منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
لینک دوستان
سرور مجازی ایران" >سرور مجازی ایران

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان گپ دوستانه و آدرس rahjooyan.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





آخرین مطالب
دیگر موارد

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:







آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 640
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 271
:: باردید دیروز : 114
:: بازدید هفته : 481
:: بازدید ماه : 451
:: بازدید سال : 11637
:: بازدید کلی : 408045
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 2 مرداد 1401

محجبه های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟

بیست و هشتم تیرماه سال ۱۳۵۸ هم‌زمان با سالگرد کودتای آمریکایی‌ها علیه مصدق، روزنامه کیهان در یادداشتی به تلاش اعضای جبهه ملی برای راه انداختن یک تظاهرات ضد حجاب واکنش نشان داده و نوشت که اگر فردی واقعاً ادعای مبارزه با آمریکا را دارد، نباید علیه حجاب در جامعه واکنش منفی نشان دهد. در ادامه این مقاله آمده بود که چنان‌چه مردم ایران به پوشش اسلامی با محتوای مکتبی برگردند، در حقیقت یک پایگاه ضد امپریالیستی را به دست آورده‌اند. این مقاله به قلم زهرا رهنورد منتشر شده بود.

اما ۳۸ سال پس از به نگارش درآمدن این یادداشت توسط همسر نخست‌وزیر سابق در دفاع از کرامت و عفت عمومی، او در نقش دیگری ظاهر می‌شود. در یک ماجرای جنجالی گفته شد که رهنورد با ارسال پاکت پستی همراه با مقدار قابل‌توجهی تراول‌چک برای یکی از عوامل سر شبکه کشف حجاب در تهران از او حمایت کرده است. براساس مطالب منتشره در شبکه‌های اجتماعی، رهنورد همراه با پاکت پول در یادداشتی کوتاه از اقدام دختران کشف‌حجاب کرده و برهم زدن امنیت اجتماعی حمایت کرده بود.

البته ماجرای ارسال بسته‌های پول توسط سران فتنه برای برخی عوامل میدانی در شبکه اباحه‌گری خیلی زود لو رفت. یکی از افرادی که باواسطه قرار بود پاکت پول را دریافت کند، از مبلغ واریزی اظهار نارضایتی کرده و همین موضوع باعث شد تا بسیاری از داستان باخبر شوند. مصطفی تاج‌زاده عضو ارشد حزب چپ‌گرا و منحله سازمان مجاهدین انقلاب برای رفع‌ورجوع این افتضاح سیاسی بزرگ خودش را قربانی کرده و اعلام کرد که این پول باواسطه او به دختران خیابانی منتقل‌شده و رهنورد از مبلغ آن خبر نداشته است.

این اتفاق باعث شد که پشت پرده بر سر چوب زدن روسری توسط برخی افراد ناشناس در خیابان افشاشده و رد پای یک گروه سیاسی، چند سفارتخانه اروپایی، یک سرویس اطلاعاتی غربی و برخی از سران فتنه در آن ماجرا آشکار شود. بعدها دادستان وقت تهران اعلام کرد که ویدا موحد یکی از اعضای شبکه دختران خیابانی مشکل روانی داشته و برخی افراد از او برای اجرای طرح تجاهر به فساد سوءاستفاده کرده‌اند.

پروژه آمریکایی موسوم به دختران خیابان انقلاب پس از شناسایی سر شبکه‌های آن در داخل و خارج از کشور متلاشی شده و گرداننده کمپین آن در شبکه‌های اجتماعی اعتراف کرد که هدفش از کشف حجاب در خیابان آن بوده است که براندازی نظام را پیش ببرد، البته در آن زمان همکاری فتنه گران سال ۸۸ با پروژه اجتماعی سازمان سیا خیلی خوب مورد تحلیل و ارزیابی قرار نگرفت!

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

 

احیای دوباره یک کارزار شکست‌خورده

در اسناد باقی‌مانده از هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق آمریکا یک ایمیل جالب‌توجه خودنمایی می‌کند، در این ایمیل‌های فوق محرمانه آمده است که وزیر خارج آمریکا از منشی خود خواسته تا پس از شکست سبزها (فتنه‌گران) روزنه‌ای دوباره برای ارتباط با طبقه متوسط شهری در ایران پیدا کند. چند ماه پس از ارسال این ایمیل، دستور وزیر خارجه اوباما اجرایی شده و در شهر کلن آلمان نشستی با موضوع مسائل اجتماعی در ایران با تمرکز روی زنان برگزار می‌شود. این جلسه علاوه بر دو ضدانقلاب یک میهمان جالب‌توجه نیز دارد.

سهراب رزاقی مدیر سابق در وزارت کشور دولت اصلاحات در یکی از پنل‌های این نشست پشت تریبون آمده و می‌گوید: باید چهره سنتی جامعه مدنی در ایران را تغییر داد تا وجهه رهایی‌بخش پیدا کند. درباره وجه رهایی‌بخش جامعه مدنی رزاقی این‌گونه توضیح می‌دهد که در این وجه به جامعه مدنی به‌مثابه یک نیروی اجتماعی و حامل تغییر برای ایجاد جامعه مبتنی بر عدالت بدون تبعیض و خشونت نگریسته می‌شود.

سهراب رزاقی در ادامه به مهم‌ترین فراز از بحث خود در اجتماعی کردن محفل‌های روشن‌فکری پرداخته و می‌گوید:

باید با تمرکز روی مسائلی چون زنان بخش‌های زرد را سبز کرده و به‌صورت تکنیکی و ابزاری فضا را تغییر داد. در سه سال گذشته دولت از یک‌سو تهاجم گسترده‌ای علیه جامعه مدنی مستقل سامان داده و از سوی دیگر در حال ساختن جامعه مدنی مورد نظرش است. زمان آن رسیده است تا محفل‌های روشن‌فکری را به درون جامعه آورده تا محفلیسم تبدیل به نیروی محرکه شود!

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

سهراب رزاقی در کنفرانس اسلام زدایی در ایران در شهر کلن آلمان

جالب است بدانید که سهراب رزاقی در دوران دولت اصلاحات با حکم عبدالواحد موسوی لاری مسئولیت یافته بود تا پروژه حمایت از توسعه پایدار و توانمندسازی سیاسی را در ایران اجرایی کند. یکی از اهداف سهراب رزاقی در پروژه واگذارشده آن بود که به همسان‌سازی اصول اسلامی با علوم انسانی سکولار بپردازد.

اما سهراب رزاقی چه کسی است و هدفش از اجرای یک پروژه سیاسی در ایران چه بود؟ رزاقی دستیار حسین بشیریه (استاد برجسته جریان چپ) و از رابطان بنیاد هلندی هیفوس در ایران بود. رزاقی با این مأموریت پا به تهران گذاشت که به‌تدریج سنت‌های اسلامی موجود در جامعه را تغییر داده و به اصلاح ایران را سرتاپا سکولاریزه کند.

هیفوس (HIVOS) مخفف نام «مؤسسه توسعه همکاری‌های انسان‌دوستانه» است که ۵۴ سال پیش در شهر لاهه هلند بنانهاده شد؛ بنیادی که با شعار «انسان بدون مرز»، هدف خود را گسترش همکاری‌ها و کمک‌های مالی انسان‌دوستانه به کشورها و سازمان‌های آفریقایی، آمریکای لاتین و آسیا اعلام کرده است. بیشترین تمرکز این کمک‌ها و حمایت‌ها در حوزه تغییرات اجتماعی، فعالان فضای مجازی و ابتکارات محلی است.

در اساس‌نامه این بنیاد، تأکید شده است که هیفوس اساساً بنیادی غیرمذهبی یا به عبارت دقیق‌تر ضدمذهبی است که فلسفه وجودی‌اش بر پایه مقابله با سازمان‌های مذهبی شکل‌گرفته است. هیفوس حالا در کشورهای اندونزی، کاستاریکا، زیمبابوه، کنیا، بولیوی، هند، اکوادور، گواتمالا، تانزانیا، آفریقای جنوبی و تیمور دارای دفاتر منطقه‌ای و محلی است و مجموعاً در ۲۶ کشور نیز فعال است.

هیفوس از بخش‌های مختلفی تشکیل‌شده است که درمجموع چهار هدف اصلی را در کشورهای مقصد دنبال و برنامه‌هایی را با این عناوین اجرا می‌کنند: توسعه اقتصادی، دموکراسی و حقوق بشر، فرهنگ و نسل‌ها، ابزارهای ارتباط‌جمعی و رسانه و روابط خارجی.

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

چارت سازمانی و نقشه پراکندگی برنامه‌های توسعه و دموکراسی هیفوس در جهان

ترویج تفکرات فمینیستی و کشف حجاب یکی از مهم‌ترین برنامه‌هایی بود که سهراب رزاقی با ایده گرفتن از هیفوس ذیل عنوان پروژه توسعه پایدار برای کشور تنظیم کرده بود. هدف آن بود که با برگزاری پنل‌ها و کارگاه‌های مختلف در کشور نیروی لازم برای تبلیغ لیبرال فمینیسم تربیت‌شده و شبکه‌ای از نیرو و امکانات ایجاد گردد. سهراب رزاقی قبل از آنکه پروژه خود را به مرحله اجرا بگذارد در چتر اطلاعاتی افتاده و دستگیر شد.

با وجود حذف رزاقی از عملیات هیفوس در ایران؛ این بنیاد همچنان به کار خود ادامه داد! برنامه‌های هیفوس در ایران بیشتر بر حوزه «حقوق بشر» متمرکز شده است و در سه محور «حقوق زنان»، «حقوق هم‌جنس‌بازان» و «زندانیان» با مشارکت دو گروه دنبال می‌شود؛ یکی از طریق شبکه رسانه‌ای وابسته به هیفوس در خارج و برخی دنباله‌های داخلی آن و دیگری با استفاده از اپوزیسیون داخلی و برخی فعالان مدنی.

در گزارش عملکرد هیفوس درباره فعالیت‌های این بنیاد در ایران آمده است که هیفوس تلاش می‌کند کمک‌های فنی و اقتصادی و ایجاد ظرفیت برای سازمان‌های ناظر و گزارش دهنده نقض حقوق بشر در ایران را فراهم کند، همچنین بر روی قوانین جایگزین و اجرای اصلاحات از طریق کمپین‌ها و تبلیغات کار می‌کنند.

مارسل ون در هیدن (Marcel van der Heijden) مدیر برنامه حقوق بشر و گسترش دموکراسی هیفوس اذعان کرده است که این بنیاد به افراد و سازمان‌هایی در داخل کشور پول پرداخته است، او در این باره می‌گوید: «کار با فعالان مدنی در ایران بسیار مشکل شده است. افرادی که از کشورهای غربی پول دریافت کرده‌اند به بازیچه شدن دست بیگانگان متهم شده‌اند!»

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

کتاب «جنسیت ایکس» شادی امین/ بخشی از محتوای تولید شده در راستای اهداف بنیاد هیفوس در ایران

پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۲ بار دیگر بازار هیفوسی‌ها در ایران رونق گرفته و سروکله اعضای آن در تهران پیدا شد. سال ۹۴ ماریچه اسخاکه نماینده هلندی پارلمان اروپا از فضای پسا برجامی استفاده کرده و در پوشش دیپلماتیک به ایران سفر می‌کند. او در این سفر با افرادی خاص ارتباط گرفته و چند کارگاه آموزشی نیز برگزار می‌کند.

اسخاکه پس از بازگشت به کشورش، درباره سفر به ایران و حواشی آن در سایت شخصی‌اش می‌نویسد:

برای رسیدن به برابری زن و مرد در ایران راه درازی در پیش است. باآنکه آمار تحصیلات و اشتغال زنان در این کشور امیدوارکننده است، قوانین خانواده و کار راه را برای تبعیض باز گذاشته‌اند. حضور سیاسی زنان در عرصه‌های رسمی نیز بسیار پایین است. ما با خانم ابتکار، معاون رئیس‌جمهور، راه‌های موردنظر او برای اصلاح این وضعیت را بررسی کردیم.

اسخاکه در میانه این سفر علاوه بر دیدار با چند محکوم امنیتی در فتنه ۸۸ در ساختمان یکی از سفارتخانه‌های اروپایی یک کارگاه آموزشی برگزار کرده تا بار دیگر شبکه اسلام زدایی در پوشش فمینیسم را احیا کند. او در این جلسه به این افراد توصیه می‌کند که قدرت کمپین سازی در شبکه‌های اجتماعی را دست‌کم نگرفته و روی براندازی با اینترنت حساب ویژه باز کنند. جالب است بدانید که دو سال پس از سفر اسخاکه به تهران ماجرای کشف حجاب دختران خیابانی هم‌زمان با بروز آشوب در برخی شهرها کلید می‌خورد.

اسخاکه در کارگاه آموزشی خود به لیدرهای بدحجابی گفته بود که تکانه‌های اجتماعی در جامعه ایران در اقشار بالای شهری ایجاد نمی‌شود، باید کاری کرد که کف جامعه با آن‌ها همراه شود. اسخاکه گفته بود که برای استقرار فمینیسم در ایران باید حتی برخی چادری‌ها را نیز به خط کرد!

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

تغییر در پیمانکار براندازی نرم در داخل

هدف اسخاکه از سفر به ایران آن بود که پروژه سهراب رزاقی برای برداشتن حجاب از سر زنان ایرانی را بار دیگر راه بیاندازد؛ پس از لو رفتن پروژه هیفوس در ایران؛ این بنیاد برانداز برخی از مهره‌های داخلی خود را از دست داده و برخی دیگر نیز قطع ارتباط شده بودند، هیفوس برای اجرای طرح خود در ایران احتیاج به مهره‌های بومی داشت! زیرا در ارزیابی صورت گرفته در سازمان‌های جاسوسی غربی پروژه‌های اسلام زدایی و تغییر ماهیت در نظام جمهوری اسلامی ایران تنها با تکیه‌بر اپوزیسیون خارج‌نشین پیش نرفته و نیاز به یک عامل یا عوامل ویژه در داخل نیز دارد. پوشش دیپلماتیک اسخاکه بهترین گزینه برای بازیابی شبکه در آن زمان بود.

واقعیت آن است که تجربه سال‌های گذشته به سیستم‌های اطلاعاتی غربی آموخته است که تکیه‌ بر ضدانقلاب فراری در خارج از کشور بی فایده بوده و آن‌ها به تنهایی امکان اجرایی طرح‌های ضد امنیتی را ندارند، اپوزیسیون خارجی به دلایل مختلف توانایی سازمان‌دهی در داخل را نداشته و تنها موج‌های گذرا  تولید می‌کنند، به عنوان مثال تمام قدرت آن‌ها در حد تجمعی چون ماجرای کشف حجاب زنان در میدان هفتم تیر در سال ۸۵ است.

ازاین‌رو کمپین‌هایی چون یک‌میلیون امضا برای تغییر در قانون حجاب (کمپین شیرین عبادی در سال ۸۰ تا ۸۶) و نیز کارزارهایی چون چهارشنبه‌های سفید (سال ۹۲ تا ۹۶) به‌تنهایی موتور محرک تغییرات اساسی نبوده و باید یک نیروی مؤثر درونی با هدف اجتماعی سازی نیز به میدان فراخوانده شود.

در ارزیابی نهایی صورت گرفته؛ اصلاح‌طلبان با همان چپ‌های ستادی مستعدترین نیرو برای این اقدام بودند. آن‌ها از یک‌سو انگیزه سیاسی، تبلیغاتی و انتخاباتی را داشتند و از سوی دیگر استعداد لازم را نیز برای پذیرش اندیشه‌های لیبرالیستی کسب کرده بودند. این گروه باپوست اندازی‌های مکرر به‌مرور رادیکال‌تر شده و نیروی بالقوه برای تحرکات میدانی است.

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پاسکاری‌های متعدد میان ضد انقلاب و چپ‌های ستادی در اجرای پروژه‌های مشترک/ یک روز سناریو چهارشنبه‌های سفید و روز دیگر کمپین محجبه‌های بی حجاب!

بر این اساس مهم‌ترین بخش از پروژه تجاهر و اسلام زدایی نه به افرادی چون شادی صدر، شادی امین، مصی علینژاد یا شیرین عبادی بلکه به یک نیروی متخصص و کارکشته در جنگ روانی و سیاسی در داخل واگذار شد. اجرای کمپین تبلیغاتی با عنوان «من محجبه هستم؛ اما با گشت ارشاد مخالفم» با به‌کارگیری مهره‌هایی چون فائزه‌هاشمی، برخی از اعضای ستادهای انتخاباتی فتنه‌گران در ۸۸، اعضای حزب منحله مشارکت؛ شاخه جوانان حزب اتحاد باتجربه به‌دست‌آمده در کمپین موج سوم در فتنه ۸۸ بخش نهایی پروژه هیفوس در ایران است.

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

فائزه هاشمی نمونه‌ای از محجبه‌های مخالف گشت ارشاد!

تئوریزه کردن مباحثی چون «اصلاحات ساختاری» در برخی سفارتخانه‌های اروپایی پس از سفر اسخاکه به ایران اولین فاز از عملیاتی است که در ۴ سال گذشته به‌تدریج به چپ‌های ستادی واگذارشده است. ماجرای دختران خیابانی در دی‌ماه سال ۹۶ امکان‌سنجی این گروه از ظرفیت‌های موجود برای عملیات اسلام‌ستیزی در کشور بود؛ فاز دوم این اقدام هفته گذشته و پس از انتشار سازمان‌یافته یک ویدئو کلیپ کوتاه از نحوه برخورد پلیس در طرح ارتقاء امینت اجتماعی کلید خورده است. هدف نهایی این طرح غیر مسلح کردن پلیس در امکان برخورد با قانون شکنان است، در این جنگ ترکیبی دشمن، پیاده‌نظام خود را به‌خوبی مسلح کرده است!

 


:: بازدید از این مطلب : 336
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 30 تير 1401

 

 

واژه «رند» را هیچ زبانی تاب ترجمه ندارد. یک تعریف «رند» ، ترک تعلقات و رسیدن به آزادی محض و رها شدن از هر دو عالم است.

اصول رندی را می شود در آثار جاودانی برخی علما ، فلاسفه ، حکما و رفتار عملی آنها رصد کرد آن‌هم در رهایی از تعلقات و نگاه تحقیرآمیز به داشته‌های مادی حتی معنوی!

رند کسی است که جز خدا نبیند، از غیرخدا آزاد باشد و از طریق شریعت و طریقت به حقیقت رسیده باشد. پاکباز ، بی‌نیاز ، بی‌حرص، دور از ریا و تظاهر!

حافظ در یک نظام معنایی، خود را «رند» می‌داند و می‌گوید: «مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند.»

او در مقام و مرتبت رندی می‌گوید:

زمانه افسر رندی نداد جز به کسی

که سرفرازی عالم در این کُله دانست

فرصت شمر طریقه رندی که این نشان

چون راه گنج بر همه کس آشکار نیست

رند واقعی جان خودآگاه و جهان‌آگاه و حق‌آگاه دارد.

یک تعریف دیگری از «رند» وجود دارد که فرد تصویری از «نیست‌انگاری»، «فاشیست» و «آنارشیست» از خود نشان می‌دهد.

رند به قرائت دیگر یعنی زیرک، زرنگ، حیله‌گر، بی‌قید، لاابالی، بی‌سروپا ، دزد شب‌رو، فرصت‌طلب به قول سعدی ؛ هرزه‌گرد، غافل، حرام‌خور و یاوه‌گو یا به روایت خیام ؛

رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین

نه کفر، نه اسلام، نه دنیا و نه دین

نه حق، نه حقیقت ، نه شریعت نه یقین

اندر دو جهان که را بود زهره این!

***

ما در انقلاب گرفتار جماعتی در داخل و خارج کشور هستیم که جزء اصحاب «رند» از جنس دوم هستند.

انقلاب و نهضت‌های یکصد سال اخیر در ایران صحنه درگیری و مقابله این دو جماعت رند بودند. در مشروطه و نهضت ملی مشتی رند وارد نهضت شدند، با زیرکی ، زرنگی و فرصت‌طلبی انقلاب را به بیراهه بردند و سران مشروطه را به دار کشیدند و ترور کردند و رهبران نهضت ملی را خانه‌نشین کردند.

اما در انقلاب اسلامی به یمن هوشمندی امامین انقلاب و خیل جوانانی که با ترک تعلقات با جان خود در نهضت اسلامی امام خمینی حضور یافتند و ملت را با صبر و صبوری و بصیرت و ‌آگاهی از گردنه‌های سخت و نرمی که دشمن تدارک دیده بود عبور دادند.

انقلاب اسلامی گرفتار یک نبرد دیپلماتیک طی ۲۰ سال گذشته با افرادی «رند» در خارج و «رند» سیاسی در داخل است. داخلی‌ها گاهی پاس می‌دهند و دشمن خارجی در زمین انقلاب «آبشار» شرارت می‌کوبد و گاهی خارجی‌ها پاس می‌دهند داخلی‌ها در زمین جمهوریت آبشار می‌زنند!

زیرکی، زرنگی، حیله‌گری، بی‌قیدی، بدعهدی ، فرصت‌طلبی و یاوه‌گویی از رفتار دشمن می‌بارد.انقلاب در هماوردی با آنها ، گاهی بیراهه‌روی کرده است و آنها از غفلت انقلابیون استفاده کرده‌اند.

آدم‌هایی که رفتند با اینها مذاکره کردند از اصول رندی در سیاست نه از جنس اول بودند و نه از جنس دوم خبر داشتند لذا از زمان آقای هاشمی رفسنجانی که موضوع آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان بود تاکنون طرف آمریکایی با فریب و بدعهدی و زرنگی در این حوزه ظاهر شد و ما نمی‌خواهیم بپذیریم که با چه افراد رندی در آن طرف میز مذاکرات روبه‌رو هستیم.

کافی است ما در مذاکرات افرادی را بفرستیم که از اصول رندی درک درستی از تعلقات و رها شدن و فهم آزادی محض داشته باشند. آن‌وقت خواهیم دید مذاکرات شکل درست خود را پیدا می‌کند و مثل صلح حدیبیه منشأ تحولات و پیروزی‌های شگرفی خواهیم شد.

آقای روحانی رئیس دولت یازدهم و دوازدهم روز عید غدیر در دیدار وزرا و معاونین و استانداران کابینه‌اش در حالی که آقای همتی نامزد اصلاح‌طلبان در کنار او نشسته بود، گفته است : «اگر گرفتار مصوبه هسته‌ای مجلس نمی‌شدیم ،تحریم‌ها را اسفند ۹۹ پایان می‌دادیم» مصوبه هسته‌ای مجلس سه کلمه بیش نبود۱- تحریم‌ها به طور کلی لغو شود ۲- راستی‌آزمایی شود ۳- آمریکا تضمین بدهد زیر تعهدات و پیمان خود نزند. آقای روحانی می‌گوید اگر این مصوبه نبود ما تحریم‌ها را سال ۹۹ پایان می‌دادیم .

اولا شما ۸ سال فرصت داشتید تحریم‌ها را پایان بدهید آن‌وقت مصوبه هسته‌ای مجلس نبود!

ثانیا : این چه جور پایان دادن به تحریم‌هاست که نه راستی‌آزمایی نیاز است نه تضمین!

ثالثا: شما با غرب توافق کردید، برجام سند آن است تعهدات را نقد و یک طرفه عمل کردید اما نه‌تنها تحریم‌ها را لغو نکردید بلکه دو برابر کردید!

اولین اصل رندی در سیاست؛ صدق است؛ متأسفانه در رفتار و گفتار برخی اصحاب دولت پیشین دیده نمی شود.

دومین اصل رندی در سیاست؛ حریت و شجاعت است که قبول کند با اشتباه محض خسارت محض به کشور و ملت زده و در پیشگاه خداوند از مردم عذرخواهی کند.

سومین اصل رندی در سیاست آن است ؛ طرف ظالم؛ بدعهد و حیله‌گر و ... را به مردم معرفی کند نه اینکه جای جلاد و شهید را عوض کند.

چهارمین اصل رندی در سیاست هوشیاری و هوشمندی است . آقای روحانی براساس چه تجربه‌ای می‌گوید؛ ما سال ۹۹ تحریم‌ها را لغو می‌کردیم؟!

***

امامین انقلاب در شناخت دشمن اصلی و مقابله با آن ، راه درستی را پیمودند و همواره در مواجهه با آمریکا اصول رندی در سیاست را بازگو کردند. اما فرماندهان میدان دیپلماسی کمتر به آن توجه کردند و از همان نقطه ضربه خوردند . اگر به شروط رهبری در مذاکرات هسته‌ای توجه می‌شد ما به این نقطه کور دیپلماتیک نمی‌رسیدیم. اگر به شروط مجلس به نمایندگی از ملت بزرگ اعلام شده و به دقت‌های رهبری در اجرای این شروط توجه می‌شد ما از یک سوراخ هزار بار گزیده نمی‌شدیم.

سیر تحولات منطقه و جهان به‌ویژه پس از جنگ اوکراین و نیز تقویت روزافزون جبهه مقاومت در منطقه و اوضاع بی‌ریخت اروپا و آمریکا و نیز دیپلماسی فعال و موفق دولت رئیسی به ما می‌گوید؛ زنجیره تحریم‌ها پوسیده است. اراده پولادین ملت در خنثی‌کردن تحریم‌ها به ما می‌گوید ؛ فقط به خدا اعتماد کنیم خداوند برکات خود را از زمین و آسمان بر این کشور سرازیر می‌کند . کرکره مذاکرات را هیچ وقت پایین نکشیدیم و نخواهیم کشید کافی است به اصول «رندی» در سیاست توجه کنیم تا نتیجه بگیریم.

وضعیت بایدن در آمریکا و سیاست‌های کاخ سفید در غرب آسیا آچمز است. سفر او به منطقه هیچ نتیجه‌ای برای او و شرکای آنها در منطقه نداشت. قدرت ایران در منطقه نقد است و قدرت آمریکا نسیه است. آمریکا و شرکای منطقه‌ای آنها خوب می دانند ایران در شعاع ۳ هزار کیلومتری از خاک خود قادر است هر تهدیدی را در نطفه خفه کند .قدرت نرم ایران در منطقه و جبهه مقاومت نیز یک واقعیت انکارناپذیر است آنها به زودی در مقابل این قدرت زانو خواهند زد.

 

محمدکاظم انبارلویی 


:: بازدید از این مطلب : 476
|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 29 تير 1401

او در فرازهایی با لفاظی و تشکیک در معانی می‌کوشد یاران خود را افرادی بی‌گناه و بی‌خبر از همه‌جا نشان دهد و البته در این میان به نوعی در حال تطهیر سرویس‌های اطلاعاتی غرب نیز است. تشکیک او در مفاهیمی، چون براندازی، انقلاب مخملی و ناتوی فرهنگی تنها برای سفید کردن پادوهای سیاسی جریان تجدیدنظرطلب نیست، انکار این الگوها در واقع تلاشی برای بزک کردن کارنامه سیاه سازمان‌های جاسوسی غربی است. همین چند روز پیش بود که جان بولتون صراحتاً از نقش امریکا در سرنگونی حکومت‌های مخالف سیاست‌های واشنگتن پرده برداشت، اینک سعید مظفری سابق منکر چنین پدیده‌هایی می‌شود.

او در جایی می‌نویسد «شنیده‌ایم که گفته‌شده است عده‌ای در کشور به‌دنبال براندازی قانونی هستند.» فارغ از اینکه آیا کسی این عبارت را گفته یا نگفته که حجاریان مدعی است آن را شنیده، به نظر می‌رسد عمل حجاریان و یارانش چه با این عنوان و چه بدون آن، دقیقاً در همین مسیر است. در اینکه براندازی قانونی واژه‌ای غلط است تردیدی نیست، اما همان‌گونه که مفاهیمی، چون «کلاه‌شرعی» کنایه از تلاش عده‌ای برای دور زدن شریعت است، براندازی قانونی نیز در واقع دورزدن قانون برای زیرپا گذاردن آن است. اگر سعید حجاریان هنوز هم منکر روشن بودن مسئله است، خوب است به عملکرد خود و یارانش در سال ۸۸ مراجعه کند که در انتخابات حضور یافتند و بعد که نتیجه باب میلشان نبود زیر میز زدند و این دقیقاً یعنی سوءاستفاده از آزادی‌های قانونی برای زیر پاگذاردن قانون و این تازه یکی از نمونه‌های تلاش برای به‌اصطلاح «براندازی قانونی» است.

جالب اینجاست که معاون اسبق وزیر اطلاعات در این نامه خود حتی پا را فراتر نهاده و منکر وجود «ناتوی فرهنگی» می‌شود و کل اقدامات رسانه‌ای بلوک غرب را منحصر به رادیو اروپای آزاد می‌داند. بعید است که معاون اسبق سیاسی مرکز تحقیقات استراتژیک کتاب «جنگ سرد فرهنگی» ساندرز را نخوانده باشد که این‌گونه ناباورانه ناتو و غرب را سفید می‌کند! جالب اینجاست که او حتی تنظیم‌گری رسانه‌ای را که اتفاقاً میراث کشورهای غربی است (چراکه رسانه‌های خصوصی و نظام تنظیم‌گری و نظارت حکومت بر این رسانه‌ها اساساً از غرب وارد ایران شده) نیز آماج حمله خود قرار می‌دهد!

به سادگی می‌توان فهمید که نامه حجاریان مشحون از یک تناقض بزرگ است، تناقضی که البته به شخص خود او و کارنامه ۴۰ ساله‌اش برمی‌گردد. کسی که این نامه را بخواند به‌خوبی می‌فهمد که چگونه نویسنده میان سعید حجاریان کاشیِ روشنفکر دوم خرداد به بعد و سعید مظفری امنیتیِ معاون وزیر اطلاعات دهه ۶۰ در نوسان است. او گاه در قامت مؤسس شورای عالی امنیت ملی می‌کوشد تعریف ناقص و سویه‌دار خود از امنیت ملی را به مخاطب تحمیل کند و در جای دیگر این نقش خود را از یاد می‌برد و در کسوت یک روشنفکر همه مسلمات امنیتی را منکر می‌شود. این دقیقاً همان مشکل او و بسیاری از افراد مشابهش در سازمان مجاهدین انقلاب است که مایل‌اند ژست به‌اصطلاح روشنفکری بگیرند، اما نمی‌توانند صبغه امنیتی گذشته خود را هم پنهان کنند. چالش دوقطبی شخصیتی اعضای کمیته X عملاً برای جریان موسوم به اصلاحات نیز هزینه داشته و این جریان باید برای حل این مشکل فکری کند.

 

منبع: روزنامه جوان


:: بازدید از این مطلب : 379
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 27 تير 1401

ذی‌الحجه، ماه آرزوها و ماه هجرت‌ها و مهاجران الی‌الله است. ماه اطاعت بندگان خوب خدا و الگو‌پذیری ما از آنها در بندگی. ماه الگوهای آزاده و آزادگان موفق. روز اولش، فاطمه به خانه علی می‌رود تا با علی که سلام خدا و خوبان بر آنها، موفق‌ترین خانواده تاریخ را تشکیل دهند و کانون نور را در عالم افروزند. موسی به طور می‌رود و ابراهیم، اسماعیل را به قربانگاه می‌برد و حسین سیدالشهداء‌، خود و قربانیان را به کربلا می‌برد تا برای خدا و بقای دین و هدایت ما فدا شوند و پس از آنان برای کسی عذر تقصیری نماند و پیغمبر خدا در غدیر خم‌، دست علی را در دست گرفته و در پناه خداوند از گزند دشمنان و بدخواهان و کینه‌توزان‌، او را برای معرفی چندین باره به مردم و اتمام حجت به میان حاجیان می‌برد و می‌فرماید مردم‌، هرکه من مولای اویم زین پس‌، این علی مولای اوست.
و خدای متعال در بزرگ‌ترین عید خود که غدیر خم است علی را جانشین پیغمبر معرفی و در عید مباهله که روز اثبات حقانیت است او را جان پیامبر خطاب می‌کند. واقعیتی که مُنکر آن طبق قرآن، دروغگو و مستحق لعنت خداست. این دو عید بزرگ غدیر و مباهله هر دو در ذی‌حجه‌اند و برخی از بزرگان که این ماه را اعظم ماه‌های خدا دانسته‌اند به خاطر این است که این ماه، جدای از اعیاد و مناسبات و موالید بزرگش، محل ولایت است که چنین شرافتی گرفته و چنین بالا نشسته است.
اگر به حقانیت مباهله پی برده می‌شد و آن واقعه مهم و غرورآفرین‌، آن پیروزی بدون جنگ و آن روز جدا‌کننده حق و باطل را در لابلای اتفاقات دیگر گم نمی‌کردند هرگز رود از چشمه جدا نمی‌شد و اگر در مورد غدیر خم جهاد تبیین و روایتگری صورت می‌گرفت هرگز گذر صدیقین به کربلا نمی‌افتاد و عاشورا روز قربان مردان خدا نمی‌شد. و خدا را شکر که حضرت سجاد و حضرت زینب که سلام خدا و خوبان نثارشان‌، بودند و توانستند با آن همه سختی‌، روایت صحیح را بر خرافه و دروغ و نیرنگ غلبه دهند وگرنه ما از مولای شهیدمان چه می‌دانستیم؟ و در بیابان گمراهی این جاهلیت آخرین، به کجا پناه می‌بردیم؟ گویا دلیل اصرار شیعه برای زنده نگه داشتن محرم و صفر و پاسداری و تقویت شعور شیعی این باشد که جبران غفلت از مباهله و غدیر را بکند و راه را برای تکرار عاشوراهای بعدی ببندد. آن که از حقایق و واقعیت درس نیاموزد مجبور است از اتفاقات و حوادث تلخ، عبرت بگیرد و پس از آن، حَلَّت بِهِ النّدامه.
و انقلاب اسلامی توانست به فضل خدا مسیر منحرف تاریخ را اصلاح کند و رود را به چشمه زلال و جوشان غدیر برساند و تا ابد مسیر تکرار تاریخ خونین کربلا را ببندد. دریای خروشان بیداری اسلامی و تصاعد هندسی هدایت‌شدگان در جهان‌، اگرچه مسئولیت مقلدان خمینی و خامنه‌ای را در همه انواع جهاد‌، مضاعف می‌کند ولی نشان از امداد و نظر خدا به انقلاب اسلامی دارد و مژده روزهای بی‌غم و پر سرور ظهور می‌دهد.
و یکی از دلایل مهم تقابل و تمرکز حیرت آور شیاطین جن و انس با انقلاب اسلامی، فهمیدن این واقعیت و درک قدرت رو به تزاید و تضاعف جبهه حق، توسط آنان است که خواب راحت و آرامشان را بریده و چنین به اتحادشان کشانده است. تجمع تفاله‌ها و نخاله‌های تاریخی در جبهه مستکبر و مقابل، دیدنی است. از سلطنت‌طلب و ساواکی و سعودی و منافق و دزد و اختلاسگر و رقاص و بهایی و صهیون و کافر و مشرک و بی‌دین و افیونی و... اختلافاتشان را کنار گذاشته و در جنگ احزاب علیه انقلاب اسلامی صف بسته‌اند. و در جبهه حق که ملت ایران افتخار اهتزاز پرچمش را دارد، مؤمنین و مستضعفین و پابرهنگان و تازیانه خورده‌های تاریخ جمعند. جای تعجب نیست که در جبهه مقابل کسانی هستند که با دیدن روسری زنان ایرانی، جوش و کهیر می‌زنند و از غیظ، کف می‌کنند ولی در جبهه خود، زنان منافقی را دارند، روسری به سر. و آن عفریته‌ها به این عجوزه‌ها کاری ندارند!
در این معرکه و جنگ تمام‌عیار مستکبرین علیه مستضعفین، مردم ایران تا سال پیش گرفتار کسانی بودند که در فرصت‌سوزی و خرابکاری، صاحب نشان‌اند و وبال اقداماتشان را امروزه مردم با گوشت و پوست و استخوان خود درک می‌کنند. اصلاح ساختار یارانه‌ها و ارز 4200 تومانی که به ارز جهانگیری معروف است‌، برای دولت دکتر رئیسی یک انتخاب نبود‌، اضطرار بود. کمیاب شدن اقلام خوراکی و مصرفی و حتی صف کشیدن برای تهیه نان ارزان در برخی کشورهای همسایه و... همه نشان از درستی اقدام دولت ما دارد. اقدامی که به خاطر بی‌تدبیری دولت قبل‌، بر گُرده دولت جدید افتاد. مثل برجام، مثل کرسنت، مثل رتبه‌بندی، مثل توقف ساخت پالایشگاه، مثل قاچاق سازمان یافته، مثل بی‌عقلی در تعدیل بازار ارز، مثل تحریف در چگونگی تأمین واکسن، مثل برّه‌کُشان جاسوس‌ها و نفوذی‌ها و دوتابعیتی‌ها، مثل مدیران شیشلیک‌خور و تسبیح به دست، مثل گنده‌گوهای کم‌کار، مثل خندیدن در عصبانیت مردم و مثل هشت سال خون دلی که گذشت.«ای پس از سوء القضا حسن القضا»، مطلع سخن یکی از جوانان کرمانشاهی در دیدار مردمی دکتر رئیسی در سفر به کرمانشاه بود. تعبیر درست و درد دلی است با رئیس‌جمهوری که ریاست جمهوری را به مردم برگرداند و مدیریت یک‌جانشین و مردم‌گریز را به محله‌های امثال «‌ملاحسینی‌» رساند که گرچه در مرکز شهرند ولی خود، مرکز محرومیت‌اند. گذراندن تعطیلات مدیران در کیش و قشم و خارج‌، وقتی که مردم گرفتار سیل و زلزله و کرونا هستند، اگرچه بی‌انصافی است ولی کار سختی نیست که از بی‌خیال‌ها برنیاید. سخت و جوانمردانگی آن است که جمعه و تعطیل خود را هم به کار خلق خدا بپردازی و گره باز کنی. و این سخن مردم بود با رئیس‌جمهورشان که در گرمای طاقت‌فرسای تابستان، نه کولری برای خود مهیا کرده بود و نه سایه‌بانی. و مثل مردم عرق می‌ریخت. «‌سلام بر شما که نه تنها در پیاده‌رو دیوار نکشیدید، بلکه دیوار بلند بین مردم و دولتمردان را فروریختید...»

 


:: بازدید از این مطلب : 395
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 25 تير 1401

مسئولان بلندپایه ارتش انگلیس نیز از این روند قتل عام‌های غیرقانونی در افغانستان اطلاع داشتند.

آمریکا و ناتو در سال ۲۰۰۱ به بهانه مبارزه با تروریسم به افغانستان لشکرکشی کردند و طی عملیات‌های نظامی که در نقاط مختلف افغانستان به ویژه در جنوب این کشور انجام دادند، مرتکب جنایت‌های هولناکی شدند.

گزارش تازه منتشر شده در خصوص اقدامات فراقانونی نظامیان انگلیسی در افغانستان تنها گوشه‌ای از جنایت‌هایی است که توسط ناتو و آمریکا در ۲۰ سال گذشته در افغانستان صورت گرفت. مردم افغانستان بار‌ها با حمل پیکر کشته شدگان به مقامات کابل و مقامات محلی اعتراض کردند تا مانع این کشتار‌ها شوند، اما به‌رغم واکنش‌های تند حکومت حامد کرزی این کشتار‌ها همچنان ادامه یافت و اعتراض‌ها هم راه به جایی نبرد.

واکنش وزارت دفاع انگلیس مبنی بر این که نظامیان انگلیسی «با شجاعت و حرفه‌ای‌گری در افغانستان خدمت کرده‌اند و همیشه بالاترین موازین را رعایت کرده‌اند» نشان‌دهنده چیزی جز حمایت از درنده‌خویی، سلاخی‌کردن انسان‌ها و زیر پا گذاشتن ارزش‌های انسانی نیست. گویی در قاموس غرب رعایت قوانین جنگی و مسائلی از این دست فقط بر عهده دیگران است.

این سئوال مطرح است که آمریکا و ناتو جنایت‌هایی را که توسط نظامیان آن‌ها صورت گرفته و امروز یک به یک برملا می‌شود، چه می‌نامند؟ آیا این جنایت‌ها نوع دیگری از تروریسم نیست؟ و یا این که تعریف تروریسم تنها در انحصار آمریکا است و هر نوع که مایل باشد، آن را تعریف می‌کند.

تحقیق اخیر افشا کننده بخشی از جنایت‌های انجام شده نظامیان خارجی در افغانستان است. انتظار می‌رود که جنایت‌های ۲۰ ساله آنان از سوی سازمان‌های بی‌طرف و ضد جنگ مستندسازی شود.

قتل غیرنظامیان، زندان‌های خصوصی، شکنجه هولناک زندانیان، پرتاب از هواپیما به قعر دره‌ها، ترور‌های هدفمند، حملات شبانه، ویران‌کردن خانه‌ها و انواع دیگر جنایت‌های صورت گرفته در افغانستان توسط ناتو موضوعاتی هستند که همواره در رسانه‌های محلی و بین‌المللی بازتاب یافته‌اند و شاید زمان آن فرارسیده که در مورد هر کدام از آن‌ها تحقیقات جدی صورت گیرد. بازماندگان عملیات‌های خودسرانه ناتو باید لب بگشایند و از آنچه بر آنان گذشته است، سخن بگویند.

تاریخ جنایت‌های خونبار در دو دهه گذشته باید ثبت شود. آیندگان باید بدانند که آمریکا و ناتو که خود را سردمداران مبارزه با تروریسم، داعیه‌داران حقوق بشر و پیام‌آوران آزادی و خوشبختی به جهانیان معرفی می‌کردند، چه بلایی بر سر مردم افغانستان آوردند.

متأسفانه شعار‌های رنگین آمریکا و اروپا برای مبارزه با تروریسم، تأمین حقوق بشر و حفاظت از جان انسان‌ها، بهانه‌هایی در راستای اعمال سیاست‌های خون‌بار آن‌ها است. مداخله‌های نظامی آمریکا و غرب در هر منطقه‌ای از جهان فقط به کشتار بیشتر، ویرانی و هرج و مرج منتهی شده است. واپسین میراث ناتو، افغانستان است با دولتی ورشکسته و ملتی محتاج و فقیر.

تحقیق منتشر شده به وضوح می‌رساند که بر خلاف شعار‌های حمایت از حقوق بشر انگلیسی، نظامیان این کشور هیچ ارزشی برای جان غیر نظامیان افغانستان قائل نبوده‌اند و در کمال خونسردی کشتار بدون تحقیق غیر نظامیان را بار‌ها و بار‌ها تکرار کرده‌اند.

پرونده افشای جنایات آمریکا و متحدان ناتویی آن در افغانستان تازه گشوده شده است و به یقین دردناک‌تر از عراق و ابوغریب خواهد بود. درس‌های دردناک، اما آموزنده‌ای از این تحقیقات به دست می‌آید که مهمترین آن‌ها عدم اعتماد به شعار‌های دروغین مبارزه با تروریسم و حمایت از حقوق بشر توسط سردمداران سیاسی و نظامی غرب است.



منبع: پایگاه پژوهشی بررسی تحولات افغانستان


:: بازدید از این مطلب : 348
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 22 تير 1401

محمدکاظم انبارلویی طی یادداشتی در روزنامه رسالت نوشت: آمریکایی‌ها ۲۰ سال است با دولت‌های متفاوت در ایران پیرامون مناقشه هسته‌ای گفت‌وگو می‌کنند. آمریکایی‌ها بعد از پیروزی انقلاب به‌ویژه پس از اشغال لانه جاسوسی بنا را بر عدم رسمیت شناختن انقلاب  وجمهوری اسلامی گذاشتند و انواع توطئه‌ها از جمله راه‌اندازی جنگ داخلی و خارجی برای تجزیه ایران و حمایت آشکار از گروه‌های تجزیه‌طلب و علی الخصوص با حمایت بی‌دریغ از تجاوز حزب بعث عراق مرتکب انواع جنایات جنگی شدند.

با چنین پیشینه‌ای دیپلمات‌های ما به‌ویژه در دولت یازدهم و دوازدهم با لبخند پشت میز مذاکره می‌نشستند و برای حل مشکلات با آمریکا و رفع تحریم‌های ظالمانه و جلوگیری از ترورها و خرابکاری‌های آن‌ها گفت‌وگو می‌کردند.

دولت های یازدهم و دوازدهم به این بهانه از مردم رأی گرفتند که بروند مناقشه هسته‌ای با آمریکا را حل کنند و تحریم‌ها را لغو کنند و با برقراری روابط، شرّ آمریکایی‌ها را از سر ملت کم کنند.آن‌ها با بیان این‌که گذشتگان زبان دیپلماسی را نمی‌فهمند و زبان آمریکایی‌ها را نمی‌دانند از مردم رأی گرفتند با آنکه ردپای آن‌ها قبل از این در گفت‌وگوهای هسته‌ای وجود داشت.

۲۰ سال است که  با آمریکایی‌ها مذاکره می‌کنیم. آمریکایی‌ها ۴ کلمه با دولت و ملت ایران حرف دارند که همواره زیر سقف گفت‌وگوها تکرار و به پذیرش آن از سوی دیپلمات‌های ایران اصرار دارند:

۱- بساط هسته‌ای خود را جمع کنید. شما مجاز به داشتن فناوری‌ و دانش هسته‌ای حتی در حوزه کشاورزی، پزشکی، صنعت و تولید انرژی و ...نیستید.

۲- اگر با شما گفت‌وگو می‌کنیم و امتیازی را آن‌هم روی کاغذ می‌دهیم اجازه راستی‌آزمایی نمی‌دهیم.

۳- تضمینی هم برای قول و قرارهایمان  در گفت‌وگو نمی‌دهیم .

۴- مطالبات غرب از شما فقط در حوزه دانش هسته‌ای نیست در حوزه  نظامی  و استانداردهای دموکراسی و آزادی و حقوق بشر  شرط داریم باید بی‌چون و چرا آن‌را بپذیرید!؟ اگر نپذیرید ترور دانشمندان و خرابکاری تأسیسات هسته‌ای شما در دستور کار  خواهد بود.

آن‌ها صریح می‌گویند: با انتشار قطعنامه‌های تکراری در شورای امنیت سازمان ملل، شورای حکام آژانس و نیز قطعنامه‌های حقوق بشری همراه با تحریم‌های ظالمانه روزگارتان را سیاه می‌کنیم!

اساسا یکی از دلایل محرمانه بودن مشروح مذاکرات هسته‌ای طی ۲۰ سال گذشته همین پرت و پلاگویی و زورگویی آمریکایی‌ها بوده است. خوب این ۴ کلمه حرف زور را مردم ما می‌فهمند لذا هر روز پس از نمازهای یومیه در مساجد  فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس و مرگ بر اسرائیل سر می‌دهند. اما برخی دیپلمات‌های ما و برخی رجال سیاسی و احزاب سیاسی که خودشیفته هستند و در نگاه به آمریکا دچار خودشگفتی می شوند، نمی‌خواهند آن‌ را بفهمند!

رئیس جمهور دولت یازدهم و دوازدهم و رئیس تیم دیپلماسی او می‌گفتند  ما زبان آمریکایی‌ها را می‌فهمیم شما نمی‌فهمید برخی از ما ۳۰ سال در آمریکا زندگی کردیم و حتی با برخی از مقامات آمریکا رفت و آمد خانوادگی داریم ما می‌دانیم چطور این مناقشه و سوءتفاهم با آمریکایی‌ها را حل کنیم. رفتند سر میز مذاکره حتی به توافق رسیدند اما با آنکه می‌گفتند زبان انگلیسی را با لهجه آمریکا می‌فهمند فرق بین «لغو» تحریم‌ها با «تعلیق» تحریم‌ها را نمی‌دانستند!

براساس توافق، امتیازات نقد به آمریکایی‌ها دادند. اما آمریکایی‌ها نه‌تنها به یک تعهد خود عمل نکردند بلکه تحریم‌ها و تهدیدها را چند برابر کردند. اینها آمدند در داخل به‌خاطر این دستاورد تقریبا هیچ به قول خودشان به همدیگر مدال دادند و خود را قهرمان دیپلماسی کشور معرفی کردند. بعد که ملت فهمیدند چه کلاهی سر دولت گذاشتند عمر دولت به سر آمد ملت از رأی خود تبری جست و به دولت جدید با رویکرد انقلابی رأی دادند. روحانی و ظریف با برجام ، دست‌وپای دولت جدید را توی پوست گردو گذاشتند و بخشی از  دیپلماسی دولت جدید را نقد کردن چک برجام با خسارات محض آن قرار دادند!

اکنون چندین دور مذاکرات در وین و اخیرا در قطر و گاهی در عمان صورت گرفته است آمریکایی‌ها می‌گویند؛ مرغ یک پا دارد و همواره زیر سقف گفت‌وگوها آن ۴ کلمه حرف زور خود را تکرار می‌کنند.

دولت رئیسی زیر بار حرف زور نمی‌رود و با تعریف واقعی و نوعی تعامل با جهان را که در چشم‌انداز برنامه ۲۰ ساله جمهوری اسلامی بود در دستور کار خود قرار داده است. نگاه به روابط دوستانه با همسایگان و  قدرت‌های بزرگ مثل چین و روسیه که با تحریم‌های ظالمانه آمریکا همکاری نکردند را در دستور کار خود قرار داد و روزبه‌روز بر حجم مراودات با جهان بدون آمریکا افزود و توفیقات خوبی را هم به دست آورد. این رویکرد، کشور را از موضع «بدهکاری» خارج و در جایگاه «طلبکاری» از غرب قرار داد.

اما برخی همچنان اصرار دارند که دولت و ملت ایران را «بدهکار» و آمریکا و سه کشور شرور اروپایی را «طلبکار» جلوه دهند. این جماعت برخی «خائن» و برخی «غافل» هستند . بنده با خائنین حرفی ندارم چون آن‌ها عمله ظلم و ستم آمریکا هستند و منافع آمریکا را در داخل نمایندگی می‌کنند اما چند کلمه با حضرات غافلین دارم.

مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم که برخی از آنان از اخیار هستند در بیانیه‌ای به مناسبت ۱۵ خرداد مطالب بی‌ربطی درباره انقلاب، مردم و نظام گفته‌اند که نقد آن حوصله و فرصت دیگری را می‌طلبد اما در بخشی از بیانیه خود آورده‌اند : «تأکید ما بر این است که رویکرد کلان سیاسی در کنار رویکرد اقتصادی کشور باید تغییر یابد تا با رفع تحریم‌ها و مذاکره مستقیم، اقتصاد ایران بتواند از رکود و تورم نجات یابد.»

حضرات مجمع محققین و مدرسین حوصله نکردند کارنامه دیپلماسی کشور را طی ۲۰ سال مذاکره بی‌حاصل با آمریکایی‌ها چه مستقیم و چه غیرمستقیم مطالعه کنند و  ببینند با این ۴ کلمه حرف زور آمریکایی‌ها چه باید بکنند؟ آن‌ها تجربه برجام آن‌هم با مذاکره مستقیم و قدم زدن ظریف و جان‌کری در خیابان‌های وین را دارند. آن‌ها تجربه دولت روحانی را دارند که به او رأی دادند و از او حمایت کردند تا معضل روابط با غرب و  مناقشه هسته‌ای حل شود چگونه باز پیشنهاد مذاکره مستقیم را می‌دهند؟!

حضرات مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در بیانیه خود اضافه می‌کنند : «از بزرگترین خسران‌هایی که در این سال‌ها نصیب کشور شد اتکای بیش حد دیپلماسی به کشور روسیه است. روسیه در جنگ با اوکراین برجام را فدای منافع خود کرد و با کاهش قیمت نفت ضربه‌ای بزرگ به اقتصاد تک محوری ایران وارد کرد.»

اگر کمی به متن این بیانیه دقت کنیم، غفلت، بی‌خبری و عقب‌ماندگی از تحولات جهان از این عبارات می‌بارد که در زیر به آن اشاره می‌شود.

۱- آقایان در بیانیه خود از آوردن یک کلمه و واژه به شدت پرهیز کرده‌اند آن‌هم واژه «آمریکا» است . آن‌ها هیچ اشاره ای به جنایات آمریکا در ۴۰ سال اخیر به‌ویژه در ۲۰ سال جنگ نرم و مناقشه هسته‌ای نکرده‌اند و نه‌تنها آمریکا را متهم پرونده هسته‌ای معرفی نکردند بلکه تلویحا جمهوری اسلامی را متهم و «بدهکار» دشمن معرفی کرده‌اند!

۲- روسیه در مذاکرات هسته‌ای چه در زمان روحانی و چه پس از آن در کنار ایران با زیاده‌خواهی‌های آمریکا مقابله کرده در شورای امنیت با حق وتو در کنار منافع دولت ایران بوده است . چطور التماس روابط با آمریکا که خسارت محض داشته اشکال ندارد، اما روابط با روسیه آن‌هم به‌گونه‌ای راهبردی که بسیاری از تحریم‌های آمریکا را به کمک روس‌ها دور زده‌ایم خسارت‌بار بوده است!؟

۳- آمریکایی‌ها با فروپاشی شوروی کشورهای عضو پیمان ورشو را یکی پس از دیگری عضو ناتو کردند و در سند امنیتی خود از تجزیه روسیه به پنج جمهوری سخن گفته‌اند . روس‌ها برای دفاع از امنیت ملی و تمامیت ارضی خود به طور اجتناب‌ناپذیری به جنگ اوکراین کشیده شدند. کجا روس‌ها با جنگ اوکراین برجام را فدای منافع خود کردند!

آن موقع که ما با آمریکای اوباما به توافق برجام رسیدیم که اصلا جنگ اوکراینی در کار نبود بعد هم ترامپ برجام را پاره کرد و تحریم‌ها را چند برابر کرد. شما از کدام برجام یاد می‌کنید که روس‌ها آن را فدای منافع خود کردند!

قیمت نفت با جنگ اوکراین به بالای صد دلار رفت. شما از چه کاهش قیمت نفت سخن می‌گویید. این حرف‌های نادرست چیست که سرهم‌بندی می‌کنید یک ذره هم برای شعور مخاطبین خوداحترام قائل شوید!

۴- روسیه در حوزه خزر همسایه ماست. شما که می‌گفتید نظام باید با دنیا ارتباط داشته باشد چگونه است یک دولت بزرگ در همسایگی ما که یکی از قدرت‌های بزرگ جهان است را جزء دنیا نمی‌دانید و زبان به مذمت دیپلماسی کشور در بسط روابط با روسیه با رویکرد احترام متقابل گشوده‌اید؟!

امام  (ره) در منشور برادری به جناح‌های کشور توصیه فرمودند :«در موضع‌گیری‌ها حافظ خشم و کینه انقلابی خود و مردم علیه سرمایه‌داری غرب و در رأس آن آمریکا باشید.»

چطور می‌شود حضرات مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه به مناسبت سالگرد ارتحال امام بیانیه می‌دهند یک سطر از این بیانیه اختصاص به محکوم کردن جنایات آمریکا و نشانی از خشم و کینه از تجاوزات ظالمانه آمریکا در تحریم‌ها علیه ملت ایران دیده نمی‌شود؟!

مردم زبان آمریکایی‌ها را می‌فهمند آن‌هم همه روزه در نمازهای جمعه و جماعات روزانه خود با فریاد مرگ بر آمریکا پاسخ آن‌را می‌دهند چرا زبان آمریکایی‌ها و مواضع تجاوزکارانه آن‌ها علیه ملت را شما نمی‌فهمید؟!

این روزها گاهی ظریف در عرصه رسانه ظاهر می‌شود و حرف‌هایی می‌زند که هیچ ربطی به نقدها پیرامون دستاورد تقریبا هیچ برجام ندارد.

آمریکایی‌ها اخیراً در ترجمه جدیدی از برجام می‌گویند؛ «ما که از برجام رفتیم اما ایران باید در برجام بماند و به تعهدات خود عمل کند بدون این‌که انتظار داشته باشد ما حتی یک تحریم را برداریم!!» ظریف به جای این‌که پاسخ گستاخی آمریکایی‌ها را بدهد هنوز از میوه‌های خیالی برجام سخن می‌گوید!

ظریف حاضر نیست به این پرسش ملی پاسخ دهد که ؛ چرا میلیاردها دلار خسارت به تأسیسات هسته‌ای زدید بدون این‌که حتی یک تحریم را بردارید و صدها تحریم دیگر به آن افزودید.

ظریف باید اعتراف کند زبان انگلیسی با لهجه آمریکایی‌ها را می‌داند اما از فهم زبان دیپلماسی آمریکایی و منطق مقامات کاخ سفید عاجز است! و این عجز خسارات جبران ناپذیری به دیپلماسی خارجی کشور در طول خدمت او در وزارت خارجه به‌ویژه ۸ سال دوران دولت روحانی زد.


:: بازدید از این مطلب : 286
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 21 تير 1401

«امروز دنیا شاهد یک الگوی موفق و یک نمونه سرافراز از قدرت و حاکمیت سیاسی اسلام در ایران اسلامی است؛ ثبات و استقلال و پیشرفت و عزت جمهوری اسلامی، حادثه‌ای بس عظیم و پرمعنی و جذاب است که می‌تواند‌ اندیشه و احساس هر مسلمان بیدار را به خود جلب کند. ناتوانایی‌ها و عملکردهای بعضاً خطای ما کارگزاران این نظام که دستیابی کامل به همه برکات حکومت اسلامی را به تأخیر ‌انداخته، هرگز نتوانسته است پایه‌های مستحکم و گام‌های استوار که نشأت گرفته از اصول اساسی این نظام است، متزلزل سازد و پیشرفت‌ مادی و معنوی [آن] را متوقف کند».
این فرازی از پیام حج امسال رهبر معظم انقلاب اسلامی است. گرچه این عبارات با شیوایی، شفافی و همه‌جانبه‌گری بیان شده‌اند اما از آنجا که در چنین پیام و مناسبتی، بنا بر حداکثر ایجاز بوده، شایسته بسط و تبیین می‌باشد.
43 سال است که این نظام دینی در معرض انواعی از دشمنی‌ها از جنگ سخت تا جنگ نرم و از عداوت سیاسی تا امنیتی و تا اقتصادی و تا فرهنگی قرار گرفته است در همان حال اگر ایران امروز با اکثر کشورهایی که در طول 50 و 100 سال گذشته در معرض هیچ نوعی از این دشمنی‌ها نبوده‌اند، مقایسه شود، به طور قطع از آنان بالنده‌تر و پیشروتر است. در همین محیط همسایگی‌مان، ایران را با هر کدام از همسایگان و به ویژه آن دسته از همسایگانی که نام و نشانی در سیاست و اقتصاد دارند، مقایسه کنیم آن را جلوتر می‌بینیم. کما اینکه همین دو سه ماه اخیر یک مرکز معتبر اقتصادی جهان اعلام کرد تولید ناخالص داخلی ایران از کشورهای ترکیه و عربستان جلوتر بوده و از این حیث در ردیف 16 جهان قرار دارد. اگر جمهوری اسلامی ایران را با کشورهای اروپایی هم مقایسه کنیم، ایران از اکثر این کشورها در موقعیت بهتری قرار دارد کما اینکه رتبه شانزدهم اقتصادی بر این موضوع هم دلالت دارد.
این نکته را هم در نظر داشته باشیم، ایران در این 43 سال فقط از سوی دشمنان خارجی و ائتلاف‌های غربی در معرض دشمنی
قرار نداشته بلکه از داخل هم با مشکلات عدیده‌ای نظیر تجزیه‌طلبی عوامل استکبار جهانی و هویت‌ستیزی از سوی جریانات به ظاهر فرهنگی غرب‌باور مواجه بوده است. شخصیت‌هایی که در طول این دوران یکی‌یکی به صحنه آمدند تا طرح انقلاب اسلامی در داخل ایران را به بن‌بست بکشانند، از صدها نفر فراتر رفته‌اند، از کسانی در کسوت مرجع تقلید، تا کسانی در کسوت قائم‌مقامی رهبری،
تا کسانی در لباس مجتهد و تا کسانی در کسوت مقامات ارشد نظام و از دولت‌هایی که به نام خدمت به مردم رأی گرفته‌اند و در نهایت از این آراء غره شده و ساز مخالف نظام کوک کرده‌اند، تا ناکارآمدی‌هایی که در دولت‌های مختلف پیش آمده، تا گندم‌نمایی و جوفروشی کسانی که به نام انقلاب و نظام اسلامی به میدان آمده‌اند، اما راه‌حل را در تبعیت از نسخه‌های از مد افتاده غرب دانسته و وقت کشور را
تلف کرده‌اند. اینها همه وزنه‌های سنگینی بر پای نظام اسلامی بوده و به‌اندازه خود در حرکت آن کندی‌‌هایی پدید آورده‌اند که اگر نبودند ایران و نظام اسلامی، امروز در نقطه بالاتری قرار داشت.
انقلاب اسلامی در این جاده ناهموار حرکت کرده و امروز
به جایی رسیده که بانک جهانی رتبه اقتصادی آن را 16 خوانده است. اشتباه نشود قرار داشتن در چنین جایگاه افتخارآمیزی بدان معنا نیست که مشکلات مردم برطرف شده و دیگر نگرانی‌های اقتصادی در ایران جایی ندارد. ایران از نظر رشد تولید ناخالص داخلی در موقعیت ویژه‌ای قرار دارد اما آیا این تولید ناخالص به درستی در جامعه توزیع شده است؟ مسلماً خیر. نظام اسلامی از این حیث نیاز به اقدامی شجاعانه دارد. این آمار می‌گوید ایران ثروتمند است
نه اینکه آحاد شهروندان هر کدام به‌اندازه‌ای که مشکل آنان رفع شده باشد، ثروتمند می‌باشند. کما اینکه ایران از نظر رتبه علمی
مقام اول جهان اسلام و منطقه غرب آسیا را دارد اما این هرگز به معنای آن نیست که اکثر ایرانیان از نظر علمی در موقعیت ممتازی قرار دارند.
ایران از حیث ارتباط فعال با جوامع بشری بدون تردید حرف اول را می‌زند. حضور ادبیات و گفتمان ایران در آمریکای لاتین و در شرق آسیا و در آفریقا و در غرب آسیا و در بخش وسیعی از کشورهای اروپایی، یک حضور مثال‌زدنی است. به ارتباط فکری و گفتمان ایران با آمریکای لاتین نگاه کنید؛ همین الان ایران
در نیمی از این کشورها به عنوان یک الگو شناخته می‌شود و این در حالی است که مردم این منطقه - عمدتاً - نه مسلمان، نه آریایی،
نه فارس‌زبان و نه هم‌رنگ ما ایرانی‌ها می‌باشند. واقعیت این است که آمریکای لاتین که فرهنگ ضدآمریکایی در آن لایه‌به‌لایه و کشور به کشور جلو می‌رود، مدیون انقلاب اسلامی و ملت ایران است؛
چرا که مقاومتی که ایران در این 43 سال در برابر نظام استکباری انجام داد و به پیروزی رسید، به مقاومت مردم آمریکای لاتین بسیار کمک کرده است. مردم در این منطقه بسیاری از شخصیت‌های رشید ایران را می‌شناسند و به سمت آنان گرایش دارند و لذا عجیب نیست که «مادرو» رئیس‌جمهور بولیوار ونزوئلا، بعد از دیدار با رهبر معظم انقلاب
در توئیت خود تصریح کرد، با دیدار از ایران انرژی تازه‌ای گرفته است. این جاذبه انقلاب اسلامی و این نظام مقدس می‌باشد. حالا شما این موقعیت را با موقعیت منطقه‌ای و جهانی کشورهایی نظیر ترکیه و عربستان مقایسه کنید. این دو کشور نه تنها در 50 سال اخیر در معرض تحریم و تهدید نبوده‌اند، بلکه مورد حمایت استکبار جهانی هم بوده‌اند، اما به هیچ وجه در منزلت و موقعیت ایران قرار ندارند و حال آنکه کشوری مثل پادشاهی سعودی با تکیه بر درآمدهای سرشار نفت، ریخت و پاش زیادی در کشورهای منطقه و فرامنطقه داشته است. پادشاه سابق عربستان سعودی - ملک عبدالله -
در اواسط 2012 با صراحت اعلام کرد، کشورش برای تغییر حکومت در سوریه، 200 میلیارد دلار در نظر گرفته است. اما موقعیت منطقه‌ای ایران را به دست نیاورده است.
برخلاف تبلیغاتی که در مورد هزینه کردن‌های ایران در
محیط منطقه‌ای می‌شود، ایران در مقایسه با عربستان و هزینه‌های
چند تریلیون دلاری که آمریکا در منطقه غرب آسیا کرده است، از آن‌چنان توانایی‌ مادی برخوردار نبوده تا بتواند درصدی از این عددهای نجومی را هزینه کرده باشد. واقعیت این است که بخش عمده‌ای از قدرت و بالندگی ایران در محیط‌های بین‌المللی و منطقه‌ای مرهون مقاومت صادقانه و پایدار در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی است. با توجه به شدت نفرت آشکار ملت‌ها و نفرت غیرآشکار اکثر دولت‌ها از آمریکا و رژیم جنایتکار صهیونیستی، هر کس
پرچم مخالفت با آنان را بردارد و در طول زمان پایمردی نشان دهد، توجه و اطمینان ملت‌ها را درپی می‌آورد. مردم حتی در کشورهایی که به ظاهر یا به واقع رقیب ایران در منطقه شمرده می‌شوند، از جمهوری اسلامی حمایت می‌کنند و این موضوع تحقق و
به ثمر نشاندن دشمنی علیه ایران را بسیار دشوار می‌کند. به همین جهت در طول سال‌های گذشته تلاش زیادی در خارج و داخل ایران معطوف به جدا‌سازی ایران از فلسطین، لبنان، یمن، سوریه، عراق، افغانستان؛ ونزوئلا و... شده است. دشمنان به خوبی می‌دانند که اتصال ایران به این کشورها چه قیمتی دارد و می‌دانید
که مثلاً مقامات عربستان برای جدا‌سازی بشاراسد از ایران
چه عددهای بزرگی را پیشنهاد کرده‌اند.
در طول 100 سال گذشته ملت‌ها انواعی از جنبش‌ها و خیزش‌ها را با عناوین مختلف و ایدئولوژی‌های گوناگون تجربه کرده‌اند و در این دوره‌ها به بسیاری از آنان چشم امید دوخته بودند اما این جنبش‌ها عمری بیش از دو دهه پیدا نکردند و از میان رفتند در حالی که حتی زیر درصدی از فشارهایی که متوجه انقلاب اسلامی شد، قرار نداشتند. بر این اساس پایداری 43 ساله ایران برای این ملت‌ها خیلی شوق‌انگیز و اطمینان‌آور است به همین جهت حتی کسانی که - به دلیل تبلیغات سوء -
از نظر مذهبی خود را در نقطه مقابل ایران ارزیابی می‌کنند،
از حیث سیاسی - ضدیت با استکبار و صهیونیسم و به طور کلی از جهت غرب‌ستیزی - خود را هم جبهه ایران می‌دانند و آرزوی هرروزه‌شان پایداری و بالندگی جمهوری اسلامی در این مصاف است و این آینده و بالندگی روزافزون ایران را تضمین می‌کند.

 


سعدالله زارعی


:: بازدید از این مطلب : 325
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 20 تير 1401

 

رادیکالیسم سیاسی و همصدایی و همسویی با جریانات برانداز مهم‌ترین استراتژی این روزهای اصلاحات برای زنده نگه ‌داشتن خود در فضای سیاسی و جلوگیری از به فراموشی سپرده شدن کامل در فضای عمومی است. در این مسیر برخی چهره‌های شناخته شده اصلاح‌طلب که سابقه اتخاذ مواضع ضدملی و حمله به اصول و منافع ملی را دارند، بیش از پیش مشغول میدان‌داری هستند. از سویی سکوت رضایت‌آمیز دیگر چهره‌های اصلاحات در مقابل این مواضع نشان از همراهی کامل جریان غرب‌گرا با این مشی و رویه دارد. 
به گزارش «وطن‌امروز»، مصطفی تاج‌زاده روز جمعه به اتهام «اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت کشور» بازداشت شد. انتشار این خبر در شرایطی بود که رویه جریان غرب‌گرا در هفته‌های اخیر به شکل واضحی تغییر کرده و برخی چهره‌های شناخته شده اصلاح‌طلب نیز به شکل واضح و آشکاری سعی دارند با همصدایی حداکثری با جریانات ضدانقلاب و برانداز، به کالبد بی‌جان اصلاحات تنفس مصنوعی بدهند. چند هفته قبل بود که مصطفی تاج‌زاده در جریان یکی از گفت‌وگوهای مجازی با نمایندگان جریانات برانداز از وجود اهداف مشترک با این گروه‌ها سخن گفته بود تا به شکل علنی کد همراهی و همصدایی با این ضدانقلاب خارج‌نشین به نیروهای همسو با خود را صادر کند.
 این رویه در حالی است که تا یک سال پیش و روی کار بودن حسن روحانی چهره‌هایی مثل تاج‌زاده به دلیل نسبت جدایی‌ناپذیری که با وضعیت موجود داشتند، سعی می‌کردند که حداقل در ظاهر امر فاصله محسوسی میان خود و براندازان به وجود آورند. با این حال با روی کار آمدن دولت سیزدهم و در آستانه یک سالگی ریاست‌جمهوری سیدابراهیم رئیسی، فعالیت عمده اصلاح‌طلبان از موقعیت چراغ خاموش خارج شده و این جریان تلاش دارد با سامان بخشیدن به فضای تشکیلاتی و رسانه‌ای خود، حداقلی از نفوذ اجتماعی و سیاسی را بازآفرینی کند. در همین چارچوب رفتار و گفتار اصلاح‌طلبان در ماه‌های اخیر به شکل مشهودی به سمت رادیکالیسم برنامه‌ریزی شده‌ای رفته است که نمونه آن پیش از این نیز در بزنگاه‌هایی که اصلاح‌طلبان با بحران محبوبیت مواجه می‌شدند، تجربه شده است. 
 
* رادیکالیسم، شرط حیات سیاسی
بلاموضوع شدن جریان اصلاحات همزمان با عیان شدن ناکارآمدی و بی‌برنامه بودن دولت روحانی از سال 97 بود. جریانی که دائما با متهم کردن رقبا، خود را یگانه نماد مدیریت صحیح کشور برای نیل به توسعه می‌دانست، عملا کشور را به لبه پرتگاهی هدایت کرد که کمتر کسی انتظار آن را داشت.
 در همین فضا جریان اصلاحات که حامی تمام‌قد روحانی و شعارها و چشم‌اندازهای سیاسی‌اش بود، با عیان شدن ناکارآمدی روحانی، سقوط آزادی را در فضای افکار عمومی تجربه کرد. عملا همه گروه‌ها و طبقات به این قضاوت جمعی رسیدند که اصلاحات بیش از هیاهوسالاری انتخاباتی و تکرار مواضع رسانه‌ای جریانات ضدانقلاب هیچ آورده دیگری برای کشور ندارد. همین مساله باعث شد در 2 انتخابات مجلس یازدهم و دولت سیزدهم، اصلاح‌طلبان فضاحت‌بارترین شکست خود را تجربه کنند. کسب تنها 60 هزار رای توسط سرلیست اصلاح‌طلبان در تهران در انتخابات مجلس و رای 2 میلیونی در انتخابات ریاست‌جمهوری تنها نشان‌دهنده یک واقعیت بود و آن هم بلاموضوع شدن اصلاحات در فضای عمومی جامعه ایران. دیگر نه خبری از «تَکرار» بود و نه صدای این جریان در جامعه شنونده‌ای داشت. در چنین فضایی، یک سال بعد از سیزدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، اصلاح‌طلبان «رادیکالیسم» را به عنوان تنها نسخه نجات‌بخش خود برای زنده ماندن در سپهر سیاسی ایران پیدا کرده‌اند.
 در همین زمینه «وطن‌امروز» هفته گذشته در تحلیلی با عنوان «بلاموضوعی سیاسی و استراتژی بدنامی» به چرایی و چگونگی این سیاست پرداخته و نوشته بود: «در روزهایی که دولت سیزدهم به پایان نخستین سال زمامداری خود بر امور اجرایی نزدیک می‌شود، چهره‌های اصلاح‌طلب هر کدام در حد توان خود تلاش می‌کنند جبهه خود را از بلاموضوعی سیاسی خارج کرده و حداقل در قامت نمایندگان منتقد دولت سیزدهم در فضای عمومی برای خود جبهه و وجهه‌ای به دست آورند. 
تکراری‌ترین و البته قابل پیش‌بینی‌ترین استراتژی اصلاح‌طلبان حرکت به سمت رادیکالیسم و اظهارات هنجارشکنانه برای قرار گرفتن در مرکز توجه افکار عمومی است. گویی اصلاحات بار دیگر به این جمع‌بندی رسیده که شهرت با بدنامی به مراتب بهتر از گمنامی و فراموش شدن در افکار عمومی است. اصلاح‌طلبان از سویی تلاش می‌کنند با اظهارات رادیکال موقعیت خود را از جایگاه متولیان و عاملان وضع موجود خارج کرده و در صورت امکان به عنوان بخشی از معترضان وضع موجود شناخته شوند و از سوی دیگر با احیای تشکیلات و انسجام نسبی تبدیل به رکنی اثربخش در معادلات سیاسی کشور شوند.
 برای نمونه تقریبا تمام چهره‌های اصلاح‌طلب فعال در شبکه‌های اجتماعی در خط واحدی در چند ماه گذشته با تکرار ادعای طرف آمریکایی سعی می‌کنند مقصر به سرانجام نرسیدن مذاکرات هسته‌ای را پافشاری تیم مذاکره‌کننده بر اخذ تضمین از طرف آمریکایی بخوانند. این موضع در شرایطی است که باتلاق فعلی پرونده هسته‌ای ناشی از مسیری است که تفکر جریان غرب‌گرا در سال‌های گذشته پی گرفته بود».
با این چشم‌انداز، مشی و گفتار سیاسی مصطفی تاج‌زاده را که از قدیم به عنوان سمبل رادیکالیسم اصلاحات شناخته می‌شد می‌توان به عنوان نقشه راهی برای زنده کردن جسم مرده اصلاحات در سایه همراهی و همسویی با جریانات برانداز دانست. بیش‌فعالی هفته‌های اخیر وی و حساسیت‌زدایی از گفت‌وگو و همراهی با مواضع جریانات برانداز نیز بخوبی نشان از این امر دارد. 
 
* صدای قدیمی دشمن در تهران
تاج‌زاده البته کارنامه سنگینی در تکرار ادعاهای دشمنان و حمله به اصول و نیروهای امنیتی کشورمان دارد که بازخوانی بخش کوچکی از مواضعی که وی در سال‌های اخیر اتخاذ کرده بخوبی نشان می‌دهد رادیکالیسم اصلاحات نسبتی جدایی‌ناپذیر با ادعاهای غرب دارد.
 مصطفی تاج‌زاده یک روز پس از شهادت سپهبد حاج‌قاسم سلیمانی به دست تروریست‌های آمریکایی، در بیانیه‌ای مشترک با چند اصلاح‌طلب دیگر، خواستار عدم مقابله با اقدام تروریستی آمریکایی‌ها شد. اصلاح‌طلبان در بخشی از بیانیه خود با مقابل هم قرار دادن انتقام خون شهید سلیمانی و رفاه مردم ایران، نوشته بودند: «ما مسؤولان کشورمان را به پرهیز از افتادن در دامی که جنگ‌سالاران آمریکایی و اسرائیلی برای ایجاد اختلال در روند طبیعی تحولات در ایران و گسترش بی‌ثباتی و ناامنی در منطقه و فروش سلاح بیشتر پهن کرده‌اند، دعوت می‌کنیم و از آنها می‌خواهیم با این جنایت مصیبت‌بار، هوشیارانه و همه‌جانبه مواجه شوند و حفظ امنیت عمومی و ملی و نیز آبادانی و رفاه ملت را بر هر موضوع دیگری اولویت دهند». 
پس از شهادت شهید محسن فخری‌زاده، دانشمند هسته‌ای کشورمان توسط جوخه ترور اسرائیل نیز تاج‌زاده در موضعی مشابه، جمهوری اسلامی را به عدم پاسخ متقابل به رژیم صهیونیستی فراخواند و غیرمستقیم اعلام کرد نباید انتقام بگیریم تا جنگی اتفاق نیفتد. وی در حساب توئیتری خود نوشت: «ترور دکتر محسن فخری‌زاده را بی‌هیچ قید و شرطی محکوم می‌کنم. متهم ردیف اول جنایت، نتانیاهو است و به نظر می‌رسد هدفی جز روشن کردن آتش جنگ و نزاع و تداوم تحریم‌ها ندارد. ایران می‌تواند و باید با بسیج افکار عمومی جهانی علیه تروریسم دولتی، رژیم اسرائیل را افشا و منزوی کند». مصطفی تاج‌زاده در واکنش به سخنان سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه که در سالروز فتح خرمشهر در سال جاری گفته بود «ما با برخی اشخاص جنگ و دعوا نداریم، بصیرت جزو برجستگی بالای نیروهای سپاه و فرزندان میدان مقاومت است. سخنان بسیاری درباره دوم خرداد وجود دارد اما اگر آنها را جمع کنیم، عصاره این است که پیروان این تفکر یا اهل مقاومت نبودند یا بریده‌های صحنه انقلاب و مقاومت بودند. هیچ کدام از آنها مرد میدان مقاومت و استمرار آن نبودند»، در حساب توئیتری خود با زیر سوال بردن خون شهدای مدافع حرم و دستاوردهای منطقه‌ای ایران نوشت: «اگر منظور، شرکت در جنگ نیابتی و صرف ثروت ملی و جان جوانان ایرانی برای حفظ اسد باشد، ما اهل مقاومت نیستیم؛ منتقد آنیم. عمق استراتژیک ما آبادانی خوزستان است نه بقای اسد». 
تاج‌زاده تیر سال گذشته نیز با ربط دادن مشکلات کمبود آب در خوزستان که اتفاقا ثمره بی‌کفایتی مدیران دولت مورد حمایت اصلاح‌طلبان بود، به حضور ایران در سوریه، در حساب توئیتری خود نوشت: «گفتند بین اسد و خوزستان تقدم با حفظ بشار است. اولی به یُمن میلیاردها دلار ارسالی و هزاران رزمنده اعزامی مانده است و دومی در اوج گرمای تابستان جنوب و روی دریایی از نفت، آب ندارد». البته این نخستین‌باری نبود که مصطفی تاج‌زاده با ربط دادن حضور ایران در سوریه برای مقابله با گروه‌های تکفیری که با حمایت آمریکا سودای حمله به ایران را داشتند با اقتصاد کشور، از حمایت‌های جمهوری اسلامی از بشار اسد ابراز ناراحتی می‌کرد. 
چند سال قبل‌تر از این توئیت، تاج‌زاده در گفت‌وگو با سایت ضدانقلاب زیتون گفته بود: «دخالت در سوریه هزینه‌هایی به کشور تحمیل کرده و بویژه به قشرهای محروم ما فشار زیادی وارد آورده است. ما تاکنون از حزب‌الله و حماس و... حمایت ‌می‌کردیم. امروز بخش عمده‌ای از هزینه جنگ در سوریه و عراق را نیز می‌پردازیم. به ‌همین‌ دلیل مردم روزبه‌روز نسبت به این روند حساسیت منفی بیشتری نشان می‌دهند». تاج‌زاده در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با زیتون، بدون اشاره به دستاوردهای ایران در سوریه که به تأمین امنیت کشورمان در کیلومترها دورتر از مرز منجر شده، اظهار داشته بود: «باید جواد ظریف محور شود. معنای حرفم این نیست که قاسم سلیمانی نباید نقش ایفا کند، بلکه محور کار باید دیپلماسی شود و نظامیان در خدمت آن قرار گیرند، نه برعکس. سخن من ترجیح شخصیت یکی بر دیگری نیست. اولویت‌دادن به نقش‌هاست؛ تفوق دیپلماسی است بر نظامی‌گری». تاج‌زاده در حالی از لزوم محور قرار دادن ظریف در مسائل مهم منطقه سخن می‌گفت که وزیر امور خارجه روحانی به عنوان نماد شکست در دیپلماسی تاریخ جمهوری اسلامی ایران به حساب می‌آید. 
البته حمله تاج‌زاده به حضور ایران در سوریه محدود نمی‌شود. وی آذر سال 96 در حساب توئیتری خود با انتقاد از دفاع جمهوری اسلامی ایران از مردم مظلوم یمن در مقابل حملات وحشیانه آل‌سعود و کشورهای مرتجع منطقه که با چراغ سبز آمریکا انجام می‌گرفت و اکنون نیز انجام می‌شود، نوشت: «یمن در اشغال داعش نیست، حرم ندارد و هم‌مرز اسرائیل هم نیست که به اصطلاح آقایان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی محسوب شود. اعلان کمک مستشاری ایران در یمن توسط سردار جعفری در شرایطی که ترامپ در پی اثبات دخالت سپاه در امور داخلی کشورهای دیگر است، چه معنا و چه لزومی دارد؟» علاوه بر اینها، تاج‌زاده سابقه حمایت از جاسوس‌های کشورهای بیگانه و اعضای منافقین را نیز در کارنامه خود به ثبت رسانده است. فروردین‌ سال جاری بود که تاج‌زاده در توئیتی، در حمایت از فتنه‌گران سال 88 و همچنین افراد وابسته به منافقین نوشت: «از بازداشت موقت مرادی و علی یونسی ۲ سال گذشت. نرگس محمدی و مهدی محمودیان آزاد نشده‌اند و اخیرا مریم، خواهر شهید مصطفی کریم‌بیگی از ادامه تحصیل محروم شد. از این همه ظلم و بی‌قانونی خسته نشده‌اید؟» تاج‌زاده آنقدر در اتخاذ مواضع علیه حاکمیت پیش رفته که حقیقت و دروغ یک ماجرا برایش تفاوتی ندارد و صرف اینکه بتواند از یک موضوعی برای حمله به جمهوری اسلامی استفاده کند، کفایت می‌کند. سال گذشته بود که گوهر عشقی، مادر یکی از دستگیرشدگان فتنه 88 مدعی شد در مسیر رفتن به مزار پسرش بوده که یک موتوسیکلت با ۲ سرنشین به او نزدیک شده و یکی از موتورسواران پیاده شده و او را به سمت میلگردهایی که در خیابان بوده هل داده و او پس از آن از هوش رفته و در بیمارستان به هوش آمده است. البته پس از بررسی‌ها و مشاهده دوربین‌های مداربسته محل، مشخص شد ادعای خانم عشقی صحت ندارد و ماجرای کبودی صورت وی به خاطر زمین خوردن او بوده است. با این حال تاج‌زاده فرصت را غنیمت شمرد و بدون در نظر گرفتن صحت و سقم ماجرا نوشت: «آقایان رئیسی، اژه‌ای و قالیباف درباره ضرب و شتم خانم گوهر عشقی مادر شهید ستار بهشتی احیانا نظری ندارند؟ خشم افکار عمومی را نمی‌بینند؟ اقدام خاصی را لازم نمی‌دانند؟ شب راحت می‌خوابند؟ سکوت‌شان حتما از سر نارضایتی است و نه رضایت! درسته؟» تاج‌زاده حتی در ارتباط با اعدام نوید افکاری که یک شهروند بیگناه را به قتل رسانده بود، در حساب توئیتری خود با انتقاد از قصاص وی نوشت: «آقای رئیسی! ممکن است دلیل این همه عجله برای اعدام نوید افکاری را توضیح دهید و اینکه چرا فرصت ندادید بستگان متهم رضایت خانواده مقتول را کسب کنند، تا خون دیگری ریخته نشود؟ شما که فکر نمی‌کنید اقتدار قوه ‌قضائیه در لجاجت با افکار عمومی و تداوم روش‌های اشتباه است؟» وی در حالی قوه‌ قضائیه را به عجله برای اعدام افکاری متهم کرده و مدعی شد اگر فرصت بیشتری در اختیار خانواده قاتل قرار می‌گرفت، می‌توانستند رضایت خانواده مقتول را بگیرند که شهریور 99 حجت‌الاسلام حسن نوروزی، عضو کمیسیون قضایی مجلس در گفت‌وگویی اعلام کرد: «قصاص نوید افکاری به ‌دلیل عدم رضایت اولیای دم بود».
 
* از سفیدشویی صهیونیست‌ها تا زنده نگه داشتن یاد ترامپ
مواضع ضدملی و تند چهره‌های اصلاح‌طلب البته به مصطفی تاج‌زاده محدود نمی‌شود و چهره‌های دیگر این جریان نیز که سوابق مشهوری در تکرار ادعاهای دشمنان انقلاب و ایران دارند، هر کدام سعی دارند با میدان‌داری در این فضا راه را برای زنده کردن این جریان ولو در سایه همصدایی با براندازان هموار کنند. هفته گذشته بود که فائزه هاشمی، آقازاده پرحاشیه و از اعضای اصلی حزب کارگزاران سازندگی، چراغ اول در اتخاذ مواضع رادیکال ضدملی را روشن کرد و در یک گفت‌وگوی مجازی، جمهوری اسلامی را برای منطقه خطرناک‌تر از رژیم صهیونیستی خواند و جریان مقاومت را به حمایت از اشغالگری، ریختن خون مردم بیگناه و... متهم کرد. البته وی سابقه‌ای طولانی در اتخاذ چنین مواضعی دارد و علاوه بر سفیدشویی صهیونیست‌ها، سوگواری برای ترامپ و ناراحتی از احتمال کاهش تحریم‌ها علیه کشورمان را نیز در کارنامه خود دارد. دی‌ سال99 بود که فائزه هاشمی در اظهاراتی از عدم انتخاب مجدد ترامپ ابراز ناراحتی کرده و در اظهاراتی حضور ترامپ در آمریکا را به نفع مردم ایران دانسته و گفته بود: «برای ایران دوست داشتم آقای ترامپ انتخاب شود ولی اگر یک آمریکایی بودم به آقای ترامپ رأی نمی‌دادم. به خاطر همین فشارهایی که می‌آورد، بالاخره شاید یک تغییر سیاستی اتفاق بیفتد. شاید اگر فشارهای آقای ترامپ ادامه پیدا می‌کرد، بالاخره ما مجبور می‌شدیم یک تغییر سیاست‌هایی را داشته باشیم. این تغییر سیاست‌ها حتما به نفع مردم می‌توانست اتفاق بیفتد. دموکرات‌ها کمی شل و ول هستند؛ یعنی با آمدن دموکرات‌ها این موضع خطای ما بیشتر تقویت می‌شود، امیدوارم نشود ولی چنین چشم‌اندازی دارد». هاشمی پیش از این در اظهاراتی مشابه و با حمایت از به رسمیت شناختن رژیم اشغالگر قدس گفته بود: «وقتی تاریخ را مرور می‌کنیم مشاهده می‌شود اسرائیل از سال ۱۳۴۸ در سازمان ملل به عنوان یک کشور شناسایی شد. اعراب و یهودی‌ها در این سرزمین سکونت دارند. باید در عرصه جهانی به‌‌روز باشیم و تصمیماتی را بگیریم که با منافع ما سازگار باشد. دنیا، دنیای تعامل است و اگر با کشورهای دیگر در ارتباط نباشید، آسیب می‌بینید. بعد از توافق امارات و رژیم صهیونیستی، قطر بین حماس و رژیم صهیونیستی میانجیگری کرد و آن دو با هم توافقاتی داشته‌اند. قطر و عمان توافق امارات و بحرین را تایید کردند. رژیم صهیونیستی مشتاق عادی‌سازی روابط خود با کشورهای مسلمان است. نگاه ما باید اینگونه باشد که هدف‌مان حفظ منافع ملی و حقوق مردم و منابع ملی باشد... باید همه موضوعات بر اساس منابع و منافع ملی و حقوق مردم به‌ روز شود». یقینا بازخوانی مواضع ضدملی چهره‌های اصلاح‌طلب و تلاش انکارناپذیرشان برای همسویی تام با براندازان در یک گزارش امکان‌پذیر نیست اما آنچه این اظهارات را واجد اهمیت می‌کند، آن است که در اکثر قریب به اتفاق این موارد، دیگر چهره‌های اصلاح‌طلب با سکوتی رضایت‌آمیز این اظهارات را تایید کرده و به آنها رسمیت بخشیده‌اند. به عبارت دیگر مواضع مصطفی تاج‌زاده، فائزه هاشمی و دیگر چهره‌های رادیکال اصلاح‌طلب را باید ندایی از اندرونی اصلاحات دانست. مواضع اینچنینی نشان از باور اصلاح‌طلبان به شعار «نه غزه، نه لبنان» در فتنه سال 88 و عزم راسخ‌شان برای تضعیف جبهه مقاومت دارد. در شرایطی که طرف آمریکایی در سال‌های اخیر تلاش کرده به طریقی با وارد کردن جبهه مقاومت به عنوان بازوهای امنیت‌آفرین کشورمان به موضوع مذاکرات، زمینه خلع سلاح جمهوری اسلامی را فراهم کند، چهره‌هایی مانند تاج‌زاده با حمله به سیاست‌های منطقه‌ای کشورمان و تکرار ادعاهای دشمنان نقش پیاده‌نظام غرب را در میدان افکار عمومی بازی می‌کنند. از سوی دیگر در شرایطی که ایران آماج توطئه‌های امنیتی دشمنان قرار دارد، طرح چنین ادعاهایی و سفیدشویی رژیم صهیونیستی را باید به مثابه نرمالیزه کردن ترورهای این رژیم در خاک کشورمان دانست. یک جریان سیاسی زمانی می‌تواند برای خود حق فعالیت جناحی درون‌سیستمی را قائل باشد که نسبت به اصول امنیتی و مقابله با توطئه‌های خارجی تردیدی نداشته باشد. مواضع ضدملی چهره‌های مذکور نه ‌‌تنها نسبتی با این پیش‌شرط‌ها ندارد که علنا نشان‌دهنده پیگیری خط ضدامنیتی دشمنان کشور در فضای عمومی است.
در نمونه دیگری که جریان مذکور در ماه‌های گذشته پیگیری کرد می‌توان به بیانیه مشهور «تفنگت را زمین بگذار» اشاره کرد که در بحبوحه حادثه تلخ «متروپل» پیگیری می‌شد و تلاش داشت تا از حزن عمومی مردم سوژه‌ای برای حمله به نیروهای امنیتی و انتظامی پیدا کند. در همین زمینه البته در اقدامی صحیح محمد رسول‌اف و مصطفی آل‌احمد هم در روزهای اخیر با حکم دستگاه قضایی بازداشت شدند.
 
* اصلاح‌طلبی یا براندازی؟
رفتار و گفتار جریان اصلاحات که در ماه‌های اخیر تمام اهتمام خود را به نزدیک شدن با جریانات برانداز معطوف کرده‌اند، در خوشبینانه‌ترین حالت باید باعث توجه ویژه‌تر نهادهای امنیتی در رصد فعالیت‌های جریان غرب‌گرا و در صورت لزوم برخورد لازم با آنها شود. تجربه فتنه88 و عدم مسؤولیت‌پذیری اصلاح‌طلبان در برهه‌هایی که دست‌شان از قدرت کوتاه شده است، بخوبی این واقعیت را ثابت کرده که این جریان هیچ خط قرمزی بالاتر از حضور در قدرت ندارد و هرگاه با شکست سیاسی از قدرت کنار گذاشته می‌شود، ابایی از در پیش گرفتن رویه‌های خلاف مصالح و منافع ملی ندارد. از همین رو پس از شکست در انتخابات ریاست‌‌جمهوری سال88 با طرح ادعای دروغین تقلب عملا تبدیل به بازوی روانی و سیاسی دشمن در کشور شد و چهره‌های اصلاح‌طلب تبدیل به میهمان ثابت برنامه‌های ضدایرانی در تلویزیون‌های خارج کشور شدند. بخش بزرگی از جریانات بدنام برانداز فعلی را بدنه فعال فتنه88 تشکیل می‌دهند. 
با همصدایی کامل چهره‌هایی همچون مصطفی تاج‌زاده و فائزه هاشمی با جریان برانداز، دیگر چهره‌های اصلاح‌طلب برای جلوگیری از هم‌سرنوشتی با این طیف رادیکال باید مواضع روشنی نسبت به اصول، مصالح و منافع ملی داشته باشند. یقینا در شرایطی که فشار و توطئه‌های خارجی کم‌سابقه‌ای، امنیت و ثبات کشور را نشانه رفته، مواجهه قضایی و قهری با جریانات همسو با برانداز ضرورتی انکارناپذیر است. در چنین فضایی دیگر جریانات برای اثبات حسن‌نیت خود نسبت به منافع ملی باید از همراهی با این عناصر بدنام و معلوم‌الحال خودداری کنند. اگر فرد یا جریانی مشی و موضعی شبیه براندازان داشته باشد، نمی‌تواند پرچم اصلاح‌طلبی و فعالیت در چارچوب قانون را به دست گیرد.

:: بازدید از این مطلب : 342
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 16 تير 1401

کیهان در ویژه های خود نوشت:

امروز دیگر نه تنها پایگاه‌های آمریکایی در منطقه خلیج‌فارس یا حتی در محدوده خاورمیانه در تیررس نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران هستند بلکه گستره حضور نیروهای نظامی کشورمان به دورترین آب‌ها و یا به عبارتی به حیاط خلوت آمریکا نیز رسیده چنان‌که یک سایت خبری-تحلیلی آمریکایی در این باره نوشته است: «این نخستین بار در تاریخ است که قرار است واحدهایی از نیروی دریایی ایران، در چند ده کیلومتری آب‌های آمریکا در نیمکره غربی و در یک رزمایش نظامی شرکت کند.»

وبگاه «واشنگتن فری بیکن» که نزدیک به جمهوری‌خواهان آمریکا است در گزارشی به برگزاری رزمایش مشترک میان ایران، روسیه و چین به همراه ۱۰ کشور دیگر در آب‌های دریای کارائیب پرداخته و نوشته است: «ایران، روسیه و چین در حال آماده شدن برای اجرای یک رزمایش بزرگ در آمریکای لاتین هستند تا به آمریکا این پیام را برسانند که چگونه این ارتش‌ها می‌توانند در بیخ گوش آمریکا نمایش قدرت دهند. بر اساس گزارش مرکز جامعه آزاد امن (اندیشکده‌ای که رژیم‌های ضدآمریکایی را ردیابی می‌کند) ونزوئلا، تحت رهبری نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور سوسیالیست و ضد آمریکا قرار است میزبان رزمایش نظامی در اواسط ماه اوت (مردادماه) باشد. روسیه، چین و ایران به همراه ۱۰ کشور دیگر، نظامیان خود را برای رزمایش‌های نظامی به نیمکره غربی می‌آورند؛ جایی که با نام دریای کارائیب حیاط خلوت آمریکا شناخته می‌شود.»

نشان‌ه­ای آشکار از تشکیل ائتلاف ضدآمریکایی

واشنگتن فری بیکن در ادامه افزوده است: «بر اساس گزارش ‌اندیشکده [مرکز جامعه آزاد و امن]، این رزمایش نظامی که با عنوان «رزمایش تک‌تیرانداز مرز» شناخته می‌شود، نشان می‌دهد که حکومت‌های ضدآمریکا از سراسر جهان در حال متحد شدن هستند و «آماده می‌شوند تا این پیام را به وضوح برسانند که منطقه آماده پذیرش نیروی چندقطبی است» که بر پذیرش حکومت‌های ضدآمریکایی در آمریکای لاتین تمرکز دارد. بخش مهمی از «ارتش روسیه برای اولین بار آماده می‌شود تا واحدهایی از نیروهایش را برای برگزاری یک رزمایش نظامی به نیمکره غربی بیاورد» - حتی در شرایطی که مسکو درگیر جنگ در اوکراین است.»

این گزارش در ادامه افزود: «این رزمایش‌ جنگی یکی از واضح‌ترین نشانه‌هایی است که تا به امروز نشان می‌دهد ائتلافی ضدآمریکایی در آمریکای لاتین تشکیل شده است. حکومت‌های [ضدآمریکایی در آمریکای لاتین] برای تقویت روابط با روسیه، چین و ایران تلاش می‌کنند. مادورو اخیراً یک سفر دیپلماتیک به خاورمیانه را به پایان رساند که طی آن یک قرارداد استراتژیک ۲۰ ساله با ایران امضا کرد که زمینه را برای پهلو گرفتن یک نفتکش [ساخت] ایران در ونزوئلا و تخلیه نفت خام تحریم شده ایران فراهم کرد. توافق راهبردی ایران و ونزوئلا در ادامه توافق‌های راهبردی مشابهی است که جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر با چین و روسیه امضا کرده است. حکومت‌های آمریکای لاتین نیز در حال امضای قراردادهای نظامی با روسیه هستند.»

روسیه و متحدانش ایران و چین در آستانه نمایش قدرت بزرگی با رزمایش نظامی در ماه اوت [مرداد ماه] در ونزوئلا هستند. «جوزف هومیر»، تحلیلگر امنیت ملی و مدیر اجرایی این ‌اندیشکده، به [وبگاه] واشنگتن فری بیکن گفت که چگونه از این نوع رزمایش نظامی مشترک برای مشروعیت بخشیدن به کشورهای ضداستکباری و مشروعیت‌زدایی از رژیم‌های [تحت سلطه آمریکا] در نیمکره غربی استفاده می‌شود. با عادی‌سازی تحرکات نظامی دشمنان ایالات متحده در دریای کارائیب، ما در معرض خطر تضعیف مشروعیت اخلاقی [رژیم‌های تحت سلطه آمریکا] در آمریکای لاتین هستیم.»

نفوذ ایران، روسیه و چین در آمریکای جنوبی

این گزارش در ادامه به نفوذ ایران، روسیه و چین در آمریکای لاتین پرداخته و خاطرنشان ساخت: «همچنین نشانه‌هایی وجود دارد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، در حال تقویت حضور خود در آمریکای لاتین است... همزمان با افزایش روابط نظامی و اقتصادی ایران و ونزوئلا، دانیل اورتگا، رئیس‌جمهور نیکاراگوئه- متحد مادورو- یک پیمان نظامی با روسیه تمدید کرد که «به سربازان، هواپیماها و کشتی‌های روسیه اجازه گشت در مرزهای این کشور آمریکای مرکزی و انجام تمرین‌های آموزشی نظامی مشترک داده شد.» براساس این گزارش، این توافقنامه نظامی در بحبوحه جنگ روسیه با اوکراین امضا شد که نشان می‌دهد حضور در آمریکای لاتین برای مسکو با وجود فشار بر مرزهای خود همچنان در اولویت است.»

گزارش واشنگتن فری بیکن افزود: «روسیه در آمریکای لاتین عملیات اطلاعاتی مخفیانه انجام داده است... چین نیز در منطقه فعال بوده، اگرچه این تلاش‌ها توجه رسانه‌ای کمی به خود جلب کرده است. وانگ یی، وزیر خارجه چین ماه گذشته چندین قرارداد اقتصادی در آمریکای لاتین امضا کرد و با اروگوئه، نیکاراگوئه و اکوادور تماس گرفت. ابتکار کمربند و جاده چین، برنامه‌ای برای افزایش ردپای جهانی چین، راه خود را به آرژانتین باز کرده است، جایی که برای ساخت پروژه‌های زیربنایی کار می‌کند.

در انتهای این مطلب آمده است: «در حالی که روسیه تلاش می‌کند تا سیستم مالی بین‌المللی را [مبتنی بر دلار] مشروعیت‌زدایی کند، چین با یک بانک مستقر در سوئیس توافق‌نامه‌ای را برای ایجاد ذخیره ارز یوان همراه با ‌اندونزی، مالزی، هنگ‌کنگ، سنگاپور و شیلی امضا کرده است. با دلار آمریکا مقابله کند.»

پرواز پهپادهای ایرانی در ونزوئلا

خبر دیگر اینکه خبرگزاری فارس از قول منابع خبری خود نوشت که بعد از ظهر دیروز (چهارشنبه به وقت تهران) پهپادهای ایرانی مونتاژ شده در ونزوئلا در جریان رژه نظامی این کشور به پرواز درآمدند. مطابق این گزارش ارتش ونزوئلا برای اولین‌بار در رژه نظامی خود در پنجم ژوئن (سه‌شنبه ۱۴ تیر)، پهپادهای رزمی ایران مونتاژ شده در ونزوئلا را نمایش داد. پهپادهایی که در ابتدا با نام ایرانی «مهاجر-۲» شناخته می‌شدند، اکنون با نام «آنتونیو خوزه  سوکره» شناخته می‌شوند. رصد، شناسایی و حمله با قابلیت ضدتانک و ضد نفر از ویژگی‌های تجهیزاتی این پهپاد است که در این رژه اعلام شد. ونزوئلا سال ۲۰۱۲ اعلام کرد که ایران در ساخت هواپیماهای بدون سرنشین به این کشور کمک می‌کند. ایران و ونزوئلا دو کشور از اعضای اوپک هستند و با واشنگتن اختلاف دارند، در زمینه صادرات نفت نیز همکاری می‌کنند.


:: بازدید از این مطلب : 313
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 16 تير 1401

 

 

این وسایل در زمان خاموشی هم برق مصرف می‌کنند

 


:: بازدید از این مطلب : 323
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 10 تير 1401

 

موشکهای کدام کشور این منازل را بر سر این کودکان خراب کرده است. این کودکان کدام خطر را برای آنها داشته است؟


شهادت یک مادر یمنی و 5 فرزندش در حمله جنگنده‌های سعودی

«مرکز اصلی بهداشتی در اسلم (در استان حجة)، مملو از کودکان نحیف، خردسالانی بیش از حد لاغر و با چشمانی از حدقه بیرون زده، است. پرستاران قطر بازوهای کودکان و خردسالان را اندازه گرفتند که فقط چند سانتیمتر بود و اینها نشانه‌ای از بدترین مراحل سوءتغذیه است». چه کسانی این بلاها را بر سر این زنان و کودکان یمنی آورده است. با کدام قانون حقوق بشر چنین بلایی به این مردم مظلوم روا شده است؟

 

ویرانی های ناشی از جنگ داخلی سوریه بسیار گسترده تر از آن است که بتوان با لنز دوربین های خبرنگاران و عکاسان به تصویر کشید.

هدف از تخریب زیر ساخت های این کشور و دیگر کشورهای اسلامی چیست؟ مردم مسلمان سوریه، عراق،افغانستان، یمن، لبنان، غزه چرا مورد غضب آمریکا قرار گرفته اند. جواب یکی است چون مسلمان هستند. طبق دیدگاه حقوق بشری آمریکا و متحدانش،مردم این کشورها، انسانهای درجه دوم هستند و فقط چشم آبی ها ارزش دارند.

 
 
 عکاسان بومی سوریه جلوه‌های گوناگون رنج و مصیبت روزانه را در میهن جنگ‌زده خود تصویر کرده‌اند. دفتر امدادرسانی سازمان ملل این عکس‌ها را منتشر کرده تا نگاه جهانیان را به فاجعه‌ای بی‌پایان جلب کند.

به گزارش فرارو، گروه ناظر حقوق بشر در سوریه آمار کشته‌شدگان این جنگ را بیش از ۳۸۸ هزار نفر برآورد کرد.

 دست‌کم ۳۸۸ هزار و ۶۵۲ نفر در جنگ داخلی جان باخته‌اند که ۱۱۷ هزار و ۳۸۸ نفر آنان غیرنظامی بودند.

 در مجموع ۲۲ هزار ۲۵۴ کودک نیز در شمار کشته‌شدگان جنگ داخلی سوریه هستند.

 همچنین طی این مدت ۵.۶ میلیون سوری مجبور به ترک وطن خود شده اند که از این تعداد ۳.۶ میلیون نفر به ترکیه پناه برده اند.

از سوی دیگر ۱۱.۵ میلیون شهروند سوریه نیز درپی جنگ داخلی در درون این کشور آواره شده اند و بسیاری از آن‌ها با مشکم تامین سرپناه روبرو هستند.

هم اکنون ۸۰ درصد از ساکنان اردوگاه‌های آوارگی در سوریه را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند و نزدیک به ۶۰ درصد کودکان سوری نیز با خطر سوء تغذیه روبرو هستند.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

تصاویری که دنیا را تکان داد/ اوج بی‌رحمی آمریکایی‌ها در «ابوغریب» ؛ از «ضرب و شتم مرگبار» تا «خشونت جنسی»

 

تصاویری که دنیا را تکان داد/ اوج بی‌رحمی آمریکایی‌ها در «ابوغریب» ؛ از «ضرب و شتم مرگبار» تا «خشونت جنسی»

 

تصاویری که دنیا را تکان داد/ اوج بی‌رحمی آمریکایی‌ها در «ابوغریب» ؛ از «ضرب و شتم مرگبار» تا «خشونت جنسی»

بتصاویری که دنیا را تکان داد/ اوج بی‌رحمی آمریکایی‌ها در «ابوغریب» ؛ از «ضرب و شتم مرگبار» تا «خشونت جنسی»

 

 

 

 

 

WASHINGTONPOST.COM

 آمریکا و دیگر کشورهای غربی با تکیه بر حقوق بشر خود را از تمام اعمال ضد بشری که در دنیا انجام می دهند خود تطهیر و و پاک با تبلیغاتی وسیع نمایش می دهد و کشورهایی که مطیع و فرمانبردار برای آنها نیستند ناقض حقوق بشر به دنیا معرفی می کند و با این انگ ضد حقوق بشری با موشکها و تفنگداران حرامزاده های خود آن کشورها را به خاک و خون می کشد.
 

 

اگر جامعه بشری با جنایت‌ها و خیانت‌های آمریکای جهانخوار آشنا شود، ادعای حمایت از حقوق بشر او رنگ می‌بازد و جامعه جهانی باور می‌کند که تمام حرف‌های او در این موضوع، دروغ است. تکلیف همه ماست که چهره واقعی آمریکا را به نمایش بگذاریم و امت جهان را با ظلم و ستمگری‌ها و جنایت‌های آنان آشنا سازیم. در این نوشتار، نمایی از چهره کریه استکبار جهانی را مطرح می‌کنیم تا همه، زشتی‌های آمریکا را بهتر ببینند.

 

الف: حملات نظامی آمریکا به دیگر کشورها

 

ایالات متحده امریکا در طول ۲۴۵ سال در ۲۲۷ جنگ شرکت داشته و تنها در نیمه دوم قرن بیستم، به ۲۲ کشور حمله نظامی کرده است. ما در این مقاله به برخی از آن اشاره می‌کنیم:

 

۱. بمباران هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن در سال ۱۹۴۵ و کشتن ۳۰۰ هزار نفر
۲. لشکرکشی به برلین در سال ۱۹۴۸
۳. حمله به کره شمالی در سال ۱۹۵۱ و کشتن صدها هزار نفر
۴. حمله به اردن در سال ۱۹۵۷
۵. حمله به لبنان در سال های ۱۹۵۸ و ۱۹۸۲
۶. حمله به کوبا در سال ۱۹۶۰
۷. حمله به ویتنام شمالی در سال ۱۹۶۴ و کشتن ۳ میلیون نفر
۸. حمله به کامبوج در سال ۱۹۷۰
۹. حمله به آنگولا در سال ۱۹۷۵
۱۰. حمله به گرانادا در سال ۱۹۸۱ که دست نشانده خود را هم در آن جا به قدرت رساند.
۱۱. حمله به پاناما در سال ۱۹۸۷
۱۲. حمله به عراق در سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۳، نصب فرماندار نظامی در این کشور و رسوایی حقوق بشری در زندان‌های ابوغریب و گوانتانامو
۱۳. حمله به سومالی در سال ۱۹۹۲
۱۴. حمله به هائیتی در سال ۱۹۹۴
۱۵. حمله به افغانستان در سال ۲۰۰۱ و کشتن یک میلیون نفر
۱۶. حمایت از حملات داعش به سوریه و عراق
۱۷. حمایت از حملات عربستان به یمن و بحرین
۱۸. حمایت از حملات اسرائیل به لبنان و فلسطین

 

ب: دخالت آمریکا در امور داخلی کشورها

 

ایالات متحده امریکا در نیمه دوم قرن بیستم، در امور داخلی ۱۷ کشور دخالت کرده است. ما در این جا به برخی از آن اشاره می‌کنیم:

 

۱. دخالت در بحران یوگسلاوی در سال ۱۹۴۸
۲. دخالت در جنگ به نفع تایوان علیه چین در سال های ۱۹۵۵ تا ۱۹۵۸
۳. دخالت در بحران مجارستان در سال ۱۹۵۶
۴. دخالت در مصر در سال ۱۹۵۶
۵. دخالت در کوبا در سال ۱۹۵۹
۶. دخالت در برلین در سال ۱۹۶۱
۷. دخالت در اتیوپی در سال ۱۹۷۲
۸. دخالت در نیکاراگوئه در سال ۱۹۷۹
۹. دخالت در لهستان در سال ۱۹۸۱

 

ج: کودتای آمریکایی در بعضی از کشورها

 

۱. کودتا در ایران در سال ۱۹۵۲
۲. کودتا در عراق در سال ۱۹۶۰
۳. کودتا علیه پاتریس لومومبا در سال ۱۹۶۳
۴. کودتا علیه آلنده در شیلی در سال ۱۹۷۳
۵. کودتا در آرژانتین در سال ۱۹۷۶
۶. کودتا در ترکیه در سال ۱۹۸۰
۷. کودتا در پاکستان در سال ۱۹۹۹

 

د: شکل‌دهی به انقلاب مخملی، توسط آمریکایی‌ها

 

۱. انقلاب مخملین در چکسلواکی در سال ۱۹۸۹
۲. انقلاب مخملین در شوروی سابق در سال ۱۹۹۱
۳. انقلاب مخملین در گرجستان در سال ۲۰۰۳
۴. انقلاب مخملین در اوکراین در سال ۲۰۰۴
۵. انقلاب مخملین در قرقیزستان در سال ۲۰۰۵

 

هـ: جنایت آمریکایی‌ها به ملت آمریکا

 

۱.آمریکایی‌ها در سال ۱۸۹۰ در ایالت داکوتای، ۳۰۰ نفر از سرخپوستان را کشتند.
۲. شکستن حرمت زنان در امریکا:
۲ـ۱. طبق آمار سال ۱۹۸۸، میلیون‌ها زن آمریکایی قربانی سوء قصد جنسی و یا تجاوز کامل قرار گرفتند.
۲ـ۲. در سال ۱۹۹۰ نزدیک ۳۵۰ هزار تجاوز جنسی در آمریکا به وقوع پیوسته است.
۲ـ۳. هر ساله هزار کودک آمریکایی مورد سوء استفاده جنسی قرار می‌گیرند.
۲ـ۴. در ۱۱ سال گذشته، فقط در ارتش آمریکا ۱۳۵ هزار زن مورد تجاوز جنسی گزارش شده است. سربازان آمریکایی در جنگ جهانی دوم، به ۱۹۰ هزار زن و دختر آلمانی، و به ۳۵۰۰ دختر فرانسوی تجاوز کردند.
۲ـ۵. بیش از ۶۰ درصد از زنان در آمریکا مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته‌اند و ۸۹ درصد زنان آمریکایی از آزار و اذیت جنسی به عنوان مهم‌ترین معضل اجتماعی جامعه آمریکا نام می‌برند.
۲ـ۶. ۹۴ درصد زنان مشغول در سینمای هالیوود تجاوز و تعارض جنسی را تجربه کرده‌اند.
۲ـ۷. برای همه زنان جوان آمریکایی به خصوص کسانی که ۱۸ یا ۱۹ ساله هستند، با آغاز تحصیلات دانشگاهی، دانشگاه‌های آمریکایی مکان‌هایی بسیار خطرناک به حساب می‌آیند.

 

و: جنایت آمریکایی‌ها علیه ملت ایران

 

 ۱. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
۲. جاسوسی علیه جمهوری اسلامی از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا ۱۳ آبان ۱۳۵۸ در سفارت آمریکا در ایران
۳. حمله نظامی به طبس در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹
۴. طراحی و سازماندهی کودتای نوژه در تیر ۱۳۵۹. این کودتا از لحاظ تجهیزات نظامی که قرار بود از داخل و خارج در جریان آن به کار گرفته شود، در تاریخ کودتاهای جهان بی‌سابقه بود.
۵. تحریک صدام‌ برای تحمیل جنگی هشت ساله علیه ایران از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹. آمریکا و حامیانش بیش از ۶۰ میلیارد دلار به صدام کمک مالی کردند. آمریکا در طول جنگ از طریق هواپیماهای آواکس و ماهواره های فضایی به عراق اطلاعات می‌داد.
۶. حمله به سکوهای نفتی ایران در سال ۱۳۶۶
۷. سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرباس در سال ۱۳۶۷ و به شهادت رساندن بیش از ۳۰۰ نفر
۸. فشار بر اتحادیه اروپا و ژاپن برای قطع روابط اقتصادی با ایران در سال ۱۳۷۵
۹. تصویب بودجه در کنگره آمریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران. سال ۲۰۰۷، ۶۶ میلیون دلار، سال ۲۰۰۹، ۱۰ میلیون دلار، سال۲۰۱۰، ۷۵ میلیون دلار و سال ۲۰۱۱، ۲۵ میلیون دلار
۱۰. حمایت جدی از فتنه‌گران در سال‌های ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸. هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه وقت آمریکا در سال ۱۳۸۸: دولت آمریکا از بیرون ایران هر حمایتی از دستش بر می‌آمد، از معترضان کرد.
۱۱. حمایت از منافقین در به شهادت رساندن ۱۷۰۰۰ انسان بی‌گناه، از جمله شهید کردن ۷۲ نفر از مسؤولان کشورمان به همراه شهید آیت الله بهشتی در ۷ تیر ۱۳۶۰. اسناد و مدارک فاش شده از ارتباط آمریکا با منافقین، نشان از حمایت آمریکا از ترورهای منافقین دارد. همچنین آمریکا در سال ۲۰۱۲ گروه تروریستی منافقین را از لیست سیاه خارج کرد.
۱۲. آمریکا در اردیبهشت ۱۳۹۷ تحریم دارویی بیماران خاص را علیه ایران اجرایی کرد که در نتیجه بیش از ۱۰۰۰ بیمار دچار مرگ تدریجی شدند.
۱۳. راه اندازی رادیو فردا، رادیو زمانه، و شبکه‌های ماهواره‌ای و مجازی برای براندازی نرم جمهوری اسلامی ایران
۱۴. به شهادت رساندن سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده جبهه مقاومت، به دستور مستقیم ترامپ رئیس جمهور وقت آمریکا در سال ۱۳۹۸

 

آنچه نگاشته شد، ذره‌ای از هزاران جنایت آمریکا علیه جامعه بشری است. آمریکا با همه این ظلم به ملت خود و مردم جهان و ملت ایران، مدعی حمایت از حقوق بشر است. این کشور با این همه جنایت و ظلم و طغیان و خیانت، حق ندارد از حقوق بشر حرف بزند. آمریکا بزرگترین ناقض حقوق بشر است که باید سران آن به علت این همه ظلم و تعدی، در دادگاه بین المللی محاکمه شوند و به سزای این همه گناه و طغیان خود برسند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 336
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 9 تير 1401

نشنال‌اینترست: تصویر‌سازی منفی از ایران مأموریت رسانه‌ها در غرب است
یک رسانه مهم آمریکایی در گزارشی تاکید کرد با توجه به اهمیت و موقعیت ایران، ترویج اطلاعات غلط درباره این کشور به امری رایج در رسانه‌های غربی تبدیل شده است
نشنال‌اینترست نوشت: ایران بیش از هر کشور دیگری در منطقه خاورمیانه‌، در کانون توجهات وسیع بین‌المللی قرار دارد. جریان‌های رسانه‌ای، حجم قابل توجهی از اخبار و گزارش‌های خود را در موضوعات مختلف به ایران اختصاص می‌دهند. سال‌هاست که برخی مسائل و موضوعات در مورد ایران در رسانه‌های غربی گفته شده و تکرار می‌شود. این رویه، تصویر مناسب و دوستانه‌ای را از این کشور به جهان مخابره نمی‌کند. عمده موضوعاتی که با آوردن نام ایران به ذهن متبادر می‌شوند، تا حد زیادی برساخته‌های رسانه‌ای هستند.
سال 2013 در جریان مطالعه‌ای که از سوی «ایلاد سگِو» استاد ارتباطات بین‌المللی دانشگاه تل‌آویو انجام شد، این نکته مورد اشاره قرار گرفت که مرکزیتِ مسائل مرتبط با ایران در سازمان‌های رسانه‌ای بین‌المللی، بسیار زیاد است. در وب سایت‌های خبری جهانی، ایران پس از آمریکا، چین، فلسطین، انگلیس و فرانسه به عنوان ششمین کشوری که بیش از دیگر کشورها و ملت‌های جهان در مورد آن سخن گفته می‌شود، مورد اشاره قرار گرفته است. در وب سایت‌های آمریکایی، ایران پس از چین و بریتانیا، سومین کشوری است که هدفِ توجهات عمده رسانه‌های آمریکایی است.
حضورِ گسترده و عمیق ایران در رسانه‌های جهانی صرفا به واسطه اهمیت آن به مثابه کشوری با موقعیت راهبردی، نیست، بلکه دلیل و محرک اصلی، نوعِ پوشش خبری و رسانه‌ای از مسائل مهم مرتبط با ایران است که طی آن، ترویج اطلاعات غلط و نادرست از ایران و یا پوشش رسانه‌ای منفی از مسائل این کشور، نقش اصلی را بازی می‌کند.
کسانی که مسائل ایران را به صورت مستقل دنبال می‌کنند می‌توانند شهادت دهند که در روایت‌های رسانه‌ای از مسائل مرتبط با ایران، عیوب و کاستی‌های جدی وجود دارد. اطلاعات و مسائل نادرستی علیه ایران ترویج و تبلیغ می‌شوند که نقطه تاکید همه آنها، طرح عامدانه گزاره‌های غلط در رابطه با این کشور است. این روایت‌ها به قدری معیوب و مغرضانه هستند که نگرش جهانی به ایرانی‌ها را منفی می‌کنند، خودآگاهی مردم ایران را از بین می‌برند، عملا به تصمیم ‌سازی‌ها در مورد مسائل مرتبط با ایران تاثیرگذاری می‌کنند و در نهایت، موجب می‌شوند تا سیاست‌های غلطی در مورد ایران اتخاذ شوند.
بخش زیادی از شبکه‌های فارسی‌زبانِ مخالف با ایران که عمدتا در کشورهای غربی فعالیت دارند، رویه‌های غلطی را در مواجهه با مسائل مرتبط با تهران اتخاذ می‌کنند. این قبیل رسانه‌ها در پوشش تحولات مرتبط با ایران هموار سعی دارند تا این کشور را به مثابه موجودیتی تصویر‌سازی کنند که در آستانه فروپاشی است، مدام در آستانه وقوع شورش است، و مردم حتی از ابتدایی‌ترین اشکال سرگرمی و خوشحالی نیز بی‌بهره هستند.
در این چارچوب، شبکه «ایران اینترنشنال» شبکه تلویزیونی مستقر در لندن که وابسته به عربستان سعودی است، تا حد زیادی اقدام به ارائه اطلاعات غلط از ایران و به اصطلاح افشاگری‌های بدون منبع و مستند، آمار‌سازی‌های بی‌پشتوانه و روایت‌های پرشور و البته دروغین می‌کند. بر اساس این گزارش‌ها، گویا ایران یک منطقه جنگی و جایی است که در آن زندگی عادی و روزمره‌ای وجود ندارد و این کشور به یک اردوگاه کار اجباری تبدیل شده است. فقدان حرفه‌ای‌گری در برنامه‌های ایران اینترنشنال را می‌توان در حضور مکرر و متعدد افرادی که در مورد ایران و تمامیت ارضی این کشور، دیدگاه‌های تجزیه‌طلبانه دارند، به وضوح مشاهده کرد.
دیگر رسانه‌ها نیز عمدتا درمورد ایران و مسائل مرتبط با آن دست به ترویج اطلاعات غلط و نادرست می‌زنند. در شرایط کنونی بسیاری از گزارشگران و کارشناسان آشنایی دقیقی با زبان و فرهنگ ایران ندارند و عمدتا در مورد مسائل مرتبط با ایران، مغرضانه فکر می‌کنند علی‌رغمِ پرداختِ گسترده جریان‌های رسانه‌ای غرب به مسائل ایران، آنها عمدتا به ترویج اطلاعات نادرست در مورد این کشور می‌پردازند و متاسفانه همین پرداخت‌های غلط رسانه‌ای به افکار رهبران کشورهای غربی و تعریف سیاست‌های آنها در مورد ایران شکل می‌دهند. مسئله‌ای که عملا موجب می‌شود تا حد زیادی رویه‌ها و رویکردهای تعریف شده در رابطه با ایران، از هیچ پشتوانه محکمی برخوردار نباشند. نباید فراموش کرد که ترویج اطلاعات نادرست و مغرضانه در مورد ایران، جدای از اینکه بر تصمیم‌‌سازی‌های غلط در مورد ایران تاثیرات جدی دارد، در عین حال، راه مذاکره و گفت‌وگو با ایران را نیز مسدود می‌سازد. طرح روزانه اخبار منفی و غلط علیه ایران، تا حد زیادی افکار مردم عادی به ایران و ایرانی را منفی می‌کند. در این رابطه، عملا نوعی احساس ترس و ناامنی نسبت به مردم ایران تحت تاثیر انتشار اخبار غلط القا می‌شود.
یک استاد دانشگاه‌هاروارد می‌گوید: «یک «شبکه کنترل اجرایی» در مغز ما قرار دارد که عملکردی سطح بالا دارد و به طور خاص در حوزه تفکر انتقادی فعال است. ترس و وحشتی که در نتیجه تبلیغات دروغین در اذهان افراد جاگذاری می‌شود، عملا یکی از حربه‌هایی است که در قالب آن، عملکرد تحلیلی در مغز افراد مخدوش می‌شود».

 


:: بازدید از این مطلب : 257
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 30 خرداد 1401

سیدحسن تقی‌زاده که رهبری جناح اقلیت روشنفکر، تجددخواه و تندرو مجلس مشروطه را بر عهده داشت در یکی از معروف‌ترین سرمقاله‌های خود، در شروع دوره‌ی جدید روزنامه کاوه، شماره ۷، ذی‌القعده ۱۳۳۸ (ژوئیه ۱۹۲۰) نوشت:


«… ایرانیان خیال می‌کنند که آنها در گذشته یک تمدن عالی درخشان مانند تمدن یونانیان داشته‌اند. وقتی که حقایق علمیه و تاریخیه مثبته در جلوی نظر آنها گذارده شود، خواهند دید که ایران به علم و ترقی دنیا کمک زیادی نکرده و مانند ملل عالم در اغلب آنچه هم که داشته مدیون تمدن و علم یونان بوده‌اند...

امروز چیزی که به حدّ اعلا برای ایران لازم است و همه وطن‌دوستان ایران با تمام قوی باید در آن راه بکوشند و آن را بر هر چیز مقدم دارند سه چیز است که هرچه درباره شدت لزوم آنها مبالغه شود کمتر از حقیقت گفته شده: نخست قبول و ترویج تمدن اروپا بلاشرط و قید و تسلیم مطلق شدن به اروپا و اخذ آداب و عادات و رسوم و ترتیب و علوم و صنایع و زندگی و کلّ اوضاع فرنگستان بدون هیچ استثنا…

این است عقیده نگارنده‌ی این سطور در خط خدمت به ایران: ایران باید ظاهراً و باطناً، جسماً و روحاً فرنگی‌مآب شود و بس».

رئیس‌جمهور چند روز پیش در جریان سفر استانی دولت به اصفهان از بخش‌های مختلف شرکت دانش‌بنیان صنایع هواپیما‌سازی ایران (هسا) بازدید کرد و از مدیران، مهندسان و متخصصان این شرکت خواست که هواپیمای مسافربری با رعایت استانداردهای بین‌المللی تولید کنند.
ساخت جنگنده کوثر، طراحی و ساخت هواپیمای بدون سرنشین ابابیل، تولید بالگردهای شاهد ۲۷۸، ظفر ۳۰۰، شاهد ۲۷۴، شاهد ۲۸۵، ساخت پروانه با مواد کامپوزیت، تعمیرات هواناو، تولید هواپیمای آموزشی سیمرغ، هواپیمای آبپاش، ساخت و تست ترمز هواپیما، کمک به تجهیز و نو‌سازی ناوگان ریلی کشور و تأمین تجهیزات موردنیاز حوزه هوایی کشور ازجمله خدمات و تولیدات شرکت صنایع هواپیما‌سازی ایران (هسا) است. رئیسی پنج‌شنبه 26 خرداد پس از بازدید از مجموعه بالگردی و بخش‌های مختلف شرکت هِسا گفت: این شرکت مجموعه‌ای از دانایی‌ها را به توانایی تبدیل کرده و آنچه که ما از شرکت هِسا انتظار داریم ساخت هواپیمای مسافربری با رعایت تمامی استانداردهای لازم بین‌المللی است.
رئیس‌جمهور جمعه 27 خرداد هم در اجتماع مردمی هسته‌های جهاد و پیشرفت در حسینیه جماران با اشاره به این موضوع گفت: من در گذشته سفری به تاتارستان داشتم و از کارخانه هلی‌کوپتر‌سازی آنجا بازدید کردم. آنچه من دیروز در شرکت هواپیما‌سازی اصفهان دیدم، حتماً و به‌مراتب کارش ارزشمندتر و دقیق‌تر از آنجایی بود که در تاتارستان دیدم. انواع پرنده‌ها در شرکت ایرانی با استانداردهای دنیا ساخته می‌شود. من از آنها خواستم هواپیمایی با 72 سرنشین را بسازند، این انتظارِ تحقق‌ناپذیر نیست.
رئیسی در این جلسه با بیان اینکه «ما نیازمند حرکت تحولی در این دوره هستیم» به سه شرط عمده «تحول» (داشتن روحیه تحول‌گرایی، تحول در فرآیندها و تحول در ساختارها) اشاره کرد و گفت: ما چقدر در کشور پروژه نیمه‌تمام داریم. اگر کار جدید شروع نکنیم، 50 سال طول می‌کشد تا این پروژه‌ها تمام شود. تنها نیروهای تحول‌خواه و جهادی می‌توانند این گره را باز کنند.
پس از دستور رئیسی برای ساخت هواپیمای تولید داخل و تأکیدات وی مبنی بر ضرورت تحول در کشور بود که گروه‌های ضدانقلاب دست‌به‌کار شدند تا با شگردهای تبلیغی و روانی خود، اظهارات رئیس‌جمهور را به حاشیه برده و آن را دستمایه طنز و تمسخر قرار دادند.
تکلیف ضدانقلاب که روشن است اما آنچه قابل‌تأمل بوده، همنوایی برخی مدعیان اصلاحات با ضدانقلاب و واکنش منفی آنها به طرح هواپیما‌سازی دولت است.
وقتی بانیان وضع موجود
با هواپیمای برجامی عکس یادگاری گرفتند
بانیان وضع موجود که بعد از برجام با هواپیمای برجامی مست از باده پیروزی کذایی بودند و صرفاً با هواپیمایی که مقصدش جای دیگری بود عکس یادگاری گرفتند! و اساساً چاره حل همه مشکلات کشور را در وابستگی به خارج می‌دانستند دستور رئیسی برای ساخت هواپیمای مسافربری با 72 سرنشین را به حاشیه برده و با این ادعا که طرح مزبور توجیه اقتصادی ندارد، بی‌کیفیت خواهد بود و
«ما نمی‌توانیم»، بازهم ساز خودتحقیری و خودباختگی را کوک کردند.
پادوهای داخلی غرب برای محکوم کردن طرح خودکفایی در صنعت هواپیما‌سازی، پیشرفت‌های صنعتی و دانش فنی ایران را زیر سؤال برده و با برجسته‌‌سازی برخی مشکلات کشور مانند قطعی برق، وضعیت گرانی و تورم، مشکلات صنعت خودرو‌سازی و... که میراث به‌جامانده از دولت قبل است، پرداختند تا عزم و اراده دولت انقلابی برای ساخت هواپیمای مسافربری را تضعیف و مخدوش کنند.
جالب آنکه بانیان وضع موجود از دیرباز با همین شعار
«ما نمی‌توانیم» بسیاری از بخش‌های تولیدی کشور (در حوزه صنعتی و کشاورزی) را به تعطیلی و وابستگی کشاندند تا جایی که سیاست‌های آنان باعث شد محصولاتی که جزو کالاهای ضروری نیستند و حتی بعضاً لوکس و تجملی بوده و امکان تولید و حتی صادرات آنها در داخل وجود داشته (چای، برنج، پارچه، چادر و...) با هدررفت ذخایر ارزی و از طریق واردات بی‌رویه به دست مصرف‌کننده ایرانی برسد.
بدون غرب، نخ لباس هم نمی‌توانیم تولید کنیم!
سال گذشته قریب به همین روزها بود که رسانه منتسب به بانیان وضع موجود (روزنامه دنیای اقتصاد) در مطلبی با عنوان «مصائب اقتصاد بسته» استقلال‌خواهی و خودکفایی در جمهوری اسلامی ایران را به باد انتقاد گرفت و نوشت: «می‌توان فهرست بلندبالایی را برای عقبگرد اقتصاد و رفاه مردم ارائه کرد، اما هسته اصلی به نوع تفکری بازمی‌گردد که بر آن است استقلال را در بسته بودن درهای اقتصاد، به استقبال تحریم رفتن، عدم ارتباط با دنیا و توهم تأمین همه کالاهای موردنیاز تعریف کند. همچنان‌که اگر از فردا صبح قصد کنید، چایی را که می‌نوشید خود به عمل‌آورید، نخ لباسی را که به تن دارید خود از پشم گوسفندانی که پرورش می‌دهید تأمین کنید و کفشی را بپوشید که خود دوخته‌اید، ابداً امکان‌پذیر نیست.»
خودکفایی در دنیای امروز یک توهم است
محسن امین‌زاده که یکی از مدیران وزارت خارجه در دولت اصلاحات و از دستگیرشدگان فتنه ۸۸ بود سال گذشته در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: «چرا گفته نمی‌شود که بدون باز شدن درهای اقتصاد جهانی به روی اقتصاد ایران، توسعه ملی موفق خیالی بیش نیست؟...چرا گفته نمی‌شود که خودکفایی در دنیای امروز یک تصور خیالی و یک توهم است و هیچ کشوری بدون روابط خارجی فعال و دوجانبه، به توان و قدرت اقتصادی دست پیدا نمی‌کند».
خودکفایی در گندم، غیرعملی و چیز مزخرفی است!
دولت‌های مورد حمایت مدعیان اصلاحات هم همواره در برابر طرح‌ها و پیشنهادات توسعه‌ای که مبتنی بر ظرفیت‌های داخلی بود، «ما نمی‌توانیم» را نجوا می­‌کردند. عیسی کلانتری که بیش از 20 سال در دولت‌های میرحسین موسوی، خاتمی،‌ هاشمی و روحانی یا وزیر کشاورزی بوده یا معاون رئیس‌جمهور و... گفته بود که خودکفایی در کالاهای اساسی امکان‌پذیر نیست بلکه «غیرمنطقی و غیرعلمی و دروغ» است او حتی گفته بود خودکفایی در گندم چیز «مزخرفی» است!
نیازمند مدیران اقتصادی خارجی هستیم!
محمدرضا نعمت‌زاده، وزیر صنعت دولت روحانی چند سال پیش در همایش روز ملی صادرات در اظهاراتی که تعجب افکار عمومی را برانگیخت، گفته بود: «همان‌طور که در بخش ورزشی مربی خارجی می‌آوریم، در اقتصاد نیز نیازمند آوردن مدیران اقتصادی خارجی هستیم. در این رابطه به برخی از شرکت‌ها پیشنهاد واردات مدیران خارجی را دادم که برخی از آنها نیز از این پیشنهاد استقبال و اقدام کرده‌اند.»
همین وزیر که هنوز از انتصابش در دولت روحانی یک سال نگذشته بود که برای تعطیلات نوروزی خود به آلمان رفت و برای عمل جراحی گوش که به گفته پزشکان، یک جراحی ساده و در ایران امکان‌پذیر بود، خود را به پزشکان آلمانی سپرد!
به‌جز پخت آبگوشت بزباش و قورمه‌سبزی
نسبت به جهان برتری نداریم
یکی دیگر از همین مدعیان اصلاحات (عضو مؤسس حزب اعتدال و توسعه) که روزگاری وزیر راه و رفاه دولت‌های‌ هاشمی و مشاور عالی روحانی در دولت یازدهم بود، در جمع مدیران خودروساز و قطعه‌ساز کشور در دفاع از صنعت خودرو‌سازی کشور و البته به بهانه مخالفت با تعرفه واردات گفته بود: «بگذارید با خود روراست باشیم، ما به‌جز پخت آبگوشت بزباش و قورمه‌سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتری نداریم.»؛ اظهاراتی که متناظر با این عبارت بود؛
«ما بیش از این نمی‌توانیم!»
همین‌ها سال گذشته و همزمان با دستور رهبر انقلاب مبنی بر «ممنوعیت واردات لوازم‌خانگی کره‌ای» ضمن همنوایی با ضدانقلاب بازهم شعار «ما نمی‌توانیم» سر دادند و برای ممانعت از واردات خارجی شرکت‌های کره‌ای به ابراز گلایه و ناراحتی روی آوردند.
وزیر نفت دولت روحانی:
هیچ‌وقت نگفته بودم در بنزین خودکفا می‌شویم
مدعیان اصلاحات سال‌ها پیش خودکفایی در بنزین و حتی اتمام ساخت فازهای پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس را غیرعملی می‌دانستند تا جایی که وزیر نفت (بیژن زنگنه) در واکنش به گزارش چند سال پیش کیهان (سال 93) که در رابطه با خودکفایی در تولید بنزین منتشر شده بود، گفت: «من هیچ‌وقت نگفته بودم در بنزین خودکفا می‌شویم، روزنامه کیهان در گزارشی گفته بود خودکفا شدیم و خودش هم باید پاسخگو باشد.» این در حالی است که اکنون نه‌تنها در تولید بنزین خودکفا شده‌ایم بلکه به کشورهای دیگر بنزین هم صادر می‌کنیم.
شبهه‌افکنی اصلاح‌طلبان درباره واکسن و نفتکش ایرانی
درخصوص تولید واکسن هم همین وضعیت بود. مدعیان اصلاحات همزمان با دوگانه‌‌سازی واکسن داخل- واکسن خارج درصدد باور‌سازی این گزاره بودند که ما نمی‌توانیم واکسن داخلی تولید کنیم و واکسن داخلی چیزی بیشتر از آب مقطر نیست!
درخصوص ساخت و صادرات نفتکش اقیانوس‌پیما که دستاورد جدید ایران بدون برجام و FATF بود هم شاهد این بودیم که برخی مدعیان اصلاحات ادعا کردند که نفتکش غول‌پیکر «افراماکس» ساخت ایران نبوده است! در حالی که به گفته مسئولان، ساخت نفتکش غول‌پیکر «افراماکس» به دست متخصصان ایرانی «به‌صورت مونتاژکاری نبوده و تمامی مراحل ساخت در کارخانه کشتی‌‌سازی جزیره صدرای بوشهر انجام شده» و «80 درصد تجهیزات و سازه نفتکش تولید داخل بوده است.»
بانیان وضع موجود، روی رزم‌آرا را هم سفید کرده‌اند!
وادادگان غرب و بانیان وضع موجود، روی رزم‌آرا را هم سفید کرده‌اند! رزم‌آرا، نخست‌وزیری که ملت ایران را بی‌لیاقت می‌دانست 70 سال پیش تعدادی از نمایندگان را به جلسه خصوصی دعوت کرده بود تا آنها را برای دادن رأی مثبت به «لایحه تمدید گس- گلشائیان» (دادن امتیاز بهره‌برداری از نفت ایران به طرف غربی) راضی کند. او در این جلسه می‌گوید: «ما لیاقت لولهنگ‌‌سازی (آفتابه گلی) هم نداریم. 50 سال است که آن را می‌‌سازیم ولی ترقی نکرده‌ایم ما چطور می‌توانیم خودمان صنعت نفتمان را اداره کنیم؟ اگر این کارهای عوام‌فریبانه ادامه پیدا کند من ناچار می‌شوم که مسجد شاه را توی سر کاشانی و مجلس را توی سر اقلیت خراب کنم.»
مدعیان اصلاحات که راهبردشان «توسعه مبتنی بر نگاه به بیرون» و شعارشان «بستن با کدخدا» است برای نابودی خودکفایی ملی و تحمیل برجام‌های غربی به کشور از هیچ کاری دریغ نمی‌کنند. آنها با بزرگنمایی ضعف‌ها و مشکلات کشور به‌ویژه در حوزه صنعت و تکنولوژی، پیشرفت‌ها و دستاوردهای صنعتی و دانش‌بنیان کشور را نادیده گرفته و از سویی دیگر در طرح‌های توسعه مبتنی بر نگاه به ظرفیت‌های داخلی (مثل همین طرح هواپیما‌سازی دولت سیزدهم) القا می‌کنند که «ما نمی‌توانیم!»


:: بازدید از این مطلب : 336
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
پنج شنبه 19 خرداد 1401

 

شاید این سؤال مطرح شود که افراد اصطلاحاً سلبریتی هم مثل همه مردم حق اظهارنظر و موضع‌گیری دارند، خوب در این شکی نیست، اما وقتی در برخی رفتارها و سوابق عده زیادی از این افراد دقت می‌کنیم متوجه می‌شویم که رفتار آنها صرفاً یک اظهار‌ نظر ساده نیست و مسئله پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.
در بسیاری از کشورهای دنیا، چهره‌های معروف و سلبریتی به صرف داشتن شهرت و معروفیت حق ندارند در هر موضوعی اظهارنظر غیر تخصصی یا گمراه‌کننده داشته باشند. اما نگاهی به انبوه مواضع عجیب و غریب و گاه آسیب‌زای سلبریتی‌ها در کشور ما که هیچ هزینه و بازخواستی هم برای آنها ندارد نشان می‌دهد که در موارد بسیاری، در مقاطع مختلف این افراد در پوشش دفاع از مردم یا دلسوزی برای کشور به خصوص در روزهای حادثه یا مواجهه کشور با یک مشکل، به جای همراهی و کمک به رفع مشکلات، مواضعی اتخاذ کرده یا موجی به راه ‌انداخته‌اند که شباهت عجیبی به خواست و ایده‌ال دشمن در آن شرایط دارد. به عبارتی مهم نیست که این نظرات تا چه حدی از واقعیت یا منفعت کشور و مردم به دور باشد، اما می‌تواند خواسته یا ناخواسته، دانسته یا ندانسته تبدیل به مهمات دشمن در جنگ روانی شود. مخصوصا آن که دشمن هویت دم‌دستی این جماعت را پنهان می‌دارد تا از آنها تصور افراد صاحب‌نظر(!) را القاء کند.
متاسفانه مختصات فضای مجازی هم به این ماجرا دامن زده است به طوری که گویا هر شخصی معروف باشد یا تعداد دنبال‌کننده واقعی یا غیر‌واقعی زیادی داشته باشد، حق دارد درباره همه مسائل و موضوعات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، سیاست خارجی و... بدون علم و تخصص و آشنایی حداقلی اظهار نظر کند.
وقتی که اکثریت قریب به اتفاق این قبیل اظهارنظرها رنگ و بوی منفی و سیاه‌نمایی به خود می‌گیرد و یا همسو با نظر دشمنان می‌شود باید به خیلی از چیزها شک کرد.
به عنوان مثال در سال‌های اخیر شاهد حمایت برخی از چهره‌های معروف و سلبریتی‌ها از برخی جنایتکاران و قاتلان و تروریست‌ها بوده‌ایم. در ماجرای قتل یک شهروند در استان فارس به دست «نوید افکاری» که با اعتراف صریح وی به انجام این جنایت و پس از طی سیر معمول محاکمه حکم قصاص برای این شخص صادر شد، هم‌زمان با جنگ روانی دشمن برای سوءاستفاده از این ماجرا با هدف اتهامات ضد‌حقوق بشری به ایران، موجی از حمایت‌های برخی چهره‌های سلبریتی از یک قاتل به راه افتاد بدون اینکه از خود بپرسند چرا طرف قاتل و مقابل خانواده مظلوم مقتول و در کنار رسانه‌های معاند قرار گرفته‌اند؟
در ماجرای شورش دراویش گنابادی در خیابان پاسداران و پس از حمله یکی از اعضای فرقه دراویش به نام «محمد ثلاث» به ماموران پلیس و به شهادت رساندن آنها که مشغول تامین امنیت مردم بودند، باز هم در یک روند عادلانه و پس از اعتراف صریح قاتل به انجام جنایت و صدور حکم قصاص وی، بسیاری از چهره‌های سلبریتی، به جای دفاع از خانواده و فرزندان مظلوم شهدای پلیس و محکومیت این جنایت، طرف قاتل را گرفتند و با جو‌سازی و فشار علیه دستگاه قضایی خواستار آزادی قاتل شدند.
از طرفی بارها و در مقاطعی که میهن داغدار بهترین فرزندان خود از دانشمندان شهید هسته‌ای تا سرداران سپاه و سربازان مرزبانی، نیروهای پلیس، شهدای مدافع حرم و امنیت...بود که جان خود را برای سربلندی کشور و در دفاع از میهن و مردم نثار کردند و به دست دشمنان صهیونیستی یا تروریست‌های آمریکایی و اشرار مسلح به شهادت رسیدند شاهد واکنشی در محکومیت این اقدامات از طرف بسیاری از سلبریتی‌ها نبودیم. این افراد در هنگام شیوع کرونا در کشور همنوا با رسانه‌های دشمن در سیاه‌نمایی وضعیت کشور کم نگذاشتند و یک روز در شرایط کمبود واکسن کلیپ ضجه و درخواست واردات واکسن و روزی تصاویر گدایی تحقیر‌آمیز واکسن از نخست‌وزیر کانادا منتشر می‌کردند، یک روز تعداد تلفات ایران را نشان بدبختی و درماندگی و عقب‌ماندگی معرفی کرده و بر واردات واکسن آمریکایی اصرار می‌کردند، اما وقتی به همت دولتمردان واکسن به وفور تامین شد و با تلاش دانشمندان ایرانی، کشورمان جزو معدود تولید‌کنندگان واکسن موثر کرونا قرار گرفت و تبدیل به صادر‌کننده واکسن شد و در شرایطی که آمار فوتی‌ها در ایران تک رقمی و حتی صفر شد آن هم در شرایطی که در کشورهای قبله آمال این افراد که واکسن آمریکایی هم در اختیار داشتند همچنان روزانه صدها نفر جان خود را به علت کرونا از دست می‌دهند، صدایی از این سلبریتی‌های همیشه طلب‌کار در تحسین موفقیت کشور و تشکر از دولت و دانشمندان جوان ایرانی در نیامد!
هنگامی که یک سرود مربوط به امام زمان(عج) با استقبال مردم و به ویژه کودکان و نوجوانان این کشور و حتی کشورهای دیگر رو‌به‌رو شد، برخی سلبریتی‌ها که همچون شبکه‌های معاند به خشم آمده بودند به بهانه اجرای سرود در ورزشگاه آزادی، این مراسم معنوی که در آن چندین بار با مردم آبادان همدردی شد را برگزاری جشن همزمان با عزاداری مردم آبادان در حادثه متروپل قلمداد کردند و جالب آنکه چند روز بعد تصاویر حضور یکی از همان سلبریتی‌های معترض، در جشن عروسی فلان خواننده خارج نشین معلوم‌الحال منتشر شد.
به راستی این همه تشابه در مواضع و خودنمایی یا سکوت هدفمند برخی سلبریتی‌ها با مواضع دشمنان مردم و کشور اتفاقی است؟! باور کنیم که این نوع موضع‌گیری‌ها ربطی به رزومه‌سازی برای آینده و احتمالاً گرفتن ‌گرین‌کارت و اقامت در کشورهای غربی ندارد؟ آیا این افراد می‌ترسند اگر مثلا شهادت دانشمندان یا سرداران ایرانی به دست آمریکا و صهیونیست‌ها را محکوم کنند، امتیازی منفی در برگه درخواست ‌گرین‌کارت آنها ثبت شود یا هر چه بیشتر علیه کشور سیاه‌نمایی کنند فرصت بیشتری برای رسیدن به این سراب خواهند داشت؟!
وقتی نمایندگانی از این سلبریتی‌ها خوش‌بینانه یا خائنانه در تور قرمز جشنواره‌های خوش آب و رنگ سینمایی که دیگر در سیاسی بودن آنها شکی نیست می‌افتند با فراموشی خدمت و بستری که کشور و نظام برای رشد آنها فراهم کرده است، با فیلم‌های ضعیف یا صحبت‌های خود همنوا با دشمن مشغول ترسیم چهره‌ای سیاه از کشور و مردم خود می‌شوند و وطن و مردم را به جایزه‌های کم‌ارزش می‌فروشند نباید به نیت و پشت‌پرده آنها شک کرد؟ حال آنکه اگر ذره‌ای غیرت داشتند از خود می‌پرسیدند چرا همان کشورهای میزبان که فرش قرمز زیر پای آنها پهن کرده‌اند اجازه چنین خودنمایی و بیان مواضع ناخوشایندی را به منتقدان خود نمی‌دهند؟
البته فراموش نمی‌کنیم که در کشورمان از گذشته تا‌کنون چهره‌های معروف که علاوه‌بر معروف بودن معرفتِ مردم دوستی واقعی، میهن‌پرستی، احترام به ارزش‌ها و قهرمانان واقعی وطن را نیز در وجود خود داشته و از بروز آن هم ابایی ندارند هم داشته و داریم.
چهره‌هایی که بر خلاف آن سلبریتی‌های مدعی که هنگام سختی یا حوادث طبیعی مثل زلزله، سیل، پلاسکو، متروپل و... مشغول نمک‌پاشی بر زخم مردم و ماهیگیری علیه نظام می‌شوند، از کمک و بسیج امکانات برای هموطنانشان دریغ نمی‌کنند و با الگو برداری از کاری که زمانی یک چهره معروف اما با معرفت همچون جهان پهلوان غلامرضا تختی در زلزله بوئین‌زهرا، دین خود را به هم میهنانشان ادا می‌کنند. چهره‌هایی که به جای نالیدن و سیاه‌نمایی و گرفتن ژست دفاع از مردم برای رفع مشکل هموطنان خود نه در حرف بلکه در عمل گام بر‌می‌دارند. چهره‌هایی همچون ورزشکاران بامعرفت «رسول خادم»، «یوسف کرمی» و... که خاضعانه در اردوهای جهادی مناطق محروم حاضر می‌شوند یا محمد انصاری که علاوه‌بر چشم‌پوشی طلب سه‌میلیارد تومانی خود از تیم باشگاهی‌اش و هدیه این مبلغ برای تامین جهیزیه زوج‌های جوان تحت پوشش یک خیریه، با راه‌اندازی مدرسه فوتبال به نام شهید «ابراهیم‌ هادی» برای استفاده رایگان همه کودکان کار از این مدرسه فراخوان می‌دهد، یا سایر پهلوانان و چهره‌های سرشناس که بر خلاف فلان ورزشکار که با درآمد چندین میلیاردی در سال و اتومبیل چند میلیاردی و خانه و کاخ آنچنانی در مصاحبه و توئیتر دم از دلسوزی برای مردم و محرومان می‌زند اما قدمی برای آنها بر نمی‌دارد از هر آنچه بتوانند در دستگیری از محرومان دریغ نمی‌کنند.
ممکن است هر فرد معروفی با‌معرفت نباشد اما چه بسیار افراد گمنامی که اهل معرفت و گذشت و انسانیت هستند. ممکن است فردی معروف نباشد اما بر خلاف آن سلبریتی که 80 میلیون مردم ایران را در برابر فرزندش بی‌ارزش می‌داند در دفاع از میهن و دین و مردم خود چندین فرزندش را رهسپار میدان جنگ کند، یا بر خلاف چهر‌ه‌های معروف اما کم‌معرفتی که دم از مردم و کشور می‌زنند اما از این که فرزندانشان در خاک ایران به دنیا بیایند ابا دارند، افراد غیر‌معروف اما با‌معرفتی هستند که برای وجب به وجب خاک این کشور جان خود را فدا می‌کنند.
بر خلاف چهره‌های اهل خودنمایی این روزهای فضای مجازی، سلبریتی واقعی «بابک نوری هریس» شهید مدافع حرم زیبا‌رو و خوش‌قیافه است که حتی بسیاری از سلبریتی‌های اهل خودنمایی آرزوی داشتن سیمای وی را دارند، اما برای اینکه ناموس و خاک کشورش به دست داعشی‌های جنایتکار نیفتد داوطلبانه قدم در میدان جنگ با تکفیری‌ها می‌گذارد و جان خود را فدا می‌کند.
متاسفانه در غفلت فعالان فرهنگی امروزه چهره‌های سلبریتی که بسیاری از آنها صلاحیت کافی از لحاظ اخلاقی، منش، کردار و رفتار اجتماعی را ندارند به واسطه جادوی فضای مجازی یا تریبون دادن‌های عجیب رسانه ملی به آنها تبدیل به الگوی کودکان و نوجوانان و جوانان ما شده‌اند. الگوهایی که به طور اتفاقی یا شاید هماهنگ، درست هم‌راستا با اهداف دشمن در زمینه ترویج ضد‌ارزش‌هایی چون اشاعه بی‌حجابی، سگ‌پروری، قبح‌شکنی و هنجار‌شکنی‌های متضاد با عرف و ارزش‌های جامعه و سایر زمینه‌ها مشغول آسیب رساندن به فرهنگ و آینده فرزندان این کشور هستند. به عنوان مثال افرادی که هنگام حضور در یک محفل یا حتی جشنواره‌ای مثل جشنواره فیلم فجر نشان می‌دهند که حتی توانایی انتخاب یک لباس موجه و درست برای خود را ندارند چطور می‌خواهند الگوی نوجوان ما یا مرجع مردم در انتخابات باشند؟
به قول حضرت حافظ :
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند
نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست
کلاه داری و آیینِ سروری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این‌جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
اکنون این نیاز به شدت احساس می‌شود که جوانان انقلابی و دارای دغدغه وارد گود شوند و در عرصه‌هایی همچون هنر، ورزش، فرهنگ و... تا رسیدن به قله‌ها تلاش کنند و نگذارند عرصه برای بی‌هویت‌های اکثراً بی‌سواد و نان به نرخ روزخور، خالی بماند.

 

عباس شمسعلی


:: بازدید از این مطلب : 349
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 18 خرداد 1401

 

افرادی که وزن بیشتری دارند برای داشتن سیستم ایمنی قوی برای کمک به مبارزه با عفونت‌های تنفسی از جمله کووید ۱۹و آنفلوانزا به ویتامین C بیشتری نیاز دارند.

 

کارشناسان طی مطالعات جدید خود تخمین زده‌اند که ما نسبت به وزن بدن خود به چه مقدار ویتامین C برای تقویت سیستم ایمنی و همچنین کاهش احتمال بیماری قلبی نیاز داریم. بنابراین، عاقلانه است که افراد چاق‌تر میوه‌ها و سبزیجات سرشار از ویتامین C مانند توت فرنگی، پرتقال، کیوی و کلم پیچ را به رژیم غذایی خود اضافه کنند.

 

مطالعات گذشته نشان می‌دهد: سطوح ضعیف ویتامین C در افراد دارای اضافه وزن و چاق می‌تواند باعث عدم تعادل در عملکرد آنزیم‌ها شود و این کمبود، خطر ابتلا به التهاب با درجه پایین، بیماری‌های قلبی و عروقی، عفونت‌های تنفسی و سرماخوردگی مکرر را افزایش می‌دهد.

 

محققان همچنین دریافتند: به ازای هر ۱۰ کیلوگرم اضافه وزنی که یک فرد دارد، باید ۱۰ میلی گرم ویتامین C بیشتری در روز مصرف کند تا عملکرد سیستم ایمنی خود را به حداکثر برساند.

 

به عنوان مثال، اگر یک بزرگسال ۶۰ کیلوگرمی به ۱۱۰ میلی‌گرم ویتامین C در روز نیاز داشته باشد، در آن صورت فردی که ۹۰ کیلوگرم وزن دارد، برای به دست آوردن غلظت قابل مقایسه ویتامین C در پلاسما، به ۱۴۰ میلی گرم در روز نیاز دارد.

 

پروفسور کار (Professor Carr)، سرپرست این تیم مطالعاتی درمورد موضوع فوق گفت: مطالعات پیشین، وزن بالاتر بدن را با سطوح پایین ویتامین C مرتبط دانسته‌اند، اما این اولین مطالعه‌ای است که تخمین می زند که واقعاً چه مقدار ویتامین C اضافی روزانه برای افراد نسبت به وزن بدنشان برای کمک به حداکثر رساندن سلامت و تقویت سیستم ایمنی آنها مورد نیاز است.

 

متخصصان توصیه می‌کنند: مقامات بهداشت عمومی باید دستورالعمل‌های مربوط به سطوح دریافت ویتامین C را مورد بازبینی قرار دهند، زیرا این ماده مغذی برای سیستم ایمنی مهم بوده و به محافظت از بدن ما در برابر عفونت‌های ویروسی مانند کرونا و آنفلوانزا کمک می‌کند. به همین دلیل می‌توان مدعی شد که مصرف مقدار مناسب ویتامین C می‌تواند افراد سنگین وزن را در برابر چنین بیماری‌هایی محافظت کند.

 

پروفسور کار در تکمیل توضیحات خود گفت: ما می‌دانیم که چاقی یک عامل خطر برای ابتلا به کووید-۱۹ است و بیماران چاق احتمال بیشتری دارد که پس از آلوده شدن به ویروس، دچار مشکل شوند. ما همچنین می‌دانیم که ویتامین C برای عملکرد خوب سیستم ایمنی ضروری است و با کمک به گلبول‌های سفید خون در مبارزه با عفونت عمل می‌کند.

 

گفتنی است: بررسی‌های انجام شده نشان داد بیماران مبتلا به ذات الریه ویتامین C کمی در بدن خود دارند، بنابراین یافتن سطوح مناسب ویتامین C برای مصرف در صورت اضافه وزن ممکن است به حمایت بهتر از سیستم ایمنی بدن کمک کند. بهترین راه برای دستیابی به سطوح مطلوب ویتامین C، خوردن میوه‌ها و سبزیجات غنی از ویتامین C به جای مصرف مکمل‌هاست.

 

پروفسور کار در این رابطه گفت: ضرب المثل قدیمی خوردن یک سیب در روز شما را از مراجعه به دکتر بی‌نیاز می کند، در واقع توصیه مفیدی است. یک سیب با اندازه متوسط حاوی ۱۰ میلی گرم ویتامین C است، بنابراین اگر وزن شما بین ۷۰ تا ۸۰ کیلوگرم است، دستیابی به مقدار بهینه ویتامین C مورد نیاز بدنتان می تواند به آسانی خوردن یک یا دو سیب تامین شود.

 

اگر وزن شما بیشتر از این باشد، شاید یک پرتقال حاوی ۷۰ میلی گرم ویتامین C یا یک کیوی با ۱۰۰ میلی گرم، ساده‌ترین راه حل باشد.

منبع:سیناپرس

:: بازدید از این مطلب : 259
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 16 خرداد 1401

 

روزنامه جوان در گزارشی نوشت: مرداد سال ۱۳۸۱ در هتل ویلارد شهر واشنگتن سخنگوی سازمان منافقین در برابر دوربین‌های رسانه‌های غربی حاضر شد و اعلام کرد اطلاعات دریافتی از منابع مخصوص می‌گوید جمهوری اسلامی ایران به سلاح اتمی دست یافته و لازم است جامعه جهانی یک تصمیم درست در برابر حکومت ایران بگیرد! چند روز بعد پنج سازمان اطلاعاتی در امریکا همراه با موساد اعلام کردند جزئیاتی از برنامه هسته‌ای را به دست آورده و اقدام علیه تهران مهم‌ترین دستور آن‌ها در آینده است.

در طول دو دهه گذشته یکی از مهم‌ترین ترفندهای گروهک تروریستی منافقین استفاده از «لابی‌های سیاسی» در امریکا بوده است. منافقین با پول‌پاشی در کنگره و مجلس نمایندگان امریکا برخی از شخصیت‌های سیاسی امریکا را جذب کرده و به کمک آن‌ها شگرد قدیمی ضد اطلاعات را به کار می‌گیرند. در میانه جنگ تحمیلی یکی از وظایف گروهک منافقین آن بود که از خاک عراق با داخل کشور تماس گرفته و منابع آلوده ایجاد کنند، پس از سقوط صدام این فرقه تروریستی همچنان از این شیوه استفاده و این بار هدف خود را در میان سیاستمداران غربی تعیین کرده است. گفته شده است هزینه‌های سنگین لابی سیاسی، برگزاری نشست‌های سالانه و میتینگ‌های خیابانی این گروهک را چند کانال مجزا از یکدیگر تأمین می‌کنند.

سال ۲۰۱۳ بود که سخنگوی این گروهک اعتراف کرد منابع مالی این فرقه تروریستی توسط دولت سعودی و یک دولت دیگر عربی تأمین می‌شود. روزنامه گاردین نیز در گزارشی مشابه نوشته است افسران موساد با این کالت تروریستی در ارتباط مستقیم بوده و برخی اطلاعات نادرست و ضد ایرانی به وسیله منافقین برای دفتر سناتورهای امریکایی ارسال می‌شود. در سال‌های اخیر به دلیل بدنامی سیاسی منافقین دولت‌های غربی از این گروهک تروریستی خواسته‌اند با شیوه «سفیدسازی» نیروی مزدور پروش دهد! رهگیری چند اقدام سیاسی و ضد ایرانی در کشورهای غربی به وضوح رد پای منافقین را نشان می‌دهد. گردانندگان کمپین‌هایی، چون «چهارشنبه‌های سفید» که در آن به ترویج بدحجابی پرداخته شده است، کمپین تحریم ورزش ایران و نیز تعدادی عملیات روانی با بستر ضد اسلامی نشان می‌دهد در پشت ماجرا منافقین نقش اول را بازی می‌کنند. یکی از اعضای رهایی یافته از این گروهک مخوف تروریستی در خاطرات خود نوشته است: «اعضای گروهک رجوی در دهه ۶۰ در خیابان با مسلسل به سوی مردم آتش گشوده و از پیرمرد ۹۰ ساله تا کودک سه ساله را به شهادت رساندند. همین گروه حالا رنگ عوض کرده و به جای تن کردن لباس سازمانی، در شبکه‌های اجتماعی پرسه زده و دست به ترور مجازی می‌زنند!»
این عضو سابق منافقین در ادامه نوشته است: «سازمان دستور داده است باید در ایران «بمب اجتماعی» را منفجر کرد؛ اشاره آن بود که از درون آنقدر فشار را زیاد کنیم که با تلنگری از بیرون (کمک نظامی خارجی) حکومت سقوط کند». ماجرای عجیبی است، گروهکی که روزگاری در خیابان‌های تهران با استفاده از بمب‌های مغناطیسی دست ساز دست به جنایت علنی می‌زد، این روزها با افزایش پیچیدگی در داخل بسترسازی کرده و با بازی در نقش دیده‌بان به دشمن گرای دروغین می‌دهد. گذر زمان نشان داده است اقدامات تخریبی منافقین جز هزینه سنگین افزوده‌ای برای دشمن نداشته است.

کمک‌های ایرانی و اسرائیلی به منافقین

البته این فقط شبکه پیچیده و آلوده منافقین نیست که با بزک کردن خود سعی دارد ضمن ایجاد التقاط اطلاعاتی در کشورهای غربی اهداف شوم خود را پیش ببرد. حسین هیکل روزنامه‌نگار ارشد مصری، تیرماه سال ۸۸ در گفتگو با شبکه الجزیره خبری قابل تأمل را بازگو کرده است. او گفته است: «فقط دو روز مانده به انتخابات در ایران، ۱۸ هزار پیام با محتوای تقلب در انتخابات و ضرورت اعتراض خیایانی در فیس‌بوک و توئیتر منتشر شده است. این پیام‌ها از سوی کاربران اسرائیلی ارسال شده است. دولت اسرائیل پس از سقوط رژیم پهلوی نفوذ استراتژیک خود در ایران را به صورت کامل از دست داده و حتی از سوی جمهوری اسلامی ایران مورد هدف قرار گرفته است.»
افشاگری روزنامه نگار مطرح مصری قابل تأمل است، زیرا سه روز پس از پایان انتخابات موسوی لاری وزیر کشور دولت اصلاحات و نیز محتشمی‌پور یک نشست خبری با حضور رسانه‌های خارجی در تهران برگزار و اعلام کردند در انتخابات تقلب شده و مردم باید در خیابان بمانند؛ در آن جلسه محتشمی‌پور با صدای بلند اعلام کرد آمدن مردم به خیابان یک هشدار به نظام است و تا ابطال همه صندوق‌ها ما پس نمی‌کشیم!
همزمان با ارسال این پیام از ایران به بیرون، باراک اوباما رئیس‌جمهور امریکا اعلام کرد از جنبش به اصطلاح سبز در ایران حمایت می‌کند، بعدها در ایمیل‌های فاش شده از هیلاری کلینتون مشخص گردید یک رابط از داخل ایران از جانب یکی از رهبران معترض به نتایج انتخابات (سران فتنه) با امریکایی‌ها ارتباط برقرار و درخواست کمک مالی کرده است! کلینتون در پاسخ به این نامه خواسته است نوع درخواست این رابط ایرانی مورد بررسی قرار گرفته و خواسته این فرد اجابت شود.
این سطح از خیانت به کشور تنها در ماجرای افشای ایمیل‌های وزیر خارجه امریکا باقی نماند، زیرا مدتی بعد یک ضد انقلاب فراری در لندن چند فایل صوتی منتشر کرد که در یکی از آن‌ها مهدی هاشمی رفسنجانی خواسته بود یک کانال ارتباطی با امریکا فراهم شود تا با اعمال تحریم‌های جدید علیه مردم ایران آتش فتنه روشن باقی بماند!

کنگره امریکا طبق درخواست این دست از اصلاح‌طلبان در سال ۲۰۰۹ تحریم‌های سنگینی علیه مردم کشورمان وضع کرد. بعدها مایکل لدین فاش کرد جنبش سبز شجره‌نامه‌ای تا سال ۱۹۸۰ (دهه شصت) دارد. معنای آن سخن برای مفسران سیاسی عیان و قابل تأمل است. محسن کنگرلو مشاور امنیتی موسوی (از سران فتنه) گفته است سال ۱۹۸۵ به امریکایی‌ها پاسپورت ایرلندی دادیم تا به تهران آمده و با برخی چهره‌های سیاسی دیدار کنند، ما عمداً از آن‌ها خواستیم پاسپورت جعلی با خود بیاورند! در آن روزها برخی با دادن اطلاعات غلط به واشنگتن ادعا کرده بودند در داخل ایران برخی آماده گفتگو با غرب هستند. در آن زمان امام (ره) در برابر این فتنه سنگین به تنهایی ایستادگی کرد.
 

تکرار مشاوره‌های خائنانه

دادن اطلاعات غلط به دشمن با هدف ایجاد فشار داخلی و خارجی بعدها باز هم تکرار شده؛ گراهایی، چون خالی بودن خزانه، آمادگی ایران برای گفتگو با امریکا بدون واسطه با اسم رمز کدخدا و سقوط اقتصاد کشور بدون FATF از جمله مواردی است که خسارت‌های فراوان پیش پای کشور گذاشته که به مراتب خطرناک‌تر از اقدامات اشرار مسلح ضد انقلاب در تاریخ معاصر کشورمان بوده است. اگر ضد انقلاب با دادن اخبار فیک به مقامات امریکایی سبب طراحی چند عملیات پوشالی و خفیف علیه جمهوری اسلامی ایران شده است، شبکه‌ای از کارشناسان دو تابعیتی در پوشش کارشناس در گذشته‌ای نه چندان دور سعی داشت اقتدار نظام را تحت تأثیر قرار دهد. تاوان خیانت این دست افراد کمتر از عملیات منافقین در تنگه چهار زبر نیست، آنچه رهبرانقلاب درباره خیانت مشاوران خائن در سخنرانی در حرم امام (ره) به آن اشاره کردند لایه‌هایی عمیق دارد.

***

نمایندگان اجاره ای غرب برای منافقین!

 

«منافقین» همایش سالانه خود را همواره با شرکت‌کنندگانی اجاره‌ای اداره می‌کرد، بدین شکل که به کارتن‌خواب‌ها و نیازمندان اروپایی پول‌های کلان می‌داد تا برای چند ساعت روی صندلی‌های سالن همایش بنشینند. روزنامه انگلیسی گاردین سال ۱۳۹۷ درباره نشست این گروهک در پاریس نوشته بود: «بخش زیادی از حاضران اتباع اروپای شرقی و پناهجویان سوری‌ای بودند که با وعده سفر توریستی رایگان به پاریس، به محل برگزاری این تجمع منتقل شده بودند.»

 

منافقین البته نشان داد به خاطر اشتراک منافع با غربی‌ها می‌تواند مقامات آن‌ها را هم همچون کارتن‌خواب‌های پاریس اجاره کند و به همایش خود بکشاند. چهار سال پیش و بعد از حضور جان بولتون، سیاستمدار امریکایی در همایش منافقین، روزنامه «واشنگتن پست» یادداشتی را در مورد او منتشر کرد.

 

نویسنده در این یادداشت، ضمن اشاره به اینکه گروهک منافقین مبالغی را به مقامات مختلف امریکایی پرداخت کرده است تا از آن‌ها حمایت و در همایش‌هایشان سخنرانی کنند، نوشت: «یک مقام سابق وزارت خارجه امریکا که در امور ایران فعالیت می‌کرد، به من گفت که بولتون نیز از این گروه پول دریافت کرده است.» واشنگتن پست با تأکید بر ارتباط نزدیک جان بولتون با گروه تروریستی منافقین، نوشت که او با تلاش‌هایش در سال ۲۰۱۲ توانست نام این گروه را از فهرست سازمان‌های تروریستی امریکا خارج کند.

 

این روزنامه با بیان اینکه گروهک منافقین در نظر مردم ایران به خاطر جنایت‌ها و ایستادن در کنار دشمن، به شدت منفور است، افزود: «اما این کار بولتون هم نتوانست نظر آن‌ها را درباره این گروه تغییر دهد.»

 

شبکه «ان. بی. سی» چند سال پیش در گزارشی اختصاصی به روابط میان گروهک منافقین و سیاستمداران امریکایی پرداخته بود. در بخشی از آن گزارش آمده بود: «اکنون، مجاهدین خلق هزاران دلار به سیاستگذاران امریکایی می‌پردازد تا در مراسم‌های این گروه سخنرانی کنند.»

 

«جوان استوکر» دبیر نشریه «دیفنس پست» که سال‌هاست بر فعالیت‌های این گروه متمرکز است، به ان. بی. سی گفته است که بر اساس برآورد او، «جان بولتون» ده‌ها هزار دلار از این گروهک پول دریافت و در ازای آن، برای آن‌ها تبلیغ کرده است. نشست امسال این گروهک تروریستی به صورت مجازی برگزار شد و افرادی از قبیل مایک پمپئو وزیر خارجه سابق، باب منندز رئیس کنونی دموکرات کمیته روابط خارجی سنای امریکا و برخی وزرای خارجه و دفاع پیشین فرانسه و انگلیس در آن علیه مردم ایران عقده‌گشایی کردند.

 

انتقاد ۲ تحلیلگر امریکایی از حضور مقامات این کشور در همایش منافقین

 

حالا و با شرکت دو عضو کنگره امریکا در همایش مجازی منافقین، این حضور مورد نقد و اعتراض دو تحلیلگر امریکایی قرار گرفته است. «مکس آبرامز» استاد دانشگاه و تحلیلگر ارشد امریکایی در زمینه مسائل مربوط به تروریسم که سابقه فعالیت در مرکز امنیت سایبری و داخلی اندیشکده «شورای روابط خارجی» را دارد، به نشست گروهک تروریستی منافقین واکنش نشان داد. او در دو پیام توئیتری به مواضع دولت امریکا و دستگاه حاکم بر مواضع دموکرات‌ها و جمهوریخواهان در واشنگتن در قبال گروهک تروریستی منافقین تاخت.

 

مکس آبرامز به توئیت یک خبرنگار مسائل ایران درباره سخنرانی وزیر خارجه سابق امریکا در این نشست پاسخ داد. آن خبرنگار نوشته بود: «مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق ایالات متحده یکی از سخنرانان نشست سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) در برلین بود. ایرانی‌های بسیاری از این گروه که قبلاً در لیست سازمان‌های تروریستی ایالات متحده بود، تنفر دارند.»

 

آبرامز، کارشناس مسائل مربوط به تروریسم در پاسخ به این توئیت نوشت: «آن‌ها (گروهک تروریستی منافقین برای امریکا) باارزش‌تر از آن هستند که تروریست باشند.» این تحلیلگر امریکایی در توئیت دیگری درباره گروهک تروریستی منافقین نوشت: «وقتی موضوع تغییر رژیم مطرح باشد، سیاست ایالات متحده این بوده است که به معنای واقعی کلمه با هر کسی غیر از خود آن رژیم همسویی کند، صرف‌نظر از اینکه آن‌ها از حمایت داخلی کمی برخوردار باشند، زنان را سرکوب کنند و حتی اسمشان القاعده باشد.»

 

«دنیل دوپتریس» یکی دیگر از تحلیلگران امریکایی مستقر در واشنگتن است که به حضور مقام‌های کنونی و سابق این کشور در نشست گروهک تروریستی منافقین واکنش نشان داد. او عضو اندیشکده امریکایی «اولویت‌های دفاعی» و ستون‌نویس بخش سیاست خارجی در «نیوزویک» است. دنیل دوپتریس در یک توئیت با استهزا نوشت: «تصورش را بکنید که یک نفر «کارشناس» مسائل ایران باشد و فکر کند سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) یک جنبش اپوزیسیون مردمی و مشروع است و دولت ایالات متحده باید از آن حمایت کند. اوه خدای من.»

 

شرم بر دولتی که با دولت رئیسی مذاکره کند!

 

«استفان هارپر» نخست‌وزیر پیشین کانادا که سابقه طولانی در لفاظی‌ها و اقدامات ضدایرانی دارد هم در همایش منافقین شرکت کرد و یک سخنرانی ضدایرانی انجام داد. هارپر که در جریان سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۵ نخست‌وزیری کانادا را بر عهده داشت، پیش از این در موضوع مذاکرات هسته‌ای ایران، ضمن ادامه مواضع به شدت ضدایرانی خود، کاملاً مواضعی هماهنگ با «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر سابق رژیم صهیونیستی اتخاذ کرده بود.

 

اظهارات جدید هارپر در کنفرانس سالانه منافقین با موضوع «اجلاس جهانی ایران آزاد» مطرح شد و بیست‌ودومین نخست‌وزیر کانادا در این اجلاس ضدایرانی پیروزی آیت‌الله «ابراهیم رئیسی» در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران را نشانه‌ای از تشدید افراط‌گرایی در ایران توصیف کرد. هارپر در بخشی از سخنان خود با توهین به هر دولتی که با دولت آیت‌الله رئیسی همکاری کند، ادامه داد: «شرم بر هر دولتی در جهان که بنشیند و سعی کند در خصوص هر موضوعی با دولت تحت ریاست ابراهیم رئیسی مذاکره کند.»

 

مواضع دولت هارپر علیه جمهوری اسلامی به اندازه‌ای تند بود که روابط اتاوا و تهران در دوران دولت محافظه‌کار وی قطع شد. در کنفرانس سالانه منافقین، بسیاری از مقام‌های سابق از جمله «مایک پمپئو» وزیر خارجه دولت «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور سابق امریکا لفاظی‌هایی را علیه ایران مطرح کردند. گزارش‌ها حاکی از آن است که در اجلاس مجازی فوق، «یانز یانشا» نخست‌وزیر اسلونی، پمپئو و برخی نمایندگان کنگره از جمله «رابرت منندز»، «تد کروز»، «بن کاردین» و «کوین مک کارتی» و دیگر افراد سخنرانی کردند. پمپئو در این نشست بر لزوم پیشبرد تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران تأکید و از این تریبون برای دفاع از مواضع ضدایرانی دولت ترامپ نیز استفاده کرد.

 

انتقاد ایران از حضور برخی سیاستمداران غربی در مراسم منافقین

 

سعید خطیب‌زاده در توئیتی با انتقاد از برخی سیاستمداران غربی نوشت: «سیاستمداران خودفروخته غربی (از جمله پمپئو مفتخر به دروغگویی، تقلب و سرقت) خود را ارزان فروخته و در سیرکی به میزبانی اروپا شرکت کرده‌اند که توسط یک فرقه تروریستی برگزار شده که زمانی مورد حمایت صدام بود و دستش به خون ایرانی‌ها آغشته است. عطش سیری‌ناپذیر برای پول و عقده‌های ضدایرانی، به ریاکاری شرم‌آور غربی دامن زده است.»

 


:: بازدید از این مطلب : 324
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 16 خرداد 1401

 

در طول تاریخ سلبریتی ها ـ یعنی کسانی که در عرصه های مختلف هنری مثل سینما، تئاتر، ورزش و ... دست به شوآف و نمایش خود می‌زنند و تمام جزئیات زندگی خود را به معرض نمایش عموم می‌گذارند ـ  الگوی خیلی از جوانان در جوامع بوده اند، کشور ما نیز از این قاعده  مستثنی نیست و سبک زندگی خیلی از مردم به ویژه جوانان و نوجوانان، متأثر از سلبریتی های ظاهرسازی است که در زندگی های شخصی شان بسیار پوچ و منفعل هستند اما در ظاهر به قولی خود را خوشبخت عالم نشان می‌دهند.

از سفرهای آنچنانی شان تا سالگردهای ازدواج و تولد و جزئی ترین بخش های زندگی که به دیگران ربطی ندارد را نمایش می‌دهند و دیگران را تحریک می‌کنند که به قول خودشان چنین لایف استایلی دارند!

هر از گاهی این سلبریتی ها و هنرمندنماها تضادها و تعارضاتی با عرف جامعه پیدا می‌کنند و واکنش های منفی زیادی نسبت به رفتارها و حرف هایشان برای خود می‌خرند، مثلا همین سلبریتی هایی که به قولی داغدار فاجعه متروپل آبادان بودند، در مراسم عروسی یک سلبریتی  دیگر آنور آب سر در می آورند و فیلمشان پخش می شود.

همه ساله عده ای با ساخت فیلم های سیاه نما نسبت به جامعه ایران سعی بر نشان دادن وضعیتی چرک از سبک زندگی ایرانیان می‌کنند و تلاش دارند تا از این طریق جایزه ای در جشنواره ای خارجی کسب کنند و با فیلم های با هدف  سیاه نمایی جامعه  و سیاسی کاری جوایزی نصیب خود کنند و جامعه ایران را به سطح دنیا جامعه ای درحال فروپاشی و نابودشده نشان دهند که خانواده در آن به شدت تحت فشار است و اعضای آن همه دچار آسیب و مشکل هستند، نمونه فیلم برادران لیلا که امسال در جشنواره کن به نمایش در آمد.

اما امسال یک کارگردان دیگر در این میانه دست به ساخت فیلمی درباره یک قاتل زنجیره ای معروف یعنی «سعید حنایی» که تا به حال چندین فیلم درباره او ساخته شده، می زند. فیلم عنکبوت مقدس به دلیل ضعف های زیادی که داشت موفق به دریافت جایزه مهمی نشد اما بازیگر  این فیلم «زهرا امیرابراهیمی» به دلیل سیاسی کاری بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم کن شناخته شد. آنچه امسال در جشنواره کن رخ داد کاملا مبتنی بر سیاست زدگی و برجسته کردن یک فیلم ایرانی بود که مستقیم ضدیتش با اسلام و ایران مشخص است.

آنچه یک سلبریتی را وطن فروشی می کند/ آیا اینها می توانند الگوی جوانان ما باشند؟

درست یا غلط سلبریتی هایی از این دست که حاضر به ساخت یا بازی در فیلم هایی هستند که حتی دین را نیز به سخره می گیرد، چطور می توانند الگوی جوانان کشور قرار گیرند؟ از مدل مو تا سبک زندگی، اظهارات و رفتارهایشان همه زیر ذره بین قرار دارد اما اینها یک روز اظهار می کنند که مورد تعرض قرار گرفتند( جنبش می تو؛ بانوان سلبریتی ایرانی که ابراز هتک حرمت نسبت به خودشان در سینما داشتند) و روز دیگر فحش به زمین و زمان برای مشکلات اقتصادی و مسائل دیگر سیاسی می دهند!

این روزها علیه فیلم «عنکبوت مقدس»  به نویسندگی علی عباسی و افشین کامران بهرامی و کارگردانی علی عباسی به دلیل توهینی که به ساحت امام هشتم شیعیان ، امام رضا(ع) داشته،  اظهارات جنبش «می تو» در زمینه هتک حرمت به بانوان زن سینما و حضورپرحاشیه  بازیگران ایرانی چون ترانه علیدوستی ، نوید محمدزاده و ... در جشنواره کن  رفتارهای غیرعرفی دیگر بازیگران روی فرش قرمز موج های رسانه ای گسترده ای راه افتاده و واکنش بسیاری از کارشناسان و مردم را برانگیخته است. «طاهره همیز، مدرس حوزه و دانشگاه» که به خاطر پرونده حجاب به خبرگزاری فارس دعوت شده نیز در این زمینه نظراتش را بیان می‌کند.

*آیا عقده های سلبریتی ها ناشی از احتیاج و فقر دیده شدن است؟

امام علی (ع) می فرمایند: برخی وقتی محتاج می شوند، هیچ تقوایی ندارند. این جمله امام حکایت خیلی از سلبریتی هایی است که عقده دیده شدن و نیاز به حمایت دارند درحالیکه از کودکی تا بزرگسالی شان احساس حقارت کرده و در مراحل مختلف زندگی شکست خورده هستند.

طاهره همیز در این رابطه می‌گوید: «خیلی از این سلبریتی ها چون انتظار داشتند در مملکت بیشتر از این دیده شوند، دست به رفتارهایی می زنند که تحسین جهانی را برانگیزد ، حتی اگر مورد نفرت داخل قرار بگیرند و وطن فروشی کنند. نمونه این هم فیلم هایی مثل عنکبوت مقدس است.

برادر حاتم طایی هم به دلیل اینکه می خواست چون او مشهور و محترم شود، در چاه آب زمزم ادرار کرد، او هم در تاریخ ماند اما چطور؟ خیلی از این سلبریتی ها چنین حکایتی برای ماندن در تاریخ دارند!»

*سلبریتی هایی که گوش به فرمان شیطان شدند

خداوند در سوره ممتهنه آیه دوازده می فرمایند: « یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَیٰ أَنْ لَا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَلَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَ...؛ الا ای پیغمبر (گرامی) چون زنان مؤمن آیند که با تو بیعت کنند که دیگر هرگز شرک به خدا نیاورند و سرقت و زنا کاری نکنند و اولاد خود را به قتل نرسانند و بر کسی افترا و بهتان میان دست و پای خود نبندند و با تو در هیچ امر معروفی مخالفت نکنند، بدین شرایط با آنها بیعت کن و بر آنان از خدا آمرزش و غفران طلب، که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است».

طاهره همیز می‌گوید: «بسیاری از این سلبریتی ها این روزها به حرف شیطان هستند، کارهایی می کنند که دور از تقواست، نمونه حضورشان بر فرش قرمز کن و رفتار سلبریتی هایی که موج رسانه ای ایجاد کرد، حتی بی حجابی و تهمت زدن هایشان نشانه گوش به فرمانی شیطان دارد.»

آنچه یک سلبریتی را وطن فروشی می کند/ آیا اینها می توانند الگوی جوانان ما باشند؟

مثلا آن عده سلبریتی هایی که جنبش «می تو» را امضا کردند، خودشان اعتراف می کنند که محیط کارشان امن نبوده و مورد هتک حرمت قرار گرفتند اما باز هم به ادامه کارشان می پرداختند و این اعترافشان هم ناشی از خوراک تهیه کردن برای رسانه های خارجی است، چون می خواهند بگویند که در ایران چه اتفاقاتی می افتد و زن ها مورد شکنجه قرار می گیرند وگرنه چرا باید به بی شرفی یا خشونتی  اعتراف کنند درحالیکه می دانند خود هنرپیشه های زن هالیوودی هم یک ابزار و عروسک دست مردان هستند که هر روز باید خود را یک طور جراحی و بزک و دوزک کنند تا در کارشان بمانند.»

*اعتراف به گناه با چه هدفی؟

قرآن کریم به دفعات تأکید می کند که اعتراف به گناه مجاز نیست و گناهتان را به زبان نیاورید چرا که آبرویتان می‌رود.  اینکه یک عده سلبریتی درحالیکه در اسلام تأکید شده به گناه اعتراف نکنید، دست به چنین کاری می زنند دلائل مختلف می تواند داشته باشد.

همیز تأکید می‌کند که عده ای به خاطر پول این کارها را می‌کنند و عده ای هم تهمت می‌زنند چرا که می‌خواهند نشان دهند امنیت شغلی در ایران وجود ندارد. بنابراین براساس آیه دوازده سوره ممتهنه که بدان اشاره شد، خداوند می فرمایند با کسانی که این چهار ویژگی را دارند، بیعت نکنید چرا که مورد تأیید اسلام نیستند. اینها نان وطن را می‌خورند اما بدان خیانت می کنند.

*سلبریتی وطن فروش نمی تواند الگوی جوانان باشد!

رهبر معظم انقلاب در مراسم سالگرد ارتحال بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران ، چهاردهم خرداد ۱۴۰۱ فرمودند که امپراطوری رسانه در دنیا به عده ای القا می‌کند که علیه مملکتشان سیاه نمایی کنند. براساس صحبت های رهبری عده ای هستند که سیاست و دین هم سرشان نمی شود، برای پول هر کاری می‌کنند ، مثل سلبریتی‌هایی که  علیه مملکتشان صحبت یا فیلم سازی می‌کنند.

افرادی مثل مسیح علینژاد که خیلی از بانوان زن ایرانی چون خانم رهبر که به سازمان ملل رفته بودند، حاضر به مصاحبه با ایشان نشدند و او مورد تحقیر قرار گرفت ، درحالیکه او زن محترمی نیست چرا که خودش اعتراف کرده بود قبل از ازدواج فحشا کرده و بچه ای از دست داده است، حال چطور انتظار دارد که جمهوری اسلامی برایش احترامی قائل شود!

همیز همچنین تأکید می کند: «سلبریتی که این روزها  در نقطه ضعف قرار دارد،مزدوری خارجی ها را می‌کند و فیلم سیاه نما علیه ایران می سازد، به امام شیعیان توهین می کند و پول می‌گیرد تا به اسلام خیانت کند، نمی تواند برای ما و جوانانمان الگو باشد. این فیلمسازها جمهوری اسلامی را تکذیب می‌کنند و به خاطر اینکه پولشان را از صهیونیسم جهانی کودک کُش می‌گیرند، آنها را تأیید می‌کنند. اینها همان وطن فروشان هستند که به جای اینکه از مملکتشان دفاع کنند ، مطرود افکار عمومی دنیا هم می شوند.

همه این سلبریتی ها با پول مردم ایران چهره شده اند، اما حال علیه قرآن، اسلام و شهدا خیانت می‌کنند. اینها باید منتظر یک سری برخوردهای سخت ملت باشند و شرایطی دادستانی می تواند فراهم کند تا مردم بتوانند از آنها شکایت کنند چرا که هویت یک ملت را به بازی گرفته اند و مجرم تلقی می شوند، درحالیکه علیه مقدسات هشتاد میلیون ایرانی داخل و خارج از کشور فیلم می سازند.یادم می آید که یک مرد عرب مشهد رفته بود و مبهوت این همه جلال و جبروت اما رضا (ع) شده بود، درخواست داده بود تا خادم امام شود بعد به او گفته بودند که باید ماه ها در نوبت باشد چرا که خیلی ها زودتر اسم نوشته اند و او تعجب کرده بود که این همه آدم با مقام و منصب چقدر ارادت به امام دارند که خادمی و کفشداری و جاروکشی او را بکنند. حال شما تصور کنید که کل جهان نسبت به امام رضای ما ارادت دارند بعد یک عده ایرانی مسلمان به این مقدسات میلیون ها مسلمان بی احترامی می کنند. اینها در ایران باید محاکمه غیابی شوند. در هر حال هنرمند نماهایی که فیلم هایی چون عنکبوت مقدس را کار می‌کنند ، مزدور صهیونیسم جهانی اند و آنقدر به لحاظ سیاسی، اقتصادی و روانی حمایت می شوند تا دست به چنین کارهایی می زنند».

«اما در ارتباط با سلبریتی هایی که این روزها دست به خودافشایی از گذشته خود زده اند. خداوند در سوره نور آیه ۵۰ می فرمایند: أَفِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ یَخَافُونَ أَنْ یَحِیفَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَرَسُولُهُ ۚ بَلْ أُولَٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ آیا در دلهایشان مرض (جهل و نفاق) است یا شک و ریبی دارند یا می‌ترسند که خدا و رسول (در مقام قضاوت) بر آنها جور و ستمی کنند؟ (خدا ظلم نخواهد کرد) بلکه آنها خود مردمی ظالم و متعدیند.این آیه وصف سلبریتی هایی است که با سیاه نمایی می خواهند بگویند حیف شده اند و قدرشان را در داخل کشور نمی دانند . خیر اینها در قلبشان مرض است یا دچار بیماری نفاق شده اند، وگرنه حیف نشده اند.»

همیز دراین باره نیز می گوید: «کسانی از سلبریتی ها که اعاده هتک حرمت داشته اند نیز عروسک خیمه شب بازی برای نمایش دادن خود هستند و کارهایشان همه سازمان دهی شده است.

ما باید پشت پرده این سلبریتی ها را نشان دهیم، کسانی مثل روح الله زم که تا وقتی پرده برنیافتاد، مردم نمی دانستند چه کارها کرده است تا زمانی که دست های تاریخ زندگی آنها را رو می‌کند و حلقه های به هم پیوسته سازمان دهی شده آنها رو می شود، مردم هم متوجه می شوند که اینها چه کسانی هستند و لایق الگوی جوانان شدن نیستند».

منبع: فارس


:: بازدید از این مطلب : 282
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
چهار شنبه 11 خرداد 1401

واکسن از روزانه ۷۰۰ فوتی تا پایان کرونا

براساس آمارها، ۵ شهریور ۱۴۰۰، یعنی هنگام آغاز به کار دولت سیزدهم، مجموع دوز‌های واکسن تزریق شده در کشور به بیش از ۲۵ میلیون مورد رسید. این درحالی است که تا دیروز ۱۰ خرداد، مجموع دوز‌های واکسن تزریق شده در کشور به نزدیک ۱۵۰ میلیون مورد رسید. علت این جهش در واکسیناسیون و مقاوم‌سازی ایرانیان مقابل کرونا، جهش در واردات واکسن مورد نیاز و زمینه‌سازی جهادی برای تحقق پویش سراسری واکسیناسیون بود.

یارانه چند برابرشدن یارانه‌ها

دولت سیزدهم حدود ۹ ماه پس از فعالیت خود، اصلاحات اقتصادی را آغاز کرد که طی آن، هم زمینه‌های فساد و رانت گسترده برچیده شد، هم یارانه‌های نقدی واریزی به حساب سرپرستان خانوار تا ۸ برابر افزایش یافت که همین امر زمینه‌ساز رفع فقر مطلق در کشور شد. مطابق آنچه مسعود میرکاظمی، پیش‌تر به روزنامه ایران اعلام کرده بود، با اجرای این طرح، در سال جاری، حدود ۲۵۳ هزار میلیارد تومان به حساب مردم واریز می‌شود.

تحریم‌شکنی مأموریت موفق در تحریم شکنی نفتی

آمار‌های متعددی که نهاد‌های داخلی و خارجی از فروش نفت ایران زیر سایه تحریم‌های سنگین امریکایی منتشر می‌کردند، نشان داد که دولت تا چه اندازه در این مسیر موفقیت بزرگی را حاصل کرده است. به گفته وزیر اقتصاد رسیدن ارزش صادرات نفت خام به ۹۵ هزار میلیارد تومان تنها در ۱۱ماهه سال گذشته در حالی صورت گرفت که دولت قبل برای سال ۱۳۹۹ معادل ۵۰ هزار میلیارد تومان درآمد نفتی پیش‌بینی کرده بود که فقط یک پنجم آن محقق شد.

دیپلماسی ایستاده بر اوج دیپلماسی منطقه‌ای

ذیل رویکرد چندجانبه‌گرایی اقتصادی و تقویت سیاست همسایگی دولت بود که عضویت در سازمان همکاری منطقه‌ای «شانگهای» به عنوان دستاورد نخستین حضور رئیس جمهور در یک نشست بین‌المللی رقم خورد. دیگر دستاورد پررنگ دولت در حاشیه اجلاس سازمان همکاری اقتصادی موسوم به «اکو» رقم خورد. امضای قرارداد سه‌جانبه سوآپ گاز از خاک ایران از جمله ثمرات حضور رئیس‌جمهور در این رویداد مهم منطقه‌ای بود.

بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها

طی دو سالی که ویروس کرونا در ایران جولان می‌داد و کلاس‌های درس به صورت غیرحضوری برگزار می‌شد، بسیاری از دانش‌آموزان افت تحصیلی جدی را تجربه کردند. اواخر آذرماه سال گذشته، با واکسیناسیون بخش عمده جمعیت کشور، مهار این ویروس قطعی به نظر می‌رسید. از این رو، از همان زمان رئیس‌جمهور، حضوری شدن و بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها را به عنوان یک دستورکار دولت دنبال کرد.

شفافیت ابر بدهکاران بانک و شرکت‌های دولتی

در اقدامی که برخی از کارشناسان، آن را منحصر به فرد توصیف کردند، وزارت امور اقتصادی و دارایی در انتهای فروردین امسال، صورت‌های مالی حدود ۳۲۰ شرکت دولتی و عمومی را به همراه گزارش حسابرس که در آن بند‌های بازرس قانونی درج شده برای دو سال ۹۸ و ۹۹ وجود داشت، در سامانه کدال منتشر کرد. با انتشار این صورت‌های مالی، انحرافات احتمالی در این شرکت‌ها و جریان‌های مالی در آن‌ها مشخص خواهد شد.

آزادسازی آزادسازی حریم دریا‌ها در یک ماه

۸ بهمن ۱۴۰۰ که آیت‌الله رئیسی در سفر به گیلان اعلام کرد «هیچ دستگاهی در دولت حق ندارد ساحلی را که متعلق به مردم است، اشغال کند» ۶۵ درصد از ۴۳۸ کیلومتر ساحل خزر در مازندران به تصرف نهاد‌ها و اشخاص درآمده بود. در گیلان نیز از ۲۸۶ کیلومتر نوار ساحلی ۷۹ کیلومتر تصرف شده بود. اما طی کمتر از یک‌ماه، سواحلی که از سوی دستگاه‌های مختلف یا بخش خصوصی تصرف شده بود، یک به یک آزاد شد.

«فرق می‌کند چه کسی رئیس جمهور باشد»؛ واقعیتی که در آستانه یک‌سالگی دولت ابراهیم رئیسی در مقایسه با دوران ریاست هشت ساله حسن روحانی، بیش از پیش نمایان شده است. آنچه بیشتر در خاطره‌ها مانده، روز‌های سیاه کرونایی است که اگرچه قهرمانان سلامت، جان بر کف به دنبال مدیریت بحران بودند، اما همزمان «نمی‌شود»‌ها و «نمی‌توانیم‌ها»‌ی مسئولان ارشد دولت قبل برای واردات گسترده واکسن، امید‌ها برای بازگشت به شرایط عادی را کور کرده بود. اگر کمی به عقب‌تر بازگردیم، طعم تلخ شکست برجام و آوار پروژه‌های رسانه‌ای بر سر اقتصادی را خواهیم چشید که بیشتر از همیشه به «توهم» مشروط شد و ایران، آن بازیگر فعال منطقه را در شرایطی قرار داده بود که پشت به همه همسایگان خود، در حال از دست دادن سرمایه بین‌المللی بود. در داخل، اما درآمد‌های کشور به جیب کسانی می‌رفت که از قِبل بی‌تدبیری معاون اول وقت رئیس جمهور، رانت عظیم به جیب زدند و با آنکه دلار می‌گرفتند، اما هر روز بر تورم می‌افزودند. ده‌ها میلیارد دلار خرج می‌شد، اما قیمت‌ها افزایش می‌یافت و هیچ یارانه‌ای نیز به جیب ملت نمی‌رفت.

آنچه مردم در تمام این سال‌های رکود حس کردند، رخوت دولت و تنها گذاشته شدن بود؛ مردم دولتی را که به آن رأی داده بودند، در کنار خود نمی‌دیدند و دریافتند که تبلیغات، رأی آن‌ها را به جیب کسانی ریخته است که آواربرداری از اقدامات‌شان سال‌ها به طول خواهد انجامید. چه آنکه بخش مهمی از درآمد اخیر ارزی کشور نیز که با همت شخص سید ابراهیم رئیسی وصول شد، صرف جبران کسری بودجه آن‌ها گردید.

امید، اما با برآمدن یک رئیس جمهور از دل مردم که عملکرد شیرین او در آستان قدس رضوی و قوه قضائیه چشیده شده بود، نوید روز‌های بهتری برای ایران می‌داد. رئیسی جلودار دولتی شد که هرچند ممکن است در گوشه و کناری، بانیان وضع موجود در آن حضور داشته باشند، اما یکدست و هم‌جهت در راستای عمل به دستورات رئیس جمهور و بهبود همه‌جانبه شرایط قدم برمی‌دارند.

احیای امید مردم پروژه اصلی دولت سیزدهم بود که کارنامه یک‌سالگی آن، چیزی جز کار و کار و کار نشان نمی‌دهد. اگرچه مردم بخوبی می‌دانند که کنترل تورم چند ده درصدی که ۵۰ سال است گریبان اقتصاد نفتی آن‌ها را گرفته، وقت می‌خواهد، اما راه روشن و نتیجه زحمات بی‌دریغ این روزها، به گواه دوستان و دشمنان، رشد اقتصادی خواهد بود.

۱. از روزانه ۷۰۰ فوتی تا پایان کرونا

پنجم شهریور ۱۴۰۰ که نخستین جلسه دولت سیزدهم تشکیل شد، وزارت بهداشت اعلام کرد در ۲۴ ساعت گذشته ۶۹۴ نفر دیگر از ایرانیان جان خود را بر اثر بیماری کرونا از دست دادند. همچنین اعلام شد که مجموع جانباختگان تا آن تاریخ، به ۱۰۴ هزار و ۷۱۶ نفر رسیده است. ۳ ماه بعد این روند بشدت معکوس شد، تا جایی که ۲۳ آذرماه سال گذشته، میزان فوت‌شدگان ناشی از ویروس کرونا، ۴۲ نفر، اعلام شد. فرایند مهار ویروس کرونا و بیماری کووید۱۹ در دولت سیزدهم، تا آنجا پیش رفت که دوشنبه گذشته -نهم خردادماه- فقط ۲ نفراز هموطنان جان خود را به دلیل ابتلا به این ویروس از دست دادند. اما این دستاورد، یعنی مهار همه‌گیری کرونا در کشور، محصول یا نتیجه اتفاق و دستاورد مهم دیگری در کشور بود؛ یعنی واکسیناسیون گسترده ایرانیان مقابل این ویروس. براساس آمار‌های وزارت بهداشت، ۵ شهریور ۱۴۰۰، یعنی هنگام آغاز به کار دولت سیزدهم، مجموع دوز‌های واکسن تزریق شده در کشور به بیش از ۲۵ میلیون مورد رسید. این درحالی است که تا دیروز ۱۰ خرداد، مجموع دوز‌های واکسن تزریق شده در کشور به نزدیک ۱۵۰ میلیون مورد رسید.

علت این جهش در واکسیناسیون و مقاوم‌سازی ایرانیان مقابل کرونا، جهش در واردات واکسن مورد نیاز و زمینه‌سازی جهادی برای تحقق پویش سراسری واکسیناسیون بود. براساس آمارها، از بهمن‌ماه سال ۹۹ تا پایان کار دولت دوازدهم؛ حدود ۱۸ میلیون دوز واکسن کرونا وارد کشور شد که تنها کفاف بخش کوچکی از واکسیناسیون جامعه هدف را می‌داد. اما نهایتا طی پنج ماه پس از آغاز به کار دولت سیزدهم، بیش از ۱۳۱ میلیون دوز واکسن کرونا وارد کشور شد که بنابر اطلاعات گمرک و سازمان غذا و دارو، افزایشی ۷ برابری نسبت به دولت دوازدهم را نشان می‌داد. به این ترتیب بود که دولت آیت‌الله رئیسی طی حدود ۹ ماه از فعالیت خود، توانست یکی از اصلی‌ترین شعار‌های خود، یعنی حفظ جان مردم، در کنار تأمین نان مردم را محقق کند.

۲. آزادسازی حریم دریا‌ها در یک ماه

مسأله آزادسازی سواحل و حریم دریای خزر از تصرفات و اختصاص آن‌ها برای استفاده عموم، یکی از دستور‌های رئیس‌جمهور بود که در بازه زمانی حدود یک‌ماهه عملیاتی و اجرایی شد. آنچه زمستان سال گذشته با دستور رئیس‌جمهور عملیاتی شد، قانونی با سابقه ۴۶ ساله است. ۸ بهمن ۱۴۰۰ که آیت‌الله رئیسی در سفر به گیلان اعلام کرد «هیچ دستگاهی در دولت حق ندارد ساحلی را که متعلق به مردم است، اشغال کند» ۶۵ درصد از ۴۳۸ کیلومتر ساحل خزر در مازندران به تصرف نهاد‌ها و اشخاص درآمده بود. در گیلان نیز از ۲۸۶ کیلومتر نوار ساحلی ۷۹ کیلومتر تصرف شده بود. همچنین از سال ۹۲ نزدیک به ۳۶۰ پرونده قضایی برای تخریب سازه‌های غیرمجاز در سواحل مازندران تشکیل شده که تنها حکم تخریب ۱۴۹ سازه غیرمجاز صادر شده بود. آزادسازی سواحل جنوبی کشور که البته کمتر درگیر تصرف بود نیز با این سخن معاون اجرایی رئیس‌جمهور همراه شد که هر دستگاهی از این فرمان در موعد مقرر تخلف کند، بالاترین مقام آن عزل خواهد شد. آنچه در دولت سیزدهم اتفاق افتاد، این بود که گفته رئیس‌جمهور به یک دستور عادی تبدیل نشد تا در پیچ‌وخم‌های نظام اداری فراموش شود. بلکه طی کمتر از یک‌ماه، سواحلی که از سوی دستگاه‌های مختلف یا بخش خصوصی تصرف شده بود، یک به یک آزاد شد.

۳. چند برابرشدن یارانه‌ها

دولت سیزدهم حدود ۹ ماه پس از فعالیت خود، اصلاحات اقتصادی را آغاز کرد که طی آن، هم زمینه‌های فساد و رانت گسترده برچیده شد، هم یارانه‌های نقدی واریزی به حساب سرپرستان خانوار تا ۸ برابر افزایش یافت که همین امر زمینه‌ساز رفع فقر مطلق در کشور شد. برای مثال دریافتی مجموع یارانه هر فرد در سه دهک اول از نفری ۴۵ هزار تومان به بیش از ۳۵۰ هزار تومان (بدون احتساب یارانه بنزین) رسید و موجب تقویت قدرت خرید دهک‌های پایین و اقشار کمتر برخوردار جامعه شد. به همین دلیل است که کارشناسان اقتصادی، بهبود ضریب جینی را یکی از پیامد‌های مهم طرح توزیع مردمی یارانه‌ها می‌دانند. مطابق آنچه مسعود میرکاظمی، رئیس سازمان برنامه و بودجه پیش‌تر به روزنامه ایران اعلام کرده بود، با اجرای این طرح، در سال جاری، حدود ۲۵۳ هزار میلیارد تومان به حساب مردم واریز می‌شود؛ و این، غیر از ریشه‌کنی رانت و فساد در زمینه ارز ترجیحی است که خود، یک دستاورد مهم ملی محسوب می‌شود. درباره چند برابرشدن یارانه‌های نقدی، برخی این ارقام را با ارقامی که دولت گذشته به مردم پرداخت می‌کرد، مقایسه کردند. از جمله به این مسأله اشاره کردند که «به عنوان سرپرست یک خانواده ۴ نفره در دولت گذشته ۱۸۲ هزار تومان، معادل تقریباً ۷ دلار یارانه دریافت می‌کردند، اما در دولت رئیسی، به عنوان سرپرست یک خانواده ۴ نفره یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان، یا معادل تقریبی ۴۳ دلار یارانه دریافت کردند.»

۴. مأموریت موفق در تحریم شکنی نفتی

یکی از دشوارترین مأموریت‌های سید ابراهیم رئیسی، رئیس دولت سیزدهم در تحریم‌شکنی نفتی ایران تعریف شد.
آمار‌های متعددی که نهاد‌های اقتصادی داخلی و خارجی از فروش نفت ایران زیر سایه تحریم‌های سنگین امریکایی منتشر می‌کردند، نشان داد که دولت سیزدهم تا چه اندازه در این مسیر موفقیت بزرگی را حاصل کرده است. به گفته احسان خاندوزی، وزیر امور اقتصادی و دارایی رسیدن ارزش صادرات نفت خام به ۹۵ هزار میلیارد تومان تنها در ۱۱ماهه سال گذشته در حالی صورت گرفت که دولت قبل برای سال ۱۳۹۹ معادل ۵۰ هزار میلیارد تومان درآمد نفتی پیش‌بینی کرده بود که فقط یک پنجم آن محقق شده بود. این در حالی بود که با سرمایه‌گذاری ۵۰۰ میلیون دلاری دولت سیزدهم ظرفیت تولید نفت احیا شد تا ظرفیت تولید در اسفند سال گذشته به ۳ میلیون و ۸۳۸ هزار بشکه در روز برسد.

اینچنین بود که رئیس دولت سیزدهم افزایش ۴۰ درصدی صادرات نفت ایران را اعلام و وزیر نفت نیز تأکید کرد که ایران تنها نفت خود را نمی‌فروشد بلکه پول آن را نیز دریافت می‌کند. وزیر اقتصاد نیز با اعلام واریز بیش از ۱۹۰ هزار میلیارد تومان درآمد‌های صادرات نفت خام و میعانات به خزانه در سال ۱۴۰۰و مقایسه آن با رقم ۱۷ هزار میلیارد تومانی در سال ۱۳۹۹ (رشد ۱۱۱۷ درصدی)، آن را نشانه‌ای از این دانست که کشور چگونه توانسته با وجود شرایط سخت تحریم از ظرفیت دیپلماسی اقتصادی برای جهش صادرات استفاده کند.

اوپک، اسفندماه سال گذشته با انتشار گزارشی از افزایش تولید و قیمت نفت ایران در ماه فوریه خبر داد. خبرگزاری «رویترز» نیز بر اساس آمار‌های مؤسسه تحقیقاتی «ریفینیتیو» اعلام کرد که ایران در حال فروش نفت است و مقادیر زیادی از نفت خام خود را به چین انتقال داده است و در عین حال، پالایشگاه‌های دولتی هند خرید نفت ایران را وارد برنامه‌های واردات سالانه خود کرده‌اند.

گفتنی است کل منابع نفتی تعیین شده در بودجه ۱۴۰۰ حدود ۳۰۳ هزار میلیارد تومان (۱۹۹ هزار میلیارد تومان سهم دولت) برآورد شده بود که طبق بررسی مرکز پژوهش‌ها از «روند صادرات نفت در دولت قبل»، کسری ۷۵ درصدی معادل ۲۲۷ هزار میلیارد تومان در بخش درآمد‌های نفتی محتمل بوده است. اما کار مهم دولت سیزدهم در کاهش بیش از ۲۲۷ هزار میلیارد تومانی از کل کسری بودجه در سال ۱۴۰۰ بوده است.

۵. ایستاده بر اوج دیپلماسی

ذیل رویکرد چندجانبه‌گرایی اقتصادی و تقویت سیاست همسایگی دولت بود که عضویت در سازمان همکاری منطقه‌ای «شانگهای» به عنوان دستاورد نخستین حضور رئیس جمهور در یک نشست بین‌المللی رقم خورد. یکی دیگر از دستاورد‌های پررنگ سیاست خارجی دولت سیزدهم در حاشیه اجلاس سازمان همکاری اقتصادی موسوم به «اکو» رقم خورد. امضای قرارداد سه‌جانبه سوآپ گاز بین ایران، ترکمنستان و آذربایجان از خاک ایران از جمله ثمرات حضور رئیس‌جمهور کشورمان در این رویداد مهم منطقه‌ای بود.

آغاز اجرای موافقتنامه ۲۵ ساله میان ایران و چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، موفقیت راهبردی دیگری برای تهران به شمار می‌رفت که پس از بازگشت رئیسی از نشست اکو صورت گرفت. این توافق برنامه بلندمدت، همکاری‌های جامع ایران و چین در حوزه‌های سیاسی، امنیتی، دفاعی، فرهنگی، کشاورزی، اقتصادی، علمی، جهانگردی، نفت و انرژی، زیرساخت‌های مخابراتی و فناوری ارتباطات، تجارت، بهداشت و سلامت و... را شامل می‌شود. سفر بهمن ماه سال گذشته رئیس‌جمهور به روسیه نیز با امضای چندین سند مهم همکاری با روس‌ها برای توسعه میدان‌های نفت و گاز، پتروپالایشگاه و انتقال فناوری همراه شد. توافقات دوجانبه بر سر موضوعات نفت و انرژی، راه‌آهن و ترانزیت و تسریع در ایجاد خط اعتباری ۵ میلیارد دلاری بین دو کشور، تکمیل راهگذر شمال به جنوب از طریق ترانزیت ریلی خلیج‌فارس به اروپا، اینچه برون و رشت-آستارا و برخی توافقات جانبی دیگر مانند تأمین نهاده‌های اساسی و غلات و خرید ۲۰۰ دستگاه لوکوموتیو در نشست مقامات اقتصادی و انرژی و نفت ایران و روسیه صورت گرفت. همچنین رؤسای جمهور ایران و روسیه دستور تهیه نقشه راه همکاری بلندمدت دو کشور را صادر کردند. از سوی دیگر حضور رئیس‌جمهور در اسفندماه پیش در ششمین اجلاس سران کشور‌های صادرکننده گاز (GECF) در دوحه در حالی انجام شد که دو طرف درباره ایجاد یک سازوکار قابل اجرا برای همکاری ایران و قطر به عنوان دو کشور بزرگ دارای ذخایر گازی منطقه به منظور سرمایه‌گذاری مشترک در این زمینه دست پیدا کردند.

در جریان همین سفر امضای ۱۴ سند همکاری میان تهران و دوحه به امضا رسید. رئیس دولت سیزدهم در پنجمین سفر خارجی خود، دوم خرداد ماه جاری در سفری یک روزه به عمان رفت و در این سفر ۱۲ سند همکاری میان دو کشور به امضا رسید. در پی سفر چند روز پیش امامعلی رحمان، رئیس‌جمهور تاجیکستان، تهران و دوشنبه ۱۷ سند همکاری امضا کردند.
گسترش روابط دیپلماتیک مؤثر با اغلب کشور‌های آسیایی و منطقه خاورمیانه رویکردی است که رئیس دولت سیزدهم به منظور بازیابی نقش مهم ایران در سایه افزایش تعاملات سیاسی-اقتصادی کارآمد و فعالسازی ظرفیت تجارت با همسایگان به منظور زمینه‌سازی رشد اقتصادی پایدار دنبال کرده و تاکنون موفقیت‌های چشمگیری نیز داشته است.

۶. بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها

اواخر آذرماه سال گذشته، با کاهش آمار روزانه فوتی‌های ناشی از کرونا به کمتر از ۵۰ مورد و واکسیناسیون بخش عمده جمعیت کشور، مهار این ویروس قطعی به نظر می‌رسید. از این رو، از همان زمان رئیس جمهور، حضوری شدن و بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها را به عنوان یک دستورکار دولت دنبال کرد. آیت‌الله رئیسی ۱۸ دی ماه سال گذشته در جلسه ستاد ملی کرونا، به تصمیم این ستاد برای بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها با توجه به وضعیت فعلی شیوع بیماری کرونا اشاره کرد و گفت که «با توجه به کاهش آمار ابتلا و فوتی با واکسیناسیون گسترده، ستاد ملی مقابله با کرونا به عنوان مرجع تصمیم‌گیری، بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها را بلامانع دانسته است.»، اما تا آماده سازی اذهان، رفع نگرانی‌های خانواده‌ها و دانشجویان و درنهایت، اجرای دقیق‌تر شیوه‌نامه‌های بهداشتی، بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها در ۱۴ فروردین ۱۴۰۱ اتفاق افتاد.

هرچند پیشتر بازار‌ها و اماکن عمومی باز بود، اما آنچه می‌توان از آن به عنوان نقطه عطف مهار کرونا در کشور یاد کرد، بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها است، اتفاقی که تنها در ۷ ماه از فعالیت دولت سیزدهم، یعنی از شهریور ۱۴۰۰ تا فروردین ۱۴۰۱ رقم خورد. تأکید بر بازگشایی مدارس، فقط به دلیل مهار کرونا نبود. طی دو سالی که ویروس کرونا در ایران جولان می‌داد و کلاس‌های درس به صورت غیرحضوری برگزار می‌شد، بسیاری از دانش‌آموزان افت تحصیلی جدی را تجربه کردند. این افت تحصیلی به گونه‌ای بود که برخی از آن با عنوان «بی سوادی پنهان» یاد می‌کردند. افت تحصیلی به اندازه‌ای جدی بود که وزارت آموزش و پرورش ناچار شد برنامه‌ای با نام «جبران و تثبیت یادگیری» اجرا کند. رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش از شرکت یک میلیون و ۶۳۹ هزار و ۲۸۰ دانش‌آموز - درس در این برنامه خبر داد و گفت که در درس فارسی از پایه اول تا ششم ۳۵۹ هزار دانش‌آموز، در درس ریاضی در شش پایه ۵۴۴ هزار دانش‌آموز و در درس علوم تجربی در شش پایه ۲۷۱ هزار نفر مشمول این طرح شدند.

۷. پیش به سوی شفافیت

دولت‌ها، اگر اراده‌ای برای شفافیت، آن هم به صورت نیم‌بند داشتند، عموماً آن را به دوره دوم فعالیت خود موکول می‌کردند. اما در دولت سیزدهم، این مهم با گذشت حدود ۹ ماه از فعالیت دولت محقق شد. یکی از مهم‌ترین اقدامات در این زمینه، انتشار فهرست ابربدهکاران بانکی بود که از سوی بانک مرکزی اعلام شد. ۳۱ فروردین امسال، بانک مرکزی آمار تسهیلات و تعهدات کلان (از بانک‌هایی که تاکنون دریافت شده) در پایان اسفندماه سال ۱۴۰۰ را منتشر کرد.

مطابق این گزارش عمومی و ملی بانک مرکزی، اطلاعات این آمار ارائه شده، از ۱۴ بانک دریافت شد و قرار است بتدریج همزمان با دریافت اطلاعات از سایر بانک‌ها جدول مربوطه کامل‌تر شود. در این مرحله بانک‌های رفاه کارگران، سامان، سپه، قرض‌الحسنه رسالت، قرض‌الحسنه مهر ایران، کارآفرین، کشاورزی، گردشگری، ملت، تجارت، پست بانک، پاسارگاد، مشترک ایران و ونزوئلا و اقتصاد نوین جزو بانک‌هایی بودند که فهرست بدهکاران بزرگ بانکی آنان از سوی بانک مرکزی منتشر شد.

اما شفافیت نظام پولی و مالی کشور تنها به این مورد متوقف نشد. در اقدامی دیگر که برخی از کارشناسان، آن را منحصر به فرد توصیف کردند، وزارت امور اقتصادی و دارایی در انتهای فروردین امسال، صورت‌های مالی حدود ۳۲۰ شرکت دولتی و عمومی را به همراه گزارش حسابرس که در آن بند‌های بازرس قانونی درج شده برای دو سال ۹۸ و ۹۹ وجود داشت، در سامانه کدال منتشر کرد و این گزارش‌ها در دسترس عموم قرار گرفت. این آمار تکانه‌های بسیاری در شبکه مدیریت دولتی کشور و نیز در افکار عمومی داشت. زیرا به این ترتیب ایرانیان دریافتند که میزان کارآیی مدیریت این شرکت‌ها در این زمینه چه میزان بوده و تا کجا توانسته‌اند سودآوری زیرمجموعه‌های خود را تأمین کنند. بویژه اینکه براساس قانون بودجه سال جاری، قریب به ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار میلیارد تومان بودجه به شرکت‌های دولتی اختصاص پیدا کرده است. در این صورت، با انتشار این صورت‌های مالی، انحرافات احتمالی در این شرکت‌ها و جریان‌های مالی در آن‌ها مشخص خواهد شد، شفافیتی که به گفته کارشناسان و ناظران، باعث افزایش نظارت‌ها و خودکنترلی درون شرکت‌ها می‌شود.


:: بازدید از این مطلب : 282
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 10 خرداد 1401
حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در سرمقاله امروز این روزنامه نوشت: 
 
 
«مارپيچ سكوت»- SILENCE SPIRAL- يكي از ترفندهاي پيچيده و پرهزينه عمليات رواني است كه از نخستين روزهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون و مخصوصا طي دو سال اخير در حجم انبوهي عليه مردم كشورمان به كار گرفته شده است. مارپيچ سكوت كه شرح آن خواهد آمد اولين بار در سال 1974- 1353- از سوي خانم اليزابت نئول نيومن آلماني در كتاب «افكار عمومي- پوست اجتماعي» مطرح شد.
مارپیچ سکوت، یک دالان و کریدور فرضی است که دیواره آن را رسانه‌ها می‌سازند. کاربرد مارپیچ سکوت هنگامی است که اعتقادات و باورهای مردم با اهدافی که دشمن درپی آن است همخوانی نداشته باشد. دشمن در این حالت باور اکثریت را درون مارپیچ سکوت می‌ریزد و با استفاده از رسانه‌هایی که در اختیار دارد و روزنامه‌نگاران مزدوری که به خدمت گرفته است، تلاش می‌کند تا باورها و اعتقادات مورد قبول اکثریت مردم را در اقلیت و باورهای مورد نظر خود را به عنوان باور و خواست اکثریت مردم معرفی کند! 
 
نيومن و برخي ديگر از نظريه پردازان غرب مارپيچ سكوت را يك نظريه علمي مي دانند كه مي تواند بخشي از ساز و كار و مكانيسم اجتماعي در شكل گيري افكار عمومي را توضيح داده و تشريح كند. اما به گزارش آسوشيتدپرس، چگونگي بهره گيري از اين نظريه يكي از ده ها - و اكنون صدها- ماده درسي است كه در سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اروپا به افسران عمليات رواني آموزش داده مي شود و بخش قابل توجهي از فعاليت غول هاي رسانه اي وابسته به كلان سرمايه داران غرب، نظير رابرت مرداك و برادران وارنر در اين بستر به كار گرفته مي شوند.
 
2- ترفند مارپيچ سكوت بر اين نظريه تكيه دارد كه افراد جامعه اگر احساس كنند ديدگاه و نظر آنها در «اقليت» قرار دارد و اكثر افراد جامعه ديدگاه و نظري متفاوت با آنها دارند، به طور معمول و براساس يك قاعده فراگير- استثناها مورد نظر نيست- علاقه و تمايلي به ابراز نظر و عقيده خود نخواهند داشت و بيم آن دارند كه به خاطر ابراز عقيده و نظر متفاوت خويش در انزوا قرار گيرند و از سوي ديگر وقتي يك ديدگاه از سوي اكثريت افراد جامعه حمايت مي شود، افراد خنثي و بي تفاوت نيز ترجيح مي دهند در همان راستا ابراز عقيده كنند.
 
كارشناسان و نظريه پردازان عمليات رواني براساس قاعده فوق ترفند مارپيچ سكوت را طراحي كرده و به ميدان مي آورند. با اين توضيح كه وقتي رواج و فراگيري فلان «باور دروغين» را در جامعه حريف به سود خود ارزيابي مي كنند، با بهره گيري از رسانه ها، گروه ها، احزاب و شخصيت هاي وابسته يا تحت تاثير خود، همان ديدگاه و نظر را به عنوان ديدگاه و باور اكثريت مردم(!) تبليغ كرده و ترويج مي دهند و از آنجا كه در جوامع امروزي و در عصر ارتباطات، رسانه ها نقش برجسته اي در شكل دهي و ساخت افكار عمومي دارند، ديدگاه ترويج و تبليغ شده در يكي از دو حالت زير، شكل گرفته و تثبيت مي شود.
 
 اول؛ آن كه اكثريت مردم، ديدگاه ارائه شده را باور مي كنند! اين حالت، مطلوب ترين نتيجه مورد انتظار دشمن از عمليات رواني ياد شده است ولي معمولا در يك جامعه هوشمند و صاحب بصيرت امكان وقوع ندارد. و حالت دوم اين كه؛ شمار قابل توجهي از مخاطبان- و نه همه آنها- نظر ترويج شده را باور نمي كنند ولي آن را نظر اكثريت مردم تلقي مي كنند. اين حالت اگرچه براي دشمن مطلوب ترين حالت نيست ولي با حالت مطلوب فاصله چنداني ندارد، چرا كه در هر دو حالت، نظر و ديدگاه تبليغ شده به عنوان نظر اكثريت جامعه معرفي شده و فضا را به سمت و سوي دلخواه دشمن سوق داده است.
 
3- اما، اصلي ترين مشكل دشمن جريانات، شخصيت ها و افرادي هستند كه نه فقط ديدگاه ارائه شده را باور ندارند بلكه آن را نظر اكثريت جامعه نيز نمي دانند. اين عده چنانچه زبان و قلم به مخالفت با نظر ارائه شده بچرخانند و «واقعيت»ها را آنگونه كه هست به گوش مردم برسانند مخصوصا اگر اين شخصيت ها و جريانات از اقبال و پايگاه مردمي برخوردار باشند، عمليات فريب دشمن با شكست قطعي روبرو مي شود و كار رسانه ها و گروه هاي همراه و همسو با آن به رسوايي شكننده مي انجامد. ترفند «مارپيچ سكوت» در اين نقطه به كار گرفته مي شود.
 
4- در شگرد «مارپيچ سكوت» ماموريت اصلي برعهده رسانه ها - اعم از رسانه هاي ديداري، شنيداري، مكتوب، تريبون ها، نظر شخصيت ها- است. در اين هنگام، رسانه هاي وابسته به دشمن- به قول حضرت آقا پايگاه دشمن- و يا كم اطلاع از ترفندهاي دشمن، وظيفه پيدا مي كنند كه هر ديدگاه و نظر مخالف با نظر ارائه شده از سوي دشمن را زير اين تابلو و عنوان دروغين كه با نظر اكثريت جامعه در تضاد است، به باد مخالفت و در مواردي استهزاء بگيرند.
 
 اين هجوم در حجم انبوه و سطح گسترده صورت پذيرفته و تلاش مي كنند ارائه كننده نظر مخالف را از ابراز نظر پشيمان كرده و به «سكوت» وادارند... «مارپيچ سكوت» اينگونه شكل گرفته و به ميدان آورده مي شود.
 
5- اواخر بهمن ماه سال گذشته- چند هفته قبل از انتخابات مجلس نهم- گروهي از كانال يك تلويزيون نروژ براي مصاحبه به كيهان آمده بودند. خبرنگار نروژي به عنوان اولين سؤال پرسيد «ارزيابي شما از شرايط سخت اقتصادي ايران و گسترش فقر در كشورتان چيست»؟!
 
نگارنده بعد از خوش آمدگويي پرسيد «ترافيك سنگين خيابان هاي تهران برايتان دردسرآفرين نبود؟» و مصاحبه كننده نروژي كه سر درد دلش باز شده بود گفت «ترافيك فاجعه است. تهران به يك پاركينگ بزرگ شبيه است»! پرسيده شد «شايد اتومبيل ها فرسوده اند و مشكل ترافيكي ايجاد مي كنند»؟ با تعجب گفت «اكثر اتومبيل ها از بهترين هاي اروپايي و ژاپني و كره اي و آخرين مدل هاي پژو فرانسوي اند» به ايشان گفته شد «اين روزها به عيد نوروز نزديك مي شويم و مردم براي خريد به خيابان ها آمده اند» خبرنگار نروژي ابتدا پرسيد «شما با من مصاحبه مي كنيد يا من با شما»؟! و سپس گفت؛ «اكثر اتومبيل ها تك سرنشين بودند و بعيد است براي خريد عيد آمده باشند»!
 
از ايشان پرسيده شد «آيا انبوه اتومبيل هاي سواري آخرين مدل و تك سرنشين نشانه فقر و تنگدستي مردم است»؟! و او سكوت معناداري كرد و گفت مي پذيرم و پرسيد؛ آيا شما وجود فقر را در كشورتان نفي مي كنيد؟ پاسخ آن بود كه نه! ولي شما تصويري از ايران ارائه مي دهيد كه انگار هر روز پيكر بي جان تعدادي از مردم ايران را كه از گرسنگي فوت كرده اند از كنار خيابان ها جمع مي كنيم؟! و اينهمه پيشرفت و عمران و آباداني و تلاش براي فقرزدايي را ناديده مي گيريد و... سخن در اين باره به درازا كشيد ولي تلويزيون نروژ اين بخش از مصاحبه را پخش نكرد!
 
ترديدي نيست كه در عرصه اقتصاد و تامين معيشت مردم نيز مانند برخي عرصه هاي ديگر با نقطه مطلوب و ايده آل فاصله داريم ولي از نقطه شروع تاكنون گام هاي بلند و حيرت انگيزي برداشته ايم تا آنجا كه شرايط اقتصادي و اجتماعي و موقعيت علمي و تكنولوژيك كشورمان نه فقط با هيچ يك از كشورهاي منطقه قابل مقايسه نيست بلكه در مواردي از بسياري كشورهاي مدعي پيشي گرفته ايم.
 
6- اين نوشته در پي انكار برخي از پلشتي ها، نظير گراني لجام گسيخته و يا سوءاستفاده هاي كلان مالي و بي توجهي شماري از مسئولان به معيشت محرومان و اقشار مستضعف جامعه نيست. چرا كه به گواهي نسخه هاي روزنامه كه براي همگان قابل دسترسي است، كيهان بيش از ديگران و همواره پيش از آنان به اينگونه ناهنجاري ها پرداخته است.
 
اعتراض به گراني جهشي اين روزها اولين بار از سوي كيهان و در قالب ده ها يادداشت و گزارش مستند صورت پذيرفت. فساد كلان بانكي و نقش بانك آريا و مه آفريد اميرخسروي در آن، 4 ماه قبل از آن كه دستگاه هاي قضايي و امنيتي به سراغ ماجرا بروند از سوي كيهان افشا شد. تقريبا - و با جرات گفته مي شود كه- هيچ پرونده كلان فساد مالي و اقتصادي را نمي توان آدرس داد كه قبل از دستگاه قضايي و اطلاعاتي در كيهان مطرح نشده باشد و...
 
اما در اين نوشته سخن بر سر سياه نمايي دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها است كه فضاي كشور را وارونه جلوه مي دهند و با بهره گيري از رسانه هاي زنجيره اي و اجاره اي، مارپيچ سكوت مي سازند و مي كوشند تا هرگونه توضيح و روشنگري درباره واقعيت هاي جاري كشور را در هزارتوي اين مارپيچ از صدا بيندازند. تا اينجاي كار اگرچه ناجوانمردانه است، اما طبيعي است چرا كه از دشمن جز كينه توزي و توهم پراكني انتظاري نيست، ولي گلايه- شما بخوانيد ملامت- متوجه برخي از خودي هاي غافل- اعم از شخصيت ها، گروه ها و رسانه ها- است كه مرعوب فضاي مجازي و دروغين «مارپيچ سكوت» مي شوند و بي آن كه بدانند يا بخواهند در اين چنبره فريب با دشمن مردم و نظام و اسلام همصدايي مي كنند!
 
سخن اين نيست كه پلشتي ها نقد نشود و مطالبات مردمي- حتي نوع حداكثري آن- از مسئولان نظام خواسته نشود، بلكه به قول حضرت آقا كه كلامي علمي و حكيمانه است، نقد دلسوزانه آن است كه در كنار ناهنجاري ها و نبايدها به هنجارها و دست آوردها نيز اشاره شود. در اين صورت، فضا آنگونه ترسيم مي شود كه واقعا هست، نه آنگونه كه دشمن مي نماياند.
 
 در اين حالت پاي مقايسه به ميان مي آيد- همان كه امام راحل ما(ره) بارها بر ضرورت آن تاكيد فرموده بود- و در اين مقايسه است كه گام هاي ناپيموده در كنار گام هاي بلند طي شده با هم به نمايش گذارده مي شوند و اين واقعيت كه نه خلاف است و نه گزاف به وضوح رخ مي نمايد كه «ناپيموده»ها اگرچه به هرحال «ناپيموده»اند و بايد پيموده شوند ولي در حد و اندازه اي نيستند كه سايه خود را بر «گام هاي بلند پيموده» تحميل كنند...
 
و اين رشته اگرچه سر دراز دارد و باز هم به آن خواهيم پرداخت ولي در پايان اشاره به اين نكته از قول روزنامه آمريكايي يو. اس. اي تودي و به نقل از گزارش «آمريكن اينترپرايز» را ضروري مي دانيم كه؛ «بزرگترين مشكل آمريكا در ايران، حضور يك حريف قدرتمند- با استفاده از واژه SUPER OPPONENT (ابرحريف) به نام [آيت الله] خامنه اي است كه نقشه راه را مي شناسد و مردم به او اعتماد آميخته به اعتقاد دارند».

:: بازدید از این مطلب : 268
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 10 خرداد 1401
جشنواره سیاست‌زده کن در این دوره و در قالب فضایی احساسی به لطف حضور اصغر فرهادی در بین هیئت داوران و یک راهبرد رسانه‌ای از پیش تعیین شده به زهرا امیرابراهیمی نخل طلا داد. بهترین دستاویز برای تنگ‌تر کردن حلقه تحریم علیه ایران فیلم‌هایی است که دستپخت خود ایرانی‌ها باشد. «فیلم سیاه از ایران» را غرب برای توجیه تحریم‌های ظالمانه علیه سفره و سلامت مردم ایران نیاز شدید دارد و برای آن فرش قرمز پهن می‌کند.
بازیگر باید ایرانی و با یک سابقه «قابل توجه» باشد! کارگردان باید در «وطن‌فروشی» قسم خورده باشد. داوری باید درس وطن‌فروشی را قبلاً پس داده باشد. بازیگرانی که روی آنتن تلویزیون شهره شدند باید با تبریک به جایزه‌بگیران، بخشی از این جورچین وطن‌فروشی باشند. همه با هم باید هر «هنر»‌ی دارند به کار بگیرند تا اروپا و امریکا تصویری سیاه از ایران و اسلام را که برای مقاصد تحریم اقتصادی و غذایی و دارویی مردم ایران نیاز دارند به‌دست آورند. این است معنای وطن‌فروشی در زمانه جدید با نقش‌آفرینی لعبت‌کاران عرصه نمایش!
در تقسیم جوایز جشنواره کن به فیلم‌هایی که به نحوی به ایران مربوط می‌شد، فیلم برادران لیلا جایزه فیبرشی (منتقدان) را برد و نخل طلا به زهرا امیرابراهیمی رسید که گفته می‌شود بازی شاخصی در فیلم ضد ایرانی عنکبوت مقدس ارائه نداده است، اما هیئت داوران با حضور اصغر فرهادی به دلیل تمرکز غیرمتعارف روی او نگاه‌ها را به سمت او روانه کرد.
این درحالی رقم خورد که تیم فیلم برادران لیلا حاضر در جشنواره کن با شوک یک افشاگری تازه و غیرمنتظره علیه بازیگر اصلی‌اش مواجه شد. سعید پورصمیمی که در این چند روز چهره مورد توجه رسانه‌های سینمایی ایران بود و نثر‌های پرطمطراق و پرتعداد درباره کیفیت بی بدیل بازی و شخصیت او نوشته می‌شد، از سوی کتایون ریاحی متهم به آزار جنسی شد تا دامن‌زنندگان جنبش وارداتی موسوم به me too را در وضعیتی متناقض قرار دهد. جالب اینکه ترانه علیدوستی به عنوان لیدر این به اصطلاح جنبش در فیلم برادران لیلا با سعید پورصمیمی هم‌بازی است و پیش از این نیز فرهاد اصلانی دیگر بازیگر فیلم به دلیل اتهام‌زنی یک زن دیگر مورد حمله و شماتت قرار گرفته بود. ترانه علیدوستی که در کن از هیچ تریبونی برای تحقیر ایران صرف نظر نکرد و بیش از آنکه درباره فیلم و سینما سخن بگوید زیرآب مردم ایران را زد، هنوز درباره این موضوع اظهار نظر نکرده، چرا که اگر قرار باشد هر آن سینماگری از میان زنان تصمیم به اتهام‌زنی علیه مرد سینماگری بگیرد معلوم نیست ادامه این کارزار مبتذل به کجا ختم خواهد شد. جالب است که زهرا امیر ابراهیمی نیز باید نخل طلای خود را مدیون همین فضای مظلوم نمایانه ضد مرد بداند که رسانه‌های داخل تا توانستند به آن دمیدند و آن را تا خارج از کشور امتداد دادند.
عنکبوت مقدس را باید در ادامه روند تولید فیلم‌های ضد ایرانی دانست که در چند دهه گذشته با تزریق بودجه‌های کلان ناتوی فرهنگی در ایران و خارج از کشور تولید می‌شوند تا از ایران چهره‌ای عقب مانده ارائه دهند. دستپخت تازه این حمایت‌های مالی فیلمی است که ایران، اسلام و جامعه ایرانی را به طرزی افراطی و انتقام‌جویانه متحجر و سیاه نشان می‌دهد. آن‌ها که فیلم را دیده‌اند عنوان می‌کنند که عنکبوت مقدس از سیاه‌ترین فیلم‌هایی است که در چند دهه اخیر ضد ایران ساخته شده است. یک فریم از تیتراژ این فیلم همزمان با عبارت «عنکبوت مقدس» نمایی از شهر مشهد را از بالا در شب نشان می‌دهد که همه راه‌های اصلی شبیه تار عنکبوت به حرم مطهر امام هشتم در مرکز ختم می‌شود. این بی حرمتی و اسائه ادب به ساحت امام هشتم به طرزی موذیانه شکل گرفته و کلیت اثر هم در راستای تخطئه مذهب جلو می‌رود. زهرا امیر ابراهیمی البته پیش از این هم در فیلم ضد ایرانی دیگری با نام «تهران تابو» نقش‌آفرینی کرده بود که از تهران تصویر شهری به شدت غرق در فساد و تباهی جنسی ارائه می‌داد.
فیلم‌های ضد ایرانی مکمل تحریم‌های ظالمانه
فیلم‌های ایران ستیز را باید مکمل و مجوزی برای مشروعیت بخشیدن به تحریم‌های ایران قلمداد کرد. در واقع بهترین دستاویز برای تنگ‌تر کردن حلقه تحریم علیه ایران فیلم‌هایی است که از سوی خود ایرانی‌ها ساخته شده باشد. نمایش این آثار در خارج از ایران افکار عمومی را متقاعد می‌کند که تحریم‌ها ابزار درستی بر ضد ایران هستند و معلوم است که فشار‌ها بیش از همه روی همان مردم محرومی سنگینی می‌کند که این سینماگران مزورانه سنگ آنان را به سینه می‌زنند.
این بار همه چیز دست به دست هم داد تا در جشنواره‌ای که به زعم خیلی‌ها سیاست‌زده‌ترین دوره را از سر می‌گذراند یک زن بازیگر ایرانی که مجبور به فراری خودخواسته از کشورش شده، مانند یک قهرمان جلوه کند. این روز‌ها به بهانه حمایت از این زن، جامعه ایران زیر شدید‌ترین و غیرمنصفانه‌ترین قضاوت‌ها قرار گرفته است. گویی در ماجرای انتشار فیلم خصوصی زهرا امیر ابراهیمی شخص او هیچ سهمی نداشته و صرفاً به زعم ایران ستیزان دست پلید جامعه از آستین او بیرون آمده و او را به فلاکت و غربت کشانده است. این القای شوم سبب شده بخشی از جامعه ایران زیر بمباران رسانه‌ای بیش از پیش به ضایعه خودتحقیری دچار شود و به این باور برسد که در فلاکت زهرا امیر ابراهیمی نقشی اساسی ایفا کرده است و اینگونه القا شود که او در جامعه‌ای غربی توانست حیاتی دوباره بیابد. واضح است که این صحنه‌آرایی فرهنگی و رسانه‌ای نیازمند واکنش درخور و هوشمندانه‌ای در داخل است، هرچند این جنگ نرم فرهنگی ظرافت‌های خاص خود را می‌طلبد، اما سهم سینماگران در این خودزنی فرهنگی غیرقابل کتمان است. همایون اسعدیان، فیلمساز پیشکسوت اخیراً در یک گفتگو به مسئولیت سینما در ایجاد این وضعیت اعتراف کرده است: «من در مورد بحث آزار جنسی خودمان را مقصر می‌دانم، ما شرایطی ایجاد کردیم که دختری جوان فکر می‌کند برای اینکه وارد کار شود باید چنین عملی از او سر بزند.» در ایجاد شرایطی که باعث شد امیرابراهیمی در تور اهداف ایران‌ستیزانه غربی‌ها بیفتد و از او سوء استفاده شود نیز اگرچه رسماً به آن اعتراف نشده، اما حقیقتی غیرقابل انکار است. زهرا امیرابراهیمی ۱۶ سال پیش ابتدا در تور غفلت و سرگردانی سینمای ایران افتاد و در مرحله بعد در غفلت مدیریت ضعیف فرهنگی در دام ناتوی فرهنگی گرفتار آمد تا از جامعه خود در قالب فیلم‌های ایران‌ستیزانه انتقام بگیرد.

نخل طلای زهرا امیر ابراهیمی و ایران‌ستیزی کلامی ترانه علیدوستی در شبکه‌های اجتماعی نیز بازخورد‌های زیادی داشت:
ابراهیم داروغه‌زاده، دبیر وقت جشنواره فیلم فجر نوشت: اینکه در جشنواره کن، از وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشورتون شکایت کنید دقیقاً چه فایده‌ای دارد؟ تحریم‌های اقتصادی امریکا و اروپا علیه مردم ایران کم می‌شود، یا برعکس؟ نمیشد آنجا از تحریم‌های غرب علیه ایران شکایت کنید و انتقاد از دولت و حاکمیت را بگذارید برای وقتی که برگشتید؟
علی علیزاده، فعال رسانه‌ای ساکن لندن نیز این‌گونه به این موضوع در واکنش به توئیت تمجیدانه آذر منصوری دبیرکل‌حزب اتحاد ملت واکنش نشان داد: خانم آذر منصوری! فیلم «عنکبوت مقدس» چهره‌ای هیولایی نه فقط از جمهوری اسلامی، بلکه از اسلام و مردم ایران به غرب نشان می‌دهد. اسلام را دینی نشان می‌دهد که تحت تأثیر تعلیماتش مردان تبدیل به قاتلان سریالی می‌شوند و مردم ایران را کسانی نشان می‌دهد که این قاتلان سریالی را تشویق می‌کنند و از این قاتلان قهرمان می‌سازند. جایزه گرفتن این فیلم صراحتاً بخشی از پازل اسلام‌هراسی و ایران‌ستیزی است. خانم منصوری! شما در مقام دبیرکل یکی از مهم‌ترین احزاب اصلاح‌طلب نمی‌دانید فیلم‌های این‌چنینی در نهایت در راستای مشروعیت بخشیدن به تحریم‌ها و انزوای ایران عمل می‌کنند؟ واقعاً این‌قدر با «ایران‌ستیزی فرهنگی» در غرب که ۴۰ سال قدمت دارد، ناآشنایید یا از لجبازی سیاسی کنار ایران‌ستیزان ایستاده‌اید؟
میکاییل دیانی نیز در این باره نوشت: آی مسلمونا! حواس‌تون هست فیلمی که هنوز نتوانسته‌اید ببینید و برایش کف و سوت می‌زنید، چیست؟! بروید تصویر تبلیغی فیلم عنکبوت مقدس و جسارتش به حرم مطهر امام رئوف را ببینید تا متوجه شویدپشت چه فیلمی می‌ایستید!
علیرضا سلیمانی این‌گونه توئیت زد: چه کسی جایزه گرفته؟ یک بازیگر با سابقه رابطه نامشروع اختیاری. چه کسی فیلم او را منتشر کرده؟ یک بازیگر دیگر. چه کسانی در کن او را تشویق می‌کنند؟ چند بازیگر متهم به تجاوز. محتوای فیلم چیست؟ تجاوز یک مذهبی به دیگران.
وجیهه سامانی نیز توئیت کرد: بازم دم معرفت و فهم سیمین دانشور گرم که گفت «من رخت چرک هام را هم در حیاط همسایه نمی‌شویم.» یک جنتلمن واقعی، هرگز مشکلات خانواده‌اش را بیرون مرز‌های جغرافیایی کشورش جار نمی‌زنه. لباس هنرمندی زیادی به تن‌تون گشاده!
یک کاربر فضای مجازی نوشت: جزو تماشاگران هیجان زده دیروز و ستایشگران جوزده امروز نیستیم. از دیروز تا امروز فقط چشم بستیم و تأسف خوردیم، دیروز به‌خاطر بی‌آبرو و بدنام کردن شخصی که می‌گفت به او خیانت شده است و امروز به خاطر خیانت همان شخص به کشور و بدنام کردن دین و فرهنگ یک ملت.
امیرحسین حدادیان، اما این‌گونه واکنش نشان داد: می‌دونید نتیجه این تصویر‌های سیاهی که فیلم‌ها و بازیگران‌مون از ایران و ایرانی دارن به دنیا نشون می‌دن چیه؟ آفرین؛ مشروعیت‌بخشی تو افکار مردم دنیا برای تجاوز به ایران؛ مستمسک تحریم‌ها.
کاربر دیگری نوشت: امروز «عنکبوت مقدس» در کن جایزه می‌گیرد، نه برای اینکه فیلم خوبی است بلکه برای اینکه صراحتاً بخشی از پازل ایران‌ستیزی و اسلام‌هراسی است. توی کشور خودمون هم معلوم نیست اصلاح‌طلب‌ها چرا این‌قدر دارن برای این جایزه خوشحالی می‌کنند...
نوید ایرانی نوشت: وقتی زهرا امیر ابراهیمی بشه بهترین بازیگر زن جشنواره کن، پسر خاوری اختلاس‌گر معروف هم باید بشه تاجر برگزیده الهام‌بخش! واقعاً غرب ما رو چی فرض کرده؟!
محمد علی ابطحی فعال اصطلاح‌طلب، نخل طلا را تبریک گفت و محمد صالح مفتاح زیر توئیت او کامنت گذاشت‌: فیلم ضد دین بازی کردن افتخاری نداره.
کار بر دیگری نوشت: زلنسکی را به عنوان میهمان ویژه جشنواره کن دعوت می‌کنند، فیلمسازان روس را از شرکت منع می‌کنند، فیلمی سیاه از ایران پخش می‌شود و از فیلم هالیوودی «تاپ‌گان» با موضوع بمباران تأسیسات اتمی ایران حمایت ویژه می‌کنند! تروریسم هنری یعنی همین.
یک کاربر نیز این‌گونه واکنش نشان داد: فیلم عنکبوت مقدس دهمین انتخاب مردمی شد و اولین انتخاب سیاسی جشنواره کن، باید گفت جشنواره سیاسی کن.
سلبریتی‌های جوگیر.
اما در میان این موج عصبانیت از وطن‌فروشی فیلم عنکبوت مقدس تعدادی از سلبریتی‌ها مثل همیشه جوگیر شدند و نخل طلا را به زهرا امیر ابراهیمی تبریک گفتند: بهرام رادان نوشت: حالا بر قله دنیا قرار گرفتی!
سام درخشانی هم برای این بازیگر پیام تبریک فرستاد و نوشت: زهرا جان درسی شدی برای همه بی معرفت‌ها!
واضح است که این تبریک‌های کیلویی از فهم ناقص و درک پایین این سینماگران حکایت دارد که فکر می‌کنند جایزه جشنواره سینمایی در یک رویداد سیاست‌زده مثل کاپ تورنمنت ورزشی است و جایزه را به یک قهرمان می‌دهند.
 
روزنامه جوان
 
**
بی آبرویی کن
کن، فرانسه و بازهم اسلام‌هراسی
«نمایشی سخیف و ضدملی»؛ این را احتمالا بتوان محترمانه‌ترین و اجمالی‌ترین تصویر ممکن از آنچه تعدادی از سلبریتی‌ها و هنرمندان ایرانی در جشنواره کن از خود به نمایش گذاشتند خواند؛ نمایشی که تمنای دیده شدن با تن دادن به هر رفتار دون شأنی و به زبان آوردن هر سخنی در آن مشهود بود. هر چند حواشی درون‌صنفی و برخی افشاگری‌ها از سوی هنرمندان علیه یکدیگر سطح رسوایی و بی‌آبرویی این نمایش را بیش از پیش افزایش داد اما طرح ادبیات ضدملی و همراه و همصدا شدن با جریاناتی که ابایی از توهین به مقدسات و باورهای مردم ندارند باعث شد افکار عمومی نیز واکنش منفی نسبت به رفتار جمعی از هنرمندان حاضر در این جشنواره نشان بدهد. 
به گزارش «وطن‌امروز»، حالا بیش از یک دهه از سناریوی مرجعیت‌بخشی به هنرمندان و سلبریتی‌ها می‌گذرد. انتخابات سال88 و حوادث بعد از آن را می‌توان نقطه آغازینی بر تلاش جریانات سیاسی و رسانه‌های فارسی‌زبان خارج کشور برای بخشیدن مرجعیت سیاسی به هنرمندان دانست؛ امری که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال‌های 92 و 96 نیز پی گرفته شد و به موازات آن با گسترش حوزه نفوذ شبکه‌های اجتماعی تثبیت شد. در این ایام جریانات سیاسی غربگرا نیز بیشترین سرمایه‌گذاری خود را معطوف به حفظ مرجعیت این گروه و تبدیل آنها به تریبون خود در جامعه داشتند تا جایی که سال97 سعید حجاریان صراحتا از لزوم طرح سخنان جریان اصلاحات از زبان سلبریتی‌ها سخن گفت و آن را نقشه راه سیاسی این جریان دانست. در چنین فضایی هنرمندان، سلبریتی‌ها و حتی بخشی از ورزشکاران دوام خود را در میدان‌داری سیاسی و میزان همراه کردن افکارعمومی با خود دانستند. این گروه حالا در پیش و پس از هر حادثه به دنبال فرصتی برای مطرح کردن خود می‌گشتند که جشنواره‌های خارجی یکی از مهم‌ترین این فرصت‌ها بود. حالا دیگر فراتر از ساخت فیلم‌هایی که روایتی همسو با روایت دولت‌های غربی از داخل ایران داشت، تریبون‌های این جشنواره‌ها نیز تبدیل به یکی از مکان‌ها برای خودنمایی سلبریتی‌هایی می‌شد که عملا بدگویی علیه کشور خود را رمز بقا و پیشرفت می‌دانستند. 
جشنواره کن و حواشی فضاحت‌باری که برخی سلبریتی‌ها و هنرپیشه‌های ایرانی در آن خلق کردند را می‌توان ادامه مسیری دانست که از سال‌ها پیش شکل گرفته بود. رفتارهای عجیب از سوی بازیگری که سعی داشت با پا گذاشتن بر عرف جامعه ایرانی، خود را بیش از پیش در قاب دوربین‌ها بگنجاند، در کنار اظهارات بازیگری که خیال داشت با تخریب وطن و تکرار ادعاهای ضدایرانی جایزه‌ای برای خود دست و پا کند همگی نشان از یک واقعیت داشت و آن هم نبود هیچگونه تعهد ملی در رفتارهای یک گروه مرجع جدید بود. آبروریزی ملی آن هم از سوی چهره‌هایی که حالا موفقیت خود را در این رسوایی جست‌وجو می‌کردند تا جایی پیش رفت که حتی برخی از جریانات هنری هم این صحنه را به مثابه یک سقوط آزاد برای سینمای ایران مورد ملامت قرار دادند. 
 
* جایزه به شرط فحاشی
گذار از فحاشی علیه نظام و کشور به عنوان یک ژست روشنفکری به ابزاری برای تضمین موفقیت در جشنواره‌های خارجی تا جایی پیش رفته که یکی از هنرپیشه‌های حاضر در این جشنواره مدعی شده از اول صبح و بیدار شدن مشغول مبارزه است. هرچند این گفته مضحک با واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز مواجه شد اما چنین رویه فلاکت‌‌باری که سعی دارد با توجه خریدن از غربی‌ها برای خود جایگاهی دست و پا کند باعث شده برخی هنرپیشه‌ها تن دادن به هر خفتی و تکرار هر ادعای ضدایرانی را به عنوان بخشی از کارویژه خود مدنظر قرار دهند. 
چند ماه پیش، همزمان با عدم موفقیت فیلم اصغر فرهادی در داخل و خارج از کشور بود که وی به عنوان یکی از نمادهای نمایش‌های ضدایرانی در خارج از کشور ادعاهای رادیکال و بی‌اساسی را برای افزایش احتمال موفقیت اثرش مطرح کرد. هرچند این حربه هم کمکی به موفقیت وی و کاهش فشارهایی که ناشی از برخی ادعاها درباره کپی بودن فیلمنامه اثرش بود نداشت. در این میان، یکی از عجیب‌ترین تناقض‌ها در رفتارهای این‌چنینی از سوی هنرپیشه‌ها ادعایی است که درباره استقلال خود و آثارشان دارند. برای نمونه هنرپیشه‌هایی که مهم‌ترین آثارشان پروژه‌های دولتی بوده یا با جوایز جشنواره‌های دولتی شناخته شده‌اند به یکباره خود را هنرمندانی مستقل معرفی می‌کنند که حتی در داخل کشور محدودیت‌های فراوانی داشته‌اند!
 
* لکنت زبان برای شرح جنایات خارجی علیه ایرانیان
سلبریتی‌ها به موازات همه ادعاهای‌ تند و رادیکال‌شان علیه نظام و کشور، هنگام حضور در جشنواره‌های خارجی و قرار گرفتن مقابل خبرنگاران غربی لکنت زایدالوصفی برای بیان جنایات دولت‌های غربی علیه مردم ایران دارند. تقریبا هیچ موردی در سال‌های اخیر نبوده که هنرپیشه‌ای از این تریبون برای بیان تاثیر تحریم‌های ظالمانه غرب بر زندگی و معیشت مردم، ترور فرماندهان و دانشمندان ایرانی و رویکرد ایران‌هراسی دولت‌ها و رسانه‌های غربی سخنی بگوید. چنین رویه مزورانه و خفت‌باری باعث شده اساسا سلبریتی‌ها هرگونه رسالت ملی را برای خود امری مذموم به حساب آورده و از آن دوری کنند. 
نمایش مفتضحانه جمعی از هنرپیشه‌های ایرانی در کن، فارغ از نتایج و سرانجام سینمایی‌اش، حامل پیام‌های سیاسی نیز بود. این نمایش بخوبی نشان داد سپردن نمایندگی مردم ایران به افرادی که هیچ رنج مشترکی با آنان ندارند و حتی موفقیت خود را در همصدا شدن با دشمنان این کشور جست‌وجو می‌کنند، می‌تواند به خلق چنین سیرکی منتهی شود. گروهی که خود هر روز پرده از رسوایی‌های جدیدی علیه یکدیگر برمی‌دارند و برای دیده شدن ابایی از توهین به مقدسات مردم ندارند، شایستگی نمایندگی این مردم و سختی‌های‌شان را ندارند.
***
کن، فرانسه و بازهم اسلام‌هراسی
گروه فرهنگ و هنر: آخرین باری که یک نفر از نیش عنکبوت در استرالیا درگذشت، مربوط به سال ۱۹۸۱ می‌شود اما در 5 سال اخیر صدها هزار نفر توسط سیاست‌های غرب برای فروش اسلحه و غارت منابع اولیه مردم کشته شده‌اند. «پول» سوار بر رسانه‌ها در حال قربانی گرفتن است و برای توجیه افکار عمومی و قضاوت جهانی، دشمن‌سازی می‌کند. بهترین و قدرتمندترین دشمن نیز در این عصر جدید «شیعه» است. گویی جهان غرب پشت تمام حریفان و دشمنان خود را به خاک مالیده اما در مقابل تفکر شیعی کم آورده است. وقتی 20 میلیون دلار برای یک جشنواره معتبر در سطح جهانی هزینه می‌کند و به جای آنکه «هنر را برای هنر» ببیند، «هنر را به خدمت سیاست» می‌گیرد، نشان‌دهنده آن است که کم آورده است. در پی اقدام موهن و سیاسی جشنواره فیلم کن در توجه به فیلم ضعیف و موهوم «عنکبوت مقدس» و جریحه‌دار شدن باورها و اعتقادات شیعیان جهان، سازمان سینمایی با محکومیت این اقدام، بیانیه‌ای صادر کرد. 
متن این بیانیه به این شرح است: «عرصه فرهنگی در جهان همواره محل پاسداشت ملت‌ها و ارج نهادن به ارزش‌های جامعه بشری بوده است؛ ارزش‌هایی که ریشه در اعتقادات و باورهای مردم و کشورها دارند و در این میان جشنواره‌های بین‌المللی سینمایی عموما با شعار توجه به هنر هفتم و انعکاس تولیدات فاخر کشورهای جهان رخ می‌نمایند، لیکن سال‌هاست که شاهد آن هستیم اصحاب زور و تزویر با رخنه در این رویدادها یا پایه‌گذاری جشنواره‌هایی که نقش ابزار جنگی آنها را در مواجهه با آحاد آزادی‌خواهان جامعه جهانی دارند، در تلاشند که منویات سیاسی خود را بر عرصه هنر حقنه کنند و آنچه ماحصل آن شده است به اضمحلال رفتن ارزش هنری و وجه حرفه‌ای این رویدادهاست. این بار نیز در جشنواره فیلم کن که تحت سیطره و فرامین دولت فرانسه برگزار می‌شود شاهد آن بودیم که ساخته‌ای نه‌تنها صرفا سیاسی بلکه شب نامه سخیف تصویری که ماحصل ذهن مشوش فردی دانمارکی ایرانی‌تبار و برآمده از زر استکبار است و به اعتقادات و ارزش‌های میلیون‌ها مسلمان و جمعیت عظیم شیعیان جهان توهین کرده مورد توجه این جشنواره قرار گرفته است. 
این سیاهه‌ تصویری با سوگیری اجتماعی، مذهبی و تحقیر باورهای آیینی ایرانی- اسلامی درصدد است مسیری را رود که سلمان رشدی‌ها در آیات شیطانی و آتش‌زنندگان قرآن کریم رفته‌اند غافل از اینکه «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ‌الله بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ». در حالی فیلم موهن «عنکبوت مقدس» با ارائه چهره‌ای مخدوش از جامعه‌ ایرانی و با توهین آشکار به باورهای متعالی شیعیان در این جشنواره مورد تقدیر قرار گرفته که با انتخاب سیاسی این اثر ضعیف به عقیده بسیاری از منتقدان و کارشناسان بین‌المللی جای سوال مهمی در کارنامه حرفه‌ای این جشنواره بین‌المللی به جا گذاشته است. 
سازمان سینمایی، ضمن محکومیت این اقدام جشنواره مذکور و اعلام برائت خود و سینماگران از عوامل این اثر سیاه تصویری بر این نکته تاکید می‌کند که فرانسه و جشنواره فیلم کن باید نسبت به احساسات جریحه‌دار شده میلیون‌ها شیعه مسلمان در جهان پاسخگو باشند و این لکه ننگ ضد فرهنگی را از کارنامه حرفه‌ای خود بزدایند. در انتها مطمئنیم که راه نورانی اسلام و جبهه حق در میان این آماج حملات فرهنگی بیش از پیش و متحدتر از قبل در سپهر فرهنگ و هنر خواهد درخشید».
«اقتصاد سیاسی» به صورت تخصصی از سال 1994 میلادی به بعد در جشنواره‌ها و فضای رسانه‌ای غرب حکمفرما بوده؛ سلبریتی‌سازی و معروفیت افراد با توجه به اندیشه‌های سیاسی سرمایه‌داری رخ داده است. هر چند که نمی‌توان با این نوع نگاه موج‌سواری رسانه‌ای مقابله کرد اما گاهی پیشگیری بهتر از درمان است. 
همچنین «محمود بابایی» تهیه‌کننده فیلم «بدون قرار قبلی» درباره اطلاعات خود از فرآیند ساخت فیلم «عنکبوت مقدس» گفت: تا جایی که اطلاع دارم این فیلم با همین کارگردان و 2 تهیه‌کننده ایرانی قرار بود در ایران ساخته شود اما زمانی که به جای ایران سراغ کشور اردن رفتند، می‌شد حدس زد پروژه چه سرانجامی پیدا خواهد کرد. آنها در ایران حتی کارهای پیش‌تولید را هم پیش برده و به مرحله انتخاب لوکیشن هم رسیده بودند اما در نهایت این کارگردان تصمیم گرفت فیلم خود را در اردن مقابل دوربین ببرد. همان زمان براساس فیلمنامه‌ای که خیلی از دوستان خوانده بودند، قابل حدس بود که چه اتفاقی قرار است رخ دهد. من هم هنوز فیلم را ندیده‌ام اما از تیزر منتشر شده و تصویری که از شهر مشهد در این تیزر موجود است می‌توان حدس زد چه نگاهی بر فیلم حاکم است. تهیه‌کننده «بدون قرار قبلی» بیان کرد: جشنواره کن با توجه به ایدئولوژی و سیاست‌هایش به فیلم «عنکبوت مقدس» جایزه می‌دهد اما در مقابل جشنواره فجر این کار را نمی‌کند. ما بسیار به دوستان گفتیم که این بی‌توجهی را نکنید.
گفتمانی که در تقابل با این اتفاقات به صورت تجربی ثابت شده، اینکه در تمام ادوار گذشته وقتی دین و مذهب مورد هدف «اقتصاد سیاسی» و نگاه سرمایه‌داری قرار گرفته، اتحادی ناخواسته بین مردم تنیده شده است. همه طیف‌ها هر چند که با هم اختلافات ناچیزی داشته باشند، در مقابل اینگونه توهین‌ها متحد شده‌ و سوءاستفاده‌های غربی را محکوم کرده‌اند. جهان غرب با تمام لوازمش اگر چه رسانه‌های دنیا را در دست دارند و با سیاست‌های خود، یکه‌سواری بر اذهان جهانیان می‌کنند اما در این یک مورد همیشه با شکست مواجه شده‌اند. 
این شکست نیز تنها به این دلیل است که دین، مذهب و بالاخص امام رضا(ع) در میان دل‌های مردم حضور دارد. امام رضا(ع) فارغ از خط‌کشی‌های سیاسی و دوقطبی‌سازی‌های موجود در بین تمام ایرانیان و شیعیان جهان به عنوان یک خط قرمز است؛ هزاران جشنواره کن با قهرمان‌سازی و سلبریتی‌سازی‌های دروغین، قادر نیست امام رضا(ع) را از دل‌ها و اذهان شیعیان جهان پاک کند. 
فیلم «عنکبوت مقدس» در ژانر درام دلهره‌آور و جنایی، به نویسندگی علی عباسی و افشین کامران بهرامی و کارگردانی علی عباسی محصول سال ۲۰۲۲ است که در جشنواره کن با نگاه سیاسی حاکم بر جشنواره، برای رقابت برای نخل طلای جشنواره فیلم کن ۲۰۲۲ انتخاب شد. 
 محمد سلحشور
 
***

** حمایت اصلاح طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا(ع)

در مراسم اختتامیه هفتادوپنجمین دوره جشنواره فیلم کن در فرانسه(جشنواره ای که به رویکرد نژادپرستانه، سیاست زده و ضددینی مشهور است) جایزه بهترین بازیگر زن به «زهرا امیرابراهیمی» تعلق گرفت. وی این جایزه را به دلیل بازی در فیلم ضدایرانی و ضددینی «عنکبوت مقدس» دریافت کرد.

این فیلم موهن توسط گروهی از ایرانیان ترک وطن کرده در اردن ساخته شده است. فیلم عنکبوت مقدس تصویری به شدت مشمئزکننده از مردم ایران و عقاید آنان به نمایش می گذارد. این فیلم رفتار یک قاتل زنجیره‌ای که در اثر اختلال روانی اقدام به قتل می‌کرد را به ارزش‌های ایرانی- اسلامی نسبت داده است!

بی بی سی فارسی آنقدر از محتوای این فیلم ضدایرانی و ضددینی ذوق زده شده بود که در مطلبی با عنوان «فیلم 'عنکبوت مقدس'؛ قتل زنان به نام خدا» نوشت: «فیلم به نقبی آشکار به دل باورهای کورکورانه مذهبی در یکی از سنتی ترین شهرهای ایران بدل می‌شود...  آشکار است فیلمساز عامدانه قصد آزار تماشاگرش را دارد...جایی که شخصیت اصلی در پایه چوبه دار عاجزانه از "امام رضا" کمک می‌طلبد.»

این سایت ضدایرانی در بخش دیگری از این مطلب نوشته است: «این فیلم دستاورد تازه‌ای را برای سینمای ایران در غربت رقم می زند: بازسازی جزء به جزء و حساب شده مشهد که تقریباً در همه صحنه‌ها تماشاگر را در فضایی که خلق کرده شریک می‌کند و مانع از فاصله احساسی ناخواسته تماشاگر (به دلیل محیط ناآشنا و غیرقابل باور) می‌شود...نمایش عبادت در کنار جنایت- و همین طور اشاره‌های آشکار به سابقه‌ قاتل در جبهه و حمایت ضمنی از او از درون حکومت، لایه‌های مختلفی را به اثر می‌افزاید و آن را به شکل جذابی، محلی و بومی می‌کند، گویی که فیلم نمی‌تواند در هیچ جایی دیگر اتفاق بیفتد جز "مشهد مقدس". و فیلمساز ابایی ندارد این تقدس را به زیر سوال ببرد.»

بی بی سی فارسی با ذوق زدگی از محتوای ضد دینی و ضدایرانی این فیلم تمجید کرده و از کارگردان این فیلم به دلیل جسارت در توهین به مقدسات مسلمانان تقدیر کرده است. در این فیلم موهن و ضد دینی و ضدایرانی، در ابتدای فیلم نمای شهر مشهد در شب نمایش داده می شود که شبیه تار عنکبوت است و در مرکز تار عنکبوت هم حرم امام رضا(ع) قرار دارد!

این فیلم موهن فراتر از یک فیلم علیه حاکمیت در ایران است و با بی شرمی و گستاخی، مقدسات مردم ایران و ارادت آنان به امام رضا(ع) را مورد هجمه و توهین قرار داده است. دیگر رسانه های ضدایرانی وابسته به آمریکا، انگلیس و آل سعود نیز به تعریف و تمجید از این فیلم پرداختند.

با اینحال روزنامه های اصلاح طلب همصدا با رسانه های ضدایرانی با ذوق زدگی از این فیلم موهن استقبال کرده اند.

در همین رابطه روزنامه سازندگی- ارگان حزب کارگزاران- که گردانندگان آن پیش از این در یک روزنامه دیگر همصدا با توهین کنندگان به ساحت پیامبر اعظم(ص) تیتر «من هم شارلی هستم» را انتخاب کرده بود، در مطلبی با عنوان «نخل طلا برای دختر فراموش شده» نوشت: «زهرا امیرابراهیمی از ابتدای این جشنواره به دور از هر حاشیه خواسته و ناخواسته ای روی فرش قرمز کن با ظاهری آراسته حاضر شد و عاقبت هم به عنوان برنده بزرگ به خانه رفت».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت: «اصغر فرهادی به عنوان یکی از اعضای هیات داوران نقش مهمی در اهدای این جایزه به امیرابراهیمی داشت و عده ای او را مسبب اعطای نخل طلا به این بازیگر می دانند

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

همچنین روزنامه اعتماد در مطلبی با عنوان «شب تاریخی سینمای ایران» نوشت: «جایزه بازیگری نقش اول زن اما به «زهرا  امیرابراهیمی» بازیگر فیلم «عنکبوت مقدس» رسید؛ بازیگری که توانست با بازی خوبش در فیلم آخر «علی عباسی» چشم‌ها را خیره کند. او هنگام گرفتن جایزه از سختی‌هایی که در این سال‌ها، دور از وطن تحمل کرده است، حرف زد و گفت که سینما زندگی‌اش را نجات داده است. متاسفانه ایران و ایرانی‌ها هیچ جایزه دیگری نبردند

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

روزنامه شرق نیز در مطلبی با عنوان «همدردی سینماگران ایران با دادغ دیدگان متروپل» نوشت: «دریافت اولین جایزه بازیگری زن در جشنواره کن امسال، افتخاری بود که «زهرا امیرابراهیمی» به مجموعه جوایز جهانی ایران اضافه کرد. زهرا امیرابراهیمی در فیلم «عنکبوت مقدس» نقش روزنامه‌نگاری را بازی می‌کند که وارد دنیای قاتل ۱۶ زن در مشهد می‌شود. بازی او توانست تحسین هیئت داوران را به دنبال داشته باشد و لحظات شادی را برای مردم ایران به همراه بیاورد. این جایزه با استقبال فراوان مردم ایران روبه‌رو شد که این روزها دل‌نگران و غم‌دیده، فاجعه «متروپل» آبادان را پیگیری می‌کنند.»

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

برخی فعالین اصلاح طلب از جمله آذر منصوری و محمدعلی ابطحی نیز از این فیلم موهن و ضددینی استقبال کرده اند. نکته قابل تأمل اینجاست که ابطحی صراحتا اذعان کرده که اصلا نمی داند محتوای این فیلم چیست اما از آن حمایت می کند! این دقیقا منطق طیف اصلاح طلب در دیگر موضوعات از جمله برجام و FATF و...است.

این اولین بار نیست که جریان اصلاح طلب از یک پروژه ضددینی و ضدایرانی حمایت می کند. با مرور روزنامه ها، سایت های خبری و کانال های تلگرامی منتسب به طیف اصلاح طلب، موارد بسیار زیادی از توهین به مقدسات و جسارت به ائمه اطهار و تمسخر باورهای دینی مردم مشاهده می شود.به عنوان نمونه «علیرضا علوی تبار» از افراطیون اصلاح طلب پیش از این در اظهارنظری تأمل برانگیز گفته بود: «ما پیشرفت نمیکنم چون در جامعه ما هنوز خدا نمرده است»!

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

 

** ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

«معصومه ابتکار» معاون سابق رئیس جمهور در دولت روحانی که اکنون سالهاست فرزندش در آمریکا ساکن است، در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفت: «یکی از مهم‌ترین رویارویی‌های ما با کاسبان تحریم در ماجرای بنزین پتروشیمی نمایان شد. به خاطر تحریم‌های سال‌های ۸۸ و ۸۹، واردات بنزین ایران تحریم شد. گروهی با یک راه‌حل غیر استاندارد پیشنهاد دادند که از طریق افزایش میزان آراماتیک بنزین، تلاش کردند حجم بنزین را بالا ببرند. در آن زمان من در شورای شهر تهران حضور داشتم و بلافاصله هشدار دادم. می‌دانستم که اثر این تولیدات در گسترش سرطان خون افراد چگونه خواهد بود. اما تهدیدات همین کاسبان تحریم گسترش پیدا کرد و فشارهای فراوانی وارد ساختند تا ما این موضوع را رها کنیم.»

وی در ادامه گفت: «مجموعه این تحرکات توسط کاسبان تحریم، برنامه‌ریزی و اجرا می‌شد و ظرفیت‌های زیادی از کشور را هدر داد. خوشبختانه بنزین پتروشیمی کاملا از رده خارج شد و تولیدات بنزین کشور در مسیر استانداردسازی قرار گرفت. البته همچنان سایه تحریم‌ها در رشد این بخش نمایان شد.»

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

ابتکار در اظهارات مذکور به تحریم های سال ۸۸ و ۸۹ اشاره کرده است. این تحریم ها دقیقا ماحصل اقدامات جریان فتنه در آن مقطع است. قطعنامه ۱۹۲۹ دقیقا در اولین سال فتنه ۸۸ و با هدف کمک به جریان فتنه در ایران صادر شد.

روزنامه لس آنجلس تایمز ۲۸مهر ۸۸ از زبان «جان‌ هانا» مقام وقت آمریکایی فاش کرد: «مطمئناً پیامی که از گردهمایی فعالان اپوزیسیون ایران-که درمیان آنها افراد نزدیک به سران جنبش سبز حضور داشتند- شنیدم، این بود که تحریم باید اعمال شود و باید هرچه شدیدتر باشد؛ تحریم باید بصورت شوک‌ وارد شود که فلج کند و نه به صورت واکسن». بر همین اساس قطعنامه سنگین ۱۹۲۹ دقیقا در سالگرد فتنه ۸۸ و با هدف کمک به فتنه گران به ملت ایران تحمیل شد. در حقیقت قطعنامه سنگین و ضدایرانی ۱۹۲۹ که در سالگرد فتنه ۸۸ علیه ملت ایران صادر شد، نتیجه عملکرد افراطیون اصلاح طلب است.

و اما درباره ادعای ابتکار درخصوص بنزین پتروشیمی ها گفتنی است، در مهرماه ۱۴۰۰ گزارش کمیسیون اصل ۹۰ مجلس در رابطه با توقف تولید بنزین پتروشیمی‌ها به بهانه آلودگی آن و نقش دولتمردان سابق در این موضوع به قوه قضائیه ارسال شد.

در سال ۹۲ و با شروع به کار دولت روحانی، موضوع آلوده بودن بنزین تولیدی و سرطان‌زا بودن آن به واسطه میزان زیاد بنزن، موج نگرانی جدی را برای مردم به همراه داشت که درپی آن کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی با دعوت از مسئولان و کارشناسان در این حوزه  به موضوع ورود کرد.

بر اساس گزارش کمیسیون اصل ۹۰، زنگنه و ابتکار تعهدات شرعی و قانونی خود را در زمینه عدم اعلام مطالب خلاف واقع و غیرمستند را نقض کرده ‌اند و این موضوع تشویش اذهان عمومی، اشتباه محاسباتی، خسارت میلیاردی به بیت المال، تضییع حقوق عامه و ایجاد موانع برای کارکنان وظیفه‌شناس در انجام وظایف محوله را به همراه داشته است.

در ادامه این گزارش آمده است: به موجب مواد ۶۹۷ و ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی از دستگاه قضایی در خواست می شود نسبت به تعقیب، محاکمه و اعمال مجازات مقرر قانونی نامبردگان اقدام مقتضی بعمل آید.

علی خضریان نماینده مجلس و سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰- آبان ۱۴۰۰- گفته بود: «در نشست علنی مجلس گزارش ‌کمیسیون اصل نود درباره رسیدگی به تخلفات وزارت نفت و سازمان حفاظت محیط زیست پیرامون گزارش ناصحیح درخصوص بنزین تولیدی صنایع پتروشیمی قرائت شد. موضوعی که با ادعای آلودگی بنزین تولیدشده و بحث سرطان‌زا بودن، نگرانی‌های جدی را در سطح جامعه ایجاد کرده بود. اما در همین زمان آقای ‌بیژن زنگنه و خانم ‌معصومه ابتکار با ارائه داده‌های غلط به رسانه‌ها و نیز در مکاتبات رسمی، بحث آلودگی ریفرمیت دریافتی از پتروشیمی‌ها را مطرح می‌نمایند و با حذف تولید داخلی، واردات گسترده بنزین غیراستاندارد، از طریق واسطه‌ها آغاز می‌شود!».

سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ در ادامه تصریح کرد: «با عنایت به اینکه مدیران دستگاه اجرایی برابر ‌قانون از اعلام مطالب خلاف واقع و غیرمستند منع شده‌اند؛ آقای زنگنه و خانم ابتکار با نقض این تعهد شرعی، قانونی و اخلاقی باعث تشویش اذهان عمومی، اشتباه محاسباتی و خسارت میلیاردی به بیت‌المال شده و به قوه قضاییه جهت ‌مجازات معرفی شدند.»

لازم به ذکر است که ما در حوزه بنزین تحت تحریم قرار داشتیم. برخی مدیران دولتی- در دولت روحانی- تاکید داشتند که نباید پالایشگاه ساخته شود و ما باید واردکننده بنزین باشیم. اما با ساخت پالایشگاه ستاره خلیج فارس، ضمن خودکفایی در تولید بنزین، تحریم های ضدایرانی نیز بی اثر شد.

***

روزنامه کیهان نوشت: هفتادوپنجمین دوره جشنواره فیلم کن در فرانسه، روز گذشته با برگزاری مراسم اختتامیه و اهدای جایزه به برگزیدگان تمام شد. این دوره از جشنواره کن نیز مانند دوره‌های اخیر آن، بیش از هنر و سینما به سمت تبلیغ سیاسی و ایدئولوژیک رفت. آنچنان‌که مراسم افتتاحیه این جشنواره با پخش پیام تصویری زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین برگزار شد. اتفاقی که واکنش انتقادآمیز ژان لوک گدار کارگردان نامدار فرانسوی را برانگیخت که در مصاحبه با روزنامه لیبراسیون گفت: «[جشنواره] کن هم یک سلاح تبلیغاتی است. آنها هر چه باشد کارشان تبلیغ زیبایی‌شناسی غربی است.» و ایران امسال هم مثل همیشه هدف این سلاح تبلیغاتی قرار گرفته است.

جشنواره کن ۲۰۲۲ نیز با همین رویکرد سیاست زده و ضدنژادی اقدام به انتخاب فیلم‌ها و سینماگران ایرانی زد. به این ترتیب که آثاری توهین‌آمیز علیه ایرانیان و دین اسلام را به عنوان نماینده سینمای ایران انتخاب کرد! بنابر اظهار نظر حاضران در جشنواره کن امسال، فیلم‌های ایرانی پذیرفته شده در کن ۲۰۲۲ بیش از قوت هنری و سینمایی به خاطر تصاویر ضدایرانی و ضداسلامی پذیرفته شدند.

یکی از این آثار، فیلم «عنکبوت مقدس» بود که بیش از فیلم سینمایی به عنوان یک تبلیغ تصویری علیه مردم ایران و دین اسلام، قابل ارزیابی است. فیلمی که توسط گروهی از ایرانیان ترک وطن کرده در اردن ساخته شده است. بنابر گزارش‌های رسیده از کن، این فیلم تصویری به شدت مشمئزکننده از هموطنانمان نمایش می‌دهد؛ اما آنچه در فیلم «عنکبوت مقدس» برجسته‌تر است، محتوای ضداسلامی فیلم و تصویرسازی غیرانسانی این فیلم از مردم متدین ایران است.

فیلم «عنکبوت مقدس» یک سوژه تکراری را دستمایه خودش قرار داده است. این فیلم درحالی موضوع یک قاتل زنجیره‌ای را انتخاب کرده که یک فیلم ایرانی دیگر نیز با همین موضوع و با نامی تقریبا مشابه، سال قبل روی پرده سینماهای کشورمان رفت. نکته قابل تأمل این است که کارگردان فیلم مذکور نیز قبلا نسبت به این سرقت سوژه توسط همکار ترک وطن کرده‌اش اعتراض نموده بود.

فیلم «عنکبوت مقدس» رفتار یک قاتل زنجیره‌ای که در أثر اختلال روانی اقدام به قتل می‌کرد را به ارزش‌های ایرانی- اسلامی نسبت داده است! تا آنجا که بی‌بی سی فارسی، با تیتر «قتل زنان به نام خدا» به استقبال این فیلم رفته است!

جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن ۲۰۲۲ به بازیگر این فیلم که یک مهاجر سابقا ایرانی است اعطا شد و او در سخنان خود از درد و رنج مردم ایران و بخصوص آبادان عزیز گفت. او علی‌رغم اینکه در تمام این سال‌ها هیچ محدودیتی برای سفر به ایران نداشته ترجیح داده هرگز به ایران بازنگردد و درنتیجه سال‌هاست در انتخابی خودخواسته ارتباطی با مردم ایران نیز ندارد که اکنون داغدار رنج و درد آنها باشد! بر این اساس بهتر بود در تریبون این جشنواره از مشکلات و دردسرهای جامعه مهاجران در اروپا سخن می‌گفت. مشکلاتی که خودش در تمام این سال‌های سختی و بیکاری از نزدیک لمس کرده و طعم شهروند درجه دو بودن را چشیده است.

برای مثال فقط کافی بود اعتراف ماه گذشته پاپ فرانسیس(رهبر کاتولیک‌های جهان) را به زبان بیاورد که گفت: «ما نژادپرست هستیم. و این بد است، این واقعیت که بسیاری از کشورها بیشتر از پناهندگان اوکراینی جنگ زده استقبال می‌کنند تا پناهندگان سایر نقاط جهان، نامی ندارد جز نژادپرستی.» مسلما این درد بسیاری از مهاجران از جمله خود او در جامعه اروپا بود و مسلما با تکرار سخنان پاپ در جشنواره پناهندگی‌اش لغو نمی‌شد اگرچه ممکن بود دیگر به عنوان یک ایرانی(!) در جشنواره‌های غربی مطرح نشود. البته از کسی که برای ارتزاق روزانه‌اش مجبور به بازی در فیلمی ضدایرانی شده که نه تنها ایران بلکه حتی طعنه به بارگاه امام مهربان ایرانیان و شیعیان در مشهد را نیز روا می‌دارد؛ انتظار این حد از آزادگی بیجاست.

نظر اغلب منتقدین و کارشناسان سینمایی در کن، بازیگران دیگر بوده ولی جایزه را به بازیگر فیلم «عنکبوت مقدس» دادند چون روی این فیلم سرمایه‌گذاری کرده بودند اما به دلیل ضعف فیلم، نمی‌توانستند جایزه بهترین فیلم یا کارگردانی را به آن بدهند و برای اینکه این فیلم ضدایرانی و ضداسلامی را مطرح کنند، باید جایزه‌ای به آن می‌دادند که بازیگر مهاجر، به خاطر حاشیه‌هایی که در جشنواره ایجاد کرده بود مورد توجه قرار گرفت.

در قسمت دیگری از نمایش ضدایرانی کن عوامل یکی دیگر از فیلم‌های فارسی‌زبان برای هر چه بدبخت‌تر نشان دادن ایران و ایرانی گوی سبقت را در دروغ‌گویی از یکدیگر می‌ربایند. بازیگری که دیروز ادعا کرده بود شنای زنان در ایران ممنوع است و علی‌رغم دعوت مقامات فدراسیون شنای ایران برای تماشای مسابقات قهرمانی شنای زنان در کشورمان ترجیح داد سکوت کند و به روی خودش نیاورد، این بار مدعی خفقان شده و می‌گوید در ایران همه چیز ممنوع است و مردم هر روز از صبح تا شب مشغول جنگیدن با موانع هستند! و البته هیچ کس از او سؤال نکرد در صورت چنین خفقان و سرکوبی چگونه او توانسته در بیش از بیست فیلم و سریال نقش‌آفرینی کند، کتاب به بازار نشر بفرستد و از جشنواره‌های دولتی ایران جایزه دریافت کند!؟ و اصلا در صورت چنین خفقانی چه‌طور علی‌رغم این اظهارات رادیکال و خلاف واقعش در خارج از مرزها، آزادانه در داخل ایران رفت و آمد می‌کند!؟

او که در این سخنان ادعای دلسوزی برای مردم ایران را دارد پیشتر حاضر به نقش‌آفرینی در پروژه‌ای شد که فساد مالی تهیه‌کننده‌اش در غارت اموال مردم از صندوق ذخیره فرهنگیان کاملا آشکار شده بود. در واقع خانم بازیگر دستمزد میلیاردی‌اش را از اموال غارت شده فرهنگیان شریف ایران می‌گرفت و کاملا از این موضوع مطلع بود. او این روزها در حالی سردمدار مبارزه با مفاسد اخلاقی در سینمای ایران شده و هشتگ #می_تو می‌زند که تا دیروز خودش و همفکرانش از بانیان پروژه #ما_بی‌غیرتیم بودند!

نمایش ضدایرانی کن با اجرای بازیگران فارسی‌زبانش پرده‌های مضحک دیگری هم دارد. آنجا که مشخص می‌شود یکی از فیلم‌های حاضر که از قضا جایزه بهترین بازیگر زن را هم گرفته متهم به سرقت از یک فیلم‌نامه ایرانی است و کارگردانش سعی داشته با تطمیع افراد سوژه را از آن خود کرده با دور زدن قانون، برایش مجوز بگیرد و در نهایت ناکام مانده و مجبور به فیلم‌برداری یواشکی و تصویربرداری در خارج از ایران می‌شود. و یا آنجا که دیگر فیلم فارسی‌زبان حاضر در جشنواره که جایزه منتقدان را گرفته به صورت کاملا غیرقانونی و البته با همدلی مسئولان دولت قبل در ایران ساخته و به جشنواره کن فرستاده شده است. این حجم از فضای باز برای قانون شکنی بیش از آنکه نشانه آزادی در ایران باشد نشانگر هرج و مرج فرهنگی است.

اما تلخ‌ترین پرده نمایش ضدایرانی کن وقتی اتفاق افتاد که بازیگران این نمایش حتی برای یک بار حاضر نشدند با هم‌زبانان ایرانی‌شان هم‌دردی کنند و زبان به شکایت از اروپا و آمریکا به دلیل عدم پایبندی به تعهدات‌شان در قبال ایران و اعمال تحریم‌های غیرقانونی بگشایند.

آنها حتی به‌اندازه آلنا دوهان نماینده ویژه سازمان ملل در امور تحریم‌های یکجانبه، شرافت نداشتند تا در میان بدبخت‌نمایی‌های‌شان از مردم ایران فقط برای یک بار هم که شده انگشت اتهام را به سمت آمریکا و اروپا بگیرند و بگویند: «تحریم‎های یکجانبه آمریکا باعث نقض حقوق بشر می‎شود.» چون آنها اصلا با مردم ایران زندگی نمی‌کنند. آنها نشان دادند بیگانه از ایران و ایرانی، سربازان غرب برای تحقیر مردم ایران هستند. ژان لوک گدارکارگردان فرانسوی راست می‌گفت: «جشنواره کن یک سلاح تبلیغاتی است» و مردم ایران باز هم هدف این سلاح قرار گرفتند.


:: بازدید از این مطلب : 263
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 7 خرداد 1401

روز گذشته نیروی دریایی سپاه پاسداران دو فروند نفت‌کش یونانی را به دلیل تخلفات انجام‌گرفته در آب‌های خلیج‌فارس توقیف کرد. توقیف این دو کشتی پس‌ازآن صورت گرفته است که دولت یونان یک نفت‌کش روسی حامل نفت ایران را  به‌صورت علنی دزدیده و تحویل آمریکایی‌ها داد. اواخر فروردین‌ماه امسال گارد ساحلی یونان نفت‌کش لانا را در جزیره ائوبویا توقیف کرد. در حالی اتحادیه اروپا به بهانه تحریم نفتکش روسی را  متوقف کرده بود که بر اساس پروتکل‌های دریایی کشتی روس، نفت ایران را جابه‌جا می‌کرد و پرچم کشورمان روی عرشه آن در اهتزاز بود.

پس از اقدام غیرقانونی یونانی‌ها وزارت امور خارجه ایران سفیر یونان و نیز کاردار سوئیس در تهران را احضار کرده و سعی کرد با روش‌های دیپلماتیک به آتن اخطار لازم را بدهد، اما یونانی‌ها به‌جای اجرای قوانین کشتی‌رانی و دریانوردی در اقدامی عجیب تسلیم فشار غیرقانونی آمریکایی‌ها شده و نفت ایران را مصادره کردند. بر اساس گزارش شرکت انگلیسی اطلاعات دریایی لویدز لیست، ایالات‌متحده آمریکا نفت‌کش «آیس انرژی» را برای تحویل گرفتن محموله نفتی ایران، به یونان اعزام کرد و این محموله طبق درخواست وزارت دادگستری آمریکا، به این کشور تحویل شد. در آن زمان سازمان بنادر و دریانوردی کشورمان با صدور بیانیه‌ای، این اقدام دولت یونان را «مصداق بارز دزدی دریایی» دانست.

جمهوری اسلامی ایران سال‌ها تجربه مقابله با دزدان دریایی را در کارنامه خود دارد. نیروهای مسلح کشورمان بارها با اشرار مسلح در خلیج‌فارس، شمال باب المندب تا خطوط ساحلی سومالی و حتی اقیانوس هند مقابله و امنیت منطقه را در برابر اقدامات مسلحانه تأمین کرده‌است. اما با آغاز دوران «فشار حداکثری ترامپ» و اجرای قانون تحریم‌های ثانویه مدل دزدی دریایی تغییر کرده است! اگر روزگاری چند قایق کوچک شبانه و با تعدادی مسلسل ازکارافتاده به کشتی‌ها حمله کرده و به اموال و کارکنان آن صدمه می‌زدند؛ حالا  دولت‌های غربی به‌صورت علنی و در روز روشن کشتی‌های کشورهای مختلف را توقیف کرده و بار آن را می‌دزدند. به‌صورت طبیعی برخورد با این دزدی سازمان‌یافته و دولتی با دادن بیانیه دیپلماتیک و احضار چند سفیر و کاردار امکان‌پذیر نیست! ازاین‌رو رزمندگان سپاه پاسداران بارها با انجام عملیات‌های اطلاعاتی و تاکتیکی در خلیج‌فارس  ضربه سنگین به حیثیت این دزدان دریایی مدرن زده‌اند.

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

روزنامه صهیونیستی یدیعوت اخرونوت درباره اهمیت اقدامات عملیاتی سپاه پاسداران می‌نویسد:

توقیف نفت‌کش‌های ایرانی در منطقه طرحی بود که موساد آن را به‌عنوان «جنگ جدید نفت‌کش‌ها» پیش می‌برد. هدف آن بود که تهران به‌گونه‌ای تحت فشار قرار بگیرد که با اجرای تحریم‌ها و کنترل میدانی فروش نفت، فلج شده و حتی نتواند یک قطره نفت نیز صادر کند، اما سپاه ورق‌بازی را برگرداند.

این روزنامه عبری زبان در ادامه این گزارش مهم نوشته است:

وقتی نیروی دریایی سپاه کشتی انگلیسی «استنا ایمپرو» را به‌تلافی دزدی دریایی لندن در تنگه جبل‌الطارق متوقف کرد، اتاق عملیات اطلاعاتی مشترک متوجه شد که این بازی دیگر مثل قبل نیست؛ زیرا افسران ایرانی پرچم انگلیس را پایین کشیده و روی عرشه آن اذان پخش کردند. آن زمان حیثیت انگلیس بر باد رفت. زیرا وقتی سپاه می‌خواست نفت‌کش انگلیسی را توقیف کند، یک واحد نیروی دریایی انگلیس در ناو جنگی «اچ‌ام‌اس مونتروز» در یک پیام بی‌سیمی به فرمانده «استنا ایمپرو» تأکید می‌کند که به مسیر خود ادامه دهد؛ اما یکی از افسران سپاه که این مکالمه را شنود می‌کرد روی خط گفتگو میان انگلیسی‌ها آمده و از ناو جنگلی ملکه انگلیس می‌خواهد در ماجرا دخالت نکرده و مسیرش را عوض کند. فرمانده ارتش سلطنتی بریتانیا وقتی متوجه شد سپاه در اجرای عملیات جدی بوده و تعارفی با هیچ کس ندارد، مجبور به ترک آن منطقه شد!

 

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

پس از بی‌حیثیت شدن نیروی دریایی ملکه در خلیج‌فارس، ارتش رژیم صهیونیستی سعی کرد با انجام چند عملیات خرابکارانه جور کم‌کاری ناوهای جنگی غربی‌ها را در منطقه بکشد، این جنگ دریایی درنهایت به‌گونه‌ای رقم خورد که ژنرال «الیعاز چنی ماروم» فرمانده سابق نیروی دریایی اسرائیل در شرح آن در روزنامه «یسرائیل هیوم» نوشت: باختیم! جنگ دریایی از دو سال پیش و در سناریوهای مختلفی اجرا شد، اسرائیل نیز با حمله به نفت‌کش‌های ایرانی حامل سوخت برای سوریه به‌صورت علنی وارد آن شد، اما درنهایت ترابری تجاری اسرائیل دچار مشکل شده و کشتی‌های در مالکیت اسرائیل در سرتاسر جهان با چالش بزرگی مواجه شوند. اجرای این عملیات مایه سرافکندگی موساد است. 

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

در ماجرای سرقت محموله نفتی ایران در ساحل یونان؛ آمریکایی‌ها با نقض قوانین بین‌المللی و دریانوردی در مسیر انتقال انرژی اخلال ایجاد کردند. توقیف دو نفت‌کش یونانی نشان داد، آمادگی رزمی جمهوری اسلامی ایران در برخورد با عوامل اختلال‌گر قاطع و قطعی است. روزنامه واشنگتن‌پست در شرح این عملیات غرورآفرین نوشته است: دو نفت‌کش یونانی توقیف‌شده حامل ده‌ها هزار بشکه نفت صادراتی عراق، فروخته‌شده به ایالات‌متحده آمریکا، بودند که پس از بارگیری در بندر بصره در روز پنجشنبه، به مقصد ایالات‌متحده آمریکا به راه افتادند. نیروی دریایی سپاه پاسداران پس از شناسایی نفت‌کش‌ها و مالک محموله نفتی آن‌ها را توقف کرد.

بنا بر اطلاعات دریافتی، پهپادهای شناسایی سپاه پاسداران در آب‌های خلیج‌فارس دو کشتی یونانی را رهگیری کرده و درنهایت، پس از نزدیک شدن به موقعیت با عملیات نیروهای ویژه نیروی دریایی سپاه، توقیف‌ شده‌اند. نیروی دریایی سپاه با استفاده از قایق‌های تندرو دو نفت‌کش به نام‌های «پرودنت واریور» (Prudent Warrior) و «دلتا پوزایدون» (Delta Poseidon) به ترتیب در ساعت ۱۵ و ۱۸ به‌وقت‌تهران توقیف‌ کرده است. در این عملیات پرچم یونان پایین کشیده شده و درنهایت دو نفت‌کش به سمت بندرهای جنوب ایران هدایت شدند. آمریکایی‌ها پس از توقیف این دو نفت‌کش ادعا کرده‌اند که سیستم ناوبری آن‌ها خاموش شده است، درحالی‌که قبل از اجرای عملیات خدمه کشتی سیستم‌های رهیابی را از کار انداخته تا با چراغ خاموش از تنگه هرمز عبور کنند! توقیف دو نفت‌کش یونانی اشراف اطلاعاتی و رصد سپاه را به رخ حریف کشید.

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

توقیف دو کشتی یونانی در خلیج‌فارس در پاسخ به دزدی دریایی مشترک اروپایی‌ها و آمریکا چند پیام راهبردی برای منطقه دارد:

۱- در خلیج‌فارس یک قاعده ساده وجود دارد: اگر جمهوری اسلامی ایران نتواند نفت بفروشد؛ دیگران نیز نمی‌توانند!

۲- سرقت نفت‌کش ایرانی در اروپا، نشانه‌ای از قانون جنگل آمریکایی‌ها بود. در این بازی؛ حالا دزدان دریایی چشم آبی با همه تبصره‌های «قانون سپاه» در خلیج‌فارس به‌خوبی آشنایی پیداکرده‌اند.

۳- سرعت واکنش جمهوری اسلامی ایران و اشراف دقیق سپاه بر روی تنگه هرمز از یک‌سو و شناسایی سریع و عملیات هم‌زمان برای انتقال نفت‌کش‌ها از سوی دیگر هشداری مهم برای سایر کشورهای همکار با دزدان دریایی دارد. هر دولتی که برای کاخ سفید خوش‌رقصی کند باید هزینه اقدامات ضد ایرانی را نیز بپردازد. پیش‌ازاین کره جنوبی مشمول این قاعده مهم شده است. دولت‌هایی که در حمایت از «تحریم‌های ثانویه» آمریکایی‌ها با واشنگتن همکاری کنند برای عبور کشتی‌های خود از تنگه هرمز باید همیشه نگرانی‌های خاص داشته باشند.

۴- بچرخ تا بچرخیم! گروه دزدان دریایی بایدن نشان داد که بازگشت به شعار دیپلماسی تنها طبلی توخالی در ستاد جنگ روانی است، در عمل رئیس‌جمهور آمریکا همچنان تابع روحیات ترامپی است، بایدن اگرچه آلزایمر گرفته و بر امور شخصی خود نیز اشراف ندارد؛ اما مشاوران او به‌خوبی به یاد دارند که در دوره اوباما چگونه افسران ارشد آمریکایی در جزیره فارسی خود را خیس کرده و به‌زانو درآمدند.

۵- باز و بسته شدن تنگه هرمز معطوف به اراده جمهوری اسلامی ایران است، آنچه از خلیج‌فارس به خارج صادر می‌شود، به بازیگردانی تهران بستگی دارد و نه ناوگان پنجم دریایی متجاوزین در بحرین! کشورهای مختلف در شرایطی حق‌دارند از تنگه هرمز عبور کنند، که حرکت آن‌ها ضرری و ناامنی برای ایران نداشته باشد.

هفته گذشته وب‌سایت آمریکایی – صهیونیستی آکسیوس در گزارشی نوشت: بایدن به‌عنوان بخشی از سفر برنامه‌ریزی‌شده خود به خاورمیانه در پایان ماه ژوئن، به دیدار از عربستان سعودی فکر می‌کند. در این گزارش آمده بود که چند مقام آمریکایی پیش از سفر بایدن به منطقه به‌صورت محرمانه به ریاض رفته تا درباره شیوه فروش نفت سعودی در هنگامه جنگ در شرق اروپا مذاکره کنند. به گفته برخی منابع، برت مک‌گورک هماهنگ‌کننده امور خاورمیانه در کاخ سفید و آموس هوچستاین، نماینده وزارت امور خارجه در انرژی مخفیانه وارد عربستان شده‌اند.

 هم‌زمان با افزایش شعله‌های جنگ در اوکراین، دولت بایدن از عربستانی‌ها خواسته بود تا میزان صادرات نفت خود را افزایش دهند؛ در آن زمان سعودی زیر بار آن خواسته نرفت. به گفته مفسران سیاسی، حضور محرمانه دو مقام دیپلماتیک و امنیتی آمریکا به ریاض باهدف قانع کردن عربستان صورت گرفته تا آن را به‌عنوان دستاورد سفر بایدن در منطقه جا بزنند. به نظر می‌رسد که دولت عربستان به دلیل فشار شدید داخلی و گرفتاری در باتلاق جنگ در یمن با خواسته بایدن موافقت کرده و نفت بیشتری به بازار عرضه کند، در این سناریو اما یک مؤلفه مهم توسط آمریکایی‌ها نادیده گرفته‌شده است. قانون سپاه هر لحظه می‌تواند بایدن را در شطرنج منطقه مات کند؛ در این ماجرا دست روی دست زیاد است!

***

 محمد صرفی طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: حدود یک ماه پیش دولت یونان نفتکش «پگاس» را توقیف کرد. یونان اعلام کرده بود این نفتکش روسی را به دلیل تحریم‌های اتحادیه اروپا در پی جنگ اوکراین توقیف کرده است. پس از چند روز مشخص شد این نفتکش حامل نفت ایران بوده و نه روسیه، به همین دلیل یونان اقدام به آزادی نفتکش مذکور کرد.

چند روز بعد نام این نفتکش «لانا» شد و پرچم جمهوری اسلامی ایران را بر فراز خود نصب کرد. پس از آن دولت یونان یک‌بار دیگر این نفتکش را توقیف کرد.

دولت یونان از روز پنجشنبه اقدام به آغاز انتقال محموله نفتی «لانا» به نفتکش «آیس انرژی» - متعلق به یک شرکت این کشور- کرده است که احتمالاً تا اواسط هفته جاری به‌طول می‌انجامد و قرار است این محموله راهی آمریکا شود. به گفته برخی منابع، این توقیف و انتقال محموله نفت ایران، به درخواست وزارت خزانه‌داری آمریکا - به‌عنوان مرکز و اتاق جنگ اقتصادی واشنگتن علیه ایران- در حال انجام است.

در پی این اقدام دولت یونان، روز جمعه دو نفتکش این کشور- «پرودنت واریور» و «دلتا پوسایدن»- در آب‌های خلیج فارس از سوی نیروی دریایی سپاه پاسداران توقیف شدند. برخی منابع داخلی اعلام کرده‌اند ۱۷ نفتکش دیگر یونانی هم در خلیج فارس به سر می‌برند و ادامه حماقت آتن می‌تواند تبعات بیشتری برای این کشور داشته باشد.

همچنین چهارشنبه هفته گذشته وزارت خزانه‌داری آمریکا در اقدامی که مرتبط با اتفاقات اخیر است، اسامی ۱۰ تن با تابعیت‌های کشورهای مختلف از جمله ایران و ۹ شرکت را به بهانه همکاری با سپاه پاسداران و فروش نفت ایران در فهرست تحریمی خود قرار داد. آمریکا مدعی است این شبکه بین‌المللی فروش نفت ایران را تسهیل می‌کنند.

آنچه این روزها بین ایران و یونان می‌گذرد مرحله‌ای از یک نبرد دامنه‌دار و طولانی‌مدت میان واشنگتن و تهران است که این تقابل از چند منظر قابل تأمل و بررسی است؛

۱- پیش از هر چیز، این ماجرا که نخستین‌بار هم نیست اتفاق می‌افتد، نشان‌دهنده وضعیت واقعی دنیای امروز است که در آن اساساًً چیزی به اسم قاعده و قانون بین‌المللی وجود خارجی ندارد. در حالی که ایران از سوی شورای امنیت سازمان ملل تحت تحریم نیست و محدودیتی در فروش نفت ندارد اما آمریکا با تکیه بر تحریم‌های یکجانبه خود و برای رسیدن به اهدافی که مدنظر دارد، از هیچ اقدامی برای ضربه‌زدن به ایران رویگردان نیست.

دزدی نفت ایران و راهزنی دریایی تنها یک نمونه از این اقدامات خصمانه است. جنگ اقتصادی همه‌جانبه، اقدام به خرابکاری، ‌ترور و بمباران تبلیغاتی علیه نظام و مردم ایران از دیگر مصادیق این دشمنی است. نکته قابل تأمل و جالب ماجرا آنجاست که آمریکا در روز روشن و برخلاف همه قوانین بین‌المللی، اقدام به دزدی نفت ایران می‌کند و هم‌زمان مدعی است جمهوری اسلامی کشوری است که صلح و ثبات را در منطقه به خطر انداخته است! این میزان از وقاحت فقط از آمریکایی‌ها برمی‌آید.

۲- آمریکا در حالی اقدام به دزدی محموله نفت ایران کرده است که همچنان مدعی است به‌دنبال احیای برجام بوده و خواهان توافق با ایران است. تناقضات سیاسی آمریکا چیز جدید و تعجب‌آوری نیست. تعجب از برخی داخلی‌هاست که این آمریکای شیاد را رنگ کرده و انگشت اتهام را در مسائل مختلف به سوی ایران دراز می‌کنند.

ایران هر حرکتی در راستای منافع خود انجام بدهد، متهم به سنگ‌اندازی برای احیای برجام می‌شود اما قبله آمال آنها اگر نفت ایران را بدزدد لابد ‌اشکالی ندارد و اصلاً تقصیر خودمان است که زودتر کوتاه نیامدیم و امتیازات مدنظر آمریکا را تقدیم نکردیم!

۳- ظاهر ماجرا اقدام آمریکا را تهاجمی نشان می‌دهد اما در واقع این راهزنی دریایی، از سر خشم و استیصال است. فراموش نکنیم که هدف آمریکا در چند سال اخیر، صفر کردن فروش نفت ایران بوده است.

این سیاست را دونالد ‌ترامپ رئیس‌جمهور سابق آمریکا کلید زد و در حالی که جو بایدن مدعی بود که این سیاست - تحت عنوان کلی فشار حداکثری- اشتباه بوده و باید در آن تجدیدنظر کرد، اما پس از راهیابی به کاخ سفید در سال ۲۰۲۰ هیچ تغییری در آن به‌وجود نیاورد و دقیقاًً همان راه ‌ترامپ را در پیش گرفت. با این حال به اذعان خود آمریکایی‌ها این سیاست که جمهوریخواه و دموکرات نیز نمی‌شناسد، منتج به نتیجه نشده و نتوانسته است ایران را به زانو درآورد.

جمهوری اسلامی ایران از طرق مختلف مشغول فروش نفت خود است، با استفاده از سیستمی که رسانه‌های غربی به آن لقب «ناوگان اشباح» داده‌اند.

درآمد حاصل از این فروش نیز با روش‌هایی خاص وارد کشور می‌شود. دو ماه پیش روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال در گزارشی نوشت: ایران با یک «سیستم مالی مخفی» تحریم‌ها را دور می‌زند. به نوشته این روزنامه؛ «این سیستم مالی و بانکی مخفی، تهران را قادر خواهد ساخت تا این کشور محاصره اقتصادی خود را به‌راحتی تحمل کرده و از آن به‌عنوان اهرم فشاری در مذاکرات هسته‌ای استفاده کند.

این سیستم مالی پیچیده شامل حساب‌هایی در بانک‌های تجاری خارجی، شرکت‌های نیابتی ثبت‌شده در خارج از ایران، شرکت‌هایی که تجارت ممنوعه را مدیریت می‌کنند، و یک اتاق پایاپای معاملات در داخل ایران است که به این کشور کمک می‌کند تا به راحتی در برابر فشار دولت بایدن برای پیوستن مجدد به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ مقاومت کرده و برای خود زمان بخرد تا به پیشبرد برنامه هسته‌ای خود در حین مذاکرات ادامه دهد.» از این رو راهزنی آمریکایی‌ها را باید واکنشی از سر شکست و عصبانیت دانست.

۴- اغلب راهزنی‌های دریایی آمریکا با مشارکت کشور ثالث انجام می‌شود. آمریکا با فشار به برخی کشورهای ضعیف و وابسته، آنها را به اقدام در جهت اهداف خود و علیه منافع ایران وامی‌دارد. یونان اولین کشور از این دست نیست و احتمالاً آخرین آنها نیز نباشد. اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف دو نفتکش یونانی، طبیعی‌ترین و بهترین واکنش به مشارکت آتن در این راهزنی است.

این کشورها باید بدانند که اقدامات‌شان بدون هزینه نیست و هزینه سنگین و چند برابری آن را قاطعانه و سریع متحمل می‌شوند و باید پرداخت کنند. در این میان از هزینه‌سازی برای آمریکا به‌عنوان سردسته راهزنان نیز نباید غافل بود. این هزینه‌سازی می‌تواند مستقیم و متقارن یا غیرمستقیم و نامتقارن باشد.


:: بازدید از این مطلب : 306
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 30 ارديبهشت 1401
بی‌شک مهم‌ترین اقدام اقتصادی دولت سیزدهم طی ماه‌های اخیر اجرای طرح اصلاح نظام یارانه‌ها یا همان حذف ارز ترجیحی بوده است؛ طرحی که به اذعان اغلب کارشناسان باید زودتر از اینها و در زمانی که نرخ دلار آزاد در محدوده 10 هزار تومان بود انجام می‌شد تا تبعات منفی کمتری برای سفره مردم داشته باشد اما متأسفانه مدیریت منفعل دولت قبل با امروز و فرداکردن‌های متعدد ‌ترجیح داد تا اجرای این تکلیف قانونی به دولت بعدی محول شود تا احیانا از اثرات سوء سیاسی اقتصادی‌اش در امان بماند. 
به هر حال، الان بیش از یک هفته است که تکلیف قانونی حذف ارز 4200 تومانی را دولت سیزدهم بدون توجه به منافع زودگذر سیاسی و در نخستین سال صدارتش و فقط برای رعایت مصالح نظام و مردم انجام داده که اگر این‌گونه نبود یقینا عقل سیاست‌زده حکم می‌کرد همچون مدیران قبلی و برای حفظ محبوبیت اجتماعی، اجرای این عمل جراحی دردآور به سال‌های آخر دولت موکول شود تا اگر کاهش محبوبیتی هم رخ داد دیگر برای مدیران دولت مستقر مهم نباشد اما وقتی پای رضای خدا و مصلحت عامه در میان است این حرف‌ها خریداری ندارد.
نکته عجیب اینکه حالا همان جریان سیاست‌زده که هشت سال تمام فعالیت‌های کشور را معطل غرب کرده بود و حتی آب خوردن ما را هم منوط به برجام و نتیجه مذاکرات می‌دانست این روزها به جای کمک به اجرای بهتر طرح مردمی‌سازی یارانه‌ها باز هم فیلش یاد هندوستان کرده و مدعی است «بدون حل برجام طرح حذف ارز 4200 تومانی چشم‌انداز روشنی نخواهد داشت.»
در پاسخ به این ادعای نخ‌نما باید تأکید کرد برجام اگر خاصیتی داشت اول باید خودش را حفظ می‌کرد نه اینکه با امضای یک دیوانه در آمریکا بلافاصله به ضد خودش تبدیل شود و تحریم‌هایی که قرار بود بالمره لغو شوند را دو برابر کند! ضمن اینکه برجام کذایی حتی در دوره گل و بلبلش(اواخر سال 94و سال 95) هم نتوانست گره‌ای از اقتصاد ما بگشاید؛ شاهد اینکه، ولی‌الله سیف نخستین رئیس بانک مرکزی دولت روحانی در فروردین سال 95 (سه ماه پس از شروع برجام) با حضور در نشست شورای روابط خارجی آمریکا اذعان کرد «از تاریخ اجرای برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) تقریبا هیچ چیزی اتفاق نیفتاده است... ما نمی‌توانیم از وجوه مسدود شده در خارج از کشور استفاده کنیم... شرکای ما در برجام به الزامات خود عمل نکرده‌اند.» همچنین مرحوم اسدالله عسگراولادی که سال 94 عضو اتاق بازرگانی بود با رد بازگشایی ال‌سی در ساعات اولیه اجرای برجام گفته بود: 
«بازگشایی 1000 ال‌سی در ساعات اولیه برجام را به هیچ وجه قبول ندارم، چون یکشنبه کل دنیا تعطیل بوده و اصلا امکان چنین مسئله‌ای وجود نداشته است. برای بازگشایی ال‌سی تعامل با بانک‌های خارجی نیاز است، بنابراین وقتی بانک‌های خارجی تعطیل هستند چگونه می‌توان ال‌سی باز کرد؟ متأسفانه علی‌رغم اخبار منتشر شده درباره لغو تحریم‌های سوئیفت، تحریم سوئیفت همچنان پابرجاست و لغو آن دروغ است.»
جالب اینکه خود غربی‌ها هم برخلاف شیفتگان داخلی‌شان اعتراف دارند که برجام حتی در صورت احیا، آورده‌ای برای ایران نخواهد داشت. آذرماه سال قبل،جرارد آرود، سفیر سابق فرانسه در آمریکا در توئیتی نوشت: «حتی اگر برجام دوباره از سر گرفته شود، هیچ شرکت غربی جرأت نمی‌کند که حتی یک سنت در ایران سرمایه‌گذاری کند. 
هیچ بانک غربی برای هیچ معامله‌ای، با وجود تهدید بازگشت تحریم‌های آمریکا علیه ایران در سال، در ایران سرمایه‌گذاری نمی‌کند. یک‌بار کافی بود. ایرانی‌ها می‌دانند.»
به این اعترافات نتایج اقتصاد برجام‌زده در پایان دولت قبل را هم اضافه کنید: کسری بودجه 450 هزار میلیارد تومانی، تورم 
60 درصدی، خزانه منفی تا حدی که پولی برای پرداخت حقوق یکماه کارمندان دولت هم وجود نداشت، رشد اقتصادی نزدیک به صفر،‌ نرخ جذب سرمایه منفی 4/6 درصدی، رکود شدید ناشی از کرونا که روزانه 
تا 700قربانی می‌گرفت و... همه اینها نشان می‌دهد نه تنها برجام به همان شکل و شمایل سابقش دردی از اقتصاد ما دوا نمی‌کند 
بلکه بر دردها هم می‌افزاید مثل همین ارز 4200 تومانی که زائیده همان 
برجام کذایی است که علاوه بر افزایش 6 میلیارد دلاری قاچاق، موجبات حراج ۶۰ تن طلا (سکه) و ۱۸ میلیارد دلار ارز دولتی را فراهم کرد.
کسانی که امروز موفقیت جراحی اقتصادی دولت را منوط به احیای برجام می‌کنند در حقیقت بانیان افزایش فشار به مردم و کوچکی سفره آنها در گذشته و حال هستند. اینان همانا هستند که تا پیش از اقدام دولت در حذف ارز ‌ترجیحی توئیت می‌زدند «دو پوست موز زیر پای دولت است. اول ادامه دلار ۴۲۰۰ تومانی. دوم حذف دلار ۴۲۰۰ تومانی» و حالا که دولت حذف این ارز رانتی را با همراهی مردم به خوبی انجام داده و دست رانت‌خواران را از بیت‌المال کوتاه کرده است از یکسو صدایشان درآمده که چرا مردم آشوب نمی‌کنند؟! و از سوی دیگر با احتکار ویا کارشکنی در مدیریت توزیع کالا سعی در اختلال در طرح فوق را دارند. در همین روزهای اخیر معاون یکی از دستگاه‌های اجرایی با بیان اینکه قاچاقچیان و سودجویان درصدد بر‌هم زدن آرامش و معیشت مردم هستند، تصریح کرد: «فقط در یکی از استان‌ها631 تن روغن مایع احتکار شده بود.» سرپرست دادسرای انقلاب مشهد هم گفت: «هم‌اینک حداقل 2 پرونده‌ ترک فعل مسئولان در دادسرای مشهد در دست بررسی است. طبق بررسی صورت گرفته در روز پنجشنبه هفته گذشته - در مشهد- 
۳۰۰ تن کشتار مرغ صورت گرفت، اما فقط ۱۵۰ تن آن در بازار عرضه شد»!
این کارشکنی‌ها و احتکارات در کنار هجمه سنگین رسانه‌های غربگرای داخلی و خارجی به طرح یارانه‌ای دولت و یأس‌پراکنی‌های مداوم اینان علیه آینده این اقدام مهم نشان می‌دهد تیر دولت دقیقاً به هدف اصابت کرده و جیغ بنفش دشمنان ملت ایران از کاخ سفید گرفته تا نوکران داخلی‌شان را درآورده است . البته این سخن بدان معنا نیست که طرح دولت هیچ نقصی ندارد، اما آنچه که تاکنون انجام شده نشان از درستی کلیت طرح دارد و در عین حال باید در ادامه مسیر به برخی ملاحظات توجه کرد: 
اولا موضوع ارائه کالابرگ بطور جدی از سوی دستگاه‌های مسئول دنبال شود زیرا کالابرگ اثر تورمی به مراتب کمتری از یارانه نقدی دارد ضمنا اگر می‌خواهیم در این طرح اصلاحی، حمایت به جامعه هدف برسد و کم درآمدها به حداقلی از معیشت دست یابند با شیوه کالابرگ این امر مطمئن‌تر خواهد بود، در مسیر تهیه کالابرگ هم نباید مرعوب فضاسازی رسانه‌های برجام زده شد. ثانیا تکمیل سامانه‌های اطلاعاتی کمک بزرگی به اجرای هرچه بهتر طرح اصلاح یارانه‌ها می‌کند، نبود همین سامانه موجب شد تا طیفی از حذف شدگان از دریافت یارانه نسبت به این امر معترض باشند. سامانه‌های اطلاعاتی هرچقدر شفاف، کامل و به روز باشند قطعا دولت را در مسیر اجرای عدالت یاری خواهند کرد مثلا تکمیل نهایی و افتتاح سامانه جامع تجارت تأثیر بسزایی در کاهش قاچاق و احتکار کالا و نیز شفافیت در روند واردات و صادرات خواهد داشت. همچنین اجرای کامل قانون پایانه‌های فروشگاهی موجبات کاهش شدید فرار مالیاتی می‌شود. خوشبختانه زیرساخت بسیاری از این سامانه‌ها فراهم شده و فقط بایستی با مدیریت جهادی نسبت به راه‌اندازی نهایی آنها اقدام کرد هرچند این اقدام مخالفانی هم دارد و دارندگان امضاهای طلایی تمام تلاششان را برای عدم تکمیل این سامانه‌ها به خرج می‌دهند اما رویکرد دولت سیزدهم در شفافیت هرچه بیشتر اقتصاد و اقداماتی همچون انتشار اسامی ابربدهکاران بانکی بدون رعایت هیچ ملاحظه‌ای امیدها برای افتتاح سامانه‌های فوق را مضاعف کرده است.ثالثا نظارت مداوم بر اجرای صحیح طرح اصلاح یارانه‌ها و جلوگیری از افزایش بی‌رویه قیمت‌ها در غیر از کالاهای مشمول طرح، کمک فراوانی به آرامش هرچه بیشتر بازار خواهد کرد همچنین برخورد جدی دستگاه‌های قضایی و تعزیراتی با محتکران و مفسدان اقتصادی و رسانه‌های دعوت‌کننده به آشوب اقتصادی نقش مهمی در موفقیت روزافزون اصلاح یارانه‌ها خواهد داشت.
***
اشک تمساح بانیان وضع موجود برای معیشت مردم  
 
حمایت آشکار حزب اتحاد ملت از قاچاقچیان و رانت خواران
 
دولت سیزدهم در شرایطی زیر بار مسئولیت اداره کشور رفت که فجایع مدیریتی دولت قبل همچون طاعونی به جان اقتصاد کشور و معیشت مردم افتاده بود و تبعات سنگین تصمیمات غلط، غیرکارشناسی و همچنین سوءمدیریت دولت قبل را مردم با کاهش قدرت خرید و کوچک شدن سفره‌های خود متحمل می‌شدند، از این‌رو مهم‌ترین برنامه دولت مردمی سیزدهم، نجات اقتصاد کشور و معیشت مردم از میراث شوم دولت قبل قرار گرفت. 
در این میان اصلاح تصمیم ویرانگر تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی در دولت دوازدهم که میلیاردها دلار از ذخائر کمیاب ارزی را در شرایط جنگ اقتصادی بر باد داد و موجب ایجاد رانت و فسادهای جدی در کشور شد، در دستور کار قرار گرفته و اگرچه اکثر دولت‌های گذشته تصمیم‌ها و اصلاحات مهم اقتصادی به ماه‌های پایانی عمر دولت خود می‌گذاشتند تا تبعات آن به دولت بعدی برسد، اما آیت‌الله رئیسی و دولت مردمی سیزدهم با شجاعتی مثال‌زدنی، در سال اول فعالیت خود برای حل این معضل بسیار بزرگ و اصلاحات اساسی آن اقدام کرده‌اند.
خود می‌کُشند و خود تعزیه می‌دارند! 
در این میان اما طیف مدعی اصلاحات یا همان بانیان مشکلات موجود است که اکثریت مطلق دولت روحانی را در اختیار داشتند و از طرفی کارنامه فضاحت‌بار دولت قبل در کاهش ارزش پول ملی، افزایش سرسام‌آور قیمت مسکن و اجاره‌بهای مسکن، افزایش افسارگسیخته قیمت خودرو، سکه، لوازم‌خانگی، اقلام خوراکی و...همگی از نتایج حضور این جریان در قدرت بوده است، ظاهرا از این تصمیم مردمی و ضدفساد دولت سیزدهم آشفته و پریشان شده همسو با معاندان خارجی با دروغ و فرافکنی به نفع قاچاقچیان و رانت‌خواران علیه این تصمیم مردمی و ضدفساد دولت فضا‌سازی می‌کنند.
در تازه‌ترین نمونه حزب اصلاح‌طلب اتحاد ملت در بیانیه‌ای فرا فکنانه و سراسر دروغ ضمن تلاش برای تشویش اذهان و فریب افکار عمومی درباره اصلاحات اقتصادی دولت، سعی داشته‌اند خود را دلسوز مردم نشان دهند. 
اینکه رسانه‌های وابسته به انگلیس، آمریکا، اسرائیل و سعودی، از اقدام دولت برای «بازتوزیع عادلانه یارانه‌ها» و «توقف هدررفت ذخائر ارزی ایران» عصبانی باشند، کاملاً قابل فهم است.
اما مدعیان اعتدال واصلاحات، چرا باید مثل رسانه‌های نشاندار دشمن، عصبانی باشند و فضاسازی و هوچیگری کنند؟ یا مثل همان رسانه‌های بیگانه، تحریک به ایجاد اغتشاش و ناامنی کنند و البته شرمنده درایت و متانت ملت ایران شوند؟! این حجم از تطابق و هماهنگی با بیگانه، اتفاقی است؟
تشویش اذهان و فریب افکار عمومی با هجمه به دولت مردمی
این حزب اصلاح‌طلب در بیانیه‌ خود با وانمود‌سازی این مسئله که تورم به تازگی در کشور به‌وجود آمده است و مدعی شده «جامعه این روزها شرایط سخت و ناگواری را از سر می‌گذراند و آحاد مردم زیر فشارهای کم‌سابقه معیشتی قرار گرفته‌اند و آینده ایران عزیز ما به علت بی‌تدبیری‌ها از هر جهت نگران‌کننده و دستخوش بحران به‌نظر می‌رسد.»
این حزب اصلاح‌طلب همچنین ضمن متهم کردن دولت سیزدهم به برنامگی در اداره کشور، تبعات 8 سال مدیریت فاجعه بار دولت بر آمده از اصلاحات را هم برای این دولت فاکتور کرده و مدعی شده است: «این‌بار که دولت بی‌برنامه‌تر از هر بار به تکرار تجربه‌های شکست‌خورده قبلی اقدام کرده، هرکسی که نگران حیات اجتماعی ایرانیان بوده، در یک سطح باید نگران طبقه متوسط باشد که مدام در حال فقیر شدن و فاصله گرفتن از دغدغه‌ها و ارزش‌های متعالی و مشغول شدن به بقا و معاش روزمره است و چندبرابر آن باید نگران بخش‌های فرودست و محروم جامعه باشد که به‌خصوص با سیاست‌های اخیر حاکمیت در گیرودار گرسنگی و زنده‌مانی گرفتار شده‌اند.»
این حزب اصلاح‌طلب در ادامه همچنین در حمایتی آشکار از قاچاقچیان و رانتخواران ادعا کرده است: «مردم قانع نمی‌شوند که به بهانه سهم اندک قاچاق، همه کالاهای اساسی گران شود یا در شرایط بحرانی و ناآرام اقتصادی، نسخه‌های مربوط به شرایط نرمال اقتصادی پیچیده و اجرا شود. تامین مایحتاج اولیه غذایی مردم در شرایط اقتصادی و سیاسی امروز را نباید با مدل‌های تجویزشده برای وضعیت آرام و متعادل تحلیل کرد. بیان اینکه اصل این اقدام خوب و مطلوب بوده و صرفا برای آن موج‌سازی رسانه‌ای و زمینه‌سازی کافی در افکار عمومی نشده، ناشی از ساده‌انگاری موضوع 
و مخاطبان است.»
 این حزب که عنوان اتحاد ملت را ید می‌کشد همچین در دروغی آشکار دولت را به حذف یارانه و افزایش قیمت گندم متهم کرده و مدعی شده است: «ناصواب‌ترین قسمت اقدامات اخیر دولت، حرکت به سمت حذف یارانه و افزایش قیمت گندم و دارو است که اگر ادامه یابد و به سرانجام برسد، نان و جان مردم این سرزمین را به خطر خواهد انداخت.»
حامیان مفسدین و نجومی‌بگیران 
و دلسوزی برای مردم؟!
این روزنامه همچنین در تلاش برای القای دروغ بزرگ سنگ‌اندازی در مسیر برجام و پروژه تنش‌زدایی دولت تدبیر و امید ادعا کرده است: «کاسبان تحریم و حامیان آنها که به هر بهانه‌ای در مقابل رفع تحریم‌ها سنگ‌اندازی کردند و با ابزارهای مختلف و هم صدا با تحریم‌کنندگان سنگدل نگذاشتند برجام و پروژه تنش‌زدایی در روابط خارجی به نتیجه برسد، باید پیش‌بینی می‌کردند که با این دولت فربه و اقتصاد بیمار و هزینه‌های بی‌مهار، اداره کشور بدون اتکا به منابع ارزی ممکن نیست.» 
شرکای فاجعه مدیریتی دولت قبل علیه اصلاح اقتصادی
مدعیان اصلاحات در حالی در بیانیه‌ای در حالی سعی داشته‌اند خود را حامی و دلسوز مردم جا بزند که کارنامه مشعشع این جریان در حمایت از مفسدان اقتصادی پیش روی مردم است و از یادها نرفته که این جریان با القاب و عناوینی نظیر «ذخیره نظام»، «امانتدار بزرگ کشور»، «کارآفرینی در سطح استیو جابز»، «نابغه اقتصادی» و... مدیران نجومی بگیر و مفسدان دانه درشت اقتصادی را به زعم خود تطهیر می‌کردند.
همین جریان مدعی طلبکار که سعی دارد دولت 8-9 ماهه رئیسی را مقصر فجایع مدیریتی 8 ساله دولت مورد حمایتشان معرفی کند، در سال ۹۷ و پس از اعلام سیاست‌گذاری دلار ۴۲۰۰ تومانی، آن‌قدر ذوق زده بود که بلافاصله تصویر جهانگیری را در لباس سوپرمن منتشر کردند و دولت روحانی را منجی وضع اقتصادی کشور جا زدند.
این جریان در حالی از یک طرح ویرانگر و غیرکارشناسی دفاع کردند که بعدها این طرح، خسارات هنگفتی به مردم تحمیل کرد. و اما اکنون دولت رئیسی در مسئله یارانه ها، در صدد توقف خسارت‌های بی‌تدبیری دولت روحانی و جبران تا حد ممکن آن در زندگی مردم است. به همین دلیل هم به جای پنهانکاری، شفاف‌سازی کرده و صادقانه با مردم سخن گفته است.   دولت قصد دارد برای کاهش شکاف طبقاتی تشدید شده در اثر همان سوءتدبیر، یارانه کالا‌های اساسی را که در جیب رانت‌خواران می‌ریخت، به خود مردم بپردازد؛ که البته در مرور زمان، به شکل کالا برگ خواهد بود. با این حال جریان اصلاح‌طلب به‌جای پذیرش مسئولیت اشتباه بزرگ خود وقیحانه به اقدام مثبت دولت رئیسی هجمه می‌کند.  این جریان همچنین در حالی سعی می‌کند با یک رویه ناامیدکننده در جامعه دولت را غیرکارا نشان دهند که در دو دولت گذشته با همه ناکارآمدی دولت را موفق جلوه می‌دادند اما امروز سعی می‌کنند برای پوشش دادن به ضعف عملکردی دولتی که تمام‌قد سال‌ها پشت آن ایستادند دولت رئیسی را تخریب کنند.
رسوایی کاسبان تحریم 
و بزک‌کنندگان FATF
این جریان تمام چالش‌های دولت قبل را معطوف به برجام و پس از آن ماجرای FATF می‌کردند و اینک نیز با ایجاد هر مسئله‌ای که به باور بسیاری از کارشناسان پس‌لرزهای مشکلات دولت روحانی و بیرون جهیدن مشکلات تلنبار شده 8 سال گذشته است، باز هم باورهای بر باد رفته خود یعنی ماجرای برجام و FATF را دوباره یادآور می‌شوند تا حدامکان هنوز جامعه را مجاب کنند که حرف‌های آنان درست بوده و مشکلات کشور ریشه خارجی دارد نه داخلی.
دروغ آشکار این جریان درباره سنگ‌اندازی برجام هم در حالی است که دولت روحانی با اختیارات تام و حمایت رهبری، مجلس و شورای عالی امنیت ملی برجام را امضا کرد و بعد اعلام کرد ما توافقی را امضا نمی‌کنیم مگر اینکه از فردای آن روز تحریم‌ها برداشته شود. اما با اینکه برجام را امضا کردند، چنین اتفاقی نیفتاد و بدون اینکه حتی یک امتیاز بگیرند، امتیازاتی به طرف مقابل دادند لذا نه‌تنها تحریم‌ها برداشته نشد بلکه چندبرابر هم شده است.
 همچنین سیاست موفقیت دولت در در اداره کشور بدون برجام با مصادیقی همچون، افزایش فروش نفت و بازگشت درآمدهای نفتی به کشور، واردات واکسن و کنترل موفق کشتار کرونا، آزاد‌سازی اموال مسدود شده، عضویت در پیمان همکاری شانگهای و ... به مذاق غرب‌زدگان و برخی مدعیان اصلاحات خوش نیامده و آنها می‌کوشند همچنان با دروغ و تحریف مشکلات اقتصادی را تماما به گردن تحریم‌ها بیندازند.
این حجم از هماهنگی 
و تطابق با بیگانه اتفاقی است؟! 
نکته قابل تأمل دیگر همزمانی انتشار این بیانیه با تلاش معاندین و ضدانقلاب در خارج از مرزها برای ایجاد آشوب و اغتشاش است که در شرایطی که نجابت و درایت مردم، معاندان را از فتنه‌انگیزی ناامید کرده، مدعیان اصلاحات سعی دارند با تشویش اذهان و فریب افکار عمومی به این پروژه تکراری و شکست‌خورده تنفس مصنوعی بدهند. 
ملت ما به مدد الهی و به برکت همدلی و اعتماد به دولت، این مقطع مهم در علاج بیماری اقتصاد کشور را با موفقیت پشت‌سر خواهد گذاشت؛ اما روسیاهی برای رسانه‌های اجاره‌ای و سیاست‌بازان مغرض خواهد ماند که هنوز تدبیر دولت برای توقف خسارت‌های ارز 4200 تومانی به اجرا در نیامده، فضاسازی کردند تا نگذارند درمان ضروری و به تاخیر افتاده، در محیطی آرام اتفاق بیفتد. در تاریخ ثبت شد که اغلب مردم، با التهاب افکنی آن جریان فاسد و مفسد همراهی نکردند. خباثت خودفروخته‌های وطن‌فروش، و در مقابل، درایت و نجابت قاطبه مردم ایران، در سینه تاریخ ثبت شد.

:: بازدید از این مطلب : 276
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 26 ارديبهشت 1401

میانه‌های اسفند سال ۱۳۷۸ محمدرضا خاتمی سرمست از پیروزی در انتخابات مجلس ششم یک کنفرانس خبری برگزار می‌کند. در این نشست یکی از خبرنگاران از دبیر کل مشارکت می‌پرسد، برنامه شما برای چهار سال آینده در پارلمان چیست؟ خاتمی پاسخ می‌دهد که باید زیرساخت‌های سیاسی ایران را تغییر بدهیم، زمان خانه‌تکانی است. برادر رئیس‌جمهور اصلاحات ادامه می‌دهد که ما برای اصلاحات در ایران نیاز به آرامش سیاسی در قدرت داریم.

پس‌ازاین گفتگوی خبری، روزنامه کیهان با استقبال از طرح «فضای آرام سیاسی در کشور» در یادداشتی می‌نویسد که اصلاحات باید بتواند حرف بزند و در حاکمیت مشارکت داشته باشند. این سرمقاله در تاریخ معاصر انقلاب بسیار مهم است، زیرا در آن با لحنی دلسوزانه به دولت اصلاحات در عواقب رادیکالیسم هشدار داده و چپ را بخشی از نظام خوانده بود. تا پیش از انتخابات هواداران دوم خرداد در شهر شایعه کرده بودند که دولت خاتمی مستعجل است و برخی اجازه نمی‌دهند اصلاح‌طلبان سوار دولت شوند!

آن سرمقاله توطئه روانی چپ‌ها را خنثی کرد. البته رقیب اصلاحات (جناح راست) پیش‌ازاین نیز نشان داده بود که انتخابات را بخشی از مؤلفه‌های قدرت در کشور دانسته و حاضر است حتی در صورت شکست نیز به رقیب تبریک گفته و به حیاط خانه خود برود.

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

اما تئوری «آرامش سیاسی» از سوی اصلاح‌طلبان عمر زیادی ندارد! یک هفته پس از سخنرانی محمدرضا خاتمی در خیابان سمیه، چند محله بالاتر و در حسینیه ارشاد سعید حجاریان یکی از مشاوران دولت، مغرور از پیروزی در انتخابات مجلس، طی یک سخنرانی تند و عصبی اعلام می‌کند که ورق‌ بازی در حاکمیت در دست جبهه دوم خرداد است.

حجاریان با اشاره به جناح رقیبش گفته بود که برای اصلاحات واقعی در کشور باید مخالفان خاتمی را جارو کرده و برای همیشه از قدرت بیرون کنیم!

ماجرای عجیبی بود؛ درحالی‌که همه کشور خود را آماده کمک به اصلاح‌طلبان برای اداره دولت کرده بود؛ رادیکال‌های محفل خاتمی پنجه به‌ صورت نظام کشیده و با توسل به تاکتیک تولید هر ۹ روز یک بحران به میدان آمده بودند. از هنجارشکنی‌های روزانه روزنامه‌های زنجیره‌ای تا غائله کوی دانشگاه، ماجرای تاج‌زاده در خرم‌آباد، پروژه نوار سازان؛ قتل‌های زنجیره‌ای تا بیانیه یک‌میلیون امضا برای رفراندوم قانون اساسی و تحصن در مجلس برای رویارویی نهایی با حاکمیت بخشی از دست‌پخت اصلاحات در آن سال‌ها بود. بعدها ماشاالله شمس‌الواعظین سردبیر چند روزنامه تندرو اصلاح‌طلب در شرح آن روزها نوشت: ما سوار پیکان بودیم، اما می‌خواستیم مثل بنز حرکت کنیم، برای همین در اولین پیچ دچار انحراف شده و اصلاحات به ته دره رفت.

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

تقی رحمانی یکی از مهم‌ترین تئوریسین‌های گروهک ملی و مذهبی نیز دراین‌باره در جزوه جامعه مدنی نوشته است: متأسفم برای خودمان! من و مهندس (عزت‌الله سحابی) سوار اتوبوس شده و ۵۰ شهر را برای تبلیغ خاتمی رفتیم؛ اما آورده اجتماعی اصلاحات درنهایت هیچ بود. عضو سابق گروهک تروریستی موحدین و حامی خاتمی در انتخابات سال ۷۶ در ادامه نوشته است: اصلاح‌طلبان گمان می‌کردند که با تندروی می‌توانند مردم را به سمت خودشان جذب کنند، آن‌ها گمان می‌کردند که پس از استعفا در مجلس و تحصن مردم دسته‌دسته به میدان بهارستان آمده و بهزاد نبوی و محسن آرمین را روی شانه گرفته و در شهر می‌چرخانند، اما زهی خیال باطل حتی یک نفر نیز به استقبال آن‌ها نرفته و دوم خردادی‌ها مجبور شدند عقب‌نشینی سیاسی کنند.

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

محمدرضا تاجیک رئیس مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری در شرح آن روزها گفت: همواره به این موضوع فکر می‌کنم که چه اتفاقی برای ما افتاده که ما حتی امکان خلق یک مفهوم و نظریه را از دست دادیم و فقط مصادره کردیم و به قول اسمیت، به آپولوژیست تبدیل شدیم! دیگران [مفهوم] خلق می‌کنند و می‌گوییم مال ما بوده است. [۱]

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

آشوب سازی تاج‌زاده در غائله خرم آباد

دوباره برمی‌خیزم!

بعد از انتخابات سال ۸۴ و شکست سخت دو حزب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین (انقلاب)، ابراهیم یزدی دبیر کل گروهک نهضت آزادی و عزت سحابی رئیس شورای ملی مذهبی‌ها به دعوت دفتر دانشجویان تندرو دفتر تحکیم وحدت(ظیف علامه) به یک جلسه هم‌اندیشی میان اصلاح‌طلبان دعوت می‌شوند تا برای آن‌ها تئوری داده و راه چاره‌ای پیدا کنند. یزدی در آن گفتگوی چالشی و طولانی رو به اعضای حاضر در نشست می‌گوید: اصلاحات دو راه‌حل دارد، یا باید اسلحه به دست گرفته و مبارزه مسلحانه کند؛ یا آنکه خودش را پالایش کرده و دوباره به قدرت بازگردد. یزدی در آن جلسه توصیه‌ای مهم به سران اصلاحات کرده و می‌گوید: همیشه قرار نیست ژنرال‌های اصلاحات در حاکمیت باشند، اجازه بدهید اصلاحات ریشه دوانده و در بروکراسی کشور رشد کند!

عزت‌الله سحابی نیز پس از یزدی پشت تریبون آمده و می‌گوید: در دوره خاتمی فکر می‌کردیم راه اصلاحات کوتاه است و می‌توان خیلی ساده همه‌چیز را روی انگشتمان بچرخانیم، حالا به این نتیجه رسیده‌ام که صبر استراتژیک دشوار و از گلوله خوردن نیز دردآورتر است.

احتمالاً آن روزها و در آن جلسه مهم کسی معنای سخنان یزدی و سحابی را به‌خوبی متوجه نمی‌شود، زیرا ۴ سال پس‌ازآن اصلاح‌طلبان باهدف کسب قدرت قمار بزرگی را شروع کرده و با رمز دروغین تقلب در انتخابات، ۸ ماه جنگ خیابانی را به‌نظام تحمیل می‌کنند.

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

در فتنه سال ۸۸ اصلاح‌طلبان گمان می‌کردند که برای بازگشت دوباره به حاکمیت باید به سیم آخر زده و فضا را در دست گرفت! اما بازهم مانند ماجرای تحصن در مجلس ششم در محاسبات آخر دچار اشتباه شده و در ۹ دی از مردم سیلی سخت خوردند؛ آن ضربه چنان شدید بود که سال ۹۲ تنها با تمسک به یک رحم اجاره‌ای توانستند در حاشیه حاکمیت برای خود سنگر سازی کنند. درحالی‌که قرار بود چپ‌های ستادی (سوسیال‌دموکرات‌های ایرانی) با تمسک به تئوری‌های ایوان ایلیچ (تئوریسین اتریشی و مبتکر ایده جامعه مدنی و براندازی) و با هدایت گروهک نهضت آزادی دوباره از خاکستر خود برخاسته و حاکمیت را یکدست کنند. اما چنان در چرخ‌دنده‌های کارنامه نئولیبرال های دولت روحانی له شدند که نامزد اختصاصی آن‌ها در انتخابات سال ۹۸ حتی نتوانست ۲ میلیون رأی آورد.

بعدها سرمقاله نویس روزنامه صبح امروز در یادداشتی در یک کانال تلگرامی نوشت که اصلاحات ته‌مانده اعتبار خود را ازدست‌داده و یک‌دهم رأی خود در سال ۷۶ را نیز به دست نیاورد! سعید حجاریان نیز با اعلام خبر مرگ اصلاحات و حمله به حزب کارگزاران اعلام کرد که اصلاحات پای صندوق رأی مرده است.

اصلاحات سخت یا اصلاحات ساختاری؟

اما عبور از صندوق رأی و مشارکت سیاسی در بطن انتخابات چه معنایی داشت؟ ضعف راهبردی و ادراکی از سوی اصلاح‌طلبان باعث شد آن‌ها مسیری جدید بانام «اصلاحات ساختاری» را آزمایش کنند.

مصطفی تاج‌زاده در تعریف اصلاحات ساختاری از توصیفاتی سخن می‌گوید که نشانه‌هایی از همان پروژه نرمالیزاسیون یا برجام ۳ و ۴ دارد! در این مدل سیاسی باید قدرت توسط چپ‌ها پالایش‌شده و قانون اساسی تغییرات محتوای کرده و خطوط قرمزی چون اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه حذف شود.

 تقی رحمانی در شرح اصلاحات ساختاری در جزوه جامعه مدنی می‌نویسد: باید ایران را واتیکانیزه کرد،  مدل ما چیزی است که در آن نظامی‌ها و روحانیت و بازار سنتی باید از صحنه کشور کامل حذف‌شده و یک جمهوری جدید شکل بگیرد.

سعید حجاریان نیز در شرح این مدل از اصلاح‌طلبی در وب‌سایت مشق نو نوشته است که باید برای اصلاحات ساختاری کادر حرفه‌ای ایجاد کرده و خاکستری‌ها را به‌مرور جذب کرد. حجاریان ادامه داده است که خاکستری‌ها توان مقاومت در برابر فشار اصلاحات ساختاری را نداشته و باید چپ ستادی راه چون سپری ضربه‌گیر عمل کرده تا راه برای جذب قشر خاکستری‌ها باز شود. [۲]

تعریف چپ ستادی رادیکال از اصلاحات  بیش از آنکه نمایشی از یک اقدام رفورمیستی باشد نشانه‌هایی از یک مسیر برای تغییرات سخت دارد. شاید لازم باشد دوباره سخنان ابراهیم یزدی در جلسه با دانشجویان تحکیم وحدتی را بازخوانی کنیم، آن روز دبیر کل گروهکی به اصلاح‌طلبان توصیه کرده بود که یا برای صندوق رأی بجنگید، یا آنکه با اسلحه راه منافقین در دهه شصت را بروید!

تجربه می‌گوید تیپولوژی اصلاحات آن‌قدر پتانسیل ندارد که شورش‌های گنگ و کور خیابانی (چون سال ۷۸، ۸۸، ۹۶ و سال ۹۸) را پیش ببرد. چپ رادیکال در آخرین آوردگاه خیابانی در سه روز ماجراجویی داعشی در سال ۹۸ در چند شهر نشان داد تنها می‌تواند روی موج حوادث سُر بخورد؛ اما برای آنکه به تعبیر علوی تبار بتواند اصلاحات را روی دریای خون شناور کند و یا به توصیف سعید حجاریان بتواند بالای شهری‌ها را به پایین‌شهری‌ها وصل کند باید راه طولانی‌تری را طی کند.

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

به‌طور حتم عباراتی سانتی مانتال چون اصلاحات ساختاری نمی‌تواند بار این حجم از تحولات سیاسی و امنیتی را بکشد. ازاین‌رو باید اصلاحات ساختاری را مقدمه اصلاحات سخت دانست. اصلاحات سخت مجموعه کنش‌هایی پراکتیکی و سیاسی است که در آن جنگ شهری، نافرمانی مدنی، عبور از قانون اساسی و درنهایت انقلاب خونین (مدل روسی) را در خود تعریف می‌کند.

البته اصلاح‌طلبان بدقلق و تندخو برای اجرای اصلاحات سخت با یکدیگر اختلاف‌نظر دارند؛ برخی چون تاج‌زاده، حجاریان و علوی تبار به رویارویی زودتر با حاکمیت باور داشته و به شیوه چریک‌های فدایی خلق جنگ مستقیم را تنها راه پیش رو می‌دانند.

برخی چون محمدرضا تاجیک اصلاحات تئوریک را در این مسیر پیشنهاد داده و خودسازی را ارجح بر برون سازی می‌دانند (مدلی که باعث رویارویی مصطفی شعاعیان با حمید اشرف در سازمان چریک‌های فدایی در قبل از انقلاب شد) و گروه سوم راه‌حل دبیر کل نهضت آزادی را توصیه کرده که راه سوم قابل‌تأمل است!

بهزاد نبوی چریک پیر اصلاحات در آخرین گفتگوی خود مدلی را برای اصلاحات ترسیم کرده که جای بحث دارد.

بهزاد نبوی می‌گوید که اصلاحات ساختاری همان اصلاحات جامعه‌محور است، اما این اصلاحات به معنای قهر و عبور از صندوق رأی نیست. نبوی توضیح می‌دهد که باید هر طور که شده پایی در قدرت داشت و با کمک خاکستری‌ها مسیر اصلاحات سخت را باز کرد. [۳] برخلاف سعید حجاریان که معتقد به نیروی پیشرو برای باز کردن مسیر اصلاحات سخت داشته و به تعبیری رو بازی می‌کند، نبوی خط نفوذ در قدرت را انتخاب کرده و آن را ترویج می‌کند. همین اختلاف‌نظر باعث شده است که باوجود انتخاب مجدد نبوی به‌عنوان رئیس جبهه اصلاحات برخی چریک پیر را متهم به ترویج کهن‌سالی و خشکیده شدن اصلاحات کنند.

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

باوجود مخالفت‌های اساسی در رهبری بهزاد نبوی میان اصلاح‌طلبان مسیری که او ترسیم می‌کند؛ همان چیزی است که ابراهیم یزدی به اصلاح‌طلبان توصیه کرده بود. شاید بهتر باشد دوباره به ابتدای این نوشتار بازگشته و سخنان دبیر کل گروهک نهضت آزادی را بازخوانی و ترجمه کنیم. ورود اصلاح‌طلبان به بروکراسی همان نفوذ خاکستری‌ها به قدرت است. نفوذ خاکستری‌ها به درون دولت را حداقل بهزاد نبوی بهتر از همه اصلاح‌طلبان درک می‌کند. کسانی که با سرنوشت کشمیری و کلاهی آشنایی دارند خوب می‌دانند که معنای سخن یزدی و نبوی با فاصله ۱۶ ساله چیست!

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

البته برخی اصلاح‌طلبان می‌گویند که از لیست امید در مجلس دهم عبرت گرفته و حاضر به قمار با خاکستری‌ها نیستند، اما کسانی که بازی‌های سیاسی را در محفل‌های زیرزمینی برای اصلاح‌طلبان جمع‌بندی می‌کنند، خوب می‌دانند که هیاهوی چپ‌های ستادی و هیجانی چون تاج‌زاده و عرب سرخی برای شورای تصمیم سازی جنگ‌های ایذایی پشیزی اعتبار اجرایی ندارد،   این روزها خط نفوذ در داخل در حال بازسازی است!


:: بازدید از این مطلب : 308
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
سه شنبه 13 ارديبهشت 1401


وقتی باسوادترین استاد ایران تفاوت مطبوع و متبوع را نمی‌داند

 

«صادق زیباکلام» فعال اصلاح طلب در یادداشتی در روزنامه آرمان نوشته بود: «نسل‌های پس از انقلاب حتی موارد چندانی نمی‌توانند پیدا کنند که به آنها دل خوش کنند و از دیدگاه خود آنها را دستاورد انقلاب بدانند. سر افکندگی از حال و نا امیدی از آینده در حقیقت آن چیزی است که نسل جدید به نظرش می‌رسد و در مورد آن بیان می‌کند نسل‌های دهه هفتاد و هشتاد واقعا خاطره موثر وعمیقی نمی‌توانند ذکر کنند».

این فعال اصلاح طلب در ادامه نوشت: «هر چه هست سر گشتگی از آینده است. چرا اینگونه شد و آیا ‌این نتیجه‌ای که پس سال‌ها اینگونه شده اجتناب ناپذیر می‌بود، جای بحث است. یقینا آنچه که با ضرس قاطع می‌توان گفت به‌هیچ وجه برای مردم باور کردنی نبود که در چنین حال و روزی باشیم. محال ممکن است انقلابی که به‌خاطر آزادی و قانون برپا شده چهل و سه سال به آنچه می‌خواستیم در حد مطلوب نرسیدیم. گام اول در رهایی از وضع موجود آن است که بفهمیم چرا اینگونه شد و چه بر سر آرمان‌ها و اهداف انقلاب رفت».

زیباکلام مدعی شده است که نسل‌های پس از انقلاب حتی موارد چندانی نمی‌توانند پیدا کنند که به آنها دل خوش کنند و از دیدگاه خود آنها را دستاورد انقلاب بدانند. به این موارد دقت کنید: ایران، دومین کشور دارای توانایی ساخت دریچه قلب در جهان است؛ دومین کشور در درمان تالاسمی با شیوه پیوند مغز استخوان؛ سومین تولیدکننده دکل‌های انتقال برق؛ رتبه دهم جهانی در فناوری لیزر؛ مقام دوم جهان در زمینه تولید نانو دارو؛ چهارمین کشور در تولید اتانول در دنیا؛ رتبه سوم جهان در صنعت سدسازی.

و نهمین کشور دارای چرخه کامل فناوری فضایی؛ دومین کشور دارای فناوری تولید پهپاد رادارگریز؛ اولین کشور تولیدکننده صنعتی بیوایمپلنت؛ چهارمین قدرت موشکی جهان؛ جزو ۱۰ کشور سازنده زیردریایی در جهان؛ تولیدکننده سریعترین اژدر رادارگریز در جهان؛ دارای مولفه استراتژیک خودکفایی در بنزین؛ پنجمین کشور برتر سازنده ربات انسان نما؛ چهارمین کشور صاحب فناوری ساخت نیروگاه خورشیدی در جهان؛ اولین سازنده استارتر هواپیما در غرب آسیا؛ چهارمین قدرت دریایی جهان و… اینها تنها بخشی از توانمندی‌های غرورآفرین و افتخارآمیز جمهوری اسلامی ایران است.

اما خیلی از ما ایرانی‌ها از این توانمندی‌های غرورآفرین بی‌اطلاع هستیم؛ به قول معروف این ویژگی‌های حیرت انگیز «به چشم‌مان نیامده است»؛ علت چیست؟ این «به چشم نیامدن» دو علت اساسی دارد. علت اصلی آن در بیانیه گام دوم انقلاب توسط رهبر حکیم انقلاب اسلامی تشریح شد و آن اینکه: «در طول این چهل سال - و اکنون مانند همیشه - سیاست تبلیغی و رسانه‌ای دشمن و فعّال‌ترین برنامه‌های آن، مأیوس‌سازی مردم و حتّی مسئولان و مدیران ما از آینده است. خبرهای دروغ، تحلیل‌های مغرضانه، وارونه نشان دادن واقعیّت‌ها، پنهان کردن جلوه‌های امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسّنات بزرگ، برنامه همیشگی هزاران رسانه‌ صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملّت ایران است؛ و البتّه دنباله‌های آنان در داخل کشور نیز قابل مشاهده‌اند که با استفاده از آزادی‌ها در خدمت دشمن حرکت می‌کنند».

و اما علت دوم در اینکه این توانمندی‌های غرورآفرین «به چشممان نمی‌آید» مربوط به تقصیرها و قصورهایی است که در داخل کشور و در بخشی از حوزه‌ها مانند «اقتصاد» و همچنین برخی از صنایع از جمله «خودروسازی» رخ داده است. تقصیرها و قصورهایی که از اعتماد به دولت‌های خارجی زورگو و بدعهد ناشی می‌شود. از دیگر ویژگی‌های این رویکرد خسارت بار، بی‌اعتمادی به جوانان نخبه، مومن و انقلابی و یقین نداشتن به وعده الهی و عافیت‌طلبی و فقدان خودباوری است.

حال سوال اینجاست که آقای صادق زیباکلام و دوستان و همقطاران وی در این میان چه نقشی داشته اند!؟ همان طیفی که حداقل ۳۴ سال در مناصب ارشد در دستگاه های تصمیم گیر و تصمیم ساز حضور داشته است.

***

زیباکلام:دولت رئیسی گشایش صد در صدی ایجاد نکرد

روزنامه آرمان در یادداشتی با عنوان «تحقیق و تفحص یا مانور سیاسی؟» به قلم «صادق زیباکلام» فعال اصلاح طلب نوشت: «ظرف ۵ ماه گذشته که دولت و مجلس در دست اصولگرایان بوده گشایش صد در صدی در امور صورت نپذیرفته است. نه گرانی متوقف شده، نه بالارفتن تورم کندتر شده و نه سرخوردگی کاهش یافته است. بنابراین به تدریج حتی طرفداران جریان خاص نیز این پرسش را مطرح می‌کنند که پس اینها با داشتن قدرت توانسته‌اند چه گامی بردارند؟ ».

در ادامه این یادداشت آمده است: «بنابر این برای اقناع افکار عمومی و اینکه بگویند همه مصیبت‌ها و مشکلات بر گردن دولت روحانی بوده می‌خواهند این بساط تحقیق و تفحص(از نهاد ریاست جمهوری در دولت روحانی) را به راه بیندازند. در حالی که همه می‌دانیم که آنچه کشور را به این روز در آورده برخی سیاست‌ها، عملکردها و رویکردها در عرصه تصمیم‌گیری و اجرا بوده است».

هر وقت امور به نفع مردم در حال پیگیری است، صدای اعتراض افراطیون اصلاح طلب بلند می شود. آقای زیباکلام مدعی شده است که در این ۵ ماه گشایش ۱۰۰ درصدی رخ نداده است. این اظهارنظر توهین به شعور مردم است. گویا وی فراموش کرده است که دولت روحانی چه میراثی به دولت سیزدهم تحویل داد. تورم ۴۳ درصدی و بدهی سرسام آور، تنها بخش کوچکی از میراث «دولتِ اصلاح طلبان» است.

خدایا به قلب غربزده های ما خصوصا استاد زیباکلام رحم کن.

خدایا به قلب غربزده‌های ما خصوصا استاد زیباکلام رحم کن

 

 


:: بازدید از این مطلب : 393
|
امتیاز مطلب : 30
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 11 ارديبهشت 1401

پرده اول: «هرکسی که با زر و زور و تزویر هم‌عقیده باشد را باید از میان برداشت، ما لیستی تهیه‌کرده تا هرکسی که به آرمان انقلابی معتقد نباشد را از میان برداریم؛ به دو شیوه هم این کار را می‌کردیم؛ برخی مثل (شهیدان) مفتح؛ مطهری و قرنی را با اسلحه و برخی دیگر را در نشریاتمان ترور شخصیتی می‌کردیم؛ معتقد بودیم که خرد کردن شخصیت این نیروها باعث حذف آن‌ها می‌شود!» این جمله بخشی از اعترافات یک قاتل زنجیره‌ای در دادگاه انقلاب است.

حسن اقرلو یکی از رهبران گروهک فرقان در دادگاه اعتراف کرد که تشکیلات او دچار چنان جمودی شده بود که هر کس با نظرات آن‌ها هم‌خوانی نداشت باید از میان برداشته می‌شود. [۱] ماجرای فرقانی‌ها و قربانیان یکی از تجربیات انقلاب اسلامی است که همواره امکان بازتولید دارد. گروهی که با خودبزرگ‌بینی و کیش شخصیت آسیب‌های مهمی به کشور وارد کرده و سرمایه‌های اجتماعی فراوانی را بر باد داد.

بر اساس آرشیو باقی‌مانده در پروندهٔ فرقان، اعضای آن ۱۲۰ نفر بودند که هستهٔ عملیاتی‌شان به پنجاه نفر می‌رسید؛ نیروهایی که مستقیماً در عملیات ترور دست داشتند ۱۷ نفر بودند. گفته می‌شود پس از پیروزی انقلاب اسلامی، انتخاب خط‌مشی مسلحانه و راه‌اندازی جوخه‌های ترور و حذف چهره‌های نظام توسط اکبر گودرزی و چند نفر از نزدیکانش صورت گرفت.

در این تصمیم‌گیری حسن آقرلو، محمد متحدی، عباس عسگری و علیرضا شاه‌بابابیگ، حمید نیکنام و غلامرضا یوسفی شرکت داشتند. این تصمیم‌گیری در خانه‌ای تیمی واقع در خیابان آزادی که توسط محسن سیاه‌پوش اجاره‌شده بود گرفته شد. [۲]

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

گروه فرقان بر پایه تز علی شریعتی مبارزه با زر، زور و تزویر بنیان گذاشته‌شده است؛ این گروه معتقد بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسئله «عدالت اجتماعی» حل‌نشده و باید دوباره انقلاب کرد. اکبر گودرزی دریکی از یادداشت‌های باقی‌مانده نوشته است که باید آن‌قدر چرخه ترور ادامه پیدا کند؛ تا نظام سقوط کرده و گروهی صاحب عدل حاکم شود! [۳]

سطح انحراف فکری در گروه فرقان و نیز منافقین به حدی بود که امام (ره) خود به صحنه آمده و به تعبیری اولین جرقه فکری مقابله با این گروهک‌ها را رهبر انقلاب می‌زند. حضرت امام پس از ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی می‌فرمایند: «اکنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما که از سلالهٔ رسول اکرم و خاندان حسین بن علی (ع) هستید و جرمی جز خدمت به اسلام و کشور اسلامی ندارید و سربازی فداکار در جبههٔ جنگ و معلمی آموزنده در محراب و خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز درصحنهٔ انقلاب می‌باشید، میزان تفکر سیاسی خود و طرفداری از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اینان با سوءقصد به شما عواطف میلیون‌ها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحه‌دار نمودند. اینان آنقدر از بینش سیاسی بی نصیب‌اند که بی‌درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت به این جنایات دست زدند و به کسی سوءقصد کردند که آوای دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین‌انداز است.»[۴]

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

علی شریعتی در حسینیه ارشاد - برداشت ناصحیح گروهک فرقان از عدالت‌خواهی شریعتی موجب حرکت آنها به سوی عملیات مسلحانه شد

تشکیلات فرقان ازلحاظ فکری یکی از عجیب‌ترین و التقاطی‌ترین نیروهای تاریخ سیاسی معاصر در ایران است؛ در سالنامه یکم فرقان با اشاره به تاریخ خونین تشیع به پنج شهید تحت عنوان شهدای اول تا پنجم ایدئولوژی اشاره‌شده است. شهید اول (محمد بن مکی عاملی جزّینی در قرن هشتم) شهید ثانی (زین‌الدین بن علی بن احمد عاملی در سده دهم هجری)، شهید ثالث (حاج ملأ محمدتقی برغانی قزوینی قرن سیزدهم هجری قمری)، شهید چهارم مجید شریف واقفی عضو سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و شهید پنجم علی شریعتی! فرقان باوجودآنکه ادعا می‌کرد با طبقه روحانیت تضاد دارد، اما با برخی افراد منحرف چون حبیب‌الله آشوری و جلال گنجه‌ای ارتباط داشت.

روایتی شفاهی درشکه و ساختار فرقان قابل‌ تأمل است! مرتضی الویری از مجذوبان و یکی از گردانندگان گروه «فلاح» که بعد از انقلاب از تشکیل‌دهندگان «سازمان منحله مجاهدین انقلاب اسلامی» بود می‌گوید:

باخبر شدیم که تفسیرهایی از قرآن در حال انتشار است و دست‌به‌دست می‌گردد ازجمله تفسیر سوره کهف و بخش‌هایی از سوره بقره که این تفسیرها نگاهی نو به قرآن داشت. وقتی این‌ها را خواندیم برایمان بسیار جالب بود و احساس می‌کردیم قرائت دیگری از اسلام در حال مطرح‌شدن است. به نظر می‌رسید این دیدگاه‌ها مترقی‌تر و نوتر از دیدگاه دکتر شریعتی بود. این مسئله برایمان جالب بود و احساس می‌کردیم این دیدگاه عدالت‌طلب و جدید که گرایش بسیار پررنگی با مسائل اجتماعی دارد می‌تواند در جریان مبارزاتی به کارمان بیاید و به درد ما بخورد. ما در گروه فلاح برنامه‌های آموزشی مذهبی و اسلامی داشتیم. وقتی با طرز تفکر گروه فرقان روبه‌رو شدیم، تصمیم گرفتیم این را هم در گروه خودمان بررسی کرده و برای اعضا ارائه و توزیع کنیم. امکانات گروه فرقان بسیار محدود بود، ازاین‌رو ما سعی کردیم به آن‌ها برای نگهداری این جزوه‌ها کمک کنیم. به یاد دارم مقدار زیادی از این جزوه‌ها را در خانه‌یکی از دوستان در تهران‌نو نگهداری می‌کردیم و مقداری از آن را هم به باغی در دماوند بردیم و جاسازی کردیم تا به‌تدریج مورداستفاده قرار بگیرد! [۵]

البته اندیشه‌های فرقانی‌ها برخلاف زرق‌وبرق برای جذب جوانان و نیروهای خام؛ به دلیل فقدان ایدئولوژیک خیلی زود دچار فروپاشی شده است.

حجت‌الاسلام ناطق نوری در گفتگو با نشریه یادآور و در پاسخ به سؤال «یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دادگاه فرقان این بود که تعداد اعدامی‌های آن خیلی کمتر از کسانی بود که به دست آن‌ها شهید شده بودند»، می‌گوید «: فقط سه چهار نفر از این‌ها لجبازی کردند و بر مواضع خود ماندند وگرنه بقیه برگشتند. علت هم این بود که دوستان ما و ازجمله مرحوم (شهید) لاجوردی انصافاً برای بحث و روشنگری این‌ها وقت و انرژی فراوانی گذاشتند و اغلب تا سپیده صبح با این‌ها صحبت می‌کردند. گاهی هم این‌ها را با سرانشان روبرو می‌کردیم»

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

ناطق نوری در ادامه می‌گوید:

چند وقت بعد از رسیدگی به پرونده فرقان، رفتم اوین و دیدم یک خانمی مثل کارمندان آن مجموعه غذا می‌برد و می‌آورد. لاجوردی (شهید) گفت: «این را می‌شناسی؟ خودت محاکمه‌اش کردی. زن سعید مرآت بود! خودش و شوهرش خیلی هم تند بودند، حالا به خاطر نوع برخورد ما شده بود از پرسنل خدمتگزار اوین. این شیوه سبب شد که شاکله فکری این‌ها به هم بریزد و به اسلام واقعی برسند. میزان التقاط، ساده‌انگاری و نیز رجوع به‌ظاهر احکام اسلامی چنان رسوخی در دل اعضای فرقان داشت که خیلی زود این گروه واداد!

گروه تروریستی فرقان با تمسک به عدالت‌طلبی مواضعی عجیب درباره مهم‌ترین مسائل روزهای اولیه پس از انقلاب دارد. درحالی‌که دشمنان انقلاب سعی داشتند که با تحریک قومیت‌های مختلف زمینه تجزیه‌طلبی در کشور را فراهم آورند؛ فرقانی در اثر عجز شناخت مسائل و نیز قشری فکر کردن (به شیوه خوارج) هم‌راستا با خواسته دشمن می‌شود.

فرقان در اطلاعیه‌ای پیرامون مسئله کردستان و جدایی آن نوشته است:

لشکرکشی به کردستان و سرکوبی ناجوانمردانه خلق مستضعف کرد! با توجه به زمینه‌سازی‌های قبلی و نقش امپریالیست‌ها در جهت بخشیدن به تحولات سیاسی ایران، ضمن تأیید ماهیت ارتجاعی و ژاندارم گونه حکومت، ازنظر عوامل گوناگون داخلی و خارجی قابل‌بررسی است. [۶]

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

حمایت گروه فرقان از تروریست های حزب دموکرات کردستان به بهانه عدالت طلبی!

فرقان در هم‌صدایی با گروهک‌های تروریست و تجزیه‌طلب در اطلاعیه‌اش مسئله «عدالت» را برجسته کرده و نوشته است: خلق مسلمان کرد هنوز هم خاطره تلخ سازش با رژیم ضد ملی قبلی و نتایج شوم آن را که به قیمت ریختن خون صدها و هزاران رزمنده کرد و بی‌خانمان و آوارگی آن‌ها و غارت سرمایه‌های مادی و معنوی‌شان تمام شد. از یاد نبرده بود که توطئه‌ها و نیرنگ‌های سیاسی و کشتارهای وحشیانه تازه‌ای آن‌هم به نام اسلام و به‌حساب ملت کرد درگیر شد.

شاید جالب باشد بدانیم، گروهی که خود را عدالت‌خواه و ضد امپریالیسم معرفی کرده و در بخش‌های مهمی از اطلاعیه‌ها و کتاب‌هایش متمسک به دست‌نوشته‌های کتاب ضاله توحید است؛ چگونه درباره مسئله تسخیر لانه جاسوسی موضع‌گیری کرده باشد. برخلاف تصورات این گروه تروریستی حتی به‌صورت ظاهری نیز از مسئله پیش‌آمده در سفارت آمریکا استقبال نکرده است! در شرایطی که حتی گروه‌های شناخته‌شده لیبرال مانند نهضت آزادی سعی درگرفتن موضعی میانه در این ماجرا دارند؛ فرقان در اثر کیش شخصیت و جمود و نیز دست‌های پشت پرده همکار با سرویس‌های خارجی به‌صورت مستقیم هم صدا با کارتر شده و در بیانیه‌ای می‌نویسد:

ما در عین آن‌که به ایثار و گذشت مردم و جنبش‌های قبلی احترام می‌گذاریم و آن را بزرگ‌ترین افتخار تاریخ و جامعه خویش تلقی می‌کنیم، ولی معتقد به انحراف جنبش از مسیر راستین خود هستیم، ‌ بنابراین اگر از دید مردم و آن‌کسانی که از سالیان دراز در نابودی رژیم ضدمردمی و طاغوتی قبلی بودند به مسئله بنگرید، انقلاب را طالب بوده‌اند، ولی اگر در رابطه با آنچه اکنون مطرح‌شده و هیئت حاکم‌های که اکنون مسلط است بنگریم، حالت کودتا به خود می‌گیرد. [۷]

این گروهک تروریستی زمانی ماهیت اصلی خود را لو داد که پس از آغاز جنگ تحمیلی به دفاع از رژیم بعث درآمده و حضور جوانان و نیروهای بسیجی در جبهه را مخالف «عدالت طلبی» می‌خواند! گروهک فرقان دراین‌باره نوشته است:

بیش از چهار ماه است که از جنگ ضدمردمی بر ایران و عراق می‌گذرد و در این مدت نظام نه‌تنها ارزش‌های انقلابی خلق مسلمان کشورمان را به باد داده است، ‌ بلکه بیشتر از هر زمان دیگری استقلال، ارزش‌های انقلابی و عدالت‌طلبانه و اخلاقی و اجتماعی خودش را چه در داخل کشور و چه در رابطه با خلق‌های محروم سراسر جهان ازدست‌داده است! [۸]

پرده دوم: رد پای یک شبکه اطلاعاتی خارجی روی رگ گردن عدالت خواهان!

پس از اشغال لانه جاسوسی امریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام (ره)، اسنادی به دست آمد که حاکی از ارتباط گروهک فرقان با سرویس‌های آمریکایی بود.

حجت‌الاسلام سید هادی خسروشاهی درباره ارتباطات پیچیده گروهک فرقان با سفارت آمریکا در تهران می‌گوید: من در تحلیل‌ها و بررسی‌های سیاسی-تاریخی خود به این جمع‌بندی رسیده‌ام که بی‌تردید رهبری این فرقه علاوه بر عناصر و سازمان‌های ضدانقلاب داخلی، با عناصر سیا و جاسوسان بیگانه هم ارتباط داشته و از آن‌ها برای اجرای توطئه‌های خائنانه خط می‌گرفته و حتی به آن‌ها وعده «ترور هفتگی» می‌دهد!

خسروشاهی ادامه می‌دهد: به دنبال اشغال سفارت امریکا اسنادی به دست آمد که دلیلی روشن بر ارتباط همه‌جانبه با یک «طلبه قدیمی» با سفارت و وعده «ترورهای هفتگی» با وی به وزارت خارجه آمریکا بوده و به‌طور محرمانه مخابره شده است[۹]. البته دست‌نوشته‌های کشف‌شده از فرقان ماهیت وابسته این گروهک را به رخ کشیده و روشن بود که سررشته تروریست‌های عدالت‌طلب در کدام سفارتخانه ریخته شده است!

جواد منصوری، اولین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز نظری مشابه با سید هادی خسروشاهی دارد. وی می‌گوید: «اعتقاد قطعی دارم در ترور شهید مطهری، سیا یا موساد به گروه فرقان خط داده است. من مطمئنم که گروه فرقان با سفارت آمریکا رابطه داشت. در آن زمان سیا و موساد در تجزیه‌وتحلیل‌های خود به این نتیجه رسیده بودند که پس از امام، به‌احتمال قریب‌به‌یقین آقای مطهری جانشین ایشان خواهد بود، پس بهتر است که ایشان را از میان برداریم. به نظر من گروه فرقان به وجود آمد تا دشمن از این گروه استفاده کند و سران انقلاب را بزند.»[۱۰]

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

خسروشاهی همچنین درباره رابط سفارت امریکا با گروهک فرقان می‌گوید: در اینجا باید اشاره‌کنم که رابط سفارت با فرقان شخصی بنام «ویکتور تامست» بوده که به هنگام اشغال سفارت و گروگان‌گیری به وزارت خارجه ایران پناهنده شد و به‌رغم درخواست رسمی و کتبی دادستانی انقلاب اسلامی از وزارت خارجه برای بازجویی از وی در رابطه با ماجرای فرقان، سرپرست وقت وزارت خارجه ایران، یعنی آقای صادق قطب‌زاده از تحویل او به دادستانی خودداری نمود و او که به عضو اصلی و فعال شبکه جاسوسی سیا در ایران و حلقه وصل سیا با فرقان بود، به کمک سفارت کانادا در ایران، به‌سلامتی به واشنگتن برگشت. این اسناد، هرگونه شک و تردیدی را در مورد رابطه رهبری فرقه فرقان با سفارت آمریکا و سیا، منتفی می‌سازد.

نکته جلب تاریخی آنکه حزب توده که خود را از گروه‌های سیاسی کمونیستی و عدالت‌خواه با مرام ماتریالیستی عنوان می‌کند دریکی از اسناد به‌دست‌آمده رد سفارت آمریکا در پرونده فرقان را پاک‌کرده است.

 احسان طبری دراین‌باره می‌گوید: با قاطعیت می‌توان گفت که ترور ایشان مطهری (شهید) نمی‌تواند کار یک گروه بی‌شعور نظیر گروه فرقان باشد. ترور استاد مطهری، طرح و برنامه ساواک بوده و صرفاً باهدف خشک‌کردن یکی از چشمه‌های جوشان معارف اسلامی صورت پذیرفته است. آکادمی عوام شوروی نیز به‌اندازه آمریکایی‌ها از تولید فکر شهید مطهری نگران بود! [۱۱]

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

احسان طبری تئورسین حزب توده

علاوه بر رهبران حزب توده، ابوالحسن بنی‌صدر نیز می‌کوشد تا رد پای ارتباط فرقان با آمریکایی‌ها را قطع کند؛ رئیس‌جمهور مخلوع دراین‌باره در یک سخنرانی پس از شهادت شهید مطهری می‌گوید:

این‌که می‌گویند مارکسیست‌ها در ترورها دست داشته‌اند بر ما ثابت نیست. کسی فریب این حرف‌ها را نمی‌خورد برای ما کاملاً روشن است که ترورها به دست ساواکی‌هایی که منافعشان را ازدست‌داده‌اند صورت گرفته است. [۱۲]

نگاهی در اسناد سفارت امریکا نشان می‌دهد که سر پل شبکه جاسوسی سفارت آمریکا از کشف هویت گروه فرقان واهمه داشتند. جاسوسان آمریکایی در گزارش‌های خود دائماً به این موضوع که پس از ترورهایی که توسط گروهک فرقان در ایران رخ‌داده، سوءظن‌ها نسبت به امریکا بیشتر شده است اشاره می‌کردند.

در ۳ می ۱۹۷۹ مصادف با ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۸، تنها یک روز بعد از ترور شهید مطهری و معرفی فرقان به‌عنوان عامل این ترور، استمپل، از سفارت امریکا گزارش داد که: «به نظر می‌رسد که سوءظن‌ها علیه آمریکا در حال افزایش باشند. نتیجه آماده‌باش‌های عمیق و همگانی، مخصوصاً اگر هویت گروه فرقان کشف‌شده و قاتلین نیز افراد سلطنت‌طلب باشند، این است که سوءظن‌های جدیدی علیه آمریکا به وجود می‌آیند.

به طور مثال به این مسئله می‌توان اشاره کرد که تماس‌ها و منابع مذهبی ما در ۳۶ ساعت گذشته به‌زحمت یافت می‌شوند. چپ‌گراها و مسلمانان رادیکال٬ این حادثه را تأییدی بر نظریات [امام] خمینی در مورد آمریکا و دخالت بیجای آن در امور ایران می‌دانند. اگر این نقطه‌نظر انعکاس بیشتری پیدا کند (که الآن ندارد) وضع هیئت ما ازلحاظ ایمنی مشکل خواهد شد.»[۱۳]

سرانجام گروهک فرقان پس از راه انداختن پروژه ترورهای هفتگی با درایت سازمان تازه تأسیس اما چابک اطلاعات سپاه شناسایی و شبکه آن منهدم می‌گردد.

حمیدرضا نقاشیان از مسئولان ارشد پرونده فرقان در این رابطه می‌گوید:

ابتدا به زندان قصر رفتم و با حمید نیکنام ملاقات کردم. من او و برادرانش را می‌شناختم. در جلسه اول فقط سکوت کرد و مثل یخ منجمد بود، ولی بعدها خیلی به ما کمک کرد. برای رسیدگی به این پرونده، بخشی را در زندان اوین در اختیار ما گذاشتند که شماره تلفن داخلی آن ۲۰۹ بود و به همین نام هم مشهور شد. هنوز هم همین اسم را دارد. ما هم امکانات شنود و پیگیری نداشتیم و محدودیت‌های خاصی داشتیم. تشکیلات ساواک از بین رفته و اتصال به بخش‌های زیادی از مخابرات غیرممکن شده بود. ما برای یک شنود ساده باید به محل می‌رفتیم و یک ضبط‌صوت را به سیم داخل کیوسک مخابرات وصل می‌کردیم و پشت سر هم نوارها را عوض می‌کردیم و وقتی برمی‌گشتیم، می‌نشستیم و آن‌ها را گوش می‌دادیم.»

سرانجام اکبر گودرزی به همراه حسن آقرلو در پایگاه خیابان جمال‌زاده دستگیرشدند. نقاشیان در مورد ضربه به خانه‌های تیمی گروه فرقان و دستگیری گودرزی این‌گونه روایت می‌کند:‌

آن شب یازده خانه تیمی را زدیم، من فرماندهی کل عملیات را داشتم و با گروه‌ها در ارتباط بودم ولی وقتی او را به اوین آوردند، دیدمش. او به‌محض این‌که چشمش به من افتاد، سخت یکه خورد. شاید پیش خودش فکر نمی‌کرد جمع‌آوری‌شان کار ماست! من قبل از انقلاب، نوعاً در جلسات سؤال پیچش می‌کردم، ولی قطعاً تصور نکرده بود که گزارش کارهای او را برای شهید مطهری و دیگران می‌برم؛ به همین دلیل برایش بسیار حیرت‌آور بود که من آنجا به عنوان کسی که قرار است از او بازجویی کند، ایستاده‌ام. من هفته‌ای یک‌بار خدمت امام (ره) می‌رفتم و به ایشان گزارش می‌دادم و با مرحوم احمد آقا صحبت می‌کردم. گاهی شکایتی داشتم که مطرح می‌کردم و امام به احمد آقا دستور رسیدگی می‌دادند.»

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

حمید نقاشیان در کنار حضر امام(ره)

پرده سوم: بازتولید پروانه‌های سمی!

پرونده فرقان، بخش مهمی از تاریخ و مظلومیت انقلاب اسلامی در برابر دشمنانش را روایت می‌کند، فرقان رنج سختی برای امام (ره) بود. ایشان در پیش چشم خود می‌دید که جوانانی انقلابی که ادعای خواندن نماز شب و قرآن رادارند، در اثر جمود، غرور، کیش شخصت و قشری گری در دام افتاده و آلوده به سرویس‌های بیگانه شده و در نهایت نظام مجبور به برخورد با آن‌ها می‌شود.

حذف گروه تروریستی فرقان یکی از نمونه‌های خاص در تاریخ معاصر ایران است که در آن گروهی آرمان‌خواه و مطالبه گر را از پیله بیرون کشیده و تبدیل به پروانه‌ای زیبا؛ خوش خط‌وخال اما سمی و کشنده می‌کند.

سوالی که باید پژوهشگران به آن پاسخ دهند آن است که آیا فرقانیسم در طول تاریخ دوباره امکان رشد و ظهور پیداکرده است؟ بازگشت فرقان خطری است که باید آن را جدی بگیریم! اینکه برخی تشکل‌های دانشجویی با مرام عدالت‌خواهی گذر از مکتب شهید سلیمانی را افتخار خود نامیده یا آنکه حکومت اسلامی را نشانه‌ای از گسترش فساد می‌دانند، بی شباهت به بیانیه‌های فرقانی‌ها نیست؟

این روزها نئوفرقانی‌ها دوباره از اعماق تاریخ سر برآورده و به شکلی عجیب قدم جا پای اکبر گودرزی گذاشته‌اند؛ عبور از خط انقلاب برای آنها به حدی طبیعی است که تشکیلات دانشجویی وابسته به آنها حتی برای سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی حاضر نیست بیانیه صادر کند! زمان‌شناسی، جبهه شناسی و دوری از فضای برساخته و قشری گری، سه رکن اصلی «بصیرت نافذ» هستند که بدون آن‌ها هر نشست و برخاست و شعاری صرفاً یک بازی سیاسی خواهد بود و اثری در رفع ظلم و ستم و مبارزه با انحراف نخواهد داشت. اگر این مجلس‌آرایی به کار ستمگران و منحرفین نیاید!

خطی که نئوفرقانی ها و فرزندان راستین اکبر گودرزی این روزها طی می‌کنند؛ همان جریانی است که به‌جای دست به اسلحه بردن و ترور فیزیکی هفتگی؛ دست به کلیک برده و به ترور شخصیتی و آبروی آن‌ها دست میزند؛ بی‌آنکه سندی درخور برای آن ارائه دهد.

عجیب آنکه دریکی از ماجراهای جنجالی این گروه رد پایی از یک سرویس اطلاعاتی منطقه‌ای نیز به شهود قابل لمس است. امتداد فرقانی‌ها همان پروانه‌های زیبا اما سمی است که جوانان زیادی را آلوده کرده است، همان گونه که یاران گودرزی پس از روبه‌رو شدن با واقعیت‌ها در زندان از داخل دچار فروپاشی شدند؛ انتظار آن است که به‌زودی هیمنه این جریان جعلی و سراسر قشری نیز پاک شود.

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی راه حلی را نیز برای همه جوانان مطالبه گر و عدالت طلب راستین تعیین فرموده تا مبادا این دسته بدون اختیار آلوده به گودرزی‌ها زمان و نئوفرقانی ها گردند، معظم له می‌فرمایند که هرکجا دیدید که مخرج مشترک با دشمن یافته‌اید؛ همان نقطه مسیر انحراف از مطالبه گری است.

این جمله کلیدی همان شاه بیتی است که شهید همت رو به رزمندگان اسلام نیز بیان فرموده و امام راحل ما نیز آن را تائید کرده‌اند. خطر باز تولید فرقانی‌هایی که در ظاهر متمسک به عدالت و دوری از فاسد بوده اما در باطن در بنگاه‌های پنهانی آن را معامله می‌کنند بی شک کمتر از گروه ۲۰۰ نفری گودرزی نیست، اگر فرقانی‌ها قلب مسئولان نظام را نشانه می‌رفتند؛ نئوفرقانی ها احساس؛ ادراک و قوه تشخیص بخشی از جوانان دغدغه مند را هدف قرار داده‌اند. سوت‌زنی در جنگ ادراکی برای دشمن خطرناک‌تر از گلوله‌های مستقیم است!

 


[۱] مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ ۸۶۴۱

[۲] اعترافات اکبر گودرزی/ آرشیو فیلم دادگاه؛ پروژه تاریخ شفاهی

[۳] مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ ۸۷۲۱

[۴] https://www.irdc.ir/fa/news/۳۰۶۳

[۵] مجله چشم انداز ایران/ پرونده فرقان

[۶] نشریه فرقان، شماره ۲۰، مهر ۵۸

[۷] جزوه رهروان فرقان شماره دو/ صفحات ۲ و ۳ و ۴

[۸] جزوه رهروان فرقان/ دی ماه سال ۱۳۵۹

[۹] https://www.irdc.ir/fa/news/۱۰۲۳

[۱۰] پرونده فرقان/ تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی

[۱۱] مجله یادآور/ بازخوانی پرونده فرقان

[۱۲] روزنامه اطلاعات ۱۷ اردیبهشت ۵۸

[۱۳] مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ پژوهش درباره ماهیت فرقان


:: بازدید از این مطلب : 340
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
دو شنبه 5 ارديبهشت 1401

 

ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَهًْ وَ الْمَسْكَنَهًْ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ الله‏... 1
 
[داغ‏] خوارى و نادارى بر [پيشانى‏] آنان زده شد، و به خشم خدا گرفتار آمدند؛ چرا كه آنان به نشانه‏هاى خدا كفر ورزيده بودند، و پيامبران را به ناحق مى‏كشتند؛ اين، از آن روى بود كه سركشى نموده، و از حد درگذرانيده بودند.
در سوره آل عمران آیه 112 نیز به تفکیک «ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّهًْ»، «باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ الله‏» و «ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَهًْ» آمده است. مهر ذلت و ناداری بر پیشانی تفکری خورده شده که پس از دیدن بیش از ده معجزه از حضرت موسی سلام‌الله علیه و گذر از دریا، با دیدن بت‌پرستان، هوس بت‌پرستی کردند و کمتر از چهل شب از یکتا‌پرستی به گوساله‌پرستی رسیدند. این آیات و ده‌ها آیه دیگر در مورد قومی است که به لجاجت و ایرادگرفتن و بهانه آوردن معروفند، دیگران را ملک خود، و خود را برتر از دیگران و قوم برگزیده دائمی خدا می‌دانند؛ در زمین فساد می‌کنند؛ علمای‌شان به تحریف و ربا و حرامخواری و پیغمبرکشی و قتل معروفند و پایه قتل امامان شیعه را نیز آنها نهاده‌اند و....
اینها متعلق به تفکر صهیونی است که جهان امروز ما با گوشت و پوست و استخوان خود آن را درک می‌کند. آنها به همان‌اندازه که در جعل کتب الهی و تاریخ استادند در تاریخ ‌سازی و روایتگری آن هم بی‌نظیرند و همان‌گونه که داستان‌نویسان، رمان یا داستان تخیلی می‌نویسند، اینها طبق نیاز آینده خود، تاریخ بافته و می‌بافند و به خورد بشریت داده و می‌دهند. آنچنان بر دروغ خود استوارند که گویی خودشان هم باور کرده و حتی از انکار هولوکاست توسط یک پیرزن هم می‌ترسند و برایش حکم زندان می‌دهند. ترسو هستند ولی در این نوع برخورد علاوه‌بر ترس، حساسیت این دروغ برای آنها را نیز می‌توان دید. مثل برخی قسمت‌های نظریه داروین یا تاریخ خلقت یا تاریخ انبیایی که نوشته‌اند یا احادیثی که جعل کرده‌اند و... و یا مثل هر اغراق و اجحاف تاریخی و رسانه‌ای که باید در آن شک کرد و دنبال ردپای «موش واره» آنها گشت. 
همپیمانی همین تفکر با قریش و غیراز آن بود که پیغمبر ما را بیش از هر قوم دیگری آزرد و همین تفکر است که همیشه ردپای خود را در تاریخ اسلام، با حماقت و جهالت اعراب بدوی و منافقین پاک کرده و خباثت‌های خود را پای آنها گذاشته و جنایت آنها را در تقابل با اسلام، مضاعف نشان داده است. تفرقه بین مسلمانان 
و فرقه‌سازی کار آنهاست که انصافاً در آن استادند و خُبره. از هیچ،
فرقه می‌تراشند و از پوچ، تفرقه می‌سازند. در سنی وهابیت را و در شیعه بهائیت را و در مسیحیت، نومسیحیان و بی‌گمان در میان بوداییان، فرقه‌ای وحشی در میانمار که مسلمانان را 
زنده زنده می‌سوزانند ساخته آنهاست. فکر پلیدشان در تجمیع خبائث، اعجاب‌آور است. می‌توانند منافقین خون‌آشام را با سلطنت‌طلبان فراری و اراذل و اوباش و بهائیان و اعدامیان و ساواکیان و اختلاسگران و جاسوسان و نادرست‌ها و.. و همه عفونت‌های بشری را در جبهه‌ای به نام ضدانقلاب جمع کنند و سر یک میز بنشانند و به همه این موجودات آب و غذای خودش را بدهند. 
اینکه امام راحل ما آنها را غده سرطانی نامید از حیا و ادب بالای او بود وگرنه حق مطلب اینان با غده سرطانی ادا نمی‌شود. تنها راه مقابله با این جرثومه‌ها همان استراتژی «هر مسلمان یک سطل آب» است که اگر همه باهم بریزند، می‌رود. تفکری که با شیطان عقد اخوت بسته و حتی گاهی او را درس می‌دهد، مأموریتش «با تمام نيرو گستردن فساد در زمين و دست‌اندازی به مال و جان‌هاست».2 «سرسخت‌ترین مردم در دشمنی با مؤمنین»3‌ اند و به‌دلیل تفکر عفنی که دارند، موذی‌ترین و مزورترین و مضرترین موجود زنده کشف شده برای گونه بشری هستند و حتی مطرود یهودیان و کلیمیان جهان‌اند و آنها دانسته‌اند که دوستی کردن با این تفکر، به همان‌اندازه خطرناک است که پَر دادن به گربه. «گربه مسکین اگر پر داشتی، تخم گنجشک از جهان برداشتی».  
بی‌شک حساب یهودیان و به ویژه کلیمیان هم میهن ما از این تفکر افراطی و تمامیت‌خواه، جداست. همان‌گونه که وهابیت و بهائیت را هرگز نباید از اهل سنت و اهل تشیع دانست. و اگرچه آبشخور همه این افراطی‌گری‌ها را باید در دربار ملکه انگلیس جست ولی قابلیت فوق‌العاده تفکر صهیون را که از زمان قابیل، پیوسته پرورش ابلیسی یافته و با تفرعن و جادوی مصری درآمیخته و با ثروت قارون‌ها و هنر سامری‌ها تلفیق شده را نباید فراموش کرد. در هر مقطع از تاریخ، قسمتی از تفکر شیطان بروز و ظهور داشته ولی می‌توان گفت اکنون در مقطعی از تاریخ به سر می‌بریم که این تفکرات خطرناک همدیگر را پیدا کرده و همداستان شده و دشمن مشترک خود و کانون آزادگی و خداخواهی که جمهوری اسلامی است را یافته‌اند.
رژیم غاصب صهیونی که سرزمین اعراب مسلمان، مسیحی و یهودی فلسطین را غصب کرده و جمعیتش را از خیابان‌های شوروی و اروپا جمع کرده و به زور قصد تحمیل به منطقه را دارد، از زمان موشه دایان و جنگ شش روزه نشان داده است که پس از فلسطین و اردن و سوریه و مصر و لبنان، به دنبال عراق و ایران و آفریقا و آمریکای جنوبی است. پول زوری که آمریکا و برخی کشورهای بزرگ اروپا از مردم خود می‌کَنند و سالیانه و بعد از هیتلر تاکنون به این 
رژیم می‌پردازند در اصل باجی است که می‌پردازند تا شرّصهیون از آنان دور بماند و در دامن منطقه اسلام بماند. منطقی که هیتلر با اخراج آنها از آلمان نشان داد که باهوش‌تر از تمام سران کنونی اروپاست و در ابراز آن از آنها شجاع‌تر است. هیتلر بیرون کرد و کشورهای اروپایی با باج دادن روزگار می‌گذرانند و با تأیید افسانه هولوکاست، به‌دنبال بهانه‌ای برای بزدلی و حقارت خود می‌گردند وگرنه اگر یهودیان را از خود می‌دانستند مثل مهاجرین چشم‌آبی اوکراینی، حتی در حد حرف و شعار، آنها را در بین خود جا می‌دادند و از این نکبت و اضطراب می‌رهاندند.
از مشکلات بزرگ دوره ما «استکبار جهانی رسانه‌ای» است. وقتی غول‌های رسانه‌ای دنیا در دست مُرداک صهیونیست و امثال آن است، باید توقع داشت که همان روحیه‌ای را که از ابتدای این وجیزه تاکنون در مورد آن گفتیم در رسانه‌های وابسته به آنها ببینیم. آنکه پیغمبر می‌کشد از کشتن انسان‌های بی‌گناه و بی‌پناه ابا دارد؟ تفکری که با زحمات صدها پیغمبری که منحصراً برای نجات آنها آمده بود، مهار نشد، با برقراری ارتباط چندکشور بی‌بنیه عربی، مهار می‌شود؟ 
آن که کتاب خدا را تحریف می‌کند از تحریف تاریخ و حقیقت‌های دیگر حیا می‌کند؟ آنکه سیاست خود را بر مبنای به لجن کشیدن شخصیت زنان می‌داند، خودش می‌تواند ریشه و عقبه‌ای پاک داشته باشد؟ و... و حقیقت امروز ما همان است که سعدی از آن واهمه داشت. گربه پر دار. 
شرایط امروز دنیا اگرچه گفته شد ولی یکطرفه بود و از شرایط امروز جبهه مقاومت و مؤمنین و مستضعفین چیزی ننوشتم. زمانی که پهلوی، به مبارزه اعراب خیانت کرد گذشت و امروزه جمهوری اسلامی از هرکس که در برابر زیاده‌خواهی صهیون مقاومت کند حمایت می‌کند. سعودی در یمن چنان مانده که یک گاو شیرده در گِل. ته مانده آبروی آمریکا را اگر فضاحت بایدن نبرد‌، بی‌شک ناتوانی در برابر امیکرون و بدهی تباه می‌کند. دست فرزندان شیعه و سنی و مسیحی مقاومت درهم گره خورده و جبهه عظیم ضداستکباری در حال شکل‌گیری است. زمان پرتاب سنگ گذشت و فلسطین، موشک نقطه‌زن دارد و سوریه حکومت مستقری که بازی ایرانی را آموخته است و لبنان، گنبد آهنین را به سخره گرفته و... و ایرانی که منتظر است تا شاید بدون جنگ، روبان جشن آزادی و ورود به قدس را قیچی کند. به همت جوانمردان حماسه‌ساز جبهه مقاومت و به زودی. و بفضل الله و عونه.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ
1- سوره بقره آیه 61
2- سوره بقره آیه 205
3- سوره مائده آیه 82

 تحولات فلسطین در هفتاد و چهارمین سال اشغال آن بیانگر آن است که رژیم اسرائیل نتوانسته روند تثبیت خود را مدیریت کند و به عنوان یک دولت، «مستقر» شود. در تأسیس یک دولت که سابقه قبلی ندارد، به‌طور معمول یک دوره حداکثر ۲۵ ساله - یعنی یک نسل - زمان نیاز است تا پروسه‌ای به پدیدارشدن «پروژه‌ای» منجر گردد. یک مورد آن پدید آمدن کشور «پاکستان» است که در ۲۵ سالگی موجودیت آن تثبیت شد و هند آن را در اواخر این دوره (۱۳۵۱) به عنوان یک موجودیت قطعی پذیرفت و مراودات سیاسی با آن را شروع کرد. کما اینکه حکایت شکل‌گیری کشورهای بنگلادش، عراق، عربستان، کویت، قطر، عمان، مصر، الجزایر، تونس و... هم همین است.

اما چرا در مورد تأسیس دولت اسرائیل این اتفاق نیفتاده و ارتش آن هنوز در وضعیت آماده‌باش است؟ دلیل و تفاوت آن این است که در آنجاها اگرچه کشوری تحت نام‌هایی که ذکر شد، وجود نداشته اما برای دولتی که پدید آمده، سرزمین و ملت وجود داشته‌ است.

مردمی که مثلاً در پاکستان، صاحب کشوری به این نام شدند، از جای دیگری به این سرزمین نیامدند و اهالی لاهور، کراچی، راولپندی و... جداندر جد در این سرزمین بودند و زمین‌های این شهرها و شهرهای دیگر در اختیار و مالکیت شهروندان آن بود. این سرزمین‌ها و مردم آن وجود عینی داشتند و فقط در ذیل حاکمیت دیگری زندگی می‌کردند و لذا وقتی پاکستان از هند جدا شد، فقط یک «حاکمیت» به عناصر این محدوده جغرافیایی اضافه شد و پاکستان شکل گرفت.

در مورد رژیم اسرائیل هیچ‌کدام از سه عنصر تشکیل حکومت وجود نداشته است یعنی نه ملتی در اندازه تعیین دولت وجود داشته و نه سرزمینی وجود داشته و از آنجا که حاکمیت، محصول تلاقی ملت و سرزمین می‌باشد هم وجود نداشته است، بنابراین در اینجا جعل ‌اندر جعل ‌اندر جعل یعنی «جعل مثلث» اتفاق افتاده و یک رژیم جعلی مطلق شکل گرفته است.

ادامه مقاومت در فلسطین علی‌رغم آنکه سه نسل یعنی ۷۵ سال بر آن گذشته، خود به تنهایی جعلی بودن رژیم اسرائیل را به اثبات می‌رساند. امروز هم وقتی یک کودک فلسطینی در غزه، رام‌الله، حیفا، صفد، بئرالسبع، یافا، عکار و... به دنیا می‌آید، هیچ تردیدی ندارد که کشورش به اشغال درآمده و باید برای رهایی آن وارد عمل گردد و وارد عمل هم می‌شود و لذا امروز در همه بخش‌های این سرزمین، جنبش فلسطینی به صورت برجسته وجود دارد.

این هم نشان می‌دهد از نظر شهروندان آن، همه سرزمین‌های فلسطینی غصب شده و بین خان‌یونس در غزه، الخلیل در کرانه، بئرالسبع در جنوب و صفد در شمال هیچ تفاوتی وجود ندارد. پس تفکیک ۱۹۴۸ از بحث فلسطین دیگر خاصیت ندارد.

۷۴ سال پس از خیانت غرب در جعل اسرائیل در سرزمین اسلامی فلسطین، این رژیم هنوز نتوانسته است موضوع کلیدی اماکن مقدس را به جایی برساند. در مناسبت‌ها هنوز این اماکن به محاصره ارتش درمی‌آید و هنوز مبادی این اماکن صحنه صف‌آرایی جوانان مسلمان و شهرک‌نشینان صهیونیست است.

همین حالا که شما این یادداشت را می‌خوانید اماکن مقدس در شهرهای الخلیل، بیت‌ لحم، نابلس و قدس در محاصره ارتش قرار دارد. این به آن معناست که هنوز مسئله این اماکن حل نشده و اسرائیل بر آنها سلطه واقعی پیدا نکرده است. این موضوع از آنجا اهمیت دارد که «پروتکل‌های صهیونیسم» و «آژانس یهود»، یهودیان اروپا، آفریقا و آسیا را به نام رسیدن به شهرها و اماکن مقدس، به این سرزمین فراخوانده‌اند و الان بسیاری از کسانی که فراخوانده شده‌اند، مرده‌اند و بسیاری از آنان که در جوانی به این سرزمین کوچ کرده‌اند، هم‌اینک پیر و فرتوت شده‌اند ولی نمی‌توانند بدون ترس حتی از این اماکن دیدن کنند، چه رسد به اینکه بخواهند مناسک را به‌جا بیاورند.

اینکه جمعیت‌های یهودی به‌جای اینکه در مناطق شرقی فلسطین سکونت داده شوند در مناطق غربی - که در آنها از اماکن مقدس خبری نیست - ساکن کرده‌اند، به معنای ناتوانی رژیم اسرائیل در تحقق وعده‌ای است که با آن یهودیان را به اینجا فراخوانده است. جالب این است که با همه تلاشی که برای کوچ یهودیان صورت گرفته است، هنوز در همه شهرهایی که اماکن مقدس در آنجاها قرار دارد، جمعیت‌های عرب فلسطینی

- با اکثریت قاطع مسلمانان - ساکن هستند و عمده یهودیان ساکن این شهرها، شهرک‌نشین‌های جوانی هستند که از شهرهای غربی فلسطینی به این شهرهای شرقی آورده شده‌اند و این راز اصرار رژیم اسرائیل بر تسلط بر مناطق موسوم به ۱۹۶۷ و استراتژیک بودن تداوم شهرک‌سازی‌های آن در این مناطق است. پس یک جنبه دیگر از شکست بنیادین پروژه صهیونیسم، عدم سیطره بر شهرها و اماکن مقدس می‌باشد.

دقیقاً به دلیل آنچه گفته شد، قدس قلب موضوع فلسطین است که به صورت «پرچم فلسطین» هم درآمده است. به همین دلیل در اهتزاز نگاه داشتن این پرچم، اقدامی استراتژیک است. قدس از حیث نشانه‌شناسی، علامت استیلا و اقتدار می‌باشد. بر این اساس حضرت امام می‌فرمودند:

«روز قدس، روز اسلام و روز همه کشورهای اسلامی است.» قدس اگر به اشغال صهیونیست‌ها درآید به معنای پیروزی قاطع آنان در جنگ با مسلمانان در کل دنیا است. اگر مسلمانان بتوانند قدس را به عنوان یک مکان اسلامی حفظ و تثبیت نمایند، به معنای پیروزی قاطع آنان بر صهیونیسم جهانی است و از آنجا که اصولاً شکل‌گیری این دولت، پروژه‌ای انگلیسی - آمریکایی بوده و حیات آن هم مرهون حمایت غرب است، بنابراین تثبیت قدس در جهان اسلام، پیروزی قاطع مسلمانان بر کل غرب هم می‌باشد.

تجربه نشان داده که فلسطین موضوعی نیست که کسی در جهان اسلام بتواند آن را واگذار کند. از این رو در طول این سال‌ها اگرچه خیانت‌کاران و وابستگان به ظاهر مسلمان به نفع پروژه اسرائیل، اقداماتی انجام داده‌اند و این اقدامات کم هم نبوده است، اما در نهایت همان‌ها هم نتوانسته‌اند تا آخر خط پیش بروند و لذا به ضدونقیض‌گویی افتاده‌اند؛ همین روزها ما شاهد هستیم که مثلاً اردوغان در حالی که از گرم کردن روابط با رژیم اسرائیل سخن می‌گوید اما به محض آنکه درگیری میان رژیم و فلسطینی‌ها در مسجدالاقصی پیش می‌آید، علیه اسرائیل موضع می‌گیرد؛ یا امارات درست چند روز پس از آنکه در دبی وزیر خارجه اسرائیل را می‌پذیرد، به خاطر وقایع روزهای اخیر مسجدالاقصی، سفیر اسرائیل را احضار می‌کند و یا اردن در حالی که با پیمان «وادی عربه» (۱۳۷۳) دومین گام عربی عادی‌سازی انجام داد، این روزها سفیر اسرائیل را احضار و - در مجلس - بحث اخراج سفیر آن را مطرح کرد.

اینها بیانگر آن است که فلسطین یک موضوع صرفاً سیاسی نیست. بله در جهان اسلام - عرب یا غیرعرب - درباره واگذاری بخشی از فلسطین به رژیم اسرائیل، کسانی هستند که تعهد بدهند اما در نهایت هیچ‌کدام نمی‌توانند آن را عملی کنند. این خود یکی از مشکلات اساسی رژیم اسرائیل است.

به همین دلیل درست در روزی که هیئت‌های آمریکایی و عربی در دفتر کار «داوید بن گوریون» - نخستین نخست‌وزیر و مؤسس اسرائیل - در محله «کیبوتص سده بوکر» در شهر بئرالسبع گردهم آمده بودند تا بگویند پروژه تأسیس اسرائیل به پایان رسیده است، یک جوان عرب مسلمان با حمله مسلحانه به صهیونیست‌ها در این شهر ۴ نفر از آنان را کشته و ۵ نفر دیگر را مجروح می‌کند و بعد عملیات‌های بعدی در تل‌آویو، در جنوب حیفا و در جنین به وقوع می‌پیوندند و به ماجرای درگیری مردم با ارتش اسرائیل در ورودی مسجدالاقصی می‌رسد و به طور کلی صحنه جهان عرب و جهان اسلام به نفع فلسطین تغییر می‌کند و همان‌ها که در بئرالسبع

و در دفتر کار بن‌گوریون آماده دادن امضای یادگاری! شده بودند، سفیر را احضار و بر حقوق فلسطینی‌ها تأکید می‌کنند. ریاکاری است بله ریاکاری است! اما چه چیزی اردوغان و بن‌زاید و بن سلمان و سی‌سی و سلطان محمد دوم را به ریاکاری وادار می‌کند؟ این مهم است. ریاکاری آنان، نشان از حساسیت شدید مردم مسلمان ترکیه، امارات، عربستان، مصر و مراکش نسبت به فلسطین و قدس شریف و اقصی دارد و این یعنی فلسطین ادامه دارد و رژیم اسرائیل هنوز به معنای واقعی کلمه تأسیس نشده است.

از زمانی که ارتش اسرائیل بی‌محابا و بدون ترس و برای نشان دادن سیطره خود به سمت فلسطینی‌ها شلیک می‌کرد، خیلی نگذشته است. در سال ۲۰۰۲ «شائول موفاز» وزیر جنگ و «آریل شارون» نخست‌وزیر، در واکنش به اقدام شهادت‌طلبانه یک فلسطینی در «نهاریا»، وارد اردوگاهی در جنین شد و در مقابل ۳۰ کشته یهودی نهاریا، ۲۰۰ فلسطینی را به شهادت رساند. الان طی دو هفته دستکم ۲۰ صهیونیست به دست چهار فلسطینی کشته شده و اسرائیل جرأت نمی‌کند علیه فلسطینی‌ها واکنش تندی نشان دهد.

امروز راه حرکت رژیم اسرائیل، باریک شده و راه حرکت فلسطینی‌ها، موسع و متنوع گردیده است. بر این اساس «یاکوب‌هایمن» مدیر سابق «فدراسیون تشکل‌های معبد یهودیان» با اشاره به مقابله جوانان فلسطینی در ورودی مسجدالاقصی با ارتش اسرائیل، می‌نویسد «در کوه معبد - مسجدالاقصی - ناگزیریم بسان عید پسح - یکی از سه عید بزرگ یهودیان - قربانی بدهیم تا بتوانیم جهادگران اسلامی را آرام نمائیم.»


:: بازدید از این مطلب : 335
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
شنبه 3 ارديبهشت 1401

به دنبال تحولات اخیر در افغانستان و روی کار آمدن طالبان موج جدیدی از مهاجران روانه کشورهای مختلف جهان شده و در حال حاضر پناهجویان در کشورهای مدعی حقوق بشر با تبعیض، فقر و مشکلات بسیار مواجه هستند.

طبق آمار سازمان ملل بیش از ۲.۷ میلیون نفر از مهاجرانی که در سراسر جهان ثبت نام شده‌اند از افغانستان هستند. این عدد افغانستان را در ردیف یکی از سه کشور با بیشترین میزان مهاجر قرار می‌دهد. 

در زیر به برخی از مشکلات افغان در کشورهای مختلف را بررسی می‌کنیم.

وضعیت اسفناک مهاجران در یونان و ترکیه 

دیده‌بان حقوق بشر در گزارش تازه خود درباره وضعیت مهاجران افغانستان گفته است که پلیس یونان پناهجویان را در مرز زمینی یونان و ترکیه بازداشت کرده و در بسیاری از موارد لباس‌های آنها را درآورده و پول، تلفن و سایر دارایی‌هایشان سرقت کرده و آنها با بدترین شرایط ممکن به ترکیه برمی‌گرداند.

در برخی موارد پلیس یونان مهاجران را تحویل مردان نقابدار داده و آنها را مجبور به سوار شدن به قایق‌های کوچک کرده و این نقاب داران که گفته می‌شود اکثرا خود نیز پناهجویان کشورهای دیگر در یونان هستند، و آنان را به داخل آب سرد کشانده و وادار می‌کنند به سمت ترکیه حرکت کنند.

بر اساس آمار نهادهای حمایت از پناهجویان در حال حاضر هزاران پناهجوی افغان که از مسیر ترکیه وارد یونان شده‌اند در نقاط مختلف این کشور دردر بدترین وضعیت ممکن قرار دارند، اکثر پناهجویان از وضعیت بد زندگی در این کشور شکایت داشته و می‌گوید آنان روزهای دشواری را تجربه می‌کنند.

وزارت کشور ترکیه در اوایل فوریه تصاویری از اجساد ۱۲ پناهجویی که از یونان به ترکیه پس فرستاده شده بودند را در مناطق مرزی این کشور پیدا کرد. به گفته سلیمان سویلو، وزیر کشور ترکیه ۱۲ نفر از ۲۲ پناهجو که توسط واحدهای مرزی یونان رانده شده بودند، لباس‌ها و کفش‌های آن‌ها دزدیده شده و بدن آنان کاملا یخ زده بوده است.

مهاجرین افغانستان بعد از گذشتن از مرز چندین کشور و با تحمل سختی‌های فراوان خود را به مرزهای یونان می رسانند.

کمیسیاریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان و سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر بارها نسبت به وضعیت بد پناهجویان و سرنوشت نامشخص آن‌ها از دولت یونان انتقاد کرده‌اند.

این اتفاق به یکی رویداد معمول تبدیل شده است که دسته‌های بزرگ پناهجویان که از سوی یونان، ترکیه و پاکستان بازگردانده شده‌اند، روزها در مناطق وسیعی میان مرزها سرگردان می‌مانند. در مواردی آن‌ها به دام دزدان و گروه‌های آدم‌ربا می‌افتند و این گروه‌ها در عوض رهایی آنها از خانواده‌های‌شان پول هنگفت خواسته و در صورت اجرا نشدن این معامله صدهاتن جان خود را از دست می‌دهند.

 

اخراج پناهجویان افغان به‌خاطر اوکراینی‌ها

 

در تازه ترین مورد سازمان‌های دفاع از حقوق مهاجران در ترکیه گزارش داده است که بیش از 90 درصد درخواست‌های پناهندگی از سوی اداره مهاجرت ترکیه رد می‌شود، افرادی که درخواست‌ آنها از سوی اداره مهاجرت ترکیه می‌شوند، کارت‌های مهاجرت آنان باطل  و حق دسترسی به خدمات دولتی و درمان و آموزش را به صورت قطع از دست می‌دهد.

آنان می‌گویند، این افراد حتی در صورت داشتن بیماری‌های جدی نمی‌توانند از خدمات درمانی دولتی استفاده کنند.

 برخورد دوگانه با پناهجویان افغان و اوکراین

مشکلات پناهجویان افغان در ترکیه که با تقبل تمام رنج‌ها و مشکلات خودشان را به یونان رسانده به دلیل حضور مهاجرین اوکراینی مشکلات شان بیشتر شده ودولت یونان تمام توجه را به این پناهجویان جدید اختصاص داده است. 

سازمان دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید در حالی که یونان از اوکراینی‌ها به عنوان "پناهجویان واقعی" استقبال می‌کند اما با عقب راندن پناهجویان افغان به ترکیه به‌ صورت «دوگانه» و «ظالمانه» برخورد کرده است. 

 

اخراج پناهجویان افغان به‌خاطر اوکراینی‌ها

 

پس از تهاجم روسیه به اوکراین و هجوم موج جنگ‌زدگان اوکراینی، فشارها و سختگیری بر پناهجویان افغان در یونان، ترکیه و اروپای شرقی افزایش یافته است.

 بیل فرلیک، از مدیران دیده‌بان حقوق بشر این برخورد دوگانه رفتاری است که ارزش‌های ادعایی اروپایی در مورد برابری، حاکمیت قانون و کرامت را به سخره می‌گیرد.

پس از بحران اوکراین برخوردها با مهاجرین افغانستانی در کشورهای اروپایی بد گزارش شده واکثر پناهجویان افغان از وضعیت بدشان شکایت کرده ومی‌گویند دیگر آنها به باد فراموشی سپرده شده است.

 من را شب به رودخانه انداختند تا بمیرم

بلال تاهی، تبعه افغانستان در گفت‌وگو با رسانه‌ها می‌گوید، سربازان یونان با مهاجران غیرقانونی خیلی بد رفتار می‌کنند، اوداستانش را اینگونه تعریف می‌کند: «به دلیل کتک زدن سرباز یونان به ناحیه سرم بی هوش شدم. ما را در یک خانه نگه داشتند و پس از آن به کنار رودخانه برده و من را شب‌هنگام به رودخانه انداختند تا بمیرم، تااینکه نیروهای مرزبانی ترکیه من را از خطر غرق شدن ومرگن جات دادند».

بر اساس داده‌های منابع امنیتی ترکیه، دولت یونان روزانه تعدادی زیادی از مهاجران غیرقانونی از شهروندان افغانستان را پس از دستگیری مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و به زور به سوی ترکیه می‌فرستند.

 

اخراج پناهجویان افغان به‌خاطر اوکراینی‌ها

 

بخاطری اخاذی پلیس پاکستان و وضعیت بد اقتصادی مجبوریم در جاده‌ها بخوابیم

مهاجرت افغان‌ها به پاکستان نیز موضوع تازه‌ای نیست و اما در اواخر تعداد این پناهجویان به صورت چشم‌گیر افزایش داشته است که آنان خودشان را از مسیرهای قانونی یا غیر قانونی خودشان را به این کشور رسانده است.

اکثر مهاجرین در این کشور به بدترین حالت ممکن اقتصادی گرفتار بوده و برای مهاجران در پاکستان هیچ فرصت شغلی درآمدزایی و حمایت‌ اقتصادی وجود ندارد.

کیارنگ سعادت، فعال مدنی افغان، که از ماه‌ها پیش، در پاکستان مستقر شده است، به ایندیپندنت گفت: «مهاجران افغان نمی‌توانند کرایه خانه یا اتاق هتل را بپردازند و به خاطر اخاذی‌ها مداوم پلیس‌های پاکستان آنان مجبور اند تادر خیابان‌ها چادر زده و بخوابند.

 

اخراج پناهجویان افغان به‌خاطر اوکراینی‌ها

 

وی افزود: «من کسانی را می‌شناسم که حتی نمی‌توانند برای درمان کودک بیمارشان به دکتر مراجعه کنند. هزینه‌های زندگی در پاکستان بالا بوده و مهاجران حتی امکان تهیه غذای کافی برای زنده ماندن شان را ندارند».

از سوی دیگر، عبدالوارث صبور غفوری، شهروند افغان که از ماه‌ها پیش در راولپندی پاکستان، در هتل اقامت دارند، در صحبتی بارسانه‌ها گفت، که تعداد زیادی از افغان‌ها در هتل‌ها زندگی می‌کنند، در حالی که هزینه‌ها وحشتناک است. او افزود: «مهاجران به دلیل نداشتن اسناد مشخص اداره مهاجرت که در پلیس پاکستان ثبت شده باشد، آنها به هیچ عنوان نمی‌توانند خانه کرایه کنند».

 

اخراج پناهجویان افغان به‌خاطر اوکراینی‌ها

 

مهاجران در پاکستان از اخاذی‌های پلیس گرفته تا نبودن زمینه کاری و وضعیت بداقتصادی شان شکایت داشته وزندگی وزنده ماندن شان‌را کابوس‌گونه تعریف می‌کنند.

زندگی مهاجران افغان در برزخ اندونزی

بیش از ۸هزار پناهجو و مهاجری که سازمان ملل در اندونزی ثبت کرده، از افغانستان هستند. بیشتر آن‌ها نزدیک به یک دهه است که لحظه شماری می‌کنند تا مگر قرعه به نامشان افتد و از آنچه "برزخ" می‌نامند نجات پیدا کنند.

 

اخراج پناهجویان افغان به‌خاطر اوکراینی‌ها

 

پناهجویان افغان در اندونزی از شرایط سخت زندگی در این کشور و بی‌سرنوشتی شکایت می کنند. آنان چندین سال است که با برپایی تظاهرات و دادخواهی‌های مدنی از سازمان ملل، کشورهای مهاجرپذیر و سایر سازمان‌های حامی مهاجرین می‌خواهند به وضعیت شان رسیدگی شود.

براساس گزارش‌ها، مشکلات مهاجرین در اندونزی در سال جاری بیشتر شده تا حدی که برخی از آنان این وضعیت سخت را تحمل نتوانسته و دست به خودکشی و خودسوزی زده‌اند.

طبق آمار سازمان ملل بیش از ۲.۷ میلیون نفر از مهاجرانی که در سراسر جهان ثبت نام شده‌اند از افغانستان هستند. این عدد افغانستان را در ردیف یکی از سه کشور با بیشترین میزان مهاجر قرار می‌دهد.

مهاجرین در این کشور می‌گویند: وقتی بسیاری از پناهجویان به دفاتر سازمان ملل و سایر دفاتر مربوطه مراجعه می‌کنند و به دنبال اطلاع از وضعت خود هستند، با پاسخ سرد مواجه می‌شوند. ادارات مهاجرت هم با این‌ها برخورد درست و انسانی ندارند. مواردی هست که حتی کارمندان این سازمان به جای توجه به عمق درد و مشکلات پناهجویان به آنها گفته اند: ما شما را دعوت نکرده بودیم، وهرچه زودتر به کشور خودتان برگردید.

یک فعال حقوق مهاجرت از «تحقیر، توهین و بلاتکلیفی مهاجرین در اندونزی» انتقاد کرده و خواستار توجه سازمان ملل و کشورهای حامی مهاجرین از وضعیت اسفناک پناهجویان در اندونزی شده و گفته است که مشکلات اقتصادی، توهین و تحقیر از جمله مواردی است که باعث می شود مهاجران دست به خودسوزی، خودکشی یا دوختن دهن خود شود.

در سالهای اخیر مردم افغانستان به دلیل جنگ، فقر، بیکاری و مسایل امنیتی مجبور به ترک کشور خود شدند و  اکثر این مهاجرین در کشورهای دیگر با مشکلاتی غیرانسانی مواجه هستند و همه این موارد در کشورهای رخ می‌دهد که خود مدعی حقوق بشر هستند. 

این مهاجران با امید یافتن زندگی بهتر و با متحمل شدن خطرات فراوان خود را به کشورها مرفع اروپایی می‌رسانند، اما در آنجا برخلاف انتظار با واقعیت غربی وحشی مواجه می‌شوند.

 

اخراج پناهجویان افغان به‌خاطر اوکراینی‌ها

 

مهاجرین افغان در کشورهای یونان، ترکیه، پاکستان وکشورهای اروپای مدعی حقوق بشر با مشکلات زیادی مواجه بوده و در نهایت بسیاری از این افراد با وجود زندگی چندساله و طی کردن فرآیند پیچیده اخذ پناهندگی از این کشورها اخراج می‌شوند.

«جنگ بین روسیه و اوکراین نمایش برهنه‌ای از تبعیض نژادی غرب متمدن است. وقتی چارلر دآگاتار، خبرنگار سی‌بی‌اس، مجبور به عذرخواهی در مورد حرف‌های نژادپرستانه‌اش شد این موضوع بیش از پیش هویدا شد! همچنان در چشم غرب، نژاد و رنگ مهم‌ترین شاخص انسان بودن است. در خلال پوشش اخبار جنگ شاهد تناقضات بسیاری بودیم. از پوشش خبری قطره‌های اشک یک شهروند اوکراینی تا ساخت شایعات دراماتیک در مورد سربازان اوکراین. اما اروپایی‌ها بدون هیچ ابایی به رنگین‌تر بودن خون اوکراینی‌ها نسبت به پناه‌جویان خاورمیانه‌ای اشاره می‌کردند.» این جملات اظهار نظر یک نویسنده ایرانی در صفحه اینستاگرامش در رابطه با نگاه‌های نژادپرستانه‌ایست که بازتابش در این روزها در صفحات مختلف اینستاگرام دیده می‌شود.

چند مورد از این صحبت‌های نژادپرستانه را باهم مرور می‌کنیم:

- خبرنگار سی‌بی‌اس گفت: «اوکراین مثل عراق و افغانستان نیست. اوکراین یک جای نسبتاً «متمدن» است.» این آقا تنها کسی بود که تابه حال مجبور به عذرخواهی از حرف‌های نژادپرستانه‌اش شده است.

- گزارشگر دیگری می‌گوید: «اکنون اتفاق غیرقابل تصوری رخ داده است، کشوری جهان سوم و در حال توسعه نیست. اینجا اروپاست!»

- مهمان بی‌بی‌سی: «برای من بسیار احساسات برانگیز است که می‌بینم اروپایی‌ها با چشمان آبی و موهای بلوند و بچه‌ها هرروز توسط موشک‌های پوتین کشته می‌شوند.»

مجری بی‌بی‌سی: «مسلما من این احساس را می‌فهمم و به آن احترام می‌گذارم.»

- مجری: «به صراحت بگویم, این‌ها پناهندگانی از سوریه نیستند، از اوکراین‌اند! … آنها مسیحی، سفیدپوست و بسیار شبیه افرادی هستند که در لهستان زندگی می‌کنند.»

-- مهمان الجزیره: «اگر به پناهندگان اوکراینی و لباس آنها بنگرید می‌بینید که افرادی از طبقه متوسط و مرفه هستند… بدیهی است که این‌ها پناهندگانی نیستند که از خاورمیانه یا شمال افریقا می‌گریزند. اینها شبیه هر خانواده اروپایی‌اند که کنار شما زندگی می‌کنند.»

- مجری شبکه فرانسوی: «ما در قرن بیست و یک هستیم. در یک شهر اروپایی و موشک‌های کروز داریم. انگار در عراق یا افغانستان هستیم، می‌توانید تصور کنید؟»

- مجری شبکه فرانسوی: «ما درباره فرار سوری‌ها از بمباران رژیم سوریه با حمایت پوتین صحبت نمی‌کنیم. ما در مورد اروپایی‌ها صحبت می‌کنیم که شبیه ما هستند و برای نجات جان خود کشور را ترک می‌کنند.»

- رئیس کمیته روابط خارجی مجلس فرانسه: «و خوبی این (پناهندگی اوکراینی‌ها) این است که مهاجرتی با کیفیت عالی و مهاجرت روشن‌فکران خواهد بود و ما می‌توانیم از آن استفاده کنیم.»

بازتاب در فضای مجازی

- حامد قاف در صفحه خود با انتشار چند عکس مفهومی زبان نژادپرستان را نشان داده است. این عکس‌ها که وضعیتی مشابه را در دو کشور اوکراین و یکی از کشورهای افغانستان، سوریه، یمن، لیبی و اتیوپی را نشان می‌دهد در قاب صفحه لایو طراحی شده است که و روزنامه فرهیختگان در بازنشر این تصاویر در متن زیر پست تنها یک جمله آمده است: «جنگ=جنگ است، هر جای دنیا که باشد.» فرزند خردسال اوکراینی و افغانستانی که در آغوش پدری نگران است. مادری اوکراینی و سوری که معترض از وضع جنگ در کشورش به لنز دوربین می‌نگرد. پسر بچه‌ای ۱۰-۱۲ ساله اوکراینی و یمنی. مادر و فرزندی ۲-۳ ساله که اوکراین و عراق در دو طرف تصویرند. خرابه‌های اوکراین در کنار خرابه‌های لیبی. اشک چشمان کودک مظلوم اوکراینی در کنار کودک اتیوپی. این تصاویر تنها لحظات کوچکی از تشابه این کشورهای درگیر جنگ هستند.

 

همه آدم‌ها برابرند، چشم‌رنگی‌ها برابرتر!

 

این مجموعه تصویر در صفحه‌های مجازی مورد استقبال قرار گرفته است و بارها بازنشر شده است.

 

همه آدم‌ها برابرند، چشم‌رنگی‌ها برابرتر!

 

- پرس تی‌وی هم در صفحه توئیتر خود دو تصویر را در کنار هم آورده است و بالای تصاویر نوشته است: جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم. تصویر سمت راست: «سنگی که در سازمان ملل به عنوان «ابزار ترور» توسط فلسطینی‌ها نشان داده شده است را می‌رساند و تصویر دیگر ویدئویی از آماده سازی کوکتل مولوتوف‌های اوکراینی است که به عنوان «ابزار دفاع» معرفی شده است.

- یکی از شهروندان ایرانی هم با قرار دادن فیلم‌های مذکور در صفحه خود، نوشته است: «نژادپرستی رسانه‌ای. پشت نقاب طرفداری از حقوق بشر»

- کاربر دیگری با انتشار همین فیلم‌ها نوشته است: «فقط اروپایی‌ها کشتن‌شان گناه دارد؟ فقط چند روز از جنگ گذشته است و کل دنیا مطلع شدن و تظاهرات کردند در حالی که هر روز ساله‌است در افغانستان، یمن، سوریه، فلسطین جنگ است و خیلی از کشورها هیچ اهمیتی نمی‌دهند و شاید حتی ندانند که کشورهای خودشان در حال تجاوز به کشورهای دیگرند. خودشان کشور دیگری را تخریب می‌کنند و بعد می‌گویند شما جهان سومی‌اید! معلوم است در جنگ و خونریزی و تحریم هیچ کشوری نمی‌تواند پیشرفت کند. ما همیشه تصور تمدن و فرهنگ از جهان اول داریم در حالی که خیلی چیزها خلاف ماست‌. به غیر از چیزهای قشنگ و رنگانگی که ما تصور می‌کنیم، این هم بخش تاریک غرب است.»

- کاربری نوشته است: «جنگ هم برای اروپایی‌هاست. جنگ کردن ما از نفهمی است و مال شما از دلاوری»

- کاربری دیگر: «ما که دفاع می‌کنیم تروریست هستیم، شما که دفاع می‌کنید قهرمان می‌شوید.»

- دیگری آورده است: «همه آدم‌ها با هم برابرند، اما چشم رنگی‌های اروپا مظلوم‌ترند، اما مردم خاور دور برای دلسوزی مستحق‌ترند، اما فقط دخترهایی که موی بور دارند، عشق بیشتری نسبت به معشوق سربازشان دارند، اما سربازان نبردهای اروپای شرقی، کشته‌های عاشق تری در جنگ هستند، اما آوارگی مردم خاورمیانه اهمیت کمتری دارد، جنگ در همه جا محکوم است ولی در اروپا محکوم تر است، متجاوز در همه جا بدکار است ولی اگر شرقی باشد بدکارتر است. همه آنها که برای آزادی می‌جنگند قهرمان‌اند، به شرطی که مردم خاورمیانه نباشند… البته تبعیضی در کار نیست؛ همه با هم برابرند اما بعضی‌ها برابرترند…! این خلاصه همه واکنش‌هایی هست که در جنگ‌های اوکراین و سوریه و عراق و افغانستان و یمن و غیره و ذلک شاهد هستیم…»

 

همه آدم‌ها برابرند، چشم‌رنگی‌ها برابرتر!

و اغلب پست‌های این مضمون فیلم توصیف شده از صحبت‌های خبرنگاران اروپایی نژادپرست است با کپشن: «بدون شرح!»


:: بازدید از این مطلب : 340
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : عبدالرضا جودکی
جمعه 2 ارديبهشت 1401

یکی از بدترین گناهان که حتی شیطان هم از مرتکب ان گناه بیزار است، تهمت زدن و بهتان بستن است. گناهانی که سرمنشاء بسیاری از اختلافات میشوند و تاثیرات شومی بر زندگی دنیا و آخرت مرتکب ان و کسی که مورد ظلم و تهمت واقع شده است به سختی قابل جبران است.

تهمت و بهتان به اندازه ای زشت و زننده است که حتی شیطان هم از انجام دهنده آن دو بیزاری می جوید. شیطان از رفتارهای زشت و اعمال خلاف استقبال می کند؛ ولی برخی از رفتارهای ناروا آن قدر زشت و پلیدند که شیطان هم آن ها را تاءیید نمی کند. یکی از این اعمال ، نابود کردن وجهه افراد در جامعه ، و ریختن آبروی آن ها به وسیله بهتان یا تهمت است.

تهمت آثار شومی هم برای تهمت زننده و هم برای تهمت زده شده به بار می آورد که می توان آن ها را در دو عنوان ذیل جای داد:

۱ – پیامد تهمت بر بعد معنوی انسان

در روایتی از امام جعفر صادق (علیه السلام ) در این باره آمده است :

اذا اتهم المومن اخاه انماث الایمان من قلبه کما ینماث الملح فی الماء

آن گاه که مومن به برادر مومنش تهمت زند، ایمان در دل او ذوب می شود؛ همان گونه که نمک در آب ذوب می شود.

همان طور که از این روایت بر می آید، تهمت موجب از بین رفتن ایمان مومن می شود.

در توضیح این مطلب باید گفت که بسیاری از اعمال انسان بر ایمان او تاثیر می گذارد. همچنین درباره این اعمال ، دو حالت “انجام ” و “ترک” وجود دارد که هر دو حالت ، در بعد ایمانی او موثر است . ترک واجبات از سویی و انجام گناهان از سوی دیگر، ایمان انسان را ضعیف می کند. “ترک واجب”و “انجام حرام ” را می توان دو گونه از کفر عملی به شمار آورد که “انجام حرام ” شامل “تهمت ” هم می شود و ضعف و نابودی ایمان را در پی دارد.

۲ – پیامد تهمت بر روابط انسانی

تهمت مایه نابودی حریم برادری و روابط انسانی میان افراد جامعه بشری است و جو عدم اعتماد و ترس از اطمینان را فراهم می سازد:

امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرمود:

من اتهم اخاه فی دینه فلا حرمه بینهما

کسی که برادر دینی اش را متهم کند [= به او تهمت بزند]، بینشان حرمتی وجود ندارد.

دین مبین اسلام ، آبرو و حرمت مومن را بزرگ تر از کعبه و حتی قرآن دانسته است و با آگاهی از چنین ارزشی ، هیچ کس نباید به خود اجازه دهد به حریم آبروی دیگران تجاوز کند

منظور از کلمه “فی دینه ” در جمله من اتهم اخاه فی دینه چه تهمت زدن به”برادر ایمانی” باشد، به این صورت که کلمه “فی دینه”را صفتی برای کلمه “اخاه” بدانیم و چه متهم کردن او در امور دینی باشد، تفاوتی در ثمره زشت تهمت پدید نمی آید؛ چرا که دین الاهی مانند ریسمانی است که همه به آن چنگ می زنند و در اثر توسل به آن با هم رابطه برادری ایمانی برقرار می کنند که این پیوند از پیوند نسبی و سببی بسیار محکم تر است . با تهمت زدن به برادر یا خواهر دینی ، این رابطه محکم قطع می شود.

انسان عاقل و متدینی که به مبدا و معاد اعتقاد دارد، هیچ گاه به دیگری تهمت نمی زند. حتی اگر انسانی دین نداشته باشد، سرشت انسانی اش به او اجازه این کار را نمی دهد، مگر آن که از فطرت پاک انسانی به خوی حیوانی گرویده باشد.

با بررسی این مساءله در جامعه ، مشاهده می شود که افرادی برای رسیدن به اهدافی شیطانی می کوشند دیگران را مورد “تهمت” و “بهتان”قرار دهند؛ ولی در نهایت امر، به ذلت و بیچارگی کشیده خواهند شد.

موضع ابلیس در برابر تهمت و بهتان

تهمت و بهتان به اندازه ای زشت و زننده است که حتی شیطان هم از انجام دهنده آن دو بیزاری می جوید. شیطان از رفتارهای زشت و اعمال خلاف استقبال می کند؛ ولی برخی از رفتارهای ناروا آن قدر زشت و پلیدند که شیطان هم آن ها را تاءیید نمی کند. یکی از این اعمال ، نابود کردن وجهه افراد در جامعه ، و ریختن آبروی آن ها به وسیله بهتان یا نعمت است .

امام جعفر صادق (علیه السلام ) در این زمینه می فرماید:

من روی علی مؤمن روایه یرید بها شینه و هدم مروءته لیسقط من اعین الناس اخرجه الله من ولایته الی ولایه الشیطان ، فلا یقبله الشیطان

اگر کسی سخنی را بر ضد مومنی نقل کند و قصدش از آن ، زشت کردن چهره او و از بین بردن وجهه اجتماعی اش باشد و بخواهد او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از محور دوستی خود خارج می کند و تحت سرپرستی شیطان قرار می دهد؛ (ولی) شیطان هم او را نمی پذیرد.

انسان عاقل و متدینی که به مبدا و معاد اعتقاد دارد، هیچ گاه به دیگری تهمت نمی زند. حتی اگر انسانی دین نداشته باشد، سرشت انسانی اش به او اجازه این کار را نمی دهد، مگر آن که از فطرت پاک انسانی به خوی حیوانی گرویده باشد.

راه های درمان تهمت

پاک ساختن زبان از آفت تهمت ، با کوششی مداوم میسر خواهد بود.درمان این بیماری را باید با اندیشه و دقت در پیامدهای زشت و نازیبای آن آغاز کرد؛ سپس به یادآوری مستمر آن ها پرداخت که : «فان الذکری تنفع المومنین»

یادآوری پیامدهای تهمت ، تنفر و انزجار قلبی انسان از این رفتار زشت و پلید را در پی خواهد داشت و بدیهی است که تمام حرکات درونی و برونی انسان ، بر پایه “دوست داشتن ” و “نفرت ورزیدن” انجام می گیرد؛ از این رو می باید در صدد ایجاد و تقویت حالت انزجار از تهمت بر آمد تا بتوان به سوی ترک آن گام برداشت . همچنین باید به ارزش و عظمت آبروی دیگران اندیشید تا به سادگی به سمت تخریب آن گام برداشت.

دین مبین اسلام ، آبرو و حرمت مۆ من را بزرگ تر از کعبه و حتی قرآن دانسته است و با آگاهی از چنین ارزشی ، هیچ کس نباید به خود اجازه دهد به حریم آبروی دیگران تجاوز کند. تقویت حسن ظن و حمل رفتار دیگران بر وجه نیکو، راه دیگری برای درمان این بیماری نابود کننده است.


:: بازدید از این مطلب : 298
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 14 فروردين 1401

نظام جمهوری اسلامی بنابر ماهیت و موقعیت خود دشمنان بیشماری دارد

ایران جز معدود کشورهایی هست که تیم‌هایی در خارج کشور، خبرهایی تولید می‌کنند تا ذهن مردم را تخریب و نگران و ناامید کنند. حداقل در  ۵ کشور دنیا، اتاق خبر  24 ساعته به زبان فارسی  ضد ایرانی وجود دارد، در مرکز جده، منافقان در آلبانی، در لندن مثلث بی بی سی، ایران اینترنشنال و من و تو و در فرانسه و در آمریکا هم آن رسانه‌هایی که می شناسید بر ضد ایران فعالیت می‌کنند.


تاثیر امپریالیسم تبلیغاتی و رسانه ای کمتر از امپریالیسم نظامی و سلطه بر مردم و کشورهای جهان نیست. این رسانه ها با اسافاده از قوائد، مقررات و تکنیک های خاص خود از جمله تصویر سازی، افکار سازی، تحریف، دستکاری اطلاعات، بمباران خبری، جعل اخبار، مرعوب سازی، شایعه سازی، تبلیغات و جنگ روانی، بزرک نمایی و ... همان کاری را می کنند که نیروهای نظامی با هزینه های هنگفت و زمان طولانی و تلفات و ضایعات فراوان انجام می دهند.

در یک زمانی ممکن است با اغتتشاش و اختلال خبری رو به رو می شویم، اغتشاش به این معناست که حجم بسیار زیادی از داده‌ها، اطلاعات، دیدگاه و برداشت‌ها شروع به نشر کردن می‌کنند، هر کدام اظهار نظرهای متفاوتی دارند و شما با یک اغتشاش روبرو می‌شوید که صدای واحدی ندارد. اختلال نیز یعنی دو دیدگاه مقابل همدیگر قرار گرفتند و فضا مختل می شود.

تیم های شایعه ساز مثلا در روزهای اول کرونایی که در ۵ کشور دنیا مستقر است، هدفشان هم معلوم است پول می‌گیرد تا فضای منفی مخالف از یک سو، از سویی دیگر با جعل خبر دروغ، دست کاری در عکس و فیلم و هر کاری که بتواند القاء ناتوانی ضعف و شکست را به مردم تزریق کند.

به یاد داشته باشیم:

شبکه‌های فارسی‌زبان ضدانقلاب (شبکه‌هایی چون بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا، من و تو، ایران اینترنشنال) مزدور وابسته به دربار ملکه انگلیس، آمریکا و رژیم آل‌سعود.

هفت رسانه فارسی زبان که با پول سعودی فعالیت دارند

شبکه ایران اینترنشنال از پایان اردیبهشت 1396 و شب انتخابات ریاست جمهوری در آن سال فعالیت خود را آغاز کرد. مهر ماه سال ۱۳۹۷، روزنامه گاردین چاپ لندن گزارشی مفصل منتشر و از حمایت حدود ۲۵۰ میلیون دلاری محمد بن سلمان از این شبکه صحبت کرد و نوشت: «مدیریت شبکه برعهده شرکتی به نام گلوبال مدیا سیرکولیتینگ است که یک تبعه عربستان سعودی به نام عادل العبدالکریم مالک آن است.» این گزارش که توسط سعید کمالی دهقان، خبرنگار گاردین نوشته شده بود، به ادعای کمالی دهقان، حتی تهدید جانی نیز علیه او به بار آورد.

بخش فارسی روزنامه ایندیپندنت با سردبیری کاملیا انتخابی‌فرد شروع به کار کرده است. این روزنامه سال 1397 توسط گروه تحقیقاتی و بازاریابی سعودی خریداری شده است.

تلاش رسانه ای سعودی‌ها علیه جمهوری اسلامی و ملت ایران تنها به این موارد نیز ختم نمی شود. در حال حاضر چهار رسانه اصلی آنلاین سعودی دارای سایت فارسی زبان هستند: خبرگزاری رسمی عربستان سعودی (واس)، شبکه الاخباریه، شبکه العربیه و نیز روزنامه الشرق الاوسط که سایت فارسی دارد.

عربستان سعودی از خرداد سال ۱۳۹۶ نیز، مرکزی جهانی را با ادعای مبارزه با افراط‌گرایی در ریاض تاسیس کرده است که ناظران معتقدند، پایگاهی برای ارتش سایبری سعودی است که رد آن‌ها را به زبان فارسی می‌توان در توییتر و حتی اینستاگرام پیدا کرد.

در حال حاضر کمتر حساب کاربری مشهور در فضای اینستاگرام فارسی هست که کاربرانی از عربستان سعودی او را دنبال نکنند.

به این ترتیب سبد رسانه‌ای سعودی‌ها برای تلاش در جهت اثرگذاری بر افکارعمومی ایران تقریبا تکمیل است؛ آن‌ها، هم یک برند معتبر از روزنامه‌های انگلیسی را در اختیار دارند و هم شبکه‌ای ۲۴ ساعته که از لندن برنامه پخش می‌کند و هم نسخه‎‌های فارسی برای رسانه‌های دولتی (الاخباریه و واس) و شبه دولتی و خصوصی خود (العربیه و الشرق الاوسط).

در این میان البته ایران هم توانسته با شبکه عربی خود یعنی العالم و نیز شبکه‌های حامی مقاومت مثل المیادین و نیز رادیو عربی جمهوری اسلامی به اقدام متقابل دست بزند. این‌گونه است که حتی اگر در فضای دیپلماتیک روزنه‌هایی از تعامل بین دو کشور وجود داشته باشد؛ فضای رسانه‌ای پر از تقابل‌هایی است که بار آن را برای دولت سعودی متأسفانه برخی هموطنان خودمان مثل مزدک میرزایی بر دوش دارند.

 


:: بازدید از این مطلب : 472
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : عبدالرضا جودکی
یک شنبه 14 فروردين 1401

اندمی: تهدید دائمی
بیماری‌ که به طور منظم در مناطق خاصی رخ می‌دهد «اندمی» نامیده می‌شود. زمانی که یک بیماری «اندمی» می‌شود تعداد افرادی که بیمار می‌شوند در طول زمان نسبتا ثابت می‌ماند.
تعداد موارد بیش‌تر از سایر مناطق، اما با گذشت زمان افزایش نمی‌یابد. در طی یک دوره زمانی معین، افراد به طور مکرر به این بیماری مبتلا می‌شوند. یک مثال معمول آن مالاریا است که سالانه ۳۰۰ میلیون نفر را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می‌دهد که بیش‌تر موارد در مناطق استوایی است.
در اوایل ماه مه ۲۰۲۰ میلادی، سازمان بهداشت جهانی پیش بینی کرد که ویروس کرونا می‌تواند به یک «ویروس اندمی» تبدیل شود. سویه‌های دلتا و اُمیکرون از آن زمان نشان داده اند که این ویروس تا چه میزان خاصیت سازگاری و انطباق پذیری بسیار شبیه آنفولانزا را دارد. «اندمی» بدان معناست که ویروس در جهان وجود دارد و ما باید بیاموزیم که در مناطق خاصی در سراسر جهان با آن زندگی کنیم چرا که این ویروس از بین نخواهد رفت.

اپیدمی: تنها در یک منطقه
گسترش یک بیماری زمانی «اپیدمی» نامیده می‌شود که با فراوانی غیر عادی در یک منطقه خاص و برای مدت زمان محدودی رخ دهد.
هنگامی که تعداد موارد یک بیماری در آن منطقه خاص از سطح مورد انتظار (اندمیک) بالاتر رود به آن «اپیدمی» می‌گویند. یک «اپیدمی» برای مثال زمانی رخ می‌دهد که میزان واگیری یک پاتوژن خاص تغییر کند: یک ویروس جهش می‌یابد و مسری‌تر می‌شود. هم چنین، «اپیدمی‌ها» زمانی می‌توانند رخ دهند که بیماری‌ها به تازگی وارد یک منطقه خاص شده باشد. پیش نیاز این موضوع آن است که بیماری از فردی به فرد دیگر انتقال یابد. نمونه آن آبله است که از آغاز قرن شانزدهم ميلادی از طریق ورود اروپایی‌ها به قاره امریکا آمد. از آنجایی که جمعیت بومی پیش از آن هرگز با پاتوژن‌ها در تماس نبود، سیستم ایمنی نمی‌توانست ویروس را دفع کرده و از خود دفاع کند. بررسی‌ها نشان می‌دهند که تا ۹۰ درصد از جمعیت بومی قاره آمریکا در آن زمان قربانی بیماری آبله شدند.

پاندمی: شیوع در سراسر جهان
اگر بیماری در سراسر کشور‌ها و قاره‌ها گسترش یابد کارشناسان از آن به عنوان یک بیماری همه گیر یاد می‌کنند. این بدان معناست که بیش از همه مهار موفقیت آمیز بیماری به همکاری بین دستگاه های بهداشتی کشور‌های مختلف با یکدیگر بستگی دارد. این بدان معنا نیست که یک بیماری خطرناک یا کشنده است.
طبق گفته سازمان بهداشت جهانی و مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های آمریکا، بیماری همه گیر معمولا توسط پاتوژن‌های تازه در حال ظهور یا انواع ویروس ایجاد می‌شود. به عنوان مثال، می‌توانند زئونوز‌ها باشند بیماری‌هایی که از حیوانات به انسان منتقل می‌شوند. اگر یک بیماری برای انسان تازه باشد تعداد کمی از افراد در برابر ویروس مصون خواهند بود. واکسیناسیون نیز در این مورد در دسترس نیست. این موضوع می‌تواند منجر به آلوده شدن تعداد زیادی از مردم شود. این که این بیماری تا چه میزان خطرناک یا کشنده است به ویروس خاص و سلامت فرد بستگی دارد. در شرایط «پاندمی» تعداد زیادی از افراد به طور کلی به عوامل بیماری زا آلوده هستند.
یک بیماری معمول که به طور مکرر ابعاد «پاندمیک» به خود می‌گیرد آنفولانزا است. «پاندمی» آنفولانزای ۱۹۱۸ ميلادی که به آنفولانزای اسپانیایی نیز معروف است تلفات ۲۵ تا ۵۰ میلیون نفری برجای گذاشت که بیش از تلفات در جنگ جهانی اول بود. آنفولانزای خوکی نیز در سال ۲۰۰۹ میلادی باعث ایجاد یک «پاندمی» شد.
با این وجود، حتی در طول یک «پاندمی» نیز مناطق جدا شده انفرادی می‌توانند از بیماری در امان باشند. برای مثال، مناطق جزیره‌ای یا کوهستانی. با این وجود، سفر‌های هوایی به گسترش «پاندمی» کمک می‌کند.

کاربرد‌های گسترده و مختلف اپیدمی
اصطلاحات «اپیدمی» و «پاندمی» به طور معمول به بیماری‌های عفونی اشاره دارند. با این وجود، از آنجا که نیاز به اقدام فوری وجود دارد بیماری‌های غیر واگیر یا عادات ناسالم گاهی اوقات به عنوان «اپیدمی» نیز شناخته می‌شوند. برای مثال، اپیدمی دیابت یا اپیدمی مواد مخدر و اعتیادآور.


:: بازدید از این مطلب : 418
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید