ و فیل‌ها در ضیافت تروریست‌ها

اما تاریخ انقضای این فریب کاری خیلی زود به پایان رسید و مشخص شد که زیر دستکش مخملین آمریکایی ها دستی چدنی قرار داشته و دموکرات ها در مذاکرات وین دقیقا همان چیزی را طلب می کنند که جنگ طلبان حزب جمهوری خواه ۴ سال در پی آن به ایران فشار می آوردند. این نمایش مضحک اخیرا با اقدام انقابی مجلسدر کور کردن چشم آژانس و تولید فلز اورانیوم ۲۰ درصدی از سوی تهران به پایان رسید.

آبروریزی بزرگ حزب دموکرات در همراهی با یک فرقه تروریست که دستش به خون بیش از ۱۷ هزار ایرانی آلوده است نشان داد؛ حزب دموکرات و بایدن همان حزب جمهوری خواه و ترامپ است؛ اما در پوششی فریبنده و به مراتب خطرناک تر!


:: بازدید از این مطلب : 879
|
امتیاز مطلب : 35
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 18 تير 1400

برخلاف ادعای اصلاح طلبان، قطعی برق به دلیل تحریم ها نیست، بلکه علت اصلی در سوءمدیریت دولت و دیدگاه غیرکارشناسی و تأمل برانگیز دولت اقای روحانی درباره صنعت هسته ای است.

بی‌برقی‌هایی که امروز دامن مردم ایران را گرفته است، زنده‌کننده همین مرثیه بزرگ در اذهان عمومی است. مرثیه‌ای به نام «مخالفت با انرژی هسته‌ای» و محروم‌سازی کشور از صنعتی پیشرو که نه‌تنها می‌توانست روشنایی چراغ خانه‌های ایرانی را تا همیشه تضمین کند، بلکه می‌توانست موتور محرکه بسیاری از صنایع دیگر شده و رشد اقتصادی چشمگیری را برای کشور به ارمغان بیاورد.

در سالهای گذشته امثال زیباکلام و شیرزاد و تاجزاده و حجاریان و...با هجمه به صنعت هسته ای این تکنولوژی برتر را هزینه ساز و بی فایده قلمداد کردند.

رهبر معظم انقلاب- 13 دی 86- حدود 12 سال قبل در دیدار دانشجویان دانشگاه های استان یزد فرمودند:« در داخل کشور خودمان جنجال راه انداختند که آقا انرژی هسته‌ای هزینه‌ی بدون سود است؛ چرا دارید این کار را میکنید؟...اول گفتند نمیشود، نمیتوانیم؛ بعد که دیدند توانستیم، گفتند آقا این هزینه‌ای است که سود ندارد، فایده‌ای ندارد».

ایشان در ادامه تاکید کردند:«چطور فایده‌ای ندارد؟ ما برای بیست سال دیگر حداقل بایستی بیست هزار مگاوات برق از انرژی هسته‌ای به دست بیاوریم. برآوردی که برای مصرف انرژی در کشور و تولید برقِ مورد نیاز کرده‌اند، حداقل بیست هزار مگاوات باید از طریق انرژی هسته‌ای باشد؛ والّا ما باید برق را از دیگران گدائی کنیم؛ یا اگر نتوانستیم گدائی کنیم، یا ننگمان آمد، یا به ما ندادند، از خیر چیزهائی که با نیروی برق میچرخد، باید بگذریم؛ از کارخانه، از تولید، از بسیاری از ابزارهای پیشرفت. خب، ما کِی شروع کنیم تا بتوانیم بیست هزار مگاوات را بیست سال دیگر به دست بیاوریم؟ الان اگر دیر هم نشده باشد، قطعاً زود نیست».

دولت تدبیر و امید که متاسفانه نه تدبیر داشت و جز نا امیدی کشتی نکاشت، ماحصل اصلاح طلبانی است که به توانمندی جوانان کشور اعتقادی نداشتند. تفکر رزم آرایی اصلاح طلبان باعث رنج مردمی شد که در سوز گرما بی برنامه گی دولت را در سرازیر شدن عرق روی جبین خود احساس نمایند. 

 

 

نمی‌توانیم لولهنگ بسازیم!

اما رزم‌آرا هیچگاه نقطه پایان کسانی که ملت ایران را لایق دست یافتن به تکنولوژی و پذیرفتن مسئولیت صنایع جدی نمی‌دانستند، نبود و سال‌ها بعد جریانی در برخی مراکز قدرت در کشور حاکم شد که همین تفکر را برای مردم به ارمغان آورد. 

این جریان در بحبوحه تنش‌های ایجاد شده بر روی پرونده هسته‌ای کشورمان در تریبون رسمی مجلس شورای اسلامی با زیر سوال بردن دستاوردهای کشورمان در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را «یک چاه بی‌آب» خواند.

البته این تفکر حتی با دستیابی چشم‌گیر ایران به چرخه غنی‌سازی و ساخت تاسیسات مربوط به آن نیز تغییری نکرد و پس از حدود 12 سال و در آستانه دور نهایی مذاکرات هسته‌ای به صورتی هدف‌دار به اظهار همان عقاید رزم‌آرا گونه پرداختند.

در 3 آذر 82، صحن علنی مجلس شورای اسلامی، احمد شیرزاد نماینده مردم تهران و عضو فراکسیون مشارکت پشت تریبون مجلس قرار می‌گیرد و نطق خود را اینگونه آغاز می‌کند: «مدعی‌ بودیم‌ که‌ رهبر معنوی‌ جهان‌ هستیم‌، تمام‌ توده‌های‌ محروم‌ چشم‌ امید به‌ ما دوخته‌اند. از مظلومان‌ جهان‌ حمایت‌ می‌کنیم‌، سردمدار اخلاق‌ و انسانیت‌ در جوامع‌ خشونت‌زده‌ امروز هستیم‌. بجای‌ سلاح‌های‌ مرگبار ضدانسانی‌، بر ایمان‌ و ایثارگری‌ جوانانمان‌ تکیه‌ داریم‌. می‌گفتیم‌ رژیمی‌ هستیم‌ که‌ قدرتمان‌ ریشه‌ در قلوب‌ مردم‌ دارد. بجای‌ داغ‌ و درفش‌، از نفوذ کلام‌ معنوی‌ بهره‌ می‌بریم‌. در حکومت‌ ما فاصله‌ای‌ میان‌ رهبران‌ و مردم‌ نیست‌ و همبستگی‌ مردم‌ با حاکمیت‌ ضامن‌ شکست‌ تمام‌ توطئه‌هاست‌. مدعی‌ بودیم‌ راه‌ نوینی‌ برای‌ بشریت‌ به‌ ارمغان‌ آورده‌ایم‌.» 

شیرزاد ادامه می‌دهد: «اما امروز در جهان‌ از ما چهره‌ رژیمی‌ ساخته‌اند خشن‌، سرکوبگر و بریده‌ از مردم‌، متکی‌ بر قدرت‌ نظامی‌ و ابزار سرکوب‌. تصویر رژیمی‌ که‌ هیچ‌ سخن‌ انتقادآمیزی‌ را برنمی‌تابد و روز به‌ روز مرزهای‌ خطوط‌ قرمز آن‌ گسترش‌ می‌یابد. چهره‌ حکومتی‌ که‌ در خفاء، رفتاری‌ متفاوت‌ با ادعاهایش‌ دارد و بفکر تهیه‌ سلاح‌های‌ مرگبار و ابزار تهدیدکننده‌ بشریت‌ است‌. از این‌ رژیم‌ چنان‌ تصویری‌ منعکس‌ شده‌ است‌ که‌ گویی‌ منطق‌ گفت‌وگو با جهان‌ را نمی‌داند و تنها زبان‌ تهدید را می‌شناسد و با خشن‌ترین‌ و قسی‌ترین‌ گروه‌های‌ تروریستی‌ در ارتباط‌ است‌. می‌گویند رد پای‌ او در بسیاری‌ از حوادث‌ تروریستی‌ در گوشه‌ و کنار جهان‌ وجود دارد و دین‌ برای‌ او ابزار سرکوب‌ است‌. از ما تصویر رژیمی‌ ساخته‌اند که‌ دروغ‌ می‌گوید و به‌ تعهدات‌ خود در جامعه‌ جهانی‌ پایبند نیست‌، و قس‌علی‌هذا. چند روز پیش‌ تیتر درشت‌ برخی‌ از روزنامه‌های‌ اروپا این‌ بود: «جمهوری‌ اسلامی‌ (19)  سال‌ به‌ جهانیان‌ دروغ‌ گفته‌ است». نماینده اصلاح‌طلب مجلس ششم در ادامه نطق خود رسما ادعاهای غرب را مدارک مستندی می‌خواند که آنها از برنامه هسته‌ای ایران در اختیار دارند؛ «می‌توان‌ تمام‌ این‌ تبلیغات‌ را به‌ رسانه‌های‌ صهیونیستی‌ نسبت‌ داد، می‌توان‌ مثل‌ همیشه‌ آنها را توطئه‌های‌ استکبار جهانی‌ دانست‌ و داد از مظلومیت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ زد. می‌توان‌ کماکان‌ خود را محور خوبی‌های‌ جهان‌ پنداشت‌ و تمام‌ اتهامات‌ را به‌ دشمنی‌ دشمن‌ منسوب‌ کرد، اما یک‌ نکته‌ بسیار ساده‌ این‌ میان‌ وجود دارد، آنها سرنخ‌ها، دم‌خروس‌ها و مدارک‌ و مستنداتی‌ از ما دارند که‌ آنها را در ادعاهایشان‌ محق‌ جلوه‌ می‌دهد. این‌ مدارک‌ و مستندات‌، نوعاً در داخل‌ کشور منعکس‌ نمی‌شود و مردم‌ ما بدرستی‌ و دقت‌ نمی‌دانند که‌ رسانه‌های‌ جهان‌ چه‌ اتهامات‌ و تقصیرهایی‌ را متوجه‌ جمهوری‌ اسلامی‌ می‌کنند و بابت‌ این‌ اتهامات‌ چه‌ شواهدی‌ برای‌ اثبات‌ وجود دارد.»

بعد این سخنان ضد ملی ما نکته عجیب‌تر حمایت‌های برخی نمایندگان اصلاح‌طلب وقت نظیر الهه کولایی از اظهارات شیرزاد است . وی در تذکر خود بعد از اظهارات شیرزاد می‌گوید: «نطق پیش از دستور از حقوق نمایندگان است. نطق نمایندگان در داخل و صحن مجلس و کمیسیون‌ها حق آنهاست و باید آزادی بیان داشته باشند. 

طی این ادعاهای واهی در مجلس ششم، شیرزاد در  همایشی که انجمن اسلامی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران آن را تدارک دیده بود، با بیان اینکه از این چاه (صنعت هسته‌ای) آبی در نمی‌آید، مگر اینکه برای برخی افراد نانی درآید، افزود: از سال 82 تاکنون دریغ از یک لیوان آب برای کشور. 

وی در ادامه با زیر سوال بردن پیشرفت‌های هسته‌ای کشورمان گفت: در زمینه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران نه منابع اولیه دارد و نه احاطه به علوم آن را.

اما شیرزاد در بیان این اظهارات تنها نیست و صادق زیباکلام دیگر مهمان این جلسه که پیش از این نیز سابقه اظهارنظر علیه برنامه هسته‌ای ایران را دارد، با وی همراهی می‌کند.

زیباکلام تصریح می‌کند: فعالیت‌های هسته‌ای دست کم از سال 82 به این سو خیلی شیره گلوسوزی برای مملکت نبوده است، نه از نظر پیشرفت علمی خیلی خبری بوده و نه از لحاظ اقتصادی و چه بسا با مطالبی که مطرح شد به ضرر ما بوده است.

زیبا‌کلام ادامه داد: من معتقدم آنقدر که هسته‌ای به ما ضرر زده است جنگ نزده است.

اظهارات شیرزاد و زیباکلام و دیگر اصلاح‌طلبان حامی آنها برای بسیاری از مسئولان و جامعه تاسف‌آور بوده و هست اما سوال اینجاست که آیا این تفکر در میان مسئولان دولتی نیز جایگاهی دارد یا خیر.

همین چند سال پیش بود که اکبر ترکان مشاور ارشد رئیس‌جمهور در اظهاراتی دستاوردهای فنی ایران در زمینه صنایع مختلف را زیر سوال برد.


ترکان معتقد است تنها صنعت ایرانی که می تواند با صنایع جهانی مقابله کند،

صنعت آبگوشت بزباش است!

 وی در ادامه خطاب به حاضران تاکید کرد: بگذارید با خود روراست باشیم ما به جز پخت آبگوشت بزباش و قورمه سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتری نداریم.

اظهارات ترکان در حالی مطرح می‌شود که ایران هم اکنون در بسیاری از صنایع حرف اول را در منطقه می‌زند ولی این نگاه ترکان شبهه نفوذ تفکری مانند تفکر رزم‌آرا و شیرزاد را در دولت تقویت می‌کند.

 همان جریانی که دیروز ساخت پالایشگاه را بی فایده و واردات بنزین را امری اجتناب ناپذیر قلمداد می کرد، حالا مدعی است که قطعی برق به دلیل تحریم هاست.

در حالیکه تکالیف برنامه ششم توسعه برای توسعه ظرفیت نیروگاه سازی کشور در حالی طی سالهای گذشته روی زمین مانده و مردم تاوان آن را می‌دهند که رضا اردکانیان، وزیر نیروی دولت دوازدهم بهمن ماه ۱۳۹۶، پیگیری‌ها برای ساخت نیروگاه را به «فشار مافیا» تعبیر کرده و به صراحت گفته بود: به هیچ‌وجه فشار مافیای نیروگاه‌سازی را نمی‌پذیرم!

وی گفته بود: اینکه صرفاً نیروگاه بسازیم تا جوابگوی ۲۰۰ ساعت مصرف برق باشیم توجیه اقتصادی و اجتماعی ندارد و مسیر پایداری نیست!

این در حالی بود که انتظار می‌رفت شخصی در سطح وزیر نیرو، نه صرفاً با هدف تأمین نیاز داخلی بلکه با چشم انداز توسعه بازار صادراتی برق، انجام تکالیف قانونی برنامه ششم توسعه را سرلوحه مجموعه وزارت نیرو قرار داده و کشور را به سمت تیغ ناترازی تولید و مصرف برق هدایت نکند.

نه تولید توسعه یافت؛ نه مصرف مدیریت شد!

هادی بیگی نژاد، مسئول کمیته هسته‌ای کمیسیون انرژی مجلس بی توجهی وزارت نیرو به تاکید رهبر معظم انقلاب برای تولید ۳۰ هزار مگاوات برق هسته‌ای را مورد اشاره قرار داده و می‌گوید: ۹ ماه پیش از وزیر نیرو سوال کردم که خطاب مقام معظم رهبری برای تولید برق هسته‌ای، کدام یک از مسئولان بوده است؟ چرا وزارت نیرو احساس مسئولیت نکرده و صحبت‌های رهبر معظم انقلاب را نادیده گرفته است. سازمان انرژی اتمی ۳.۵ میلیارد دلار برق با قیمت کمتر از صادرات تولید کرده است که اگر تنها ۱۰ درصد آن مبلغ هم به این مجموعه برمی گشت امروز مشکلی برای تامین سوخت نداشت.

دیروز جوانان نخبه، انقلابی و مومن در اقدامی جهادی با ساخت پالایشگاه ستاره خلیج فارس، ایران را در تولید بنزین خودکفا کرده و امروز هم همان جوانان عزیز می توانند معضل قطعی برق را رفع کنند. شرط تحقق این مسئله آن است که طرفداران «تز آبگوشت بزباش» و مدافعان شعار «ما نمی توانیم» زمام امور را به مدیرت جهادی بدهند تا مردم طعم شیرین خدمت را بچشند.

لازم به ذکر است که برای نمونه اکنون فرانسه 75 درصد تامین برق خود را از طریق صنعت هسته ای تامین می کند.


:: بازدید از این مطلب : 544
|
امتیاز مطلب : 25
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 16 تير 1400

در تاریخ ۶ دسامبر ۲۰۱۸، طی مراسمی رسمی  و  ویژه در محل شهرداری کانزاس سیتی درایالت میسوری، اسکات واگنر شهردار فعلی کانزاس سیتی کلید طلایی این شهر را  به «جمیله خرازی» معروف به «لیدی جمیل خرازی» اهدا  کرد و در این مراسم یک ساعته  واگنرِشهردار  گزارشی از رشد اقتصادی و پیشرفت های شهر را در طی یک دهه گذشته به اطلاع لیدی خرازی رساند وتوجه او را به سرمایه گذاری در کانزاس سیتی، یکی از ایده ال ترین شهرها برای توسعه ساختمان سازی بویژه برای پروژه خدمات رفاهی سالمندان تشویق کرد. در این مراسم خرازی سپاس خود را به آقای واگنر اعلام داشت و گفت این سومین دیدار من از این شهر است.

 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر

 

خرازی در این مراسم گفت : این شهر یکی از بهترین شهرها برای سکونت در ایالت متحده امریکاست من بدون تردید این شهر را هدف و مقصد بعدی خود برای توسعه سرمایه گذاری خود در امریکا می‌دانم. مشروح این رویداد در نشریات و رسانه‌های متعدد آمریکایی و فارسی زبان انتشار یافت.

اما درباره محتوای این مراسم ابهامات فراوانی وجود دارد. «لیدی جمیل خرازی» که از سوی ملکه انگلستان به او عنوان «لیدی» نسبت داده شده چه جایگاهی در عرصه سیاسی و ایالتی دارد که  شهردار کانزاس سیتی طی مراسمی به او گزارشی اعطا کرده و به صورت نمادین کلید طلایی شهر کانزاس به او تقدیم می‌شود. کمی جستجو درباره خرازی و یافتن  عکس‌هایی از او با چهره‌های سیاسی بالادستی در غرب ضریب کنجکاوی را در مورد او افزایش می‌دهد.

 

 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر
جمیل (جمیله) خرازی در کنار باراک اوباما - کاخ سفید
 
 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر
جمیل (جمیله) خرازی در کنار بیل کلینتون - کاخ سفید
 
 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر
جمیل خرازی میهمان افتخاری درشب اهدای جوایز به سکرتر پیشین وزارت دفاع آمریکا رابرت گیت، دیوید بردلی صاحب نشنال جورنال (رسانه واشنگتن)
وباحضورجان وود سکرتر فعلی وزارت دفاع آمریکا درواشنگتن
 
 
 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر
جمیل خرازی در کنار مارگارت تاچر
 
 
 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر
 
سیروس الوند کارگردان فیلم‌های مزاحم، زن دوم، رستگاری در هشت و بیست در کنار جمیل خرازی

«جمیله خرازی» که با عنوان  «لیدی جمیل خرازی» در محافل سیاسی - فرهنگی بین‌المللی شناخته می‌شود  مدیر بنیاد «فرهنگی و هنری توس» است.

بزرگداشت لعبت والا، ۱۰۰ سال ترانه در ایران، تاریخ ۳۰۰۰ سال رقص در ایران، گل های جاویدان، تاریخ موسیقی اصیل در ایران، شعر و رقص و ترانه در سرزمین چنگ و چغانه، عشق آمد و آتش به همه عا لم زد!، جاده ابریشم، تجلیلی از امیر خسرو، جاده ابریشم، تجلیلی از امیر خسرو، جاده ابریشم، ترنم یادها و خاطره ها در غربت، ساخته شدن فیلم فولان دوی، مستند طاق کسری، زریاب، کارهای «اولین باغچه بان» از عمده فعالیت‌های بسیار گران جمیل خرازی در خارج از کشور است. اما آخرین پروژه او دیگر محدود به خارج از کشور نمی‌شود و در یک فضای تعاملی با داخل ایران انجام خواهد شد.

 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر
جمیل خرازی در کنار مهرداد پهلبد (از ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۷ وزیر فرهنگ و هنر -همسر شمس پهلوی دختر رضاشاه و خواهر محمدرضا پهلوی)


خرازی با روسای دولت‌های آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی دارای ارتباطات ویژه‌ای است و بودجه اغلب فعالیت‌هایش توسط این دولت‌ها فراهم می‌شود. وی استطاعت مالی گسترده‌ای برای ایجاد جریان و شبکه سازی فرهنگی را در ایران داراست. خرازی  در حوزه‌های هنری از ارتباطات خاصی برخوردار است. در این زمینه می‌توان به ارتباطات او با  «هوشنگ سیحون»، «احسان یارشاطر»، «مهرداد پهلبد» اشاره کرد.
 

بنیاد توس

تنها عنوان «جمیل خرازی» مدیریتی موسسه ‌ای با عنوان «بنیاد توس» است که با اهداف برگزاری پروژه‌های بزرگ فرهنگی تاسیس شده است. بنیاد «توس» در انگلستان تحت عنوان بنیاد خیریه در سال ۲۰۰۶ تاسیس شد که  از سایر شرکاء و همراهان جمیل خرازی در پروژه‌های پرخرج بینافرهنگی می‌توان به چهره‌های زیر اشاره کرد:

 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر
بارونس کارولاین کاکس کویینزبری

۱-بارونس کارولاین کاکس کویینزبری از نمایندگان مستقل مجلس لردهای بریتانیا و نایب رییس آن بین سال های ١٩٨٦ تا ٢٠٠٤ بود. وی در ضمن ریاست گروه فراحزبی پارلمانی در ارتباط با ارمنستان و ریاست دانشگاه لیورپول را به عهده دارد. کاکس موسس انجمن خیریه کمک های بشردوستانه‌ای هستند که هدف خود را بهبود شرایط کسانی که تحت فشارآزار و سرکوب قرار دارند، می داند (موسسه هارت) و بواسطه برنامه های این بنیاد سفرهای متعددی به ارمنستان، برمه، تیمور شرقی، هندوستان، نیجریا، اوگاندا و سودان داشته است، کاکس از نخستین حامیان بنیاد توس است.

 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر
سمت راست پروفسور کولم اوموییرارتی  

 

۲- پروفسور کولم اوموییرارتی  از حامیان بنیاد توس، در حال حاضر مدیر مدرسه هاریس دانشگاه شیکاگو و از اعضای ارشد مرکز تحقیقاتی اذهان عمومی در آمریکا است. او به عنوان یکی از متخصصان تغییر بافت و مختصات فرهنگی به زعم خودشان غیر دموکراتیک به شمار می‌رود. وی از محققین اصلی بنیاد ملی علوم آمریکا و از مبتکرین شیوه های نمونه برداری آماری در بررسی های حضوری محسوب می شوند.   اوموییرارتی به عنوان مشاور با بسیاری از موسسات دولتی و خصوصی در آمریکا، انگلستان، ایرلند، ایتالیا و هلند همکاری می کند و از طریق سازمان ملل، کمیسیون جامعه اروپایی، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی و انجمن بین المللی ارزیابی های آموزشی در کشورهای دیگری نظیر چین، میانمار، منیا، پرو و لسوتو نیز فعالیت داشته است.

 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر
پروفسور سوزان مییر

۳-پروفسور سوزان مییر  ، مدیرمدرسه هاریس در دانشگاه شیکاگو بین سال های ٢٠٠٢ تا ٢٠٠٩، کتب و مقالات مختلفی در باره روش اندازه گیری فقر و اثرات آن منتشر کرده اند. وی مدیریت مرکز مشترک تحقیقاتی دانشگاه شیکاگو و دانشگاه نورث وست در باره فقر را بعهده داشتند. او معاون سردبیر نشریه جامعه شناسی آمریکا بودند.

پروفسور مییر از همان ابتدای کار از حامیان پروپاقرص بنیاد توس محسوب می شدند و در برنامه‌های مختلف این بنیاد سخنرانی‌های فراوانی داشته است.   ویدر حال حاضر به تحقیق در باره تحرک پذیری نیروی کار در سنین مختلف مشغول هستند.

 

 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر
دکتر راجا کمال سمت راست

۴-دکتر راجا کمال، از گروه حامیان بنیاد توس، معاون رییس روابط بین المللی موسسه باک برای تحقیقات سنی هستند. وی  پیش از آن از نایب روسای ارشد مدرسه هاریس در دانشگاه شیکاگو و مدیر اقدامات بین المللی مدرسه کندی در دانشگاه هاروارد بودند. رشته تخصصی دکتر کمال اقتصاد و تجارت بین المللی است و قبلا در همین رشته در دانشگاه بوستون تدریس می کرد. کمال مقالات متعددی در نشریات آمریکایی و بین المللی منتشر کرده  و مقالات وی  به زبان های عربی، چینی، فرانسوی، روسی و اسپانیایی ترجمه شده اند.

 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویرمحمود خوشنام

۵-  محمود خوشنام، کارشناس موسیقی  وپیش از انقلاب سردبیر ماهنامه رودکی را بر عهده داشت.   وی در کانسرواتوارملی  موسیقی ایران تدریس می کرد.   خوشنام در ١٩٨٠ به آلمان مهاجرت کردند و در سال های بعدی با نشریات و رادیو های متعددی همکاری کرده است. وی برنامه های مختلفی را برای رادیوی دویچه وله آلمان و سرویس فارسی بی بی سی تهیه کرده است. حوزه اصلی کاراو  در موسیقی فولکوریک و پاپ ایرانی است. خوشنام از بدو تاسیس بنیاد توس از حامیان آن بوده و در تهیه بسیاری از برنامه های آن همکاری داشت. او در 24 اسنفد 1399 درگذشت.

 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر

۶-شیوا شفیقیان دکتر کودکان و عضو کالج سلطنتی اطبای انگلیس است. پس از بازنشستگی به تحصیل در رشته هنر پرداخته و در حال حاضر به نقاشی اشتغال داردو اخیرا اولین دفتر اشعار خود را منتشر کرده اند. وی از همان ابتدای کار از حامیان بنیاد توس بودند و در برگزاری اغلب برنامه های آن همکاری داشته و از اعضای گروه مشاورین آکادمیک آن محسوب می شوند٠.

 

 

 

 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر
جین لوئیسون سمت راست


۷-جین لوئیسون از پژوهشگران موسسه مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه اکستر و بخش موسیقی مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن است٠ او فارغ التحصیل دانشگاه شیراز و مسلط به زبان فارسی است٠یکی از آخرین کارهایلوئیسون پروژه گردآوری برنامه گلها برای کتابخانه موزه بریتانیا بود٠وی در حراست از این مجموعه مهم نقشی کلیدی داشته است. لوئیسون از ابتدای تاسیس توس با آن همکاری داشته و در تهیه و اجرای چندین برنامه آن، بویژه برنامه گلهای جاویدان، کمک‌های مستقیمی به آن کرده است وی در گروه مشاورین آکادمیک بنیاد توس فعالیت می‌کند.

 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر
دکتر لئونارد لوئیسون

۸- دکتر لئونارد لوئیسون استاد ارشد موسسه مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه اکستر در زبان و ادبیات فارسی، اشعار و ادبیات عرفانی و تاریخ ایران است، تخصص وی  ترجمه اشعار عرفانی ایرانی است٠ دکتر لوئیسون در ضمن سردبیری سالنامه «بررسی مولانا رومی» که به مطالعات آکادمیک در باره مولوی اختصاص یافته است، را بر عهده دارد٠وهمچنین چندین کتاب در باره صوفی گری در ایران و معرفی صوفیان مهم آن، منجمله عطار، مولوی، حافظ و شبستری، منتشر کرد٠ مقالات او در انسیکلوپدی های مختلفی نظیر “عشق در مذاهب جهانی”، “اسلام” و “ایرانیکا” نیز منتشر شده اند٠  لوئیسون با بنیاد توس همکاری داشته و از اعضای گروه مشاورین آکادمیک آن محسوب می‌شود.

بررسی افراد ذی‌نفوذی که در بنیاد توس فعالیت‌می‌کنند نشان می‌دهد که این بنیاد برخلاف سایر نهادهای کنش‌گر فارسی زبان از نیروهای انسانی متخصص بین‌المللی با ارتباطات سیاسی خاص برای پروژه‌های بزرگ بهره می‌برد. این بنیاد قصد دارد پس از مدت‌های فعالیت در حوزه برنامه‌های بنیافرهنگی در خارج از کشور، پروژه‌های بسیار بزرگی را در ایران فعال کند.

یکی از  اهداف فرهنگی خرازی احیای مسیر فرهنگی پهلوی دوم است  که به صورت سمبلیک در جشن هنر شیراز تجلی داشت. با توجه به ارتباطات اعضای بلند پایه بنیاد توس  و جمیل خرازی با دموکرات‌های و قدرت گرفتن آنان در ایالات متحده، حمایت‌های دوچندانی از فعالیت‌های توس صورت خواهد پذیرفت. با توجه به علاقه دموکرات‌ها به پروژه‌های فرهنگی، پروژه‌های چهار سال آینده و راهبردی توس در داخل کشور به وسیله شبکه‌های مجازی گسترده‌تر خواهد شد. البته اجرای این پروژه‌ها محدود به ایران نمی‌شود و اغلب پروژه‌های بینافرهنگی توس دامنه جغرافیایی جاده ابریشم را در برخواهد گرفت.

بنیاد توس با اجرای  «صدای قدغن»  فاز داخلی فعالیت‌هایش را آغاز خواهد کرد. پروژه جدید این بنیاد که ریل گذاری آن طی سنوات پیشین از طریق گروه های میانجی در داخل و عناصر مرتبط آنان کلید خورده ظاهر حمایت از تک‌خوانی زنان است.

 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر


 

پروژۀ صدا قدغن

پروژه «صداقدغن» بنیاد توس از حیث تولید هزینه برای جمهوری اسلامی از پروژه‌های فخرآور، نیما زم، مصی علینژاد گزاف‌تر خواهد بود و هدف از اجرای این پروژه افزایش تنش‌های اجتماعی، سیاسی در داخل  است با این تفاوت که در پوشش فعالیت‌های هنری تعریف شده اما خطرات و آسیب‌های آن دست‌کمی از پروژه‌های ضداجتماعی علینژاد ندارد. ابعاد اجرایی پروژه «صدا قدغن» به شهبال شبپره سپرده شده که در قالب  گروه «اپیک» با حمایت بنیاد فرهنگی و هنری «توس» تولید خواهد شد.

این پروژه با هدف پشتیبانی از ممنوعیت آوازخوانی زنان، یا سایر محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی مرتبط با زنان است که در ساختاری موسیقیایی تعریف شده  و آواز خوانان زن را در صورت طی مراحل آکادمیک به خارج از کشور هدایت خواهد کرد. این برنامه که  یک «رئالیتی شو» (برنامه واقع‌گرایانه)   موسیقی ایرانی است بصورت هفتگی و در ساختار گسترده‌ای از شبکه‌های اجتماعی پخش می‌شود.

 

 «بنیاد توس» و مادر ترزای ملکه چه برنامه‌ای برای دختران ایرانی دارند؟ +تصاویر

 

شهبال شب‌پره، کارگردان، تهیه‌کننده، و مجری این برنامه در گفت‌وگو با صدای آمریکا می‌گوید : «این پروژه برای کمک به زنان هنرمندی است که  زجر کشیدند، زندان رفتند یا شکنجه شدند، و حالا پس از خروج از کشور، با محدودیت‌های بیشتری مواجه هستند، به عبارتی از چاله به چاه افتادند، چون به دلیل عدم آشنایی به زبان، یا شرایط نامناسب مالی در وضعیت دشواری زندگی می‌کنند و امکان فعالیت هنری را ندارند. » این برنامه شامل قسمت‌های متنوعی است که از جنبه‌های مختلفی، واقعیت‌های زندگی زنان هنرمندی را به تصویر می‌کشد که به تبعید اجباری تن داده‌اند و تبعیض جنسیتی را با درد و اجبار تحمل می‌کنند، بانوانی که در رویای شنیده ‌شدن، حتی فریاد یا صدایی برای اعتراض ندارند.»زنان ایرانی در خارج از کشور  یا فارسی‌زبان‌های افغان یا تاجیک، می‌توانند در این رقابت شرکت کنند، و نمونه‌های تصویری خود را با استفاده از موبایل یا گوشی‌ همراه، و با توجه به شرایطی که در تارنمای مربوطه ذکر شده است، برای ما بفرستند. این نمونه‌ها در چند مرحله گزینشی، توسط هیأت داوران که از چهره‌های کاربلد موسیقی هستند، و کاربران اینترنتی بررسی، و انتخاب می‌شوند، و در نهایت سه هنرمند زن برگزیده می‌شوند تا از این کمک‌ها استفاده کنند.»

او تأکید می‌کند که خدمات هنری به این افراد ارائه می‌شود، و بنیاد توس هزینه ضبط آهنگ، تولید آلبوم، تهیه نماهنگ، و برگزاری کنسرت برای این خوانندگان را تقبل می‌کند، و آنها را در گسترش فعالیت‌های موسیقایی خود یاری می‌دهد.»

پس از این پروژه بنیاد توس قصد دارد پروژه رقص دختران ایرانی را دنبال کند و کاملاش مشخص است که دگرگونی سازمان یافته اجتماعی را با توجه به تکنولوژی روز کلید خواهند زد.   بی‌بی‌سی فارسی، ایران اینترنشنال و صدای آمریکا از حاشیه‌های این برنامه به صورت مشخص بهره‌برداری فراوانی خواهند کرد و شبکه من و تو این رویداد را از زویای هنری پوشش خواهد کرد.

آنچه توس در پروژه صداقدغن دنبال می‌کند بسیار قابل اعتناست  و پرسش این است که نهادهای تامین کننده امنیت فرهنگی چگونه با این آکادمی گسترده استعدادیابی ساختار شکن مواجه خواهند داشت و برای متوقف کردن چنین پروژه‌هایی آینده هدایت‌گران عرصه فرهنگ و هنر برنامه‌ریزی خاصی را تدارک دیده‌اند!؟


:: بازدید از این مطلب : 379
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 8 تير 1400

 

 

نهج_البلاغه

▫️أیُّهَا النَّاسُ، مَنْ عَرَفَ مِنْ أَخِیهِ وَثِیقَةَ دِین وَسَدَادَ طَرِیق، فَلاَ یَسْمَعَنَّ فِیهِ أَقَاوِیلَ الرِّجَالِ

اى مردم ! هر کس از برادر مسلمانش استوارى در دین و درستى روش را مشاهده کند، باید به سخنانى که این و آن در نکوهش او مى گویند گوش فرا ندهد.

خطبه١۴١


:: بازدید از این مطلب : 486
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 29 خرداد 1400

از نقش آفر ینی مردم تا دولت تحول آفرین

مهمتریـــن مولفـــه در نظـــام هـــای سیاســـی مـــردم ســـالار، مشـــارکت مـــردم در انتخابـات و تاثیـری اسـت کـه تصمیـم جمعـی مـردم در ترسـیم آینـده سیاسـی، اقتصـــادی و اجتماعـــی کشـــور دارد:«در همـــه دنیـــا، انتخابـــات پرشـــور، مظهـــر زنـــده بـــودن و حضـــور بـــااراده و عـــزم راســـخ یـــک ملـــت در عرصه هاســـت» ۱۰/۱۲/۱۳۹۰ . حضـــور مـــردم در انتخابـــات در جمهـــوری اســـامی نشـــانه ی هوشــمندی و بیــداری مــردم نســبت بــه اصــل نظــام اســت:«هر جــا انتخابــات بـــا شـــرکت گســـترده مـــردم باشـــد، نشـــانه ایـــن اســـت کـــه ملـــت در آن کشـــور بیدارنـد، هوشـیارند و بـا نظـام خـود همراهنـد» ۱۰/۱۲/۱۳۹۰ بـر اسـاس مبانـی دینــی، رأی دادن در نظــام جمهــوری اســامی مصــداق عمــل صالــح محســوب مـــی شـــود:«اقدام بـــه انتخابـــات یـــک عمـــل صالـــح اســـت. همـــه کســـانی کـــه ُـ دنبـــال عمـــل صالحنـــد -  إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ  می خواهند عمـــل صالـــح انجـــام بدهنـــد» 26/03/140

نقش منحصربه فرد مردم درمردم سالاری دینی کلان نظریــه انقــلاب اســامی ایــران را مــردم ســالاری دینــی تشــکیل داده اســت کــه ایــن مهــم ابــداع امــام خمینـــی (ره)بـــود کـــه بـــا مجاهـــدت و جـــان فشـــانی مـــردم بـــه ثمـــر نشســـت:«کار بـــزرگ امـــام بزرگـــوار ّما این بود  کــه ایــن فکــر را، ایــن نظریه را، نظریه جمهـــوری اســـامی را- خلـــق کـــرد، آن را وارد میـــدان ّ هـــای سیاســـی گوناگـــون کـــرد -کـــه در آن دوره نظریـات مختلـــف سیاســـی، شـــرقی، غربـــی، در عرصـــه مســـائل سیاســـی و ذهنیت ها ّ سیاسی بـــا هـــم برخـــورد [داشـــت]- بعـــد بـــه آن تحقق بخشـــید عینیت بخشید» 14/03/1400 .در کلام  رهبـــر انقـــلاب، مـــردم ســـالاری همـــان جمهوریـــت اســـت:»جمهوریت - یعنـــی مردمســـالاری بـــه معنـــای واقعـــی کلمـــه - در ایـــن کشـــور همـــواره بـــا اعتقــاد بــه اســلام و حرکــت در جهــت اســلام همــراه اسـت» ۱۰/۰۵/۱۳۸۴ و اسـلامیت و جمهوریـت کامـلا ّ در هــم تنیــده هســتند:«حاکمیت اسلام و حاکمیت مـردم اینهـا بـا همدیگـر درهمنـد و بـا هـم هیـچ گونـه ّ منافاتی ندارند. حاکمیت اسلام  یعنـــی محتواهـــا و ارزش ها. و جهت گیریهـــا را اســـلام معیین می کند.حاکمیت مردم  یعنـی شـکل اداره حکومـت را مـردم  تشـــکیل میدهنـــد» 14/3/1400.

 


:: بازدید از این مطلب : 399
|
امتیاز مطلب : 28
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 25 خرداد 1400

 

۱- هشتمین رئیس‌جمهور کشورمان، سه روز دیگر با رای مردم انتخاب می‌شود. این روز به مدد الهی، شروع فصلی تازه در حیات ملت ایران است. واقعیت این است که از بنی‌صدر تا شهید رجایی و آیت‌الله خامنه‌ای، و سپس، مرحوم هاشمی و خاتمی و احمدی‌نژاد و روحانی - با همه تنوع فکری و تفاوت‌های عمیق عملکردی- منتخب مردم بوده‌اند و این روند، با همه فراز و نشیب و هزینه‌هایش، تمرین مردم‌سالاری بوده است. مردم‌سالاری جوان ما در طول این چند دهه، انتخاب‌های قوی یا ضعیف را به خود دیده، تجربه اندوخته و رشد یافته است. به همین دلیل هم، اغلب مردم ما مثل چند سال قبل، به وعده‌درمانی دل نمی‌سپارند. این نقطه قوت است، ولو اینکه آسیب‌هایی مانند بی‌اعتمادی را هم در کنارش موجب شده باشد.

۲- تلخ و تاسف‌بار است شنیدن اظهارات کارگردان فیلم تبلیغاتی آقای روحانی در سال ۹۲ که چند سال بعد فاش کرد «متن‌های سخنرانی روحانی را در سال ۹۲ من نوشتم. ۲۷- ۲۸ جمله طراحی شده بود که قرار بود او بگوید. مثلاً «هم چرخ سانتریفیوژها باید بچرخد، هم چرخ زندگی مردم». در گفت‌وگوی شبکه دو، بنایمان این بود که وقتی او مقابل مجری قرار گرفت، هر چه مجری می‌گوید را رها کنیم و به تلویزیون حمله کنیم(!) روز به‌ روز با سیطره رسانه‌ها، آدم‌هایی انتخاب می‌شوند که به شومن و بازیگر نزدیک‌ترند تا سیاستمدار»! هشت سال بعد، بسیاری از مردم آموخته‌اند که به شومنیسم «نه» بگویند و وعده‌ها را با «برنامه»، و مهم‌تر از آن، «کارنامه»، اعتبارسنجی و راستی‌آزمایی کنند.

۳- کارنامه مدیریت شومنیستی، نیازی به شرح ندارد. نابودی چند ده میلیارد دلار از ذخایر ارزی در خدمت‌رانت خواران و ضمنا برجا گذاشتن رکوردهای تورمی بی‌سابقه، واگذاری ضدتولیدی ده‌ها هزار میلیارد تومان تسهیلات بانکی و محرومیت تولیدکنندگان، مماشات با برخی کلان بدهکاران بانکی، اجازه ارتکاب چند ده هزار میلیارد تومان فساد اقتصادی به دانه‌درشت‌ها (صندوق ذخیره فرهنگیان، شرکت نیشکر هفت‌تپه و ماشین سازی تبریز و...، مفاسد برادران و داماد و فرزندان برخی دولتمردان، و...)، حذف سامانه‌های شفافیت و مدیریت مصرف مثل کارت سوخت و آن فاجعه غافلگیری در ماجرای قیمت بنزین، استنکاف چندین ساله از راه‌اندازی سامانه جامع تجارت و سامانه شناسایی بیش از یک میلیون خانه خالی، کوتاهی در اخذ مالیات ده‌ها هزار میلیاردی از سوداگران کاذب، تحمیل رکود به تولید در حوزه پیشران‌هایی مثل مسکن و کشاورزی و دامداری، دادن شوک‌های بی‌سابقه به بازار بورس و خسارت اکثریت سهامداران، و... ده‌ها نمونه مشابه. این مدیران در حالی در کنار راه انداختن صف مرغ و روغن، ادعا می‌کنند «نگذاشتیم ایران، کره شمالی یا ونزوئلا شود و دچار قحطی دوره احمدشاه قاجار گردد»، که مدعی بودند مردم را از درآمد سرشار، و از پول یارانه بی‌نیاز می‌کنند.

۴- اکنون برخی از بانیان همین پسرفت اقتصادی، به‌جای عرض شرمندگی و اعتراف به کژتابی و ناتوانی خویش، می‌کوشند «ناتوانی از ارائه چشم‌انداز» را به نظام و انقلاب نسبت ‌دهند. برخی از همین‌ها با یاس‌پراکنی، در نقشه و زمین «خط تحریم» بازی می‌کنند که از سوی دشمن و گروهک‌های ورشکسته پیگیری می‌شود. این، همان طیفی است که سال ۸۸ با دروغ تقلب، کشور را به کام بی‌ثباتی کشاند و سپس آدرس «تحریم‌های فلج‌کننده» را به دولت اوباما داد. پس از آن هم، سوار بر موج فشار اقتصادی دشمن، مدعی نجات کشور از تحریم شد، اما پس از هشت سال، تحریم‌ها را بیش از دو برابر کرده، رتبه اقتصادی ایران را شش پله کاهش داده و سفره مردم را کوچک‌تر کرده است. حالا هم هفته‌هاست درباره انتخابات مظلوم‌نمایی می‌کند تا پاسخگوی کارنامه خود نباشد. شدت اعتراض مردم به عملکرد این طیف، موجب دوپارگی ناگزیر «ائتلاف سبز و بنفش» شده؛ گروهی می‌گویند حالا که رای نداریم، انتخابات را تحریم کنیم - و مثل یکی از سران فتنه و همسرش و برخی افراطیون جبهه اصلاحات، تحریم هم کرده‌اند- و برخی دیگر (پس از مظلوم‌نمایی چند هفته‌ای) می‌گویند نامزد داریم و در انتخابات شرکت می‌کنیم(!)

۵- وضعیت ارّه نشینی، حکایت سیاست بازانی است که نه روی تحریم انتخابات را دارند و نه روی حمایت صادقانه و بی‌بهانه از نامزدهای خود را. همه نظرسنجی‌های دولتی، قبل و بعد از مناظره‌ها نشان می‌دهد دو نامزد اصلاح‌طلب دولتی، با یک تا چهار درصد رای، در رتبه‌های چهارم یا پنجم و هفتم نامزدها قرار گرفته‌اند؛ اما مثلا آقای رئیسی، بالای ۶۶ تا ۷۰ درصد رای دارد. آنها اگر از نامزدی حمایت کنند، معلوم خواهد شد آن سه چهار هفته‌ای که درباره تایید نامزدها اشک تمساح ریختند، دغلبازی بوده است. چنانکه آقای مرعشی (سخنگوی کارگزاران و عضو نهاد اجماع‌ساز اصلاح‌طلبان) می‌گوید «سازوکار نهاد اجماع‌ساز همچنان برقرار است. بنا به تدابیری ما آقای همتی را در لیست ۱۴ نامزد نهاد نیاوردیم، ایشان همان کاندیدای پنهان ما بود که قبلا گفته بودم». (حکایت پنهان شدن بالای مناره!). این طیف، همچنین هیچ توجیهی درباره دروغ بهزاد نبوی (رئیس‌بعدی نهاد اجماع‌ساز) و همبازی‌های او ندارند که بارها برای فرار از پاسخگویی مدعی شده‌اند «رئیس‌جمهور ۱۵ درصد اختیارات هم ندارد و تدارکاتچی است». اگر هم مثل موسوی و برخی تندروهای مشارکت، تحریم کنند، رسما کنار گروهک‌های بدنام جانمایی خواهند شد؛ و حال آنکه معاون رئیس‌جمهور در دولت اصلاحات، و رئیس‌کل بانک مرکزی دولت روحانی (عضو کارگزاران) در میدان رقابت حاضرند و نمی‌توانند مدعی شوند که نامزد ندارند. اما آقای علی صوفی، عضو نهاد اجماع‌ساز می‌گوید «مهرعلیزاده و همتی در مناظره‌ها هیچ دستاوردی نداشتند. ما در سال ۹۲، چیزی برای گفتن داشتیم، اما در این مناظره چیزی برای دفاع نداشتیم. نه آقای همتی در موقعیتی بود که بتواند از عملکرد دولت دفاع کند، نه آقای مهرعلیزاده؛ همتی نه می‌توانست از عملکرد خود دفاع کند و نه از عملکرد دولت. کاندیداهای دولتی و اصلاح‌طلب نمی‌توانستند شعار بدهند، چون وقتی حرف و عملشان باهم مقایسه می‌شود، حرف‌هایشان بی‌اثر و بی‌فایده است. این دو، هیچ‌گاه جانب مردم را نگرفتند و کارنامه‌ای هم در این زمینه ندارند؛ عملکرد دولت دامن هر دوی آنها را گرفت».

۶- دوپارگی مدعیان اصلاح‌طلبی بر سر مشارکت یا تحریم انتخابات، قابل رفو نیست. اصلاح‌طلبان اکنون در شرایطی در حال عبور از موسوی و همسرش هستند که چند سال آنها را به بازی گرفته و نان مظلوم‌نمایی بر سر حصر او را خورده بودند. این اتفاق قابل تامل، تکرار ماجرای عبور از مدعیان «تحصن و استعفا» در مجلس ششم است. خط استعفا و تحصن برخی مقامات دولتی و نمایندگان برای تعطیلی انتخابات مجلس هفتم، به بی‌اعتنایی مردم به نمایش تحصن و شکست کامل انجامید. طرفه آنکه آقای «پ» از اعضای فراکسیون مشارکت، چهارشنبه ۲۴ دی ماه ۸۲ در جمع تحصن‌کنندگان گفته بود «مواظب باشیم خردل زیر دُم‌مان نمالند» و بعد تعریف کرده بود: «چرچیل از استالین پرسید شما چگونه به گربه‌ای که از خردل بدش می‌آید، خردل می‌خورانید؟ او پاسخ داد: پسِ گردنش می‌زنیم و خردل را به زور در دهانش می‌ریزیم. چرچیل گفت: اما ما این کار را نمی‌کنیم. خردل را به دم گربه می‌مالیم تا دمش بسوزد. آن وقت، دمش را می‌لیسد، خردل را نیز می‌خورد».

۷- یکی از اتفاقات عجیب در انتخابات پیش رو، نقش‌آفرینی بی‌پروای برخی دولتمردان در خدمت نامزدهای دولتی و فضاسازی وسیع علیه سایر نامزدهاست! ظرف یک ماه اخیر، آقای روحانی هفته‌ای چند نوبت، علیه نامزدهای مستقل فضاسازی کرده است. سخنگوی دولت هم در نامه‌ای به استانداران، دستور جنجال علیه آقای رئیسی را صادر کرده و گرا داده بود «نگاهی بر عملکرد رئیسی در قوه ‌قضائیه در حوزه فیلترینگ خالی از لطف نیست. عملکردی که در نتیجه آن فیلترینگ تشدید شده. فیلترینگ تلگرام در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ٩٧ گرفت». ساماندهی این مواجهه و فضاسازی علیه آقای رئیسی، در حالی انجام شد که ماجرای مورد ‌اشاره قبل از ریاست آقای رئیسی بر دستگاه قضایی بوده و خود دولت، به خاطر اتفاقات تلخ دی‌ماه ۹۶، در صدور این دستور بازدارنده نقش‌آفرین بوده است! مشابه این هراس‌افکنی وارونه، از سوی رئیس‌بانک مرکزی انجام شد که به خاطر دیدار آقای جلیلی با روستائیان و کشاورزان، مدعی شد این، سند تلاش برای تبدیل ایران به کره شمالی است(!) البته او هم مثل سخنگوی دولت مجبور شد با شرمندگی، ادعای خود را پس بگیرد؛ اما ضمنا این پرسش‌ها را تبدیل به مسئله روز کنند: چه کسانی اتاق‌های فکر و سیاستگذاری برخی دولتمردان را مدیریت می‌کنند که حاصل کار، این قبیل عملیات روانی مسموم، یا تولید و درز فایل صوتی آقای ظریف می‌شود!؟

۸- مردم، همچنین فارغ از رقابت‌های انتخاباتی، دوست دارند بدانند اگر دستگاه قضایی در این سه سال، ‌گریبان مفسدان گردن کلفت را گرفته و روح امید را در جامعه دمیده، چرا باید برخی نامزدها و محافل حامی، به جای قدردانی از این حرکت، علیه آقای رئیسی عقده‌گشایی و توهین و تهمت‌پراکنی کنند؟ آیا این به رقابت انتخاباتی بر می‌گردد، یا ریشه‌های عمیق‌تری در زمینه فساد سیاسی و اقتصادی دارد؟ اگر فلان نامزد حتی جرأت اعلام نام کلان بدهکاران بانکی را ندارد، دستگاه قضایی برخی از همان‌ها را پای میز محاکمه کشانده و حقوق بیت‌المال را اعاده کرده است. شکستن خط قرمز مفسدان دانه درشت در سه قوه، افتخاری برای نظام و قوت قلب مردم است. اما چرا برخی محافل سیاست‌باز، به جای قدردانی، تخریب و ترور شخصیت می‌کنند. نگران چه هستند؟ اینکه مردم به آینده، به خاطر جدیت مبارزه با فساد، امیدوار شده باشند؟ پس تفاوت این طایفه، با دشمن چیست؟

۹- سه روز دیگر، نوبت حماسه مردم است. رهبر انقلاب ۶ خرداد ۱۴۰۰ در دیدار نمایندگان مجلس، نکات مهمی را متذکر شدند که جای بازخوانی دارد: «سه هفته به انتخابات باقی است. بنده جدّاً امیدوارم که با همّت ملّت ایران، این انتخابات بر خلاف خواسته‌ دشمن، مایه‌ آبروی ایران بشود. دشمنان ما از همه‌ امکانات استفاده می‌کنند؛ هم دشمنانمان، هم کسانی در داخل که دانسته یا ندانسته دنبال حرف آنها را می‌گیرند و تکرار می‌کنند، و تلاش می‌کنند انتخابات را مایه‌ سرشکستگیِ ملّت قرار بدهند. بنده امیدوارم مردم همّت کنند و خدای متعال لطف کند و این انتخابات، مایه‌ سربلندی و عزّت کشور ان‌شاءالله باشد.

در مورد مسئله‌ مشارکت، که بعضی نگرانند مشارکت کم خواهد شد، بنده به نظرم این‌جور می‌رسد عموم مردم دنبال اسم این و آن نیستند؛ عامّه‌ مردم دنبال این هستند که ببینند چه کسی دارای یک مدیریّتی، یک قوّت عمل یا قوّت اراده‌ای، یک کارآمدی‌ای است که می‌تواند مشکلات را از میان بردارد. اینکه حالا چه کسی با چه نامی و از چه جناحی وارد میدان بشود، برای عموم مردم مطرح نیست؛ برای گروه‌های خاص چرا، امّا برای عموم مردم نخیر. اگر نامزدها به مردم نشان بدهند که دارای این کارآمدی هستند، مردم پای صندوق‌ها هم می‌روند و مشارکت بالایی هم خواهد بود، ان‌شاءالله به توفیق الهی...

به مردم عزیزمان عرض می‌کنم؛ ملّت عزیز ایران! انتخابات در یک روز انجام می‌گیرد امّا اثر آن در چند سال باقی می‌ماند. در انتخابات شرکت کنید، انتخابات را متعلّق به خودتان بدانید -که متعلّق به شما است- و از خدا کمک بخواهید، هدایت بخواهید که شما را هدایت کند به آنچه درست و حق است و بروید پای صندوق رأی و به کسی که شایسته است، رأی بدهید. به حرف این کسانی که ترویج می‌کنند -چه از داخل، چه از خارج- که «فایده‌ای ندارد، ما نمی‌رویم پای صندوق، نروید» اعتنا نکنید؛ اینها دلسوز مردم نیستند. دروغ می‌گویند، کسی که دلسوز مردم است، مردم را از رفتن پای صندوق انتخابات منع نمی‌کند».

 

روزنامه کیهان: محمد ایمانی


:: بازدید از این مطلب : 697
|
امتیاز مطلب : 33
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 24 خرداد 1400

به نقل از مرکز رسانه قوه قضاییه، در مناظره سوم انتخابات ریاست جمهوری بود که عبدالناصر همتی با ارائه کاغذی دست نوشته نام یازده بدهکار عمده بانکی را در اختیار آیت الله سید ابراهیم رئیسی قرار داد.

ساعتی بعد از اقدام همتی در ارائه لیست غیر رسمی و دست نوشته در مناظره، تصویری از کاغذ مورد اشاره در فضای مجازی منتشر شد که نام بدهکاران عمده بانکی در آن به ترتیب زیر نوشته شده بود.
۱. دانیال‌زاده ۲. عظام ۳. صدرهاشمی نژاد ۴. العقیلی ۵. اقدامیان ۶. فلاحتیان ۷. شفیعی ۸. گرامی ۹. ایزدپناه ۱۰. رستمی صفا ۱۱. ریخته گران.

توضیحات سخنگوی قوه قضاییه در مورد لیست یازده نفره همتی

در همین مورد سخنگوی قوه قضاییه با ارائه توضیحاتی از جزییات و روند رسیدگی قضایی به پرونده افراد مورد اشاره توضیحاتی ارائه کرده است.

در توضیحات ارائه شده از سوی اسماعیلی آمده است: خوشبختانه کارنامه قوه قضاییه در رسیدگی به پرونده‌های معوقات بانکی و بدهکاران عمده بانکی همانند بسیاری از موارد دیگر درخشان است.

اسماعیلی در ادامه با اشاره به نوع اقدامات صورت گرفته در پرونده‌های بدهکاران بانکی می‌گوید: اقدامات انجام شده صرفا بر اساس تدابیر این قوه، تلاش همکاران قضایی و ضابطین قوه قضاییه است نه بانک مرکزی و سیستم بانکی کشور. در این پرونده‌ها تاکنون نه تنها سیستم بانکی مدعی نبوده بلکه در برخی از موارد مانع تراشی هم داشته‌اند.

سخنگوی قوه قضاییه با اشاره به اینکه بانک مرکزی تاکنون در مورد پرونده‌های رسیدگی شده مکاتبه‌ای با قوه قضاییه نداشته است به ارائه توضیحاتی در مورد پرونده افراد فوق الذکر پرداخته است که در زیر می‌خوانید:

ردیف یک: در این موردر پرونده قضایی تشکیل شده و در برخی موارد حکم هم صادر شده که در مرحله فرجام خواهی دیوان عالی کشور است. با پیگیری قضایی در فرآیند رسیدگی ۸ هزار و ۳۰۰ میلیارد ریال به بانک ملی مسترد و معادل ۲۶ هزار و ۲۰۰ میلیارد ریال از اموال وی به بانک منتقل شده که مطالبات این بانک وصول شده است.

بخشی از مطالبات ارزی نیز از طریق تعزیرات حکومتی وصول گردیده است. در مورد مطالبات سایر بانک‌ها موضوع در حال پیگیری است.

ردیف دو: پرونده قضایی تشکیل، رسیدگی و حکم صادر شده است. تلاش‌های قوه قضاییه برای پرداخت بدهی و تداوم فعالیت کارخانجات تولیدی این گروه در حال انجام است.

ردیف سه: با وجود همکاری نکردن شبکه بانکی کشور، با پیگیری قوه قضاییه (دادسرای تهران) و تلاش سازمان اطلاعات سپاه به عنوان ضابط پرونده، تاکنون ۴۹ هزار میلیارد ریال از مطالبات بانک‌ها وصول و در اختیار بانک‌های ذینفع قرار گرفته است. این اقدام صرفا با پیگیری قضایی، تعامل و همکاری و پذیرش گروه مذکور انجام گردیده و پرونده در دادسرا مطرح رسیدگی بوده و هنوز حکمی صادر نشده است.

در همین پرونده از بانک مرکزی خواسته شده در مورد  نحوه پرداخت تسهیلات کلان و رعایت ضوابط و مقررات بانکی بررسی و اظهار نظر نماید که پاسخ داده‌اند به لحاظ محدودیت منابع انسانی انجام خواسته مقدور نیست و از کارشناسان رسمی استفاده شود.

ردیف چهار: پرونده قضایی تشکیل شده است. اقدامات زیادی در مورد شناسایی و حفاظت از اموال گروه از جمله شرکت پلی اکریل اصفهان انجام شده که با اموال توقیف شده مطالبات بانک‌ها قابل وصول است. ضمنا شخص مورد اشاره در سال ۹۵ فوت کرده است.

ردیف پنج: پرونده قضایی تشکیل و در حال رسیدگی است. در فرآیند رسیدگی برای نحوه پرداخت بدهی‌ها، توافقاتی حاصل شده و بر اساس توافق تاکنون بخشی از مطالبات پرداخت شده است.

ردیف شش: در این مورد پرونده در قوه قضاییه رسیدگی شده و حکم ده سال حبس و رد مال صادر شده و محکوم در زندان است. با پیگیری قوه قضاییه در فرآیند رسیدگی ۲۹ میلیون درهم و ۱۲۰ هزار میلیارد ریال از بدهی گروه مذکور به بانک‌های ذینفع پرداخت شده است.

ردیف هفت: پرونده در حال رسیدگی است و در فرآیند رسیدگی ۳۰۰ میلیارد ریال بدهی یکی از بانک‌ها پرداخت شده است.

ردیف هشت: در این مورد پرونده در دادسرای تهران تشکیل شده و در فرآیند رسیدگی مطالبات بانک‌های گردشگری، آینده و سینا تسویه شده است. ۶۲۰ دستگاه خودروی هیوندا بابت بدهی گروه مذکور به بانک آینده تحویل شده است. ده فقره ملک با ارزش حدود ۴۰ هزار میلیارد ریال توسط قوه قضاییه شناسایی و توقیف شده و در حال کارشناسی است که به بانک‌ها منتقل و احتمالا تمامی بدهی‌ها تسویه خواهد شد.

ردیف نه: پرونده قضایی تشکیل شده و با پیگیری قضایی مطالبات تعدادی از بانک‌ها وصول شده و بر اساس هماهنگی انجام شده مقرر است تا شهریور ماه سال جاری بدهی‌ها پرداخت شود.

ردیف ده: پرونده در حال رسیدگی است و در فرآیند رسیدگی ۳۰ هزار میلیارد ریال از بدهی بانک‌ها وصول شده است.

ردیف یازده: پرونده در قوه قضاییه رسیدگی شده است. متهمان به ۲۵ سال و ۱۷ سال حبس محکوم شده‌اند و هم اکنون در زندان هستند. تاکنون با پیگیری‌های قضایی و شناسایی اموال ۹ هزار میلیارد ریال از مطالبات بانک‌ها وصول شده است. علاوه بر آن ۱۷۰ میلیارد ریال و ۲۶ میلیون یورو به بانک توسعه پرداخت شده. همزمان از تعطیلی پتروشیمی اصفهان متعلق به گروه مذکور جلوگیری شد.

به نقل از روزنامه جوان:

تصویر لیست ابربدهکاران بانکی که در مناظره سوم یکی از نامزدها به نامزد دیگر داد، رسانه‌ای شد؛ معلوم شد ۱۱ نفر ادعایی از قضا یا محاکمه شده و در زندانند یا در حال طی کردن فرآیند دادرسی هستند یا اینکه از وابستگان دولت به حساب می‌آیند که همکاری نکردن مسئولان دولتی باعث شده قوه قضائیه نتواند تا کنون به پرونده آنها ورود کند، یا اینکه حتی فوت کرده‌اند! آقای همتی دو سال و اندی مسئول بانک مرکزی بود و باید بدهی این ابربدهکاران بانکی را با اختیارات قانونی‌ای که داشت وصول می‌کرد و به بیت‌المال بازمی‌گرداند. کار نکرده بانک مرکزی از سوی قوه قضائیه انجام شد، اما رئیس معزول بانک مرکزی در مناظرات انتخاباتی لیست کارهای نکرده‌اش را تحویل رئیس قوه قضائیه داد!


دانیال‌زاده، عظام، صدرهاشمی، العقیلی، اقدامیان، فلاحتیان، شفیعی، گرامی، ایزدپناه، رستمی‌صفا و ریخته‌گران، اینها ۱۱ نفری هستند که آقای همتی در مناظره سوم انتخاباتی اسامی آنها را به آقای رئیسی داد و مدعی شد ابربدهکاران بانکی‌ای هستند که قوه قضائیه باید با آنها مقابله کند! با انتشار اسامی مشخص شد از قضا قوه قضائیه کار نکرده آقای همتی را در بانک مرکزی انجام داده و با این مفسدان اقتصادی برخورد قضایی کرده‌است.

۹۰ هزار میلیارد تومان دست ۱۱ نفر
اوایل فروردین ماه بود که عبدالناصر همتی در مصاحبه با شبکه سه سیما خبر داد که ۹۰ هزار میلیارد تومان از مطالبات بانکی فقط دست ۱۱ ابربدهکار است. اسامی این افراد تا زمان برگزاری آخرین مناظره انتخابات ریاست جمهوری، مشخص نبود. در مناظره سوم انتخابات، دیگر کاندیداها به همتی طعنه می‌زدند که با بدهکاران بانکی مماشات کرده و او توضیح می‌داد که بدهی‌های کلان مربوط به دوره‌های پیش از او بوده‌است و برای باور بیشتر موضوع ناگهان در میانه بحث‌ها از جای خود بلند شد و کاغذی به دست رئیسی داد و گفت این لیست بزرگ‌ترین بدهکاران بانکی است. رئیسی هم البته در همان مناظره تأکید کرد که دستگاه قضا به پرونده این افراد به طور کامل رسیدگی کرده‌است. ساعاتی بعد از مناظره هم اسامی منتشر شد. بیوگرافی ابر بدهکاران نشان می‌دهد که حق با رئیس قوه قضائیه بود و به پرونده این افراد رسیدگی شده‌است. البته خود آقای همتی چندی پیش هم، وقتی که رئیس بانک مرکزی بود، در مصاحبه‌ای تصریح کرده‌بود که توانسته است با همکاری آقای رئیسی ۱۶ هزار میلیارد تومان از مطالبات بانکی را وصول کند.

انتقال دانیال‌زاده از آلمان برای محاکمه در ایران
آبان سال ۱۳۹۸ با تلاش قوه قضائیه رسول دانیال‌زاده ابر بدهکار بانکی، از آلمان به ایران مسترد شد. همکاری اینترپل در این پرونده اقتصادی بی‌سابقه بود. همان زمان القاصی مهر، دادستان تهران درباره او توضیح داد که از دهه ۷۰ ابتدا نفوذ خود را بر بانک ملی شعبه فردوسی تهران آغاز کرد و هر آنچه می‌خواست و از طریق همین شعبه انجام می‌داد. بدون ضمانت وام و ال‌سی می‌گرفت و با همین وام‌های کلان کارخانه می‌خرید و برج‌سازی می‌کرد و به واسطه همین کار با مدیران دولتی آشنا شد.


حسینعلی حاجی‌دلیگانی، نماینده شاهین‌شهر هم افشا کرد که دانیال‌زاده از طریق خیریه پولشویی می‌کرده و با همین پوشش خانه ۱۶ میلیارد تومانی در تجریش را به «الف غ» همسر حسین فریدون برادر حسن روحانی هدیه کرده‌است.


رسول دانیال‌زاده به جرم تشکیل شبکه ارتشا و به دلیل آنکه بعد از تشکیل پرونده به کشور بازگشت، دادگاهی و با لحاظ تخفیف به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

گروه عظام در تور قضا
پرونده عباس ایروانی، مدیر هلدینگ قطعه‌سازی عظام، به همراه شش نفر دیگر در سال ۹۸ به دادگاه رفت. ایروانی متهم به بدهی ۳ هزار میلیارد تومانی بانکی و فساد ۷۶۴ میلیون دلاری بود. اتهام اولیه ایروانی افساد فی‌الارض بود، اما بعد از جلسات محاکمه، دادگاه این اتهام را به اخلال در نظام اقتصادی تبدیل کرد.


نماینده دادستان در دادگاه افشا کرد که پرداخت رشوه به مدیران بانک مسکن و ملی، مسئولان وزارت صمت، مسئولان اداره‌های صنعت و معدن استان‌های مختلف و شرکت‌های خودروسازی سایپا و ایران‌خودرو از جمله اقدامات ایروانی بود.

یک فوتی در لیست همتی!
العقیلی یک تاجر اماراتی بود که اسفند ماه سال ۱۳۹۵ فوت کرد. وی یکی از همدستان بابک زنجانی و دلال نفتی بود. العقیلی،‌نماینده کمپانی سیگار مارلبرو در غرب آسیا بود و نماینده دادستان در دادگاه بابک زنجانی که ریاست آن با قاضی صلواتی بود، کیفرخواست این بدهکار بانکی را هم ارائه کرد.


وی عضو هیئت مدیره شرکت پلی اکریل اصفهان (به مدیر عاملی اکبر ترکان) به عنوان بزرگ‌ترین شرکت الیاف کشور هم بود.

اقدامیان در دست اقدام
محمدجواد اقدامیان، مالک برندهای مشهور وینابست، ویستابست، آتیه‌سازان سارا، پارت پولاد، ساران کالا، مهندسی همراهان فناوری اطلاعات، پلیمر پلاست پارس و تهران تولید است که طی سال‌های ۸۶ تا ۹۱ هشت فقره وام از بانک سرمایه دریافت کرد.


اقدامیان درمجموع ۱۹۵ میلیارد تومان وثیقه نزد بانک سرمایه داشت که ۹۸ میلیارد تومان آن چک بانکی، ۸۷ میلیارد تومان سفته و ۱۰ میلیارد تومان نیز سند ملکی بود. رأی پرونده وی در کنار پرونده امامی قرار است به زودی صادر شود.

فلاحتیان در زندان
مهدی فلاحتیان با علی دیواندری، مدیر عامل سابق بانک‌های ملت و پارسیان و رئیس سابق پژوهشکده پولی و بانکی در دولت روحانی، هم‌پرونده‌ای بود. او ۲۲۰ میلیون درهم تسهیلات از بانک ملت دریافت کرده و بانک ملت در ازای آن حتی کپی شناسنامه هم از او نخواسته بود. این تسهیلات در حالی به فلاحتیان داده‌شده که او نامش به عنوان بدهکار بانکی در سیستم ثبت بوده‌است، اما دیواندری گفت که از این تسهیلات باخبر بوده‌است. مهدی فلاحتیان در حال حاضر در زندان

است تا با شناسایی اموالش بدهی‌هایش تصفیه شود.

محکومیت رستمی صفا به حبس
محمد رستمی صفا، بنیانگذار گروه صفا و بدهکار بزرگ بانک پارسیان است. او از پیمانکاران قدیمی شرکت ملی گاز است که شهریور ۸۵ موفق شد حدود ۳۰ درصد سهام بانک پارسیان را که در مالکیت ایران خودرو بود، به ارزش حدود ۲۹۳ میلیارد تومان بخرد.


رستمی صفا به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم شد، اما به دلیل فقدان پیشینه کیفری، دادگاه تجدیدنظر مجازات حبس او را به جزای نقدی یک میلیارد تومانی کاهش داد.

۱۵ سال زندان برای برادران ریخته‌گران
بهروز و فیروز ریخته‌گران که اکنون در زندان هستند در اسفند سال ۸۶ برای خرید بانک سرمایه اقدام کردند. نماینده دادستان در دادگاه آنها گفت که ریخته‌گران بدون پرداخت هیچ مبلغی و با ارائه یک حواله جعلی انبار آهن، مالک ۳۸ درصد سهام بانک سرمایه می‌شود و شهرداری تهران وقتی برای گرفتن میلگرد مراجعه می‌کند تنها با یک انبار خالی در شورآباد تهران روبه‌رو می‌شود! بهروز و فیروز ریخته‌گران در نهایت به ۱۵ سال حبس محکوم شدند.


با این تفاصیل، از لیست ادعایی آقای همتی فقط سه نفر تا کنون به زندان نرفته‌اند، آن هم احتمالاً به خاطر فشار زیاد وابستگان دولتی این ابربدهکاران بوده‌است؛ همان‌طور یکی از منابع آگاه در این زمینه خبر داده‌است.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 491
|
امتیاز مطلب : 22
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 23 خرداد 1400

حضرت آیت الله خامنه‌ای:

سوال- آیا شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی ایران شرعا واجب است و عدم شرکت حرام است؟

ج) شرکت در انتخابات نظام جمهوری اسلامی برای افراد واجد شرایط، یک وظیفه شرعی، اسلامی و الهی است.

سوال- آیا شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی ایران واجب عینی است یا کفایی؟

ج) واجب عینی است.

سوال- با توجه به اینکه زن جهت شرکت در انتخابات می‌بایست از منزل خارج شود آیا واجب است از شوهر اجازه بگیرد؟ و اگر شوهر به همسرش اجازه شرکت در انتخابات را ندهد یا رضایت نداشته باشد تکلیف زن چیست؟

حضرت آیت الله مکارم شیرازی:

سوال- آیا شرکت نکردن در انتخابات معصیت و گناه است؟

آری، ترک آن بدون عذر شرعی جایز نیست.

سوال- چرا شرکت در انتخابات لازم است؟

ج) همانطور که حفظ جان، مال، ناموس، دین و کشور واجب است و باید اینها را حفظ کنیم، رأی دادن نیز که مقدمه حفظ این موارد است واجب است. به عبارت دیگر مقدمه واجب نیز واجب است.

سوال- آیا شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی ایران واجب عینی است یا کفایی؟

ج) شرکت در انتخابات برای همگان لازم و واجب است و واجب عینی می‌باشد.

سوال- آیا شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی ایران شرعا واجب است؟

ج) شرکت در انتخابات برای همگان لازم و واجب است.

سوال- آیا عدم شرکت در انتخابات از نظر دینی اشکال دارد؟ اگر این گونه است انداختن رأی سفید چه حکمی دارد؟

ج) شرکت نکردن در انتخابات جایز نیست و اگر به شخص خاصی اعتماد نکردید می‌توانید رأی سفید بدهید؛ ولی تا جایی که ممکن است رأی سفید ندهید

حضرت آیت الله جوادی آملی:

سوال- در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل آزادی در انتخابات پذیرفته شده است؛ ولی رهبری مردم را ملزم می‌کند که در انتخابات شرکت کنند. آیا کسی که در انتخابات شرکت نمی‌کند، کار واجبی را ترک کرده است یا دستور رهبر، امر ارشادی است؟

تقویت نظام اسلامی با شرکت در انتخابات و مانند آن لازم است؛ لیکن هر فردی در انتخاب نماینده و رأی به کاندیدا آزاد است. البته رعایت مصالح نظام اسلامی و امت مسلمان لازم است.

حضرت آیت الله جعفر سبحانی:

سؤال- نظر شما در مورد شرکت در انتخابات چیست؟

ج) سرنوشت نظام اسلامی و کشور بستگی دارد که در انتخابات شرکت کنیم و به افراد متدین و ملتزم به اسلام و قوانین و توانا بر اداره کشور رأی دهیم. والله العالم

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری www.leader.ir، استفتائات جدیدی در مورد «احکام انتخابات» به روز رسانی و منتشر کرد.

معیارهای نامزد اصلح

س۸. به نظر معظم له معیارهای نامزد اصلح چه مواردی است؟

ج. با وجود شرایط قانونی، اهم معیارهای اصلح به شرح زیر است:

- تدیّن؛ تعهّد و خوشنامی؛ وفاداری به انقلاب و ایستادگی در راه آن؛ عزم، اراده و نفوذ ناپذیری در مقابل دشمن و افراد ناصالح؛ دارای برنامه و کفایت لازم؛ مرعوب نشدن در مقابل دشمنان؛ ساده زیستی و دوری خود و بستگان از اشرافی ­گری؛ مردمی و آشنا به درد مردم، خدمتگزاری؛ اعتقاد واقعی به راه امام راحل (ره)؛ تقید به مسائل اخلاقی نظیر پرهیز از معامله­ گری، رشوه و توصیه پذیری و توجه به منافع طبقات محروم جامعه؛ تثبیت مواضع عزت آفرین، صحیح، عاقلانه و حکیمانه انقلاب و نظام؛ پرهیز از اسراف یا هزینه از بیت المال یا اموال شبهه ناک در تبلیغات و غیر آن؛ پرهیز از طرح اموری که در اختیار آن‌ها نیست؛ شناخت اولویت‌ها و فوریت‌های نظام و مردم و پرداختن به آنها؛

وظیفه شخص در صورت نشناختن نامزد اصلح

س۹. اگر اصلح را نشناسیم وظیفه چیست؟ از طرفی اگر تحقیق کنیم و به شخص اصلح نرسیم می توانیم در انتخابات شرکت نکنیم؟

ج. در تشخیص فرد اصلح می توانید از کسانی که به لحاظ تعهد دینی و بصیرت انقلابی مورد اعتمادند، کمک بگیرید و در هر صورت شرکت در انتخابات نظام جمهوری اسلامی برای افراد واجد شرایط، یک وظیفه شرعی است.

لزوم حلالیت طلبی برای غیبت و تهمت در انتخابات

س۱۶. وظیفه اشخاصی که در جریان انتخابات، تخلفات تبلیغاتی از قبیل هتک حرمت اشخاص، تهمت، غیبت و مواردی از این قبیل را مرتکب شده اند، چیست؟

ج. درصورتی که حلالیت طلبیدن مفسده نداشته باشد باید از آنها حلالیت بطلبد و در صورت امکان جبران نماید مثلا گفته های خود را به هر کس که رسانده تکذیب کند. 

حرام بودن درآمد ناشی از انتشار دروغ و شایعه در انتخابات

س۱۷. کسب درآمد ناشی از پخش دروغ و شایعه در فضای مجازی در ایام انتخابات چه حکمی دارد؟

ج. این‌گونه کسب درآمد، حرام است.

رأی دادن در مسجد برای جنب و حائض

س۱۸. با توجه به اهمیت شرکت در انتخابات در مراحل مختلف و از سوی دیگر، مستقر بودن برخی صندوق‌های اخذ رأی در مساجد، آیا رفتن به مسجد در حال جنابت و حیض، برای عمل‌کردن به این وظیفه مهم سیاسی عبادی جائز است؟

ج. باید به مناطقی بروند که صندوق در غیر مسجد باشد.

رعایت حق الناس برای تبلیغات انتخاباتی

س۱۹. حکم شرعی چسباندن پوسترهای تبلیغاتی در مکانی که صاحب آن مکان راضی نیست، چیست؟ اگر باعث کثیفی نمای ساختمان یا آسیب‌زدن به آن شود، آیا فرد، ضامن است؟

ج. اگر عرفاً تصرف در مال او محسوب شود، حرام است و ضامن خسارات وارد شده می‌باشد.

وعده های خلاف واقع یا غیر قانونی نامزد انتخابات

س۲۰. اگر نامزد انتخابات در تبلیغات خود وعده‌های نادرست و خلاف واقع یا وعده‌هایی خارج از توان و وظایف نمایندگی به مردم بدهد، آیا این کار جایز است؟

ج. نباید وعده‌هایی بدهد که توان انجام آن را ندارد و یا منع قانونی دارد.

انتشار دروغ درباره نامزدهای انتخابات

س۲۱. در جریان انتخابات، افراد در مجالس و سخنرانی ها، دانسته یا ندانسته، موضوعات مختلفی را به نامزدها نسبت می دهند؛ آیا بازگوکردن آنها شرعاً اشکال دارد؟

ج. اگر مطالب مذکور دروغ باشد یا اهانت به شخصی باشد شرعا جایز نیست.

حکم کوتاهی در انجام وظیفه انتخاباتی

س۲۲. آیا کوتاهی نکردن در امور اجرایی انتخابات یک وظیفه قانونی است، یا شرعاً نیز اشکال دارد؟

ج. کوتاهی در امور اجرایی انتخابات، خیانت در امانت محسوب شده و شرعاً جایز نیست.

کفاره شکستن سوگند شرعی نامزدهای انتخابات

س۲۳. آیا نمایندگانی که از انجام وظایف اصلی و قانونی خود کوتاهی می کنند و بر اساس سوگند اولیه خود عمل نمی کنند شرعاً باید کفاره بدهند؟

ج. اگر سوگند شرعی با شرایط آن محقق شده باشد، شکستن آن موجب کفاره می شود.

حکم چاپ و نشر آرم جمهوری اسلامی در تبلیغات انتخابات

س۲۴.آرم جمهوری اسلامی در بنرها و پوسترهای تبلیغاتی وجود دارد و ممکن است برخی بدون وضو به آن دست بزنند یا به آن بی‌احترامی کنند؛ در چنین صورتی، چاپ و اشاعه آن چه حکمی دارد؟

ج. چاپ و نشر آرم جمهوری اسلامی ایران اشکال ندارد، ولی بر کسی که به دستش می‌رسد، لازم است احکام شرعی آن را رعایت نموده و بنا بر احتیاط واجب از بی‌احترامی و نجس‌کردن و مسّ بدون وضوی آن خودداری کند.

حکم چاپ و نشر اسماء متبرکه در تبلیغات انتخابات

س۲۵. اگر اسم برخی از نامزدها از قبیل عبدالله که کلمه «الله» در آنها وجود دارد، در اوراق تبلیغاتی یا پوسترها چاپ شده، در اختیار مردم قرار گیرد، چه حکمی دارد؟

ج. مسّ لفظ جلاله بدون وضو جایز نیست، اگرچه جزئی از یک اسم مرکب باشد. ولی چاپ و نشر آن اشکالی ندارد.

دور انداختن اقلام و برگه های تبلیغاتی دارای اسماء متبرکه

س۲۶. آیا لازم است هنگام انتخابات، مأموران شهرداری پس از گردآوری برگه‌های تبلیغاتی آنها را به‌خاطر داشتن اسماء متبرکه یا آیات قرآن بررسی کنند؟ آیا می‌توانند آنها را به سطل زباله بیاندازند؟

ج. فحص و بررسی لازم نیست و تا زمانی که وجود اسماء جلاله یا آیات قرانی در آنها احراز نشود، انداختن آن در سطل زباله اشکال ندارد.

از بین بردن اقلام و برگه های تبلیغاتی دارای اسماء متبرکه

س۲۷. اگر کارگر شهرداری بعد از گردآوری کاغذها و اوراق انتخاباتی یقین داشته باشد که در لابه‌لای آنها اسماء متبرکه یا آیات قرانی وجود دارد، در این صورت چه وظیفه‌ای دارد؟ آیا باید آنها را جدا کند؟

ج. جدا کردن اسماء متبرکه لازم نیست و میتوانند همه آنها را یکجا به‌ وسیله آب تبدیل به خمیر کنند.

اسراف در تبلیغات انتخاباتی

س۲۸. آیا چاپ گسترده اوراق تبلیغاتی که اکثراً بدون مطالعه در معابر رها شده، یا سر از سطل زباله در می آورند، جایز است؟

ج. تبلیغات انتخاباتی مطابق قوانین اشکالی ندارد ولی باید از روش هایی استفاده نمایند که اسراف در آن رخ ندهد.

فعالیت انتخاباتی کارمند در ساعات اداری

س۲۹. اگر کارمند دولتی در وقت اداری به انجام اموری از قبیل تبلیغ برای نامزد دلخواه خود بپردازد، جایز است؟

ج. در ساعات اداری باید طبق مقررات اداری به انجام وظایف محوله خود بپردازد و برای فعالیت های غیر مرتبط مطابق قوانین مرخصی بگیرد.

نظرسازی و انتشار نظرسنجی دروغین در انتخابات

س۳۰. انتشار هرگونه نتایج نظرسازی و نظرسنجی کاذب درباره انتخابات و نامزدهای انتخابات چه حکمی دارد؟

ج. دروغ و فریب و تقلب در انتخابات، جایز نیست.

خودستایی و غرور در تبلیغات نامزدهای انتخاباتی

س۳۱. آیا تبلیغِ نامزدها درباره مهارت‌ها و توانایی هایشان، خودستایی و غرور محسوب می‌شود؟

ج. خودستایی و غرور از صفات رذیله‌ای است که انسان به‌خاطر هوای نفس به دنبال آنها است تا فخرفروشی کند اما بیان مهارت‌ها و توانایی‌ها اگر برای روشنگری بوده باشد، اشکالی ندارد.

ریا در تبلیغات نامزدهای انتخاباتی

س۳۲. آیا نامزدها مجاز هستند برای روشنگری در انتخابات و کسب رأی رفتارها و کارهای خداپسندانه خود را بازگو کنند؟ آیا این کار ریا محسوب نمی‌شود؟

ج. اعمال ریاکارانه زمانی صدق می‌کند که هدف انسان، نشان‌دادن دین‌داری خود به دیگران باشد؛ اما اگر با اهداف مقدس، اعمال خود را بازگو کند، ریا محسوب نمی‌شود.

اجازه شوهر برای نامزدی زنان در انتخابات

س۳۳. نامزدی زنان در انتخابات مجلس یا شوراها، درصورتی‌که شوهر او راضی نباشد، چه حکمی دارد؟

ج. شرکت در انتخابات برای بانوانی که شرایط لازم را دارند منوط به اجازه شوهر نیست، لکن در صورتی که نامزدی در انتخابات بر ایشان متعین نباشد باید از انجام اموری که موجب تضییع حق شوهر می‌شود اجتناب کنند.

بیان اندیشه های نادرست، اشتباهات سیاسی و فساد مالی نامزدها در انتخابات

س۳۴. آیا در مناظرات تبلیغاتی یا سخنرانی‌های عمومی بیان اندیشه‌های نادرست نامزدها یا اشتباهات سیاسی یا فساد مالی آنها جایز است؟ اگر با قصد روشنگری افکار عمومی باشد، چه حکمی دارد؟

ج. در صورتی‌که برای شناخت آنها لازم باشد و قصد هتک و اهانت نباشد، مانعی ندارد و گفتن نکات منفی در چارچوب قانون مانع ندارد.

انتقاد نامزدها از عملکرد مسئولان در انتخابات

س۳۵. آیا انتقاد نامزدها در تبلیغات انتخاباتی از عملکرد مسئولان قبلی شرعاً اشکال دارد؟

ج. بیان ضوابط و شرایط و نقدکردن دیگران جهت روشن‌شدن اذهان، مانعی ندارد ولی باید از هتک حرمت و تهمت و توهین اجتناب نمود.

تخریب غیر مستقیم عملکرد نامزد دیگر در انتخابات

س۳۶. اگر تعریف نامزدی از برنامه خود به‌صورت غیرمستقیم باعث تخریب عملکرد نامزدهای دیگر شود، اشکال دارد؟

ج. نقدکردن مستقیم یا غیرمستقیم دیگران برای روشن‌شدن اذهان مانعی ندارد.

وظیفه مردم در قبال انتشار دروغ و شایعه در انتخابات

س۳۷. افراد عادی و عموم مردم در قبال شایعات و مطالب دروغی که در فضای مجازی پخش و منتشر می شود، چه وظیفه‌ای دارند؟

ج. وظیفه امر به معروف و نهی از منکر به عهده همه افراد جامعه می باشد و باید از شایعات و مطالب دروغ جلوگیری کرد.

تخلف از قوانین جمهوری اسلامی در انتخابات

س۳۸. تخلف از قوانین و مقررات جمهوری اسلامی در مسائل مربوط به انتخابات چه حکمی دارد؟

ج. مخالفت با قوانین برای هیچ‌کس و در هیچ‌جا جایز نیست.

حکم عدم شرکت در انتخابات به جهت عملکرد مسئولان

س۳۹. آیا ضعف و سستی برخی از مسئولان در اداره کشور را می توان دلیل شرکت‌نکردن در انتخابات قرار داد؟

ج. خیر، دلیل مذکور مانع از عمل به وظیفه شرعی نمی باشد.

 


:: بازدید از این مطلب : 454
|
امتیاز مطلب : 24
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 20 خرداد 1400

«ما کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُداً» که قسمتی از آیه 57 سوره کهف است بسیار گویاتر از هر سخنی در تنبیه افراد و تنزیه افکار و اعمال ماست و خدا می‌داند که داروی درمان بیماری حبّ جاه و مقام کسانی است که خدایشان حزب و منصب و میز و صندلی است. اگر هنوز از خدا خاطره‌ای در ذهن خود داشته باشند.

علامه طباطبایی که خدا بر درجاتش بیفزاید و او را دعاگومان قرار دهد در تفسیر المیزان به این آیه پرداخته و زیباتر از این قلمِ ناتوان، به بیان زیر و بالای آن همت گماشته و این‌گونه ترجمه نموده که «من گمراه کنندگان را به کمک نمی‏گیرم».

به نظر؛ دستور مستور در این آیه این است که ‌ای بندگان من، شما هم گمراه کنندگان را به کمک نگیرید. آنها که به خدا تعهدی ندارند به شما نیز تعهدی نخواهند داشت و بر عهد خود نمی‌مانند. امید صداقت و درستی داشتن از آنکه برای رسیدن به دنیا از دروغ و دغل بهره می‌گیرد خیالی واهی و سرابی نامتناهی است. تجربه می‌گوید آن‌کس که برای رسیدن به مقام دنیایی پا بر حق و عدالت می‌گذارد، آماده می‌شود تا بر حقوق بیشتری پا بمالد. در سیاست پاک اسلامی، هرگز نباید به سمت سبزه مزبله رفت چراکه آبی خورده که امثال ماکیاولی و معاویه ریخته‌اند و از جایی تغذیه کرده که تعفن شیطانی دارد. ماکیاولی جدای از سخنان درستی که گفته، معتقد است عهدشکنی ناپسند نیست و فرمانروایان می‌توانند وعده‌هایی را که به اجبار داده‌اند با رفع اجبار بشکنند. او در کتاب شهریار، آورده که شهریاران باید هم خوی انسانی داشته باشند و هم خوی حیوانی. لزومی ندارد همه صفات خوب را داشته باشند و همین که به آن تظاهر کنند، کافی است.

آنها که معتقدند سیاست کثیف است، این را دیده و شنیده و خوانده‌اند و از سیاست اسلامی بی‌خبرند. سیاست اسلامی، چون عین دیانت است، پاک و شریف است و سیاستمدار، اهل دوز و دغل به مردم نیست. جای عاقلان، پاکبازان و شجاعان است، نه حقه‌بازانِ دنیاپرست. در میدان نبرد می‌توان دشمن را فریب داد و رجز خواند و اغراق کرد ولی در میان مردم هرگز. ما آنچه از امام راحل و امام حاضر دیدیم غیر از این نبود. اینها حتی با مردم دشمن هم مهربان بوده و هستند و تنها با سران کفر و نفاق، اهل مبارزه‌اند. سیاستی که قبل از حمله هوایی به تأسیسات بعثی به مردم خبر می‌دهد و قبل از حمله به پایگاه عین‌الاسد، مردم حوالی را خبر می‌کند کجا و سیاست کثیف و سخیف میهمان و مظلوم و مردم‌کش آمریکا و اسرائیل و رهروان آنها؟ آن که سرسختانه با منافقین خونخوار می‌جنگد همان کسی است که فرزند شیرخوار مسعود رجوی که به دستش افتاده را مهربانانه بغل کرده و به عاقلان خانواده رجوی می‌سپارد.

جمهوری اسلامی ایران بسیار مفتخر است که در مردمسالاری دینی و واقعی، سرآمد و سرافراز و سرخط است. ثابت کرده از رأی و نظر مردم واهمه ندارد و محترم می‌شمارد. مردم می‌دانند به هرکه رأی دهند همان خواهد آمد حتی اگر مورد نظر نظام و انقلاب اسلامی نباشد. تقلب و جابه‌جایی را باید در جایی جست که به حکم دادگاه، رأی کمتر به ریاست می‌نشیند. کشورهای منطقه که مردمشان رنگ رأی را به چشم ندیده‌اند هم هرگز صلاحیت اظهارنظر ندارند و ورود رسانه‌های سعودی و امثال آن به این عرصه مثل اظهار نظر گاو چاق است درباره پرواز عقاب. جمهوری اسلامی اهل خیانت به آرای مردم نیست و گواه این مدعا رؤسای جمهور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این 42 سال است. طعنه دشمنان و غافلان به اینکه چرا بسیاری از رؤسای جمهور ایران مخالف و منتقد ‌شدند اگرچه خواندن داستان از وسط کتاب است ولی از قضا ثابت‌کننده این ادعاست که جمهوری اسلامی از تنوع افکار، هراسی به دل ندارد و با خودباوری بی‌نظیرش از همه ظرفیتهای موجود مدیریتی در کشور و هر ادعای نخبگی و توان مدیریتی که مورد رغبت مردمش باشد استفاده می‌کند. این باشکوه نیست؟

انتخابات 1400 اگرچه به خاطر سوء مدیریت و سابقه بد اصلاح‌طلبان اعتدالی در 8سال اخیر و قربان کردن جمهوریت نظام به پای اعتماد به دشمن، ممکن است با استقبالی نظیر دوره‌های قبلی روبه‌رو نشود ولی نباید به خاطر بی‌تدبیری و بی‌عرضگی حرافان، پشیمانی از انتخاب بد گذشته را به دلخوری از انقلاب معنی کرد. دروغگویی مدعیان دموکراسی کجا و طهارت انقلابیون صادق کجا؟ سیاست عفن معاویه کجا و سیاست مطهر علوی کجا؟ آن که برای دو روزه دنیا دروغ می‌گوید و وعده پوچ می‌دهد و به چهره پاک دین و دینداران ناخن می‌کشد همان غوغازیستی است که حیاتش در دوقطبی‌سازی و آشوب و بلواست. دوگانه دروغین جنگ و صلح، میدان و مذاکره و... که اکنون به پوچی آن پی برده شده امروزه جایش را به دوگانه 5 نفر علیه یک نفر داده و هم به دنبال تنش قومیتی ترک و دیگران است.

همگان فهمیده‌اند که هیچ دشمنی نمی‌تواند مثل لیبرال‌ها کشور را به هم ریخته و ویران کند و خطر اصلی، تفکری است که به اخلاق به عنوان یک شعار خالی از عمل نگاه می‌کند و دروغ را جزئی از سیاست می‌داند. اخلاق را شعاری می‌داند که با آن بر رقیب چنگ زند و خود عاری از آن و تعهداتش باشند. وضعیت اسفبار اقتصاد امروز نتیجه اعتماد به کسانی است که کارشان را با دروغ و تهمت و فریب و دوگانه‌سازی‌های جعلی آغاز کردند و کشور را به اینجا رساندند که نه چرخ سانتریفیوژ به درستی می‌چرخد و نه چرخ زندگی مردم. وعده ایجاد رونق اقتصادی آنچنانی که مردم را از یارانه 45500 بی‌نیاز کند، روغن را از سبد خانوارها و رونق را از بازارشان ربود و ارزش همان یارانه را از 40 دلار به یک و نیم دلار کاهش داد و هزینه یک هندوانه کرد. تورم بی‌سابقه، بی‌ارزش کردن پول ملی، خلق پول بی‌پشتوانه، سوزاندن اعتماد مردم با بورس، تضعیف اعتبار ایران در جهان، تحمیل تحریم‌های سیاه‌چاله‌ای و منحصر به فرد، تخریب زیرساخت‌های امنیتی و فرهنگی و از همه مهم‌تر ایجاد افسردگی سیاسی در بین مردم، بخشی از حضور خسران‌بار لیبرال‌هایی است که نگاه ابزاری به اخلاق دارند.

در این تفکر می‌توان مردم را کوله بر و سوخت بر کرد و هرچهار سال یک‌بار برای آنها اشک کبیسه ریخت. زن را با گلوله کشت و به مقتوله تهمت و افترا زد و هنگام انتخابات از حقوق زنان دم زد. برای حرمت مردم مویه کرد و بعد از نشستن به ریاست آنها را لبوفروش و بی‌شناسنامه و بی‌سواد و راننده تاکسی نامید. برای گردش آزاد اطلاعات هق هق کرد و با گران کردن بنزین در شب عید، به مردم ایران شبیخون زد. از سرافرازی ایران و ایرانی گفت و معاهده ننگین برجامی را نخوانده امضاء نمود که حتی نسخه فارسی ندارد. از منشورحقوق شهروندی گفت و نجومی‌بگیران بی‌انصاف را ذخیره انقلاب نامید و انبوه مردم را لشکر قابلمه به دست خواند. از اتحاد و محبت و اسلام رحمانی داد سخن سر داد و با دوگانه‌های جعلی مردم را در مقابل هم قرار ‌داد و.... و در این تفکر می‌توان عهد کرد و شکست، به کارِ نکرده افتخار کرد، به جای پاسخ، متلک گفت و به جای عذرخواهی فرار کرد و به جای مسئولیت‌پذیری دیگران را متهم نمود و با جنگ روانی به جنگ جمهور رفت و... و می‌توان به زور زر و تزویر و رسانه، جای مظلوم و مجرم را عوض کرد.

گلایه و تردید برخی برای شرکت در انتخابات ریشه در همین اقداماتی دارد که اعتماد عمومی را مخدوش کرده و بزرگترین خیانت به کشور و مردم نیز همین ایجاد ناامیدی است. مردم دیگر نخواهند پذیرفت که در روزهای انتخابات وعده بشنوند و وقت ریاستِ شاسی‌سواران، سواره از آنها نظرسنجی کنند. امروزه هم برخی نامزدها نه برای مدیریتِ وقت، که برای انشاخوانی و دستورخوانی، مثل مراسم ترحیم، از همه اقشار ضعیف و در مضیقه و از قشری که می‌شود در آن طمع بکنند نام می‌آورند و کلی‌گویی می‌کنند، بی‌آنکه برنامه یا کارنامه درخشانی داشته باشند. فرار مغزها، جوانان، زنان، مذاهب و اقوام مختلف، حجاب، فیلترینگ، ورود زنان به استادیوم و... همگی ژله‌های اشتهاآوری است برای تحریک ذائقه عوام، و فریب دادن عامه از توجه به شایسته‌گزینی. اینها را آنهایی وقیحانه مرتکب می‌شوند که رقیبان را پوپولیست می‌نامند.

مطالبه بحق مردم از نامزدها پس از مناظره اول و دوم این است که بین خود و خدایشان، خدا را در نظر بگیرند و مردمی که سفارش شده اوست. بدانند که به زودی در محکمه عدل الهی حاضر خواهند شد و باید پاسخگوی امروزشان باشند. محضر امروز، محل و محملی برای عقده‌گشایی و انشاخوانی و دروغ پراکنی نیست. بطلان کلام متکبرانه سرهنگ نیستم، حقوقدانم را امروزه مردم در حقوق ضایع شده خود توسط دولت فعلی می‌بینند و با جمله «من اقتصاددانم» این زخم کهنه تازه می‌شود. توهین و تحقیر و دروغ سواد شش کلاسی و امثال آن نیز از همین تفرعنی ناشی می‌شود که در همین دو مناظره و حواشی آن عیان است و حاجت به بیانش نیست. امروزه باید به این مهم متمرکز شویم که هرگز فرصت اعتماد به کذابانی که قصد فریب مردم با مظلوم‌نمایی و استخدام حقه‌بازانه کلماتی نظیر کاندیدای خاص، پنج نفر به یک نفر و... را دارند نیست و هرگز نباید گمراه کنندگان را به کمک گرفت که امیدی به خیر آنان نیست اگر شر نرسانند و فقط بروند تا مردم نفس بکشند. ان‌شاءالله

  

 

محمدهادی صحرایی درج در روزنامه کیهان 


:: بازدید از این مطلب : 653
|
امتیاز مطلب : 24
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 20 خرداد 1400

  یکی از ده ها مورد نقد در دولت تدبیر و امید، رفتار اشرافیگری است که دولت آقای  روحانی در استمرار دولت آقای هاشمی رفسنجانی حرکت می کند و همین روحیه اشرافی گری آن ها کشور را متاسفانه قفل کرده است به طوری که برخی وزرای این دولت دارای ثروت هزار میلیارد تومانی هستند. از این رو اولین مسئله برای مبارزه با انقلاب، اشرافی گری است. سعی کرده اند مصرف گرایی به وجود آورند تا جایی که یک وزیر دولت یازدهم اعتراف کرد که بیش از ۱۱ میلیارد تومان سرمایه دارد. و حتی خود رئیس جمهور به دلیل همین رویکرد اشرافی دارای آن ویژگی هایی که امام راحل برای یک رئیس جمهور ساده زیست و مردمی برمی شمرد، نبود.

مقام معظم رهبري می فرماید: نمی شود ما در زندگی مادی مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند، مردمى که خیلیشان از اولیات زندگى محرومند. در این راه، از خیلی چیزها باید گذشت.نه فقط از شهوات حرام، از شهوات حلال نیز باید گذشت.( بیانات مقام معظم رهبري سال 1370 - ص 126)

بگذریم. 

تا جایی که در سالهی گذشته خبر سفرهای نوروزی روحانی رسانه‌ای شده، نشان می‌دهد که او علاقه خاصی به سفر به کیش و قشم داشته؛ آن هم نه سفرهای معمولی و تفریحی! بلکه سفر در راستای پیگیری اقتصاد مقاومتی!!!

نوروز سال ۹۴ تصویری از قایق سواری او با لباس ورزشی و با خانواده در قشم منتشر می‌شود.

نوروز سال ۹۵ دولتی‌ها خبر رسمی می‌دهند که روحانی برای پیگیری اقتصاد مقاومتی وارد کیش شده. چند روز بعد تصویری از او منتشر می‌شود که در یک مجموعه تفریحی در کیش به دیدار هاشمی

رفسنجانی رفته؛ مدیونید اگر فکر کنید این دیدار در راستای اقتصاد مقاومتی نبوده!

نوروز ۹۸ سیل ویرانگر چند استان کشور را درگیر کرده؛ بسیاری از مردم خانه و زندگی‌شان را به طور کلی از دست داده‌اند. اوضاع وخیم است؛ خیلی از گروههای جهادی خودشان را برای کمک به این مناطق رسانده‌اند؛ اما خبری از روحانی نیست! برای همه سوال شده که رئیس‌جمهور مملکت کجاست که سری به این مناطق سیل زده نمی‌زند! ظاهرا او در این لحظات حساس هم پیگیری اقتصاد مقاومتی را رها نکرده؛ آن هم در قشم! آنقدر رسانه‌ها و مردم سیل زده سر و صدا راه می‌اندازند که سفر نوروزی رئیس جمهور خراب می‌شود و روحانی بعد از چند روز بر می‌گردد!

وقتی روحیه رئیس جمهور اینطور باشد، طبیعی است که در همین ایام سیل گلستان، مناف هاشمی استاندار گلستان هم در راستای اقتصاد مقاومتی در سفر خارج از کشور باشد و پاسخگوی هیچ کسی در این شرایط بحرانی نباشد؛ البته آقای استاندار نهایتا بخاطر شدت انتقادات مردم برکنار شد؛ ولی روحانی پیگیری اقتصاد مقاومتی را همچنان تا آخر ادامه داد...

ماجرای سفر نوروزی روحانی به کیش و قشم برای اقتصاد مقاومتی!

ماجرای سفر نوروزی روحانی به کیش و قشم برای اقتصاد مقاومتی!

ماجرای سفر نوروزی روحانی به کیش و قشم برای اقتصاد مقاومتی!

ماجرای سفر نوروزی روحانی به کیش و قشم برای اقتصاد مقاومتی!

 

 

 

 

 

ماجرای سفر نوروزی روحانی به کیش و قشم برای اقتصاد مقاومتی!

ماجرای سفر نوروزی روحانی به کیش و قشم برای اقتصاد مقاومتی!

ماجرای سفر نوروزی روحانی به کیش و قشم برای اقتصاد مقاومتی!

 

:: بازدید از این مطلب : 514
|
امتیاز مطلب : 31
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 16 خرداد 1400

وقتی مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری از صدا و سیما شروع شد. فکر می کردم که می توانم با برنامه های آنها در موضوعات مختلف که کشور با آن درگیر است آشنا می شوم. تا اینکه آقای مهر علیزاده مانند دوستان همفکرش در  سال 92 و 96 به جای جوای سئوال مجری، متوسل به مسائل حاشیه ای شد. یکی از آن مسائل دفاع تمام قامت از یک جاسوس امنیتی کشور بود به نام کاوه مدنی. البته این طرز دفاع از یک جاسوس در بین بعضی از اصلاح طلبان مبسوط به سابقه است.

در همه جای دنیا، مسایل امنیتی و بحث جاسوسی یک بحث تخصصی و معمولا جزو خطوط قرمز هر سیستم حکومتی است و در زمان مطرح شدن یک پرونده جاسوسی، حتی در همان کشورهایی که مدعی آزادی بی‌حد و مرز مطبوعات هستند، به شدت در اظهار نظر درخصوص چنین پرونده‌هایی محتاط عمل می‌کنند و زوایا و ابعاد این گونه پرونده‌ها معمولا سال‌ها بعد از روشن شدن ماهیت پرونده و توضیحات مسئولین امنیتی باز می‌شود. اما در کشور خود شاهد هستیم از سوی نمایندگان مجلس و برخی از چهره های اصلاح طلب و  روزنامه‌های زنجیره‌ای  خود را محق و مجاز دانسته که بر اساس حدس و گمان و شایعات، اظهارنظر کنند و شخصا و راسا حکم برائت این جاسوس راصادر کرده یا همصدا با رسانه‌های معاند، به تردیدافکنی و مظلوم‌نمایی و کم اهمیت نشان دادن موضوع جاسوسی بپردازند.

این نوع اظهارنظر بی‌پروا و بی‌ملاحظه محدود به مخاطبان مجازی بی‌نام و نشان نیست و حتی نماینده‌ مجلسی که سوگند پاسداری از منافع ملی را خورده، به راحتی به هر مسئله پیچیده و حساس امنیتی-اطلاعاتی ورود می‌کند و صرفا بر اساس حدس و گمان و نظر شخصی، در مصاحبه و کانال و صفحه اجتماعی خود نظر می‌دهد و شبهه افکنی می‌کند بدون آنکه از جزییات پرونده اطلاع داشته باشد.

یکی از آن جاسوسان، کاووس سید امامی  بود. این فرد سه تابعیتی بوده و تابعیت های ایران، آمریکا و انگلیس را داشته است. سید امامی در کنار یک تیم بزرگ که در قالب NGO ها فعالیت می کردند، پروژهای جاسوسیو زیست محیطی شامل موضوعات زیست محیطی، نفوذ در جامعه علمی ایران و جمع آوری اطلاعات از اماکن حساس و حیاتی کشور از جمله پایگاه‌های موشکی کشور و ... را پیگیری می کردند. این فرد و تیم همراهش به بهانه حفاظت از محیط زیست به استان‌های مختلف حتی شهر دامغان هم سفر کرده بودند و اعضای این شبکه در برخی از مناطق استراتژیک کشور تعدادی دوربین در ظاهر برای رصد امور زیست محیطی نصب کرده بودند که در واقع پوششی برای رصد فعالیت های موشکی کشور بوده است.امامی قبل از خودکشی همه همدستان خود را معرفی کرده و به بسیاری از فعالیت‎های خود اعتراف کرده بود. در جریان دستگیری این جاسوس هجمه های طیف بکری آقای مهر علی زاده بر علیه دستگاه های امنیتی و سپاه شروع شد. از علی مطهری که نایب‌رئیس‌مجلس و عضو فراکسیون امید در مجلس که سابقه زیادی در اظهارنظرهای شبهه برانگیز و القاء توطئه را در بر داشت بگیر تا محمود صادقی، حسام‌الدین آشنا، مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور، صادق زیباکلام ایشان در فیس بوک خود  نوشت: «آقای کلانتری، از کی تا به حال سرگین یوز هم جزو اطلاعات طبقه‌بندی‌شده است.» به گمان وی همانند فیلم‌های ۵ دهه قبل، هنوز جاسوس کسی است که عینک دودی بر چشم می‌زند و اسلحه‌ای با صداخفه‌کن دارد.روزنامه اعتماد در یادداشتی به قلم «حمیدرضا جلایی‌پور» ایجاد شبهه نمود.روزنامه وقایع اتفاقیه نیز در یادداشتی با عنوان «سیدامامی و سؤالات بی‌پاسخ» ایجاد شبهه نمود. روزنامه آرمان نیز در تیتر اصلی خود با عنوان «ورود کانادا به پرونده سید امامی» به همصدایی با رسانه‌های معاند در تشکیک مرگ این جاسوس پرداخت و نوشت: دولت کانادا از ایران خواست تا درباره مرگ کاووس سیدامامی شهروند ایرانی-کانادایی که در زندانی در تهران خودکشی کرده است، تحقیقات لازم انجام دهد. عمر الغبرا، معاون پارلمانی وزیر امور خارجه کانادا گفت که کشورش از شنیدن خبر فوت این شهروند ایرانی-کانادایی بسیار متأسف شده است. 

می‌توان و نباید از کنار حرکت هماهنگ روزنامه‌های زنجیره‌ای، برخی از نمایندگان مدعی اصلاحات و... با رسانه‌های آمریکایی و اروپایی در فضاسازی به نفع جاسوسان، به آسانی عبور کرده و این هماهنگی را تصادفی تلقی کرد. این طیف بارها به اقدامات مشابه و هماهنگی در دفاع از متهمان جاسوسی و مفاسد کلان اقتصادی دست زده‌اند.

برای نمونه پس از انتشار خبر دستگیری «عبدالرسول دری اصفهانی» جاسوس دوتابعیتی در تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، روزنامه‌های اصلاح‌طلب به دفاع تمام‌قد از این متهم پرداختند. در همین رابطه روزنامه آرمان-۳۰ مهر ۹۶- در مطلبی نوشت: «طی روزهای گذشته ماجراهای پیرامون عبدالرسول دری اصفهانی، مشاور بانکی تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، به سوژه‌ای داغ برای رسانه‌های مخالف دولت تبدیل شده و با استفاده از آن دولت حسن روحانی را تحت فشار قرار داده‌اند... به نظر می‌رسد مسئله جاسوسی دری اصفهانی نیز قسمتی از پروژه تخریب دولت توسط دلواپسان باشد». 

وظیفه ذاتی این ظیف فکری است که از جاسوسان دفاع کنند. نباید از آقای مهر علی زاده خرده گرفت. شگفتی از آنجا آغاز می شود که این شخص می خواهد رئیس جمهور بشود که این پست رئیس شورای امنیت ملی است. واقعا وای به حالمان. آما در خصوص کاوه مدنی که آقای مهر علیزاده تمام قد از او دفاع نمود. کاوه مدنی استاد کالج سلطنتی انگلیس و کارشناس BBC بود در نامه استعفایش دعوت از سوی دولتمردان روحانی را علت حضور خود در پست معاونت سازمان محیط زیست ایران عنوان کرده بود پس  از لو رفتن شبکه جاسوسان محیط زیستی و خودکشی کاووس سیدامامی از سر شبکه‌های این باند و همچنین انتشار تصاویر غیر اخلاقی‌اش از انجایی که دارای تابعیتی دوگانه بود، پس از استعفا از ایران فرار کرد. دولت اصلاح طلب در برابر محرز شدن جاسوسی کاوه مدنی واکنش نشان نداد. محمدعلی پورمختار عضو کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی تاکید کردند : رئیس سازمان حفاظت محیط‌ زیست باید در مورد به‌کارگیری چنین فردی با این سابقه پاسخگو باشند و با توجه به اینکه رئیس سازمان محیط‌زیست،‌ معاون رئیس‌جمهور نیز هست، ‌آقای رئیس‌جمهور نیز در این مورد باید از آقای کلانتری توضیح بخواهد که چرا چنین افرادی را در سازمان محیط‌زیست به کار گرفته شده است.

حال سؤال اینجاست که چرا هر وقت که یک جاسوس دستگیر می‌شود، اصلاح‌طلبان و روزنامه‌های زنجیره‌ای از این جریان عصبانی شده و به دفاع تمام‌قد از متهم می‌پردازند؟!

        

 


:: بازدید از این مطلب : 812
|
امتیاز مطلب : 28
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 16 خرداد 1400

*از نگاه حضرت آقا پیروزی انقلاب اسلامی آغاز عصر جدیدی است. این انقلاب داعیه مبارزه با عصر روشنگری غرب را دارد که با صدای بلند با دین مخالفت می‌کند. بعضی‌ها می‌گویند غرب سرمایه‌داری مخالف دین نیست که البته کاملاً اشتباه می‌کنند.

*مقصود حضرت آقا از دولت‌سازی، دولت به معنی قوه مجریه نیست، بلکه مجموعه نظامی است که در آن حکمرانی اسلامی محقق شود. رهبری به الزامات این نظام اعم از نرم‌افزاری و سخت‌افزاری آگاهی دارند و می‌دانند که باید نیروی انسانی متناسب با این نظام تربیت شود.

*یکی از خدمات حضرت آقا ایجاد زیرساخت‌های حکومت اسلامی است و ایشان در این راستا کمک شایانی به شکل‌گیری نهضت نرم‌افزاری و بحث کرسی‌های نظریه‌پردازی و علوم انسانی اسلامی کرده‌اند.

 *یکی دیگر از خدمات حضرت آقا محافظت از انقلاب اسلامی در مقابل استحاله شدن و فاصله گرفتن از اهداف اصلی است. ایشان با تئوریزه کردن انقلاب اسلامی، آن را از افتادن در دام اشرافیت و خوی پادشاهی نجات دادند. رهبریِ چنین نظامی، نیازمند فرد توانمندی است که در این مقیاس می‌اندیشد و اراده‌ای پولادین متناسب با این مقیاس دارد.

*رهبری با ارایه مراحلی پنجگانه، انقلاب اسلامی را در مقیاس عصر جدید در مقابل عصر روشنگری قرار داده و با هوشیاری پیش برده‌اند. ایشان به‌خوبی می‌دانند که حرکت‌های بزرگ برای رسیدن به نتیجه، زمان می‌برند. به همین دلیل هم با دولت‌ها مدارا می‌کنند، زیرا می‌دانند در کنار کارهای روزمره‌ دولت‌ها، کار بزرگ‌تری به عهده انقلاب اسلامی است و این انقلاب با ظرفیتی که دارد، از این دولت‌ها عبور می‌کند.

*متاسفانه دولت‌ها تا کنون هم‌تراز انقلاب اسلامی نبوده و آسیب‌هایی را به انقلاب اسلامی وارد آورده‌اند.

*بنابراین جوشش انقلاب اسلامی ارتباطی به رئیس‌جمهورها ندارد، بلکه یک حرکت عظیم الهی است که از رئیس‌جمهورها و دولت‌ها عبور می‌کند. آقا هم چندان سر به سر دولت‌ها نمی‌گذارند، چون انقلاب اسلامی ترمز آنها را کشیده است. اینها می‌خواستند انقلاب اسلامی را استحاله کنند، اما نتوانستند و انقلاب اجازه نداد دولت‌ها فرمان آن را به دست بگیرند.

*بنابراین رهبری با تئوریزه کردن انقلاب، آن را در مقابل چالش‌های بزرگ جهانی اعم از منافقین دنیای اسلام و کشورهای عربی و داعش و چالش‌های داخلی غرب‌گراها و منافقین حفظ کردند.

*من معتقدم خدای متعال ایشان را برای این مأموریت ساخته است. دوران جوانی ایشان را ببینید که چه امتحان‌های بزرگی را از سر گذراندند. مطالعات ایشان در اسلام‌شناسی یک نگاه اجتماعی است و ایشان به دنبال تحقق دین در جامعه هستند.

*بنابراین خدای متعال ایشان را به لحاظ اندیشه‌ای و به لحاظ کارآمدی کامل کرده است.

آیتـالله میرباقری


:: بازدید از این مطلب : 647
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 16 خرداد 1400

آنچه که بیشتر مورد توجه مخاطبان در مناظره ها قرار می گیرد، صداقت در گفتار، بدون حاشیه به سئوالات ارائه شده جواب دادن است. به حاشیه پرداختن و به دیگران پرخاش کردن و به مسائل جزئی پرداختن که هیج مناسبتی با سئوال ندارد، تفرئه رفتن به جای جواب دادن است. این اشخاص شعور مردم را به بازی می گیرند. بی خبر از آنند که مردم دارای بصیرت هستند و به اهداف آنها توجه دارند. مردم سره را از تاسره به خوبی تشخیص می دهند. مردم سالهای متمادی است که با این شیوه غیر اخلاقی آشنا هستند. در مناظره های پیشین شاهد اینگونه رفتار غیر اخلاقی از سوی گروهی که فقط به منافع خود و حزب می اندیشند، بوده اند. مردم فهیم ایران با توجه به اینکه ضربات سختی از این طیف فکری غربگرا خورده اند، تصمیم خود را گرفته اند کا رفتن به پای صندوق های رای، پای این افراد را از مدیریت کشور قطع نمایند و با انتخاب یک درد آشنا از جنس مردم، جهادگر و انقلابی، جبران خسارات بوجود آمده از این طیف اشرافگر را بنمایند. در اولین مناظره دیدیم که اتاق فکر آنها چطوری نمایندگان خود را به مناظره فرستاده است. می گویند آدم های دروغگو کم حافظه اند. متاسفانه دو نامزد ائتلاف حاکم بر دولت، اختیار خودشان را ندارند، به همین دلیل هم طبق دیکته پدرخوانده ها و اتاق های جنگ روانی، وسط مناظره اقتصادی، دیکته های سیاسی را روخوانی کردند بی آن که مثلا آقای همتی، چند جمله هم درباره کارنامه خود در ریاست بانک مرکزی، هفت برابر شدن نقدینگی، چهار برابر شدن قیمت ارز در دوره وی، یا جابجایی رکورد های تورم و بیکاری و ضریب جینی و رشد منفی اقتصادی یا زبان بی سابقه سهامداران بورس در دولت متبوع خود سخن بگوید!

 آقای مهرعلیزاده، طوری از رشد و رونق اقتصادی در دولت خاتمی، سخن گفت که انگار مردم در انتخابات سال ۸۴، بر علیه عملکرد ائتلاف دیگری جز ائتلاف حاکم بر دولت اصلاحات، قیام کردند و جز همین مردم، دست رد به سینه هاشمی و معین و کروبی و مهر علیزاده زدند. آن روز، مردم از ائتلاف اشرافی کارگزاران و مشارکت و مجمع روحانیون (ائتلاف خاتمی و هاشمی) به ستوه آمده بودند که دست رد به نامزد های آنان زدند و به نظر می رسد امروز هم بسیج ملی مشابهی برای گذاشتن نقطه پایان بر مدیریت اشرافی مدعیان اعتدال و اصلاحات در حال شکل گیری است. همین هم موجب شده تا پدرخوانده ها، نامزدهای پیاده خود را وادار به انتحار برای زدن نامزدهای دارای کارنامه و برنامه کنند. اینها بشارت پیروزی طیف خدمتگزار و مومن به توانمندی های مردم  است.


:: بازدید از این مطلب : 363
|
امتیاز مطلب : 46
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 16 خرداد 1400

بند دوم اصل ۱۵۶ قانون اساسی، بر احیای حقوق عامه توسط قوه قضاییه تاکید دارد؛ یکی از مظاهر حقوق عامه، حمایت از تولید داخلی است؛ از سویی دیگر با توجه به نیاز مبرم کشور به تقویت تولید داخل و اشتغال‌زایی در این شرایط سنگین تحریمی تحمیل شده از جانب دشمنان، قوه قضاییه برای حمایت از تولید داخلی در راستای احیای حقوق عامه، مسئولیت دوچندان دارد.

احیای واحدهای تولیدی یکی از دستورکارهای اصلی دستگاه قضایی در دوره تحول است. طی حدود دو سال اخیر و آغاز دوره تحول در دستگاه قضایی، اقدامات بسیار ارزنده‌ای برای احیای واحدهای تولیدی توسط قوه قضاییه در استان‌های مختلف کشور صورت گرفته است.

در ادامه به وضعیت ۵ واحد تولیدی تعطیل یا نیمه‌تعطیل که طی دو سال اخیر در نتیجه مساعدت‌های قضایی به چرخه تولید و اشتغال بازگشتند اشاره می‌کنیم:

کارخانه ماشین سازی تبریز و واگذاری بدون ضابطه

کارخانه ماشین سازی تبریز یکی از کارخانه‌هایی است که گرفتار واگذاری بدون‌ضابطه شده بود که در نتیجه ورود قاطعانه دستگاه قضایی، مشکلات مربوط به این کارخانه رفع شد.

نگاهی به وضعیت ۵ کارخانه بزرگ احیاء شده در نتیجه مساعدت‌های قضایی در دوره تحول

بازدید رئیس دستگاه قضا از کارخانه ماشین‌سازی تبریز

در آبان ۹۸، آیت‌الله رییسی در جریان سفر استانی به آذربایجان شرقی، در بدو امر از کارخانه ماشین‌سازی تبریز بازدید به عمل آورد. این کارخانه یکی از مراکز اصلی تولیدی کشور بود که گرفتار یک واگذاری غیراصولی شده بود. در سال ۹۷ سازمان خصوصی‌سازی بدون نگاه به جوانب موضوع، این کارخانه را به فردی به نام قربانعلی فرخزاد که بعدها مشخص شد ۴۰۰ میلیون دلار ارز دولتی دریافت کرده و در بازار آزاد فروخته است، واگذار کرد.

قربانعلی فرخزاد چند روز بعد از این واگذاری در نشست خبری از برنامه‌های خود برای احیای تولید سخن گفت؛ ولی در عمل چرخ تولید این کارخانه در زمان مدیریت وی از حرکت ایستاد و مبارزه قاطع دستگاه قضا با فساد اقتصادی از سوءاستفاده مالک جدید ماشین‌سازی تبریز از بیت‌المال پرده برداشت و با ورود قوه قضاییه، ماشین‌سازی مجدداً به صاحب آن قبل از خصوصی سازی، یعنی صندوق بازنشستگی فولاد برگشت.

اقدامات دستگاه قضا برای رونق تولید در کارخانه ماشین‌سازی تبریز

دستگاه قضا در کنار برنامه‌ریزی برای رونق تولید در کارخانه ماشین‌سازی تبریز، به اتهامات قربانعلی فرخزاد نیز رسیدگی کرد و سوم اردیبهشت ماه سال ۹۸، غلامحسین اسماعیلی سخنگوی دستگاه قضا از محکومیت وی به جرم مشارکت در اخلال نظام ارزی از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه‌ای به ۲۰ سال حبس، پرداخت جزای نقدی و ضبط ارزهای مکشوفه خبر داد.

آیت‌الله رییسی روز ۹ آبان ۹۸ در نشستی با صنعتگران، تولیدکنندگان و نمایندگان اتحادیه‌های کارگری استان آذربایجان شرقی، گفت: امروز از کارخانه ماشین‌سازی تبریز که شاید از مهمترین جلوه‌های صنعت در منطقه است بازدید کردیم. این کارخانه با یک خصوصی‌سازی غلط و نادرست به فردی که اهلیت قانونی، مدیریت و آورده‌ای برای این کار نداشت، واگذار شده و با مشکل مواجه شده بود. این فرد ۳۰۰ میلیون، دلار ارز می‌گیرد و با تفاوت نرخی که وجود دارد در بازار آزاد می‌فروشد و کارخانه را با مشکل مواجه می‌کند و منجر به تعطیلی کارخانه، کاهش تولید، بیکار شدن کارگران و تعویق حقوق آن‌ها می‎شود. دستگاه قضایی در این زمینه ورود، پیگیری و برخورد کرد و در حال حاضر کارخانه رونق پیدا کرده و حقوق معوقه کارگران آن پرداخت شده است.

افزایش ۶۰ درصدی تولید و ۱۹۰ درصدی فروش ماشین‌سازی

اما در نتیجه پیگیری‌های دستگاه قضا، بنا به گفته مدیرعامل کارخانه ماشین‌سازی تبریز، این کارخانه به افزایش ۶۰ درصدی تولید و ۱۹۰ درصدی فروش نسبت به دوره واگذاری رسیده است.

ورود قاطعانه دستگاه قضایی به مشکلات کارخانه نساجی سبلان و رفع مشکلات این واحد تولیدی

کارخانه نساجی سبلان در استان اردبیل یکی از واحدهای تولیدی است که پس از تملک از سوی یکی از بانک‌ها به سبب عجز در بازپرداخت تسهیلات، به شرایط نیمه تعطیلی کشیده شده بود و فقط با ۱۰ درصد ظرفیت خود کار می‌کرد و بجای ۶ هزار نیرو که قبل از تملک بانک داشت فقط با ۶۰۰ نفر به کار ادامه می‌داد!

نگاهی به وضعیت ۵ کارخانه بزرگ احیاء شده در نتیجه مساعدت‌های قضایی در دوره تحول

بازدید سرزده رئیس قوه قضاییه از کارخانه سبلان پارچه

اما دستگاه قضایی در راستای حمایت از جهش تولید و رفع موانع تولید به موضوع کارخانه نساجی سبلان ورود پیدا کرد. آیت‌الله رئیسی، سوم مهرماه سال جاری به استان اردبیل سفر کرد و در ابتدای این سفر به صورت سرزده و از پیش اعلام نشده به بازدید از کارخانه نساجی سبلان پرداخت. کارخانه‌ای که به دلیل برخی مقررات بانکی تعطیل شده بود.

رییس قوه قضاییه در جریان این بازدید، پای حرف‌ها و درددل‌های مدیران و کارگران این کارخانه که به دلیل عدم پایبندی بانک به تعهداتش به حالت نیمه تعطیل درآمده نشست و در جریان مشکلات و نیازهای این واحد تولیدی برای بازگشت به چرخه تولید و افزایش بهره‌وری آن در سال «جهش تولید» قرار گرفت و پس از آن دستوراتی را به مسئولان مربوطه برای حل مشکلات این واحد تولیدی صادر کرد.

تسریع در پرونده اعمال ماده ۴۷۷ راجع به ورشکستگی سبلان پارچه و بازگشت کارخانه به صاحب اصلی خود

پس از سفر استانی پیگیری این موضوع به صورت ویژه در دستور کار دادگستری استان اردبیل قرار گرفت و ناصر عتباتی رئیس کل وقت دادگستری اردبیل در آبان ماه در مورد اخرین وضعیت ورود دستگاه قضا به مشکل کارخانه سبلان پارچه اظهار کرد: ۲ جلسه در تهران با حضور مسئولین عالی قوه قضاییه، مدیرعامل بانک تجارت، تعدادی از اعضای هیات مدیره و بنده برگزار شد. با دستور ویژه‌ای که ریاست قوه قضاییه در خصوص تسریع و تدقیق در پرونده اعمال ماده ۴۷۷ راجع به ورشکستگی این کارخانه صادر کرده بود، دیوان عالی موضوع را رسیدگی و هم اکنون با حکم دیوان کارخانه به مالک اصلی باز می‌گردد و بانک نیز مشارکت خواهد داشت. در نهایت روز پنجم بهمن ماه ۹۹، این کارخانه به صاحب اصلی خود بازگشت.

ایجاد کارگروهی برای پشتیبانی سبلان پارچه توسط دادگستری اردبیل

رئیس کل دادگستری اردبیل با بیان اینکه با حضور مدیران دادگستری و اداره تصفیه ورشکستگی، کارخانه سبلان پارچه طی صورتجلسه‌ای به مالک اصلی تحویل داده شد، تاکید کرد: دستگاه قضایی از اقدامات مالک اصلی در جهت تحقق دستورات ریاست قوه قضاییه دائر بر استفاده از تمام ظرفیت کارخانه در جهت افزایش تولید و توسعه اشتغال حمایت خواهد کرد. همچنین رئیس شورای قضایی استان اردبیل از ایجاد کارگروهی برای رصد، حمایت و پشتیبانی سبلان پارچه توسط دادگستری کل این استان خبر داد.

جذب ۱۲۰۰ نفر نیروی کار جدید در کارخانه سبلان پارچه، پس از احیاء توسط دستگاه قضایی

حجازی‌نیا مالک کارخانه سبلان پارچه در ۲۲ اردیبهشت ماه سال جاری طی مصاحبه‌ای خبر داد که از ۱۲۰۰ نفر برای اشتغال در این کارخانه دعوت شده است و از این ۱۲۰۰ نفر، بعد از ارائه آموزش‌ها و مهارت‌های مقدماتی در نیمه نخست خردادماه سال جاری، آزمون اخذ می‌شود و پس از آن، افراد حائز رتبه قبولی، در کارخانه سبلان پارچه مشغول به کار خواهند شد.

احیای کارخانه پارس لامع با ۲۰۰ کارگر؛ گام دیگر دستگاه قضا در رونق تولید

یکی از کارخانه‌هایی که پس از تملک از سوی یکی از بانک‌ها به سبب عجز در بازپرداخت تسهیلات، به شرایط نیمه تعطیلی کشیده شده بود، کارخانه پارس لامع بود.

نگاهی به وضعیت ۵ کارخانه بزرگ احیاء شده در نتیجه مساعدت‌های قضایی در دوره تحول

کارخانه پارس لامع صبح روز ۱۲ اسفند ۹۹ طی مراسمی با حضور معاون دادستان کل کشور، به چرخه تولید بازگشت تا یکی دیگر از ده‌ها کارخانه‌ای باشد که چرخ‌های آن طی یک سال اخیر در نتیجه ورود دستگاه قضایی و با تدابیر اتخاذ شده از ناحیه مسئولان قضایی، به حرکت درآمده است.

این کارخانه واقع در شهرستان ساوجبلاغ استان البرز است که حدود ۱۱ سال قبل با داشتن بدهی به ۱۵ طلبکار از جمله ۲ بانک، ورشکسته شد؛ اما در پی سفر استانی دی ماه ۹۸ آیت‌الله رئیسی ریاست قوه قضاییه به استان البرز، به ریاست کل دادگستری کل استان البرز ماموریت داده شد تا اقدامات لازم جهت حل مشکلات این واحد تولیدی انجام شود.

در نهایت پیگیری‌های مجدانه قضایی سرانجام نتیجه داد و با اتخاذ تمهیدات قانونی، از به فروش رفتن و تعطیلی کارخانه پارس لامع جلوگیری شد و اسفندماه گذشته در مراسمی، این کارخانه احیا گردید.

اتخاذ تمهید قانونی برای جلوگیری از ورشکستگی کارخانه پارس لامع

احمد نوروزی، رئیس دادگستری شهرستان ساوجبلاغ در تشریح مشکلات این واحد تولیدی اظهار کرد: کارخانه پارس لامع حدود ۱۱ سال قبل ورشکسته و حکم ورشکستگی آن صادر شد و پس از آن مقرر گردید تا اموال این واحد تولیدی به فروش رود و در همین زمینه مزایده‌هایی صورت گرفت، اما کسی خریدار نبود. در اجرای تبصره ماده ۵۰۷ و ۵۰۸ قانون تجارت با توجه به اینکه می‌توان شرکتی که ورشکست شده را اجاره داد و طلب طلبکاران از محل درآمد شرکت تسویه کرد، از طلبکاران دعوت به عمل آمد و طی مذاکرات و جلسات متعدد تصمیم بر این شد تا به نحوی عمل شود که هم چرخه تولید از حرکت نایستد و هم طلب طلبکاران تسویه شود. در نهایت تصمیم بر این گرفته شد که این واحد تولیدی به مدیرعامل آن اجاره داده شود و در حال حاضر اجاره نامه آن تنظیم شده تا مدیرعامل آن از محل درآمد این واحد تولیدی اقدام به تسویه بدهی‌های خود به طلبکاران کند.

سعید عمرانی معاون قضایی دادستان کل کشور با بیان اینکه در حال حاضر کارخانه پارس لامع با ۲۰۰ نفر مشغول به کار است و امید داریم که در آینده‌ای نزدیک به ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر برسد، گفت: باید تمام تلاشمان را انجام دهیم تا شاهد راه‌اندازی کارخانه‌هایی باشیم که دچار مشکلاتی در تولید شده‌اند و با تلاشمان شاهد خودکفایی در این جنگ اقتصادی باشیم.

راه اندازی مجدد کارخانه پارس لامع؛ نتیجه سفر رئیس قوه قضاییه به استان البرز

در ادامه این مراسم، فاضلی هریکندی رئیس کل دادگستری البرز گفت: باید بگویم کاری که امروز در اینجا صورت گرفته است، نتیجه سفر رییس قوه قضاییه به استان البرز بوده است. در این سفر مدیرعامل این کارخانه مشکلات خود را درباره نحوه تسویه شرکت و اینکه این کارخانه در حال تعطیلی است بیان کرد و رئیس قوه قضاییه نیز با فوریت دستور رسیدگی و پیگیری آن را داشتند، بلافاصله جلساتی با این شرکت بانک ملی انجام شد.

دستور پیگیری فوری وضعیت پارس لامع از سوی رئیس دستگاه قضا

احمدرضا زمانی، صاحب کارخانه پارس لامع نیز در این مراسم اظهار داشت: این کارخانه به علت بدهی به بانک تأمین اجتماعی و دارایی دچار مشکلاتی شد و درآستانه تعطیلی قرار داشت که با حمایت‌های دستگاه قضایی این شرکت احیا شد.

صاحب کارخانه پارس لامع با بیان اینکه بانک ملی با مساعدت و صبوری اجازه دادند از محل تفکیک شرکت و از محل اجاره بدهی‌ها بازپرداخت شود، گفت: در سفر رییس قوه قضاییه به استان البرز مشکلات این واحد تولیدی را توضیح دادم؛ آیت الله رئیسی نیز دستور پیگیری فوری این مشکلات را داشتند.

تلاش برای افزایش اشتغال در پارس لامع

زمانی افزود: در حال حاضر ۲۰۰ نفر در این واحد تولیدی مشغول به کار هستند و تمام تلاشمان را می‌کنیم که تعداد افراد شاغل‌مان را به ۵۱۲ نفر که در گذشته بوده‌ایم برسانیم.

ایران ترانسفو

شهریور ماه سال ۹۸ در جریان سفر رییس قوه قضاییه به استان زنجان گروهی از کارگران کارخانه‌ ایران ترانسفو که به علت واگذاری نادرست کارخانه شان به بخش خصوصی، با مشکلات مالی و معوقات طولانی‌مدت روبرو شده بودند، با رییس قوه قضاییه دیدار و مشکلات خود را مطرح کردند.

نگاهی به وضعیت ۵ کارخانه بزرگ احیاء شده در نتیجه مساعدت‌های قضایی در دوره تحول

دستور ویژه رئیس قوه قضاییه برای حل مشکلات کارخانه ایران ترانسفو

پس از صحبت‌های کارگران آیت‌الله رییسی با تاکید بر پیگیری حل مشکلات این کارخانه به رییس کل دادگستری و استاندار زنجان دستوری ویژه برای حل مشکلات کارگران صادر کرد؛ همچنین یکی از مصوبات سفر ریاست قوه قضاییه به استان زنجان که در جلسه شورای ادرای مطرح شد؛ حل مشکلات و گره شرکت ترانسفو زنجان بود.

شرکت ایران ترانسفو یکی از شرکت‌های مهم و موثر در تولید و اقتصاد کشور است که تامین کننده ۸۵ درصد نیاز ترانس‌های برق کشور بوده و به گفته رییس کل دادگستری زنجان وجود مشکل در این شرکت، برای صنعت برق و سایر بخش‌ها هم مشکلاتی بوجود خواهد آورد و تولید و اقتصاد کشور آسیب خواهد دید.

نجات کارخانه‌ای که در مسیر ورشکستگی و تعدیل نیروی انسانی قرار داشت 

این شرکت در پی واگذاری ۲۳.۷ درصد سهام با مخاطره جدی توقف فعالیت‌های بانکی و تولیدی مواجه شده بود و در مسیر ورشکستگی و تعدیل نیروی انسانی قرار داشت که با دستور رییس قوه قضاییه، دادگستری استان زنجان به این موضوع ورود کرد و مشکلات آن را پیگیری نمود تا جایی که اولین جلسه ستاد اقتصاد مقاومتی استان زنجان در دهم اردیبهشت ماه سال ۹۹ با حضور اعضای ستاد اقتصاد مقاومتی دادگستری این استان در شرکت ایران ترانسفو، برگزار شد.

جذب ۷۰۰ نفر در ایران ترانسفو پس از احیاء این واحد تولیدی توسط دستگاه قضایی

بر این اساس با اقدامات قاطع قضایی و حقوقی این شرکت به چرخه تولید بازگشت و موجبات اشتغال حدود ۳۰۰ نفر نیروی انسانی جدید در اوخر سال ۹۸ و ۴۰۰ نفر نیروی جدید در سال ۹۹ و جبران مبالغ قابل توجهی از خسارات وارده به دولت و بیت المال فراهم شد.

 شرکت تراورس

شرکت تراورس در استان البرز از جمله شرکت‌ها و واحدهای تولیدی بود که گرفتار واگذاری معیوب و شائبه‌دار شده بود که در نتیجه ورود دستگاه قضایی، مشکلات این شرکت رفع شد.

نگاهی به وضعیت ۵ کارخانه بزرگ احیاء شده در نتیجه مساعدت‌های قضایی در دوره تحول

استان البرز، مقصد یازدهمین سفر استانی رییس قوه قضاییه، بود. این سفر در دی ماه سال ۹۸ انجام شد. بازدید آیت‌الله رییسی از زندان مرکزی کرج و بررسی پرونده زندانیان و دستور رییس قوه قضاییه برای ایجاد شورای حل اختلاف بخش‌های تولیدی به منظور حل مشکلات تولیدکنندگان در استان البرز از مهم‌ترین موضوعات و مصوبات سفر استانی یازدهم رییس قوه قضاییه بود.

همچنین در جریان سفر آیت‌الله رئیسی و هیئت قضایی همراه ایشان به استان البرز، مسائل و مشکلات شرکت تراورس نیز مورد توجه قرار گرفت و رئیس دستگاه قضا برای رفع این مسائل و مشکلات دستوراتی را نیز صادر کرد.

ابطال قرارداد واگذاری «شرکت تراورس»

غلامحسین اسماعیلی سخنگوی دستگاه قضا سیزدهم آذرماه سال گذشته در جریان جلسه پیگیری مصوبات سفر استانی به استان البرز، با اشاره به دستور رییس قوه قضائیه مبنی بر پیگیری وضعیت واگذاری شرکت تراورس در حاشیه سفر به استان البرز، از قطعی شدن حکم شعبه ۲۱ دادگاه حقوقی تهران برای ابطال قرارداد واگذاری «شرکت تراورس» در استان البرز به شرکت امیرمنصور آریا در روزهای اخیر خبر داد و گفت که این شرکت با پیگیری‌های قوه قضاییه به بیت‎المال بازگردانده شده است.

بازگشت ۴۰ هزار میلیارد تومان به دولت با اقدامات قاطع دستگاه قضا در بحث واگذاری‌های شائبه‌دار

غلامحسین اسماعیلی سخنگوی دستگاه قضا در جریان نشست خبری روز ۱۸ آذر ۹۹ بیان داشت: در چهار ماهه اخیر، پرونده ۶ شرکت واگذار شده در شعبه ویژه دادگاه رسیدگی کننده به پرونده‌های خصوصی‌سازی رسیدگی شد و رأی هیئت داوری مبنی بر فسخ واگذاری با حکم دادگاه قطعیت پیدا کرد. در نتیجه در چهار ماهه اخیر، «شرکت تولید نیروی برق شاهرود»، «شرکت آب و خاک پارس»، «شرکت کشت و صنعت دامپروری مغان»، «سیلوی سنقر»، «شرکت تراورس البرز» و «شرکت فولاد میبد»، از طریق فرآیند هیئت داوری و حکم دادگاه ویژه به دولت برگشت. مجموعه ارزش این ۶ شرکت، گرچه به روز رسانی نشده و نیازمند قیمت رسانی به روز است، اما برآورد اولیه‌ای که سازمان خصوصی سازی در این ارتباط به ما داده است قریب به ۴۰ هزار میلیارد تومان در اثر فسخ واگذاری این شرکت‌ها به دولت جمهوری اسلامی ایران برگشته است.

جذب نیرو و احیای تولید و اشتغال در شرکت تراورس، در نتیجه اقدامات دستگاه قضایی

حسین فاضلی هریکندی، رئیس کل دادگستری استان البرز در آذرماه سال گذشته در دیدار رئیس و هیئت مدیره شهرک صنعتی غیردولتی هشتگرد که به منظور تقدیر از مجموعه اقدامات دادگستری استان برای حل مشکلات این مجموعه انجام شد، گفت: از مواردی که در استان البرز ملموس بوده حل مشکلات شهرک‌های صنعتی اشتهارد، واحد تولیدی پارس لامع، شرکت‌های آردداران و تراورس در جریان سفر آیت الله رئیسی به استان بود تا جایی که با دستورات ایشان و پیگیری مسئولان قضایی استان، با حل موانع و مشکلات، نه تنها از تعطیلی این واحدها و بیکار شدن صدها نیرو ممانعت شد بلکه بنا بر بازخوردهای ارائه شده این واحدها در حال جذب نیرو برای ادامه فعالیت خود هستند.

*مهرماه سال ۸۲ و در دورانی که اسحاق جهانگیری سکاندار وزارت صنایع و معدن بود، در سکوت خبری ۷۲ درصد شرکت الکتریک ایران رشت که تا آن زمان متعلق به سازمان بازنشستگی کشوری بود، طی قراردادی که در راستای خصوصی‌سازی اعلام شده بود، به صورت اقساطی و براساس برخی شنیده‌ها با تخفیف ویژه در اختیار همسران و نزدیکان برخی شخصیت‌های سیاسی قرار گرفت.
مطابق آنچه در رسانه‌ها منتشر شده‌است، در حالی که قیمت واقعی کارخانه ۱۲ هکتاری رشت الکتریک حدود ۹۰ میلیارد تومان بود، به قیمتی تقریباً رایگان (۲ میلیارد تومان) آن هم به صورت اقساط ۱۳ ماهه، به همسر کرباسچی دبیر کل فعلی کارگزاران و همسران آقایان عبداله نوری، غلامرضا قبه (معاون و شریک تخلفات کرباسچی در شهرداری) فروخته شد.

طی سفری که رئیس قوه قضائیه بهمن سال گذشته به استان گیلان داشت، پس از بازدید از کارخانه رشت الکتریک دستور رسیدگی فوری به وضعیت این کارخانه را صادر کرد که نهایتا این واگذاری با توافق طرفین فسخ شد.

 


:: بازدید از این مطلب : 338
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 6 خرداد 1400

بعد از اعلام اسامی کاندیداهای ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان، تخریب ها از داخل و خارج کشور علیه شورای نگهبان شروع شد. از آنجا که شورای نگهبان طبق وظایفی که به عهده دارد عمل نموده است.  بعضی از غربگرایان همسو با بعضی رسانه های دشمن مردم ایران، از شورای نگهبان ایراد گرفته که می باست از تمام جناح ها احزاز صلاحیت می کرد تا انتخابات پر شور تر باشد. در حالیکه وظیفه شورای نگهبان احزاز صلاحیت هاست و به جناح و حزب  نگاه نمی کند.  قانون به او اجازه نمی دهد که جناحی بیاندیشد. کاندیداها از هر جناهی باشند شورای نگهبان به وظیفه خود عمل می نماید و فقط نگاه به عملکرد افراد که توسط نهادهای امنیتی تهیه شده است توجه می نماید. مردم ایران نیز به جناح ها نگاه نمی کنند زیرا سی و دو سال از چهل سال حکومت در چنگال اصلاح طلبان بوده است. و به خوبی در این مدت آنها را شناخته اند. ناتوانی آنها و عدم خلوص و صداقت آنها، ولنگاری در مدیریت آنها، موجب گردیده، اگر همه اصلاح طلبان احراز صلاحیت هم باشند مردم به آنها رای نخواهند داد. این طیف فکری، به جز خود اندیشه و تفکر دیگری را بر نمی تابند. هر دیگی بجوشد و بخار آن به مذاق و منافع اصلاح طلبان نباشد، آنرا تحریم می کنند. اگر هم در بعضی موارد اسم انقلاب و مردم را می آورند، به خاطر نردبانی است که برای رسیدن به منافع خود به آن نیاز دارند در حالیکه  هیج اقدام عملی و انقلابی و جهادی و مردمی را از هر کس که باشد قبول ندارند. در تمام دنیا احزاب در اصول حاکمیتی هیجگونه اختلافی ندارند ولی در روش و شیوه نظرهای متفاوتی دارند. در ایران بعضی احزاب برای تغییر در اصول فعالیت می کنند و با کلیت نظام مشکل دارند با این وجود معلوم نیست با چه نظر و عقیده ای قصد دارند جکومتی را در دست بگیرند که با بعضی اصول آن مغرض هستند این نیز خود از اجایب احزاب در ایران اسلامی است. همه احزاب باید قوائد بازی را که نشئت گرفته از قانون اساسی است سر منشاء تمام دستورالعملهای خود قرار دهند. نه دنبال یک اندیشه لیبرالی باشند که مردم دنیا به خاطر همین اندیشه غلط معلوم نیست به کدام ناکجا آباد حرکت می کنند. از این منظر بگذریم، مشارکت یا عدم مشارکت مردم به عملکرد مدیران حکومت های گذشته بر می گرددکه باعث شده اند با عملکرد ناموفق خود که باعث فشار اقتصادی گردیده است مردم را ناراضی نماید از آنجا که مردم ایران دارای بصیرت هستند و حساب این مدیران لیبرال و غربگرا  را با انقلاب جدا می دانند. زیرا صاحب اصلی انقلاب خود مردم هستند نه کسانی که چهل سال موج سوار انقلاب شدند، از برکت انقلاب آنقدر فربه شدند و در ناز و نعمت زندگی می کنند که بر ولی نعمت خود یعنی انقلاب دهن کجی می کنند. آنها نگران رای حداکثری نیستند، نگران آنند که دست آنها از بیت المال کوتاه می شود. فراهم آوردن زمینه مشارکت حداکثری بیش و پیش از همه بر عهده مسئولان و به‌ویژه مسئولان اجرایي کشور و عملکرد مثبت و یا منفی آنهاست. به عنوان مثال کسانی که با کم‌کاری و بی‌تدبیری‌خود، مردم را به صف مرغ می‌فرستند، به صف رای لطمه می‌زنند ! نامزدهای مطرح برای ریاست جمهوری از کره مریخ که نیامده‌اند! آنها در مسئولیت‌های قبلی خود عملکردی داشته‌اند که برای مردم نیز شناخته شده است و از میزان دلبستگی و یا بی‌خیالی و بی‌تعهدی آنان در قبال مشکلات باخبرند. بنابر این اگر در میان نامزدها افرادی را ببینند که نشانه‌ها و سوابق مثبتی از دلسوزی و پاکدستی و پاکباختگی آنها در ذهن دارند، با میل و رغبت بیشتری پای صندوق‌ها خواهند آمد. اینشاالله 


:: بازدید از این مطلب : 1276
|
امتیاز مطلب : 28
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 3 خرداد 1400

 با معرفی آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری چه در سال نود دو و نود و شش تمام اصلاج طلبان مخصوصا طیف تندرو و رادیکال این جریان فکری غربگرا تمام قد از ایشان دفاع کردند. از آقای زیبا کلام بگیر تا اکبر گنجی و یا مصطفی تاجزاده، دریک جمع بندی شعارهایی که در ابتدا داده اند و آنچه در پایان عمر دولتشان در این هشت سال به یادگار مانده است، دروغ هایی است که با روش های مختلف جامعه شناسانه و روانشناسانه به خورد ملت داده اند.  اگر مروری به روزنامه های آنها بیاندازیم به خوبی می توان آنها را دسته بندی نمود. جالب این است که به بعضی از اصول حاکمیت اعتقادی ندارند و برای کسب ریاست جمهوری صف می کشند. یکی از آن آقایان مصطفی تاجزاده است که هم مخالف نظام است و میل دارد رئیس جمهور نظامی باشد، که در اصول باآن مشکل دارد. در این خصوص کانال اتحاد ملت، مدیحه ای برای تاجزاده نوشته؛

"رویای زنده! او اهل زدن به دل کویر و تشنگی چشیدن است. آمد، چون جان‌های یخ‌زده و رویاهای خفته را می‌دید. آرزوهای مرده و مغزهای کوچک زنگ‌زده را می‌دید. باید می‌آمد تا یخ‌ها را بشکند، تا رویاها را بیدار و آرزوها را زنده کند. بگذار آسوده بخوابیم. ما رویاهای‌مان را دیری است کشته‌ایم. به تو هم احتیاج نداریم؛ ای مصطفی! ای احیاگر رویاهای مردگان! ای زنده‌کننده رویاهای مرده!".

کمدی سوزناکی است! خیال می کنند واقعا مغز مردم زنگ زده و به یاد نمی آورند که تاجزاده اسفند ۹۵، برای تحمیل روحانی به هر قیمت، به  شرق گفت: "اگر قرار بود نرخ دلار با همان رشد دوره احمدی‌نژاد افزایش یابد، دلار الان ۱۲ هزار تومان بود، سکه چهار میلیون، و پراید به ۶۰ میلیون رسیده بود"!

اما حالا دلار ۲۲ هزار و ۹۲۰ تومان، سکه  ۱۰ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان، و پراید ۱۲۸ میلیون تومان است. تورم ۶۰۰  تا ۸۰۰ درصدی اقلام مختلف، سوغات دولتی است که تاجزاده ها سر سفره ملت گذاشتند و با این همه، از خود متشکرند و برای همدیگر شعر می گویند! شعری که قافیه اش تنگ آمده و شاعرانش...!

 

سوغات دولتی که تاج زاده سر سفره مردم گذاشت!

یک کاربر با توجه به اندیشه و بینش آقای تاجزاده نوشته:

اگه یه روزی صدام برای راهیان نور ثبت نام می کرد چی می گفتیم؟

می شد صدام برای راهیان نور ثبت نام کنه؟!

این آقایی که اکنون عاشق غرب است و قصد دارد راه تقی زاده را که گفت باید از فرق سر تا نوک پا غربی بود از نو زنده نماید. یک روزی انقلابی دو آتشه بوده است. برای اینکه بهتر در این مورد ایشان را بشناسیم، نگاه می کنیم به نوشته آقای حمید داودآبادی ازنویسندگان کشورمان که در کانال تلگرامی اش نوشت:

چند سال پیش مهمان حجت الاسلام سیدهادی خسروشاهی در منزلشان بودیم. ایشان که سال های اول پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیتهای مهمی داشته است، درباره روحیه افراطی "مصطفی تاج زاده" گفت:

"آن اوایل تاجزاده که از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب بود، مدیرکل مطبوعات و نشریات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد. او روحیه ای بسیار افراطی داشت و خود را شدیدا مقلد امام خمینی می دانست.

آن زمان عربستان سعودی در لندن پایتخت انگلستان نشریات عرب زبان بسیاری منتشر می کرد که همه مروج تفکرات وهابی های ضد شیعه بودند. به خصوص علیه انقلاب اسلامی ایران شدیدا فعال بودند.

با توجه به این مسئله، قصد کردیم مجله ای به زبان عربی در لندن منتشر کنیم. هنگامی که خدمت حضرت امام خمینی (ره) رسیدم، قضیه را گفتم که ایشان خیلی خوششان آمد وفرمود: "کار بسیار خوبی است، انجام دهید."
به ایشان گفتم: "بنده آمده ام تا از شما یک اجازه بگیرم."
امام با تعجب فرمود: "چه اجازه ای؟"
که گفتم: "امام، با توجه به این که این مجله در انگلستان و برای مسلمانان ساکن آن جا منتشر می شود، ما می خواهیم از شما اجازه بگیریم تا در زمان انتشار این مجله، تصویر شما را روی جلد آن منتشر نکنیم."

حضرت امام با تعجب بیشتر فرمود: "مگر قرار است در هر شماره عکس بنده را روی مجله تان چاپ کنید؟ نخیر. به هیچ وجه حتی در داخل مجله عکس مرا چاپ نکنید."

با این توصیه امام، مچله "العالم" را به زبان عربی در لندن منتشر کردیم. چند شماره العالم چاپ شده بود که نامه ای از مصطفی تاجزاده مدیر کل مطبوعات وزارت ارشاد به دستم رسید که شدیدا از کار ما اظهار نارضایتی کرده بود.

یک روز در تهران بودم که تاجزاده مرا دید، جلو آمد و با عصبانیت گفت:
"آقای خسروشاهی، شما ضد ولایت فقیه هستید!"
اول فکر کردم شوخی می کند، ولی قیافه اش خیلی جدی بود و به شوخی نمی خورد. آن هم این شوخی مهم و سنگین!
با تعجب گفتم: "ببخشید آقای تاجزاده، منظورتون بنده است؟"
که گفت: بله. وقتی علت را جویا شدم، گفت:
"شما به چه حقی روی جلد مجله العالم عکس حضرت امام خمینی را منتشر نمی کنید؟"
که گفتم: "برای چی باید این کار بشود؟"
که گفت: "همین نشان می دهد که شما با امام خمینی مخالفید و ضد ولایت فقیه هستید."
وقتی توصیه شخص امام خمینی را گفتم، تاجزاده نپذیرفت.

چند روز بعد امام خمینی با مسئولین مملکتی دیدار داشتند که اتفاقا بنده و تاجزاده هم آن جا بودیم. بعد از دیدار، تاجزاده را بردم جلو و به امام عرض کردم: "حضرت امام، برخی آقایان ما را به خاطر این که روی جلد مجله العالم تصویر شما را چاپ نمی کنیم، ضد ولایت فقیه می دانند."

امام خندید و فرمود: "قبلا هم گفتم که، به هیچ وجه حتی توی صفحات داخلی مجلاتتان عکسی از بنده چاپ نکنید چه برسد روی جلد!"
از امام تشکر کردم، نگاهی به قیافه گرفته تاجزاده انداختم و رفتم.

آقای جلیل محبی، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر در توئیتر خود در باره تغییرات 180 درجه ای فکری تاجزاده اینطور می نویسد:

تاجزاده ؛ از عکس امام خمینی بر روی کارت عروسی تا زیر سوال بردن حکومت اسلامی امام خمینی...

 

 این تغییرات فکری و چرخش 180 درجه ای که در بین اکثر اطلاح طلبان به چشم می خورد سابقه دیرینه ای در انقلاب دارد. آنها با توجه به یک اندیشه سطحی از انقلاب و اسلام بر موج انقلاب سوار شدند و به خاطر اندیشه چپ گرایانه بعد از مدتی تغییر موضع دادند وبه جاده تقی زاده ها و کسروی ها غلتیدند. یکی از کارهای انقلابی گری آنها در ده شصت دنبال دیوارکشی در دانشگاه‌ها بودند، همین آقایان بخش مهمی از بدنه حامیان روحانی را در سال‌های 92 و 96 برای رسیدن به قدرت تشکیل دادند، اما اکنون روحانی با دادن آدرس غلط به مردم دروغ می گوید وضمن تطهیر حامیان خود، تندروی‌ها و افراط‌های دهه شصت را به رقیبان و مخالفان خود نسبت می‌دهد.

چپ‌های تندرو علاوه بر دیوار کشیدن در دانشگاه‌ها، اقدامات افراطی دیگری نیز در دهه شصت در جامعه انجام دادند که نمونه آن فرو کردن پونز در پیشانی بدحجاب‌هاست. اکبر گنجی از جمله افرادی است که در دهه شصت در لباس یک انقلابی، دختران بدحجاب را مجازات خیابانی می‌کرد؛ به گونه‌ای که او به اکبر پونز معروف شده بود. 

اکبر گنجی پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات در حلقه نزدیکان رئیس این دولت قرار گرفت و در کنفرانس برلین شرکت کرد. گنجی پس از خروج از ایران و پناهندگی به جرگه اپوزیسون‌ها پیوست. او در سال 96 اعلام کرد که  "اپوزیسیون از ادامه دولت روحانی حمایت کند".

محمدطه عبدخدایی معاون خاتمی در وزارت ارشاد نیز سال گذشته به برخی از رفتارهای افراطی اصلاح‌طلبان در دهه 60 اشاره کرد. او گفت: «آقای میرلوحی (محمود میرلوحی عضو شورای شهر تهران و فعال سیاسی اصلاح‌طلب) که دانشجوی هند بود، بعد می­‌آید رئیس کمیتۀ تهران می‌­شود و می‌­رود پیست اسکی دیزین و شمشک دستور می‌­دهد تمام عینک­‌های دودی را جمع کنند! چون این مظهر غرب است!»

او در خصوص مخالفت خاتمی و تاجزاده با آزادی ویدیو گفت: «در جلسۀ معاونین این را مطرح کردم که چرا ما این کار را می‌کنیم؟، آقای تاج­زاده روبه‌روی من بود، گفت: آقا رفته فرنگ متجدد شده! و یک‌سری آقایان ما را هو کردند که چنین سخنی را گفتیم. بعد آقای خاتمی گفت: پس مواد مخدر را هم آزاد کنیم! من گفتم: مواد مخدر ماهیتش مشکل دارد. پس شما دوربین عکاسی را هم ممنوع کنید چون ممکن است با دوربین عکاسی عکس‌­های مستهجن گرفته شود.»

پاک کردن رفتارهای افراطی دهه 60 از اذهان مردم کار سختی است، اما روحانی در خدمت به اصلاح‌طلبان تندرو و اپوزیسیون که سبد رای او را در انتخابات‌ها پر کردند، تلاش دارد عاملان آنان را افراد دیگری (مخالفان و رقیبان امروز) خود معرفی کند. روحانی با تحریف تاریخ علاوه بر تصفیه تاریخ تندروی‌های اصلاح‌طلبان، به دنبال تسویه حساب با مخالفان خود است. 


:: بازدید از این مطلب : 920
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 31 ارديبهشت 1400

 

قبل از اینکه به شعارهای شبهه دار و تفرقه افکنانه که منجر به دوقطبی می شود نظری بیاندازیم، به این نکته باید توجه خاص داشت، چه نوع اندیشه و افکاری دنبال دوقطب کردن کشور هستند؟ از یک مسلمان واقعی و یا جهادگر و انقلابی و پیرو ولایت که به شدت مواظب صحبت هایی که می کند هست و خود را در محضر الهی می بیند، نمی تواند حرفی بزند که باعث انشقاق مردم شود. کسانی دنبال شعار های تفرقه افکنانه و شبهه دار می روند که دارای یک دیدگاه لیبرالیستی باشند که اصل سود و لذت غایت این تفکر است. یک اصل مهم در راس این دیدگاه "هدف وسیله را توجیه می کند" قرار دارد. کسانی که خارج از قائده اخلاقی دنبال هدف می گردند. این اشخاص  سعی می کنند افکار عمومی را به انحراف بکشانند تا ماهی دلخواه خود را از آب گل آلود بگیرند. دوقطب سازان به دنبال این هستند تا جای باید و نبایدها را برای مردم تغییر دهند و به نوعی باعث فریب مردم شوند. هر گاه متوجه شدید که در یک برهه‌ی زمانی معینی، یک دسته شبهات یا هجمه‌های تبلیغاتی بر علیه یک دستگاه یا جریان یا موضوع صورت می‌پذیرد، بدانید که حتماً و بدون شک هدف دیگری دنبال می‌شود که ربطی با سؤال و پاسخ آن ندارد. و جالب آن که همیشه در قالب سؤال یا شبهه، حکم هم داده می‌شود! مثلاً نمی‌پرسند: آیا با توجه به این شواهد، تبعیضی هست یا نه؟ بلکه می‌پرسند: چرا این تبعیض هست؟! که این خود نوعی القا است که از تاکتیک‌های «جنگ نرم» محسوب می‌گردد.

در دو دوره انتخابات گذشته، به وفوراز این نوع شگردها توسط آقای روحانی و اصلاح طلبان بودیم. شعارهایی انتخاباتی همچون: دیوار کشی در پیاده روها که در سالن ورزشی همدان اینکونه بیان کرد: «اگر شما جوانان در خانه بنشينيد، بدانيد كه در پياده‌روهاي ما هم ديوار خواهد بود، شما آنها را نمي‌شناسيد. من آنها را مي‌شناسم. آنها روزي در جلسه‌اي تصميم گرفتند كه در تهران و در پياده‌رو ديوار بكشند. آنها مي‌خواستند، پياده‌رو زنانه و مردانه ايجاد كنند».

اما چه كسي مي‌خواست ديوار بكشد؟

البته موضوع ديوار كشي كه روحاني اشاره كرده است، قابليت جست‌وجوي تاريخي دارد اما نه در پياده‌روها بلكه در دانشگاه‌ و آن هم از سوي اصلاح‌طلبان اما نه در دولت اصلاحات بلكه در سال 64!
ماجراي آن را رهبري انقلاب در سال 81 خطاب به خاتمي و معين نقل مي‌كند و مي‌فرمايد: «كساني كه الان (در دولت اصلاحات) اردوي مختلط برگزار مي‌كنند، همان كساني هستند كه سال 63-64 در كلاس‌هاي دانشگاه ديوار كشيدند، بنده به دستور امام رفتم در نمازجمعه گفتم اين كار بد است. من نمي‌فهمم چطور اينها اين جور عوض مي‌شوند.  180 درجه راهشان را عوض مي‌كنند! امام به من گفتند كه اين چه كاري است. من در نماز جمعه تهران گفتم كه اين كار، كار مناسبي نيست. ديوار كشيدن حرف ما نيست. حرف انقلاب نيست.»

یکی دیگر از شگردهای دوقطب سازی روحانی که توسط تیمش برایش طراحی کردند، دوقطبي دولت با تفنگ و دولت بي تفنگ؛ دوقطبي دولت و دولت موازي با دولت ناميدن نيروهاي نظامي؛ دو قطبي اقتصاد ما و اقتصاد آنها و ... برخي از دوگانه‌سازي هاست كه از چند جمله در يك مراسم افطاري بیا داشتند. حسن روحاني در حالي كه ايرانيان در سراسر جهان مسرور و مغرور  شليك‌ موشك‌هاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران به مقر داعش بودند، در جلسه‌اي اقتصادي گفت: «ابلاغ سياست‌هاي اصل ۴۴ براي اين بود كه اقتصاد به مردم واگذار شود و دولت از اقتصاد دست بكشد، اما ما چه كار كرديم؟ بخشي از اقتصاد دست يك دولت بي‌تفنگ بود كه آن را به يك دولت با تفنگ تحويل داديم، اين اقتصاد و خصوصي‌سازي نيست. از آن دولتي كه تفنگ نداشت مي‌ترسيدند چه برسد به اينكه اقتصاد را به دولتي داديم كه هم تفنگ دارد و هم رسانه را در اختيار دارد و همه چيزي دارد و كسي جرئت ندارد با آنها رقابت كند».

اما از آن نظر که سپاه و بسیج همین مردم هستند و سپاه پاسداران محبوب مردم است و نمی‌توانند ضدتبلیغ مؤثری بر علیه آن به کاربرند، سعی دارند مباحثی را مطرح کنند که اذهان عمومی در مقابل آنها احساس ظلم به خود کرده و دچار نوعی بغض و کینه نسبت به آنان شود! مثلاً می‌گویند: چرا بین کارمندان سپاه با سایر کارمندان تبعیض است؟چرا جانبازان و خانواده شهدا سهمیه دارند؟ و چرا بین سپاه و ارتش تبعیض است و یا سؤال فوق؟! پس، با خواندن شبهات متفاوت در سایت‌ها یا سایر رسانه‌ها و یا حتی مشاهده‌ی برخی از مصادیق خطا در سازمان‌ها و ارگان‌ها، نباید به جای انتقاد سالم و تلاش برای ساختن، اصلاح و پیشرفت، زمینه‌ را برای مانور تبلیغاتی دشمن مساعد نماییم. باید بصیر بود. دیدیم که چطور دولت تدبیر و امید کارخانجات را به حراج داد و صدها کارگر را از کارخانه ها بیکار کرد.

روحانی می گوید: خداوند به پیامبرش هم می گوید تو وکیل نیستی که بخواهی بالای سر مردم باشی و به آنها امر و نهی کنی، بلکه موظف هستی راه هدایت را به مردم نشان بدهی تا هر کس خواست آن راه را برگزیند. اما برخی از ما فکر می کنیم که بالاسر مردم فرمان می دهیم و مردم مجری فرمان هستند. پیامبر و امامان خودشان هم اینچنین نبودند.

دکتر روحانی با تأکید بر اینکه همه قوا و مسئولان ذی ربط باید به بخش خصوصی امنیت بدهیم، گفت: امنیت تنها با داعش به خطر نمی افتد، بلکه دولت، مجلس و قوه قضائیه می توانند روزانه با وضع آیین نامه ها و برهم زدن آرامش بازار، امنیت را بر هم بزنند و یا  متقابلا می توانند امنیت را تقویت کنند.

آقای روحانی با ایجاد دو قطبی جدید می خواهد اگر کم کاری و بی تدبیری در این هشت سال صورت گرفت پای نهادهای دیگر بگذارد.

در حالیکه در دولت یازدهم ۱۸۳ طرح توسط قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه به اتمام رسیده است و مردم از آن بهره‌مند شده‌اند. این طرح‌ها در حوزه حمل و نقل، نفت و گاز، سدسازی، صنعت و معدن و آی تی بوده است. با توجه به اینکه روزانه ۱۲ میلیون لیتر بنزین وارد کشور می‌شد قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه با ساخت پالایشگاه ستاره خلیج فارس که بزرگترین پالایشگاه در کشور است، توانست روزانه ۱۲ میلیون لیتر بنزین تولید کند و کشور را از واردات این فرآورده بی‌نیاز کرد. فاز ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی در دولت یازدهم به بهره‌برداری رسید و از این فازها ۴۰ میلیارد متر مکعب استخراج و شیرین‌سازی گاز انجام و وارد شبکه شده است. این کار ۱۶ میلیارد دلار برای کشور منفعت داشته است. به‌جای تشویق سپاه سزاوار نیست جوسازی علیه این نهاد انجام شود. سیاری از شرکت‌های معتبر دنیا که در زمینه‌های گوناگون فعالیت می‌کنند، نظامی هستند. برای این شرکت‌ها مشکلی ایجاد نمی‌شود اما سپاه که هم توان نظامی دارد و هم مسائل عمرانی و سازندگی کشور را حل می‌کند مورد خطاب قرار می‌گیرد. در حالی که ۲۴ هزار میلیارد تومان از دولت طلبکاریم این را قبول نداریم که می‌گویند سپاه با بخش خصوصی در رقابت است. اگر به سپاه طرح‌هایی با ترک تشریفات مناقصه واگذار شده این طرح‌ها ضررده بوده است. در حالی که بانک‌ها سود بیش از ۲۰ درصد به سپرده‌ها می‌دهند چه کسی با دولتی کار می‌کند که نرخ سود طرح‌های آن هفت تا ۱۰ درصد است. در مقابل پول، اجرای طرح‌ها دولت به عنوان اسناد خزانه یا مشارکت اوراقی را به ما می‌دهد که ۳۰ تا ۳۴ درصد کاهش قیمت دارد اما سپاه چون می‌خواهد طرح‌ها نخوابد و به بیکاران کشور اضافه نشود کارها را انجام می دهد، که این خود نوعی کمک به دولت می باشد.

پیش از این نوبخت سخنگوی دولت نیز در واکنش به فعالیت‌های اقتصادی وابسته به قرارگاه خاتم و طعنه‌زنی‌های برخی عنوان کرده بود: «بنده به عنوان مسئول برنامه‌ریزی کشور با آگاهی عرض می‌کنم به هیچ وجه قرارگاه رقیب بخش خصوصی نیست و کسانی که این بخش را رقیب بخش خصوصی می‌دانند یا ناآگاهند یا مغرض و می‌خواهند تحریک کنند... ما معتقد نیستیم که قرارگاه با پیشینه، ریشه و ظرفیت فوق‌العاده‌ای که دارد در تقابل با بخش خصوصی به عرصه می‌آید؛ کدام بخش خصوصی است که بیش از 2 میلیارد دلار از دولت مطالبه داشته باشد و همچنان پای کار بایستد؛ این مسئله چیزی جز روحیه و عرق رزمندگی و دلاوری نیست... قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا(ص) رویکرد اقتصادی و انتفاعی به طرح‌ها نداشته و با نجابت درصدد یاری رساندن به دولت است».

در طول هشت سال هر کجا آقای روحانی کم آورده است سعی نموده خود را در یک طرف خط قرار دهد و آنهایی که با نیستند در طرف دیگر خط قرار دهد. آقای روحانی؟

وقتی منتقدان برجام را کاسبان تحریم خطاب کردید، یادتان هست؟ وقتی در میتینگ های انتخاباتی فریاد می زدید: «کاسبان تحریم بدانند که تحریم ها برداشته شده و دیگر باز نمی‌گردد. شما میخواهید با دنیا مذاکره کنید؟ شما بلد هستید که با دنیا مذاکره کنید و آیا اصلا زبان دنیا را می دانید».(۹۶/۲/۲۷)

شما بهبودی اوضاع را در  ۱۰۰ روزه وعده دادید، گفتید در مذاکرات با طرف‌های خارجی موفق خواهید شد سایه جنگ را از سر کشور بردارید و همه تحریم ها را لغو خواهید کرد.

فعالیت دو قطب سازی روحانی و حامیان دولت تدبیر و امید روی فیلترینگ و تعامل با دنیا کلیک خورده است. نگاه کنیم به این مطالب:

روحانی چهارشنبه- ۲۹ اردیبهشت- در جلسه هیات دولت گفت: «نباید به گونه‌ای باشد که امروز که انتخابات است فضای مجازی مورد تأیید و عالی باشد اما فردای انتخابات به دنبال فیلتر باشیم. مردم باید بدانند که افراط‌گر هستیم یا اعتدال‌گرا و مهم این است که راهبرد و اصول خود را به مردم توضیح دهیم».

وی افزود: «مردم باید بفهمند که این آقا، آقایی است که دنبال تعامل با جهان است یا دنبال دعوا با جهان است؟ این باید روشن شود. این استراتژی و راهبرد مهم است. رای مردم یک بار ۲۸ خرداد تا ۴ سال دیگر یا رای مردم هر روز؟ هر کار مهم می‌خواهیم انجام دهیم با رای مردم و نظر مردم، نه اینکه امروز که انتخابات است فضای مجازی خیلی عالی و خیلی خوب است، فردا که انتخابات تمام شد دنبال فیلتر با دست و با پا می‌گردیم، نمی‌شود».

تمام این اعمال و صحبت ها از  یک اندیشه و تفکر لیبرالیستی بوجود می آید.

 تا پایان دولت آقای روحانی شاهد دروغپردازی ها شبهه افکنی ها و انحراف افکار عمومی خواهیم بود.

زمان زیادی است که این طیف فکری با شعور مردم بازی می کنند. مردم الحمدالله هم بصیرت دارند و دانا هسنتد، صداقت این غربگرایان را قبلا دیده اند. جریان سید صفدر حسینی یکی از صدها نمونه ای است که به خاطر گرفتن حقوق نجومی سال 95 به دادگاه احضار شد و بعد از برکناری آقای نوخت او را ذخائر انقلاب نامید. و دولت تدبیر وامید بعد از استعفای صفدر حسینی، طی حکمی به‌عنوان مشاور دانشگاه پردیس کشاورزی و منابع طبیعی در کرج انتخاب‌کرد.

 


:: بازدید از این مطلب : 916
|
امتیاز مطلب : 37
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 10 ارديبهشت 1400
به جرأت می‌توان گفت خطر نفوذی‌ها از خطر دشمنان شناسنامه‌دار که در مقابل ما ایستاده‌اند بیشتر است چراکه دیده نمی‌شوند و چون دیده نمی‌شوند به آسانی هولناک‌ترین خسارت‌ها را وارد می‌کنند.

 این افراد نقش سوزنبانی را ایفا می‌کنند که در ایستگاه قطار نشسته است چای و قهوه می‌خورد و با یک دکمه مسیر ریل قطار را عوض می‌کنند و قطار به مسیری صدها کیلومتر دورتر از مقصد اصلی رهنمون می‌شود.

این افراد کسانی هستند که آموزش می‌بینند برای انحراف سیستم از مسیر اصلی و هدایت مجموعه به سمت و سویی که نهایتا منافع کسان دیگری تامین شود. خسارتهای ناشی از افراد نفوذی قابل حساب و شمارش نیست چرا که اساسا هیچ ردپایی از خود بر جای نمی‌گذارند و تنها زمانی به وجود آنها پی برده می‌شود که پروژه‌های موردنظرشان به خوبی و با موفقیت به اتمام رسیده است.

نفوذی‌ها با اعمال نفوذ بر مدیران و مشارکت در فرایند تصمیم‌سازی کل عملکرد یک سازمان و یا یک وزارتخانه را با هزاران نفر پرسنل و بودجه به صفر و یا در برخی موارد به منفی صفر می‌رسانند. 

برخی گمان می‌کنند افراد نفوذی انسانهایی هستند با شکل و شمایل خاص و رفتارهای ویژه ولی واقعیت این است که نفوذیها دقیقا مثل ما لباس میپوشند دقیقا مثل ما با دیگران معاشرت می‌کنند و بعضا مثل ما در صف نماز جماعت حاضر می‌شوند. برخی از دوستان گمان می‌کنند افراد نفوذی تنها مثل کشمیری‌ها عمل می‌کنند و بعد از انفجار نخست وزیری ناپدید می‌شوند در حالی که جریان نفوذ در همه عرصه های فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی سابقه طولانی دارد.

نفوذیها اگر لازم باشد در هر لباس و در هر جایگاهی حاضر می‌شوند. 

نفوذی می‌تواند با حمایت‌های ویژه وزیر و معاون وزیر شود و یا همچون بنی صدر رئیس جمهور شود.

نفوذی می‌تواند شعار فرزند کمتر زندگی بهتر را سر زبانها بیندازد.

نفوذی می‌تواند صنعت و معادن یک کشور را بدون خونریزی تقدیم دشمن کند.

نفوذی می‌تواند بدون دردسر سند 2030 را ابلاغ کند و در دستور کار قرار دهد.

نفوذی می‌تواند میلیون ها نفر از جوانان کشور را در فضای مجازی سرگردان کند.

ویژگی های افراد نفوذی

برای روشنتر شدن موضوع به برخی از ویژگیهای اصلی افراد نفوذی اشاره می‌کنیم و البته پر واضح است که این جور نیست که تمام این ویژگیها بدون کم و کاست در همه افراد نفوذی وجود داشته باشد و ممکن است تنها بخشی از این ویژگیها در افراد نمایان شود.

نفوذیها بیشتر در گذرگاه‌های بسیار حساس و کلیدی مستقر می‌شوند به طوری که با یک توصیه و تصمیم بتوانند اتفاقات بسیار بزرگ رقم بزنند. 

نفوذی‌ها معمولا انسانهای کم حرف و بی‌حاشیه‌ای هستند و سعی می‌کنند در منظر و مرعای رسانه‌ها ظاهر نشوند تا بتوانند بدون کمترین مانع به کار خود بپردازند.

نفوذی‌ها علاقه خاصی به موضوعات راهبردی و پرونده‌های خاص دارند و خودشان را درگیر موضوعات کم ارزش و بی اهمیت نمی‌کنند.

نفوذی‌ها بر حسب ظاهر علاقه‌ای به ثروت اندوزی و مشارکت در پروژه‌های اقتصادی ندارند چرا که وظیفه‌ای که برایشان تعریف شده با این قبیل فعالیتها مغایرت دارد.

نفوذی‌ها به هر قیمتی شده حتی با کمترین حقوق خودشان را به رأس هرمهای مدیریتی نزدیک می‌کنند تا دسترسی لازم به پرونده‌ها و کارتابل‌های مدیران داشته باشند. 

نفوذیها بیشتر به صورت انفرادی و در اتاق‌های دور افتاده از دیگران کار می‌کنند و تنها با ظاهری متواضعانه برای شرکت در جلسات از اتاق خود خارج می‌شوند. 

نفوذی‌ها معمولا دوتابعیتی هستند تا در مواقع خطر بتوانند به راحتی در جای دیگری از دنیا اقامت داشته باشند. 

مناسب‌ترین محیط کاری برای افراد نفوذی قرار گرفتن در کنار مدیران کم تجربه و رانتی است چرا که این قبیل مدیران به شدت نیازمند نظرات کارشناسانه و نسخه‌های راهگشا هستند.

معمولا نتیجه پخت و پز و عمق تاثیر نفوذی‌ها در دراز مدت نمایان می‌شود و زمانی به عمق فاجعه پی برده می‌شود که کل بودجه و سرمایه یک مجموعه به تباهی کشانده شده و یا در غیر از مسیر اصلی بکار گرفته شده است.

پیچیدگی موضوع وقتی است که در برخی موارد فرد از نفوذی بودن خودش هم اطلاع ندارد و فکر می‌کند که در حال خدمت رسانی به نظام و کشور است.

لازم است بدانیم پدیده نفوذ به هیچ عنوان به کشور ما و یک منطقه خاص و یا حتی زمان خاص اختصاص ندارد و در طول تاریخ بشر همواره این این مسئله وجود داشته است که ذکر مصادیق آن در حوصله این نوشته نیست. 

شایان ذکر است برای تربیت یک نیروی نفوذی شاید دهها سال زمان نیاز باشد تا فردی در یک سیستم وارد شود و اعتبار لازم را برای اعمال نفوذ کسب کند و به همین خاطر است سرویسهای امنیتی برای حفظ و نگهداری یک فرد نفوذی مبالغ بسیار سنگینی هزینه می‌کنند.

بهتر است نگاهی به یادداشت حسین شریعتمداری  در روزنامه کیهان که در باره نفوذ نوشته است بیاندازیم:

۱- پنج دهه قبل، ژان پل سارتر، فیلسوف منتقد فرانسوی درباره چگونگی نفوذ غرب در کشورهای جهان سومی نوشته بود؛

 «ما رؤسای قبایل، خان‌زاده‌ها، پولدارها و گردن‌کلفت‌های آفریقا و آسیا را می‌آوردیم چند روزی در آمستردام، لندن، نروژ، بلژیک و پاریس می‌چرخاندیم، لباس‌هایشان عوض می‌شد... روابط اجتماعی تازه‌ای یاد می‌گرفتند و... آرزوی اروپایی شدن را در دل‌هایشان به وجود می‌آوردیم. بعد اینها را به کشورهای خود پس می‌فرستادیم. کدام کشورها؟ کشورهایی که درِ آنها برای همیشه به روی ما بسته بود، ما در آنها راه نداشتیم، ما نجس بودیم، ما دشمن بودیم. روشنفکرهایی که درست کرده بودیم، فرستادیم به کشورهایشان، بعد از آمستردام، از بلژیک و از پاریس فریاد می‌زدیم برادری، انسانیت، بعد می‌دیدیم پژواک صوت ما از نقاط دور دست از دهان همین روشنفکرها- عین سوراخ آب انبار- پس می‌آید. هر وقت ساکت می‌شدیم آن سوراخ‌ها هم ساکت بودند، هر وقت حرف می‌زدیم، انعکاس وفادارانه و درست صوت خودمان را از حلقوم‌هایی که ساخته بودیم، می‌شنیدیم. مطمئن شده بودیم که این روشنفکران هرگز کوچکترین حرفی برای زدن بجز آنچه در دهانشان می‌گذاشتیم ندارند بلکه حتی حق حرف زدن را از مردم خودشان هم گرفته‌اند.»

آنچه ژان پل سارتر درباره نفوذ می‌گوید مربوط به چند دهه قبل است که نمونه‌های آن را در میان شخصیت‌های موسوم به «منورالفکرها» در دوره قاجار و روشنفکرنمایان دوران پهلوی شاهد بوده‌ایم، این روزها اگرچه هنوز هم شاهد حضور شماری از همان غرب‌باوران خودباخته در برخی از مراکز تصمیم‌ساز و آموزشی و رسانه‌های کشورمان هستیم، اما دوران آنگونه نفوذها سپری شده است و امروزه نفوذ دشمن در بستری به مراتب پیچیده‌تر و با ابعادی متفاوت‌تر از انواع قبلی صورت می‌پذیرد که با اهمیت‌ترین و خطرناک‌ترین نوع آن «نفوذ در ساختار نظام» است. کسانی که برای نفوذ در ساختار نظام ماموریت یافته‌اند در عین حال که ماموریت آنان از همه انواع نفوذ خطرناکتر است ولی شناسایی آنها نیز آسان‌تر است. چگونه؟


۲-  نفوذی‌هایی که ماموریت‌های خرابکاری و ترور و انفجار دارند، به شدت مراقبند تا هیچگونه نشانه‌ای که بتواند هویت واقعی آنها را فاش کند، از خود باقی نگذارند. کشمیری و کلاهی و ناخدا افضلی بیشترین همخوانی با نظام و اسلام را از خود بروز می‌دادند. ناخدا افضلی، عضو شاخه نظامی حزب توده که تا جایگاه فرماندهی نیروی دریایی جمهوری اسلامی-آنهم در دوران جنگ- نفوذ کرده بود، شب‌هایی که در قرارگاه فرماندهی حضور داشت، نیمه‌های شب برمی‌خاست و نماز شب می‌خواند! و البته بااشاره پا و یا سرفه و عطسه سعی می‌کرد دیگران را متوجه کند که برای نماز شب برخاسته است! و یا کشمیری دو خودکار در جیب پیراهن می‌گذاشت و به هر بهانه‌ای برای این و آن توضیح می‌داد که یکی از آنها شخصی و دیگری بیت‌المال است! چه تقوایی؟! و البته کسی هم شک نکرد که وقتی قیمت یک عدد خودکار فقط یک تومان بود چرا از همان خودکار شخصی برای امور اداری استفاده نمی‌کرد؟!

اما کسانی که ماموریتشان نفوذ در ساختار نظام است، دستورکار دیگری دارند، آنها برای انفجار و ترور و خرابکاری فیزیکی به کار گرفته نشده‌اند. ماموریت آنها ارائه تحلیل‌ها و اطلاعات غلط به مسئولان با هدف تغییر محاسبات آنان و در نهایت اتخاذ تصمیم‌های ویرانگر و خسارت‌آفرین است. به همین علت است که نفوذی‌های ساختاری نمی‌توانند مانند نفوذی‌های انفجاری، هیچگونه نشانه‌ای از ماموریت خود بروز ندهند. آنها باید دیدگاهی را که کانون نفوذ دیکته کرده است به مسئولان تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیرنده بقبولانند و محاسبات آنان را با خواست و منافع دشمن همسو کنند. این طیف از نفوذی‌ها دقیقا از همین نقطه آسیب‌پذیر بوده و قابل شناسایی هستند. بخوانید!


۳- بدیهی است دیدگاه‌ها و نظرات کسانی که برای نفوذ در ساختار نظام و تغییر محاسبات مسئولان ماموریت یافته‌اند، با خط ترسیم شده و نقشه راه انقلاب زاویه خواهد داشت چرا که اگر زاویه‌ای نداشت، دشمن نیازی به تغییر آن نمی‌دید! بنابراین مقایسه میان نظرات ارائه شده آنان با خط اصلی اسلام و انقلاب به وضوح می‌تواند زاویه انحراف آنها را نشان بدهد. در این حالت دو احتمال وجود دارد اول آنکه این زاویه و تفاوت دیدگاه، ناشی از کج‌فهمی و کم‌دانی است! و دوم اینکه غرض و مرضی در میان است و البته در هر دو حالت، حضور این افراد در مراکز تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیرنده فاجعه‌آفرین خواهد بود.


۴- اکنون وقت آن است که به بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب در دیدار کارکنان وزارت اطلاعات یعنی همان سربازان گمنام امام زمان- ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- مراجعه کنیم. حضرت آقا در بخشی از سخنان آن روز خود (چهارشنبه ۲۹ فروردین ماه) با تاکید بر اینکه؛ «چارچوب سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی را امام(ره) مشخص کرده و این چارچوب براساس وصیت‌نامه و فرمایشات ایشان شکل گرفته است»، همه اجزای وزارت اطلاعات را به مطالعه دقیق وصیت‌نامه و فرمایشات امام(ره) توصیه کرده و می‌فرمایند:«باید همه بخش‌ها و بدنه وزارت با مبانی و اصول انقلاب کاملاً آشنا باشند»چرا؟ برای اینکه اگر مسئولان و کارکنان وزارت اطلاعات و همه مسئولان و مدیران دیگری که در جایگاه تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری هستند، از نقشه راه و خط اصلی نظام که در بیانات حضرت امام(ره)و وصیت‌نامه ایشان و نیز در بیانات رهبر معظم انقلاب آمده است بی‌خبر باشند چگونه می‌توانند حرکت زاویه‌دار نفوذی‌ها را کشف کرده و به مقابله با آن برخیزند؟! و چه تضمینی هست که آنها نیز به گونه‌ای ناخودآگاه در دام نفوذی‌ها گرفتار نشوند؟!


۵- نمونه‌هایی از این فرمول برای شناخت نفوذی‌ها را می‌توان در آموزه‌های اسلامی به وضوح دید؛

در کلام خدا خطاب به پیامبر اعظم(ص) آمده است که؛

وَلَوْ نَشَاء لَأَرَیْنَاکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِیمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ وَالله یَعْلَمُ اعمالکم- «اگر بخواهیم آنان را (که در دل‌هایشان بیماری است) به تو معرفی می‌کردیم تا آنها را از چهره‌هایشان بشناسی، هرچند که می‌توانی آنان را از نوع سخنانشان بشناسی» آیه ۳۰ سوره محمد(ص). بدیهی است که منظور از «طرز سخنانشان»، تفاوت آن با خط اصلی و نقشه راه تعریف شده است.

درباره منافقین می‌فرماید «هنگامی که به آنان گفته می‌شود در زمین فساد نکنید، می‌گویند؛ ما اصلاح‌کننده‌ایم».

و سؤال این است که مگر منافقان هویت واقعی خود را پنهان نمی‌کنند؟ بنابراین، کسانی که به آنها هشدار می‌دهند «در زمین فساد نکنید»، چه کسانی هستند؟ به یقین کسانی که نقشه راه را می‌شناسند و فساد پنهان‌شده در پوشش اصلاح را تشخیص می‌دهند.

در حکمت ۲۶ نهج‌البلاغه از قول حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام آمده است که: هیچکس چیزی را پنهان نمی‌کند مگر اینکه در سخنان بی‌اندیشه و در صفحه چهره‌اش آشکار می‌شود. و...


۶- حالا می‌توانیم کلاه خود را قاضی کنیم و با به کارگیری فرمول یاد شده ببینیم چه تعداد از نفوذی‌هایی که با ارائه تحلیل‌ها و اطلاعات غلط به مسئولان کشورمان فاجعه آفریده‌اند، قابل شناسایی بوده‌اند که در شناخت آنها کوتاهی شده است؟! نفوذی‌های خزیده در تیم هسته‌ای که با جلب اعتماد تیم، کلاه گشاد برجام را بر سر ملت نهاده‌اند، جاسوسانی که در پوشش محیط‌زیست گرای موشک‌ها را به دشمن می‌دادند و همزمان در پی نابودی کشاورزی کشورمان بودند، نفوذی‌هایی که بازار ارز را به اغتشاش کشیدند، کسانی که این روزها در پوشش خیرخواهی! نسخه حذف برنامه موشکی ایران و سرازیر شدن تروریست‌ها به این کشور را می‌پیچند و... قابل شناسایی نبوده‌ و نیستند؟! هم‌اکنون کشورهای اروپایی به بهانه مضحک و احمقانه پیشگیری از خروج آمریکا از برجام-که هرگز خارج نمی‌شود- به دنبال وضع تحریم‌های تازه علیه ایران هستند و صدای هیچکس هم به اعتراض و تهدید اروپایی‌ها بلند نمی‌شود! چه کسانی با تحلیل‌های غلط و دیکته‌شده خود این سکوت خسارت‌آفرین را به مسئولان قالب کرده‌اند؟! و...


۷- و بالاخره، این نکته نیز گفتنی است که نفوذی‌ها الزاما از آن سوی مرزها نمی‌آیند و به زبان بیگانه سخن نمی‌گویند که اگر چنین بود خیلی زودتر شناخته می‌شدند. ماموریت نفوذ به ساختار و تغییر محاسبات مسئولان بر عهده کسانی گذارده می‌شود که اولا؛ سابقه مسئولیت شناخته‌شده در نظام داشته باشند و ثانیا؛ به هر علت، از جمله آلودگی به چرب و شیرین دنیا، زندگی ‌اشرافی، قدرت‌طلبی و... با نظام فاصله گرفته باشند. این گونه افراد آمادگی لازم برای شکار شدن از سوی دشمن را دارند! و اگر شکار شوند، به علت حضور در مسئولیت‌های نظام، تابلوی خودی در دستشان است ولی از آنجا که شکار شده‌اند، شناسنامه دشمن را در جیب دارند. خدای مهربان بر درجات امام راحل(ره)بیفزاید که می‌فرمودند؛ میزان حال فعلی افراد است و... این رشته سر دراز دارد!

در پایان به این نکته اشاره می‌کنم که رهبر معظم انقلاب صراحتا در دیدار با  مردم انقلابی نجف‌آباد، فرمودند: بنده از چندی پیش گفتم نفــوذی‌ها! مراقب نفوذی‌ها باشید؛ بعضی‌ها برآشفته شدند؛ بیخود! برآشفتگی ندارد. 

به نظر می‌رسد وقت آن رسیده است همه ما با شناخت دقیق ویژگی افراد نفوذی نسبت به شناسایی و معرفی افراد نفوذی در هر کجای کشور ، هوشیارانه و مسئولانه عمل کنیم و در حد توان اجازه ندهیم افراد نفوذی سرمایه‌ها و داشته‌های ما را به نابودی بکشانند.

 در پایان بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب در باره نفوذ را زینت بخش این سطور قرار می دهیم.

"یک مسئله مسئله‌ی نفوذ است؛ نفوذ. ما این مسئله‌ی نفوذ را در قضیّه‌ی برجام و پس از برجام مطرح کردیم؛ این خیلی مسئله‌ی عجیب و خیلی مسئله‌ی مهمّی است. کسانی که در مسائل گوناگون دسترسی به اطّلاعات دارند، خوب میدانند که چه دامی برای کشور گسترده‌اند یا میخواهند بگسترانند برای نفوذ کردن در حصن و حصار اراده و فکر و تصمیم ملّت ایران، با انحاء مختلفِ تدابیر و سیاستها و توطئه‌ها؛ این الان در جریان است؛ مردم در باب انتخابات باید خیلی متوجّه این باشند."

بیانات در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور ۱۳۹۴/۱۰/۱۴

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2344
|
امتیاز مطلب : 130
|
تعداد امتیازدهندگان : 27
|
مجموع امتیاز : 27
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 7 ارديبهشت 1400

روزنامه جوان نوشت: حضور برخی چهره‌های امنیتی سابق و محکومان امنیتی در انتشار هدفمند و مغرضانه فایل صوتی محرمانه ظریف که قرار بوده به عنوان آرشیو دولتی بماند و در آن همزمان با ذکر مطالب «اختلافی»، به برخی مطالب «خلاف» نیز پرداخته می‌شود، یک پروژه ضد امنیت ملی و یک کار سخیف و دون شأن ملت مسلمان و علیه ایران مقتدر بود که فقط می‌توان آن را از بازنده‌های تحقیرشده به دست ملت و از سوی «نامردهای میدان» و برای انحراف افکار عمومی از ناکارآمدی‌ها انتظار کشید. باید دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی سریعاً برای افشای چهره این خائنان به ملت وارد عمل شوند

انتشار فایل صوتی محمد جواد ظریف، وزیر امورخارجه دولت بی تدبیر و امید روحانی، در یکی از شبکه‌های معاند و نشانه‌دار ضد انقلاب، بازتاب گسترده‌ای در محافل خبری و رسانه‌ای داخل و خارج از کشور داشته است.

در این فایل صوتی سه ساعت و ۱۰ دقیقه‌ای که ادعا شده در قالب برنامه‌ای با عنوان «تاریخ شفاهی دولت تدبیر و امید» زیر نظر مرکز بررسی‌های استراتژیک به ریاست حسام الدین آشنا مشاور فرهنگی و رسانه‌ای رئیس‌جمهور ضبط شده است، ظریف با کلید واژه «میدان» برخلاف آنچه تاکنون در مواضع رسمی و علنی خود به عنوان وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران بیان کرده است، از ادبیاتی بهره گرفته است که حتی تعجب و تأمل دوستان خود را نیز برانگیخته است.

فایل مورد اشاره، ششم اسفند ۹۹ ضبط شده و روز یک‌شنبه برای نخستین بار از شبکه سعودی «اینترنشنال» سر درآورده! ظریف با طرح ادعای حاکمیت میدان (نظامیان) در جمهوری اسلامی، دخالت‌های سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس در سیاست خارجی را مورد اشاره قرار داده و مدعی شده دیپلماسی به دلیل فشارهای او فدای میدان جنگ و نظامی شد!

سردار سرافراز جبهه مقاومت اگر ۱۳ دیماه ۹۸ با دستور شقی‌ترین موجود عالم یعنی رئیس‌جمهور امریکا ترور فیزیکی شد، این بار، اما وزیر امورخارجه کشورمان با طرح ادعاهایی که دلایل آن روشن نیست، او را ترور شخصیتی کرد، تا برخلاف آنچه از خود نشان داده روی دیگر «ظریف» را به نمایش بگذارد. درباره انگیزه طرح این سخنان و انتشار آن در یک شبکه ضد انقلابی که به گفته سخنگوی وزارت خارجه دارای طبقه بندی بالا بوده، قضاوت دقیقی وجود ندارد و معلوم نیست که انتشار آن با هماهنگی ظریف بوده یا دور خورده است، اما با هر انگیزه‌ای که دست به انتشار آن زده باشند، ظریف در پازلی تعریف شده که به عنوان یک عنصر دست به اقدام انتحاری زده. انتحاری که به اعتقاد دوستان ظریف، در هر صورت گرچه ممکن است اهداف طراحان را تأمین کند، لیکن وزیر خارجه را به کام مرگ سیاسی برد. چنانکه عطاء‌الله مهاجرانی در واکنش به این فایل صوتی توئیت کرده است: «بدیهی است که آقای ظریف اگر امکان و اقبال برای شرکت در انتخابات داشت، مطلقاَ تمام شد.»

ظریف در جای جای سخنانش ضمن تکرار فدا شدن «دیپلماسی» به پای «میدان» از دوستی و رفاقت خود با سردار سلیمانی می‌گوید که به صورت هفتگی با ایشان جلسه داشته و با هم هماهنگ بوده اند، لیکن وانمود می‌کند که این دیپلماسی بوده که همواره در خدمت میدان قرار گرفته است. او که این جملات را به صورت معترضه بیان می‌کند البته توضیح نمی‌دهد که چرا طی هشت سال گذشته در مقام وزیر امورخارجه به روندی تن داده است که با آن موافق نبوده است. اینکه سردار سلیمانی توانسته است به اذعان ظریف دیپلماسی را به میدان پیوند بزند، ناشی از توانایی او بوده که اهداف نظام اسلامی را در محور مقاومت با دوبال دیپلماسی و میدان پیش ببرد، حال ظریف اگر نتوانسته و یا دیپلماسی او همسو با جبهه میدانی نبوده باید آن را در ناتوانی و ناکارآمدی خود جست‌وجو کند نه چیز دیگر.

علاوه بر این اگر بپذیریم که کشورهای جبهه مقاومت در حوزه عمل «میدان» تعریف شده و دستگاه دیپلماسی به زعم ظریف کمتر در این کشورها ایفای نقش می‌کرده، جناب وزیر خوب است توضیح دهد دستاورد او در بقیه بیش از ۱۵۰ و اندی کشور دیگر که در حوزه عمل او قرار دارند، چه دستاوردی داشته است؟ ادعاهای وزیر امورخارجه البته همگی واجد پاسخگویی مستدل و متقن است که به زمان دیگری واگذار می‌کنیم، اما آنچه در این فایل صوتی عنوان شده بیشتر به فرافکنی برای توجیه شکست‌ها شبیه است تا طرح موانع ادعایی. این در حالی است که به اذعان دوست و دشمن آنکه توانست امریکا و عوامل تروریستی‌اش را در منطقه زمین‌گیر کند مجاهدت بی‌مزد و منت سردار مقاومت در میدان بود و همین پیروزی‌ها و اقتدار توانست به عنوان پشتوانه دستگاه دیپلماسی در مداکرات دست برتر جمهوری اسلامی باشد و استراتژی امریکا را شکست دهد.

دوستان ظریف چه گفتند و نوشتند

فارغ از ذوق‌زدگی رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور که با استقبال زاید الوصفی به تحلیل و تبیین مواضع ظریف و چرایی طرح این سخنان در شرایط کنونی پرداخته اند، اشخاص و روزنامه‌های اصلاح طلب و نزدیک به دولت کوشیده‌اند با احتیاط بیشتری با این موضوع برخورد کنند. روزنامه شرق نوشته: «در صحبت‌های منتشرشده ظریف، مواضعی بی‌سابقه از او درباره عملکرد سردار سلیمانی، سپاه پاسداران و نیز عملکرد روسیه در صحنه سیاست خارجی ایران نقل می‌شود». اعتماد هم کوشیده است بدون هیچ تحلیلی بخشی از این ماجرا را روایت کند و به نقل از سخنگوی دستگاه دیپلماسی نوشته است: فایل صوتی منتشر شده تقطیع شده و گزینشی است. محمد علی ابطحی فعال سیاسی اصلاح طلب هم در توئیتی جنبه امنیتی چگونگی انتشار فایل ظریف را مورد توجه قرار داده و نوشته اشت: «انتشار فایل صحبت خصوصی ظریف کاری مثل دزدیدن اسناد هسته‌ای توسط اسرائیل است.»

ترورسیاسی حاج قاسم

این سو، اما منوچهر متکی، وزیر اسبق امور خارجه که نام او چندبار در سخنان ظریف تکرار شده، معتقد است: مصاحبه ظریف کاری مطالعه شده، طراحی شده و از پیش تعیین شده جریان اصلاحات بود که در آن از آقای ظریف استفاده ابزاری شد.

متکی در گفتگو با مهر درباره صوت منتشر شده از ظریف و اظهارات او گفته: «این کلام آقای ظریف که گفته هیچ‌وقت میدان فدای دیپلماسی نشده و این دیپلماسی است که فدای میدان شده نشان می‌دهد که ایشان نه از میدان برداشت و تعریف درستی دارد و نه از دیپلماسی. کافی است ایشان به امریکا نظری بیندازد و ببیند که میدان و دیپلماسی در آن چگونه با یک خط مشی و رویکرد شانه به شانه تکمیل‌کننده هم هستند. مشکل آقای ظریف این است که فکر می‌کند حوزه نظامی در این کشور یک مقوله و حوزه دیپلماسی مقوله دیگری است. آنچه مطرح است این نیست که یکی از این دو فدای دیگری شود، بلکه آنچه مدنظر است این است که آیا این دو حوزه در راستای هم در مسیر سیاست‌های کلی نظام و آنچه حکم جلودار است و رهبر تعیین می‌کند حرکت می‌کند یا خیر.»

متکی تصریح کرد: «تا امروز حوزه میدانی و نظامی نشان داده که به حکم جلودار و آرمان‌های انقلاب وفادار است؛ اما در حوزه دیپلماسی در موارد متعددی خلاف این موضوع ثابت شده است؛ بنابراین آنجا که دیپلماسی در مسیر خود حرکت می‌کند نباید با داستان سرایی مسائل دیگری را مطرح کند.» متکی در پایان تأکید کرد: «گفت‌وگوی حاج قاسم با پوتین و دعوت او به منازعه سوریه، تیر خلاصی بود برای اینکه روسیه را متقاعد کند به این میدان وارد شود. بسیار متأسفم که این مصاحبه برای کسی که امریکا او را ترور نظامی کرد، یک ترور سیاسی ناجوانمردانه بود. «آنچه البته نباید از نظر دور داشت، این است که مواضع اختلافی ظریف که نشان داده با یک مویز گرمش می‌شود و با یک غوره سرد، نسبت به جهت‌گیری کلان انقلاب پوشیده نبود که البته با این صوت دقیق‌تر شد. اما هدف منتشرکنندگان این فایل صوتی را باید از ثمره نهایی آن تحلیل کرد. اینترنشنال پس از انتشار بخش‌هایی از این فایل صوتی در سلسله گفتگوها و گزارش هایی، به بازنمایی این فایل صوتی پرداخته است. «کشور توسط رئیس‌جمهور اداره نمی‌شود.» این همان خطی است که چند ماه است بخش رادیکال و نزدیک به براندازان داخلی آن را پی‌گیری می‌کند.

شبکه نفوذ در امنیتی‌ترین نقطه ریاست جمهوری!

نکته دیگری که باید به این گزارش اضافه کرد، خطر نفوذی است که تا بیخ گوش نهاد ریاست جمهوری پیش رفته و لانه کرده است. ظریف و مقامات وزارت خارجه و همچنین حسام الدین آشنا پیش از این نسبت به پخش سریال گاندو - با موضوع نفوذ- واکنش‌های بسیار تند و توهین آمیزی نشان دادند. اما حالا یک فایل صوتی از وزارت خارجه و مرکز بررسی‌های استراتژیک به استودیوی شبکه سعودی اینترنشنال می‌رود!

گفته می‌شود برای پیش بردن این پروژه (تاریخ‌نگاری شفاهی دولت تدبیرو امید) رقمی در حدود ۳ میلیارد تومان به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری تحت مدیریت حسام الدین آشنا تخصیص داده شده است، فارغ از اینکه به عقیده ناظران سیاسی ظریف در این گفتگو سخنان راست و دروغی را به هم آمیخته، او در مقام رئیس دستگاه دیپلماسی چگونه به این تیم مقاطعه‌کار اعتماد کرده و بسیاری از مسائل امنیت ملی را با آن‌ها در میان گذاشته است. جایگاه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در پروسه این تصمیم‌گیری کجا تعریف شده است؟ بدیهی است که با توجه با این فضاحت، مجلس شورای اسلامی و دستگاه قضائی و امنیتی نیز می‌بایست تحقیق و تفحص از این ساختار را در دستور کار خود قرار دهند. دولت مستعجل روحانی کمتر از ۱۰۰ روز دیگر به نقطه پایان می‌رسد و به تاریخ خواهد پیوست، لیکن چنان عملکرد غیر قابل دفاعی از خود به جای گذاشته است که کمتر کسی حاضر خواهد شد، بعدها به این خاطره‌گویی‌های ساختگی اقبال نشان دهد.

* سیدمحمد مرندی کارشناس مسائل بین‌الملل و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، با‌اشاره به فایل صوتی منتشر شده از محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و برخی اظهارات وی درباره نقش نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در منطقه اظهار داشت: آنچه که مسلم است این است که تا قدرت و جایگاه مستحکم و امنیت نداشته باشیم، دیپلماسی فایده‌ای ندارد چون باید دستمان پر باشد تا شرایطی فراهم کنیم تا اصلا به ما اعتنا کنند.
مرندی تاکید کرد: اتفاقا نظام خیلی از میدان‌ها را هزینه دیپلماسی کرد و در خود برجام، نظام بخش عمده‌ای از صنعت هسته‌ای را برای دیپلماسی قربانی کرد و این بخشی از میدان است.
وی ضمن بیان اینکه اگر در سوریه داعش و القاعده دست بالا را می‌داشتند در حوزه دیپلماسی حرفی برای گفتن نداشتیم، تصریح کرد: اگر در عراق، داعش دست بالا را پیدا می‌کرد، دیپلمات‌های ما می‌خواستند در مورد چه چیزی صحبت کنند؟ بنابراین واقعیت‌های میدانی و داخلی و ظرفیت‌ها و توانمندی‌های کشور در داخل و منطقه مجموعا شرایطی را فراهم می‌کنند تا دیپلمات‌ها بتوانند با دیگران صحبت کرده و منافع کشور را با مذاکره دنبال کنند.
این کارشناس مسائل بین‌الملل ضمن تاکید بر اینکه کاری که حاج قاسم با نجات عراق و سوریه انجام داد قدرت ما را افزایش داد و باعث شد در میز مذاکره توانمندی ده‌ها برابری داشته باشیم، اظهار داشت: قدرتمندی متحدین ایران در منطقه باعث می‌شود که آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها ما را به عنوان یک طرف بسیار قدرتمند ببینند و اگر این قدرت‌ها را از دست می‌دادیم انگیزه اروپا و آمریکا برای مذاکره با ما چه بود.

 

عبدالله عبداللهی روزنامه‌نگار در یادداشتی به تشریح ۵ نکته در خصوص فایل صوتی محمدجواد ظریف که اخیراً منتشر شده است، پرداخت.

 عبدالله عبداللهی در رابطه با فایل صوتی که از سخنان ظریف وزیر امور خارجه‌مان در یکی از شبکه‌های فارسی‌زبان منتشر شد، نوشت:

یکم: آشنا و دولت و ظریف مجرم درجه‌اوّل انتشار فایل صوتی‌ اخیرند و این مسئله نباید ذیل تحلیل و گمانه‌زنی‌هایی که از ماجرا داریم پنهان و‌ پوشیده بماند یا راجع به آن تعارفی شود. این‌که ظریف در حین مسئولیت دولتی چنین اظهارات کج‌، غلط و بعضاً سرشار از دروغ و ضدامنیت و منافع ملی را مطرح می‌کند، قابل چشم‌پوشی نیست، چنین دیدگاهی توسط ظریف البته با این خسارت هشت‌ساله وحشتناکی که به کشور وارد آمده است کاملاً همخوانی دارد.

این‌که حسام‌الدین آشنا که این مصاحبه ذیل پروژه تاریخ شفاهی دولت روحانی توسط او انجام شده و مسئول حفظ فایل بوده است ولی فایل سر از رسانه بن‌سلمان درآورده است، مسئول این فاجعه است، قابل اغماض نیست. و این‌که شاید فایل از وزارت خارجه به بیرون درز کرده است هم اگرچه به جرم ظریف اضافه می‌کند اما از افتضاح آشنا کم نمی‌کند، لذا این بدیهیات، سوای از تحلیلی است که از «علّت» و «کیفیت» انتشار فایل داریم.

دوم: یک گمانه این است که تیمی در دولت آقای روحانی برای از میدان به‌در کردن ظریف (و نه تفکر ظریف) در سیاست داخلی معطوف به انتخابات دست به چنین کاری زده باشد. این گمانه را می‌توان در نظر گرفت و جدی به آن فکر کرد، ولی این مسئله هم نه‌تنها باری از غم بند یک کم نمی‌کند که اوضاع را بدتر هم می‌کند.

سوم: گمانه دیگر‌ این است که خود جریان ظریف که احتمالاً می‌خواسته در انتخابات هم حاضر شود این فایل را به بیرون درز داده است؛ آن هم با دو نیّت؛ نخست اینکه دوقطبی میدان ـ دیپلماسی رقبای اصلی جریان ظریف را از دور خارج و بستر گفتمانی را برای پیروزی جریان خود فراهم کند، ضمن آنکه اگر ظریف یا جریان موافق او در مناظره‌ها و کمپین‌ها با نقدهای بنیادی روبه‌رو شد و نتوانست پاسخ را آنجا و رسماً ارائه کند، پاسخ‌ها را پیشتر و رادیکال‌تر داده باشد!

چهارم: امّا اضافه کردن این فاکتور که تلویزیون ایران اینترنشنال وابسته به بن‌سلمان محور اصلی انتشار این فایل است، یک گمانه مهمتر را پیش می‌کشد و آن تحلیل ماجرا از نقطه‌ای فراتر از دولت و ظریف است.

ایران اینترنشنال و جریان اپوزیسیون همسو با او مشخصاً طرفدار تحریم انتخاباتند؛ به‌گمانم تصور آنها این است که با انتشار این فایل یک بازی چند سر برد را برای خودشان می‌سازند که قلّۀ آن خالی‌شدن «میدان» انتخابات از مشارکت است.

بدین نحو که به‌واسطه این فایل هم دیپلماسی ایران را به‌خصوص با کشورهایی مانند روسیه و حتی چین دچار بحران می‌کنند، هم یک نزاع داخلی بزرگ آن هم حول اسطوره‌ای مانند شهید سلیمانی شکل می‌دهند، هم مردم را نسبت به تأثیر نهادهای انتخاباتی در سرنوشتشان دچار یأس می‌کنند و هم آنکه حتی اگر نهایتاً تحریم هم جدی نشد، دوقطبی انتخابات را بر سر موضوعی مانند سیاست خارجی می‌سازند که هم برای امنیت ملی بسیار خطرناک است و هم اینکه بهترین فضا برای غرب‌گرایانی است که هوای منافع سعودی را هم دارند! به‌نظر می‌رسد با حفظ موضع بند یک، این گمانه چهارم قوی‌تر است و باید برای رفع این فضا فکری کرد.

پنجم: نکته نهایی و آخر و به‌ویژه با عنایت به بند چهارم اینکه: سخنان جناب ظریف در این فایل سه‌ساعته مشحون و مملو از ضربات سنگین به مؤلفه‌های قدرت ملی و به‌سود آمریکا و پدران داعش در میدان و مشخصاً سعودی‌هاست؛ اما چه فایل با یک‌محاسبه متوهمانه و با رضایت ظریف منتشر شده باشد و چه بدون رضایت او، باید دید که همین سعودی‌ها برای بازی برد ـ برد خود ظریف را هم به جهنم بزرگ در سیاست می‌برند، و همین مسئله برای رد همۀ شطح و طامات ظریف در این فایل و اثبات عقلانیت حاج قاسم کافی است. عقلانیت معیوب نگاه ظریف خود او را هم نابود می‌کند چه رسد به ملتی که چشم به دیپلماسی او دوخته‌اند!

 

*بازوی قوی دیپلماسی، وضعیت خوب میدانی است.
اگر کسی از دیپلماسی هیچگونه اطلاعی نداشته باشد حداقل به این نکته واقف است که به هیچ عنوان نمی توان گوسفند را با گرگ سر یک میز روبروی هم نشاند، زوردار در مقابل بی زور به گفتگو نیاز ندارد بو با زور به هدفش بهتر می رسد و هیچ هزینه ای برایش ندارد. مذاکره از راه دیپلماسی زمانی اتفاق می افتد که طرف مقابل به قدرت حریف واقف است و می داند با زور نمی تواند او را شکست دهد، پناه به گفتگو می اورد، تعجب از این است که اقای ظریف به این حداقل اعتقادی ندارد!خدمات دیپلماسی و میدان در شکل صحیح و اصولی آن به شکل یک چرخه است که افزایش قدرت در میدان به افزایش قدرت در دیپلماسی منجر می‌شود. دیپلماسی نیز می‌تواند با بهره‌گیری از ظرفیت‌های این عرصه قدرت جمهوری اسلامی را افزایش دهد. 
این مساله چنان واضح است که عباس عراقچی، معاون ظریف در یادداشتی درباره تاثیر مثبت مقاومت بر دیپلماسی نوشته بود: «اینطور نیست که مذاکره از «هیچ» برای کشور منافع تولید کند، بلکه این توانمندی‌های ملی است که منافع ملی را تولید، تکثیر و محافظت می‌کند؛ توانمندی‌هایی که در هر کشوری ممکن است متفاوت باشد. یک کشور توانمندی نظامی دارد، دیگری از توان ‌اقتصادی برخوردار است، آن یکی توان فرهنگی یا رسانه‌ای خوبی دارد و یکی هم ممکن است دارای توان بالای گفتمانی باشد. دارایی برخی کشورها مزیت‌های طبیعی و مواهب خدادادی آنهاست، مثل مطلوبیت جغرافیایی، دسترسی‌های ترانزیتی، منابع زیر‌زمینی و... . کشورهایی هم هستند که ترکیبی از این توانایی‌ها را با هم دارند. پر واضح است که میزان قدرت مذاکره‌کننده در جریان داده/ ستانده خود را نشان خواهد داد. کنشگری که از قدرت بیشتری برخوردار باشد، داده کمتر و ستانده بیشتری خواهد داشت. در برخی مواقع اگر یک واحد سیاسی از ضعف مطلق واحد سیاسی دیگر اطلاع‌ داشته باشد (یا چنین تصوری در او ایجاد شود) ممکن است تمایل به مذاکره را کنار گذاشته و تلاش کند اهداف خود را از طریق اعمال‌ قدرت محقق کند. اگر این تصور ایجاد شود که از طریق جنگ به دستاوردهای بیشتر و آسان‌تری از مذاکره می‌توان رسید، گزینه نظامی‌ جایگزین مذاکره شده و معادله برد و باخت (صفر و صد) به جای معادله برد- برد می‌نشیند».
عراقچی در بخش دیگری از یادداشت صراحتا تاکید می‌کند که وضعیت فعلی دستگاه دیپلماسی کشور متکی و وابسته به وجوه قدرتی است که توسط جریان مقاومت کسب شده و می‌شود. او این تاثیرگذاری را چنان پررنگ می‌داند که محور دیپلماسی کشور را مقاومت می‌خواند و در تعریف «دیپلماسی مقاومت‌محور» می‌گوید: «دیپلماسی مقاومت‌محور» مبنای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را تشکیل می‌دهد و «محور‌ مقاومت» تنها یکی از ابعاد آن است. این دیپلماسی متکی بر توانمندی‌های ملی و بومی است و مهم‌ترین شاخصه‌های آن عبارتند از: توان دفاعی موشک‌محور، حضور مقتدرانه در خلیج‌فارس، گفتمان‌سازی مقاومت در منطقه پیرامونی، خردورزی عزتمندانه در عرصه بین‌المللی و ایستادگی حکیمانه در برابر نظام سلطه؛ یاد و نام سردار سلیمانی پاینده است. 
هر چند ابزار دیپلماسی و اقدامات نظامی در تعامل با همدیگر ۲ ابزار اصلی مدیریت قدرت هستند و باید در کنار یکدیگر سبب تثبیت یا ارتقای قدرت شوند اما حداقل در 8 سال گذشته این تعامل برخلاف ادعای ظریف که مدعی است یک تعامل یک‌طرفه از سوی دیپلماسی بوده، یک تعامل یک‌سویه از جهت میدان به حساب می‌آمده است، چرا که طی سال‌های اخیر بویژه از زمان روی کار آمدن دولت روحانی و قرار گرفتن ظریف بر مسند وزارت امور خارجه، دیپلماسی هیچ‌گاه موفق به کسب یا ارتقای قدرت جمهوری اسلامی نشد اما در نتیجه مجاهدت‌های رزمندگان و در رأس آنان شهید سلیمانی ایران قدرت خود را افزایش داد و این قدرت در نهایت موضع دستگاه دیپلماسی کشور را در تعاملات بین‌المللی تقویت کرد، هر چند به دلیل رویکرد اشتباه ظریف و روحانی دیپلماسی دولت‌های یازدهم و دوازدهم، دیپلماسی پرهزینه، کم‌فایده و پرهیاهو بود. محصول عیان دستگاه دیپلماسی روحانی توافق برجام بود؛ توافقی که مولفه‌های قدرت در میدان هسته‌ای را نابود کرد و به گفته رئیس کل سابق بانک مرکزی «تقریبا هیچ» دستاوردی را برای ایران به ارمغان نیاورد. 
در مصاحبه افشا شده، ظریف برای آنکه شاهد مثالی از به خدمت گرفته شدن دیپلماسی در راستای میدان به میان آورد به مذاکرات خود و لاوروف درباره برخی مسائل منطقه‌ای از جمله مساله روسیه اشاره می‌کند، این در حالی است که ظریف اساسا به عنوان رئیس دستگاه دیپلماسی موفق نبوده است از ظرفیت‌های این عرصه در خدمت ارتقای قدرت منطقه‌ای ایران بهره ببرد و حتی در عرصه دیپلماسی حاج‌قاسم سلیمانی خود کم‌کاری و تنبلی وزارت امور خارجه را به دوش می‌کشید که نمونه بارز و مشهود آن سفر شهید سلیمانی به مسکو و دیدار با پوتین به منظور بهره‌گیری از ظرفیت‌های نظامی این کشور علیه جریان تکفیری بود. در واقع حاج‌قاسم سلیمانی زمانی که دید دستگاه دیپلماسی در تحقق اهداف لازم و ضروری برای تامین منافع ملی ناتوان است خود وارد عرصه شد و اتفاقا در این عرصه نیز موفق بود. 
هر چند ظریف نتوانست ظرفیت‌های دیپلماسی را در خدمت میدان قرار دهد اما از ظرفیت‌های میدان در جهت تقویت وجهه خود و پروژه مذاکراتی‌اش تمام و کمال استفاده کرد. پس از اظهارات ظریف به صورت عیان بر همگان مشخص شده است که ریشه درخواست ثابت و لایتغیر آمریکایی‌ها مبنی بر گفت‌وگو درباره قدرت منطقه‌ای و توان موشکی ایران در تمایلات و همراهی تیم مذاکره‌کننده ایرانی با این درخواست بوده است. 
اما نه‌تنها ظرفیت میدان در خدمت دیپلماسی قرار گرفت، بلکه مرد میدان نیز در نتیجه سیاست‌های منفعلانه دولت روحانی هدف حمله تروریست‌های آمریکایی قرار گرفت و به شهادت رسید. 
روحانی که از ابتدا با سیاست تساهل و تسامح با غرب روی کار آمد و بر این اساس وزارت امور خارجه دولتش را برعهده محمد‌جواد ظریف قرار داد، هرگونه اقدامی را که ممکن بود برای طرف غربی برداشتی از ایجاد تنش از سوی ایران تلقی شود کنار گذاشت. 
در نتیجه این سیاست منفعلانه، دولت روحانی و وزیر امور خارجه‌اش حتی به توقعات حداقلی از نتیجه دیپلماسی خود  با کشورهای غربی نیز دست نیافتند. نمونه بارز آن برجام است که در نتیجه اجرای این توافق، دولت روحانی تعهدات خود را از سال 94 تا چند ماه گذشته اجرایی کرد اما حاضر به این نشد در قبال بدعهدی طرف مقابل، تعهدات خود را کاهش دهد یا طرف مقابل را مجاب به پذیرش تعهداتش کند. 
در واقع تصویری که حسن روحانی و محمدجواد ظریف از دولت ایران ترسیم کردند تصویر یک دولت منفعل بود که توانایی یا اراده مقابله به مثل یا هزینه وارد آوردن به طرف مقابل را ندارد و همین سیاست منفعلانه سبب شد طی ۲ سال گذشته ضربه‌های بزرگ امنیتی به ایران وارد شود. 
بزرگ‌ترین ضربه‌ای که دشمن طی این مدت به ایران وارد آورد، ترور شهید حاج‌قاسم سلیمانی بود؛ فرمانده محور مقاومت که طی 20 سال تلاش و مجاهدت ایران را به قدرت اصلی منطقه تبدیل کرد. مدیریت و فرماندهی سردار سلیمانی در عرصه میدان جهاد و سیاست به گونه‌ای بود که از وی به عنوان قدرتمندترین فرد خاورمیانه نام می‌بردند اما سردمداران کاخ سفید بنا بر محاسبه خود از رفتار منفعلانه دولت روحانی در پرهیز از تنش، ترور حاج‌قاسم سلیمانی را در دستور کار قرار دادند و دی‌ماه سال 98 در حالی که سردار سلیمانی در راستای ماموریت خود وارد کشور عراق شده بود او را به شهادت رساندند. 
به بیان دیگر، دولت منفعل و دستگاه دیپلماسی ناکارآمد این دولت در طول فعالیت 8 ساله خود نه‌تنها نتوانستند نقش خود در جهت ارتقای قدرت جمهوری اسلامی را ایفا کنند، بلکه با سیاست مماشات و تساهل، دست دشمن را در ضربه زدن و حذف مؤلفه‌های قدرت جمهوری اسلامی از جمله فرمانده میدان مقاومت باز گذاشتند و اینگونه نه‌تنها ظرفیت‌های میدان، بلکه فرمانده میدان را نیز در راستای آنچه خود فرصت دیپلماسی می‌پنداشتند، هزینه کردند.
***
واکنش پمپئو  به نوار صوتی ظریف   
 مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق آمریکا در توئیتی در واکنش به انتشار فایل صوتی اظهارات نسنجیده ظریف نوشت: حمله دقیق دولت ما به قاسم سلیمانی (ترور سردار شهید سلیمانی به دستور ترامپ) تأثیر گسترده‌ای بر ایران و خاورمیانه داشت. اگر حرف من را قبول ندارید از ظریف بپرسید.
 
** ذوق زدگی رسانه‌های غربی
رسانه‌های غربی با ذوق زدگی به بازتاب انتشار فایل صوتی ظریف پرداختند.
در همین رابطه گاردین نوشت: وزیر خارجه ایران در یک فایل صوتی از سلطه فرمانده ترور شده سپاه بر دیپلماسی کشور انتقاد و تصدیق کرد که نفوذ خود او بر سیاست خارجی ایران گاه به صفر رسیده است.
گاردین در ادامه نوشت: برخی می‌گویند انتشار این فایل صوتی بی‌اعتبار کردن ظریف در داخل کشور را هدف قرار می‌دهد و برخی دیگر مدعی‌اند که این مصاحبه تلاشی از سوی ظریف برای تبرئه خود از شکست‌های سیاست خارجی ایران است.
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز نیز در بازتاب انتشار این فایل صوتی نوشت: وزیر خارجه ایران گفت سپاه سیاست‌های کشور را وضع می‌کند. وی در این گفت‌وگو رقابت با فرمانده قدرتمند سپاه را تشریح می‌کند.
این رسانه آمریکایی نوشت: ظریف در این فایل صوتی پشت پرده جنگ قدرت در بین مقام‌های ارشد ایرانی را نشان داد و بیان کرد که سپاه بر تصمیم گیری دولت سلطه دارد و به توصیه‌ها بی‌توجه است.
این رسانه به نقل از ظریف نوشت: «من دیپلماسی را فدای میدان نظامی کردم در حالی که باید در میدان دیپلماسی خدمت می‌کردم.»

:: بازدید از این مطلب : 1088
|
امتیاز مطلب : 26
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 6 ارديبهشت 1400
شبکه یورونیوز در یکی از گزارش‌های اخیر خود تحت عنوان «مسیر پاستور از وین می‌گذرد؟ اصلاح‌طلبان در انتظار معجزه برجام» به بررسی روند تاثیرگذاری مذاکرات برجامی اخیر بر سرنوشت انتخابات ریاست‌جمهوری خردادماه 1400 پرداخته است. در بخشی از این گزارش تاکید شده است: «پیروزی جو بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا و تمایل این کشور به بازگشت به توافق هسته‌ای با ایران سبب شده نیروهای مختلف سیاسی با دقت بیشتری موضوع بازگشت احتمالی ایالات متحده به برجام را مورد بررسی قرار دهند، البته دست‌کم 8 سال است موضوع آینده برنامه هسته‌ای به صورت خاص و سیاست خارجی به طور عام به یکی از اصلی‌ترین اولویت‌های کارزارهای انتخاباتی ریاست‌جمهوری ایران تبدیل شده است اما این بار تفاوت مهمی با ۲ دوره قبلی مشاهده می‌شود که می‌تواند سرنوشت انتخابات را دگرگون کند!»
این گزارش و گزارش‌های مشابه در حالی منتشر می‌شود که رئیس‌جمهور، وزیر امور خارجه و دیگر مسؤولان دولتی، جریانات و رسانه‌های اصولگرا را متهم به «ارائه آدرس غلط» درباره نسبت انتخابات و مذاکرات برجام می‌کنند. حتی اخیرا آقای روحانی از مخالفان روند فعلی مذاکرات (که اتفاقا مخالفت آنها نیز با توجه به آنچه در وین می‌گذرد کاملا برحق است)، خواسته است دغدغه‌های انتخاباتی خود را به «معیشت مردم» گره نزنند! البته آقای روحانی کمترین اشاره‌ای نکرده است که چه کسی «معیشت مردم» را در گرو «لبخند دشمنان ملت ایران» نگاه داشته و به عناوین و بهانه‌های مختلف، مانع بهبود حداقلی وضع معیشتی مردم در چارچوبی غیر از «احیای برجام از دست رفته» شده است! در هر حال، کسانی که تحولات ایران و اصرار غیرطبیعی دولت فعلی کشورمان مبنی بر به نتیجه رسیدن مذاکرات به هر قیمت ممکن (حتی عدم ارائه تضمین از سوی طرف مقابل) را دنبال می‌کنند، جملگی به این درک مشترک رسیده‌اند که «انتخابات 28 خرداد 1400»، متغیر اصلی دولت در پیشبرد مذاکرات برجام محسوب می‌شود، نه اصل رفع تحریم‌های هسته‌ای ایران و چرخیدن سانتریفیوژها و حتی زندگی مردم! 
صورت‌بندی آنچه در مذاکرات وین می‌گذرد، چندان دشوار به نظر نمی‌رسد! یکی از فاکتورهای غیراعلامی اما تاثیرگذار در مذاکرات اخیر وین، انتخابات ریاست‌جمهوری ایران است. اگر چه در جریان مذاکرات رسمی، به این مساله اشاره‌ای نمی‌شود اما آمریکا و اعضای 1+4 نسبت به تعجیل دولت فعلی در این پروسه و حتی احیای ظاهری و صوری توافق هسته‌ای آگاه هستند. متاسفانه این موضوع، تبدیل به یک «اهرم فشار» از سوی واشنگتن و تروئیکای اروپا مبنی بر پذیرش طرح «احیای گام به گام برجام» از سوی ایران شده است. نگاه ابزاری دولت نسبت به مذاکرات برجامی اخیر به جایی رسیده است که حتی رئیس قوه مجریه و مقامات وزارت امور خارجه کشورمان، «راستی‌آزمایی اقدامات آمریکا» که قاعدتا در یک بازه زمانی حداقل ۳ تا ۶ ماهه باید صورت گیرد را به یک پروسه چند روزه یا حتی چند ساعته(!) تقلیل داده‌اند. از سوی دیگر، دولت در مذاکرات پذیرفته است نمی‌تواند در قبال «آینده برجام» و تکرار برخوردی مشابه آنچه دولت ترامپ در قبال توافق هسته‌ای صورت داد، تضمینی از طرف آمریکایی و تروئیکای اروپا دریافت کند! به عبارت بهتر، دولت حاضر نشده بر روی این مولفه ضروری، اصرار ویژه‌ای کند و ابایی نیز از تکرار تجربه تلخ سال‌های اخیر در آینده‌ نزدیک ندارد! به نظر می‌رسد در برهه حساس و سرنوشت‌ساز کنونی، شاهد بازپخش همان فیلم مذاکرات سال‌های 1392 تا 1394 هستیم! مذاکراتی که با خوشبینی به طرف غربی آغاز شد و با پشت پای غرب به غربگرایان داخلی به پایان رسید! 
بهتر است آقای روحانی بداند شبکه یورونیوز «اصولگرا» نبوده و اتفاقا طرفدار بقای دولتی است که «سیاست خارجی غرب‌محور» را به عنوان علاج درد معضلات اقتصادی و سیاسی ایران ترویج کند! با این حال حتی این رسانه و دیگر رسانه‌های غربی نیز درک کرده‌اند نقش متغیری به نام «انتخابات ریاست‌جمهوری 1400»، تا چه اندازه‌ای در محاسبات رفتاری، گفتاری و تاکتیکی دولت فعلی در مذاکره با اعضای 1+4 اهمیت دارد! این نقش به اندازه‌ای پررنگ است که می‌تواند مطالباتی منطقی، حقوقی و اصولی به نام‌های «ارائه تضمین‌های واقعی برای حفظ تعهدات غرب» و «راستی‌آزمایی حقیقی پروسه تعلیق تحریم‌ها» را به حاشیه برده و آنها را با «اقدامات صوری» و «بدون پشتوانه» جایگزین کند! این دقیقا همان چیزی است که واشنگتن و تروئیکای اروپا می‌خواهند! فرار به جلوی وزارت خارجه و متهم کردن منتقدان وادادگی دولت در مذاکرات برجامی اخیر درباره «نگاه ابزاری به تحولات اخیر وین» وقیح است.  چنین توهین‌هایی در دوران انعقاد توافق اولیه برجام نیز از سوی دولت خطاب به دلواپسان منافع ملی کشور وجود داشت و در نهایت مشخص شد چه کسانی دوستداران واقعی ابهت و عظمت ایران اسلامی هستند!
 

:: بازدید از این مطلب : 934
|
امتیاز مطلب : 36
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 5 ارديبهشت 1400

کمتر از ۴ ماه به پایان دولت دوازدهم که با شعارها و وعده‌های فراوانی به قدرت رسیده بود باقی مانده است. 

باوجود وضعیت نامناسب اقتصادی دولتمردان مدعی هستند باوجود تشدید تحریم‌ها شرایط کشور بدتر از گذشته نیست و اخیرا اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور عملکرد دولت تدبیر و امید را «معجزه مدیریت» عنوان کرده است

این اظهارات در حالی عنوان می‌شود که اساسا دولت یازدهم و دوازدهم با شعار رفع تحریم‌ها و بلد بودن زبان دنیا و متخصص در امر مذاکره و دیپلماسی روی کار آمد و به همین دلیل اعلام اداره کردن کشور در شرایط تحریم و سنگین‌ترین تحریم‌های تاریخ، نمی‌تواند موضوعی قابل افتخار برای دولت دیپلماسی باشد. 

فارغ  از این بحث عملکرد اقتصادی دولت در ابعاد مختلف قابل بررسی است. باتوجه به اینکه دولت تدبیر و امید قدمی در جهت اصلاح ساختارهای اقتصاد ایران انجام نداده  است در این گزارش که اولین گزارش ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت تدبیر و امید است، چند متغیر اصلی اقتصادی بررسی می‌شود که با پرداخت و تحلیل آن می‌توان عملکرد اقتصادی دولت تدبیر و امید را با گذشته مقایسه کرد.

آمارهای جداول زیر برگرفته از آمارهای بانک مرکزی است. بانک مرکزی معمولا به دلایل مختلفی ازجمله تغییر سال پایه و یا قطعی شدن ارقام، ارقام قبلی گزارش‌های خود را اصلاح می‌کند و در این گزارش سعی شده است از به‌روزترین آمارهای بانک مرکزی استفاده شود. آمارهای تورم از سال ۸۴ تا ۹۶ با استفاده از آمارهای بانک مرکزی است اما به دلیل عدم انتشار رسمی آمارهای تورم از نیمه سال ۹۷ به بعد توسط این نهاد، آمارهای تورم سال‌های ۹۷، ۹۸ و ۹۹ براساس آمارهای مرکز آمار ایران است. آمار صادرات غیرنفتی هم براساس آمارهای گمرک جمهوری اسلامی ایران بوده است.

 

سال رشد اقتصادی با احتساب نفت (درصد) رشد اقتصادی بدون احتساب نفت (درصد) نرخ تورم (درصد) رشد مصرف بخش خصوصی (مردم) (درصد) رشد تشکیل سرمایه ثابت (نرخ سرمایه‌گذاری) صادرات غیرنفتی/ ارقام به میلیون دلار
۱۳۸۴ ۶.۹+ ۷.۸+ ۱۰.۴ ۶.۶+ ۵.۱+ ۱۰،۵۰۰
۱۳۸۵ ۶.۶+ ۷+ ۱۱.۹ ۶.۲+ ۳.۳+ ۱۶،۳۰۰
۱۳۸۶ ۵+ ۵.۴+ ۱۸.۴ ۶.۸+ ۶.۶+ ۲۱،۰۳۳ 
۱۳۸۷ ۰.۸+ ۱.۲+ ۲۵.۴ ۴.۵- ۱۰.۹+ ۲۳،۰۲۹
۱۳۸۸ ۳+ ۳.۷+ ۱۰.۸ ۱.۱- ۰.۹- ۲۵،۵۹۶
۱۳۸۹ ۶.۵+ ۷+ ۱۲.۴ ۴.۲+ ۳.۸+ ۳۲،۶۵۶
۱۳۹۰ ۳.۱+ ۴.۴ ۲۱.۸ ۴.۴+ ۴.۶+ ۴۳،۸۶۰
۱۳۹۱ ۷.۷- ۰.۴+ ۳۰.۵ ۲.۲- ۱۹- ۴۱،۴۱۵
۱۳۹۲ ۰.۳- ۰.۵+ ۳۴.۷ ۱.۹- ۷.۸- ۴۱،۶۲۸
۱۳۹۳ ۳+ ۲.۸+ ۱۵.۶ ۲+ ۳.۵+ ۴۹،۷۴۴
۱۳۹۴ ۱.۶- ۳.۱- ۱۱.۹ ۳.۵- ۱۲- ۴۲،۴۱۵
۱۳۹۵ ۱۲.۵+ ۳.۳+ ۹ ۳.۸+ ۳.۷- ۴۳،۹۳۰
۱۳۹۶ ۳.۷+ ۴.۶+ ۹.۶ ۲.۵+ ۱.۴+ ۴۶،۷۷۳
۱۳۹۷ ۵.۴- ۱.۸- ۲۶.۹ ۲.۶- ۱۲.۳- ۴۴،۳۰۹
۱۳۹۸ ۶.۵- ۱.۱+ ۳۴.۸ ۷.۷- ۵.۳- ۴۱،۳۷۰
۹ ماهه ۱۳۹۹* ۲.۲+ ۱.۹+ ۳۶.۴ ۱.۱- ۰.۲+ ۳۴،۵۰۰

* آمار صادرات مربوط به کل سال ۹۹ است.

* وضعیت رشد اقتصادی کشور در سال‌های ۸۴ تا ۹۱

یکی از مهم‌ترین متغیرهای اقتصادی رشد اقتصادی یا تولید ناخالص داخلی است. تولید ناخالص داخلی به ارزش پولی کالاها و خدمات تولید شده در داخل منطقه جغرافیایی یک کشور گفته می‌شود. این شاخص در بررسی تغییر در سطح درآمد ملی و بهبود سطح رفاه حائز اهمیت است.  همانطور که در جدول زیر قابل مشاهد است تولید ناخالص داخلی کشور از سال ۸۴ تا ۹۱ با رشدهای ۶.۹+ درصد، ۶.۶+ درصد، ۵+ درصد، ۰.۸+ درصد، ۳+ درصد، ۶.۵+ درصد، ۳.۱+ درصد و منفی ۱۹ درصد روبرو بوده است. 

رشد اقتصادی کشور در مجموع از سال ۸۴ تا ۹۰ معادل ۳۶.۴ درصد بوده است. یعنی در مجموع ۷ سال از دولت نهم و دهم اقتصاد تولید ناخالص داخلی کشور یا به عبارت دیگر ارزش تولیدات کالا و خدمات در کشور ۳۶.۴ درصد رشد کرده است. باوجود اینکه تحریم‌ها از سال ۸۹ به صورت تدریجی اعمال می‌شود و نیمه دوم سال ۹۰ تشدید می‌شود، رشد اقتصادی سال‌ ۸۹ معادل ۶.۵ درصد و در سال ۹۰ معادل ۳.۱ درصد بوده است اما اثر عمده کاهش رشد اقتصادی در سال ۹۱ نمایان می‌شود به‌طوری که در سال ۹۱ تولید ناخالص داخلی کشور ۷.۷ درصد کاهش می‌یابد.

تشدید فقر معجزه مدیریت دولت تدبیر و امید +نمودار

تولید ناخالص داخلی با احتساب نفت (منبع: بانک مرکزی)

 

* رشد ۴۳ درصدی تولید ناخالص داخلی بدون احتساب نفت در دولت نهم و دهم 

البته همانطور که در جدول زیر قابل مشاهده است، براساس آمارهای بانک مرکزی علت اصلی رشد کاهش شدید تولید ناخالص داخلی در سال ۹۱ تحریم صادرات نفت بوده است چرا که رشد اقتصاد بدون احتساب نفت در پایان سال ۹۱ معادل ۰.۴ درصد بوده است.

در مجموع در دولت یازدهم در طول ۸ ساله ۸۴ تا ۹۱ تولید ناخالص داخلی با احتساب نفت ۲۵.۹ درصد و تولید ناخالص داخلی بدون احتساب نفت در همان بازه زمانی ۴۳.۰۹ درصد رشد داشته است. به‌طور متوسط سالانه رشد اقتصادی در ۸ ساله ۸۴ تا ۹۱ بدون احتساب نفت ۳ درصد و با احتساب نفت ۵.۳ درصد بوده است.

* تولید ناخالص داخلی در سال ۹۹ کمتر از سال ۹۰

اما در ۸ ساله دولت یازدهم و دوازدهم به ترتیب با رشدهای ۰.۳- درصد، ۳+ درصد، ۱.۶- درصد، ۱۲.۵+، ۳.۷+ درصد، ۵.۴- درصد، ۶.۵- درصد و مثبت ۲.۲ درصد بوده است. در مجموع ۸ ساله دولت یازدهم (با فرض ثبت رشد ۲.۲ درصدی اقتصاد تا پایان سال ۹۹) تولید ناخالص داخلی ۱.۶ درصد کمتر از سال ۹۰ و ۶.۵ درصد بیشتر از سال ۹۱ بوده است. اینکه میزان تولید ناخالص داخلی به قیمت‌های ثابت در سال ۹۹ کمتر از سال ۹۰ است، گویای درجازدن اقتصاد ایران در طول یک دهه است.

تشدید فقر معجزه مدیریت دولت تدبیر و امید +نمودار

منبع: بانک مرکزی

رشد اقتصادی کشور در سال‌های ۹۲ تا ۹۹ تنها ۶.۵ درصد افزایش داشته است. بنابراین متوسط سالانه رشد اقتصادی در دولت تدبیر و امید ۰.۸ درصد بوده است. همچنین رشد اقتصادی بدون احتساب نفت در سال‌های ۹۲ تا ۹۹ در مجموع  سال ۹.۴ درصد بوده که بیانگر رشد متوسط سالانه ۱.۱ درصد است.

متوسط رشد اقتصادی در ۸ ساله منتهی به سال ۹۹ حدود یک یک پنجم متوسط رشد اقتصادی در دوره ۸۴ تا ۹۱ است. همچنین رشد اقتصادی بدون احتساب نفت در دولت تدبیر و امید یک چهارم متوسط رشد اقتصادی سالانه در دولت نهم و دهم است.

* مقایسه تورم در سال‌های ۹۹ و ۹۱

یکی از شعارهای دولت تدبیر و امید مهار تورم بود که در سال‌های اولیه با افزایش شدید نرخ سود بانکی و سرکوب نرخ ارز در ظاهر به آن جامه عمل پوشاند. اما پس از تشدید بحران بانکی و از بین رفتن رقابت جنون آمیز بانک‌ها برای سود بانکی بالاتر و کاهش نرخ‌های سود و از بین رفتن امکان تزریق شدید ارز به بازار برای سرکوب نرخ‌ها، اقتصاد ایران شاهد جهش دوباره نرخ ارز شد.

بانک مرکزی از نیمه دوم سال ۹۷ اجازه انتشار آمار تورم را پیدا نکرد ولی در نامه‌ای که این نهاد به قوه قضائیه ارسال کرده بود، نرخ تورم در سال ۹۸ به بیش از ۴۱ درصد اعلام شد. به‌تازگی مهدی طغیانی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس گفت:« قائم مقام بانک مرکزی در جلسه کمیسیون اقتصادی مجلس نرخ تورم در پایان سال ۹۹ را ۴۳ درصد اعلام کرده است.»

تشدید فقر معجزه مدیریت دولت تدبیر و امید +نمودار

 

اما با توجه به اینکه این نرخ به طور رسمی اعلام نشده است، برای بررسی نرخ تورم سال‌های ۹۷ تا ۹۹ از آمار مرکز آمار ایران استفاده کردیم. طبق این آمار، نرخ تورم در پایان سال ۹۹ به ۳۶.۴ درصد رسیده که در مقایسه با تورم ۲۱.۸ درصدی سال ۹۰، ۶۶ درصد بالاتر است. نرخ تورم در پایان سال ۹۱ به ۳۰.۵ درصد رسید که با این توصیف تورم سال ۹۹ به میزان ۱۹.۳ درصد بیشتر از سال ۹۱ بوده است.

* کاهش ۸.۶ درصدی قدرت خرید همه مردم ایران در دوران دولت تدبیر و امید

مصرف خصوصی معیاری برای سنجش قدرت خرید مصرف‌کننده است. این شاخص شامل همه مردم از فقیرترین تا ثروتمندترین افراد جامعه است. در دوره ۸ ساله منتهی به سال ۹۱ مصرف خصوصی بالغ بر ۲۱.۴ درصد رشد داشته است. این رشد ۲۱.۴ درصدی در شرایطی محقق شده است که از سال ۸۹ اقتصاد ایران وارد دور تحریم‌ها شد و در سال ۹۱ تحریم‌ به اوج خود رسید.

تشدید فقر معجزه مدیریت دولت تدبیر و امید +نمودار

اما در دوره ۸ ساله منتهی به سال ۹۹ مصرف خصوصی ۸.۶ درصد کاهش یافته است. به عبارت دیگر در مجموع مردم ایران که شامل ثروتمندترین و فقیرترین افراد جامعه می‌شوند، با کاهش  ۸.۶ درصدی قدرت خرید مواجه شده‌اند. قطعا تغییرات در سطح قدرت خرید خانوارها در دهک‌های مختلف درآمدی متفاوت بوده و دهک‌های پایین درآمدی کاهش بیشتری در قدرت خرید تجربه کرده‌اند. 

مصرف خصوصی در سال ۹۹ در مقایسه با سال ۹۰ بالغ بر ۱۰.۶ درصد کاهش داشته است.

* ثبت بدترین آمار مصرف خصوصی در سال ۹۸

در واقع سفره‌های مردم در دوران دولت تدبیر و امید کوچکتر و دایره فقرا افزایش یافته است. جهش قیمت کالاها و خدمات و در کنار تشدید نابرابری اقتصادی بین قشر فقیر و غنی و تشدید نرخ بیکاری از دلایل کاهش قدرت خرید مصرف‌کننده و به عبارت دیگر شاخص مصرف خصوصی است. نکته قابل توجه آن است که این کاهش قدرت خرید ربطی به دوران کرونا ندارد چرا که در ۹ ماهه سال ۹۹ قدرت خرید نسبت به سال ۹۸ که کرونا در ۱۱ ماه از ۱۲ ماه سال وجود نداشت، ۱.۱ درصد کاهش داشته است.

سال ۹۸ یکی از بدترین سال‌های اقتصاد ایران از لحاظ افت قدرت خرید خانوار است. در سال ۹۸ مصرف خصوصی ۷.۷ درصد کاهش یافته است. بانک مرکزی از سال ۷۷ تاکنون آمار مصرف خصوصی منتشر کرده است. بررسی این آمارها نشان می‌دهد از سال ۷۷ تاکنون هیچگاه قدرت خرید مصرف کننده چنین افتی را تجربه نکرده است.

* افت ۴۴.۷ درصدی سرمایه‌گذاری در سال ۹۹ نسبت به سال ۹۰

تشکیل سرمایه ثابت ناخالص شاخص کلیدی دیگری برای سنجش میزان سرمایه‌گذاری در اقتصاد است. در طول سال‌های ۸۴ تا ۹۰ تشکیل سرمایه ثابت ۳۸.۱ درصد رشد کرده است. یعنی میزان سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران ۳۸.۱ درصد افزایش یافته است. در سال ۹۱ که اقتصاد ایران با شوک تحریم‌ها مواجه شد، تشکیل سرمایه ثابت ۱۹ درصد کاهش یافت. اما در مجموع ۸ ساله سال‌های ۸۴ تا ۹۱ تشکیل سرمایه ثابت به میزان ۱۱.۸ درصد رشد داشته است. 

تشدید فقر معجزه مدیریت دولت تدبیر و امید +نمودار
کاهش ۳۱.۴ درصدی سرمایه‌گذاری در دوران دولت تدبیر و امید. منبع: بانک مرکزی

* تشکیل سرمایه ثابت حتی در سال‌های پسابرجام هم منفی بود

اما در دولت یازدهم و دوازدهم تشکیل سرمایه ثابت روند نزولی دارد و در اغلب سال‌ها حتی سال‌های اجرای برجام هم تشکیل سرمایه ثابت منفی است. در مجموع ۸ ساله دولت یازدهم و دوازدهم تشکیل سرمایه ثابت ۳۱.۷ درصد در مقایسه با سال ۹۱ کاهش پیدا کرده است. اگر میزان تشکیل سرمایه ثابت در سال ۹۹ را با سال ۹۰ مقایسه کنیم، مشاهده می‌کنیم که این شاخص ۴۴.۷ درصد کاهش یافته است.

درواقع در سال پایانی دولت تدبیر و امید، میزان سرمایه‌گذاری در اقتصاد ۴۴.۷ درصد از ۹۰ کمتر است. این نشان می‌دهد اقتصاد ایران در دوران دولت یازدهم و دوازدهم در حوزه سرمایه‌گذاری عقب‌گرد جدی و نگران‌کننده‌ای داشته است.

* درجا زدن صادرات غیرنفتی در دولت تدبیر و امید

میزان صادرات غیرنفتی یکی دیگر از متغیرهای قابل بررسی درباره عملکرد دولت‌هاست. در دولت نهم و دهم حجم صادرات غیرنفتی ۴۵۹.۶ درصد رشد داشته و از ۷.۴ میلیارد دلار در سال ۸۳ به ۴۱ میلیارد و ۴۱۵ میلیون دلار در سال ۹۱ رسید. البته میزان صادرات در سال ۹۰ به بیش از ۴۳ میلیارد دلار دلار رسیده بود اما ملاک ارزیابی عملکرد ۸ ساله دولت قبل همان سال ۹۱ است. 

تشدید فقر معجزه مدیریت دولت تدبیر و امید +نمودار


صادرات در سال پایانی دولت تدبیر و امید به خاطر شیوع ویروس کرونا تجارت جهانی افت قابل توجهی کرد و بخشی از کاهش صادرات در سال ۹۹ منطقی است. اما اگر ملاک ارزیابی را سال ۹۸ قرار دهیم، میزان صادرات در سال ۹۸ در مقایسه با سال ۹۰  نیزحدود ۵.۸ درصد کاهش یافته است. میزان صادرات در سال ۹۸ در مقایسه با سال ۹۱ هم حدود ۰.۲ درصد افت داشته است.

بنابراین می‌توان گفت اقتصاد ایران در حوزه صادرات غیرنفتی در دوران دولت تدبیر و امید درجا زده و رشدی حاصل نکرده است.  

دوره ۸۴ تا ۹۰ ۸۴ تا ۹۱ ۹۱تا ۹۹ ۹۲تا۹۹
رشد اقتصادی ۳۶.۴+ درصد ۲۵.۹+ درصد ۱.۶- درصد ۶.۵+ درصد
متوسط سالانه رشد اقتصادی ۴.۹+ درصد ۳+ درصد ۰.۱۸- درصد ۰.۸+ درصد
رشد اقتصادی غیرنفتی ۴۲.۵+ درصد ۴۳.۰۹+ درصد ۹.۸+ درصد ۹.۴+ درصد
متوسط سالانه رشد اقتصادی غیرنفتی ۶+ درصد ۵.۳+ درصد ۱ درصد ۱.۱ درصد
قدرت خرید مصرف‌کننده ۲۴.۱+ درصد ۲۱.۴+ درصد ۱۰.۶- درصد ۸.۶- درصد
سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران ۳۸.۱+ درصد ۱۱.۸+ درصد ۴۴.۷- درصد ۳۱.۷- درصد
رشد صادرات* ۴۹۲.۷+ درصد ۴۵۹.۶+ درصد ۲۱.۳- درصد ۱۶.۷- درصد

*در صورتی که به جای سال ۹۹ که صادرات غیرنفتی تحت تاثیر کرونا بود، سال ۹۸ را با سال ۹۰ و ۹۱ مقایسه کنیم، باز هم صادرات غیرنفتی کشور در سال ۹۸ در مقایسه با سال ۹۰ و ۹۱ به ترتیب ۵.۸ درصد و ۰.۲ درصد کاهش یافته است.

* عقب‌گرد اقتصاد ایران در دولت تدبیر و امید 

به گزارش فارس، همانطور که آمارها به وضوح نشان می‌دهند، اقتصاد ایران در دوران دولت تدبیر و امید در بخش‌ شاخص‌های حیاتی و اصلی با افت مواجه شده است. وضعیت کنونی اقتصاد ایران یقینا نتیجه سیاست نگاه به بیرون و حل مشکلات اقتصادی از مسیر سیاست خارجی است. اما این رویکرد نتیجه جز شرطی شدن اقتصاد و جلوگیری از تشکیل سرمایه جدید و سرمایه‌گذاری بلند مدت در اقتصاد ایران نداشته است.

با چنین کارنامه‌ای اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور اخیرا عملکرد دولت را معجزه مدیریت عنوان کرده است. اما در واقع معجزه مدیریت دولت تدبیر کاهش درآمد ملی، کاهش سرمایه‌گذاری، کاهش صادرات، افزایش نرخ تورم، کاهش قدرت خرید مردم و شرطی کردن اقتصاد در برابر مذاکره  بوده است.

آمار و ارقام رسمی که برگرفته از آمارهای بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و گمرک جمهوری اسلامی ایران است، نشان می‌دهد اقتصاد ایران در دهه ۹۰ (که ۸ سال آن در دوران دولت تدبیر و امید بوده است)، در برخی بخش‌ها نزول کرده و در برخی دیگر درجا زده است که باتوجه رشد سایر کشورهای در حال توسعه، این درجازدن به معنای افت و عقب‌ماندگی است.

* عاقبت مقاومت دولت در برابر اصلاح نظام بانکی و نظام مالیاتی 

دولت تدبیر و امید باوجود اطلاع از مشکلات ساختاری اقتصاد ایران نه تنها اقدامی در جهت حل این مشکلات نکرد، بلکه در مقابل اصلاحات ساختاری ایستاد به‌طوری که در ماجرای اصلاح نظام بانکی دو لایحه قانون بانک مرکزی و قانون بانکداری در دولت ماند و مسئولان دولتی همه تلاش‌شان را برای به نتیجه نرسیدن طرح‌های بانکی مجالس نهم، دهم و یازدهم به کار بستند. طرح قانون بانک مرکزی و طرح قانون بانکداری در دو مجلس با سنگ‌اندازی دولت به نتیجه نرسید و رئیس کل بانک مرکزی علنی در مخالفت با این طرح در مجلس صحبت کرد.

برنامه اصلاحی دیگر اصلاح قانون مالیات‌ها و ایجاد پایه‌های جدید مالیاتی بود که هیات دولت یازدهم و دوازدهم در مقابل آن ایستاد. پس از ۶ سال وزارت اقتصاد تدوین لایحه اصلاح قانون مالیات‌ها که یکی از اجزای آن مالیات بر عایدی سرمایه بود را در دستور کار قرار داد و یک سال بعد آن را به دولت تقدیم کرد. این لایحه از سال ۹۸ تاکنون در هیات دولت مانده و طبق گفت‌وگویی که وزیر اقتصاد با خبرگزاری فارس داشته است، این لایحه تا پایان دولت تدبیر و امید به تصویب نخواهد رسید. 

این اقدامات در کنار سیاست‌های غلط بودجه‌ای دولت، نشان می‌دهد دولت نه تنها اقدامی در جهت اصلاحات ساختاری انجام نداده بلکه به مانع بزرگ آن تبدیل شد.

اگر به لوایح ارسالی دولت تدبیر و امید به مجالس نهم، دهم و یازدهم نگاهی بیاندازیم، به این نکته پی می‌بریم که کمترین میزان لوایح اقتصادی در دوران دولت تدبیر و امید تدوین و ارسال شده است. در واقع این رفتار دولت نشان می‌دهد که دولت نیازی به اصلاحات اقتصادی نمی‌بیند و وضعیت موجود را یا مطلوب می‌داند و یا اینکه تمایلی برای اصلاح آن ندارد.

* تعمیق چالش‌ها و مشکلات اقتصادی با استمرار تفکر دولت تدبیر و امید در قوه مجربه 

تفکر و روش مدیریتی دولت تدبیر و امید به‌گونه‌ای است که اگر این تفکر ۸ سال دیگر و حتی ۱۶ سال دیگر هم قدرت اجرایی را در اختیار داشته باشند، مشکلات همان مشکلات است و چالش‌ها همان چالش‌ها با این تفاوت که عمق مشکلات شدیدتر و هزینه اصلاحات اقتصادی بیشتر خواهد شد.

نتیجه نبود عزم و اراده برای حل مشکلات و خلاصه کردن همه راه‌حل‌های اقتصادی در مذاکرات دیپلماتیک و رفع تحریم‌ها کشور در جداول و نمودارهای این گزارش که از آمارهای رسمی استخراج شده است. در مقطع کنونی مهم‌ترینراه‌حل مشکلات اقتصادی کشور تغییر خط ریل دولت با تغییر تفکر و فضای حاکم بر قوه مجریه است.


:: بازدید از این مطلب : 794
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 27 فروردين 1400

سال ۹۲ در کوران انتخابات ریاست جمهوری با شعار «چرخ سانتریفیوژ‌ها بچرخد، چرخ کارخانجات هم بچرخد» رقبای انتخاباتی و سیاسی خود را متهم کرد که زبان دیپلماسی وتعامل با دنیا نمی‌فهمند، اکنون، اما پس از هشت سال نه از چرخش کارخانجات خبری هست و نه از چرخش سانتریفیوژ ها، با این حال گویی همچنان در رقابت انتخاباتی به سر می‌برد. همزمان با مذاکراتی که در وین برای احیای برجام نافرجام درجریان است، تروریسم هسته‌ای دست به اقدامات خرابکارانه در تأسیسات نطنز می‌زند، اما همچنان اصرار دارد از دیپلماسی موفق دولتش بگوید: «از مذاکره وین نترسید بعضی‌ها می‌ترسند، نگران هستند که مثلاً این مذاکره زود به نتیجه برسد و فوری تحریم برداشته شود، مثلاً در انتخابات مشکل پیدا کنند اینطوری هم که نیست، مذاکره پیچیدگی‌های خودش را دارد. اینقدر نگران نباشیم.»
این جدید‌ترین موضع رئیس‌جمهور پس از خرابکاری هسته‌ای در نطنز است. به موازات اینکه تروریسم هسته‌ای و اقدامات خرابکارانه رژیم صهیونیستی را تقبیح و محکوم می‌کند، لیکن انگشت اتهام را به سمت منتقدان داخلی هم نشانه می‌رود که چرا از مذاکرات وین و نتیجه آن نگرانند؟ او منتقدانش را خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید از مذاکرات وین نترسید، ما منطق قوی داریم و می‌توانیم دشمن را مجاب کنیم.
دکتر روحانی روز گذشته در جلسه هیئت دولت در نخستین واکنش به تروریسم هسته‌ای تأکید کرد: مردم ما بدانند اگر روزی علیه ملت ما توطئه کردند و اگر صهیونیست‌ها علیه ما اقدامی انجام دهند، پاسخ خواهیم داد و اولین اقدام ما این بود که اگر IR۱ را دچار مشکل کردند، IR۶ را جایگزین آن کردیم: «شما می‌خواهید در مذاکرات دست ما خالی باشد، اما ما با دست پر در مذاکرات حاضر می‌شویم و به جای غنی‌سازی ۶۷ /۳ درصدی، غنی‌سازی ۶۰ درصد انجام می‌دهیم، اما در عین حال فعالیت ما صرفاً و قطعاً صلح آمیز و همچنان تحت نظر آژانس خواهد بود.»
او با بیان اینکه چرا از مذاکرات می‌ترسیم و از حرف زدن فرار می‌کنیم، گفت: ما قدرتمند هستیم و ضعیف نیستیم، با امریکا مذاکره می‌کنیم و او را سرجایش می‌نشانیم همانطوری که قبلاً هم این کار را کرده ایم، ما منطق قوی برای مذاکره داریم و می‌توانیم دشمن را مجاب کنیم. این اظهارات در حالی است که رئیس‌جمهور طی هشت سال گذشته تمام اختیارات خود بلکه فراتر از آن را به کار گرفت تا در تعامل با دنیا به زعم خود به تفاهم برسد، که خروجی آن امضای برجامی بود که شرح وصف حال آن ملال آور شده است.

 روحانی گریزی هم به انتخابات پیش رو زد و با بیان اینکه «هیچ جناح و فردی حق ندارد معیشت مردم را برای انتخابات به گروگان بگیرد» بر ضرورت مشارکت بالا در انتخابات تأکید کرد. این درحالی است که دولت تدبیر و امید هشت سال است که به بهانه مذاکره و گفتگو‌های برجامی معیشت مردم را به گروگان گرفته است.
روحانی لازمه رسیدن به «یُسر» و آسایش و گشایش را پایان جنگ اقتصادی و تحریم ظالمانه دشمنان دانست و گفت: «باید دست ظالمی که زندگی مردم را حتی در تهیه واکسن و مواد غذایی به گروگان گرفته، قطع کنیم.» او سپس طعنه‌ای به منتقدان زد و گفت: «بعضی‌ها می‌گویند دست ظالم باید قطع شود، منتها مثلاً خوب نیست در اردیبهشت و خرداد انجام شود، و اگر مثلاً به تیرماه برسیم ایرادی ندارد. در حالی که باید دست ظالم را فوراً قطع کرد و اگر یک ساعت هم زودتر بتوانیم این کار را بکنیم، باید این کار را انجام دهیم.»‌روحانی البته به روش ابهام گویی‌های همیشگی روشن نمی‌کند این «بعضی ها» مورد اشاره او کیستند؟! که موافق نیستند دست ظالم باید قطع شود؟
نکته قابل تأمل و طنز روحانی دفاع چندباره او از مذاکره است؛ مذاکره‌ای که تاکنون دستاوردی برای ملت ایران نداشته و به اذعان اعضای کابینه دولت تدبیر و امید «تقریباً هیچ» ملموس‌ترین خروجی آن بوده است. او می‌گوید: چرا ما از مذاکرات و از حرف زدن می‌ترسیم؟ مگر قرآن نمی‌گوید با کفار هم جدال احسن کنیم، ما قدرتمند هستیم، خودمان را ضعیف نبینیم، فکر نکنید ما ضعیف هستیم. ما قدرتمند هستیم حتی با امریکا هم مذاکره کنیم. همانطور که در برجام مذاکره کردیم و او را سر جای خودش نشاندیم. دارای منطق قوی هستیم که می‌توانیم با آن دشمن را سر جای خود بنشانیم.
رئیس‌جمهور، اما توضیح نمی‌دهد آیا مذاکره را برای مذاکره می‌پسندد یا باید خروجی تعریف شده و قابل لمسی داشته باشد؟ همگان اذعان دارند که جمهوری اسلامی ایران در قالب برجام به تعهدات خود بلکه فراتر از آن عمل کرده، اما آیا در فردای امضای برجام «همه تحریم‌ها بالمره برداشته شد»؟ اگر این نیست که نیست؛ آیا مذاکره کردیم تا در مجامع حقوقی ثابت کنیم امریکا عنصر بداخلاقی در دنیاست؟
روحانی اضافه می‌کند «بنابراین از مذاکره وین نترسید بعضی‌ها می‌ترسند، نگران هستند که مثلاً این مذاکره زود به نتیجه برسد و فوری تحریم برداشته شود، مثلاً در انتخابات مشکل پیدا کنند اینطوری هم که نیست، مذاکره پیچیدگی‌های خودش را دارد اینقدر نگران نباشیم.»‌
آقای رئیس‌جمهور، سال ۹۲ هم با همین ادعا و شعار از مردم رأی گرفتید، چندین صد روز گذراندید و از مذاکره نتیجه‌ای حاصل نکردید که اکنون با صد روز پایانی عمردولتتان دنبال رفع تحریم‌ها هستید.
روحانی می‌گوید: مسیری که امروز آن را اتخاذ کردیم، مسیری است که مردم آن را می‌خواهند. رئیس‌جمهور منتخب مردم است و ۲۴ میلیون رأی و ۷۳ درصد مردم که در انتخابات شرکت کردند با رئیس‌جمهور و دولت حرف می‌زنند و دولت نظر و خواست مردم را تا روز و لحظه آخر اجرا می‌کند. اما نمی‌گوید پس از هشت سال اکنون پاسخش به آن ۷۳ درصد چیست و در مسیری که طی کرده چقدر موفق بوده؟ او اضافه کرده «همانطور که در ماه اول عمل کردیم در ماه آخر هم عمل می‌کنیم. تحریم را در ۱۰۰ روز اول شکستیم، بگذارید در ۱۰۰ روز آخر یک بار دیگر هم می‌شکنیم، دست ما را باز بگذارید مشکلی نداریم و این کار را انجام می‌دهیم.»‌
سؤال اساسی اینکه جناب رئیس‌جمهور از آن ۲۸ صد روز حضور در دولت کدام تحریم را شکستی که اکنون در صد روز پایانی شکست تحریم‌ها برای مردم باورپذیر شود؟ قضاوت با مردم وهمه آن ۲۴ میلیونی که به ایشان رأی دادند.
 
 
 
اقتباس: جوان آنلاین

:: بازدید از این مطلب : 570
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 27 فروردين 1400

تا کنون عملکرد شبکه های مجازی امثال فیس بوک، توئیتر و امثالهم، در ارتباط با ایران از یک سو و کشورهای غربی از سویی دیگر، به وضوع یک رفتار دوگانه ای را می توان از خروجی این شبکه ها مشاهده نمود. این شبکه های اجتماعی با دست آویز قرار دادن شعارهای زیبا و دروغین،مانند حقوق بشر، آزادی بیان، حقوق مدنی، دموکراسی و غیره، مخصوصا در آمریکا که زیر نظر آژانس آمنیت آمریکا هدایت و کنترل می شود، سعی می کنند با دست آویز قراردادن رویدادی در کشورهای هدف مخصوصا ایران آرامش جامعه را هدف قرارداده و نا امنی و اغتشاش و آشوب را به وجود آوردند. در حالیکه در زمان بروز رویداد و حوادث که بر اثر فشار های اقتصادی، اجتماعی و تبعیض نژادی در کشورهای غربی رخ می دهد، سعی در کنترل فضای مجازی، و رساندن آرامش در سطح جامعه هستند، این نماد دوگانگی را می توان در انتخابات سال 88 و جریان بنزین و... به خوبی مشاهده نمود.

در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ ایران، شبکه اجتماعی توئیتر مورد حمایت جدی دولت دمکرات آن وقت (اوباما و بایدن) قرار گرفت و مدیران این پلتفرم نه تنها محدودیتی را برای این فعالیت‌ها اعمال نکردند، بلکه به دستور مستقیم مقامات وقت آمریکا تعمیرات دوره‌ای خود را به تاخیر انداختند تا کوچکترین اختلالی در آشوب‌های کف خیابان ایجاد نشود.

هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه آمریکا در کابینه اول باراک اوباما، در بیست و چهارمین فصل از کتاب «انتخاب‌های سخت» که در ماه مارس سال ۲۰۱۳ منتشر شد، صراحتا به نقش ویژه شبکه اجتماعی توییتر در اغتشاشات ۸۸ اشاره می‌کند و می‌نویسد: «در ژوئن سال ۲۰۰۹، جوانان ایرانی از وب سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی به منظور ارسال پیام‌های خود در جریان اعتراضات پس از انتخابات استفاده کردند... [در این ایام] مقامات وزارت امور خارجه که پیگیر تلاش‌های مخالفان دولت ایران در فضای مجازی بودند، متوجه بروز یک مشکل شدند. توئیتر قصد داشت به منظور انجام تعمیرات دوره‌ای برای مدت زمان کوتاهی خدمات جهانی خود را محدود کند که دقیقا نیمه روز در تهران بود»

و در ادامه به همکاری مشترک وزارت امورخارجه آمریکا و توییتر برای جلوگیری از این اختلال موقت می‌پردازد و می‌نویسد: «برای حل این مسئله یکی از اعضای واحد برنامه ریزی سیاسی وزارت امور خارجه به نام "کوهن" که جوانی ۲۷ ساله بود، انتخاب شد. در آوریل همان سال او با جک دورسی یکی از بنیانگذاران و مدیران توئیتر، ملاقاتی داشت. در نتیجه همین گفتگوها، توییتر برنامه تعمیرات خود را تا نیمه شب بعد به تعویق انداخت».

علاوه بر ایران، انقلاب های توئیتری در سایر کشورهای دیگر مثل کوبا، مولداوی، فیلیپین نیز توسط آژانس امنیت ملی آمریکا پیاده شد که به نقل از گاردین (۲۰۱۴) وجه مشترک وجه مشترک همه این انقلاب ها اغتشاش، خونریزی، ناآرامی و ایجاد شکاف میان جامعه و حاکمیت بوده است.

طبق بررسی ها شبکه های اجتماعی آمریکا مثل توئیتر، فیس بوک و غیره در زمان انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ ایالات متحده آمریکا، کاملا مدیریت شده عمل کرده و با وضع قوانین سختگیرانه، سیاست آرام کردن فضای عمومی جامعه بعد از انتخابات را به خوبی پیاده سازی کردند. برای نمونه توئیتر با وضع قوانین سختگیرانه برای مدیریت فضای مجازی در انتخابات بیانیه داد: طبق بیانیه توییتر، تنها هفت رسانه «آسوشیتدپرس»، «ای‌بی‌سی نیوز»، «سی‌ان‌ان»، «سی‌بی‌اس نیوز»، «اچ کیو»، «فاکس نیوز»، «دیسیشن دسک اچ‌کیو» اجازه دارند نام برنده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را به طور رسمی اعلام کنند و اگر خبرنگار یا هر کاربری در توئیتر بدون استناد به یکی از منابع هفتگانه تایید شده، نتیجه انتخابات را توئیت کند، ممکن است توئیت او حذف شود.

همچنین توئیتر حساب کاربری دونالد ترامپ را بارها و بارها به علت انتشار محتوای دروغین و جعلی محدود و حتی برخی پست‌های وی را حذف کرده و هشدار داد که در صورت نقض سیاست‌های توئیتر این کار را باز هم ادامه می‌دهد و سختگیری در این زمینه را بعد از پایان ریاست جمهوری ترامپ تشدید می‌کند.

به گفته شانون مک گریگور دانشیار دانشگاه کارولینای شمالی، در مورد ضرورت محدود کردن حساب کاربری دونالد ترامپ در توئیتر بین دانشگاهیان، روزنامه نگاران و بخش زیادی از افکار عمومی اجماع وجود داشت. در عین حال توئیتر در این زمینه بسیار سختگیرانه تر از فیس‌بوک و یوتیوب عمل کرد و لذا ترامپ نیز در این زمینه در واکنش به توئیتر واکنش‌های تندی نشان داد.

علاوه بر این توییتر برای جلوگیری از هرگونه دودستگی و بی نظمی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اعلام کرد، به توئیت‌های کمپین‌های انتخاباتی، مقامات و حتی ترامپ رئیس جمهور کنونی و جو بایدن نامزد انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا که پیش از اعلام رسمی نتایج مدعی پیروزی شوند، «برچسب‌های هشدار» می‌زند.  مورد دیگر آنکه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ، دونالد ترامپ که  با انتشار مطالبی در صفحه توئیتری اش رای‌گیری پستی را مصداق بارز تقلب در انتخابات دانسته بود، شبکه اجتماعی توئیتر در اقدامی بی سابقه عکس العمل نشان داد و   برچسبی را با عنوان راستی‌آزمایی به توییت‌های او اضافه کرد.

نتیجه آنکه مقایسه عملکرد رفتارهای دوگانه شبکه های اجتماعی خارج پایه مثل توئیتر و فیس بوک و غیره نشان می دهد حفظ نظم اجتماعی و امنیت داخلی آمریکا، خط‌قرمز جدی شبکه های اجتماعی فعال در این کشور است،  ولی این رسانه ها در کشورهای دیگر به خصوص ایران به دلیل ول بودن فضای مجازی و عدم مدیریت آن، همواره به دنبال سلب آرامش و خدشه دار کردن امنیت ملی با اغتشاش و آشوب خیابانی بوده اند که در انتخابات سال ۱۳۸۸ و حوادث سال ۹۸ و ۹۶ شاهد آن بوده ایم. مسلما طبق تجربه های کشور مختلف مثل روسیه، چین، فرانسه، آلمان و غیره، مهمترین راهکار حفظ امنیت کشور، مدیریت صحیح و اصولی و راه اندازی شبکه ملی اطلاعات و اهمیت دادن به شبکه های اجتماعی و پیامرسان های داخلی است که در قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران بدان تاکید شده است.

با توجه به اینکه عملکرد شبکه های مجازی در تخریب افکار عمومی، و تغییر جهت دادن، افکار و ساختار سیاسی کشور به سمت هدف مورد دلخواه بر کسی پوشیده نیست. جا دارد  برای حفظ امنیت در کشور به این مهم، توجه خاص شود. در حالیکه خود کشورهای غربی برای کنترل شبکه های مجازی قوانین سختی را به اجرا گذاشته اند.

در ممالکت غربی نیز در این زمینه اقدامات بسیطی در جهت کنترل فضای مجازی صورت گرفته تا از خطرات پردامنه این فضا در امان بمانند. فی‌المثال فرانسه، سختگیرانه‌ترین نظارت‌های حکومتی را بر فضای مجازی خود اعمال می‌کند؛ مطابق قوانین‌هادویی و لوپسی که در سال ۲۰۰۹ به تصویب رسید، کاربرانی که قوانین حاکم بر اینترنت را زیر پا می‌گذارند، از دسترسی به آن محروم می‌شوند؛ مضاف بر این فهرست بلندی از تارنماهای غیراخلاقی یا ایدئولوژیک مسدود شده نیز وجود دارد که شهروندان حق جست‌وجو برخی از عبارات را در آن ندارند. در آلمان نیز، محدودسازی اینترنتی بر اساس قانون فدرال و رأی دادگاه‌ها صورت می‌گیرد. در سال ۲۰۰۹ میلادی مجلس آلمان، قانونی را به تصویب رساند که در آن دسترسی به اینترنت دچار محدودیت‌های زیادی می‌شود این محدودسازی در زمینه نفی هولوکاست، نژادپرستی و نفرت‌پراکنی است که برای کاربران اعمال می‌شود.

پس از حوادث یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی، دولت آمریکا، در ۲۴ اکتبر ۲۰۰۱، قانونی با عنوان «لایحه میهن‌پرستی» را در قالب مبارزه با ‌تروریسم تصویب کرد که به موجب آن، کنترل و نظارت بر اطلاعات اینترنتی کاربران حالت قانونی به خود گرفت؛ این قانون با شدت بیشتری در سال ۲۰۰۳ توسط دیوان عالی ایالات متحده به تصویب رسید. «اف.بی.آی» موظف است همه اطلاعات مربوط به کاربران اینترنتی را حتی برای تحقیقات غیررسمی ، جمع‌آوری کند. حتی باراک اوباما نیز به‌رغم شعارهای آزادی‌خواهانه و گرایش‌های نولیبرالی خود در نهایت قانون کنترل اینترنت را امضا کرد.

کنترل فضای اینترنتی زمانی اهمیت خود را بیشتر نشان می‌دهد که ما بخواهیم به شکل مستند تأثیر شبکه‌های اجتماعی را بر فضای سیاسی یک کشور ارزیابی کنیم. طی سال‌های اخیر نقش مهم شبکه‌های اجتماعی و موتورهای جست‌وجوگر اینترنتی در تعیین نتیجه انتخابات آمریکا بیش‌تر مورد بررسی قرار گرفته است که البته تحقیقات در این‌ زمینه بسیار مایه نگرانی است؛ زیرا نقش چنین فناوری‌های جدیدی به راحتی در افکار عمومی قابل ‌تشخیص نیست و در نتیجه می‌توانند به راحتی نتیجه یک انتخابات را تغییر دهند، بدون آن‌که کسی متوجه شود.

برخی آمار نشان می‌دهد نقش شبکه‌های اجتماعی در تبلیغات انتخاباتی سال ۲۰۱۶ در آمریکا بیش از هر زمان دیگری پررنگ بوده است؛ به‌طوری که بیش از نیمی ‌از یک میلیارد دلار هزینه‌های تبلیغاتی در این دوره از انتخابات، به شبکه‌های اجتماعی اختصاص داده شده بود.

در جریان کارزار انتخاباتی ریاست‌جمهوری در آمریکا در سال ۲۰۱۶ میلادی، نهایتاً پیش‌بینی‌ها اشتباه از آب درآمد و ‌ترامپ موفق به شکست «هیلاری کلینتون» شد. در این میان یک سؤال اساسی وجود دارد: چرا اکثر پیش‌بینی‌ها کلینتون را برنده انتخابات سال ۲۰۱۶ می‌دانستند اما در نهایت ‌ترامپ وارد کاخ سفید شد؟ جواب این است که هیچ فردی از تسلط بی‌نظیر کمپین ‌ترامپ در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه بر فیسبوک خبر نداشت. دونالد ‌ترامپ به‌رغم استفاده گسترده از توییتر، از قدرت شبکه‌های اجتماعی اطلاع چندانی نداشت؛ اما مدیر کمپین انتخاباتی وی، «برد پارسکیل» و تیم او از کارکرد تأثیرگذار فیس‌بوک آگاهی داشته و از آن در عمل به‌خوبی بهره بردند.

در حقیقت گوگل و فیس‌بوک به آسانی می‌توانند به کاربران خود القا کنند که به کدام نامزد رأی بدهند، بدون آن‌که کسی از ماجرا بویی ببرد. از یک طرف، گوگل با در دست داشتن اطلاعات خصوصی‌ای که از هر کاربر در اختیار دارد، الگوریتم‌هایی را به کار می‌گیرد تا رأی‌دهندگان مردد را متقاعد کند به یک نامزد خاص رأی دهند. همچنین فیس‌بوک با «دست‌کاری احساسات» کاربران خود، آنها را به رأی دادن به یک نامزد خاص تشویق می‌کند.

نامزدهای انتخابات آمریکا هم با اطلاع از این واقعیت‌ها، تمام تلاش خود را می‌کنند تا نهایت استفاده را از شبکه‌های اجتماعی ببرند. لذا می‌توان این نتیجه را گرفت که شبکه‌های اجتماعی می‌توانند در شکل‌دهی به افکار عمومی رأی‌دهندگان در قبال نامزدها تأثیرگذار باشند. این نفوذ گسترده می‌تواند نه تنها انتخابات در آمریکا، بلکه انتخابات در کشورهای سراسر جهان را تحت تأثیر قرار دهد.

اما سؤال اینجاست که به‌عنوان مثال گوگل چگونه رأی شما را تغییر می‌دهد؟ تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است نشان می‌دهد که امپراتوری‌های دیجیتال جدید اکنون می‌توانند «قدرت نرم» قرن بیستم را به‌گونه‌ای بسیار مؤثرتر پیاده کنند. این نسخه جدید از قدرت نرم، خود را پشت مفاهیمی ‌مانند «بهینه‌سازی موتور جست‌وجو» پنهان می‌کند. این یعنی اگر امپراتوری‌های سنتی باید برای تغییر نتایج انتخابات در یک کشور، قبل از آن‌که به سراغ گزینه «قدرت سخت» و مداخله نظامی بروند، به سازمان‌های مدنی و سیاسی متوسل می‌شدند، امپراتوری‌های دیجیتال جدید می‌توانند نتایج انتخابات را به‌طور مستقیم و البته مخفیانه تعیین کنند.

«اریک ‌اشمیت» مدیرعامل گوگل می‌گوید که اینترنت «محدود به قوانین زمینی و کشوری نیست» و در نتیجه نه تنها «بزرگ‌ترین فضای مدیریت‌نشده در دنیا»، بلکه «بزرگ‌ترین آزمایش شامل آنارشیسم در تاریخ» است. زمانی که شما عبارتی را در گوگل جست‌وجو می‌کنید، در ظاهر امر این موتور جست‌وجوگر، یک سری نتایج را به شما ارائه می‌دهد که به شکلی شفاف از محتواهای موجود در اینترنت به دست آمده‌اند و شما می‌توانید آزادانه روی هر کدام از آنها که خواستید، کلیک کنید. با این حال، واقعیت این است که گوگل «آگاهانه» یک سری نتایجی را به شما ارائه می‌دهد که اتفاقاً کاملاًً گزینش‌شده هستند. به این ‌ترتیب، کاربران اینترنتی عملاًً مجبور هستند از میان مجموعه‌ای محدود از گزینه‌هایی انتخاب کنند که گوگل قبلاًً برای آنها گزینش کرده است.

از سوی دیگر «جاناتان زیترین» مدیر «مرکز اینترنت و جامعه برکمن»، با بررسی نتایج خطرناک تأثیر فیس‌بوک بر دوره‌های انتخابات‌ آمریکا و «مهندسی اذهان» جامعه، یک سناریوی جنجالی را ارائه داده است: فرض کنید در یکی از انتخابات‌ آتی که رقابت در آن به شدت بالاست، «مارک زاکربرگ» مدیرعامل فیس‌بوک، یکی از نامزدهایی را می‌پسندد که شما تمایلی ندارید که به او رأی بدهید. او طوری برنامه‌ریزی می‌کند تا خوراک خبری خاصی که او تولید کرده، به ده‌ها میلیون کاربر فیس‌بوک مدنظر خود القا می‌کند تا در انتخابات شرکت کنند. با این حال، زاکربرگ که آگاه است «لایک»‌های فیس‌بوک نشانگر دیدگاه‌های سیاسی و وابستگی‌های حزبی کاربران است، صرفاً به کاربرانی اصرار می‌کند در رأی‌گیری شرکت کنند که پیش‌بینی می‌کند به نامزد مدنظر خودش رأی خواهند داد. در نهایت، نتیجه این انتخابات خیالی به راحتی قابل‌تغییر و دست‌کاری است.

از مطالب فوق این‌گونه می‌توان نتیجه گرفت، که فضای مجازی در ایران نیز به‌عنوان کشوری که تحولات سیاسی آن برای غرب و به‌خصوص ایالات متحده بسیار مهم است مطمئنا بسیار مدیریت شده است و بعید هم نیست که شبکه‌های اجتماعی را برای انتخابات پیش‌رو مدیریت کرده باشد تا مردم را در تصمیم‌گیری‌های خود دچار ابهام کند. جای شکی نیست که جریان مدیریت فضای مجازی با سرنوشت انقلاب گره خورده است؛ لیکن قابل مشاهد است که دولت فضای مجازی را به خوبی نشناخته، و تعریف درستی از آن ندارد و یا اینکه می‌خواهد جریان را طور دیگری نشان کند. ول بودن فضای مجازی موضوعی است که باید آن را به‌عنوان مسئله‌ای مهم در امنیت کشورمان بدانیم و برای حل مشکل «ول بودن» فضای مجازی باید کار جهادی کرد. باید افرادی که دل و جرأت این کار را دارند پای کار بیایند و نیروی انسانی سالم با افراد فاسد مبارزه کند. آن چیز که عیان است این است که ارکان قدرت در شورای عالی فضای مجازی عملاًً به دست وزارت ارتباطات می‌باشد. و ضرورت اینکه وزارت ارتباطات به‌عنوان یک وزارتخانه بسیار کلیدی و راهبردی وارد عمل بشود بسیار است؛ زیرا نقش وزارت ارتباطات در کنترل فضای مجازی بسیار پررنگ است و تا این وزارتخانه نخواهد اتفاقی نمی‌افتد. پول، بودجه و قدرت فضای مجازی در اختیار وزارت ارتباطات بوده و قانون نیز، آن را در اختیار وزارت ارتباطات قرار داده؛ لیکن مجلس اقدامی در جهت اصلاح آن انجام نداده است. متأسفانه مجلس در رابطه با پیاده‌سازی مصوبات شورای عالی فضای مجازی هیچ کاری انجام نداده و بعضاً طرح‌های مشکل‌زا نیز در این زمینه ارائه می‌دهد. امروز اگر در این خصوص سازمان‌ها به وظیفه خود عمل نمی‌کنند و حتی زور قوه قضائیه هم به گروهی که در پنهان و نهان بر عدم کنترل فضای مجازی اصرار می‌ورزند نمی‌رسد، چاره کار را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد. سؤالی که در ذهن پیش می‌آید این است که آیا عملاًً دولت می‌تواند درخصوص کنترل فضای مجازی اقدامی جدی انجام دهد؟ فراموش نمی‌کنیم که پرتاب موشک ساخت داخل ارتباطی به دولت نداشت؛ احتمالاً اگر این مهم به عهده دولت بود اتفاقی نمی‌افتاد. فرضاً اگر مقامات کشورمان همچون مقامات کشورترکیه از موضع قدرت عمل کرده بودند می‌توانستند در مذاکراتشان با مسئولان گوگل، توئیتر و اینستاگرام پرتوان‌تر و موفق‌تر عمل کنند؛ لیکن تصمیمی ‌در این‌باره گرفته نشد. برای اینکه یک فضای مجازی مطمئنی که در آن امنیت ملی کشورمان زیر سؤال نرود داشته باشیم، باید رئیس شورای عالی فضای مجازی، دبیر شورا و وزیر ارتباطات در یک مسیر به مدیریت و کنترل آن اقدام نمایند. انتخابات ۱۴۰۰ در راه است و امیدواریم که این اتحاد برای مراقبت و صیانت از افکار عمومی در فضای مجازی در برابر اخبار دروغین، تخریب‌ها، یأس‌پراکنی‌ها، شایعات و... سریع‌تر اتفاق بیفتد تا در آینده پشیمان از تعلل در این زمینه نباشیم.

 


:: بازدید از این مطلب : 1138
|
امتیاز مطلب : 21
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 22 فروردين 1400

(اشعث بن قیس یکی از مهم ترین فرماندهان لشکر حضرت علی(ع) در جنگ صفین)بود.  
  ابن ابى الحدید(از شارحان نهج البلاغه در قرن هفتم هجری) مى‏نویسند:

هر ناراحتى در خلافت على(ع) پیش مى‏آمد و هر اضطرابى که روى داد، اصل آن اشعث ‏بود.حتى اگر اشعث نبود، جنگ نهروان پیش نمى‏آمد و حتی امام(ع) با اصحاب نهروان براى جنگ معاویه مى‏رفت و شام را تصرف مى‏کرد، زیرا آنان موافقت‏ خود را با امام اعلام نموده بودند.
  مثلا در «لیلة الهریر» یعنى شبى که کار بر معاویه در صفین تنگ‏ شده بود سخنى توسط اشعث ‏بیان شد که جاسوسان به معاویه رساندند و او تدبیر قرآن ‏بر نیزه کردن را اجرایی کرد.
اشعث‏ براى یارانش خطابه‏اى خواند و گفت: اگر فردا نیز همانند روز گذشته جنگ درگیر شود، عرب نابود خواهد گردید، من این سخن را نه از باب جنگ مى‏گویم بلکه ‏من براى زنان و فرزندان وحشت دارم اگر ما نابود شویم. سپس براى اینکه کسى گمان بد درباره او نبرد، گفت: « این نظرى است که من دارم.‏»
 این خبر به معاویه رسید و بلند گفت به خداى کعبه اشعث درست گفته است، و به شامیان دستور داد قرآنها را برسر نیزه کنید. شامیان چنین کردند و صدا مى‏زدند: «اى عراقیان اگر ما کشته شویم چه‏ کسى سرپرستى زنان و فرزندان ما را به عهده مى‏گیرد؟» و قرآن‏ها را برنیزه ها بلندکرده و گفتند:«کتاب الله بیننا و بینکم‏: کتاب خدا بین ما و شما حاکم باشد..»
 در این موقع اصحاب امام(ع) همچون ‏«مالک اشتر» و «عمرو بن حمق‏» و «عدى ‏بن حاتم‏» اطاعت‏ خود را از امام(ع) اعلام داشتند که نیرنگ معاویه را نپذیرد، ولى اشعث، خشمناک برخاسته و گفت: کسى از من علاقه مندتر به عراقیان و دشمن‏تر نسبت ‏به شامیان نیست اماحکم کتاب خدا را قبول کن که تو از آنها سزاوارترى که دوست دارند زنده باشند و از جنگ ناراحتند.
  اشعث در ادامه ی توطئه های خود به امام علی(ع) گفت: من مى‏بینم مردم خوشحال و راضیند که گفته ی شامیان را بپذیرى، اگر صلاح باشد من نزد معاویه بروم و از او بپرسم ‏مقصودش چیست؟ امام(ع) به او اجازه دادند و او نزد معاویه رفت و بازگشت، سپس مسأله ی حکمیت پیش آمد، شامیان عمرو عاص را انتخاب کردند و اشعث و کسانى که بعدا از خوارج شدند، ابوموسى اشعرى را انتخاب کردند، اما امام علی(ع)، ابوموسى را نپذیرفتند. اشعث پافشاری کرد و گفت: ما جز به ابوموسى رضایت نمی دهیم.
 هنگامى که عهدنامه مربوط به حکمین تنظیم شد، مالک اشتر را خواستند که امضاء کند، او گفت: هرگز دستم در این کار پیش نمى‏رود، مگر من نمی دانم ‏حق کجا است و یقین به گمراهى دشمنم ندارم، مگر نمى‏بینید اگر سستى نکرده‏ بودید پیروزى حتمى بود؟!! اشعث عهدنامه را برداشت و در میان صفوف به راه افتاد و براى سربازان خواند و از آنان رضایت گرفت، حتی گروهى از لشکریان بودند که به او حمله کردند و مى‏خواستند وى را بکشند، اما نجات یافت، پس از آن که به خدمت ‏امام(ع) رسید گفت: من حکمیت را به تمام شامیان و عراقیان عرضه داشتم همه رضایت دادند!  
 و بدینسان، اشعث بن قیس که خودش یکی از سران لشکر امیرالمومنین(ع) بود، با شعار دروغین «تدبیر و صلح طلبی»، حکمیت را به امام علی(ع) تحمیل نمود و مسیر تاریخ اسلام را عوض کرد.
 و چه خوب است که اشعث های زمان خود را بشناسیم و بدانیم چه کسانی با شعارهای فریبنده، از یک سو با دشمنان اسلام نرد عشق می بازند و از سوی دیگر با تابلوی تدبیر و صلح و مذاکره، «گام به گام» به دنبال بازکردن پای آمریکایی ها در این کشور هستند.


:: بازدید از این مطلب : 2352
|
امتیاز مطلب : 68
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 22 فروردين 1400

محمدجواد ظریف برای پوشاندن کم‌کاری دولت در ماجرای توسعه روابط با چین، در گفت‌وگوی اینترنتی خود، مدعی می‌شود که علی لاریجانی را چینی‌ها نمی‌شناختند و من او را به چینی‌ها معرفی کردم! لاریجانی البته از ورود به این حاشیه‌سازی ظریف خودداری کرده، اما چهره‌های نزدیک به لاریجانی در روز‌های اخیر به تبیین موضوع پرداختند و ضمن تأکید بر بی‌میلی دولت به رابطه با چین و دلخوری دولت چین از مقامات دولت روحانی، از انتقال مسئولیت این سند از دولت به لاریجانی با نظر رهبر انقلاب گفته‌اند. همان زمانی هم که لاریجانی به چین رفت، در محافل خبری و بعضاً رسانه‌ها تصریح شد که او نه در مقام رئیس مجلس، بلکه به عنوان نماینده حاکمیت ایران و رهبر انقلاب به چین می‌رود.


علاءالدین بروجردی، رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجلس نهم می‌گوید: «در سفر رئیس‌جمهور چین به ایران، با ایشان بد برخورد شد و حتی به محافظ رئیس‌جمهور چین اهانت کردند. به دلیل این اقدامات، مذاکره با مقامات چینی از دولت به رئیس مجلس منتقل شد.» او در مورد سند همکاری ایران و چین توضیح می‌دهد:

«هر چه پیگیری می‌کردیم، این تفاهمنامه امضا نمی‌شد. بنده خیلی پیگیری کردم. این دولت چنین فرصت‌سوزی‌هایی کرده است. رئیس‌جمهور برای معاون اول خود حکم زده بود که موضوعات اقتصادی ایران و چین را پیگیری کند، اما هیچ کاری انجام نشد و به همین دلیل این سمت به آقای لاریجانی منتقل شد.»


منصور حقیقت‌پور، مشاور لاریجانی هم دادن مسئولیت این سند همکاری به او را «حکم رهبری» می‌داند:

«مقامات چینی عنوان می‌کردند که دولت ایران پس از برجام دولت چین را تحویل نگرفت و در واقع چین را تحقیر کرد و ما حاضر به همکاری با دولت ایران نیستیم ولی اگر «نظام» جمهوری اسلامی می‌خواهد با ما تعامل کند، ما هستیم. مقام معظم رهبری در آن زمان رئیس مجلس وقت [علی لاریجانی]را مسئول پیشبرد سند همکاری با چین می‌کنند و برای وی در این باره حکم صادر و آقای لاریجانی را رسماً برای این منظور به مقامات چینی معرفی می‌کنند.»


تذکر علنی رهبری به ظریف در مورد سیستم موشکی


محمدجواد ظریف در حالی سخنش در مورد سیستم دفاعی ایران را دروغ‌پردازی یک خبرگزاری می‌داند که صریحاً در سخنرانی روز دانشجو در دانشگاه تهران گفت: «غربی‌ها از چهار تا تانک و موشک ما نمی‌ترسند، از مردم ایران می‌ترسند. آیا فکر کردید امریکا که می‌تواند با یک بمب، تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد از سیستم دفاعی ما می‌ترسد؟» و همین سخن دو بار تذکر علنی رهبری را موجب شد. آیا رهبری هم فریب دروغ‌پردازی یک خبرگزاری را خورد؟


رهبر انقلاب تیرماه ۹۳ در یک سخنرانی عمومی فرمودند: «یک وقتى یکى از مسئولین کشور درباره مسائل نظامى یک نظرى داده بود که خب مطابق واقع نبود؛ بنده گفتم یک "تور نظامى" براى مسئولین کشور قرار بدهید؛ بیایند یک خرده‌اى در محیط‌هاى نظامى گردش کنند، حقایقى را، واقعیاتى را ببینند، معلوماتشان نسبت به موجودىِ نظامى کشور بالا برود.»


اول فروردین ۱۴۰۰ هم رهبری فرمودند: «بعضی‌ها هستند داخل را اصلاً قبول ندارند؛ همان حرف قدیمی را می‌گویند که در داخل، فقط لولهنگ را می‌توانند [بسازند]؛ نمی‌دانند که در داخل چه خبر است. یک وقتی یکی از آقایان یک چیزی راجع به مسئله دفاعی گفته بود، من گفتم یک تور دفاعی بگذارید تا آقایان بیایند یک خرده‌ای بچرخند و ببینند از لحاظ دفاعی در کشور چه خبر است.»


معلوم نیست ظریف چه چیزی را انکار می‌کند و تقصیر دیگران می‌اندازد!


معطل کردن همکاری با چین برای FATF


ظریف می‌گوید اگر FATF را نپذیریم، اجرایی شدن سند همکاری با چین به مشکل می‌خورد. این در حالی ا‌ست که چینی‌ها با علم به وضعیت ایران در این زمینه، این سند همکاری را امضا کرده‌اند و پیش از این و حتی در اوج تحریم‌ها و فشار حداکثری امریکا بر ایران، معتقد به توسعه همکاری اقتصادی با ایران بودند و عدم پذیرش FATF را مانع ندانستند. بلکه دولت روحانی اعتقادی به این توسعه همکاری نداشت.


علاءالدین بروجردی در گفتگو با مهر با تشریح سنگ‌اندازی‌های دولتمردان روحانی در توسعه روابط ایران با چین، می‌گوید: «سفیر سابق چین در ایران نامه‌ای به من نوشت که «شما این‌گونه می‌خواهید از منافع ملی خود دفاع کنید؟ ما سه بار چنین تسهیلاتی را به روسیه داده‌ایم و این تسهیلات ویژه برای کشور‌های نزدیک به ماست» این نامه به عنوان یک سند تاریخی است.»


به نظر می‌رسد ظریف می‌خواهد نظام را تحت فشار قرار دهد که اگر FATF را نپذیریم ما هم سند همکاری را اجرایی نخواهیم کرد. گروکشی منافع ملی برای اعمال نظرات جناحی اول بار نیست که در دولت روحانی و وزارت ظریف رخ می‌دهد و خود مجالی دیگر می‌طلبد.

 
منبع: روزنامه جوان

:: بازدید از این مطلب : 572
|
امتیاز مطلب : 29
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 20 فروردين 1400

تصویری از حضور «مهدی کروبی» کاندیدای شکست خورده انتخابات ۸۸ (با ۳۳۸ هزار رای در کل کشور) و از سران فتنه در خانه باغ «قدرت علیخانی» از فعالین اصلاح طلب در شمال شهر تهران سال 99 پخش شد.

در این تصویر حاضرین مشغول «خوش و بش» و «بگو و بخند» و صرف میوه هستند. افرادی همچون «سید محمد موسوی بجنوردی» و «سید مهدی هاشمی علیا» معروف به «امام جمارانی» از اعضای مجمع روحانیون مبارز نیز در تصویر حضور دارند.

انتشار تصویر مذکور در فضای مجازی بازتاب گسترده ای داشت. کاربران فضای مجازی و فعالین رسانه ای با تعابیری همچون «حصر لاکچری»، «قصرنشینی در ایام حصر»، «حصر VIP» به این عکس واکنش نشان دادند.

یکی از کاربران فضای مجازی نوشت: «من جای کروبی و موسوی باشم از تاجزاده به خاطر تلاش برای رفع حصر شکایت می کنم».

اما این اولین بار نیست که تصویر و اطلاعاتی درباره «حصر لاکچری» کروبی و میرحسین منتشر می شود.

در سالهای گذشته، نشریه رمزعبور «نیمه پنهان حصر» را توصیف کرد. در بخشی از گزارش مذکور آمده است: «مهدی کروبی در ایام حصر مرتب به استخر مجموعه ورزشی انقلاب می‌رفت، به گونه‌ای که در برخی هفته‌ها تا سه نوبت استخر برای حضور او قرق می‌شد. ماموران امنیتی کروبی را برای سفر به هر نقطه از ایران آزاد گذاشته بودند. کاشان، قم، کرج و چند سفر شمال تنها بخشی از سفرهای مهدی کروبی و محافظانش بود».

در بخش دیگری از گزارش نشریه رمزعبور آمده: «برخلاف مهدی کروبی، میرحسین موسوی شوق سفرهای ایران گردی در دوران تأمین حفاظتی را ندارد؛ برای مثال او در عید نوروز سال ۹۳ به همراه دخترانش به ویلای یکی از آشنایانش در شمال کشور سفر کرد. موسوی از محافظان می‌خواست که هر سه‌وعده برای او نان تازه تهیه کنند که این مسأله با مخالفت آنها رو به رو شد و به او گفته شد که می‌تواند خود شخصاً به نانوایی مراجعه کند. موسوی پس از آن که به او گفته شد خریدهای روزمره‌اش مانند خرید نان را باید خود یا همسرش انجام دهد و محافظان از انجام کارهای شخصی این خانواده معذورند، چند روزی اعتصاب کرد و سپس مجبور شد که بپذیرد یکی از نزدیکانش خریدهای منزل را انجام دهد؛ یا حضور زهرا رهنورد در بانک برای دریافت حقوق اش که تصاویرش در رسانه‌ها منتشر شد».

در این گزارش تصریح شد: «وضعیت سلامت میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی در بالاترین سطح بررسی و وضعیت این سه نفر در سطح نظارت وزیر بهداشت و درمان پیگیری می‌شود، به نحوی که چشمان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی مورد عمل جراحی قرار گرفت و عمل‌های قلب مهدی کروبی از سوی پزشکان حاذق صورت گرفت... حجت‌الاسلام اژه‌ای، سخنگوی وقت قوه‌قضاییه، در آن مقطع تصریح کرده بود:"برخی از افراد محصور که به بیمارستان رفته بودند، وقتی پرونده‌شان را برخی پزشکان دیده بودند، گفته بودند که سرویسی که به اینها داده شده به مقامات درجه یک کشور داده نشده است".».

استخر، سفر و گردش، امکانات VIP پزشکی

استخر، سفر و گردش، امکانات ویژه و درجه یک پزشکی، تیم حفاظت، دورهمی های حزبی و قبیله ای در خانه باغ های شمال تهران و...همگی در اختیار کروبی و میرحسین و رهنورد است ولی فعالین اصلاح طلب به گونه ای فضاسازی می کنند که گویی این افراد در وضعیت بسیار بغرنج و اسفناک و به دور از کوچکترین و ابتدایی ترین امکانات لازم و در رنج و مشقت روزگار میگذرانند!

اما انتشار تصویر کروبی در خانه باغی در شمال تهران، سند رسوایی «کاسبان رفع حصر» بود. به عبارت دیگر، انتشار تصویر «حصر لاکچری»، پروژه مظلوم نمایی فعالین اصلاح طلب را به حاشیه برد.

جنبه شکست نداشتند

اما هدف «کاسبان رفع حصر» از ضریب دادن به این موضوع و مظلوم نمایی برای سران فتنه چیست!؟ واقعیت این است که افرادی همچون تاجزاده، حجاریان، علوی تبار، علی مطهری، محمود صادقی و...همگی به دلیل هم قبیلگی با محصورین به خوبی به وضعیت این افراد واقف هستند و می دانند که این سه نفر به هیچ عنوان در شرایطی که نامش حصر خانگی است، قرار ندارند.

اما این افراد به عمد اینگونه القاء می کنند که محصورین شرایط بغرنجی دارند. در ادامه اینطور وانمود می کنند که مطالبه بخش قابل توجهی از مردم، «رفع حصر» است.

اما واقعیت این است که پروژه «رفع حصر سران فتنه» صرفا نقش «نارنجک دودزا» را ایفا می کند. طیف تندرو اصلاح طلب بانی و مسبب اصلی وضع موجود است و نارنجک دودزای «مطالبه برای رفع حصر»، افکارعمومی را از توجه به موضوع اصلی منحرف می کند. موضوع اصلی چیزی نیست جز مطالبه گری از بانیان وضع موجود برای پاسخگویی.

طیف تندروی اصلاح طلب در انتخابات سال ۸۸ شکست خورد. اما جنبه شکست را نداشت. سران اصلاح طلب در محافل خصوصی صراحتا اعلام کردند که تقلبی صورت نگرفته، اما پشت تریبون و در مقابل افکارعمومی با بی اخلاقی مدعی شدند که تقلب شده. «محمدعلی ابطحی» در توصیف این پروژه گفت «تقلب، اسم رمز آشوب بود».

فتنه گران ماهها کشور را دچار آشوب و التهاب کردند. سران آمریکا از این اقدام ذوق زده شدند و قطعنامه سنگین ۱۹۲۹ را در سالگرد فتنه ۸۸ تصویب کردند. مقامات ارشد آمریکایی صراحتا اعلام کردند که این قطعنامه برای کمک به جنبش سبز در ایران تصویب شد!

فتنه ۸۸ مردم را با مشکلات عدیده و از جمله مشکلات اقتصادی مواجه کرد.

فتنه ۸۸، حدود هشت ماه به طول انجامید. علیرغم اقدامات ساختارشکن و ایجاد آشوب و التهاب آفرینی سران فتنه، نظام با سعه صدر با آنها برخورد کرد.

سران فتنه گرچه با ادعای تقلب در انتخابات و پدید آوردن حوادث و ناآرامی‌های پس از انتخابات، خیانتی نابخشودنی مرتکب شده و روزی باید در دادگاه محاکمه شوند، ولیکن موارد مذکور هیچکدام دلیل حصر این افراد نیست. این حوادث در سال ۸۸ (از ۲۲ خرداد تا ۹ دی به مدت هشت ماه) به وقوع پیوست و سران فتنه تا ۲۵ بهمن سال ۱۳۸۹ کاملاً آزاد بودند.

دلیل اصلی حصر سران فتنه، توطئه مشترک و پیچیده آمریکا، رژیم صهیونیستی، برخی کشورهای اروپایی و سران مرتجع منطقه در سال ۸۹ و پس از ناکامی در کودتای مخملی است. سران فتنه بازیگر اصلی این توطئه امنیتی بودند. توطئه‌ای که اگر هوشمندانه و به هنگام- توسط شورای عالی امنیت ملی- خنثی نشده بود، سرنوشتی شبیه عراق و سوریه طی سال‌های گذشته، می‌توانست برای ایران رقم بخورد. بنابراین حصر، دلایل امنیتی دارد و ادعای تقلب و رفتارهای ساختارشکنانه در سال ۸۸، دلیل آن نیست.

جنبه پیروزی هم نداشتند

باز هم روزها و ماهها سپری شد. سال ۹۲ فرا رسید و در انتخابات ریاست جمهوری، حسن روحانی پیروز شد.

آقای روحانی کابینه خود را انتخاب کرد. عباس آخوندی، بیژن زنگنه، محمدرضا نعمت زاده، حسین فریدون، اکبر ترکان، علی ربیعی، معصومه ابتکار، اسحاق جهانگیری، محمدباقر نوبخت، محمدعلی نجفی، محمد شریعتمداری و...از جمله افرادی بودند که در ستادهای انتخاباتی میرحسین و کروبی در سال ۸۸ حضور فعال داشتند.

به عبارت دیگر، اعضای ارشد ستادهای انتخاباتی میرحسین و کروبی در سال ۹۲ در دولت روحانی در پست های ارشد مشغول به کار شدند. در حقیقت کابینه آقای روحانی، نمونه ای از کابینه میرحسین موسوی و کروبی با ۴ سال تاخیر بود. نتیجه چه شد!؟

به عنوان مثال، عباس آخوندی در وزارت راه و شهرسازی در افزایش قیمت خرید مسکن و گران کردن هزینه اجاره بهای واحدمسکونی رکورد زد و خسارت های فراوانی به مردم وارد کرد.

بیژن زنگنه در وزارت نفت، قرارداد خسارت بار توتال، خسارت ۱۵۰ هزارمیلیارد تومانی حذف کارت سوخت، خسارت صادرات گاز مجانی به ترکیه، تبعات خسارت قرارداد کرسنت و...را در کارنامه خود ثبت کرد.

اسحاق جهانگیری با دلار ۴۲۰۰ تومانی، حداقل ۱۸ میلیارد دلار خسارت به مردم وارد کرد.

حسین فریدون، نعمت زاده، اکبر ترکان، علی ربیعی، محمدعلی نجفی، نوبخت، ابتکار و هیچکدام نتوانستند کارنامه قابل قبولی به افکارعمومی ارائه ددهند.

طیف تندروی اصلاح طلب نه جنبه شکست در انتخابات را دارد و نه جنبه پیروزی در انتخابات، برای همین با نارنجک دودزای «مظلوم نمایی برای سران فتنه» در پی پرت کردن حواس مردم از مسئله اصلی است.

اما انتشار تصویر «حصر لاکچری»، پروژه مظلوم نمایی فعالین تندروی اصلاح طلب را به حاشیه برد. الان زنگ حساب است و مردم کارنامه می خواهند.


:: بازدید از این مطلب : 1415
|
امتیاز مطلب : 40
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 20 فروردين 1400

در سال ۸۲ در اقدامی بی‌سرو صدا و با همکاری وزارت صنایع، ۷۲ درصد از سهام کارخانه رشت الکتریک در پوشش اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی به همسران چهار نفر از اعضای حزب کارگزاران واگذار شد.
مطابق آنچه در رسانه‌ها منتشر شده‌است، در حالی که قیمت واقعی کارخانه ۱۲ هکتاری رشت الکتریک حدود ۹۰ میلیارد تومان بود، به قیمتی تقریباً رایگان (۲ میلیارد تومان) آن هم به صورت اقساط ۱۳ ماهه، به همسر کرباسچی دبیر کل فعلی کارگزاران و همسران آقایان عبداله نوری، غلامرضا قبه (معاون و شریک تخلفات کرباسچی در شهرداری) فروخته شد.

رئیس کل دادگستری گیلان در ادامه به شرکت رشت الکتریک ایران اشاره کرد و گفت: «از آنجایی که خریداران شرکت الکتریک ایران هیچ‌گونه اهلیت فنی و تخصصی و مالی جهت خرید شرکت را نداشته و پس از انتقال شرکت نیز بدون عمل به شروط مندرج در قرارداد، علاوه بر تخریب ابنیه مبادرت به تعطیلی و توقف تولید نموده‌اند، دو اقدام همزمان از سوی دادگستری کل استان گیلان صورت پذیرفته‌است.»

و اما اصل ماجرای واگذاری مشکوک و پرابهام کارخانه رشت الکتریک:

 همانطوریکه قبلا در همین وبلاک به مردم عزیز گزارش دادیم. واگذاری یکی از بزرگترین کارخانه‌های تولید محصولات الکتریکی در کشور سر زبان‌ها افتاد و داغ دل کارگران بیکار مانده آن را تازه کرد. کارخانه‌ای که روزی علاوه بر اینکه نیازهای کشور را تامین می‌کرد و نامی‌آشنا برای خود دست‌وپا کرده بود، به‌صورت مستقیم و غیر مستقیم اسباب تامین رزق و روزی هزاران نفر از مردم استان‌های شمالی کشور نیز شده بود. تا اینکه گروهی هوس کارخانه‌بازی به سرشان زد.

 ماجرای رشت الکتریک چیست؟

مهرماه سال ۸۲ و در دورانی که اسحاق جهانگیری سکاندار وزارت صنایع و معدن بود، در سکوت خبری ۷۲ درصد شرکت الکتریک ایران رشت که تا آن زمان متعلق به سازمان بازنشستگی کشوری بود، طی قراردادی که در راستای خصوصی‌سازی اعلام شده بود، به صورت اقساطی و براساس برخی شنیده‌ها با تخفیف ویژه در اختیار همسران و نزدیکان برخی شخصیت‌های سیاسی قرار گرفت.

 

مالکان جدید کارخانه رشت الکتریک

براساس این سند، مالکان جدید شرکت رشت الکتریک کسانی نبودند جز خانم‌ها خیرالنساء عسگریان همسر غلامحسین کرباسچی، فاطمه صدیقیان همسر عبدالله نوری، گیتا شاه‌نواز همسر غلامرضا قبه و سوده جبلی دختر باجناق کرباسچی.

در واقع این ۴ خانم بر حسب ظاهر بدون اینکه هیچ تجربه‌ای در این زمینه داشته باشند، توانستند براساس ارتباطات خاص، یکی از قدیمی‌ترین کارخانه‌ها را با قدمت ۵۰ ساله با قیمت پایین و اقساط زیاد به چنگ آورند و شانس خود را در کارخانه داری بسنجند. طبق اسناد موجود از قرارداد، این کارخانه با ۱۲ هکتار زمین و تجهیزات و نیروی انسانی به قیمت ناچیز ۱ میلیارد و ۸۶۰ میلیون تومانی در اختیار خریداران قرار گرفت. در واقع همان روز  اگر تجهیزات کارخانه محاسبه میشد به همین میزان ارزشگذاری می شد.

تا اینجای کار هیچ تغییری در وضعیت کارخانه اتفاق نیفتاد اما از روزی که شرکت در اختیار این افراد قرار گرفت، نه کارخانه روی خوش به‌خود دید و نه کارگران. 

مخروبه‌ای که باقی‌ ماند

مدت زیادی نگذشته بود که خریداران علی‌رغم اینکه طبق ماده ۸ قرارداد فروش، به هیچ عنوان اجازه تعطیلی شرکت را نداشتند و مکلف بودند شرکت را به بهترین نحو ممکن در جهت افزایش تولید و بهره‌وری اداره کنند اما در عمل با فروش تجهیزات و ماشین‌آلات، علاوه بر اینکه بیکاری کارگران را آغاز کردند بلکه کارخانه را نیز به تعطیلی کشاندند. در واقع سرنوشت این کارخانه پس از واگذاری این بود که به جای توسعه تولید تمامی تجهیزات کارخانه فروخته و به تعطیلی کشیده شد.

 

ماده ۸ قرارداد اجازه تعطیلی کارخانه را نمیدهد

تعطیلی که از همان روزهای اول موجب شد کارگران بسیاری در اعتراض به عملکرد ضعیف این ۴ خانم رانت‌دار اعتراض کنند و پارچه نوشته‌هایی را در نشان دادن اعتراضشان بر در و دیوار کارخانه بزنند.

کارخانه ای که روزی محل تامین روزی آنان و خانواده‌هایشان بود و حالا نه تنها به ویرانه‌ای تبدیل شده بلکه حتی حق و حقوق باقی‌مانده کارگران را نیز تسویه نمی‌کند. و در این میان کارگرانی نیز بودند که مرگ زودتر به سراغشان آمد و در چشم‌انتظاری رسیدن به حق‌شان دنیا را ترک کردند.

 

وضعیت فعلی کارخانه

 

حال اما از زمان واگذاری کارخانه دوباره زمزمه‌هایی بر سر زبان‌ها افتاده که نشان از این دارد ۴ خانم مالک کارخانه که به خوبی موفق شدند آن را به تعطیلی بکشانند، در پی این هستند تا با واسطه‌گری و استفاده از رانت، زمین کارخانه را که به ویرانه‌ای تبدیل شده، با تعدادی خانه لوکس در شمال تهران تعویض نمایند و در واقع دوباره کارخانه را به دولت برگردانند. 

عاقبت مکانیزم رانتی

رانت در هر جایی که باشد فسادزا ست و نتیجه ای جز تخریب و از بین رفتن دارایی و سرمایه کشور در پی ندارد. تجربه نشان داده است در زمنیه‌ خصوصی ‌سازی و اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی، هرجا رانت و شائبه آن وجود داشته، نتیجه ای جز ضرر و زیان برای کشور به همراه نیاورده است.

در واقع اگر مسئولان به درستی از ماجرای واگذاری غیراصولی و رانتی شرکت رشت الکتریک درس می‌گرفتند و مایه عبرتشان می‌شد هیچگاه شاهد تکرار این فاجعه در واگذاری‌هایی همچون آلومینیوم المهدی و هرمزال و یا در همین اواخر واگذاری پالایشگاه کرمانشاه نبودیم.


:: بازدید از این مطلب : 907
|
امتیاز مطلب : 43
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 17 فروردين 1400

شستشوی مغزی به این معناست که تحت شرایط خاص، فرد ناخودآگاه وادار به تبعیت از اندیشه یا خواسته‌های افراد دیگر می شود و تغییرات عمده‌ای در باورها و در نتیجه در رفتارهای او به وجود می آید.

ادگار شاین «ایزوله شدن از دیگران» و «دستبندهای طلایی» را دو ایده‌ی اصلی شستشوی مغزی می‌داند. ایزوله شدن از دیگران یعنی اینکه ارتباطات وی را با دیگران کم یا قطع کنیم تا از منابع دیگر ورودی نداشته باشد و دستبندهای طلایی یعنی آن که به نوعی منافعش را گره بزنیم به خودمان که تداوم وضعیت فعلی برایش جذاب باشد.

نشانه های فرآیند شستشوی مغزی چیست؟ در واقع می توان 5 شاه کلید اصلی شستشوگران را به ترتیب زیر برشمرد:

تکرار خستگی ناپذیر: یک ایده اصلی یا جمله محوری مرتب تکرار می شود تا کاملا ملکه ذهن تان شود.

ترس آفرینی از دیگران: ایده ها و دیدگاه های متفاوت با ایده اصلی معمولا به توطئه، خطای فاحش، سو نیت، ساده دلی یا فریب کاری متهم می شوند.

 تعمیق بخشی هیجانی: برای محکم کاری و رفتن ذهن شما به مراحل عمیق تر از شستشوهای احساسی و شور انگیز استفاده می شود. به این ترتیب فکر منطقی و بکارگیری ادراک مشکل تر می شود.

 قدرت انتخاب توهمی: شستشودهنده، تعدادی انتخاب جلوی شما می گذارد اما در واقع تمام انتخاب ها به یکی ختم می شوند. شستشودهندگان عاشق دادن انتخاب های فراوانی هستند که به یک محصول/ایده یکسان ختم می شوند. ایده اصلی در لباس های متفاوت پیش روی شما گذاشته می شود.

ایزوله سازی و قطع ارتباط: برای اطمینان از اینکه شما در معرض ایده های متفاوت از ایده اصلی قرار نگیرید سعی می شود به ترفندهای مختلف، ارتباط شما با دیگران و دیگر اندیشان قطع شود.

امپراطوریدهای رسانه ای معمولا از این شاه کلیدها به خوبی استفاده می کنند.

چه می توان کرد؟

راهبرد اصلی مبارزه با شستشوی مغزی سه گانه «تنوع، ارتباط و مقایسه» است.

شما باید منابع مختلف داشته باشد. چند روزنامه، چند سایت، چند حزب، چند کانال با دیدگاه های متفاوت داشته باشند.

در شبکه ارتباطی متنوع حضور داشته باشید. ارتباط محدود و در یک فضای بسته شما را به بن بست ذهنی و استبداد فکری می کشاند. گروه های فکری، اقوام متفاوت، تیم های کاری مختلف، پروژه های متنوع باعث می شود اتاق ذهن شما پنجره های متفاوتی داشته باشد. وگرنه اگر اتاق شما فقط یک پنجره در یک زاویه داشته باشد تصاویر شما تکراری خواهند شد.

هر چیزی که به شدت تکرار می شود اما دلیلی برای آن ذکر نمی شود را بگذارید در لیست سیاه. و آن را با ایده های متضاد و متفاوتش مقایسه و بررسی کنید و آن را که بر اساس شواهد و دلایل، عقلانی تر و موجه تر بود تا اطلاع ثانوی بپذیرید.

رسانه های جمعی چگونه در مردم نفوذ می کنند؟

 امروز عرصه، عرصه تنازع برای بقا از طریق نفوذ هر چه بیشتر در افکار عمومی است. در این میان صاحبان و مدیران کلان رسانه‌های جهان به‌خوبی دریافتند برای تاثیرگذاری عمیق‌تر و ماندگارتر بر افکار عمومی باید آن‌ها را در «خواب عدم هوشیاری» نگه دارند؛ یعنی چه؟ یعنی نباید هوشیاری مخاطب را تحریک کنند البته این موضوع در پوسته‌ی ظاهری تلاش برای آگاه‌سازی انجام می‌شود.

ملوین دفلور که سال‌ها درباره ارتباطات جمعی و شناخت آن فعالیت کرده است، معتقد است: تأثیرات و نفوذ رسانه‌های جمعی بر مردم را در سه سطح شناختی، عاطفی و رفتاری باید طبقه‌بندی کرد. او بر این باور است که در جنگ رسانه‌ای، دو بُعد بینش و گرایش مورد هدف قرار می‌گیرد اما درنهایت به کنش و رفتار مخاطب ختم می‌شود. 

با این تعریف باید گفت «ایجاد ابهام در مخاطب»، «برخورد اطلاعات متناقض»، «برجسته‌سازی اخبار»، «شکل‌دهی به نگرش‌ها» و ... تاثیرات بینشی یا شناختی هستند. «ایجاد انفعال در افراد»، «افزایش نفوذپذیری»، «افزایش حس نگرانی»، «افزایش عدم امنیت اجتماعی» و... از تاثیرات گرایشی بوده و «ایجاد نگرش‌های جدید»، «مبهم جلوه دادن شرایط»، «منفعل ساختن مخاطب» و... نیز از تاثیرات کنشی یا رفتاری قلمداد می‌شوند. 

امروز رسانه‌ها با بزرگنمایی، کوچک‌سازی، تکرار و تعمیم و... هم به مخاطبان می‌گویند چگونه فکر کنند و هم می‌گویند به چه چیزی با چه عمقی و از چه زاویه‌ای فکر کنند. رسانه این توان را دارد که ذهن شما را به دورترین نقطه از واقعیت برده یا یک فریب را پیش چشم واقعی جلوه دهد و شما توان انکار آن را نداشته باشید.

از سوی دیگر امروز این جمله را نباید فراموش کرد که مخاطبان دیگر سرکوب نمی‌شوند بلکه سرگرم می‌شوند. پس سرگرمی یکی دیگر از روش‌های رسانه‌ها برای نفوذ در افکار عمومی برای انتقال معناست که با تصویرسازی رخ می‌دهد. تصاویر از آن جهت مهم هستند که مردم آنچه می‌بینند را باور می‌کنند پس تصاویر دستکاری شده یا صحنه‌سازی شده یا دارای جهت مشخص بر فکر مردم اثر میگذارد.

امروز نزاع میان رسانه‌ها بر سر مهندسی توجه، تصاحب افکار و جهت‌دهی به ترجیحات و سلایق مردم جوامع برای تربیت شهروندانی یکدست و بی‌دردسر است. شهروندانی که رسانه و کارکرد آن را می‌شناسند و در عین حال دانش و مهارت مواجه با آن را (سواد رسانه‌ای) کسب کرده‌اند، پیروزان واقعی این عرصه هستند. آن‌ها فراگرفته‌اند رسانه را مدیریت کنند و نه رسانه آن‌ها را.

اغتشاش اطلاعاتی 

بیشتر اطلاعاتی که منتشر می‌شوند اطلاعات واقعی هستند که «خارج از موضوع ِخود»، مورد استفاده قرار می‌گیرند؛ دروغ‌های مبتنی بر هسته حقیقت، بسیار باورپذیرتر هستند. تمام اخبار جعلی و اطلاعات غلط از مصادیق این اغتشاش هستند. 

 ارتباط ساختگی 

ارتباط ساختگی (False connection) یکی از مدل‌های اغتشاش اطلاعاتی است. ارتباط ساختگی شیوه‌ای از ارائه اطلاعات است که در آن متن و محتوای خبر با تیتر منطبق نیست. متخصصان پروپاگاندا در اغوا کردن دیگران با استفاده از تیترها و عناوین تسلط دارند. 

محتوای فریبنده 

محتوای فریبنده (Imposter Content) نوعی دیگر از انواع اغتشاش اطلاعاتی است که از نام (مارک، آدرس سایت، لوگو)  یک منبع معتبر برای اعتباربخشی به اخبار دروغ استفاده می‌شود.

منابع خبری جعلی که به طور خاص در اتفاقات و بحران‌ها خود را به‌عنوان مطلع، نیروی میدانی یا منابع اصیل خبر جا می‌زنند و باعث گمراهی رسانه‌های رسمی و شبکه‌های اجتماعی می‌شوند، جزو این دسته قرار می‌گیرند.

تکنیک رسانه ای برای پرت سازی حواس مخاطب

ه این جمله دقت کنید« پهنای باند یعنی آزادی مردم در کسب‌وکار الکترونیک، یعنی از ثبت سفارش گرفته تا بانک مرکزی و گمرک و ورود کالا به انبارها همه را مردم ببینند. پهنای باند یعنی مبارزه با فساد و کسی نمی‌تواند با مبارزه با فساد مخالف باشد. اگر می‌خواهید کسی را برای مبارزه با فساد احضار کنید باید من را احضار کنید نه اینکه وزیر من را احضار کنید..»

در این استدلال از تکنیک شاه‌ماهی سرخ استفاده شده است. شاه‌ماهی سرخ یک استدلال مغلطه‌آمیز است که سازوکارش بر اساس پرت سازی حواس متکی است. در این تکنیک مرکز توجه منحرف و توجه افراد به موضوعات نامرتبط کشانده می‌شود. 

در این تکنیک یک موضوع بی‌ربط اما جذاب وارد استدلال می‌شود تا توجه از موضوع اصلی منحرف شود. در این حالت مخاطبان ممکن است مسیر غلطی را دنبال کنند. اصطلاح نعل وارونه در زبان فارسی نیز به این شگردی برای رد گم کردن اشاره دارد. نعل را که به‌صورت وارونه به‌پای اسب بزنید، اثری که بر روی جاده‌ می‌گذارد، جهتی خلاف جهت واقعی حرکت را نشان می‌دهد.

شاه‌ماهی سرخ زمانی بیشترین تاثیر را می‌گذارد که موضوع دوم، موضوعی بسیار جذاب مانند (مبارزه با فساد، عدالت ـ آزادی و..) یا بسیار حساس مانند (رسوایی جنسی ـ دزدی و..) باشد. 

پس براساس این تکنیک، مخاطبان همواره باید حواسشان به اظهارات احساسات برانگیز باشد. هدف گوینده و نسبت اظهاراتش با اصل مساله را بررسی کنیم. به موارد زیر خوب دقت کنید.

بیانات آقای روحانی پس از پیروزی بر اتنخابات

-عتدال همان مشی و شیوه‌ای است که چه در زمینه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از تندروی افراط‌گرایی و شعارزدگی، خودمحوری و خودشیفتگی دوری کنیم.

 - عقلانیت و اعتدال مبتنی بر خرد جمعی و مشورت است. خرد جمعی در برآورد هزینه‌ها و طی کردن مسیر قانونی است.

 - اولین قفل باز شد. اولین مسئله سرمایه اجتماعی بود که بحمدالله با حضور مردم محقق شد و ارتقا پیدا کرد چون یکی از مهم‌ترین سرمایه‌ها محسوب می‌شود.

- دولت یازدهم با کلید و نه با داس در این انتخابات با رأی مردم پیروز شد.

- دولت آینده کارآمدی و شایسته سالاری را مبنای کار خود قرار خواهد داد و در این رابطه از همه کسانی که در این هشت سال شایسته کار کردند، استفاده خواهد کرد. البته اگر کسی اتوبوسی و بدون بلیت وارد دولت شده باشد، کسی مسئول نیست.

- خدا را شکر می‌کنم که بار دیگر خورشید عقلانیت و اعتدال را بر ایران تاباند.

- این پیروزی، پیروزی خرد، پیروزی اعتدال، پیروزی رشد و آگاهی و پیروزی تعهد و تدین بر افراط و بداخلاقی است که از هر گوشهٔ ایران سربلند در همه روستاها و شهرها سر برآورد و ایران و ایرانیان را یک بار دیگر در همه جای جهان سرفراز کرد.

- مردم ایران به اعتدال‌گرایی و دوری از افراط و تفریط رأی مثبت داده‌اند.

- اعتدال‌گرایی بر اجماع ملی، قانونگرایی و بردباری در تعاملات سیاسی تاکید دارد و بنیان این موضوع را فاصله گرفتن از تخیل، توهم، تمرکز و تفکر، برنامه، شفافیت و استفاده از تخصص‌ها می‌داند.

- در این انتخابات صدای مردمی که از دروغ‌ها و تهمت‌ها نالیدند و در برابر مسیرهای فریبکارانه ایستادگی کردند، شنیده شد.

- مردم به همه آنها که ما را به بازگشت به گذشته و یا توقف در شرایط فعلی می‌خواندند "نه" گفتند و زمانه را به جلو راندند.

- مردمی که دارای مشکلات اقتصادی هستند و در روستاها با مشکلات زندگی می‌کنند، به پول" نه" گفتند و به خوبی اعلام کردند که ما می‌فهمیم آب شور عطش را کم نمی‌کند. مردمی که به فکر اقتصاد بزرگتر هستند به درآمد ملی ۲.۵ برابری تخیلی" نه" گفتند.

- "نه" مردم به فریبکاران مهمترین بخش انتخابات ۲۹ اردیبهشت‌ماه بود. دروغ‌ها کارگر نیفتاد، مردم به تخریب و سخنان غیردقیق "نه" و به وحدت، اتحاد، تعادل، تعامل، اعتدال و عقلانیت "آری" گفتند.

- برخی تلاش کردند به مردم بگویند دین آنان در خطر است و سند ۲۰۳۰ که ریشه‌اش مربوط به سال ۱۹۹۰ بازمی‌گردد علیه دین مردم است سندی که نه ما بلکه هیچ کشوری آن را امضا نکرده و صرفاً یک توصیه است و دولت یازدهم نیز به صراحت نوشته است ما آن نکاتی را که با دین، فرهنگ و اخلاق ما سازگار نیست، نمی‌پذیریم.

- مفهوم پهنای باند در شبکه

پهنای باند بیانگر این می باشد که به طور هم زمان چند بیت می‌تواند از کنار هم رد شوند. برای ارتباطات شبکه ای پهنای باند به حداکثر میزان انتقال اطلاعات که می تواند در لحظه بر روی رسانه ارتباطی منتقل شود اشاره می کند. 

 


:: بازدید از این مطلب : 1125
|
امتیاز مطلب : 46
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید