نگاهی به صفحات تاریخ نشان میدهد که امریکا، انگلیس و فرانسه هموراه در عرصه مراودات بینالمللی مترصد دستیابی به اهداف زیادهخواهانه خویش بودهاند و در این مسیر از هیچ جنایتی فروگذار نکردند. سیاست ماکیاولیستی آمریکا و متحدان غربیاش نسبت به کشورهای جهان با شعار انساندوستانه و دموکراتیک به انجام میرسد اما در پوشش حقوق بشر، آزادی، امنیت انسانی و... جنایاتی فجیع را در تاریخ کشورهای جهان ثبت کردهاند.
نوشتار حاضر تلاش دارد تا جنایتهای مهم سه کشور آمریکا، انگلستان و فرانسه را در تاریخ جهان مرور کند و نشان دهد که این کشورها نسبت به ملتهای آزاده و دولتهای مستقل و در حال پیشرفت چه ظلمهایی را روا داشتهاند.
مروری بر جنایتهای آمریکا
برخی از مهمترین جنایتهای آمریکا در طول حیات سیاسی این کشور به شرح زیر است:
1. کشتار و نسلکشی 100 میلیون سرخ پوست آمریکایی
کشتار سرخپوستان جنایت پردامنه و طولانیمدتی بود که به دنبال کشف قاره آمریکا توسط دریانوردان اسپانیایی در قرن شانزدهم آغاز شد. این کشتارها عمدتاً توسط کشورهای استعمارگر اروپایی خصوصاً اسپانیا، پرتغال، فرانسه و انگلستان به منظور سلطه بر مناطق مختلف قاره آمریکا و با هدف دستیابی اموال و املاک سرخپوستان صورت میگرفت. بعدها و به خصوص در نیمه دوم قرن نوزدهم، آمریکاییان با کوچ دادن اجباری و جنگهایی که به دنبال آن صورت میگرفت نقش پررنگی در کشتار سرخپوستان آمریکای شمالی ایفا کردند.
جنگهای آمریکا با اولین حمله به سرخپوستان در شهر جیمزتاون در سال 1662 میلادی آغاز شد که به دنبال آن جنگ با سرخپوستان آلگوکین طی سالهای 1635 و 1636 و جنگ سالهای 1675 و 1676 که منجر به ویرانی نیمی از شهرهای ماساچوست شد را در پی داشت. دیگر جنگها و حملات امریکا به سرخپوستان تا سال 1900 ادامه داشت. در مجموع آمریکاییها حدود 100 میلیون سرخ پوست را به قتل رساندند.
2. جنایت جنگی امریکا در "درسدن"
با توجه به اینکه متفقین در جنگ جهانی دوم پیروز شده بودند، هیچ کدام از جنایات جنگی ایالات متحده در جنگ جهانی توسط دادگاهی بررسی نشد. اما این به معنای آن نبود که این جنایتها در تاریخ جهان ثبت نشود.
نیروهای آمریکایی در آلمان به طور مستقیم یا غیر مستقیم باعث شدند غذای کافی به اسرای جنگی آلمانی و همچنین غیر نظامیان حاضر در منطقه تحت تسلط خود نرسد که این باعث کشته شدن هزاران آلمانی بر اثر گرسنگی شد.
نیروهای آمریکایی تمام آلمانیهای عضو وافن اساس را که در داخائو در سال ۱۹۴۵ به اسارت گرفته بودند تیرباران کردند. نیروهای لشکر ۴۵ پیاده نیروی زمینی ارتش آمریکا همچنین ۷۵ اسیر جنگی ایتالیایی را در منطقه بیسکاری قتل عام کردند.
در بمباران درسدن در جنگ جهانی دوم بمبافکنهای نیروی هوایی ارتش آمریکا و متحدانش ۳۹۰۰ تن بمب انفجاری قوی و بمبهای آتشزا را طی ۴ یورش، در کمتر از ۱۵ ساعت بر روی درسدن ریختند و ۳۴ کیلومتر مربع از شهر را کاملا ویران کردند. در آتشسوزی بزرگی که در نتیجه بمباران رخ داد بقایای شهر نیز نابود شد.
به ادعای ارتش آمریکا درسدن یک مرکز مهم نظامی بود که ۱۱۰ کارخانه و ۵۰۰۰۰ شاغل در آن در حمایت از دولت نازی مشغول به فعالیت بودند. این در حالی بود که صرفاً زیرساختهای مخابراتی، پلها و مناطق وسیع صنعتی خارج از شهر بمباران شدند و حملات بمباران مناطق، بدون هیچ فرقی بین نظامی بودن یا نبودن آنها و بی هیچ تناسبی با اهداف نظامی بود.
در تعداد کشته شدگان حاصل از این بمباران اختلاف نظر است و تعداد کشتهها از ۳۴۰۰۰ نفر تا تعداد بسیار بالایی ذکر شده است که اکثر قریب به اتفاق غیر نظامی بودند.
بنابر گفته "ارهارد موندرا"، عضو کمیته باتزن (مؤسسه زندانیان سیاسی سابق در جمهوری دموکرتیک آلمان)، در روزنامه "دیولت": «براساس اظهارات سرهنگ دوم دی ماتس افسر سابق ستاد مشترک ارتش آلمان در منطقه نظامی درسدن، 35000 نفر از قربانیان کاملا شناسایی شدند، هویت 50000 نفر تا حدودی آشکار شد، اما در حدود 168000 نفر به هیچ وجه قابل شناسایی نبودند.»
3. فاجعه هیروشیما و ناکازاکی
بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی دو عملیات اتمی بود که در زمان جنگ جهانی دوم به دستور هری ترومن، رئیسجمهور وقت آمریکا، علیه امپراتوری ژاپن انجام شد. در این دو عملیات، دو بمب اتمی به فاصله ۳ روز بر روی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی انداخته شد که باعث ویرانی و کشتار گسترده شهروندان این دو شهر شد.
انفجار اتمی در دو شهر هیروشیما و ناکازاکی را شاید بتوان یکی از بزرگترین جنایت های تاریخی آمریکا قلمداد کرد که به مرگ آنی 220 هزار تن منجر شد وصدها هزار تن نیز طی سالهای پس از آن بر اثر تاثیرات آن فاجعه دچار بیماریهای حاد شدند.
4. کشتار 3 میلیون ویتنامی با مشارکت امریکا
جنگ ویتنام نام مجموعه عملیات و درگیریهای نظامیای است که از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۵ بین نیروهای ویتنام شمالی و جبهه ملی آزادیبخش ویتنام جنوبی معروف به "ویتکنگ" از یک سو، و نیروهای ویتنام جنوبی و متحدانش به ویژه ایالات متحده آمریکا از سوی دیگر رخ داد.
جنگ آمریکا علیه ویتنام در زمان ریاست جمهوری لیندون جانسون آغاز شد و بر اساس آمار در طی 16 سال جنگ، حدود 3 میلیون ویتنامی کشته شدند.
"کشتار می لای" به مثابه یکی از جنایتهای جنگی آمریکا، واقعهای در روز ۱۶ مارس ۱۹۶۸ میلادی است که در جریان جنگ ویتنام بود و طی آن ۳۴۷ تا ۵۰۴ شهروند غیرنظامی جمهوری ویتنام جنوبی توسط سربازان واحد گردان سوم تجسسی ارتش آمریکا به قتل رسیدند. اکثر قربانیان غیرنظامیان زن و کودک بودند. قبل از قتل، برخی از قربانیان مورد شکنجه و قطع اندام نیز قرار گرفته بودند. برخی از اجساد نیز در جریان کشتار توسط سربازان قطعهقطعه شده بودند. علاوه بر کشتار دهکدههای می لای، جنایتهایی در می خه و سون می در جریان جنگ ویتنام رخ داد که افراد زیادی در آن کشته شدند.
از جمله مهمترین جنایات آمریکا در جنگ ویتنام، سم پاشی مناطق ویت کنگها با ماده شیمیایی بود. عنصر نارنجی که توسط هواپیماهای آمریکایی بر این مناطق بارید با ماده دی اکسین، سالهای سال منجر به بیماریهایی چون سرطان و معلولیت ذهنی در این منطقه شده است.
امريكاييان سالانه 500 هزار تن بمب به اين سرزمين ريختند، جنگلها را با ناپالم سوزاندند و انسانها را زنده زنده بريان كردند.
از سال 1965 کشورهای هممرز ویتنام، کامبوج و لائوس نیز به دلیل کمک سربازان این دو کشور به ویتکنگها هدف حملات هوایی آمریکا قرار گرفتند. تجاوز به زنان، شکنجه دادن آنها و کشتن مردم عادی توسط نیروهای آمریکایی از 1967 به بعد شدت یافت و جنایت بزرگی در تاریخ جهان ثبت کرد.
5. کشتار مردم کره توسط امریکا در سال 1950
جنگ کره جنگی میان جمهوری کره (کره جنوبی) با پشتیبانی نیروهای سازمان ملل متحد به رهبری ایالات متحده و جمهوری دمکراتیک خلق کره (کره شمالی) با پشتیبانی چین و کمک نظامی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود که در ۲۵ ژوئن ۱۹۵۰ با ورود نیروهای تحت فرمان حکومت کمونیستی کیم ایل سونگ به بخش جنوبی آغاز شد.
کشتار غیرنظامیان از جنایتهای آمریکا در این جنگ بود که حدود ۳۰۰ شهروند کرهای توسط نیروهای ارتش آمریکا و بین ۲۶ تا ۲۹ ژوئیه ۱۹۵۰ در روستای نو گون ری کشته شدند. این کشتار توسط واحدهای لشکر یک مکانیزه آمریکا و در زیر پل آن روستا انجام شد. این واقعه را دومین واقعه تلخ بعد از کشتار می لای میدانند.
6. جنایت امریکا در افغانستان
جنگ آمریکا در افغانستان از ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴، دورهای از جنگ است که به بهانه آمریکا مبنی بر حمله القاعده به نیویورک و واشنگتن در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد.
این جنگ دهها هزار تلفات مستقیم غیرنظامی برجا گذاشت. بیش از ۴۰۰۰ سرباز آیساف و پیمانکاران غیرنظامی، ۱۵۰۰۰ نیروهای امنیت ملی افغانستان و همچنین بیش از ۲۰هزار غیرنظامی کشتهشدند. در حال حاضر آمار دقیقی از تعداد کل کشته شدگان این جنگ در دست نیست، اما طبق مطالعات پروفسور "مارک هرولد" که در روزنامه گاردین منتشر شد، فقط در سه ماه اول جنگ بیش از ۴۰۰۰ تن کشته شدهاند. تنها در سال ۲۰۰۹ بمبهای دست ساز و مینهای کنارجادهای ۱۰۵۴ نفر قربانی گرفتهاند. در عین حال، دهها هزار غیرنظامی از زمان آغاز حملات هوایی آمریکا در سال 2001 تا زمان حاضر در افغانستان جان باختهاند.
ارتش آمریکا 7 اکتبر 2001 برای نخستین بار اهدافی را در ولایتهای کابل، قندهار، ننگرهار، قندوز، جوزجان، لوگر، تخار، نیمروز، فراه و غزنی با جنگندههای B-52 و موشکهای کروز مورد حمله قرار دادند. در سه هفته اول این حملات بیش از هزار نفر در این مناطق کشته شدند.
در 17 اکتبر 2001 حداقل 29 غیرنظامی در روستایی در نزدیکی قندهار در حمله يك جنگنده آمریکا کشته شدند. به گزارش روزنامه «گاردین»، کاروانى متشكل از 12 خودروی حامل نمایندگان قبایل ولایت شرقی که به دعوت حکومت موقت کابل به منظور شرکت در مراسمی در حال حرکت به سوی پایتخت بودند توسط هواپیمای AC-130 ارتش آمریکا هدف قرار گرفته و 65 نفر کشته شدند. همچنین سازمان ملل متحد در 21 دسامبر همان سال اعلام کرد که در 29 دسامبر 2001 جنگندههای ارتش آمریکا یک روستا در نزدیکی شهر گردیز مرکز ولایت پکتیا را بمباران کردهاند. در اين حمله حداقل 52 غیرنظامی افغان از جمله تعدادى زيادى زن و کودک کشته شدند. سخنگوی پنتاگون در آن زمان مدعی شد که انبار مهمات طالبان در روستای مذکور منهدم شده است. شمار تلفات غیرنظامیان افغان در سال 2001-2002 از مرز تعداد قربانيان 11سپتامبر گذشت.
پروفسور مارک هیرالد تاکید میکند که 3800 افغان از 7 اکتبر الی 7 دسامبر 2001 توسط امریکا به قتل رسیدهاند. خبرگزاری آسوشیتیدپرس طى گزارشی در 3 دسامبر 2001، تحت عنوان «بمب ايالات متحده روستای زراعى را با خاك يكسان کرد» از کشته شدن 155 تا 300 تن از ساکنان روستای کامه ادو در ننگرهار خبر داد. روزنامه دیلیگراف نیز به تاریخ 20 دسامبر 2001 در گزارشی تحت عنوان «غیرنظامیان بهای بمبهای منحرف شده آمریکا را میپردازند» اعلام كرده كه دهها تن كشته شدهاند. خبرگزاری پژواک و رسانههای بینالمللی دیگر نیز در 25 اکتبر 2006 از کشته شدن حدود 90 غیرنظامی در روستای پنجوایی قندهار خبر دادند. نیروهای آمریکایی با بمباران این روستا فاجعه بزرگی آفریدند، اما هرگز از این قتلعامها عذرخواهی نکردند.
براساس گزارش دولت افغانستان در ماه مه 2007 طی دو روز بمباران جنگندههای آمریکایی به روستایی در نزدیکی هرات، دستکم 42 نفر، از جمله تعدادى زن و کودك قتلعام شدند. در این بمباران 100 خانه ویران و حدود 1600 نفر بیخانمان شدند. در پی حمله هوایی روز 22 اوت 2008 به روستای عزیزآباد در ولایت هرات، نیز 90 غیرنظامی کشته شدند. مقامات امنیتی افغانستان 4 مه 2009 اعلام کردند که حملات هوایی ناتو به رهبری آمریکا در منطقه گرانای ولایت فراه باعث کشته شدن 145غیرنظامی از جمله 92 کودک و 22 زن شد. حملات هوایی آمریکا در 23 ژوئیه 2010 به منطقه سنگین ولایت ننگرهار باعث کشته شدن بیش از 52 زن و کودک بیگناه شد. بیش از 400 نفر در خیابانهای کابل به تظاهرات پرداخته و این حمله را محکوم کردند. هیئتی از کابل برای تحقیق به منطقه اعزام شدند. براساس بررسیهای هیئت، تمامی کشته شدگان زنان و کودکان بودند. نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا در 3 اکتبر 2015، با جنگنده لاکهید AC-130U بیمارستان قندوز در شمال افغانستان را هدف حمله قرار داد. در این حمله دستکم 42 غیرنظامی کشته و 30 نفر مجروح شدند. سازمان پزشکان بدون مرز پس از این فاجعه اعلام کرد که پیشتر کلیه هشدارها راجع به موقعیت مکانی بیمارستان به نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا داده شده بود و این حمله عمدی صورت گرفته است. این سازمان در ادامه حمله به بیمارستان را نقض حقوق بینالملل عنوان کرد و تمامی کارمندان خود را از این شهر خارج کرد.
7. همدستی با رژیم بعث عراق در هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران
جنگ رژیم بعث عراق با ایران، طولانیترین جنگ متعارف در قرن بیستم میلادی و دومین جنگ طولانی این قرن پس از جنگ ویتنام بود که نزدیک به هشت سال به طول انجامید. جنگ به صورت رسمی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ برابر ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ آغاز شد. در این روز درگیریهای پراکنده مرزی دو کشور با یورش همزمان نیروی هوایی عراق به ده فرودگاه نظامی و غیرنظامی ایران و تهاجم نیروی زمینی این کشور در تمام مرزها به یک جنگ تمام عیار تبدیل شد. در طی این جنگ نابرابر که همه قدرتهای جهانی بخصوص آمریکا از صدام حمایت می کردند، ۱۶ هزار نفر در جریان بمباران مناطق مسکونی به شهادت رسیدند و بقیه در جبهههای نبرد شهید شدند. شهدای بسیجی ۸۵ هزار و ارتشی ۴۸ هزار نفر بودند. بیش از ۳۳ هزار دانشآموز و بیش از ۳۵۰۰ دانشجو هم طی این هشت سال به شهادت رسیدند. روحانیت نیز ۳۳۱۷ شهید داشتند. در این دوران شهت ساله نیز ۸۸ مسیحی، ۱۸ کلیمی و ۹ زرتشتی در دفاع از خاک میهن شهید شدند و ۲ هزار تبعه غیرایرانی نیز با حضور در جبههها به شهادت رسیدند.
در پشت صحنه این جنایتهای جنگی وحشیانه، آمریکا قرار داشت که تلاش داشت از اهرمهای منطقهای برای مهار ایران و قدرت روزافزون انقلاب اسلامی جلوگیری کند. تحریم اقتصادی آمریکا علیه ایران، عراق را بیش از گذشته با انگیزهتر کرد. ماهوارههای آمریکا تصاویر نبرد و اطلاعات استراتژیک نظامی را ساعت به ساعت به ایستگاههای آمریکا منعکس میکردند و ایستگاههای ردیابی، کلیه مکالمات نیروهای مسلح ایران را ثبت کرده و در اختیار ارتش صدام حسین میگذاشتند. تشکیل شورای همکاری خلیج فارس و ایجاد یک نیروی نظامی امنیتی در خلیج فارس با نظارت و رهبری آمریکا، در واقع حضور نظامی آمریکا در منطقه را مشروعیت بخشید تا در صورت تضعیف عراق و برتری ایران، آمریکا مستقیما کفه ترازو را به نفع عراق سنگینتر کند.
رژیم بعث عراق همچنین جنگ از راه دور (جنگ نفتکشها، جنگ شهرها و حملات موشکی بر علیه مراکز اقتصادی) را در رئوس اهداف نظامی خود قرار داد و آمریکا در راس کشورهایی بود که امکانات نظامی وسیعی را در این زمینه در اختیار دولت بعثی عراق قرار دادند.
8. جنایت امریکا در عراق
جنگ عراق یک عملیات نظامی است که در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ با حمله یک ائتلاف بینالمللی به رهبری ایالات متحده به عراق آغاز شد. این جنگ با خروج آخرین تیپ رزمی آمریکایی در ۱۹ اوت ۲۰۱۰ بهطور رسمی خاتمه یافت. هر چند بعد از آن هم حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی عمدتاً به بهانه آموزش سربازان عراقی در این کشور باقی ماندند.
دو توجیه عمده برای آغاز این جنگ توسط جرج بوش رئیسجمهور وقت آمریکا مطرح شد که یکی از آنها رابطه صدام حسین با القاعده و دیگری نابود کردن سلاحهای کشتار جمعی عراق بنابر توافقنامه ۱۹۹۱ بود. تجاوز به زنان و کودکان، بهره گیری از سلاح شیمیایی، کشتار جوانان و مخالفان حمله نظامی آمریکا، تخریب نهادهای آموزشی و بهداشتی، غارت اموال مردم، کشتار بی دلیل بی گناهان، آزار و اذیت کودکان، کشتار دسته جمعی اهالی روستاهای عراق، زنده به گور کردن مخالفان، به آتش کشیدن روستاهای مخالف حضور نظامی آمریکا در عراق و... برخی از جنایتهای آمریکا در کشور عراق است.
شمار نظامیان آمریکایی که در جنگ آمریکا در عراق کشته شدند به 4 هزار و 795 نفر رسید و هزینه جنگ در عراق 780 میلیارد دلار برآورد شده است.
براساس این جنگ افروزی آمریکا، در عراق تا سال ۲۰۰۷ سوءتغذیه کودکان به ۲۸٪ رسید و گزارشها حاکی از آن بود که حدود ۶۰ تا ۷۰٪ از کودکان عراقی دچار مشکلات روانی شدهاند. بیشترِ عراقیها به آب آشامیدنی سالم دسترسی نداشتند. به نظر میرسید شیوع وبا در شمال عراق به سبب کیفیت پایین آب بوده باشد. بیش از نیمی از پزشکان عراقی بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ این کشور را ترک کردند. گفته میشود که کاربرد اورانیوم ضعیفشده و فسفر سفید در سلاحهای آمریکایی باعث نارساییهای نوزادان و سرطان گسترده در فلوجه شده است.
بنابر آمارهای کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان، ۴/۴ میلیون عراقی تا پایان ۲۰۱۵ آواره شدهاند. در طول جنگ جمعیت مسیحیان عراقی به شدت کاهش پیدا کرد به طوری که از 1/ 5 میلیون نفر در ۲۰۰۳ به ۵۰۰۰۰۰ نفر در ۲۰۱۵ رسید.
طبق آمار ویکیلیکس پیرامون گزارشهای روزانه طبقهبندیشده جنگ عراق، از ژانویه ۲۰۰۴ تا دسامبر ۲۰۰۹ نیز ۶۶۰۸۱ غیرنظامی کشته شدند. این در حالی است که براساس پژوهش مؤسسه نظرسنجی ORB که در تاریخ اوت 2007 منتشر شده است، ۱۰۳۳۰۰۰ مرگ خشونتبار ناشی از جنگ در کشور عراق اتفادق افتاده است.

با دیدن این فهرست خودتان قضاوت کنید که خانه محور شرارت جهان کجاست...
1901 — ورود مستقیم نیروهای امریکایی به کلمبیا
1902 — حمله به پاناما
1904 — ورود به کوریا و مغرب
1905 — ورود به هندوراس علیه انقلاب این کشور
1905 — حمله به مکزیک (در کمک به دیکتاتور وقت بورویریو دمازبرای سرکوب قیام مردمی این کشور)
1907 — حمله به نیکاراگوئه
1907 — ورود به دومینیکن
1907 — اشتراک در جنگ میان هندوراس و نیکارگوئه
1908 — مداخله در انتخابات پاناما
1910 — برای سرکوب کودتا علیه حکومت نیکاراگوئه
1911 — ورود به هندوراس برای حمایت از کودتا به رهبری مانوئل بونیلا بر ضد رییس جمهور منتخب میگل داویا
1911 — سرکوب قیام ضد امریکایی در فیلیپین1911 — مداخله در چین
1912 — حمله و اشغال کیوبا
1912 — حمله به پاناما
1912 — حمله به هندوراس
1912 — 1933 — اشغال نیکاراگوئه. از این زمان نیکاراگوا به مستعمره ای برای احتکار شرکت های امریکایی تبدیل شد.
1914 — 1934 — هائیتی. نیروهای امریکایی پس از وقوع چندین انقلاب در هائیتی وارد این کشور کرد و به مدت 19 سال هائیتی تحت اشغال امریکا در آمد
1916 — 1924- اشغال جمهوری دومینکن به مدت 8 سال
1917 — 1933 — اشغال کیوبا.
1917 — 1918 — اشتراک در جنگ جهانی اول
1918 — 1922 — مداخله در روسیه
1918 — 1920 — ورود نظامی به پاناما
1919 — ورود نظامی به کاستاریکا
1919 — حمله به هندوراس
1920 — حمله به گواتمالا
1921 — حمایت امریکا از گروههای مسلح علیه کارلوس گیریرو1922 — مداخله در ترکیه
1922 — 1927 — ورود نظامی به چین
1924 — 1925 — حمله به هندوراس
1925 — حمله به پاناما
1926 — حمله به نیکاراگوا
1927 — 1934 — امریکا چین را به اشغال درآورد
1932 — حمله به السالوادور
1937 — حمله به نیکاراگوا
1945 — درحالیکه جنگ جهانی تمام شده بود!! بمباردمان هیروشیما و ناکازاکی جاپان. حدود ۲۲۰٬۰۰۰ نفر در اثر این دو بمباردمان اتومی جان باختند. بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بلافاصله هنگام بمباردمان کشته شدند و بقیه تا پایان سال ۱۹۴۵ بر اثر اثرات مخرب تشعشعات رادیواکتیف جان خود را از دست دادند.
1947 — 1949 — حمله به یونان
1948 — 1953 — حمله به فیلیپین
1950 — حمله به پورتریکوخ
1950 — 1953 — حمله به کوریا
1958 — لبنان
1958 — جنگ با پاناما
1959 — نظامیان امریکایی وارد لائوس شدن
بخش دوم و پايانى
1959 — حمله به هائیتی
1960 — عملیات نظامی امریکا در اکوادور
1960 — حمله به پاناما1965 — 1973 — تجاوز خونین به ویتنام
1966 — حمله به گواتمالا
1966 — حمایت نظامی از اندونزیا علیه فیلیپین
1971 — 1973 — بمباردمان لائوس
1972 — حمله به نیکاراگوا
1980 — عملیات نظامی علیه ایران در طبس
1983 — دخالت نظامی در گرینادا
1986 — حمله به لیبیا و بمباردمان لیبیا
1988 — حمله امریکا به هندوراس
1988 — حمله به طیاره مسافربری ایرانی و قتل عام تمامی 290 نفر سرنشین این طیاره
1989 — سرکوب ناآرامی ها در جزایر ویرجین
1991 — عملیات نظامی گسترده در عراق (جنگ اول خلیج فارس)
1992 — 1994 — اشغال سومالیا و انجام خشونت بسیار مفرط علیه باشنده گان این کشور
1998 — حمله به سودان.
1999 — امریکا با پوشش ناتو جنگی را علیه یوگسلاویا براه انداخت. بمباردمان این کشور 78 روز به طول انجامید و یوگسلاویا از هم فروپاشید.
2001 — حمله و اشغال افغانستان به بهانه تعقیب گروه القاعده که بعدها ثابت شد القاعده را خود امریکایی ها تجهیز کرده اند!!!
2003 — حمله و اشغال عراق بدون مجوز سازمان ملل
2011 — حمله به لیبیا پس از پیروزی انقلاب این کشور و سرنگونی قذافی
2011 — حمایت رسمی از گروههای مسلح تروریستی در سوریه با هدف براندازی نظام منتخب ملت سوریه
2011 — اعلام حمایت رسمی از رژیم آل خلیفه در سرکوب قیام مردمی این کشور
2015 — اعلام پشتیبانی رسمی از آل سعود در جنگ این کشور علیه
2018 — حمله خودسرانه به سوریه
حال خودتان قضاوت کنید که خانه محور شرارت جهان کجاست!!!
جنایتهای انگلستان در طول تاریخ
1. جنایت انگلیس در افغانستان
جنگ اول افغانستان و انگلیس (۱۸۳۹ – ۱۸۴۲) در بخش جنوبی دره هلمند روی داد. این جنگ، یکی از اولین لشکرکشیهای بزرگ قرن نوزدهم در جریان رقابتها بر سر تصاحب قدرت و نفوذ در منطقه آسیای مرکزی بود که با عنوان بازی بزرگ امپراتوری بریتانیا شناخته میشود. در این جنگ تعداد زیادی از مردم حوالی هلمند به قتل رسیدند و ترس و وحشت در افغانستان به وجود آمد. در عین حال، آبادانی و توسعه افغانستان متوقف شد و قتل و غارت در این کشور فزونی یافت و تعدادی از غیرنظامیان در این لشکرکشی کشته شدند.
2. اشغال هند و قحطیهای کشنده
طی اشغال هند توسط نیروهای بریتانیا، بر اساس منابع مختلف تاریخی، در دهه 1770 میلادی بیش از 10 میلیون هندی تنها در ایالت بنگال این کشور، بر اثر قحطی و گرسنگی، بیماری، بدرفتاری و شکنجه به دست نظامیان انگلیس و یا بر اثر فشار کار اجباری جان خود را از دست دادند. از سال 1942 نیز قحطی دیگری به دلیل تصمیم استعماری دولت بریتانیا و شخص چرچیل در هندوستان به وقوع پیوست که در حدود 5 میلیون هندی دیگر را به کام مرگ کشاند. طی سالهای 1942 تا 1944 بین 3 /5 تا 5 میلیون هندی بر اثر قحطی جان باختند. به دستور چرچیل در این سالها، تمامی کشتیهایی که برای انتقال مواد غذایی به هند مورد استفاده قرار میگرفت، به انتقال تجهیزات و آذوقه برای نیروهای نظامی انگلستان در شمال آفریقا به کار گرفته شدند و بدین ترتیب قحطی بزرگی این بار نیز در ایالت بنگال هند جان میلیونها هندی را گرفت.
کشتار آمریت سر در پنجاب هندوستان به تاریخ 1919 یکی دیگر از فجایع جنگی انگلیس در هندوستان است. در طی این کشتار، معترضین به شکل مسالمتآمیز در مکانی جمع شدند تا به حکومتداری امپراتوری بریتانیا و شرایط اقتصادی اعتراض کنند. نیروهای انگلیسی بهجای شنیدن صدای معترضین تمام خروجیها را بستند و همه را به رگبار بستند. در عرض 10 دقیقه حدود 1000 نفر کشته و همین میزان بهشدت زخمی شدند. پارلمان انگلستان سرتیپ ریجینالد دایر فرمانده نیروها که دستور شلیک را صادر کرده بود را احضار کرد ولی به وی مدال شجاعت داد و با پاداشی 900 هزار دلاری وی را ناجی هندوستان نامید.
3. جنگ بوئر در آفریقای جنوبی
انگلستان در طول جنگهای بوئر (1900 تا 1902) چندین هزار انسان بیگناه را فقط برای جلوگیری از خطرات احتمالی شورش داخلی، در اردوگاههای کار اجباری زندانی کرد. در عرض یک سال 10 درصد از مردم بوئر در مریضی و گرسنگی این اردوگاهها مردند تا دولت بریتانیا به اهداف استعماری و اقتصادی خود در آفریقا برسد. سیاستهای انگلیس برای کنترل مردم آفریقای جنوبی حدود 48 هزار کشته غیرنظامی، شامل زنان و کودکان برجای گذاشت. این آمار جدای از 30 هزار کشتهشده جنگ بوئر است.
4. نسل کشی ایرانیان در سالهای 1917 تا1919
در طول تاریخ، انگلیس جنایات متعددی را درایران مرتکب شده است. یکی از آن جنایات کشتار تقریبا 40% از جمعیت ایران درطول سالهای 1917 تا1919 میلادی (۱۲۹۶ الی ۱۲۹۸)بوده است. به دیگر سخن انگلیس تقریبا 9 تا 10 میلیون نفر از جمعیت ایران را در طول این سالها قتل عام کرد.
درآن دوران انگلیس نه تنها از پرداخت پول درآمدهای نفتی ایران امتناع میکرد بلکه غلات ایران را غارت کرده و نیز اجازه نمیداد تا غلات و مواد غذایی از کشورهای دیگر، نظیر آمریکا، هند و ... وارد ایران شود و این امر باعث شده بود تا قیمت مواد خوراکی و غلات در ایران به شدت افزایش یابد و قحطی ایران را فرا بگیرد و در اثر گرسنگی و سوء تغذیه بین 9 تا 10 میلیون نفر از ایرانیان طی دو سال جان خود را از دست بدهند.
براساس اسناد وزارت امور خارجه آمریکا، جمعیت ایران در سال 1914 میلادی 20 میلیون نفر بوده است. این جمعیت در 5 سال بعد، یعنی در سال 1919 به 11 میلیون نفر تقلیل یافته است و علت آن سیاست نسلکشی انگلیس در ایران بوده است.
با وجود اعلام بیطرفی ایران، نیروهای متخاصم انگلستان و روسیه تزاری از شمال و جنوب وارد ایران شدند و با توجه به نیاز این قوا به آذوقه تمام غلات و مایحتاج ایرانیان توسط قوای انگلیس حتی زیادتر از نیاز خودشان، جمعآوری شد.
میزان این قحطی درحدی بود که محمدقلی مجد نویسنده کتاب "قطحی بزرگ" معتقد است، هیچ کشوری مانند ایران از جنگ جهانی آسیب ندیدهاست. به عقیده وی، این بزرگترین قحطی تاریخ ایران و همچنین بزرگترین فاجعه تاریخ ایران بود که از حمله مغول در قرن سیزدهم میلادی نیز بسیار فراتر است.
به عقیده مجد، در این قحطی نزدیک به ۴۰%( ودر برخی دیگر از منابع ۲۵ درصد) از جمعیت ایران به سبب گرسنگی و سوءتغذیه و بیماریهای ناشی از آن نابود شدند و دولت بریتانیا به دلیل خرید گسترده غله و مواد غذایی در ایران، وارد نکردن غذا از هند و بینالنهرین، ممانعت از ورود غذا از ایالات متحده و اتخاذ سیاستهای مالی -از جمله نپرداختن درآمدهای نفت به ایران- مسبب اصلی این بحران بود.

سربازان انگلیسی در مقابل جنازه مردمی که از گرسنگی جان باختند
5. بمباران شیمایی عراق توسط انگلیس
بمباران شیمیایی عراق به دستور چرچيل یکی از فجایع انسانی در طول تاریخ است. انگلیسیها سلاحهای شیمیایی خود را درعراق آزمایش کردهاند که مقدمات اشغال عراق در سال 2003 را فراهم کرد.
درسال 1919 سرهنگ آرتور هریس ملقب به هریس بمب افکن گفت: اعراب و کردها اکنون میفهمند که معنی واقعی بمباران چیست زیرا ظرف 45 دقیقه میتوانیم روستاها و یک سوم ساکنان آن را نابود کنیم.
در آن زمان فرماندهی نیروی هوایی انگلیس در آسیای غربی، آزمایش سلاح شیمیایی بر اعرابی که سرسختانه مقاومت میکردند را تقاضا کرد. وینستون چرچیل وزیر جنگ وقت حمایت گسترده خود را از بکارگیری گازهای سمی برضد عشایر عراق اعلام کرد. استفاده از گازهای کشنده در سال 1920 نیز ادامه یافت. نیروی هوایی انگلیس بار دیگر درسال 1925 از این سلاحها برای سرکوب اهالی سلیمانیه عراق استفاده کرد. انگلیسیها پاسخ ناآرامیهای داخل عراق را با حملات شيميايي ارتش در جنوب، و بمباران جنگندههای نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در شمال و جنوب دادند. بمبگذاري، بمباران شبانه، بمبافکنهای سنگین، بمبهای تأخیری (که به خصوص جان کودکان را تهدید میکند) همه و همه در طول حملات بر روستاهای کاهگلی و سنگی توسط انگلیس در کشور عراق رخ داد.
نیروی هوایی سلطنتی در آغاز به منظور سرکوب شورش اعراب و کردها و محافظت از ذخایر نفتی تازه اکتشافشده و محافظت از شهرکنشینان یهودی در فلسطین و دور نگاه داشتن ترکیه به عراق اعزام شد. چرچیل به خصوص بر استفاده از سلاحهای شیمیایی مصّر بود و میگفت این سلاحها باید علیه "اعراب سرکش" به طور آزمایشی به کار روند. در این راستا حملات به روستاها آغاز شد.
یکی دیگر از روشهای انگلیسیها در برخورد با عراقیان به رگبار بستن اهالی قبایل در حال فرار از آلودگی شیمیایی بود. با این روش چندین هزار عراقی دیگر نیز کشته شدند.
6. قتل عام مردم آلمان توسط انگلیس در جنگ دوم جهانی
انگلستان و فرانسه در 3 سپتامبر 1939 علیه آلمان رایش اعلان جنگ دادند. دو روز بعد از این واقعه انگلستان بمباران شهرها و جمعیت غیرنظامی آلمان را آغاز کرد. در 5 سپتامبر 1939 اولین حملات هوایی علیه شهرهای کوکسهاون و ویلهلمشاون انجام گرفت؛ در 12 ژانویه 1940 شهر وسترلند بمباران شد. در 20 مارس، 110 بمب انفجاری و آتشزا بر فراز شهرهای کیل و هرنوم رها شدند. در این حمله یک بیمارستان به کلی تخریب شد. در آوریل 1940، بمبافکنهای ارتش بریتانیا حملاتی فزاینده علیه شهرهایی انجام دادند که دارای هیچ نوع تأسیسات و اهمیت نظامی نبودند. وینستون چرچیل در 11 می 1940، و درست یک روز بعد از انتصاب به عنوان نخستوزیر و وزیر جنگ تصمیم گرفت دستوری مبنی بر انجام حملات هوایی وسیع علیه مردم غیرنظامی آلمان صادر کند. با این حال وی مردم انگلستان را از اتخاذ این تصمیم مطلع نکرد. قربانیان بمباران درسدن، تلفات و نحوه کشته شدن قربانیان، فجیعتر و فراتر از یک عملیات و بمباران ساده نظامی بود. هدف نیروهای متفقین نابود کردن مردم آلمان به ترسناکترین شکل ممکن بود. وی در صبح روز بعد از بمباران به هواپیماهای سبک دستور داد که بازماندگان بمبارانها را در ساحل رودخانه الب به رگبار ببندند.
7 -تبعیدهای اجباری چین 1950
در دهه 1950 نیروهای مسلح کمونیست قصد داشتند مالای را باز پس بگیرند. نیروهای بریتانیایی با این بهانه که نمیتوانند با لشکر مخفی کمونیستها مقابله کنند و احتمال دارد کشاورزان به آنها غذا دهند؛ بهجای مبارزه با افراد مسلح ترجیح دادند کل کشاورزان را زندانی کنند؛ حدود نیم میلیون نفر. به همین میزان را نیز تبعید کردند. اردوگاههای کار اجباری فاقد هرگونه امکانات بود و در ازای غذای بسیار اندک مجبور بودند تمام روز را کار کنند. بسیاری در اثر گرسنگی و مریضی جان باختند. ارتباط کشاورزان با دنیای بیرون کاملاً قطع بود و اجازه نداشتند خانوادههای خود را نیز ببینند. انگلستان برای مبارزه با مخالفین مسلح خود که تعداد زیادی هم نداشتند زندگی بیش از یکمیلیون نفر را نابود کرد.
8-بازداشتگاههای قبرس 1955-1959
گفته میشود (تاریخنگاران و دولتمردان انگلیسی میگویند) امپراتوری بریتانیا پس از آنکه فهمید دوران حکومتهای امپریالیستی به سر آمده از کشورهای مستعمره خود خارج شد. این گفته به یک داستان تخیلی یا یک جوک خندهدار شبیهتر است تا یک واقعیت تاریخی. زندانی و شکنجه کردن بیش از 3000 هزار قبرسی به اسم مبارزه با تروریسم بین سالهای 1955 تا 59 گواه این ادعاست. شکنجههای این بازداشتگاهها بسیار فجیع است و شکنجه کنندگان دیوانهوار شهوت شکنجه کردن داشتهاند.
نکته مهم این است که هیچ دادگاهی برای دفاع افراد برگزار نمیشد و حتی خود انگلیسیها هم زحمت تحقیقات را نمیکشیدند؛ به هرکس مشکوک میشدند شکنجهاش میدادند. یا اعتراف میکرد یا زیر شکنجه مجبور میشد اعتراف کند؛ حتی اگر بیگناه بود. شکنجههای روزانه عبارت بود از؛ شلاق زدن با کابلهای فلزی پر از میخ، فلفل کردن در چشم کودکان زندانی، غرق مصنوعی و اعدامهای گزینشی و رندوم؛ یعنی هیچکس امید ندارد فردا زنده باشد، شاید تو اعدامی امشب باشی.
9-اردوگاههای کنیا دهه 1950 مردم کنیا میخواستند که منابع کشور خودشان را در دست داشته باشند. هنوز کاری نکرده بودند که دولت استعمارگر انگلستان از ترس شورش مردم 1.5 میلیون نفر را در اردوگاههای کار اجباری زندانی کرد. آدم نمیداند به این ریاکاری بخندد یا گریه کند. شعار اردوگاه «کارگر و آزادی» بود. تا حد مرگ کارگران مجبور به کار میشدند و خیلیها طاقت این کار سخت را نداشتند و میمردند. جنازهها را در گورهای دستهجمعی میریختند. کارگران بهصورت رندوم اعدام میشدند تا همیشه ترس از شورش در دل بقیه باشد. جنایات این اردوگاه در عقل نمیگنجد. چشمها را از کاسه در میآوردند. گوشها را میبریدند. با سیم خاردار شلاق میزدند. مقعد مردها را با چاقو پاره میکردند. سینه زنان را میبریدند. مردها را با تبر اخته میکردند و به آنها تجاوز میکردند. زندهزنده میسوزاندند. تعداد کشتهها 2000 نفر در اثر مریضی معمولی اعلام میشود اما اسناد واقعی و دستکاری نشده تاریخی کشته شدن چند صد هزار نفر را نشان میدهد. به همین فجیعی که گفته شد. کنیا در سال 1963 استقلال یافت.
10-قحطی بنگال 1943 از 1 تا 3 میلیون نفر در یک قحطی قابلکنترل در منطقه بنگال کشته شدند. تاکنون تصور میشد که این قحطی در اثر بیلیاقتی رهبران امپراتوری در رسیدگی به مستعمراتشان است ولی در سال 2010 یک کتاب پیدا شد که نشان میداد قحطی عمدی بوده است. این قحطی توسط یک مرد مهندسی شده بود: «چرچیل». او مانع دادن بخشی از آذوقه لشکر بسیار متنعم امپراتوری به مردم گرسنه شد. شاید تا اینجا برخی کار وی را طبیعی بدانند. ولی وی به کشتیهای آمریکایی و کانادایی هم اجازه ورود نداد. حتی به دولت هند هم اجازه کمک به مردمش را نداد. از طرفی موجبات افزایش تورم و قیمت گندم را نیز فراهم کرد تا فشار بیشتری به مردم بیاید. وقتی هندیها تلگراف زدند و گفتند که مردم ما دارند میمیرند. جواب چرچیل کوتاه بود: «پس چرا گاندی هنوز نمرده؟»
11. کشتار مردم ایرلند شمالی
در شمال ایرلند شواهد معتبری در رابطه با تعداد موارد کشتار شهروندان غیرنظامی از سوی سربازان انگلیسی موجود است. بین سالهای 1970 و 2000 پرسنل نظامی انگلیس بیش از 300 شهروند مرد، زن و کودک را به قتل رساندهاند. تمامی قربانیان غیرمسلح بودند و هیچ یک خطر جانی برای سربازان انگلیسی به شمار نمیرفتند. در میان کشتهشدگان کشیشان کاتولیک، زنان مسن، کودکان و حتی دختران نوجوان به چشم میخورند. اسنادی از دولت انگلیس منتشر شده است که در سال 1972 به تمامی سربازان انگلیسی متهم به کشتار شهروندان غیرنظامی در شمال ایرلند بخشودگی تعلق گرفت.
12. کشتار مردم یمن
شکنجهگاههای عدن در یمن طی سالهای 1963-1966 یکی دیگر از جنایتهای انگلستان است. در دهه 1960 یمنیها برای در دست گرفتن بندرگاه یمن دست به کار شدند. انگلیسیها بهترین راه سرکوب مخالفان را در ایجاد شکنجهگاههای مخوف دیدند. نگهداری مخالفان در سلولهای یخچالی با تن کاملاً برهنه موجب شد بسیاری از آنها ذاتالریه بگیرند و از بین بروند. سوزاندن بدنها با سیگار، نشاندن زندانیان برهنه روی نیزه و تجاوز جنسی از دیگر شکنجههای این مراکز بود.- شکنجهگاههای عدن در یمن 1963-1966
و اما بقیه داستان:
حدود صد و چهار سال از بزرگترین خیانت به ملت فلسطین و فراهم آوردن مقدمات اشغال اراضی آنها با بیانیه بالفور میگذرد، آتش انگلیسی که تا همین امروز دامان فلسطینیان را گرفته است. در دهههای اخیر هم انگلیس با قرار گرفتن در کنار آمریکا و همراهی کردن آن در سیاستهای تهاجمی و مداخلهگری، منافع خود را در غرب آسیا دنبال کرده که حاصل آن برای منطقه بیثباتی و رشد تروریسم، ناامنی و آشوب و از دست رفتن جان غیرنظامیان، فقر و آوارگی بوده است. نقش مستقیم و پشت پرده انگلیس در ایجاد بسیاری از بحرانهای منطقه از اعزام نظامیان به افغانستان و عراق با دروغگویی تا نقش حمایتی و مدیریتی در آشوبهای سوریه و همدست بودن در جنایات سعودی در یمن در دو دهه گذشته بر کسی پوشیده نیست.
جنگ افغانستان و عراق؛ فریبکاری روباه پیر
انگلیس به عنوان استعمار پیر در بیش از صد سال گذشته شکستهای سنگینی را از مردم افغانستان متحمل شد و از این کشور گریخت. مردم افغانستان در سه جنگ خونین ارتش امپراتوری انگلیس را شکست دادند و دولت این کشور را وادار به پذیرش استقلال خود کردند. انگلیس که طعم تلخ موضع ضد بیگانه مردم افغانستان را چشیده بود تا سالها خود را از صحنه این کشور دور نگه داشت تا اینکه در سال ۲۰۰۱ آمریکا و متحدان آن در قالب یک ائتلاف برای به اصطلاح مقابله با طالبان و القاعده به افغانستان لشکرکشی و این کشور را اشغال کردند.
این مداخله نظامی مقابله خونین و طولانی طالبان را در پی داشت و افغانستان را به باتلاقی برای آمریکا تبدیل کرد، طولانیترین جنگ آمریکا که به بهانه حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، در نهایت با ۲۴۰ هزار کشته و خروج تحقیرآمیز نیروهای غربی از افغانستان و به قدرت رسیدن دوباره طالبان در ۳۰ اوت ۲۰۲۰ پایان یافت.
بعد از افغانستان، نوبت عراق بود که با ادعای داشتن سلاحهای کشتار جمعی هدف حمله آمریکا واقع شود و نیروهای انگلیسی آن را در یک حمله و اشغال تمام عیار به یک کشور مستقل همراهی کردند. فریبکاری تونی بلر نخستوزیر وقت انگلیس درباره ادعای وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق و همراهی بیچون و چرای او با جورج بوش پسر رئیسجمهور جنگطلب آمریکا در این حمله، سالها بعد هدف تحقیقات دولتی انگلیس، کمیته بررسی جنگ عراق قرار گرفت که در نتایج خود اعلام کرد انگلیس با اطلاعات مخدوش و برمبنای قانونی ناکافی به جنگ عراق رفت. «جان چیلکات» رئیس هیأت تحقیق اعلام کرد آغاز جنگ عراق آخرین انتخاب ممکن نبود و دولت وقت انگلیس قبل از آن که راههای مسالمتآمیز و دیپلماتیک برای خلع سلاح عراق به بنبست برسد، تصمیم گرفت که به جنگ برود.


یافتههای تحقیق جنگ عراق همچنین نشان داد که تهدید ناشی از تسلیحات کشتار جمعی عراق بزرگ و فوری جلوه داده شد و فرماندهان نظامی انگلیس تواناییهای خود را بیش از حد خوشبینانه ارزیابی کردند و بر همین مبنا تصمیمات غلطی گرفتند. طبق این تحقیقات، تونی بلر در نامهای به جورج بوش نوشته بود: «هرچه شود با تو هستم». تونی بلر هنگام ادای شهادت در برابر کمیته بررسی از کشته شدن نظامیان انگلیسی و جان دادن شمار فراوانی از مردم عراق ابراز تاسف و تایید کرد که اطلاعاتی که در مورد اهداف و اقدامات حکومت وقت عراق دریافت کرد، دقیق نبود، اما گفت که دولت صدام باید سرنگون میشد.
اخیراً اعطای عنوان شوالیه به تونی بلر از سوی ملکه انگلیس باعث اعتراض بسیاری در انگلیس از جمله مردم و روزنامهنگاران شد و بیش از یک میلیون نفر با امضای طوماری آنلاین مخالفت خود را با اعطای این عنوان به یک جنایتکار جنگی اعلام کردند.

کاریکاتور میدل ایست مانیتور
جنایات جنگی و پنهانکاری ارتش و دولت انگلیس
در سال ۲۰۱۹ نتایج یک تحقیق مشترک روزنامه «ساندی تایمز» و «پانوراما» برنامه پربینندۀ بیبیسی نشان داد ارتش انگلیس در افغانستان و عراق دست به جنایات جنگی زده و دولت این کشور در این زمینه اقدامی برای مجازات عاملان این جرایم به عمل نیاورده است. طبق این نتایج، نظامیان انگلیسی علیه غیرنظامیان در افغانستان و عراق مرتکب اعمالی شدند که میتواند جنایت جنگی محسوب شود. کشته شدن سه کودک و یک مرد جوان افغان در سال ۲۰۱۲ توسط یکی از سربازان نیروهای ویژه انگلیس، از جمله جرایم جنگی بود که در این تحقیق به آن اشاره شده بود و مورد دیگری که این تحقیق به آن میپرداخت، اعمال خشونت علیه زندانیان عراقی توسط سربازان انگلیسی در سال ۲۰۰۳ بود.

این در حالی بود که دولت ترزا می در فوریه سال ۲۰۱۷ تصمیم گرفت تا به تمامی تحقیقات در مورد جرایم جنگی ارتش این کشور به صورت ناگهانی پایان بخشد، تصمیمی که مورد انتقاد شدید سازمانهای غیر دولتی از جمله عفو بینالملل قرار گرفت. وزارت دفاع انگلیس که خود ۱۰ بازرس ویژه را به منظور تحقیق در این باره منصوب کرده بود، خواستار پایان تحقیقات آنان شد و ارتکاب جرایم جنگی توسط نظامیان این کشور در افغانستان و عراق را انکار کرد.
در سال ۲۰۲۰ دیوان کیفری بینالمللی اعلام کرد که با وجود یافتن «مبنای معقولی» برای باور به ارتکاب جنایات جنگی توسط نیروهای انگلیسی در جریان تهاجم و اشغال عراق، تحقیقات کاملی را درباره این جنایات انجام نخواهد داد و «فاتو بنسودا» دادستان ارشد وقت دیوان کیفری بینالمللی در گزارش ۱۸۰ صفحهای خود اعلام کرد که مسئولیت تحقیق و تعقیب جرایم برعهده انگلیس است. این در حالی بود که تا آن زمان انگلیس حتی در یک مورد از هزاران مورد شکایت علیه نظامیان این کشور، آنها را مقصر نشناخته بود. با این حال، در گزارش دیوان کیفری بینالمللی اتهامات بسیاری از موارد سوءاستفاده نظامیان انگلیسی که میتوانست مصداق جنایت جنگی باشد، شامل کشتن غیرنظامیان، تجاوز و خشونت جنسی، سرپوش گذاشتن بر جنایات، شکنجه زندانیان، قصور نهادها در گزارش شکنجه و جنایات جنگی و ضرب و شتم نوجوانان در بازداشتگاه مطرح شده بود.
نقش انگلیس در بحران سوریه
از زمان شروع ناآرامیها در سوریه در سال ۲۰۱۱ و با تشدید بحران در این کشور، غربیها بهویژه آمریکا و انگلیس و فرانسه، در کنار متحدان عرب خود، از تروریسم در سوریه حمایت کرده و راهبرد فروپاشی دولت سوریه را در پیش گرفتند و اقدامات زیادی را در این راستا انجام دادند. این اقدامات از پشتیبانی مالی، لجستیکی، اطلاعاتی و تسلیحاتی تا آموزش نیروهای مسلح مخالف و حمایت مالی از آنها را شامل میشد. هدف حمایتهای همهجانبهی آنها از گروههای تروریستی مخالف دولت اسد، فرسایشی کردن جنگ سوریه و تضعیف دولت این کشور و در نهایت حذف اسد و روی کار آوردن دولت غربگرا بود. این گروههای تروریستی هم با پشتوانهی سیاسی و مالی و آموزش توسط مستشاران نظامی کشورهای غربی به اقدامات وحشیانهای علیه مردم بیگناه سوریه دست زدند که تاریخ مانند آن را کمتر به خاطر میآورد.
«پیتر فورد» که بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ سفیر انگلیس در دمشق بود، در مصاحبهای در سال ۲۰۱۷ با شبکه «بیبیسی» سیاستهای کشورش را در مورد سوریه در تمامی مراحل «نادرست» خواند و گفت انگلیس با تشویق و حمایت از گروههای شورشی در سوریه گام در مسیری گذاشت که محکوم به شکست بود. وی افزود: این وضعیت به کشته و زخمی شدن صدها هزار غیرنظامی منجر شد و این قابل پیشبینی بود.
«رولاند دوما» وکیل و سیاستمدار سوسیالیست فرانسه و وزیر امور خارجه دولت «فرانسوا میتران» رئیسجمهور دهه ۸۰ این کشور نیز در اظهاراتی دست پشت پرده انگلیس در بحران سوریه را افشا کرد و گفت لندن دو سال پیش از آغاز بحران سوریه و به دلیل دشمنی دمشق با اسرائیل، افراد مسلح را برای جنگ در این کشور تجهیز کرده بود. نخستوزیر سابق فرانسه افزود آمریکا هم در این توطئه همراه با انگلیس بود و در واقع سیاستهای لندن به طور غیرمستقیم پیرو سیاستهای واشنگتن و همواره در تکمیل این سیاستها بوده است.
اخیراً پایگاه خبری «دیلی ماوریک» گزارش داد لندن حداقل ۳۵۰ میلیون پوند برای تبلیغ نیروهای مخالف و پروژهها در مناطق تحت کنترل شورشیان در سوریه هزینه کرده است. مطابق این گزارش، هزینه این پروژهها از صندوقی به نام «صندوق وایتهال برای ثبات، امنیت و [جلوگیری از] درگیری» تأمین شده است. بر اساس این گزارش، بودجه انگلیس برای گروههای معارض سوریه بلافاصله پس از شورشها علیه اسد در اوایل سال ۲۰۱۱ آغاز شد و همزمان با برنامه مخفی لندن برای سرنگونی دولت سوریه با متحدانش در آمریکا، کشورهای حاشیه خلیج فارس و ترکیه بوده است. این رقم ۳۵۰ میلیون پوندی حداقل پول صرف شده در نظر گرفته شده، زیرا شامل فعالیتهایی که از بودجه سیاه انگلیس تأمین میشوند، از جمله عملیات اطلاعاتی نیست.
دستان آلوده انگلیس در جنایات علیه مردم یمن
از آغاز حملات ائتلاف سعودی-اماراتی به یمن در تاریخ ششم فروردین ماه ۱۳۹۴، لندن در حال ارائه انواع حمایتهای تسلیحاتی، لجستکی و اطلاعاتی به ائتلاف متجاوز بوده است. به همین دلیل سازمان ملل متحد، انگلیس، ایالات متحده و فرانسه را در جنایات جنگی در یمن شریک خوانده و «ملیسا پارک» کارشناس هیأت مستقل سازمان ملل در یک کنفرانس خبری در سال ۲۰۱۹ گفت: روشن است که ادامه ارسال اسلحه به طرفهای درگیر در مخاصمه، به ادامه درگیریها انجامیده و رنج مردم یمن را طولانی کرده است.
این در حالی است که عربستان سعودی و امارات عربی متحده، طرفهای اصلی ائتلافی که مردم یمن را هر روز هدف بمباران قرار میدهند، از بزرگترین خریداران تسلیحات انگلیس، آمریکا و فرانسه هستند. کارشناسان سازمان ملل در گزارشی که به «میشل باشِلِه» رئیس اداره حقوق بشر این سازمان ارائه شد، اعلام کردند قانونی بودن ارسال اسلحه توسط فرانسه، انگلیس، آمریکا و سایر کشورها جای سوال دارد.

اخیراً «جرمی کوربین» رهبر سابق حزب کارگر و نماینده کنونی پارلمان انگلیس از حوزه انتخابیه «لندن بزرگ» بعد از حمله ائتلاف متجاوز عربستان سعودی به یک زندان در استان صعده یمن که به گفته کمیته بینالمللی صلیب سرخ بیش از ۱۰۰ کشته و زخمی بر جای گذاشت، به شدت به مواضع دولت انگلیس در قبال عربستان سعودی و جنگ یمن تاخت و لندن را همدست جنایتهای ائتلاف سعودی خواند.
«اُوِن جونز» ستوننویس روزنامه انگلیسی «گاردین» هم در مطلبی با اشاره به رسواییهای اخیر دولت لندن در برگزاری مهمانی در بحبوحه محدودیتهای کرونایی، نوشت رسوایی به مراتب بزرگتر از مهمانیها در «داونینگ استریت»، همدستی لندن در جنایات ریاض علیه یمنیها است که در یک دنیای عادلانه میتوانست به سقوط بوریس جانسون نخستوزیر انگلیس منتهی شود. به نوشته این روزنامه، «به مدت هفت سال، ائتلاف تحت هدایت عربستان سعودی کشور فقیر (یمن) را با بمبهایی که بسیاری از آنها توسط انگلیس تامین میشود، درهم کوبیده و از طریق اتحاد نظامی سرسخت لندن با دیکتاتوری سعودی، دولت ما به طور مستقیم در این جنایات شریک است».
بر اساس تحقیقات «کارزار علیه تجارت اسلحه» (CAAT)، «بیاِیئی سیستمز» (BAE Systems) شرکت صنایع نظامی و هوافضایی بریتانیایی از سال ۲۰۱۵ تاکنون ۱۷.۶ میلیارد پوند تسلیحات و خدمات نظامی به دیکتاتوری سعودی فروخته و دارای ۶۷۰۰ کارمند در عربستان سعودی است. به لطف بررسی قضایی ارائه شده توسط این گروه انگلیسی در سال ۲۰۱۹، دادگاه استیناف دریافت که تصمیم دولت انگلیس برای تداوم دادن مجوز تجهیزات نظامی به عربستان سعودی غیرقانونی است، اما لندن با این استدلال که تنها در برخی موارد حملاتِ هوایی قوانین بشردوستانه نقض شده، فروش تسلیحات را از سر گرفت. انگلیس در حالی به تسلیح و حمایت از تلاشهای جنگی عربستان ادامه میدهد که کمکهای بشردوستانه خود به یمن را در سال ۲۰۲۱ به نصف کاهش داد و به گفته سازمان ملل این کشور با بدترین بحران انسانی در جهان روبهروست.
جنایتهای فرانسه
1. جنگ الجزایر
در 18 مه 1830 فرانسه به بهانه آن که فرمانروای الجزایر، سه سال پیش از آن، برای وصول هفت میلیون فرانک طلب این کشور از فرانسه، پاریس را تهدید کرده بود، دستور حمله به الجزایر را صادر کرد. اما بر خلاف تصور دولتمردان فرانسه، مردم الجزایر در مقابل حمله به کشورشان به شدت مقاومت کردند و حتی پس از اشغال این کشور توسط سربازان فرانسوی، امیر عبدالقادر الجزایری، سالها با آنها مبارزه کرد. با این وصف، به دلیل برتری تجهیزات فرانسویان، آنان پس از کشتار و شکنجه مردم و تجاوز به عنف در این کشور و سرکوب مقاومت آزادیخواهان مسلمان الجزایری، بر این کشور مسلط شدند.
سرانجام در سال 1962، پس از یک جنگ استقلالطلبانه خونین که طی آن بین 500000 تا 1500000 نفر به دست ارتش فرانسه و جبهه ملی آزادی کشته شدند، کشور الجزایر به پایتختی الجزیره اعلام استقلال کرد. بهانه حمله به الجزایر ادب کردن پادشاه آن کشور خوانده شد اما نتیجه آن تخریب آبادی الجزایر و آوارگی ملت آن و شکنجه و کشتن هزاران الجزایری و تجاوز وحشیانه به نوامیس آنان بود. از جمله جنایتهای تاریخی این اشغال جدا کردن سر مسلمانان توسط نیروهای فرانسوی در الجزایر بود.

سربازان فرانسوی، سر آزادیخواهان الجزایری رو روی نیزه زده و با آنها عکس میگیرند
2. جنایات فرانسه در جنگ جهانی دوم
کشتار آندلوت یکی از فجایع جنگی فرانسویها در 12 سپتامبر 1944 است. در این تاریخ نیروهای فرانسوی حدود 500 اسیر آلمانی را در انباری جمع کردند و به دستور فرمانده با تانک به جمعیت شلیک کردند. دست و پای قربانیان به همه سو پراکنده میشد و آنهایی که هنوز نفس میکشیدند را با مسلسل تیرباران کردند.
در دوران جنگ جهانی دوم، در آوریل 1945 شهر فرودنشتات در جنوب غربی آلمان مورد هجوم نیروهای فرانسوی قرار گرفت. فرانسویها این شهر را که مردم غیرنظامی در آن سکونت داشتند به مدت 16 ساعت زیر توپ گرفتند. حدود 600 ساختمان، یعنی 95 درصد از کل شهر در این چند ساعت نابود و 1400 خانوار آواره شدند. فرانسویها طی حملات بعدیشان از هر گونه خشونت و تجاوزی استفاده کردند. سربازان فرانسوی سربازان آلمانی را آغشته به گازوئیل میکردند و به آتش میکشیدند و سوختنشان را تماشا میکردند. صدها اسیر آلمانی در فرودگاه لو بورژه در نزدیکی پاریس کشته شدند و بسیاری از اسرا زیر چرخهای تانک توسط فرانسویها از بین رفتند.
3. کمکهای فرانسه به رژیم بعث در جنگ تحمیلی علیه ایران
مجموعه کمکهای نظامی و اطلاعاتی فرانسه از قبل از جنگ ایران و عراق یعنی سال ۱۹۷۳ شروع شد و با شروع جنگ ۸ ساله نیز این کمکها شدت گرفت. حجم کمکهای نظامی و فروش تجهیزات فرانسه به عراق در طول جنگ تا حدی بود که این کشور در رده دوم فروشندگان تسلیحات به عراق قرار گرفت. با توجه به سند شماره 2099/4/53/د مورخ ۲ آوریل ۱۹۸۷ وزارت دفاع عراق، فیلیپ روندو، از نقش خود در ارسال هواپیماهای میراژ و موشکهای رولاند خطاب به عدنان خیرالله سخن میگوید. وی همچنین خبر از بحث در هیئت دولت فرانسه بر سر امکان دستیابی محدود عراق به سلاح هستهای در جنگ میدهد.
دکترین نیروی هوایی عراق بیش از شوروی به فرانسه نزدیک بود. رژیم بعث از بهترین خلبانان خود بجای هواپیماهای شوروی، بر روی هواپیماهای فرانسوی استفاده میکرد. فرانسه قرار داد فروش ۱۳۳ فروند داسو میراژ اف۱ را بین سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۷ با عراق امضا کرد. فرانسه ۵ فروند سوپر اتاندارد در اختیار عراق قرار داد که به موشک اگزوست مجهز شده و در جنگ نفتکشها توسط عراق بکار گرفته شد. در همین راستا، فرانسه هلیکوپترهای آئروسپاسیال آلوئت ۴ پوما (بالگرد) سوپر فرلون را در اختیار عراق قرار داد.
اطلاعاتی که در سال ۱۹۹۰ منتشر شد نشان میداد که فرانسه از تأمین کنندگان زنجیره تولید بمبهای شیمایی برای عراق علیه ایران بودهاست. دهها هزار ایرانی که بخش عمدهای از آنان را غیر نظامیان تشکیل میدادند از جمله دهها هزار کرد عراقی با بمبهای شیمایی صدام قتلعام یا مجروح شدند و پس از تحمل سالها درد و رنج از دنیا رفتند.
4. عملیات هوایی، نظامی و اطلاعاتی فرانسه علیه لیبی
فرانسه در سال 2011 میلادی نقش مهمی در حملات هوایی ناتو به لیبی داشته است. پاریس همچنین تایید کرده است که یک پایگاه نظامی پیشرفته را در شمال نیجر در مرز لیبی احداث کرده است. حمله هوایی علیه ارتش لیبی اولین بار توسط نیروی هوایی فرانسه انجام شد و طی اقدامات نیروهای فرانسوی، بسیاری از غیرنظامیان کشته شدند.
پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی